پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - اهرم فشار داخلى براى تعيين سياستهاى خارجى

اهرم فشار داخلى براى تعيين سياست‌هاى خارجى


گفت‌وگو با عضو كميسيون امنيت ملى مجلس درباره نشست‌هاى تخصصى پيرامون مناسبات ايران و امريكا

گفت‌وگو از: اسماعيل عليخانى

نشست‌هاى همفكرى در كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس شوراى اسلامى با موضوعات تحولات افغانستان، مناسبات ايران و امريكا و تحولات عراق، بيش از يك سال است كه آغاز شده و تاكنون نيز تداوم يافته است.
بررسى‌هايى كه در اين كميسيون تخصصى مجلس آغاز شده، احتمالا كارشناسى‌ترين بررسى‌هايى باشد كه در مجموعه نهاد مجلس انجام پذيرفته است و مجلس شوراى اسلامى از آن جهت كه مجموعه‌اى از انواع تفكرات سياسى موجود در كشور را در خود جاى داده و نيز به آن لحاظ كه چهارراه بسيارى از رفت و آمدها وتحولات سياسى كشور محسوب مى‌شود به خودى خود پذيراى مباحث جدى در مورد مهم‌ترين موضوعات سياسى و فراگير ملى است. اما بررسى برخى موضوعات نظير موضوع ايران و امريكا به شكل تخصصى در مجلس شوراى اسلامى نشان از آن دارد كه اين نهاد در پى گفت‌وگوها و بعضا مجادلات سياسى فراوانى كه شاهد بوده به اين نتيجه رسيده است كه اين موضوع را به شكلى كاملا خاص مورد توجه و بررسى قرار دهد.
پگاه حوزه در گفت‌وگو با يك عضو كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس نتايج اين بررسى‌ها را مرور كرده و حميد رضا حاجى‌بابايى نماينده مردم همدان به سؤالاتى در اين باره پاسخ گفته است.

نشست‌هاى همفكرى كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس در خصوص موضوع ايران و امريكا تاكنون حول چه محورها و موضوعات و با حضور چه افرادى برگزار شده است؟

تاكنون نوعا از معاونين وزارت امور خارجه، نماينده ايران در سازمان ملل متحد و افرادى در اين رده‌ها كه با مسائل بين‌المللى آشنايى دارند براى حضور در نشستهاى كميسيون دعوت به عمل آمده است. آنچه در جريان بحث‌ها و بررسى‌هاى كميسيون مطرح شد، حول محور تحليل‌هايى بود كه آقايان در مورد جايگاه ايران و امريكا در عرصه بين‌الملل و وضعيت دو كشور نسبت‌به يكديگر مطرح مى‌كردند. اين نشستها هم اكنون عملا پايان يافته است اما كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى به راهكارى مشخص كه بتواند در چارچوب سياستهاى كلى نظام، مسير برون رفت از برخى بن‌بستها را ترسيم كند دست نيافته است. به نظر من كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس رسالت‌بزرگى بر دوش داشت و آن اين بود كه بايد موضع و راهكار مشخص خود را در خصوص موضوع امريكا اعلام مى‌كرد تا در فرآيند تصميم‌گيرى بتواند به مجموعه نظام كمك كند. فرقى هم نمى‌كرد كه ديدگاه كميسيون چه نوع ديدگاهى باشد بلكه مهم آن بود كه جمع‌بندى و تحليل نهايى خود را اعلام مى‌كرد ولى متاسفانه اين كار صورت نگرفت. يك بار هم همين موضوع در كميسيون مطرح شد و برخى اعضا انتقاد خودشان را مطرح كردند.
الان موضوع سياست‌خارجى و امنيت ملى، بحث اول كشور ما محسوب مى‌شود و انتظار مى‌رود كميسيون امنيت ملى و ياست‌خارجى مجلس به عنوان كميسيونى كه به طور تخصصى در مورد اين موضوعات تحقيق كرده است، نتيجه بررسى‌هاى خود را با مسئولين عاليرتبه نظام در ميان بگذارد. اين كارى است كه ساير كميسيون‌هاى تخصصى مجلس نيز انجام مى‌دهند. كميسيون‌هاى «برنامه و بودجه‌» ، «اقتصادى‌» و ديگر كميسيون‌ها تاكنون نشستهايى با مسئولين عاليرتبه كشور داشته‌اند و نظرات خود را مطرح كرده‌اند. من معتقدم ما بايد جمع‌بندى‌هاى كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى را در نشستهاى جداگانه با رهبر معظم انقلاب، رياست محترم جمهورى و ديگر مسئولان عاليرتبه نظام مطرح كنيم.

