معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - آرایش های صوری در نگارش - طريقه دار ابو الفضل
آرایش های صوری در نگارش
طريقه دار ابو الفضل
در نگارش، بيست نشانه مشهور براى نقطه گذارى وضع شده كه در همه جهان ـ از جمله ايران ـ نويسندگان و ويراستاران از آنها استفاده مىكنند. شكل اين علائم را در شماره قبل آورديم و در همه نقاط دنيا تقريبآ اشكال آنها يكسان است؛ البته گاهى در بعضى نشانهها، تفاوتهايى ديده مىشود؛ مثلا گيومه، شكلهاى فرانسوى (" ")، فرانسوى با گوشه («») و آلمانى (,, ``) دارد، اما در بيشتر آنها، يكجور است.
در مورد نشانههاى نقطه گذارى (علائم سجاوندى) آنچه كه مهم است موارد استفاده از آنهاست. اهل قلم، اين علائم را مىشناسند، اما برخى از آنان شيوه استفاده صحيح و موارد استعمال آنها را نميدانند، از همين روست كه گاهى نقطه ويرگول را به جاى ويرگول يا گيومه را به جاى پرانتز و... به كار مىبرند. به همين سبب، موضوع اين شماره از نوشته ما، موارد استفاده صحيح از نشانههاى نقطهگذارى است:
نقطه (.)
١ ـ پس از پايان جمله كامل: سعدى شاعرى بزرگ است.
٢ ـ در صورتى كه واژهاى به جاى جمله كامل به كار رود، پس از آن نقطه گذاشته مىشود:
بله.
نه.
كتاب. (مثلا در پاسخِ «چه خواندى؟»)
٣ ـ پس از هر حرفى كه به صورت نشانههاى اختصارى به كار رفته باشد:
م.ت.ج (= محمدتقى جعفرى)
ه .ق
P.T.T
٤ ـ پس از عددها در شمارههاى متن يا پاورقى.
يادآورى:
در موارد زير نبايد از نقطه استفاده كرد:
١ ـ پس از عنوان كتاب يا مقاله؛ حتى اگر عنوان، جمله كامل باشد، مثل:
درست: كتابى كه دنيا را دگرگون كرد
نادرست: كتابى كه دنيا را دگرگون كرد.
٢ ـ پس از عنوانهاى اصلى و فرعى:
درست: روزى كه على (ع) به طرف صفّين رفت
نادرست: روزى كه على(ع) به طرف صفّين رفت.
ويرگول(،)
١ ـ در ميان كلمههايى كه در هنگام خواندن ممكن است به هم اضافه شوند:
ـ براى ايرانى، مسلمان در هر جا گرامى است.
ـ اين، كتابِ راهنماى معلم است.
٢ ـ براى جدا كردنِ واژههايى كه شبيه به هم هستند:
مثال: در اينجا بايد بتوان به جاى نقطه، نقطه ـ ويرگول قرار داد.
٣ ـ پس از اعضاى رشته يا رديفى از واژهها كه از نوع دستورى واحدى باشند:
كتابِ خوب، دوست، همدم و معلمِ انسان است.
٤ ـ براى جدا كردنِ نام مؤلّف، كتاب، جلد، صفحه و مشخصات چاپى يك اثر:
مثال: محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، ج ١٧، ص ٥، چاپ اول: مؤسسة الوفا، بيروت ١٤١٣ ق.
٥ ـ براى حذف بعضى اسمها و فعلها :
حذفِ اسم و فعل: بازى اول جالب بود، اما دومى، نه چندان.
حذف فعل: يكى زان ميان زبانِ تعرّض دراز كرد و ملامت كردن آغاز، كه اين حركت، مناسبِ رأى خردمندان نكردى.
٦ ـ پيش از حروف تعليل: زيرا، چون، چونكه، چراكه، چه.
٧ ـ براى عنوانهايى كه پس از نام ميآيد:
امام خمينى، رهبر بزرگ انقلاب اسلامى، در انديشه رهايى همه مسلمانان بود.
٨ ـ پس از آرى، بلى و مانند آنها :
آرى، كتاب بهترين دوست انسان است.
نه، او را نديدم.
بله، كتابها را خواهم ديد.
٩ ـ ميان واژههاى دوتايى:
سياه و سفيد، زرد و سرخ، آفريقايى و آسيايى، زن و مرد، همه در انسانيت مشتركند.
