پگاه حوزه
(١)
بازى قدرت متوقف مىشود! - سامت
١ ص
(٢)
چهرهاى متفاوت از جنس كاريزما - صبوری ضیاء الدین
٢ ص
(٣)
انقلاب اسلامى و تجديد حيات جنبشهاى اسلامى معاصر - شیرودی مرتضی
٣ ص
(٤)
نظم سامان بخش و چالش كارآمدى قدرت و امنيت - ارکان مائده
٤ ص
(٥)
بنيادگرايى آغاز غربى و تكثر شرقى - مرادى مجيد
٥ ص
(٦)
دشوارترين آزمون اقتصاددانان اسلامى -
٦ ص
(٧)
سختترين چالش در انديشه اسلامى معاصر - میلاد زکی
٧ ص
(٨)
در حاشيه برگزارى نمايشگاه كتاب فرانكفورت - محسنی فرد فرزانه
٨ ص
(٩)
هنر دفاع مقدس هنر آشتى با مردم - سينا محمد
٩ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - سختترين چالش در انديشه اسلامى معاصر - میلاد زکی
سختترين چالش در انديشه اسلامى معاصر
میلاد زکی
«قسمت دوم»
مترجم: عبدالله امينى
در دهه هشتاد، انديشه اسلامى به كلى دگرگون شد، چرا كه توان حياتبخشى و قدرت انگيزش هدفمندى را پيدا كرد كه آن را از حالت تدافعى بيرون برد و به وضعيتى كاملا متفاوت كشاند. از اين زمان تا اواخر دهه هشتاد فرصتى براى تجربه كردن رهيافتها و مفاهيم اسلامى پيش آمد و دستاوردها و دادههاى آن، به نوعى نو و تازه شد. پس از مقطع تجربه، انديشه اسلامى، دستبه نقد و ارزيابى خود در بسيارى از مسائل از جمله مسايل زنان زد كه در پى آن اوضاع اجتماعى زن، دستخوش دگرگونىهايى شد و روز به روز بر حضورش افزوده شد.
تجربه دوباره اسلام، راهكارهاى نو
از كسانى كه مجال نقد در موضوعات زنان را گشودند، شيخ محمد غزالى است. وى اثرى نگاشت كه در زمان خود باعث نزاع فكرى ميان اسلامگرايان شد. اثر وى (السنة النبوية بين اهل الفقه و اهل الحديث) شش بار در سال انتشار (١٩٨٩) تجديد چاپ شد. فصلى از اين اثر درباره زنان بود و برخى ظواهر منفى در محدوده دينى را مورد انتقاد قرار داده، به فهم متحجرانه در مورد برخى مسائل اعتراض مىكرد; مانند حجاب و روبند، زن و خانواده، زن و وظايف عمومى، رابطه زن با مسجد و گواهى وى در حدود و قصاص. شيخ غزالى در اثر ديگر خود (قضايا المراة بين التقاليد الراكدة و الوافدة) بار ديگر به اين مسائل پرداخت. (١)
در دهه نود، صداى زن كه از زمانهاى دور، ضعيف شنيده مىشد، رسا به گوش رسيد و او آشكارا ناخشنودى خود را از آنچه پيشتر اظهار آن، مشكل بود، اعلام داشت. در اين زمان برخى آثار درباره زنان توسط اسلامگرايان نوشته شد كه از وضع زنان و برخى انديشهها و باورهاى اسلامى انتقاد مىكرد و آن را به نقد مىكشيد. از اين پس به طور كلى ادبيات انديشه اسلامى درباره زن، رو به دگرگونى و بازنگرى و درنگ و نقد نهاد.
ارزيابى نگاشتههاى اسلامى درباره زن
افزايش كمى نوشتههاى اسلامى درباره زن، به طور مطلق نشاندهنده تراكم كيفى و پيشرفت و دگرگونى انديشهها و مفاهيم و ابزار و شيوه بحث و يا سطح آگاهى و تجربهها و راهكارهاى اجرايى نيست.
