پگاه حوزه
(١)
كنش تاريخى امام و جهش معرفتى حوزه - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
ماهوارههاى خصوصى و تبعات عمومى - شیرودی مرتضی
٢ ص
(٣)
امام و جهاننگرى اسمايى - رحیمیان سعید
٣ ص
(٤)
امام و مراتب كشف و شهود عرفانى - فعالى محمدتقى
٤ ص
(٥)
بررسى سياستخارجى در منظومه فكرى حضرت امام - رنجبر مقصود
٥ ص
(٦)
نگاهى به نظرات انتقادى متفكران غرب عليه غرب -
٦ ص
(٧)
اعجاز معنويات -
٧ ص
(٨)
اديان و مذاهب در جهان - ارکان مائده
٨ ص
(٩)
گزارش جهان دينى و جهانى شدن -
٩ ص
(١٠)
سراب دايى يوسف - حمد امیر
١٠ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - گزارش جهان دينى و جهانى شدن
گزارش جهان دينى و جهانى شدن
چهارمين كنگره دينپژوهان با عنوان «دين و جهانى شدن، فرصتها و چالشها» ، با قرائت پيام رئيس جمهور، هيجده ارديبهشت ماه در تالار مدرسه امام خمينى (ره) قم برگزار شد.
در اين كنگره يك روزه، آقاى محمد جواد صاحبى دبير شوراى برنامه ريزى دين پژوهان كشور و دبير كنگره گزارشى از اهداف، رويكردها و فعاليتهاى دبيرخانه همايش را ارايه داد.
پس از گزارش آقاى صاحبى، دكتر «محمدرضا تاجيك» مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز مطالعات استراتژيك، سخنانى را با موضوع «جهانى شدن و دين، عرفى سازى يا قدسى سازى» مطرح كرد. همچنين حجتالاسلام دكتر ناصر الهى، قائم مقام رياست دانشگاه مفيد، سخنانى پيرامون خاتميت و جهانى شدن با نگرشهاى نومناليستى و ذاتى گرايانه ايراد نمود.
پس از سخنان وى، دكتر هادى خانيكى نيز مطالبى را در زمينه «جهانى شدن و دين، دو روايت و چند پرسش» با موضوع «ارتباطات در فرآيند جهانى شدن و نسبت آن با دين» بيان كرد.
در اين مراسم «حجتالاسلام مصطفى جمالى، پژوهشگر علوم اسلامى و كارشناس ارشد فلسفه، مقاله خويش را با عنوان «نظام سرمايه دار، جهانى سازى و عرفى سازى» قرائت كرد. در قسمتى از اين مقاله آمده است: نظام سرمايه دارى در عالىترين صورت بندى خود، مبتنى بر مبانى اصول مدرنيته و نيازمند به جهانى شدن است، از اين رو جهانى شدن را به نفع آمال و اهداف خود مديريت مىكند; به تعبير ديگر، نظام سرمايه دارى در صدد ساختن جهانى هماهنگ با روند توسعه خود است و در همين راستا در فكر از بين بردن موانع سياسى، فرهنگى و اقتصادى در مقياس جهانى است.
اصلىترين مانع بر سر راه نظام سرمايهدارى، چه در درون جوامع غربى و چه در سير جهانى شدن آن، وجود «فرهنگ مذهب» به انحاى مختلف آن است، چرا كه نه پايگاه مشروعيت و نه كاركرد و اهداف نظام سرمايهدارى، هيچ يك با دين و رسالت آن در جوامع سازگارى ندارد.
وى با تاكيد بر اين نكته كه در سير جهانى سازى نيز مذهب به عنوان اصلىترين مانع بر سر راه نظام سرمايه دارى گسترش طلب مطرح است، خاطرنشان كرد: جهانى سازى به مثابه «سيستمى» عمل مىكند كه در آن تمامى ابعاد حيات بشرى، اعم از روابط فردى و اجتماعى بايد بر محوريت اقتصادى هماهنگ عمل كند و اين همان نظام سرمايهدارى مدرن است كه اين بار در مقياسى جهانى رخ نشان مىدهد، از اين رو همان گونه كه در تجربه درونى نظام سرمايهدارى، دين از صحنه عمل فردى و اجتماعى خارج شد، لازم است در اين مقياس جهانى نيز دين كاملا از صحنه خارج شود.
