پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - در حاشيه برگزارى نمايشگاه كتاب فرانكفورت - محسنی فرد فرزانه
در حاشيه برگزارى نمايشگاه كتاب فرانكفورت
محسنی فرد فرزانه
بزرگترين بازار مكاره جهانى كتاب
فرزانه محسنى فرد
هر سال حدودا بيش از ٢٥ نمايشگاه كتاب در كشورهاى مختلف برگزار مىشود، اما هنوز هيچ نمايشگاهى نتوانسته است رقيب بىبديل يا جايگزين جدى نمايشگاه فرانكفورت شود و همچنان اين نمايشگاه به دليل برنامهريزى دقيق و سازماندهى منظم كه با يك بودجه مالى هنگفت نيز معمولا همراه است، در صدر مهمترين نمايشگاههاى كتاب جهان قرار دارد.
اكنون اين نمايشگاه نه تنها به عنوان مكانى براى عرضه و داد و ستد كالاهاى مكتوب و كتاب، بلكه به عنوان مكانى براى تبادل فرهنگها و داد و ستد فرهنگى يا آنچه امروز از آن به نام گفتوگوى تمدنها و فرهنگها ياد شود، در آمده است. نمايشگاه امسال فرانكفورت روز چهارشنبه ١٧ مهرماه، با حضور ناشران مهم و پرآوازه از دهها كشور جهان كه آثارى بالغ بر ٨١ هزار جلد از جديدترين آثار خود را در محلى به وسعت ١٢٦ هزار متر مربع به نمايش گذاشتند، افتتاح شد و تا روز يكشنبه ٢١ مهرماه ادامه داشت. علىرغم حوادث و اتفاقات اقتصادى كه آثار و تبعات سوء خود را بر بسيارى از كشورهاى اروپايى تحميل كرده و اين رويداد فرهنگى را هم از تبعات خود بىنصيب نگذاشته است، كارشناسان و ناظران فرهنگى، قبل از برگزارى آن پيشبينى مىكردند كه در نمايشگاه امسال ٢٧٠ هزار علاقهمند شركت كرده، از آثار عرضه شده در آن استقبال كنند. هنوز از تعداد دقيق شركت كنندگان اطلاعى منتشر نشده، اما مشاهدات عينى ناظران كماكان مؤيد همان حدى است كه پيشبينى شده بود و گفته مىشود كه بازديدكنندگان از نمايشگاه امسال، اگر بيشتر از اين تعداد نبودند، قطعا كمتر از آن هم نبودند.
در اولين نمايشگاه كتاب فرانكفورت تنها ٢٠٠ ناشر حضور داشتند كه مىتوان براساس تعداد ناشرين ميزان بازديدهاى انجام شده از آن را حدس زد; اما رفتهرفته اين نمايشگاه چنان رونق گرفت كه تعداد ناشرانى كه كتابهاى خود را در اين نمايشگاه عرضه مىكردند، باگذشت دهها سال از آن حدود ١٠ هزار ناشر از ٤٠ كشور جهان در آن شركت مىكنند. طبيعى است كه با افزايش حضور علاقهمندان به كتاب و بازديدكنندگان از آن، چشمگيرتر از سالهاى گذشته برگزار شده باشد. جمهورى اسلامى ايران هم از سالها پيش همواره يكى از شركتكنندگان فعال در اين نمايشگاه بوده است; به جز يكى دو سال كه در اواخر دهه ٨٠ و اوايل دهه ٩٠ (به دليل سايه انداختن برخى مسائل سياسى بر تصميمات) برگزار كنندگان نمايشگاه دعوت خود را از ناشران ايرانى پس گرفتند. اهميتحضور در اين نمايشگاه براى ناشران بيشتر از اين جهت است كه هر سال حدود ٨٠ درصد يا بيشتر از مذاكرات و بده بستانهاى مربوط به حق طبع و اقتباس بين ناشران كشورهاى مختلف جهان در اين نمايشگاه صورت مىگيرد و حتى بيشتر روزهاى نمايشگاه به ناشران، مؤسسات پخش، كتابفروشىها، نويسندگان، مترجمان و مؤلفان و اجرا كنندگان امور فنى و هنرى كتاب تخصيص يافته تا نمايشگاه را عملا محل ملاقات و گفتوگو و مذاكرات اين گروهها تبديل نمايد و در اين روزها بازديد عموم از نمايشگاه صورت نمىگيرد.