اگر كتاب «حقوق النساء فى الاسلام» شيخ محمد رشيد رضا (١٢٨٢ - ١٣٥٤ ه/١٨٦٥ - ١٩٣٥ م) را كه در سال ١٩٣٠ منتشر شده، بررسى كنيم، اين اثر را بسيار پيشگامتر از گروه كتابهايى كه بعدا منتشر شد و حتى هنوز هم چاپ مىشود، مىيابيم. بهتر نبودن آثار اخير، به سبب نداشتن معرفت كيفى از ادبيات انديشه اسلامى درباره زن است. نگرش اسلامى مىتوانستبرخى اشكالهاى ذهنى و اجتماعى را از هم جدا كند و به رهاوردهاى فكرى و فقهى به گونه پيشرو و همخوان با بسيارى از زمينههاى حساس، يعنى زمينههاى مربوط به مشاركت زنان در وظايف و مسئوليتهاى اجتماعى و سياسى، رهنمون سازد. رشيد رضا در آغاز كتابش از زمينههاى مشاركت، به دور از بحثهاى جدل برانگيز و استدلالى سخن گفته، عنوان «مشاركت زنان; مردان در شعائر دينى و فعاليتهاى اجتماعى و سياسى» را گشوده، از حضور زنان، همگام با مردان در عبادات جمعى مثل نماز جماعت و جمعه و عيد فطر و قربان و عبادت حجسخن مىگويد و مىافزايد: بيش از اين امور اجتماعى و سياسى، براى زنان مشروع و رواست . وى اين آيه را گواه مىآورد: مردان و زنان مؤمن، ولى (يار) يكديگرند. امر به معروف و نهى از منكر مىكنند... (٢)
رشيد رضا در تفسير آيه مىنويسد: خدا براى زنان مؤمن همگام با مردان مؤمن، ولايت مطلقه را ثابت كرده، ولايت و سرپرستى برادران و مودت و همكارى مالى و اجتماعى، نيز هميارى در جنگ و سياست، جزء معناى آيه است. (٣)
رشيد رضا در بحث «زن و امر به معروف و نهى از منكر» مىگويد: آيه، انجام امر به معروف و نهى از منكر را بر زنان همچون مردان واجب كرده است; چه امر و نهى با گفتار و چه با نوشتار. نيز حق انتقاد از حاكمان را بدو داده است. زنان نيز اين احكام را ياد گرفته، بدان عمل مىكردند. (٤)
اين گونه آرا و نظريات، نه تنها مبناى تراكمى معرفتى قرار نگرفت، بلكه مواجه با نقض و عدم پذيرش نيز شد. مثلا شيخ محمد ناصرالدين البانى، حاشيهاى بر كتاب رشيد رضا زده، مىنويسد: اين گونه كلىگويىها نارواست; به دليل آيه و قرن فى بيوتكن; «اى زنان! در خانه بمانيد». دليل ديگر، شيوه و عمل زنان پيشين است كه در سياست دخالت نمىكردند. (٥)
به طور كلى انديشه معاصر اسلامى، هنوز از مشكلات و سختىهاى پيشرفت فكرى و واقعى زنان رنج مىبرد. علت اين مشكلات، دغدغههاى نگران كننده به سبب وضع موجود اجتماعى و اخلاقى است كه در جهان عرب و اسلام، بر زن چيره است. عامل ديگر اين نگرانى تاثيرات شديدى است كه الگوى غربى بر جهان داشته است. اين دغدغهها وامىدارد كه اهتمام بيشترى براى حمايت و حفظ زن شود; حتى اگر به نام و بهانه كامل كردن آموزش و پرورش وى باشد. سنتها و باورهاى به جامانده اجتماعى و دينى در زمينه علم حديث، افزون بر اين دغدغههاست. در مورد روايات، به ظاهر آنها بسنده مىشود، بىآن كه تلاش شود ميزان وثوق و