آقاى جمالى در ادامه افزود: اگرچه برخى از كشورها و اديان توانستند لوازم جهانى شدن نظام سرمايه دارى را بپذيرند، ولى اين اسلام و «انقلاب اسلامى» ، در اين عصر جهانى شدن در ناباورى تمام سردمداران و تئورسينهاى مادى به وقوع پيوست و به مانعى بزرگ بر سر راه نظام سرمايه دارى و داعيه جهانى شدن آن تبديل گرديد.
حجتالاسلام مصطفى جمالى با بيان اين كه «خاتميت» و «جامعيت» دين اسلام ناظر به اين معنا است كه اسلام از يك طرف به «سرپرستى» تمام جوامع در «طول تاريخ» نظر دارد و از طرفى در صدد است كه تمام شئون «فردى و اجتماعى» حيات بشرى را بر حول محور پرستش و «توحيد» به هماهنگى برساند، اظهار داشت: بر اين اساس، اسلام با پذيرش مشروط و اوليه عرف هر زمان، در صدد است كه تمامى روابط عرفى، اعم از عرف عام و عرف خاص را مبتنى بر اصول، اهداف و راهكارهاى احكام خود به هماهنگى برساند و در مسير پرستش الهى قرار دهد، و اين چيزى نيست، جز تحقق «تمدن اسلامى». اين كارشناس ارشد فلسفه معتقد است كه براى تحقق بخشيدن به چنين هدف والايى حوزههاى علميه نبايد، تنها به فقه خرد فردى بسنده كنند، بلكه بايد با اجتهاد روشمند خود، در پى ايجاد «فقه كلان و توسعه» باشند. از طرف ديگر دانشگاههاى اسلامى نيز بايد در پى «توليد علوم انسانى و تجربى مبتنى بر جهان بينى، جامعهشناسى و انسانشناسى متخذ از دين باشند، و در آخر نظام اجرايى نيز بايد مبتنى بر علوم اسلامى «مدلهاى توسعه سياسى، فرهنگى، اقتصادى» جامعه اسلامى را حول محور غلبه اسلام، در درگيرى با نظام مادى جهانى ارايه دهد.
وى در پايان يادآور شد: در صورتى كه اين سه نهاد جامعه اسلامى به وظايف بنيادين خود عمل نكنند، قدرت «معمارى تمدن اسلامى» از جامعه اسلامى سلب مىشود و حكومت اسلامى از سطح رهبرى حوادث و مديريت جهانى شدن تنزل مىيابد و در نهايتبه «عرفى شدن» يا تاويل حسى دين در عرصه حيات اجتماعى منتهى مىگردد.
در ادامه اين كنگره، دكتر عليرضا شجاعى زند عضو هيات علمى دانشگاه تربيت مدرس به قرائت مقاله خويش با عنوان دين و جهانيت، جهانى شدن، جهانىسازى و جهانىگرايى پرداخت و گفت: مفاهيم در حوزه علوم انسانى، بنيادىترين عنصر و كوچكترين جزء تشكيل دهنده نظريات هستند و در عين حال، آسيب زاترين بخش به دليل احتمال بدفهمىهاى فراوان و دامن زدن به مجادلات بىسرانجام، به خصوص اگر آن موضوع در اوان شكلگيرى و نظريهپردازى باشد و هنوز مجال كافى براى جرح و اصلاح و شرح و ايضاح مفاهيم اصلى خويش را نيافته باشد. اين معضل هنگامى پيچيدهتر مىشود كه مساله سهل انگارى در ترجمه متون نظرى و بىدقتى در معادل يابى واژههاى تخصصى، از زبانهاى ديگر نيز بدان افزوده شود.
عضو هيات علمى دانشگاه تربيت مدرس اظهار داشت: يكى از مغالطات رايج در بحث جهانى شدن، به هم در آميخته شدن سطوح تئوريك، استراتژيك و ايدئولوژيك آنها است. «جهانى شدن» از جمله نظرياتى است كه در عصر كاربردى شدن تئورىها، استعداد و ميل شگرفى براى نزول به سطح راهبردى و حتى عقيدتى دارد. اين همان سطحى است كه ما از آن تحت عنوان «جهانى سازى» ياد كردهايم.