حضور خبرنگاران و مفسران رسانههاى جمعى دنيا در اين نمايشگاه، بسيار چشمگير است و نشريات معتبر جهان بخش قابل توجهى از مطالب را به نقد و معرفى آثار عرضه شده در اين نمايشگاه اختصاص مىدهند. حتى بسيارى از روزنامه و نشريات ادوارى معتبر آلمان، ويژهنامههاى مستقلى را براى اين رويداد فرهنگى در نظر مىگيرند. در كنار اين اتفاقات، مراكز جنبى كتابخوانى و شعر خوانى را هم در فضاى بسيار بزرگ گسترده نمايشگاه مىتوان مشاهده كرد كه از استقبال بىنظير علاقهمندان خود بهرهمند مىشوند.
برخى از بازديدكنندگان ايرانى از اين نمايشگاه كه از ميان استادان و چهرههاى علمى و فرهنگى كشور هستند، بين نمايشگاه فرانكفورت و نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران كمترين مشابهت را يافتهاند و مقايسهاى عجيب و شنيدنى از آنها دارند و بعضا نمايشگاه تهران را بازار مكاره واقعى كتاب معرفى مىكنند و اين تعبير را دقيقترين و تعبير براى آن مىشمارند. آيا ممكن است وجود و حاكميت اين فضا بر نمايشگاه تهران به خاطر تازگى و جوانى آن باشد و سالهاى بعد اين فضا جاى خود را به فضايى نزديكتر به آنچه در نمايشگاه فرانكفورت ديده و شنيده مىشود، بدهد؟ به هر حال بايد به انتظار سالهاى آتى نشست و آينده خود در اين باره قضاوت خواهد كرد; اگر چه نوع تصميمگيرى و برنامهريزى مسئولان و برگزار كنندگان نمايشگاه تهران و رسانههاى جمعى در شكلهاى مطلوب انگيزهها و رفتارهاى افكار عمومى بىتاثير نخواهد بود; همان طور كه تصميمگيرىها و برنامهريزىهاى برگزاركنندگان و مسئولان نمايشگاه كتاب فرانكفورت پس از سالها آن را به مهمترين رويداد فرهنگى - اجتماعى سال در جهان تبديل كرده است.
اين موقعيت منحصر به فرد محدود به سالهاى اخير نيست، بلكه اين موقعيت جهانى براى نمايشگاه فرانكفورت به قرنها پيش بر مىگردد. زمانى كه اولين بار بازار مكاره كتاب در اواسط سده پانزدهم ميلادى (سال ١٩٤٩) به طور مستقل از ديگر بازارهاى مكاره كه معمولا از سال ١١٦٥ ميلادى در شهر لايپزيك آلمان برگزار مىشد، در شهر فرانكفورت آغوش خود را به روى علاقهمندان به كتاب باز كرد و تا اواخر سده ١٦ ميلادى كه ارادههاى خاص كليسا بر آن تاثير سوء گذاشت و از رونق آن كاسته شد، همچنان ادامه داشت. به همين دليل مجددا شهر لايپزيك به عنوان مركز مهم عرضه كالاهاى فرهنگى و كتاب در آمد و تا جنگ جهانى دوم اين وضعيت ادامه داشت.
تاريخ اين مقطع، گوياى آن است كه بازار مكاره شهر لايپزيك از سال ١٥٠٧ مورد عنايتخاص قيصر روم قرار گرفت و در دوران توسعه و شكوفايى روابط بازرگانى آلمان با روسيه و لهستان، اهميت ويژهاى يافت و پس از آن بود كه در ميانه قرن پانزدهم ميلادى، كتاب به مفهوم امروزى آن در اين بازار مكاره راه يافت و متعاقب آن اولين كاتالوگ كتاب در سال ١٥٦٤ در شهر اگسبورگ منتشر و توزيع شد كه پس از آن تا سال ١٧٤٩ فهرست كتابها در فرانكفورت منتشر مىشد.