تصور مى‌كنيد از عرصه تصميمگيرى براى سياست‌خارجى كشور، مجلس شوراى اسلامى مى‌تواند منشا اثر باشد؟ با توجه به چارت سازمانى نظام جمهورى اسلامى، مجلس چه نقشى در روند تصميمگيرى در عرصه سياست‌خارجى ايفا خواهد كرد؟

تصميمگيرى در خصوص مسائل سياست‌خارجى عمدتا در شوراى امنيت ملى كشور، متمركز است. اين شورا متشكل از مسئولينى است كه هر يك صاحب راى و نظر هستند و رئيس مجلس شوراى اسلامى هم به عنوان يكى از اعضاى اصلى و اركان شوراى امنيت ملى، مى‌تواند در جريان تصميمگيرى‌ها، منشا اثر باشد. ضمن اينكه من معتقدم نبايد براى مجلس شوراى اسلامى، الزاما به دنبال جايگاه اينچنينى باشيم. مجلس مى‌تواند نقش يك اهرم فشار داخلى را براى تعيين سياست‌هاى خارجى ايفا كند. مجالس ديگر كشورها يك رسالت‌بزرگ براى خود قائل هستند و آن اينكه نمايندگان مجالس از آنجائى كه منتخبين مردم هستند از جانبت ملت مصوبات، سخنرانى‌ها، اظهارنظرها و بيانيه‌هايى دارند كه حاكى از تمايلات و ديدگاههاى ملت است. مجموعه اين حركت‌هاى نمايندگان پارلمان‌ها، دولت‌ها را وادار مى‌كند سياست‌هاى خارجى را به نحوى تنظيم كنند كه متضمن منافع عمومى كشور و ملت است. اين قاعده، مثال‌هاى متعددى دارد. مثلا مجلس امريكا در خصوص ايران، بعضا مواضع تندى اتخاذ مى‌كند. اين مواضع باعث مى‌شود كه دست دولت امريكا براى اتخاذ هر نوع موضعى در قبال ايران باز باشد و زمانى كه دستگاه ديپلماسى امريكا موضعى متعادل‌تر در قبال ايران اتخاذ مى‌كند، مورد پذيرش ناظران بين‌المللى قرار مى‌گيرد. در واقع، مجلس امريكا به «مرگ‌» مى‌گيرد كه دولت امريكا بتواند ديگران را به «تب‌» راضى كند.
همين اتفاق در نزديكى خود ما نيز رخ داد. در جريان حمله امريكا به عراق، نمايندگان مجلس تركيه موضع تند و قاطعى مبنى بر عدم همكارى با امريكا گرفتند و به دنبال آن دست دولت تركيه باز شد تا موضعى ميانه در قبال خواستهاى امريكا اتخاذ كند. دولت تركيه به رغم آنكه هم‌پيمان آمريكا بود، خيلى از امكانات را در اختيار امريكا قرار نداد اما با موضعى كه پارلمان اين كشور گرفته بود، جهت‌گيرى دولت اين كشور توجيه‌پذير بود.
مجلس شوراى اسلامى هم در رابطه با سياست‌خارجى كشور مى‌تواند از همين الگو پيروى كند. ما بايد آنچنان با قدرت موضع‌گيرى كنيم كه دست مسئولين سياست‌خارجى كشورمان باز باشد و زمانى كه در مذاكرات خارجى شركت مى‌كنند به پشتوانه موضعگيرى‌هاى نمايندگان مردم، مواضع قاطع بگيرند. متاسفانه بايد بپذيريم كه در كشور ما اين روند، به عكس است. يعنى در مواردى مواضع ديپلماتهاى ما، محكم‌تر از مواضع نمايندگان مجلس بوده است. اين باعث مى‌شود كه دستگاه ديپلماسى ما به انفعال كشيده شود و پشت ديپلماتهاى ما خالى شود.
گاهى گفته مى‌شود دستگاه ديپلماسى كشورمان نيز در ايجاد چنين وضعيتى بى‌تقصير نبوده است. و تمايل چندانى براى ورود مجلس به عرصه تصميمگيرى براى سياست‌خارجى وجود ندارد و حداقل بخشى از مراجع تصميم‌ساز در عرصه سياست‌خارجى، مجلس را واردبازى نمى‌كنند. مثلا با وجود اينكه كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس به عنوان يك كميسيون تخصصى، بررسى‌هاى دامنه‌دارى را در مورد نوع و نحوه مواجهه با موضوع ايران و امريكا به عمل آورده اما حتى در يكى از نشستهاى شوراى عالى امنيت ملى كشور، نماينده‌اى از سوى اين كميسيون مجلس حضور نيافته است تا نتيجه اين بررسى‌ها را تشريح كند. به نظر مى‌رسد اگر تمايلى براى استفاده از گزارش‌هاى تخصصى مجلس وجود داشته باشد، نمايندگان از آن استقبال كنند.
حضور رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست‌خارجى مجلس در جلسات شوراى عالى امنيت ملى كشور مفيد خواهد بود. از طرفى بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه مجلس بايد خودش براى خودش جايى باز كند. مجلس بايد اين نكته را جا بيندازد كه به عنوان يك مجموعه كاردان، حرف‌هايى براى گفتن دارد. مجلس در مواقع حساس مى‌تواند موضعگيرى‌هاى سرنوشت‌سازى داشته باشد كه سياست‌خارجى كشور را دستخوش تحولاتى كند. اما بعضا شاهد بوده‌ايم كه در مواقع حساس، سخنرانى‌ها و اظهارنظرهايى از سوى نمايندگان انجام شده است كه با سياست‌هاى كلى نظام هماهنگ نبوده است. سياست‌هاى كلى نظام را رهبرى تعيين مى‌كند و عدم همخوانى مواضع نمايندگان با اين سياست‌ها مى‌تواند مجلس را به انزوا بكشاند. براى مؤثرتر شدن نقش مجلس در عرصه سياست‌خارجى كشور بايد تعاملى منطقى و مثبت‌بين اين نهاد و ساير مسئولين كشور ايجاد شود.

