پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - گزارش در حاشيه مناسبات ايران و امريكا - مفیدی فرید
گزارش در حاشيه مناسبات ايران و امريكا
مفیدی فرید
وزارت امور خارجه در هفته گذشته يكى از خبر سازترين نهادهاى نظام و خبر مذاكره با امريكا نيز جنجالىترين موضوع در بين محافل سياسى و خبرى بود. بدنبال شيوع اخبارى مبنى بر در جريان بودن برخى مذاكرات مخفيانه بين مسؤلان و طرفينايرانى و امريكايى، وزارت خارجه اين اخبار را كاملا بىاساس دانست و سخنگوى آن گفت كه هيچگونه مذاكرهاى بين مقامات رسمى دو كشور در خصوص روابط دو جانبه صورت نگرفته و جمهورى اسلامى ايران بطور جدى معتقد است كه مذاكره زمانى مفيد است كه بر اساس احترام متقابل باشد و چنين شرايطى با توجه به رويكرد دولت امريكا در حال حاضر وجود ندارد.
اين در حالى بود كه سخنگوى وزارت خارجه سه روز پيش از آن، خود وجود تماس ما بين مقامهاى ايرانى و امريكايى را تاييد كرده بود اما با اين توضيح كه موضوع تماسها افغانستان است و نه روابط دو جانبه. جالب اين بود كه امريكايىها هم دقيقا همين نظر راتاييد كردند و نظر طرفين درباره وجود يا عدم وجود مذاكرات از يك استدلال و منطق برخوردار بود. پاول در آغاز سفرش به منطقه گفت كه در حال حاضربحث روابط ديپلماتيك مطرح نيست. كاندوليزارايس به روزنامه يو. اس. اى تودى u.s.a today گفت كه مذاكرات دولت تهران و نماينده كاخ سفيد به دليل ضرورت شرايط و با هدف بررسى مسائل مربوط به افغانستان و بعد موضوع عراق صورت گرفته است و اين آغاز روابط ديپلماتيك است. او در گفتوگو با خبرگزارى رويتر اظهار داشت كه امريكا با ايران مذاكرات بيشترى انجام مىدهد تا در مسائل مربوط به عراق و افغانستان به نتايجى برسد اما از سرگيرى روابط ديپلماتيك در دستور كار نيست.
اما واقعيت چه بود كه مقامات هر دو طرف ضمن تكذيب آغاز روابط ديپلماتيك بطور تلويحى ضرورت برخى مذاكرات در خصوص دو همسايه ايران (افغانستان و عراق) را متذكر شدند.
قضيه از اين قرار بود كه ٢٠ روز پيش از آنكه وزارت خارجه به تكذيب اين دستخبرها بپردازد يكى از نشريات كه در اروپا منتشر مىشود، مقالهاى منتشر كرد و طى آن به موضوع سفرهاى رفت و برگشت پنهانى بين نمايندگان ايران و امريكا پرداخت. اين روزنامه (به تاريخ ٢١ آوريل - اول ارديبهشت) نوشت كه «سفرهاى رفت و برگشت محمدجواد ظريف نماينده دائمى ايران در سازمان ملل بين نيويورك و تهران از طريق پاريس بخشى از تلاش ديپلماتيك پنهانى است كه مقامات عالى ايران با هدف بهينه سازى روابط با ايالت متحده و جلوگيرى از تبديل شدن ايران به هدف بعدى حمله نظامى و تبليغاتى امريكا پس از عراق صورت دادند. به ادعاى اين روزنامه به نقل از يك ديپلماتى كه ظريف را در سفر مورد نظرش به تهران همراهى مىكرده، اين تلاش چيزى را محقق ساخته است كه ايران نتوانسته بود پس از گذشت ٨ سال جنگ و متحمل شدن نيم ميليون كشته و نيم ميليون مجروح و معلول آن را محقق سازد.
به نوشته اين روزنامه «ظريف به محض ورود به نيويورك اعلام كرده بود كه از سوى مقامات عالى و ديگر سران حكومت ماموريت دارد يك لابى هوادار ايران در نيويورك تشكيل دهد ولى اعمال محدوديتهاى دولت امريكا در مورد وى و جلوگيرى از سخنرانىهاى او در واشنگتن و انجام تماسهايى با برخى از نمايندگان كنگره موانعى را فراروى او ايجاد كرد، و او را وادار ساخت تا به برخى از جمله زلماى خليل زاده نماينده ويژه رئيس جمهور امريكا در امور افغانستان كه اينك نماينده ويژه او در امور مخالفان عراق است، متوسل شود.