از سال ١٩٥٦ با افزايش تفتيش و مميزى كتاب - كه روند سانسورى را در پىداشت - از سوى كليسا و اخذ مالياتهاى گزاف از سوى دولت، ناشران و نويسندگان و چاپخانهها را متوجه شهر لايپزيك كرد و اين شهر از آن پس تا اواسط قرن هجدهم مركز كتاب در شمال آلمان شد و تا آغاز جنگ جهانى دوم نيز گستردهترين سيستم پخش و نشر كتاب جهان و كتابخانه و بايگانى مركزى آلمان در اين شهر قرار داشت. اما دوران تسلط نازىها در آلمان تمام اين فضاها را متلاشى كرد; به طورى كه هيچ نمايشگاه كتابى در آلمان برگزار نمىشد، بلكه مراسم كتاب سوزى در ميدانهاى مركزى شهرهاى آلمان مراسمى شادىآور براى تودههاى طرفدار نازىها ترتيب داده بود. بديهى بود كه نويسندگان و متفكران در چنين فضايى مىبايست در بازداشتگاههاى كار اجبارى روزگار سپرى كنند.
جنگ جهانى دوم هم تاثيرات خود را بر اين بازار گذاشت تا اين كه اولين نمايشگاه بعد از جنگ با محوريت كليساى پاول در فرانكفورت متولد شد.
در روزها ١٨ تا ٢٣ سپتامبر ١٩٤٩ نزديك به ٢٠٠ ناشر از كشورهاى مختلف در كليساى پاول جمع شدند و در حالى كه هنوز بسيارى از ويرانىهاى ناشى از جنگ بازسازى نشده بود، به ترميم و بازسازى فضاى فرهنگى و نشر و كتاب همت گماشتند. كليساى پاول هم اتفاقا از مراكز آسيبديده در جنگ بود كه همزمان براى اين اتفاق بازسازى شد. اين رويداد كه با جشن دويستمين سال تولد «گوته» شاعر محبوب آلمان مقارن شده بود، باعث مقبوليت اولين نمايشگاه كتاب جهان در اين شهر شد. رويكرد جديد نمايشگاه فرانكفورت هم از اين مقطع آغاز شد كه ديگر برگزاركنندگان اين نمايشگاه صرفا هدفهاى اقتصادى و فرهنگى را مد نظر نداشتند; بلكه از آن پس، آنان از هر فرصتى كه در طى اين نمايشگاه پديد مىآمد، براى تاثير گذارى بر روى جريانهاى سياسى - اجتماعى روز بهره مىگرفتند. شايد دليل چند سال عدم حضور ناشران ايرانى نيزهمين بوده باشد كه انگيزههاى سياسى برانگيزههاى فرهنگى غلبه كرده، باعث محروميت ناشران و علاقهمندان ايرانى از حضور در آن شد. دهه ٦٠ قرن بيستم نيز تاثير چشمگيرى در افزايش و تشديد فضاى سياسى نمايشگاه داشت; به طورى كه تظاهرات گسترده دانشجويان دانشگاههاى اروپاى مركزى و آمريكاى شمالى، باعث پديد آمدن ناآرامىهايى در سطح نمايشگاه شد. وخامت اوضاع تا آن جا پيش رفت كه حتى تعطيلى آن هم دور از انتظار نبود; زيرا دانشجويان معترض، سطح اعتراضات خود را به غرفههاى نمايشگاه كشاندند و با شورش و يورش، غرفهها را به تسخير خود در آوردند و بالطبع كتابهاى سياسى روز را در محوريت اصلى نمايشگاه تبديل كرده و فضاى سياسى آن را در دستخود گرفته و اين در حقيقت اعتراض آنان به اوضاع اقتصادى و سياسى آن دوران بود، و شدت اعتراضات به حدى بود كه كسى نمىتوانست اين پيشبينى را كه جنبش دانشجويى رويدادها و مراكز مهم فرهنگى و اجتماعى اروپا را - كه حالا ديگر مركز مهم سياسى هم شده بود - دست نخورده بگذارد، از ديد خود پنهان دارد يا به انكار آن بپردازد. همانگونه كه جنبش دانشجويى در ديگر كشورها هم در اوج اعتراضات سياسى خود