اطمينان سند آنها بررسى شود يا در فهم و معنا ژرفانديشى شود و يا همخوانى با آنها با قرآن كريم بررسى گردد. شيخ محمد غزالى از اين وضع استفاده كرده، مىگويد: در مورد چگونگى رفتار با زنان، مسلمانان از آموزههاى دينى خود منحرف شده، روايات سياه و تيره ميانشان رواج يافته است. اين گونه احاديثيا جعلىاند و يا نزديك به آن، كه منجر شده زن مسلمان گرفتار نادانى كامل گردد يا از دين و دنيا بسيار غافل باشد! (٦)
دكتر طه جابر العلوانى در ارزيابى آثار اسلامى كه گرايش به راهكارها و چارچوبهاى غربى دارد، مىنويسد: بيش از يك سده است كه انديشوران مسلمان موضع متزلزل و نااستوارى در برابر مسائلى دارند كه انديشه غربى مقابل آنان مىنهد، از جمله مسائل زنان. نويسندگان اسلامى گاه بدين مسئله از راه مقايسه و تدافعى يا تاويل و تفسير مىپردازند، اما سودى برايشان ندارد و سيل پرسشهايى را كه در اين باره و موضوعات ديگر هست، از حركتباز نمىدارد، مگر اين كه انديشه غربى بتواند پايانى براى اين مسئله و گره قرار دهد! (٧)
سيد محمد خاتمى، رئيس جمهور ايران بىرمقى بازنگرى اسلامگرايان در مسائل زنان و دستاندازهاى موجود را چنين توصيف مىكند: از زمان پيروزى انقلاب تاكنون و پس از رهايى نيروهاى عظيم فكرى و در اختيار نهادن امكانات به آنها، كتاب يا جزوهاى در سطح آنچه شهيد مطهرى درباره زن و حقوق وى نوشته، چاپ و منتشر نشده است! (٨)
آنچه شهيد مطهرى (١٣٣٨ - ١٣٩٩ ه/١٩١٨ - ١٩٧٩ م) درباره زن نوشته، دو كتاب با نام «نظام حقوق زن در اسلام» و «مسئله حجاب» است. آقاى خاتمى در ادامه مىنگارد: به رغم گذشت نزديك به ربع قرن از چاپ اين دو كتاب، و حدود چهارده سال از پيروزى انقلاب [در زمان نگارش در ١٩٩١] هنوز شاهديم كه كسانى منكر شخصيت و ارزش زن هستند و با پيشرفت و تكامل وى و اعطاى حقوق اجتماعىاش مخالفت مىورزند. آيا برخى از اينان نمىگويند كه زن حق ندارد كه به فعاليتهاى اجتماعى بپردازد يا در آن دخالت كند؟ ! (٩)
خاتمى در جاى ديگر و در انتقاد از ديدگاهى كه هنوز به جاى مانده، بهرغم تمامى دگرگونىهاى جوهرى و بنيادينى كه به دست آمده، مىگويد: كسانى يافت مىشوند كه مىگويند مىبايست زن در خانه محبوس بماند; زيرا حضور وى در زندگى عمومى، به فساد مىانجامد! اينان نمىپذيرند كه بايد به زن اجازه داده شود كه به تحصيلات عالى ادامه دهد و با حضور وى در فعاليتهاى اجتماعى مخالفند. اينان نظر خود را با نام اسلام مطرح مىكنند. گروهى از اشخاص محترم كوشيدند پس از پايان دور نخست مجلس شوراى اسلامى، امام خمينى را قانع كنند كه اجازه ندهد زنان در انتخابات دور دوم مجلس شركت كنند و زنان را از اين حق محروم نمايند، اما امام با قاطعيت در برابر اين گروه ايستاد و از حق مشاركت زنان در عضويت مجلس شورا به شدت دفاع كرد. (١٠)
