فقه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - فقه و پژوهش

سرمقاله فقه و پژوهش

امروزه,به بركت رستاخير بزرگى كه امام خمينى,رحمة اللّه عليه, در اين بوم و بَر آفريد, پژوهش, كه تاروپود حركت و پويش بدان بسته است, جايگاه ويژه يافته و به زيبايى و رخشانى اوج گرفته است. پژوهشگاه هاى بسيار دامن گسترده,جشنواره هاى بسيار بر پا شده و مى شوند, انجمنهاى پژوهشى پا گرفته, پژوهش گر بر صدر نشانده شده و بزرگش مى دارند و كارش را مى ستايند.

اين همه, نشان از رويكرد مبارك و ارج گذارى جمعى است به مهم ترين, اساسى ترين و بنيادى ترين نياز اجتماعى امروز و فرداى ما.

از آن نواخت و اين رويكرد, آينده زيبا و پرشكوه و جلالى را مى توان براى پژوهش , پيش بينى كرد و از اوج گيرى, دامن گسترى و پرتوافشانى پژوهش, در آينده اى نه چندان دور, خبر داد.

اميد مى رود با اين دريچه اى كه رو به ساحَت و چشم انداز بس زيباى پژوهش گشوده شده و خنكاى نسيم آن در هر انجمن و محفل علمى, در جانهاى شور مى آفريند و دلها را مى انگيزاند, به زودى جايگاه خود را در هِرَم نظام مقدس جمهورى اسلامى بيابد و در برنامه كلان كشور, در كنار آموزش قرار بگيرد.

نيروهاى جوان, با استعدادهاى درخشان, توان فكرى بالا, افق فكرى گسترده, اگر به آسانى به تواناييهاى پژوهشى دسترسى يابند, به درستى از افقى جديد مديريت شوند, در چهارچوب برنامه ريزى دقيق, روشن و همه سويه, قرار گيرند و حركت خويش را بياغازند, افق روشنى در گوناگون عرصه هاى پژوهش, بويژه پژوهشهاى دينى پديد خواهند آورد.

اگر همراه, , همساز و هماهنگ با آهنگ پژوهش, نيازهاى جدّى جامعه علمى و مردمان, در چشم انداز قرار نگيرند, پژوهش به بى راهه خواهد افتاد و از دامن گسترى و پرتوافشانى باز خواهند ماند و در به حركت در آوردن چرخهاى جامعه, نقشى نخواهد آفريد و كارى خواهد بود بيهوده و بى بازده.

پژوهش و كند وكاو, اگر شورى نينگيزد, حركتى نيافريند, جامه نو به تن جامعه نپوشاند, افقهاى نوى نگشايد, همان راه هاى كهنه و بسيار رفته را بپيمايد, اركان جامعه بنياد گشته بر چنين پژوهشى , يكى پس از ديگرى فرو خواهد ريخت.

پژوهش است كه انديشه نو را پديد مى آورد و انديشه نو است كه جامعه را نو مى سازد و مى شكوفاند و اوج مى دهد.

اگر جامعه اى از اين مهم بى بهره باشد, يا داشته باشد, ولى به خاطر كهنگى, فرسودگى و زنگ زدگى, نتواند بر مدار آن حركت كند, رو به افول خواهد گذاشت.

بله, آنچه امروز در جامعه علمى ما, نگرانيهايى را پديد آورده, كهنه گرايى, جمودانديشى, كم دانشى كارگزاران امر پژوهش است; همانان كه در عرصه اند و ميدان دار و به پندار خود پژوهش را هدايت مى كنند و جهت مى دهند.

اينان, چون بى بهره از دانشهاى روز, انديشه هاى نو, راهگشا, دگرگونى آفرين, بالنده و شكوفاند, در پرتو مديريت, شوق انگيزى و پشتيبانى آنان پژوهشهايى ميدان مى يابند كه از نوآورى و خيزش, بى بهره اند و كهنگى, تكرار, ناسودمندى و ناراهگشايى, سر تا پاى آنها را فرا گرفته است.

اين حركت, كم گويان نوگوى را به انزوا مى كشاند و پرگويان و كهنه گوى را بر صدر مى نشاند و از همين جا افول آغاز مى شود.

آنچه كه نياز جامعه است, بايد بها داده شود و در صدر قرار گيرد, نه انبوه پژوهشهاى كنار مانده از حركت و پويش جامعه, همانا جرقه هايى كه گه گاه در دل تاريكيها و تيرگيها جلوه گرى مى كنند.

اگر اين پژوهشها و انديشه هاى جرقه گون, پاس داشته شوند و ارج ببينند, به زودى بسيار خواهند شد و آسمان پژوهش را شهاب باران خواهند كرد.