اين روزنامه در ادامه به چگونگى آشنايى و ارتباط بين آن دو پرداخته و نوشت:
«ظريف با خليل زاده در نشست گروههاى مخالف افغانى در بن آشنا شد. او رياست هيات ايرانى شركت كننده در اين نشست را بر عهده داشت.
ظريف در كمال دورانديشى و اعتدال با نشست همكارى كرد و تلاشهايش در لحظات دشوارى كه نشستبا آن مواجه شد، نتيجه داد و توانست تشكلهاى نزديك به ايران همانند تشكل برهان الدين ربانى را به پذيرش تصميمات نشست وادار سازد و همين امر تحسين خليلزاده را برانگيخت.
اين روزنامه اروپايى سپس نوشت كه نامبرده اخيرا دوبار با خليل زاده در پاريس ملاقات نمود و تماسهاى تلفنى آن دو همچنان برقرار است و چنين نتيجه گرفت كه اين تماسها نشان از آن دارد كه هر دو طرف هدفى را دنبال مىكنند كه آن فراهم ساختن بسترى مناسب براى انجام گفتگوى مستقيم و علنى ميان دو كشور است.
اين روزنامه همچنين در پايان اين مقاله نوشت كه «ملايم شدن لحن امريكا در مورد ايران و برچيده شدن بساط و پايگاههاى سازمان (منافقين) مجاهدين خلق به وسيله نيروهاى امريكايى از نشانههاى موفقيت ماموريت ظريف به شمار مىرود.»
اين مطالب در واقع همان مسائلى بود كه وزارت خارجه ايران ٢٠ روز پس از آن به تكذيب آن پرداخت. با اين وجود واقعيات روشنى نيز وجود دارد كه نمىتوان براحتى از كنار آن گذشت و وجود آن را انكار كرد و برپايه آن همچنان اصرار بر آن داشت كه در تنها و تنها بر روى يك پاشنه و آن هم عدم مذاكره يا قطع رابطه مىچرخد. چه حتى بين اين دو مؤلفه يعنى مذاكره و رابطه تفاوت بسيارى وجود دارد كه بعضا نيز از سوى برخى مسؤولان به آن اشاره شده است. از سويى هم نمىتوان با جوسازى خبرى و مطبوعاتى مانع از آن شد كه مسائل جارى و مهم سياستخارجى در يك بستر سيال و متناسب با ظرفيتها و مقتضيات زمانى خود پيگرى شود. به نظر نمىرسد كه شرايط اخير منطقه جايى براى انكار اين ضرورت و واقعيت گذاشته باشد كه دو طرف ايران و امريكا از دريچه منافع و مصالح ملى خود نگران طرف مقابل هستند و همين نگرانىها ضرورتهايى را آفريده است. از يك سو امريكا با واسطه به صورت يك همسايه اجبارى براى ايران درآمده است و از سوى ديگر نيز امريكا نگران ايجاد يك ايران دوم در عراق، كشورى است كه با عده و عده خود آن را از سيطره و حاكميت رژيم صدام منفك نموده و هنوز حاكميت جديد آن استقرار نيافته است. در واقع امريكا به لحاظ نفوذ معنوى بسيار زيادى كه ايران در ميان شيعيان عراق كه اكثريت مردم آن را تشكيل مىدهند و نيز نفوذ معنوى در بين رهبران آنها نگران تاثيرپذيرى و الگوگيرى حاكميت جديد عراق از ايران و نظام اسلامى آن است.
راحتبودن در قبال اين احتمال با توجه به سياستهاى حاكم بر نظام امريكا اساسا غير ممكن و در نتيجه گزينههاى ديگرى بر سر امريكا قرار دارد كه يكى از آن گزينهها ايجاد بسترها و كانالهاى مذاكره براى دستيابى به مراتبى از اطمينان نسبتبه عدم تاثيرگذارى عملى و يا به اصطلاح خودشان عدم دخالت در امور داخلى عراق است.
غريب الرنتاوى يكى از نويسندگان عرب معتقد است آنچه را كه واشنگتن دريافته ولى حاضر به اعتراف بدان نيست، اين است كه در آن براى دخالت در امور عراق هرگز مجبور نيست كه مستقيما دخالت نمايد. زيرا ايران در ميان محافل عراق نفوذى بسيار بيشتر از نفوذ خود در لبنان دارد و همين امر موجب مىشود كه تهران در تعيين سرنوشت آينده عراق طرف بسيار مهمى قلمداد شود.
