پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - كتابخانههاي تخصصي، پديدهاي نو و رو به گسترش در حوزههاي علميه
كتابخانههاي تخصصي، پديدهاي نو و رو به گسترش در حوزههاي علميه
اصولا چه اهداف و ضرورتها موجب تاسيس كتاب خانهي تخصصي فقه و اصول شد؟
ضرورت كتاب خانهي تخصصي ـ در معناي عام آن ـ برخاسته از ضرورت تكفيك و گسترش علوم است. زماني دانشها بسيط بودند، مثلا ابن سينا همهي علوم معقول را در كتاب «شفا» گرد آورده بود، اما امروزه ميبينيم در بخش طبيعيات علوم، صدها رشتهي تخصصي پديد امده است. اين گسترش علوم و تخصصي شدن آنها، اقتضا ميكند منباع علوم هم ك كتابها است، تخصصي بشود تا زمينهي دسترسي به علوم مربوط فراهم شود.
علي القاعده همهي رشتههاي حوزهي علوم ديني نياز به تشكيل كتاب خانهي تخصصي دارند، كه يكي از آنها هم كتابخانهي فقه و حقوق است، ولي به نظر ميرسد در فقه و حقوق دو جهت وجود دارد كه ضرورت تشكيل چنين كتابخانهاي را دو چندان ميسازد؛
يكي اين كه بيشتر گرايش موجود در حوزههاي ديني، فقه و دانشهاي وابستهي به آن است. واقعيت حوزههاي علوم ديني ـ اشتباه يا درستش را كاري نداريم ـ اين است كه به فقه و اصول و علوم مرتبط با آن مثل حقوق، بيشتر توجه ميشود و بخش بزرگي از تعليم وتعلم و حتي تاليف وپژوهشها به اين رشته اختصاص يافت است و طبيعتاً فقه و اصول بايد جايگاهي براي پاسخ گويي، و هم چنين داراي كتاب خانهاي تخصصي باشد؛ آن هم نه يكي بلكه چند كتابخانهي تخصصي.
جهت دوم اين كه، با پيروزي انقلاب اسلامي و بر پاي نظام جمهوري اسلامي، قاعدتاً بخش بزرگي از نيازهاي حكومت، نيازهاي است كه به فقه و علوم اسلامي باز ميگردد و طبيعتاً خاستگاه پاسخ گويي آن هم حوزههاي علوم ديني است. بنابراين، بايد منابعي كه در حوزههاي فقه و حقوق و مباحث جديد وجود دارد، به طور روز آمد، در اختيار پژوهش گران قرار گيرد تا آنان بتوانند نيازهاي نظام اسلامي را مرفع سازند.
لطفاً دربارهي تاريخ تشكيل و چگونگي راه اندازي كتاب خانه توضيح دهيد.
سابقه كتاب خانه به مهر سال ١٣٧٧ باز ميگردد كه خريد كتاب را براي اين كتابخانه آغاز كرديم. در اولين نمايشگاه بين المللي كتاب سوريه كه پايان شهريور حدود چهار تا پنج ماه برنامهي خريد كتاب داشتيم كه با خريد چهار ماهه كتابخانه را در دههي فجر سال ١٣٧٧ افتتاح موقت كرديم و در ٢٠ مهر ١٣٧٨ (٢٠ جمادي الثاني ١٤٢٠) هم زمان باولادت حضرت زهرا(س) و امام خميني (ره) كتاب خانه را رسماً افتتاح كرديم. ساختماني نيز فراهم شد كه جاي نسبتاً وسيعتري دشات و اجارهاي هم نبود.
سرويس دهي كتاب خانه را پس از چهار ماه از خريد اولين كتاب، آغاز كرديم؛ زيرا هنگامي كه هزار يا دو هزار كتاب آماده شده و استفاده شود،در ضمن كار زودتر ميتوان به رفع نواقص پرداخت تا اين كه از اول بخواهيم آن را كامل كنيم؛ به عبارت ديگر، كمال سرويس دهي كتابخانه درضمن كار تعريف ميشود.
نام كتابخانه، فقه و اصولاست يا فقه و حقوق؟
ما به تناسب كتابهاي مان به فقه و حقوق بيشتر تمايل داريم؛ زيرا به موازات كتابهاي فقهي و شايد بيشتر از آن، كتابهاي حقوقي داريم، درحالي كه به آن اندازه كتابهاي اصولي نداريم. تناسب فقه و اصول رانظام آموزشي حوزهها، ايجاد كرده است.