اين كه مى بينيم, تار و پودپژوهش در اين بَروبوم, از هم گسسته است, رونويسى بسيار, از اين و از آن گرفتن و به نام خود به زيور چاپ آراستن, معمول و رونق بازار, پژوهش گر نمايان يك شبه ره صد ساله پيموده, ميدان دار… از اين جا سرچشمه مى گيرد كه به نوگرايان كه بسيار اندكند و كم شمار, توجه نمى شود و پژوهش آنان كه به سختى سامان يافته و از گردونه هاى دشوار گذر, گذر كرده و راه هاى پرسنگلاخ بسيار را پيموده, تا چنين زيبا و آراسته فرا روى ما قرار گرفته, در مدار توجه قرار نمى گيرد.

اين حركت, خواسته يا ناخواسته, نوآوران را بيش از پيش به انزوا مى كشاند, برگ و بار آنان را مى ريزد و انگيزه را از آنان مى گيرد, همان انگيزه قوى كه آنان را به وادى نوآورى, با همه دشواريهايش كشانده است.

اين از هم گسستگى و آشفته بازارى, پيامدهاى ناگوار بسيار دارد كه به پاره اى از آنها, اشاره شد و پاره اى ديگر اكنون, فراروى قرار مى گيرند:

١. جدايى بين خروجيهاى پژوهش, بانيازها.

٢. پرداختن به گزاره هاى كم اهميت و تنها علمى و مدرسه اى.

٣. ناشناخته ماندن انديشه وران نوآور و انديشه هاى نو.

٤. رويگردانى فرهيختگان, جويندگان انديشه هاى نو, از پژوهشها, بويژه پژوهشهاى دينى.

٥. دامن گسترى ناعدالتيها, برترى دادن رنج ناديدگان بر رنج ديدگان و تلاش گران نستوه, در كانونهايى كه بايد پاسدار عدالت و بَرى از هر گونه تبعيض ناروا باشند.

٦. مرگ و افول فرهنگ و انديشه, دو اهرم به حركت درآورنده جامعه, همانها كه بستگى شديد به نوآورى و ميدان دارى نوآوران دارند.

اين دوباره كاريها, دستبرد به آثار ديگران, نشر انديشه هاى كهنه, خرافه, سخنان سست بنياد و… با هزينه هاى كلان و گزاف, امروز چهره جامعه علمى را كدر, غبارآلود و زشت جلوه گر ساخته كه بايد اهل انديشه و فرهنگ, دانايان و روشن روانان, به پا خيزند, همت گمارند و حركت نوينى را بياغازند و با بنان و بيان, با پژوهشهاى ملال آور, خستگى افزون, عمر بر باد ده, انديشه سوز و هزينه هدر ده در افتند و بنيادى نو و با شكوه براى پژوهشها, پى افكنند.

اگر پيشينيان, به زيبايى قلّه پژوهش را در نور ديده اند, نه از آن روى بوده كه استعداد داشته و توانايى و از همه چيز بهره مند كه پژوهش گران و پژوهشگاه هاى ما , از اين مواهب بيش تر بهره مندند; بلكه آنچه آنان از آن بهره داشته اند و ما نداريم, قاعده و تراز مندى و پاى بندى به اصول و قواعد پژوهش و توجه به سزاواريها و بايسته هاى پژوهش و نگارش است. سند زير, بخشى از اين حقيقت را مى نماياند:

ميرزا ابوالفضل تهرانى, در مقدمه كتاب شفاء الصدور, مى نويسد:

(ابن حزم ظاهرى, در رساله اندلسيه, كه الطف رسائل معموله در اين باب است (اقسام سبعه تصنيف) گفته و ساير فضلا و حكما نيز, به موافقت يا متابعت او قاعده تأسيس كرده اند كه هيچ عاقلى را روا نيست كه تخطى كند از تأليف بر يكى از هفت قسم:

اول. چيزى كه اختراع و ابتكار كند كه مسبوق به او نشده باشد.

دويم. عملى, يا كتابى ناقص كه او را تتميم و تكلمه كند.

سيم. مشكلى سربسته و دربسته كه به شرح, فتح اقفال و دفع اشكال او كند.

چهارم. كتابى, يا عملى مفصل و طويل الذيل, كه به حذف زوائد و جمع فوائد او را مختصر كرده, بى اخلال به جزئى و بى نقيصه, به قالب تصنيف برآورد.

پنجم. امور متفرقه پراكنده كه به سلسله جامعه فراهم آورد و در رسته جمع و تأليف كشد.