«جهانيت» به مثابه يك واقعيت تحقق يافته و «جهانى شدن» به مثابه يك فرآيند در حال وقوع و يا نظريه تبيينى آن، براى نيروهاى مسلط و جريانات فائقى كه روند قضايا را به نفع خويش پيش بينى مىكردند، به تدريج ماهيت استراتژيك و ايدئولوژيك پيدا كرد. اگر واقعيتى به نام جهانيت را به خوبى بشناسيم و از جهانى شدن به عنوان نظريه مؤيد وجود اين فرآيند، درك روشنى داشته باشيم، اذعان مىكنيم كه جريانات رقيب در عرصه جهانى، نمىتوانند نسبتبه آن بىتفاوت باشند. از اين رو طبيعى است كه بر حسب ارزيابى اين جريانات از روند اوضاع، حداقل دو ايدئولوژى مدافع و مخالف جهانيت و جهانى شدن شكل بگيرد; «جهانىگرايى» همان ايدئولوژى مدافع تحقق اين فرآيند است.
دكتر شجاعى زند در پايان اظهار داشت: به نظر مىرسد مهمترين برخورد هاميان پديده جهانى با اسلام، در آنجا شكل بگيرد كه اين پديده در قالب يك استراتژى و با جهتگيرىهايى خاص ظاهر مىشود، و مطولترين بحث ما در اين مقال نيز به همين سرفصل اختصاص دارد.
×××
پس از سخنان شجاعى زند، دكتر حسين كچوئيان عضو هيئت علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، موضوع مورد حثخويش را با عنوان «رويكرد نظرى جهانى شدن به دين» ارايه كرد.
پس از سخنان وى دكتر محمد حسين مشرف جوادى، استاديار دانشكده علوم ادارى و اقتصادى دانشگاه اصفهان، مقاله خويش را با عنوان «بررسى فرآيند جهانى شدن و نگرش دين» قرائت كرد. وى ابتدا تعاريف و برداشتهاى گوناگون صاحبنظران از جهانى شدن را ارايه داد و افزود: بحث از جهانى در ذات خود بحث كم و بيش مبهمى است هر چند كه در جهانى شدن يكپارچگى فرهنگ و زبان، سياست و مديريت، دين و ارزشهاى ملى كشورها به طور همزمان و همپايهاى مدنظر بوده است، ولى در سالهاى اخير بارزترين وجهه جهانىشدن بعد اقتصادى يا تجارى آن است.
وى در ادامه افزود: در اين رابطه، جهانىشدن هريك از مقولههاى فوق را به چالش كشيده و موافقان و مخالفان بسيارى را در سرتاسر جهان هويدا نموده است كه در اين مقاله به نظرات تعدادى از آنها پرداخته شده است.
در ارتباط با اين مطلب، تعدادى از صاحبنظران معتقدند كه جهانى شدن علاوه برحذف و يا كاهش مرزهاى جغرافيايى و فاصلههاى زمانى، موجب سركوب ملىگرايى، آزادى واقعى مذهبى، مهاجرت براى رهايى از ظلم و ستم، و تاثيرات عميق بر روشها، ديدگاهها، اعتقادات و ارزشهاى ملتها شده است; در حقيقت جهانى شدن مترادف با امريكايى شدن است.
هر چند نگرش امريكايىها و اروپايىها در ارتباط با مقوله جهانى شدن متفاوت است و اگرچه در ميان اديان، دو دين مسيحيت و اسلام بيشتر از اديان ديگر منادى وحدت و يا در پى جهانى شدن دين در جهان بودهاند، ولى امروزه بسيارى از دانشمندان معتقدند كه كشورها قادر به حفظ و حراست از دين، اعتقادات و ارزشهاى اخلاقى خود نيستند. در عين حال عدهاى نيز معتقدند كه فرايند جهانىشدن حاوى مزايا يا مضارى براى كشورها است. به هر حال، آمار و ارقام صادرات كالاى كشورهاى اسلامى، بيان گر اين مطلب است كه روند جهانىشدن به نفع كشورهاى پيشرفته و به ضرر كشورهاى اسلامى است.
وى در پايان به بررسى نسبت دين و خشونت، شروط صلح جهانى از قبيل برابرى و عدالت، و بالاخره به تعدادى از چالشهايى كه اديان به ويژه دين مبين اسلام در مقابله با جهانىشدن با آنها روبرو است، مانند حقوق زنان و مردان، حقوق كودك و يا اقليتها و ميزان ديه پرداخته است.