تعداد كتابهاي چاپي و خطي و نشريات كتاب خانه، در سه بخش فقه، اصول و حقوق چه اندازه است؟
هدف ما گرد آوري نسخههاي خطي كتابها نيست. هدف ما سرويس دهي روزانهي كتاب، به صورت قفسهي باز است. البته اگر ما نسخههاي چاپ نشدهاي درحوزهي فقهي و اصولي بيابيم، براي اين كه روزي به چاپ برسد و ازدست نرود، آن را خريداري ميكنيم كه تعداد اين گونه كتابها اندك است و شايد از ٢٠٠ جلد تجاوز نكند.در بخش چاپي، طبق جديدترين آمار، حدود ١٢٠٠٠ جلد كتاب، ٦٩ دورهي كامل مجله، و حدود ٦٠٠٠ جلد (با ٢٠ عنوان نشريه) دورهي ناقص داريم.
ويژگيهاي خاص ديگر كتاب خانه، چيست؟
يكي از كارهايي كه از همان آغاز انجام داديم، رده بندي كتابهاي فقهي و اصولي، مطابق رده بندي كنگره بود. هم اكنون كتابها، رده بندي و فهرست بندي شدهاند و بر چسب خورداند، البته بخش حقوقي، هنوز به خاطر مشكل رده بندي كنگره كه در ايران وجود دارد، انجام نشده است.
رده بندي رسمي كتابهاكه از ويژگيهاي كتابخانه است، هم زمان در برنامه نرمافزاري وجود دارد و از اين طريق نيز به مراجعه كنندگان، سرويس دهي ميشود.
ويژگي دوم اين كه چيزهايي جديدي را در كتاب خانه پيش بيني كردم كه در تقسيم بندي سنتي و حتي در رده بندي كنگره وجود نداشت و براي آنها عنوان اختصاصي درست كرديم؛ مثلا امروزه فلسفهي فقه جايگاه برجستهاي دارد ولي در تقسيم بندي سنتي و كنگره وجود ندارد.
براي اين موارد از خلاهاي رديفي رده كنگره استفاده كرديم تا بعداً بتوان به كتابخانه ملي باجاهي ديگر پيشنهاد كرد.
ويژگي سوم اين كه نيم روز هرتعطيلي ـ چه جمعه و چه غير جمعه ـ كتابخانه باز است و مراجعه كنندگان نسبتا زيادي هم در اين اوقات ميآيند.
ويژگي چهارم كه شايد جاي ديگر مشابهاي نداشته باشد، مجموعه سازيهايي است كه در جاهاي ديگر وجود داشته است و ما آنها را خريداري كرده يا سفارش دادهايم؛ مثلا مجموعهي فقه پژوهي كنگرهي زمان و مكان را در هفتاد جلد رحلي خريداري كرديم. مجموعهي بيست جلدي كنگره انديشه حكومت را تهيه كردهايم و يك مجموعه را نيز خودمان سفارش دادهايم. همه مقالاتي را كه در زمينه وقف بود، كه يازده جلد گردآوري كرديم. اكنون طرح گرد آوري مقالات پراكندهي مرتبط با فقه، اصول و حقوق را به صورت سازماني و رسميتر، دنبال ميكنيم.
در كتاب خانهي تخصصي فقه و اصول، گروهي مشغول شناسايي وسپس تهيه و مجموعه سازي هستند. مجموعه هاي كه امسال در زمينه حقوق، به صورت كلاسور تهيه كرديم، حدود پنجاه كلاسور است كه مجموعه غني اي است و جديدترين بحثها، مربوط به لبنان است.
از كارهاي ديگر، گردآوري پايان نامههاي كارشناسي ارشد و دكترا است كه در اندازهاي كه در دسترس بوده، جمع وري شدهاند. در اين مورد ما با مشكل مواجه بودهايم و كمتر موفق بودهايم؛ چون مراكز اجازه بيرون آوردن و زيراكس پايان نامهها را نميدهند و خودشان هم امكاناتي رافراهم نميكنند كه اين پايان نامهها زيراكس بشوند.
كتاب خانه به فقه شيعه اختصاص دارد و يا به تمام مذاهب ميپردازد؟
كتاب خانه، عام ست و شامل همه چيزهايي كه حوزهي فقه اسلامي و حقوق به معناي عام است ميشود؛ به عبارت ديگر تمام فرقههاي رايچ چهارگانه معروف و حتي فرقههاي ديگري مانند زيديه و فقه مذاهب نادر را نيز شامل ميشود.
در بخش حقوق نيز عام است و مداركي ك با حوزهي فقه اسلامي ارتباطي دارد، گرد آوري شده و ميشود. در زمينهي اصول و رجال (چه شيعه و چه سني) نيز چنين است. كتابهاي روايي هم كه جنبهي فقه روايي دارد گردآوري شدهاند ما تلاش كرديم از مرز خارج نشود و تا حد امكان مواردي كه مرتبط نيست، نياوريم، مگر اين كه ضرورتي باشد و مراجعه كننده بدان نياز داشته باشد، مانند كتابهاي مرجع.