نگاشتههاى نقادانه و اصلاحگرايانه ادبيات انديشه اسلامى، قابل مقايسه با آثارى كه چاپ و منتشر مىشود و از زن ذهنيتى مانند ذهنيت قرون وسطى دارند، نيست. شيخ يوسف قرضاوى، ذهنيت گروه دوم را اين گونه گزارش مىكند: كسانى وجود دارند كه در حق زن، نگاهى كوتهفكرانه و نظرى توهينآميز دارند و مرد را برتر از وى مىدانند. در نظر اينان زن دام شيطان و كمند ابليس براى فريب و اغواست و عقل و دينش ناقص است! اينان زن را مخلوقى كم ارج مىدانند و او از نظر مرد، كنيز يا كلفت است... وى بايد در خانه زندانى شود و نبايد براى دانشآموزى يا كارورزى از خانه بيرون رود و حق ندارد در فعاليتهاى سودمند و در دمتبه جامعه - هر چه كه باشد - نقش داشته باشد. (١١)
آثار نوشته شده با اعتقاد و باور قرون وسطايى - يا كمى معتدلتر از آن - بيشتر رواج داشته و نوعا مورد پذيرش جوامع اسلامى است; زيرا با واقعيت و وضع موجودى كه اين جوامع در آن به سر مىبرند، بيشتر همخوانى دارد و همين وضع موجود، بيشتر اثر مىنهد تا آثار نقادانه و اصلاحگرايانه اسلامى. مسائل زن در شمار چالشهاى فرهنگى ريشهدار در سطح دگرگونىهاى عمومى و اجتماعى است. جامعه نظر و نگرش خود را بر زن تحميل مىكند. اين نگرشها از ذهنيت فرهنگى و ساختار فكرى جامعه حكايت مىكند و وضع كلى و عمومى اجتماع را نشان مىدهد. همگان اتفاق نظر دارند كه اين جامعه، عقب مانده و واپسگراست و نماياينده حقيقت و اصالت نگرش اسلامى نيست و نمىتوان وضع جامعه را بازتاب نظر اسلام دانست. از اين رو شايسته است كه تغيير و دگرگونى از خود زن آغاز شود. بدين صورت كه درباره خود بازنگرى كرده، شايستگى و توانش را ثابت كند و با تمام نيرو و قدرت به پا خيزد و نظر خود را ابراز نمايد و نگرش جامعه را نسبتبه خود تغيير دهد. تمامى اين اقدامات، مىبايستبر پايه اسلام باشد.
بازنگرى نگاشتههاى اسلامى درباره زن
نكته قابل ملاحظه در مورد بيشتر نگاشتههاى اسلامى در مورد زن، تكرارى بودن آنها است و آنچه را در سطوح گوناگون گفته و مطرح كرده، دوباره بازگو مىكند، اما رشد و ارتقاى زيادى ندارد. از اين رو نوآورى و پيشرفت در اين ادبيات كم و محدود است، به رغم آن كه آثار نخستين و پيشگام مىتوانست ادبيات انديشه اسلامى را در مسائل و زمينههايى مانند مشاركت زنان در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى كه دچار ايستايى و در جا زدن شده بود، به پيشرفت و نوآورى وادارد و برانگيزاند; اما اين امر محقق نشد; چرا كه روند پيشرفت و دگرگونى كلى و عمومى در جوامع اسلامى، دچار شكست پى در پى شده، بر زندگى مردم در تمامى جنبهها و رويكردها تاثير نهاد.
از اقدامات فكرى مهمى كه در دهه آخر قرن بيستم به نفع زن پيش آمد و اثر سترگى بر انديشههاى اسلامى و زنجيره فكرى مربوط به مسائل زنان نهاد، پژوهشهاى حديثى و فقهى بود.