×××
حجت الاسلام دكتر سيد محمد ثقفى، عضو هيئت علمى دانشگاه و دكتراى تاريخ تمدن اسلامى، ديگر سخنران اين كنگره بود كه مقاله خويش را تحت عنوان «عناصر زنده فرهنگى مذهبى در جهانى شدن» قرائت كرد. سپس دكتر سيد عبدالقيوم سجادى عضو هيئت علمى دانشگاه باقرالعلوم، مقاله خود را با عنوان «حكومت جهانى اسلام و جهانىشدن» قرائت كرد، وى در سخنان خود به اين پرسش اساسى پرداخته است كه جهانىشدن با حكومت جهانى اسلام چه نسبتى برقرار مىكند؟ آيا گفتمان جهانى شدن متناقض و نافى ايده حكومت جهانى اسلام استيا خود زمينه درك بهتر و تبيين عالمانه اين نظريه دينى را فراهم مىنمايد؟
پاسخ ايشان به اين سؤال، يك پاسخ دو وجهى است كه با تفكيك ميان رويه ايدئولوژيك و تكنولوژيك، جهانى شدن بر اساس آن ايدئولوژى جهانى شدن (ليبراليسم غربى) مناقض ايده جهانى اسلام توضيح داده مىشود، در حالى كه از جانب ديگر رويه تكنولوژيك جهانى شدن خود زمينهساز فهم و تبيين علمى ايده حكومت جهانى اسلام است.
دكتر سجادى در ادامه مقاله خويش خاطر نشان مىكند: ويژگىهاى جهانى شدن و به ويژه پيامدهاى منفى آن، نظير توزيع نابرابر فرصتها، به تشديد فقر و بى عدالتى مضاعف مىانجامد و در نهايت نمىتواند خواستهاى معقول بشر، براى رسيدن به جامعه امن و همراه با عدالت را تامين كند. سرخوردگى از اين الگوى بشرى زمينهساز اقبال به نظريه حكومت جهانى اسلام خواهد بود.
جهان اسلام مىتواند با استفاده از تكنولوژى جهانى شده، براى بسط و توسعه انديشه و آموزههاى دينى كه داراى خصلت فطرى و انسانى است، اقدام نمايند.
پس از بيانات ايشان، حجت الاسلام عبدالمجيد آكوچيان پژوهشگر علوم اسلامى و مهندس الكترونيك، به ايراد مقاله خود با موضوع «سلام! جهانىشدن» پرداخت و گفت: فرآيند جهانىشدن را كه شايد فرآيندى ناگزير و اجبارى براى انسان امروز باشد، هم مىتوان يك تهديد و هم يك فرصت تلقى كرد؟ رويارويى با پديده جهانىشدن، به دليل جنبههاى مفيدى كه دارد، براى ما به معناى مقابله با جنبههاى منحط آن است، چرا كه اين رويداد همچون سيلى است كه چه بخواهيم و چه نخواهيم در حال آمدن و گسترش است. تجربه تاريخى ما - چنانچه در حمله مغول شاهدش بوديم - به ما آموخته است كه مىتوانيم به خوبى، با قدرت و جديت، و بى هراس از خودبيگانگى، با تكيه بر فرهنگ دينى، ملى و نخبگان مولد خويش، مشروط به تلاش آزادانه، خود باورانه و آگاهانه، و با اعتماد به نفس، پا در اين وادى بگذاريم و همچون تجربههاى پيشين، آن را در خود منحل كنيم و بياموزيم و بياموزانيم .
حجتالاسلام آكوچيان در ادامه اظهار داشت: به هر حال بايد اين نتيجه را بپذيريم كه رويكرد جهانگرايانه ايرانيان در فرهنگ ديرپاى ايرانى ريشه دارد و علتها و سرچشمههاى آن را بايد در همين فرهنگ جستوجو كرد. فرهنگى كه بسيار كهنتر و ريشهدارتر از فرهنگ نوين ملى است و در چارچوب تنگ مرزهاى جغرافيايى نمىگنجد.
از سوى ديگر، شايد مهمترين عاملى كه ايرانيان را به اسلام سوق داد، جهان شمولى آن بود كه به روشنى در تعاليم آن به چشم مىخورد، به گونهاى كه يك عامل فراملى و فراقومى، مانند پارسايى و تقوا را به عنوان شاخص برترى مىپذيرد. ايرانيان نيز به هر جنبش و آيينى كه داعيه جهانى داشته و اراده فتح جهان را كرده باشد، به چشم احترام مىنگريستند و آمادگى اين را داشتند كه در خدمت اين جنبش درآيند. و در يك گشت و گذار جهانى قلمرو حيات اجتماعى و فرهنگى خود را گسترش دهند.