به نظر وى حقيقت اين است كه فراروى واشنگتن جهتبرخورد با طرف ايرانى در معادله عراق دو راه وجود دارد.
١. تشويق براى متحول ساختن جناح ملى مردم سالار سكولار كه همه نژادها و نيروهاى فعال در صحنه سياسى عراق را شامل مىشود. در نظر گرفتن قواعد بازى مردم سالارانه و در اختيار گرفتن برگ برنده جامعه جهانى و سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب جهت رويارويى با تلاشهاى كشورهاى منطقه كه بطور مستقيم و غير مستقيم خواهان بسط گسترش نفوذ خود در عراق هستند.
٢. غوطه ور شدن در سياستسركشى و به كارگيرى زبان زور در رويارويى با ايران و عليه رويكردهاى هم پيمانان عراقى ايران.
وى گزينه اخير را همان سياستى مىداند كه در حال حاضر دونالد رامسفلد و بازهاى دولت امريكا مرتب آن را اعمال مىكنند اما يقينا ادامه اين سياست كوته نظرانه به جاى اين كه عامل آبادانى گردد، موجب خواهد شد كه تنگناهاى امريكايىها در عراق هر چه بيشتر عميق و پيچيده شود.
شايد دريافت اين واقعيت از سوى برخى از امريكايىها يا حداقل بخشى از آنهايى كه نخبگان آنها را نمايندگى مىكنند در حال اتفاق افتادن باشد. در اين صورت است كه اين گونه دريافتها مىتواند زمينه ساز شايعات يا خبرهايى مبنى بر وجود برخى تلاشها در جهت مذاكره پيرامون همسايههاى ايران - افغانستان و عراق - نيز باشد.
جفرى كمپ - مدير برنامه راهبردى مركز نلكيسون واشنگتن در مقالهاى كه اواخر ماه گذشته ميلادى منتشر كرد، نوشت:
«ايران در حال حاضر برگهاى مهمى را در اختيار دارد و همين امر ايالات متحده را به رفتار دقيق و محتاطانه با رهبران ايرانى ملزم مىسازد. از آن گذشته در شرايطى كه چند و چون اوضاع سياسى عراق تا حدودى مشخص مىشود اين حقيقتبيش از پيش وضوح بيشترى پيدا مىكند كه ايران در مورد عراق و بويژه از نظر تاثير گذارى بر وضعيت قابل پيشبينى ساكنان شيعه مذهب آن كشور نقش محورى ايفا خواهد كرد و به عبارتى مىتواند عرصه را براى ايالات متحده در آنجا تنگ كند. در عين حال ايران مىتواند به جاى اين امر با ايالات متحده كه در حال حاضر مجدانه براى تشكيل يك دولت موقت در بغداد تلاش مىكند از در همكارى در آيد.»
جفرى كمپ همچنين در بخش ديگرى از مقاله خود مىافزايد:
«برخى از بازهاى بسيار مغرور از پيروزى در دولت آمريكا، معتقدند كه شرايط كنونى براى مقابله با ايران و نه دستيابى به يك راه حل ميانه با آن شرايط مناسبى است. هر چند اين آگاهى وجود دارد كه شرايط كنونى براى تغيير سرنوشت نظامهاى خاورميانه شرايط مناسبى است اما درعين حال، بازى خطرناكى به شمار مىرود و رويارويى با ايران داراى تعصب قومى و قدرت آسيبپذير كردن منافع امريكا، امرى خالى از خطر نيست.»
او همچنين در پايان مقاله خود پيشبينى مىكند كه خود ايالات متحده ظرف هفتههاى آينده ناگزير از اتخاذ تصميماتى شفاف در زمينه سياستخود در قبال ايران شود. بويژه اگر رهبرانى مثل [آقاى] رفسنجانى به دادن اشاراتى آشتىجويانه ادامه دهند وضعيت عراق عامل تعيين كنندهاى در اين زمينه است و اينجاست كه ايران بايد برگهاى برندهاى را كه در اختيار دارد رو كند.
اين قبيل پيشبينىها را احتمالا نمىتوان صرفا پيش بينى قلمداد كرد چه بعيد نيست كه افرادى چون جفرى كمپ از رويكردها و گرايشها و تحولات اخير پيش آمده در سياستخارجى ايالات متحده مطلع بودهاند و اين تحليلها نيز در راستاى فضاسازى و آماده سازى افكار عمومى است تا راه پرسشها را بيش از پيش بر روى خود سد كنند. در واقع پيش دستى در مقابل بازتابهايى است كه در انتظار آن بودهاند.