در زمينه نخست، كتاب «تحرير المراة فى عصر الرسالة» توسط عبدالحليم ابوشقة در شانزده جزء نوشته شد. وى به پيرايش و تنقيح روايات پرداخته، از كتب ششگانه صحاح - به ويژه صحيح بخارى و مسلم - احاديثى را برگزيد و صورتى متفاوت با وضعيت كنونى زن و ذهنيات و انگارههاى اسلامى درباره زن ارائه داد; چنان كه خود نويسنده مىگويد كه از آگاهى به آنچه در كتابهاى سيره و سنت نبوى در مورد زن آمده، متعجب و شگفت زده شده است. وى مىنويسد: از احايث مربوط به رفتار زن و چگونگى رفتار و برخورد مردان با زنان در زمينههاى مختلف زندگى، دچار شگفتى و ناباورى شدم. علت تعجب من آن است كه اين احاديث كاملا متفاوت با آنچه بود كه مىدانستم و عمل مىكردم، حتى با فهم و عمل ديندارانى كه در ارتباط با آنها بودم; از هر طيف و گرايش كه بودند. كار فقط به شگفتى تمام نشد، بلكه اهميت اين احاديث مرا واداشتبه تصحيح باورهاى خود در مورد زن مسلمان و ميزان مشاركت وى در زمينههاى گوناگون زندگى در زمان رسالتبپردازم.
در همين زمينه فقهى، كتابى از شيخ محمد مهدى شمسالدين چاپ شد با عنوان «مسائل حرجة فى فقه المراة». انتظار مىرفت كه در مورد مسائلى كه نويسنده، عنوان «حرج» (سخت و مشكل) بر آنها نهاد و گستردهترين نزاعها را بر انگيخت، زمينه گفتوگويى گسترده را بگشايد.
اين كتاب به دور و آزاد از محدوده فكرى و فقهى بود كه به شدت بر ادبيات اسلامى زن چيره و حاكم بود. بايد اذعان داشت كه براى بسيارى از اسلامگرايان، بيرون رفتن و گذر از نظم مسلط فكرى و فقهى، سخت و مشكل بود; اما شيخ شمسالدين، استقلال نظر خود را دراين مسائل حرجآميز نشان داد و در احكام زن و خانواده، اقدام به نقد روش استنباط فقهى كرد. وى از آراى مشهور فقهاى شيعى و سنى، با اجتهادهاى خويش بيرون جسته است; مانند شايستگى زن براى سرپرستى قواى عالى [يعنى رياست قضاييه و مقننه] و رياست دولتبراساس نظام شورا و مردمسالارى [نه فرد سالارى]. شيخ شمس الدين بين فقه و فرهنگ و باور عمومى، و نقد و نوآفرينى جمع كرده است. كتاب فقهى وى به شيوه سنتى گذشته يا مدرسى نيست، چنان كه كتابى فكرى و نظرى هم نيست كه نگارنده بدون پژوهش يااجتهاد و استدلال، نظرش را بازگو كند. وى با دليل و مناقشه و نقادى، آراى خود را مطرح كرده، با استدلال از آنها دفاع مىكند.
مسائل مشكلى را كه كتاب بدان پرداخته، مىتوان به چهار قضيه تقسيم كرد:
١. پوشش زن كه مشهور به حجاب است، نيز نگاه نامحرمان به زن و نگاه وى به آنان;
٢. شايستگى زن براى عهدهدارى حاكميت و دولت (رياست دولت) ;
٣. حقوق متقابل زناشويى مرد و زن;
٤. كار زن در جامعه براى كسب مال يا پيشرفت در زمينههاى انسانى.