×××
در ادامه چهارمين كنگره دينپژوهان، دكتر سيد محمد حسن حجازى فارغ التحصيل رشته علوم پزشكى دانشگاه اصفهان، طى سخنانى با موضوع «چالش دين و جهانىشدن» گفت: جهانى شدن نتيجه موقعيت و وضعيت انسان معاصر در پايان اين هزاره است. جنبه اساسى جهانىشدن تراكم زمان و مكان است. اينك ما از حوادث عالم، حتى جنگها به شكل بصرى و در همان لحظه وقوع آگاه مىشويم. اين امر بر درك قبلى ما از فاصله اثر گذاشته، واقعيت را با مجاز در مىآميزد. مسئله دوم تاثير دگرگون كننده فنآورى اطلاعات در اداره تدبير امور جهان است. رايانه به عنوان منشا و منبع قدرت در مركز مىنشيند. همين سلطه و برترى اطلاعات است كه تصور نوعى سيطره بلا منازع و تمام عيار را براى دارندهاش ايجاد مىكند.
مسئله سوم اتخاذ انديشهها و آرايى است كه به تعبير در راه و رسم كشوردارى اعتبار مىبخشد و انتقال وظايف و اقتدار دولتبه بازار را موجه جلوه مىدهد. اين انديشهها را «نئوليبراليسم» يا «سرمايه دارى و الاستريتى» نام نهادهاند; سياستهايى چون آزادسازى، كاهش مالياتها و به حداقل رساندن نظارت دولت.
حاصل آنكه جهانى شدن آن گونه كه در حال حاضر تقرر يافته، به مظهر يك سلسله نگرشها و رويكردها تبديل شده كه ضد نظم، ضد نهادينگى و ضد حكومت و دولت است. عمود خانه دين نگرشى است روحانى و معنوى درباره هويت انسان و معناى حيات همين است كه محتواى مستور در پديده جهانى شدن، دين را به نبرد مىخواند.
وى در ادامه مقاله خود آورده است: جهانىشدن به لحاظ نظرى با فرصتيا تهديد بودن آن يكسان است و اين ما هستيم كه چگونگى آن را تعيين مىكنيم. همانگونه كه جهانى شدن در مقام فرصت موجب شكوفا شدن هويتهاى دينى، ايجاد هويتبراى اقشار جامعه و همچنين داراى توان تفسير نو و معنا دادن به جهان است، در مقابل مىتواند عامل ايجاد بحران هويت، ظهور جنگهاى مذهبى و دينى در مناطق گوناگون، و عقبراندن دين از صحنه اجتماع باشد.
در بررسى چالش دين و جهانى شدن بايد به كنشپذيرى و كنشگرى دين توجه داشت. در اسلام تفكر شيعى، به دليل داشتن عناصرى مانند مهدويت، عدالت، نظريه فطرت، اجتهاد، عقلانيت، جهاد، پيام فراتاريخى و تئورى ولايت فقيه، بيشتر كنشگراست تا كنشپذير. به همين دليل مذهب شيعه به لحاظ تئوريك با داشتن عناصر فوق، توان جهانى شدن را دارد، اما نبايد از اين نكته غافل ماند كه در عرصه جهانى شدن شرط ماندگارى هر دين، به خصوص به عنوان نظام سياسى، داشتن مشروعيت، حقانيت و كارآمدى همزمان با هم است. بدون كارآمدى و مشروعيت، هر چند داراى حقانيت هم باشد، اما از پذيرش و اقبال مردم به آن كاسته مىشود.
×××
در ادامه كنگره دينپژوهان، حجت الاسلام دكتر حسام الدين آشنا، عضو هيئت علمى دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) مقاله خود را با موضوع «رسانههاى جديد (اينترنت)، چالشها و فرصتها براى دين» قرائت نمود.
وى بيان داشت: ارتباطات در دو حوزه است; يكى جذابيت و اثربخشى و ديگر اينكه چگونه اين اثربخشى را بسنجيم و تاثير آن را ملاحظه كنيم. وى در مورد بازشناسى رسانههاى جديد گفت: چهار رسانه جديد عبارت است از تلويزيونهاى ماهوارهاى، بازىهاى الكترونيكى، ديسك فشرده و اينترنت.