اقدامات مشابهى را به معرض اجرا گذاشتهاند و همواره اين گونه بوده است كه رويدادها درمراكز فرهنگى - سياسى مهم در كشورها، در شكلگيرى و سوگيرى افكار عمومى به خصوص طبقه نخبگان و روشنفكران نقش ايفا مىكند، در تيررس اقدامات و اعتراضات دانشجويى بوده است كه نمونههاى ديگر آن را در ديگر كشورهاى دور و نزديك و حتى در كنار گوش خودمان مىتوانيم شاهد باشيم. اما اين فضاى تازه بنياد، چندان پايدار نبود و به زودى ثبات خود را از دست داد ودر سال ١٩٧٢ ديگر از اين شور و شوق خبرى نبود. به همين دليل نمايشگاه، جذابيتسابق خود را از دست داد و ديگر كتابهاى پرسروصدا و تازه در ويترينها ديده نمىشد و تنها كتابهاى نازلى چون خاطرات محمد على كلى، جاى خود را به آن كتابهايى داد كه خط و ربط و جهتدهى جنبش دانشجويى اروپا را تامين مىكرد. احتمالا افتسطح فرهنگى نمايشگاه بود كه مسئولان و برگزاركنندگان آن را بر آن داشت تا درباره بازسازى موقعيت آن بينديشند و طرحهاى نوى براى رونقگيرى مجدد در اندازند. يكى از اين تصميمهاكه به منظور ارتقا و ترميم سطح فرهنگ نمايشگاه صورت گرفت، انتخاب نام «بزرگترين بازار مكاره جهانى كتاب» بود و پس از آن، موضوعى كردن نمايشگاه در سال ١٩٧٦ بود كه به مناسبت رويدادهاى خشونتبارى كه در امريكاى لاتين صورت گرفته و ديكتاتورىهاى ميليتاريستى را بر آن كشورها حاكم كرده بود، موضوع اين نمايشگاه به امريكاى لاتين اختصاص يافت و اين خود به استقبال قابل ملاحظه علاقهمندان منجر شد . اين روند هر دو سال يك بار ادامه داشت و پس از آن موضوعاتى چون كتاب و كودك، افريقاى سياه، مذهب، جورج اورول، هندوستان، ايتاليا، فرانسه، ژاپن، اسپانيا، روسيه، مكزيك، برزيل، هند و.... موضوع اصلى نمايشگاه را در سالهاى بعد به خود اختصاص دادند.
در طول سالهاى گذشته كتابهاى ايرانى از اقبال خوب بازديدكنندگان نمايشگاه برخوردار بوده و نقدهاى مربوط به اين كتابها در بين نقدهايى كه پيرامون كتابهاى عرضه شده در نشريات مختلف منتشر مىشد، جايگاه خوبى به دست آورده است. به طور مثال سالها پيش كتابهاى عرفانى ناشران ايرانى توجه و تحسين منتقدان ادبى آلمان را برانگيخت و تعدادى از ناشران آلمانى را بر آن داشت تا برخى كتابهاى عرفانى فارسى را به زبانهاى آلمانى منتشر كنند.
حتى كتابهاى فلسفى در مقايسه با كتابهاى فلسفى موجود در آلمان از اقبال بىنظيرى برخوردار شدند و تصوير متفاوتى از متفكران و انديشمندان ايرانى در منظر آلمانىها به نمايش گذاشت كه گوشهاى از اين تغيير نگره و ديدگاه را در اظهارات آقاى هابرماس در سفر اخير ايشان به تهران مشاهده كرديم. بديهى است ادامه اين تلاشها و استمرار فعاليتهاى عميق فرهنگى، دامنه اين تغيير نگرهها را به ديگر كشورها هم خواهد كشاند.
اگرچه هم اكنون نگرههاى مشابهى نسبتبه انديشمندان ايرانى در كشورهاى ديگر هم پيدا شده است، اما نمايش و عرضه چهرهاى فرهيخته از علم و علماى ايران در منظر ديگر انديشمندان جهان پيش درآمد و نقطه اساس هر گونه تبادل فرهنگى است كه از دل آن گفتوگوى فرهنگها متولد مىشود.