مؤلف مقصود خود را از مسائل حرجآميز، چنين شرح مىدهد: مسائل حرجى در فقه زن، مسائلى مربوط به احكام ارتباط وى با جامعه است و آنچه درباره وضع وى در خانواده مىباشد و به هنگامى كه همسر است; يعنى مشكلات مربوط به تناقض و دوگانگى حقوق و وظايف زناشويى با فعاليت وى در جامعه! (١٢)
شيوه فقهىاى كه در نظر شيخ شمسالدين شايسته استبه هنگام استنباط احكام زن و خانواده در نظر گرفت، اقتضا دارد كه فقيه متون و نصوص وارده در سنت درباره زن و خانواده را، در پرتو قرآن بنگرد، و از جهت ديگر بداند سنت، لازم و كامل كننده قرآن است، اما اگر بدون توجه به رويكرد قرآن، به سنتبنگرد، (١٣) يا بپندارد كه هر نصى، به چاره جويى حالتى مستقل يا جدا از ديگر حالات و جزئيات وضع زن و پيوندش با جامعه و خانواده و وضع خانواده در پيوندهاى درونى و رابطهاش با اجتماع مىپردازد، شيوهاى نارسا و نادرست را در استنباط پيموده است. از گذر اين نگرش و راهكار، شيخ شمسالدين به شيوه رايج استنباط فقهى، نقد وارد مىكند و در مورد سنت و حديث مىگويد: بسيارى از فقيهان در مورد فقه زنان به آنچه نصوص و متون دينى مىگويند، عمل مىكنند، بى آن كه از احاديث ضعيف دورى نمايند و احاديث معتبر را محك بزنند. (١٤)
وى مرجعيت عرف را براى فهم نص و تعيين ميزان گسترش و محدوده و تفسير آن مورد انتقاد قرار داده، معتقد است كه فهم عرف نمىتواند براى تمامى حالات، مرجع و ملاك باشد.
وى همچنين تاثيرپذيرى فقيهان را از فلسفه يونانى و منطق ارسطويى كه با علم اصول آغاز شد، به نقد مىكشد و از كثرت احتياطات فقهى انتقاد مىكند.
شيخ شمس الدين از مخفى كردن برخى احكام تسهيلى و مورد اختلاف كه با دليل، روا بودن آن ثابتشده، انتقاد كرده، و ادعاى اين كه تساهل و تسامح در اين گونه موارد باعث فراگير شدن فساد اخلاقى شده، فرهنگ اباحهگرى و مادى غربى را حاكم مىكند و مردم را وا مىدارد از مرز حلال تجاوز كرده، دستبه كار حرام زنند، بهشدت رد مىكند. به نظر شيخ شمسالدين منشا چنين احتياطهايى، بىترديد تقوا و پارسايى است، اما نه در جاى خود، زيرا كتمان و پنهان كردن احكامى كه شرع آن را روا مىداند، توجيهى ندارد; بهويژه احكامى كه مورد ابتلا و استفاده عموم است; نيز روا نيست وقتى حكم روشن است، دستور به احتياط داد. (١٥)
كشف وجه و كفين
نظر شيخ شمس الدين با نظر مرتضى مطهرى در كتاب «مسئله حجاب» همخوان است. آراى فقهى شيخ شمس الدين در زمينههاى اجتماعى، برخاسته از فقه جامعهنگر است; مثلا شيخ شمسالدين ميان زنى كه وضع زندگىاش به وى اجازه نمىدهد در جامعه حضور يابد، با زنى كه زندگى وى به گونهاى است كه مىبايد در فعاليت اجتماعى مشاركت كند، تفاوت مىنهد و نظرش اين است كه در حالت نخست، زن بايد صورتش را بپوشاند; زيرا در حالت دوم نپوشاندن صورت به سبب مقتضى و ضرورتى قوىتر از پوشاندن صورت است.
پيامدهاى سوء دورى از فعاليتهاى اجتماعى
پوشش و حجاب كامل [حتى صورت] و دورى همه زنان از جامعه، منجر به آن مىشود كه زن نتواند فعاليت اجتماعى - چه به صورت انفرادى و چه به شكل دستهجمعى - داشته باشد. نيز مفسده دورى و كنارهگيرى زن از فعاليت در اجتماع و كمرنگ كردن مشاركت وى، از مفسده كشف وجه (صورت) همراه پوشش بقيه بدن و رعايت ديگر موارد احتياطى است كه تقريبا امكان فتنه و فسادانگيزى كشف وجه را از بين مىبرد. (١٦)
مرتضى مطهرى در كتابش (مسئله حجاب) به همين راى معتقد است. به نظر شيخ شمسالدين، حكمت تشريع فعاليت زن در جامعه، توسط اسلام، نكات ذيل است:
١. به كارگيرى نيرو و فرصت زنان براى بىنياز كردن جامعه با كار سودمند، به جاى آن كه وقت و توان وى با سستى و كسالت هدر رود.