دكتر آشنا در توضيح جامعه اطلاعاتى اظهار داشت: جهانىگرايان خوشبينانه مىگويند كه در اين آرمان شهر كه آن را جامعه اطلاعاتى ناميدهاند، آزادىهاى فكرى، تحقيقاتى، آموزشى، تفريحى و شغلى روبه رشد خواهد بود و تجارت الكترونيك، خدمات بهداشتى و پزشكى راه دور و خدمات تلفنى بينالمللى از طريق اينترنت، زندگى را دلپذيرتر خواهد كرد. اما منتقدان اين مفهوم را بيشتر در تركيبهاى اضافى و به عنوان مضاف به مناطق جغرافيايى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى به كار مىبرند. با اين وصف مىتوان مانند ديگر پديدههاى وارداتى از جهان صنعتى، از جامعه اطلاعاتى اغنيا و فقرا يا به تعبير ديگر، جامعه اغنيا و فقراى اطلاعاتى، جامعه اطلاعاتى امريكايى، اروپايى، افريقايى، و در سطوح ملى مثلا جامعه اطلاعاتى ايرانى سخن گفت. حجتالاسلام آشنا در ادامه افزود: اسلام به سرعت در محيط ديجيتال رشد كرده است. موج اول اين حضور سريع، تبديل متون اصلى به فرمت ديجيتالى براى مخاطبين اهل علم مىباشد و موج دوم تقابل، توسعه و نهادينه شدن اينترنت دينى و آغاز گفتمان اسلام ميان نخبگان و عوام است. موج سوم نيز توجه بيشتر به فنآورى پيشرفته در طراحى سايتها و اخبار و نيز توجه به وجود رهبرى فكرى در سايتها و توجه بيشتر به لزوم تناسب كانال و محتوا و همچنين اصالت و كارآيى و گفت و گو گرايى اسلام براى زندگى مدرن و اعتدالگرايى، تكثر و رنگارنگى است.
در ادامه چهارمين كنگره دين پژوهان دكتر جليل مسعودى فر، عضو هيات علمى دانشگاه پيام نور بجنورد، به ايراد سخن در موضوع حفظ فرهنگ ايرانى - اسلامى در فرآيند جهانى شدن پرداخت. وى گفت: جهانى شدن فرآيندى است كه به موجب آن دولتهاى مختلف جهان به يكديگر نزديك و وابسته مىشوند. اين موج مرزهاى مختلف را مىپيمايد و در زندگى فردى و اجتماعى ملتهاى جهان تاثير مىگذارد. در اين رهگذر مسلمانان چگونه مىتوانند در مقابل اين موج سهمناك، از هويتخويش دفاع كنند؟ آيا آنان بايد در مقابل جهانى شدن بايستند آيا توان مقابله با آن را در ابعاد نظامى و فرهنگى دارند؟ آيا گوشهگيرى و انزواطلبى با توجه به گسترش ارتباطات، ممكن و منطقى است؟
در گذشته محور جهانى شدن مسايل سياسى و اقتصادى بود، ولى در دهه اخير نگرش فرهنگى اهميتبيشترى يافته است. در نظريه رابرتسون اين نگرش فرهنگى و رويكرد اخلاقى و انتقادى بسيار اهميت دارد. در اين نظريه، جهانى شدن به معنى غربى شدن و پذيرش ارزشها و باورهاى غربى نيست، رابرتسون ضمن تاكيد بر ارزشهاى عام و كلى جهانى، به ارزشهاى خاص فرهنگى نيز توجه كرده است. او مىگويد: «تنوع و تكثرفرهنگى با ظهور يك فرهنگ مشترك جهانى مشترك منافات ندارد.»
مسعودىفر در ادامه افزود: با مبنا قرار دادن اين نظريه مىتوان نقش اسلام و اهميت فرهنگ ايرانى را در عرصه جهانى به درستى تبيين كرد. جهانى شدن در جهت نابودى دين و ارزشهاى مذهبى گام بر نمىدارد. پيروان واقعى اديان مىتوانند با احيا و پالايش دين و با امكانات تازه و زبانى نو از ارزشهاى انسانى دين دفاع كنند.
اسلام به عنوان يك دين جهانى، نه تنها با جهانى شدن مخالفتى ندارد، بلكه مىتواند ارمغانهاى مهمى به جهان ارايه دهد، به شرطى كه نداى عدالتطلبى و خردورزى و آزادى خواهى اسلامى، در طنين هياهوى خشونت طلبان گم نشود.