١٠ ـ پس از قيدها و يا عبارتهاى قيدى:
به علاوه، وانگهى، با اينكه، براى نمونه.
١١ ـ براى جدا كردنِ واژه يا عبارتى كه «همنشينِ» اسم يا ضمير است:
پاستور، كاشف ميكروب، بسيار خوب مىنوشت.
١٢ ـ براى جدا كردن عبارتها و بندهاى ناتحديدى:
احمد، كه تازه از تهران برگشته، امشب ميهمان ماست.
توضيح: «تحديد» به معناى حد و اندازه دادن به چيزى است. بند تحديدى، عبارتى است كه فاعل را «تحديد و تعريف» مىكند. اگر بند تحديدى را از ميانِ جملهاى حذف كنيم، آن را بى معنا مىسازد يا معناى آن را به كلى دگرگون مىكند، مثل: مردى كه قهرمان شنا شد اينجاست. (در اين جمله، عبارتِ «كه قهرمان شنا شد» بندِ تحديدى است؛ يعنى به ما مىفهماند كه كدام مرد، اينجاست). مثال ديگر: «دكترى كه همسايه ماست، ديروز به عيادت من آمد».
اما بند تحديدى، فاعل را تحديد و تعريف نمىكند، بلكه مطلبى به آن ميافزايد و تا حادى جنبه جمله معترضه دارد، مثال: «جواد، كه سرما خورده است، سر كار نيامد». عبارتِ «كه سرما خورده است» يك اطلاع جديدى درباره جواد به ما ميدهد، ولى
اگر آن را از جمله حذف كنيم، مشكلى ايجاد نمىشود.
١٣ ـ در رديفهاى رياضى، پس از ارقام يا حروف؛ خواه رقمها فارسى باشند و خواه عربى.
(البته در اينگونه موارد، ويرگول به شكلِ غربىِ آن ( , ) گذاشته مىشود).
/١,٢,٣,... /a,a,a,......, ٣, ٢,١
يادآورى :١ اگر ارقام، در داخل جمله فارسى باشند، از ويرگول استفاده مىشود:
ـ دانشآموز كلاس اول ابتدايى، رقمهاى ١، ٢، ٣، و... را بايد خوب ياد بگيرد.
يادآورى :٢ اگر دو رقم، در جمله كنار يكديگر قرار گيرند با ويرگول جدا مىشوند:
در سال ١٣٥٦، ٥٧٨ دانشآموز در مدرسه ما بودند.
البته گاهى مىتوان جمله را طورى سامان داد كه رقمها كنار هم نباشد:
در سال ١٣٥٦ تعداد ٥٧٨ دانشآموز در مدرسه ما بودند.
نقطه ـ ويرگول (؛)
١ ـ هرگاه جملهاى از نظر دستورى كامل باشد، اما رابطه فكرى آن با جمله بعد، بيش از دو جملهاى باشد كه ميان آنها نقطه قرار مىگيرد، در اين صورت، ميانِ آن جمله و جمله بعد، نقطه ـ ويرگول قرار خواهد گرفت:
او كتابى نوشت؛ كتابى بسيار عميق و سودمند.
٢ ـ پيش از مثلا، يعنى، به عبارت ديگر.
٣ ـ ميان متن اصلىِ آيه و حديث و ترجمه آنها.
دو نقطه ():
١ ـ قبل از مقول قول:
امام خمينى فرمود: ما بايد مسلسلها را تبديل به قلم كنيم.
٢ ـ هنگام بر شمردنِ اجزاى يك امر كلى :
علوم اسلامى عبارتاند از: تفسير، كلام، حديث، رجال و...
٣ ـ براى معنا كردن واژهها:
نقى: پاكيزه
جُند: لشكر
سه نقطه (...)
١ ـ براى نشان دادنِ افتادگىهاى عمدى و يا حادثهاى متن.
٢ ـ به جاى واژه يا عبارتهاى حذف شده:
ما بايد از جنبههاى دينى، فرهنگى، اقتصادى و... پيشرفت كنيم.
ادامه بحث نشانههاى نقطهگذارى را ـ به خواست خدا ـ در شماره بعد پى مىگيريم. براى تسلط در به كارگيرى اين علائم، متنى را انتخاب كنيد و با قلم قرمز اين نشانهها را به صورت صحيح در آنها به كار ببريد.