٢. پاسخگويى به نياز جامعه در برخى زمينهها كه شمار كافى و مورد نياز مردان وجود ندارد، يا اين كه براى زنان آن كار بهتر است و بانوان براى انجام آن، از مردان توانمندترند; مانند آموزش، پرستارى، جراحى و طبابت.
٣. جبران كمبود مردان در اقدامات رزمى و اعزام زنان به جبهههاى جنگ.
٤. هميارى زن براى تامين هزينههاى خانه، به هنگام نياز يا براى رفاه و راحتى، بىآن كه وى مجبور به كار باشد.
٥. شركت زنان در كارهاى نيك و حضور در مؤسسات خيريه براى خدمتبه جامعه در زمينه بهداشت، آموزش، فرهنگ و آگاهى عمومى. (١٧)
شيخ شمسالدين در مورد مشروعيت كار حرفهاى زن مىگويد: دلايل كلى و خاص قرآن و سنت - چه به صراحت و چه در ظاهر - مىگويد: مشروع است زن مطلقا - چه متاهل و چه مجرد - كار و حرفهاى در زمينه تجارت يا صنعتيا كشاورزى و يا خدمات داشته باشد، چه براى كسب مال كار كند و چه رايگان. آن كه مىگويد: اين كارها مشروعيت ندارد، مىبايد ادعاى خود را ثابت كند . (١٨)
فعاليتسياسى زن و شايستگى براى رياست دولت
گويا ميان مسائل بديهى فقه اسلامى، مسئلهاى را كه فقط شيخ شمسالدين [نه ديگر فقيهان] خرق اجماع كرده، شايستگى زن براى سرپرستى قوه عاليه مجريه (دولت) است. وى نظرش را چنين بازگو مىكند: ثابتشده است كه برخى يا بيشتر باورهايى كه جزء بديهيات مذهب به شمار مىآيد، از بديهيات شريعت نيست و در برخى حالات، بعضى بديهىها در تمامى مذاهب، از بديهيات شريعت نبوده، امكان بازنگرى وبررسى دارد. از جمله، مسئله شايستگى زن براى به عهده گرفتن قوه عاليه مجريه (دولت) است. براى ما با نظر در ادله، روشن شده آنچه فقها بر آن اتفاق نظر دارند، يعنى عدم مشروعيت پذيرش و تصدى رياست دولت توسط زنان، ادعايى بدون دليل معتبر است، كه در اين كتاب (مسائل حرجه)، در پى بيان آن هستيم.
از دلايل كلى قرآن و سنت و اجماع و وجوه استحسانى، براى شيخ شمسالدين ثابتشده است كه دليلى بر شرط ذكوريت در رئيس دولت نيست و دلايلى كه براى اين شرط ذكر مىشود، بر مدعا دلالت نمىكند. (١٩)
زن و نظام شورا
شيخ شمس الدين پس از آن كه ميان دو گونه و شيوه حكومت تفاوت مىنهد، به نظر ياد شده مىرسد; وى معتقد است در قديم شكل و شيوه حكومت چنان بود كه حاكم (رئيس دولت) سلطه مطلق داشت و تمامى قوا و اختيارات و مراكز تصميمگيرى در دستحاكم (رئيس دولت) بود، اما شكل جديد حكومتها معمولا چنين است كه به وسيله شورا وسازمانها و مراكز متعدد تصميمگيرى و تفكيك قوا، محدود مىشود، در نتيجه امكان ندارد حاكم هر گونه كه دلش مىخواهد يا مىفهمد، مطلقالعنان حكومت كند. در شكل نخست، حكومتشرعى نيست، حتى اگر مردان متولى آن باشند; مگر - به باور نويسنده - دريك حالت، يعنى اگر حاكم، پيامبر يا امام معصوم باشد. درشكل دوم، زن شايستگى دارد و مىتواند شرعا رياست دولت را به عهده گيرد.