وى در خاتمه گفت: جهانى شدن، هم فرصت است و هم تهديد; فرصتبراى عرضه فرهنگهاى قوى و نيز تهديد براى فرهنگهاى ضعيف، ما بايد آنچه داريم را به درستى بشناسيم و به زيبايى مطرح كنيم و آنچه محتاج آن هستيم، هوشمندانه بپذيريم. ايرانيان بايد وارد گفتگو در عرصه جهانى شوند و هويت ملى خود را حفظ كنند.
×××
پس از اين، حجتالاسلام محمدجواد شجاعى شكورى، پژوهش گر علوم اسلامى و كارشناس ارشد اقتصاد، مقاله خويش را با عنوان «دين در عصر جهانى شدن» ارائه داد. وى در اين مقاله ضمن بحث مختصر در زمينه ديدگاههاى مختلف درباره جهانى شدن، اعم از فرايند يا پروژه دانستن آن، نظر مخالفين و موافقين مقوله جهانى شدن را مطرح كرد و در اين رهگذر، به عقايد هر دو دسته در مورد وضعيت فرهنگ و دين در اين عصر پرداخته است.
وى سپس به ابراز نگرانىها از سرنوشت دين و فرهنگ ملتهاى جهان سوم كه بر اثر فرآيند جهانى شدن به تصوير كشيده است، پرداخت و سعى كرد كه با الهام از تعاليم قرآن، سرنوشت و سرانجام دين در عصر جهانى شدن، مشخص نمايد و به نوعى به مخاطرات در مورد آينده دين در نتيجه پروژه يا فرايند جهانى شدن پاسخ بدهد.
حجتالاسلام شجاعى شكورى در پايان اظهار داشت: با توجه به بحث ابعاد جهانى شدن و اينكه اين پديده منحصر در اقتصاد نبوده، بلكه دامن فرهنگها، انديشهها و دين رانيز در برخواهد گرفت، ابتدا ضرورت بحث از نقش دين در عصر جهانى شدن و آنگاه اثبات ابعاد جهانى شدن و اينكه منحصر در بعد اقتصادى نيست و در مرحله بعد بحث نقش دين و نظرات مختلف خواهد آمد.
سپس دكتر مجيد موحد مقاله خود را تحت عنوان «رويكرد جامعه شناختى به فرآيند سكولاريزاسيون در عصر جهانى شدن» ارايه داد. اين مقاله در پى پاسخ گويى به چگونگى جايگاه تئورىهاى سكولاريزاسيون در عصر جهانى شدن و بررسى رابطه جهانى شدن با فرآيند سكولاريزاسيون و نتايج جهانى شدن بر حيات دينى جوامع معاصر است. وى در قسمتى از اين مقاله آورده است: پس از بررسى موشكافانه در باب تئورىهاى سكولاريزاسيون و آراى نظريه پردازان، در مىيابيم كه اجماعى تقريبى وجود دارد كه فرآيند مدرن سازى جوامع، با عناصرى چون عقلانيت، فردگرايى، تكثرگرايى دينى، شهرنشينى و صنعتى شدن، از جمله عوامل مؤثر بر فرآيند دنيوى سازى در دنياى مدرن است.
در ميان جامعه شناسان دين توافقى بر سر تعريف دنيوى سازى وجود ندارد، اما در اينكه دنيوى سازى و فرآيند آن از تغييرات اجتماعى فرهنگىاى است كه در طى آن نفوذ و قدرت اجتماعى دين كاهش يافته است، توافق ضمنى وجود دارد.
در همين حال منتقدان سكولاريزاسيون، با تكيه بر شواهد تجربى در جوامع مختلف، ادعاى نظريه پردازان كلاسيك جامعهشناسى كه مدعى ناپديد شدن دين و اعتقاد دينى پس از مدرن شدن جوامع بودند، را مردود شمردهاند. اينان براى اثبات ادعاى خود، بر بروز و گسترش جنبشهاى مذهبى و بنيادگرايى دينى تاكيد داشتهاند. بر اين اساس، منتقدان ايده سكولاريزاسيون فرمول بندىهاى جديد تئوريك را در قالب تئورىهاى نئوسكولاريزاسيون مطرح مىنمايند.
دكتر موحد در ادامه اظهار داشت: جهانى شدن از جمله پديدههايى است كه از آن به عنوان ويژگى بارز دوران معاصر نام برده مىشود و همگرايى و يكسان سازى جهان از آن مستفاد مىگردد.