ششم. مسائل مختلطه, در هم شده كه غير مرتّب و نا منضدّند, بر وجهى خاص و ترتيبى مخصوص, در سلك ترتيب و تنضيد بر آورد.

هفتم. كتابى, يا مسأله اى كه در او, مؤلف , يا مخترع, خطائى كرده, بر خطاى او تنبيه كند و فساد او را اصلاح نمايد.

و تأليفاتى كه بيرون اين هفت قسم است, مثل اكثر مؤلفات غير متبحرين, شايسته اعتناى فحول و زيبنده مراجعه ارباب الباب و العقول نيست.)

شفاء الصدور فى شرح زيارت العاشور/ ١, چاپ سنگى

نكته در خور توجه, جايگاه نوآوريها در انديشه فرهيختگان پيشين است كه اولويت نخست را به انجام كارهاى نشده و راه هاى نرفته داده اند.

بارى, ما اگر بخواهيم از گشايشى كه در كار پژوهش پيش آمده, بهترين بهره ها را ببريم, بايستى تهيگاه ها را پر كنيم و گسلها و گسستهاى پديد آمده در ساحَت پژوهش را بازسازى كنيم, به سامان دهى پژوهش بپردازيم و كاستيها, آسيبها و آفتها را بشناسيم و به جبران و جلوگيرى از آنها, همت گماريم.

دانش فقه, از آن جا كه عهده دار روشنگرى مرز بايدها و نبايدهاست, مى تواند در برداشتن و زدودن بسيارى از بازدارنده ها, آفتها و آسيبهاى پژوهشى و حتى در برنامه ريزيهاى پژوهشى, كارگشا و نقش آفرين باشد.

در مثل, فقه, با توجه به نيازهاى جامعه, مى تواند:

ـ در جهت گيرى پژوهشها, نقش آفرين باشد و اظهار نظر كند.

ـ در گزينش گزاره هاى پروژه هاى پژوهشى, با توجه به زمان و مكان و نيازها, بايد و نبايد داشته باشد.

ـ پژوهش در پاره اى از مقوله ها و گزاره ها را كه تنها از شمارى از فرهيختگان, دانشوران و عالمان بر مى آيد,بر آنان واجب عينى سازد و وارد شدن كم مايگان, كم دانشان و كم تجربگان را به پاره اى از واديها و عرصه هاى پژوهش, حرام گرداند.

ـ شمارى كه از آشفته بازار پژوهش به ناروا بهره مى برند و به آثار ديگران دستبرد مى زنند و فكر و انديشه روشن روانان, دانايان, و اهل دانش و پژوهش را, مزّورانه و ترفند بازانه به نام خود ثبت مى كنند, به عنوان دروغ گو, دست يازنده به حقوق ديگران, آلوده كنندگان فرهنگ و دانش, غش در كار و… بشناساند و ناروايى كار آنان را بنماياند و ناشايستگى و نادرستى كار اين گونه كسان را به درستى آشكار سازد و دامن پژوهش را از اين آلودگيها و سياه كاريها پاك سازد.

ـ مقوله و گزاره حق التأليف و كپى رايت را به بوته بررسى نهد و با بيان روشن, همه سويه, از بسيارى از حق كشيهاى ناشران و مؤسسه هاى بى تعهد و تباه كننده فرهنگ و انديشه, جلوگيرى كند و از حق نويسندگان و نوآوران به دفاع برخيزد, تا گل انديشه بشكفد و پژوهش گران نوآور, اميدوارانه و با انگيزه بالا, در عرصه نوآورى به تلاش خود ادامه دهند.

بارى, اگر پژوهش را به عنوان يك گزاره مهم و بنيادين و با گستره گسترده, به فقه عرضه بداريم, روشن اشت كه بايد و نبايدهاى بسيارى را براى جامعه علمى ما روشن و از اين آشفتگى جلوگيرى خواهد كرد.

اگر فقه, به درستى و به همت و پشتكار فقيهان نوانديش و همه سويه نگر و آشناى به دنياى جديد پژوهش , پا در ساحَت پژوهش بگذارد, دگرگونى ژرف و بنيادينى پديد خواهد آورد و دستورالعملهاى ارزنده اى فرا راه معماران و سامان دهندگان امر پژوهش خواهد گذارد و به آنان يارى خواهد رساند كه عرصه پژوهش را از آفتها, آسيبها و آلودگيها پاك سازند.

در يك كلام, پژوهش امروز, براى به در آمدن از باتلاق نابسامانيها, نيازمندِ فقه پژوهش است.