زن و مسئوليتهاى اجرايى
شيخ شمسالدين در كتابش، دلايل راى خود را همراه با نقد و نوآورى گرد آورده است. از خيلى پيشتر اين بحثبه صورت جدلبرانگيز وجود داشت كه آيا زن مىتواند در انتخابات شركت كند و در پارلمان مشاركت نمايد يا برخى پستها و منصبها را كه در درجه پايينترى است، مثل شهردارى و مسئوليتهاى ادارى، بر عهده گيرد؟ شيخ شمس الدين معتقد به چنين حقى براى زنان بوده، دامنه بحث و مناقشه را گسترده و سطح فكر درباره شايستگى زن را براى پذيرش پستهاى عالى و سرپرستىهاى عمومى، بالا برده است.
وى مىكوشد بينشى اسلامى، فقهى و نوانديشانه در مورد مسائل زنان عرضه كند، كه جدا از جامعه و گسسته از مسئوليتهاى عمومى و عالى زن نيست. نياز شديد به جنبش اصلاحگرايانه وضع زنان در جوامع اسلامى براساس دين، باعثشده نويسنده از همگان دعوت كند كه در انديشه و شريعت اسلام و اصول و احكام آن بازنگرى كنند، تا كرامت زن مسلمان را بدو برگردانده، نقش فعال و سازنده وى در بنيان جامعه و شكوفا كردن زندگى را به او پس دهند... مىبايست در حدودى كه شريعت اسلامى اجازه مىدهد، نقش زن را در زمينه اجتماعى محترم و معتبر شمرد; زيرا محروم كردن زن از نقش خود، جامعه را از فعاليتى كه بدان نياز دارد، محروم مىكند و داشته و توانايىهاى زن را - كه افزودن بر نياز خانواده و زندگى خانوادگى است - وا مىنهد. اين وضع، عقبماندگى و واپسگرايى زن را ريشهدار مىكند. (٢٠)
ضرورت و اصلاحات
كتاب «مسائل حرجة فى فقه المراة» نشان داد كه نوانديشى در ادبيات اسلامى زنان هنوز امكان دارد و انگيزهها و عواملى حقيقى براى نوانديشى وجود دارد، تا بار ديگر زن دچار پژمردگى و رخوت نشود و نوميدى وى را در چنبره خود نگيرد. خطرناكتر آن است كه زن از انديشه دينى رويگردان شود و براى رهايى، رو به شيوه غربى آرد. اين خطر اكنون در تمامى جوامع عربى و اسلامى وجود دارد; زيرا زنى كه در تلاش براى رشد علمى و فرهنگى خويش است، دريافته كه گفتمان اسلامگرايان، اعتماد و اعتبارش را به وى بر نمىگرداند و فرصتها را برايش فراهم نمىآورد و به وى اجازه پذيرش مسئوليتهاى عمومى جامعه را نمىدهد.
شيخ شمسالدين فراموش نمىكند كه فقيهان را به بازنگرى پژوهش در برخى مسلمات فقهى و دلايل آن فراخواند و دعوت كند، در شيوه استدلال خود تجديد نظر كنند و به فهم فقهاى گذشته، تا ابد متكى نباشند، به ويژه مواردى كه ادعادى اجماع بر آن مىشود; زيرا دريافتهايم كه مىبايستحقيقت مطلب را فهميد [و به گفتار درست و راست، شناخت پيدا كرد]. (٢١)
چكيده سخن: همه آنچه پيشتر گذشت و انديشه و واقعيت اسلام، آن را اثبات مىكند، ما را قانع مىكند و بينش ما را بالا مىبرد كه نوانديشى و اصلاح مسائل زنان ضرورت دارد و حتمى است، و اين چيزى است كه بدان نياز داريم; يعنى پيشرفتبيشتر براى كشف واقعيت - آن گونه كه حقيقت دارد - تا به آينده، با اطمينان و اميد بيشتر بنگريم.پىنوشتها در دفتر مجله موجود مىباشد.