دكتر مجيد موحد در مورد جهانى شدن در بعد فرهنگى گفت: جهانى شدن در بعد فرهنگى سعى در اشاعه فرهنگى جهانى شده به فرهنگىهاى سنتى، ملى و محلى دارد. در اين راستا هويتهاى فرهنگى كه دين يكى از عناصر سياسى آن در هر جامعه است، مورد تعرض قرار مىگيرد. اين تعرض با اشاعه سكولاريزم به عنوان يكى از مؤلفههاى فرهنگ جهانى صورت مىگيرد و نوعى فشار جهت استحاله مذهب به عنوان جزئى از فرآيند سقوط سنت ايجاد مىگردد.
بر همين اساس است كه بيشترين مقاومت در مقابل جهانى شدن از سوى مذاهب بزرگ شرق مانند اسلام، هندوئيسم و آيين كنفوسيوس صورت گرفته است; پيروان اين مذاهب جهانى شدن را يك پروژه غربى در جهت جهانى سازى سكولاريزه غربى در نظر مىگيرند.
دكتر مجيد موحد گفت: نظريه پردازان سكولاريزم مفاهيم و نظريات جديدى مانند خصوصى سازى دين، انتخاب عقلايى دين و پستسكولاريزم را در جهت رفع نقايص و كاستىهاى نظريات كلاسيك سكولاريزاسيون، براى جايگاه دين در زندگى اجتماعى و فردى در جوامع جهانى شده معاصر ارايه مىدهند و در تمام اين تحليلها دين در سطح اجتماعى، پديدهاى حاشيهاى بوده كه در كنار عقلانيت مدرن حاكم بر جوامع معاصر، به عنوان سايبانى مقدس نقشى اخلاقى ايفا مىكند و در نهايت جهانى شدن با تقويت فرآيند سكولاريزاسيون، به منزوى كردن دين در دنياى معاصر كمك مىكند.
دكتر سيد كاظم سيد باقرى پژوهشگر علوم اسلامى و دانشجوى دكتراى دانشگاه قم سخنران ديگرى بود كه با موضوع «جهانى شدن و پويايى انتظارات از دين» به ارايه مقاله خويش پرداخت و با طرح اين سؤال كه آيا اديان مىتوانند در فرآيند جهانى شدن از پويايى و تحرك لازم و كافى براى برآوردن انتظارات انسان مدرن برآيند يا خير گفت: براى پاسخ به اين پرسش، لازم است پيش از هر چيز مفاهيم زير را تعريف كرد.
الف. جهانى شدن; لب آن از تراكم زمانى و مكانى است و به گفته «گيدنز» هر كسى در هر گوشه جهان از ديگر سمت آن باخبر است.
ب. دين; مجموعهاى كه با آموزههاى خود، براى صلاح زندگى دنيوى و اخروى، برنامه دقيق دارد.
ج. پويايى انتظارات; به آن معنا كه دين بتواند در گستره زمان و مكان براى همه پرسشها، پاسخ مقتضى داشته و از انعطاف برخوردار باشد.
وى در ادامه افزود: لازم است رابطه ميان جهانى شدن و دين مشخص شود. در اين باره سه نظر وجود دارد; گروهى كه به جهانى شدن نگرش بدبينانه دارند، گروهى كه ديدگاه خوش بينانه دارند، و گروهى كه نگرش ميانه و خردورزانه را پيشه خود كردهاند.
نگرش اخير معتقد است كه با اتخاذ رهيافتى عقلانى و نگرش پويا به مفاهيم دين، مىتوان آن را براى روزهاى شتابنده و فراگير جهانى شدن آماده كرد. از اين رو برخى مفاهيم پويا هستند كه در همه اديان وجود دارند، مانند آموزش، معنويت، ارزشهاى ثابت اخلاقى كه امروزه نيز در جهان مدرن صاحب نقش هستند.
اين پژوهشگر علوم اسلامى اظهار داشت: جهانى شدن تالار فرهنگ غرب نيست، بلكه دو سويه است. در دين اسلام نيز برخى مفاهيم پويا وجود دارند كه مىتوانند انتظارات بسيارى را در فراگرد جهان گسترى بر آورده كنند و به نوفهمى و نوانديشى عقلانى دين اسلام يارى برسانند. در اين مرحله، مفاهيم فطرت، اجتهاد و آموزههاى انعطافپذير و عقلانى مورد كنكاش قرار گرفته است.
در پايان چهارمين كنگره دين پژوهان، ميزگردى با شركت آقايان حجتالاسلام محمد مسجد جامعى و دكتر حسين كچوئيان با مديريت آقاى محمد جواد صاحبى برگزار شد.