اساسا چرا موضوع سياست‌خارجى و به ويژه موضوع ايران و امريكا ظرف يكى دو سال اخير جزو مهمترين سرفصل‌هاى سياسى داخل كشور قرار گرفت و به عامل تعيين كننده در تعريف مناسبات ميان نهادهاى حكومتى كشورمان تبديل شد؟ مجموعه عواملى كه بر اين موضوع تاثيرگذار واقع شده كدام‌اند؟

بحث مناسبات كشورمان با امريكا، يك بحث ريشه‌اى و مبنايى است. در طول سال‌هاى اخير مباحث‌سياسى داخلى كشورمان، سمت و سويى پيدا كرد كه امريكا را به يكى از محورهاى موضعگيرى جناح‌هاى سياسى تبديل كرد.
بر اساس انديشه‌هاى يك جريان فكرى در كشور، امريكا همان تعريفى را دارد كه امام (ره) فرمودند و رابطه ايران و امريكا رابطه گرگ و ميش است.
اين انديشه، عمدتا در ميان نيروهاى ارزشى نظام و جريانهاى سياسى ارزشى رواج دارد. مسئولين رده اول نظام نيز پيرو همين انديشه بوده‌اند.
در نقطه ديگر، انديشه‌اى شكل گرفته است كه به دلائل مختلف، ارتباط با غرب و امريكا را به ديده عاملى مهم در تامين منافع ملى ارزيابى مى‌كند. پيروان اين انديشه، چهره‌اى از امريكا ترسيم مى‌كنند كه طرفدار دموكراسى است و عدم ارتباط با آن منافع اقتصادى كشورمان را دچار مشكل مى‌كند. آن‌ها تاكيد دارند كه نبايد فرصت‌ها را از دست داد.
با جوسازى‌هايى كه در كشور ايجاد شد و تهييج افكار عمومى، تعارضات ميان اين دو تفكر، قالبى جدى‌تر به خود گرفت تا جايى كه نوع نگاه به مسئله رابطه با امريكا به مبنا و معيارى براى جذب نيرو و تعيين ميزان پشتوانه مردمى براى جريان‌هاى سياسى تبديل شد. بنابراين، پر رنگ شدن موضوع مناسبات ايران و امريكا، از يك منظر، ريشه در تحولات سياسى داخلى كشورمان دارد. اما از سوى ديگر رويكردهاى اخير امريكا در منطقه و حضور نظامى اين كشور در افغانستان و عراق، شرايطى ايجاد كرده كه طرح موضوع «امريكا» در فضاهاى سياسى داخل ايران را اجتناب‌ناپذير ساخته است.
تصور نمى‌كنيد مطرح شدن موضوع امريكا، فى‌نفسه رويكردى جديد براى جامعه ايران محسوب بشود؟ بررسى برخى تغييرات به وضوح اين واقعيت را نشان مى‌دهد. براى مثال همين امروز كه با شما مصاحبه مى‌كنيم آقاى دكتر حداد عادل رئيس فراكسيون اقليت مجلس در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار داشته است «مذاكراتى كه ميان برخى مقامات ايرانى و امريكائى صورت گرفته در مورد روابطه دو جانبه نبوده بلكه در مورد برخى مسائل منطقه‌اى و عراق بوده و نظير همان گفت‌وگوهايى است كه در جريان بحران افغانستان انجام شده بود». به بيان واضح‌تر نفس مذاكره و گفت‌وگو با امريكا حتى در نزد عناصر برجسته نظام نيز پذيرفته شده است و اختلاف نظرها صرفا در مورد موضوع مذاكره است. اين در حالى است كه تا همين دو سه سال پيش اساسا نفس مذاكره نيز به راحتى قابل طرح در مصاحبه‌ها و اظهارنظرها نبود چرا كه شايد نوعى خط قرمز محسوب مى‌شد.

ارزيابى شما از اين تغييرات در عرصه‌هاى سياسى داخلى كشور چيست؟

مذاكره با امريكا مى‌تواند دو شكل داشته باشد. يك وقت اين مذاكرات در مورد ارتباط دو جانبه انجام مى‌شود و يك وقت در مورد يك موضوع واحد كه به هر دو طرف مرتبط است. بايد ميان اين دو نوع مذاكره تفاوت قائل شد.
مذاكره در مورد رابطه دو جانبه، با توجه به سياست‌هاى كلى نظام، قطعا نفى شده است و كسى هم در اين جهت اقدامى نكرده است. اما در مورد موضوعى نظير بحران افغانستان در سال ٨٠. در آن شرايط، اتفاقى در افغانستان در حال شكل‌گيرى بود كه هم به امريكا و هم به ايران مرتبط مى‌شد. اينكه ايران و امريكا در مورد منافعشان در افغانستان با يكديگر گفت‌وگويى نداشته باشند، قابل قبول نبود. در وضعيت فعلى، موضوع عراق نيز از همين قاعده تبعيت مى‌كند. اكنون مرزى وجود دارد كه در يك طرف آن ايران و در طرف ديگرش كشورى با دولت دست نشانده امريكا قرار دارد. در اين شرايط اگر امريكا و ايران دشمن يكديگر هم باشند بايد در مورد تحولات عراق به يكسرى جمع‌بندى‌ها برسند. اين جمع‌بندى‌ها در ميزگردهاى چند جانبه يا مذاكرات رو در رو ميان كارشناسان دو طرف در ژنو صورت مى‌گيرد و يا اينكه از طريق صحبتهايى كه در تهران و از طريق سوئيس انجام مى‌شود صورت مى‌گيرد. ما آنجا كه منافعمان ايجاب كند، مذاكراتى را انجام خواهيم داد. بر اساس سياستهاى كلى نظام ما با هيچ كشورى جز اسرائيل مشكل ارتباط نداريم، اگر هم در مورد به خصوصى، مشكل وجود دارد، از جانب طرف مقابل ما است اگر امريكايى‌ها به رابطه‌اى عادلانه با ايران بينديشند، نه امام (ره) و نه مقام معظم رهبرى راه مذاكره براى ايجاد رابطه را نبسته‌اند. هر چند كه به نظر مى‌رسد حكومت امريكا به دليل ماهيتى كه دارد به سختى مى‌تواند به رابطه عادلانه و با شرايطى برابر بينديشد.