جامعه فقهى ما, با تلاش و تكاپو, ژرف نگرى, درنگ و دقت, بايد در ميدان پژوهش قد برافرازد و حريم آن را از هرگونه حركت حريم شكنانه پاس بدارد و نگذارد با بلبشوى نبود قانون و مجال طرح نيافتن آيينها و قانونهاى شرعى, هر رهزنى قد افرازد و به تاراج پژوهش پژوهش گران ناب انديش بپردازد و يا سوداگرانه با مقوله هاى نيازمند به پژوهشِ دقيق و كالبدشكافانه برخورد كند و انسانهاى جوياى حقيقت را به سرابهاى خود ساخته رهنمون شود كه نه تنها تشنگى آنان را فرو ننشاند كه رميدگى در آنان پديد آورد.

امروزه, فقيهان روشن انديش و روشن روان, اگر بتوانند به درستى ساحَت پژوهش را از هر گزند و آلودگى, با درآوردن بايد و نبايدها از دل شريعت, به دور بدارند, زمينه را براى دگرگونيهاى بزرگ فراهم آورده اند. زيرا پژوهش به دور از آفتها و گزندها, سالم و شاداب, خيلى زود جامعه علمى را از ركود به در مى آورد, غبار از چهره آن مى زدايد و افقهاى روشن را به آن مى نماياند.

از ركود به درآوردن جامعه, بالنده و شاداب گردانيدن آن, دميدن روح حيات به كالبد آن, با پژوهش بى غل و غش, ناب و بى آميغ ممكن است.

جامعه هايى كه به اوج رسيده و از تنگناها به در آمده و شكوفان شده اند, بايد و نبايدهايى در پژوهش داشته و با آيينها و قانونهاى سخت و استوار از حريم آن, جانانه, در همه آنات و در همه فراز و نشيبها, به دفاع برخاسته و نگذاشته اند به هيچ روى گزندى به آن برسد.

نويسنده, ناشر, دولت و مردم, همه و همه, با هماهنگى و رأى مندى نگذاشته اند چشمه جوشان پژوهش از جوشش باز ايستد و بخشكد و از زلال آن بى بهره مانند و از پاى درآيند.

اينان خوب دريافته اند, وقتى مى تواند جامعه از لاك و پوسته خود به در آيد و در جاده هاى ناپيموده شده حركت خويش را بياغازد كه از انديشه هاى نوِ سرچشمه گرفته از پژوهش, پرتو بگيرد و درون خويش را از تاريكيها و تيرگيها پاك سازد.

جامعه اى شكوفان مى شود و در دل خود تمدنى بزرگ را مى پروراند كه نوآوران و پژوهش گران و نويسندگان و اهل فكر و انديشه اش, با نگهداشت حقوقشان, در رأس هِرَم قرار بگيرند و صدرنشين باشند.

اين نكته بس مهم را بسيارى از كشورها و جامعه ها به خوبى دريافته اند و بر نگهداشت و پاسدارى حقوق نويسندگان و نوآوران و پژوهش گرانشان پاى مى فشارند و نمى گذارند در اين ساحَت مقدس و تمدن آفرين, آلودگى راه يابد.

در گذشته, ما نيز چنين بوده ايم و بلكه سخت گيرتر و امروز نيز بايد چنين باشيم, تا به آن شكوفاييها و مجدها دست يابيم.

بى گمان, در هنگامه سرورى و آن گاه كه جامعه علمى مسلمانان, با مشعلهاى برافروخته دانش خويش, دنياى اسلاميان و ديگران را از جهل و تاريكى به در آورده و روشن كرده بود, پژوهش حريم داشته و هيچ كس را ياراى آن نبوده كه به اين حريم مقدس وارد شود, آشفتگى و پريشانى پديد آورد.

اسلاميان, حريم پژوهش را پاس داشتند كه رائد قوم و پيشاهنگ دانش در جهان شدند. تا وقتى كه چنين بود, چنان بودند, در اوج آسمانها, آفرينندگان دنياى جديد و زمينه ساز تمدن ديروز و امروز. از وقتى كه از گردونه بر كنار ماندند و پژوهش, نوآورى, شناخت و كشفِ ناشناخته ها, كم رنگ شد و پژوهش گران, نوآوران و كاشفان از صدر به زير آمدند, كسى آنان را ننواخت و پژوهش و نوآورى شان را ارج نگذاشت, دست تاراج گران باز گذاشته شد, دلقكها, پژوهش گرنماهاى رهزن ميدان دار شدند, جامعه اسلامى از فراز به فرود آمد و بال و پرش سوخت و از اوج آسمانها فرو افتاد و ديديم و ديديد كه چه شد و چسان از كاروان تمدن واپس ماند.

محمد حسن نجفى