آيا منابع خارجي نيز گردآوري شدهاند؟
از منابع خارجي نيز، آن هايي كه به دستمان برسد، تهيه ميكنيم. بخش عربي تقريبا كامل است و منابع انگليسي را خريداري كرده يا زيراكس نموديم.
از نظر تشكلاتي كتاب خانه به كجا وابسته است؟
كتابخانه متعلق به مؤسسهي آل البيت (وابسته به دفتر آيت اللّه سيستاني ـ مدظله العالي) است.
چه برنامهيي براي آينده داريد؟
يكي مجموعه سازي مقالات است ك كار گسترده و برجستهاي است. كار ديگر، شكل دهي مجموعه هايي از ميراث فقهي و شيعه و ميراث اصلي شيعه است. رسالههايي كه در زمينه فقهي و اصولي منتشر نشده، تهيه و تصحيح و احيا ميكنيم و اگر بتوانيم در مجموعههاي موضوعي چاپ ميكنيم.
كار سوم «كتاب نامهي اصول شيعه» شامل معرفي كتابهاي خطي و چاپي است كه نود درصد آن انجام گرفته است. بخش چاپي آن را خودم انجام داده بودم و قبلاً چاپ شه بود و اكنون مستدركاتش نيز به كمك يكي از محققان آماده شده است كه ان شاء اللّه آن را به طور كامل در دو جلد منتشر خواهيم كرد.
همين كار را در حوزهي فقه شيعه نيز ميتوانيم دنبال كنيم، البته اگر كسي تا آن موقع آن را انجام نداده باشد. در گامهاي بعدي نيز اين سه كار را به طور عام در سايرفرق اسلامي انجام خواهيم دارد.
آيا شما كتابخانهي تخصصي فقه و اصول ديگري را در كشور،سراغ داريد؟
در قم، خود بنده كتاب خانهي تخصصي واحد فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي دفتر تبليغات اسلامي را در سال ١٣٧٤ پايه گذاري كردم كه رشد نسبتاً خوبي داشت و تا زمان تشكيل كتابخانهي تخصصي اين جا، آن كتابخانه، اول بود؛ اما حارج از قم بنده كتاب خانهي تخصصي فقه و اصولي را سراغ ندارم.
ميزان استقبال طلاب و محققان از كتاب خانه چگونه بوده است؟
بااين كه كتاب خانه از مركز شهر و حرم دور است، روزانه از نظر فضا و جا كم ميآوريم و پارهاي از مراجعه كنندگان روي زمين مينشينند. به طور متوسط روزانه نزديك به چهل نفر مراجعه كننده داريم. كتابخانه قفسه باز است و بين قفسهها، ميز مطالعه چيده شده است. كتابخانه در شش ماه اول سال، بين ساعات ٨ تا ١٢ و ٥ / ١٦ تا ٢١، و درشش ماههي دوم، در طول ساعات ٨ تا ١٢ و ١٦ تا ٢٠ باز است. روزهاي تعطيل نيز ـ هم چنان كه گفته شد ـ صبحها باز است. كتابخانه به مدت نيم روز در هفته به خانمها اختصاص دارد. تا آبان سال ١٣٧٩ صبحهاي شنبه به خانمها اختصاص داشت كه به پيشنهاد خودشان اين وقت به صبحهاي پنج شنبيه منتقل شده است. اگر اسقبال خانمها زياد شود، زمان استفادهي آنها را هم بيشتر خواهيم كرد.
چه خدمات ديگري ارائه ميكنيد؟
خدمات ديگر،اندك است. خدمات رايانهاي، مانندنرمافزار اطلاعات كتاب خانه، نرمافزار كتابخانهي ملي وجوددارد و گاه كپي گرفتن در تعداد كم ميسور است. در صدد هستيم بانك اطلاعاتي فقهي را داير كنيم. مقدماتش را از نظر نرمافزاري آماده كردهايم كه پس از فراهم شدن شرايط، رايانههايي در داخل مخزون قرار ميگيرد تا كاربران بتوانند هم زمان از آنها استفاده نمايند.
روش آموزش فقه و اصول را در حوزه چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آينده را چطور ميبينيد؟
تغييرات چنداني به طور خاص مشهود نيست. برنامههاي درسي و متون آن، عمدتاً همان برنامهها و متون سابق است. يك چيزهايي كنار نظام آموزشي ايجاد شده، ولي اينها نتوانسته است هنوز درنظام آموزشي رسوخ كند. اين مواردتغيير، عمدتاً شمال تاسيس كتاب خانه تخصصي يا راه اندازي مجلههاي تخصصي و مراكز پژوهشي است.
به نظر ميرسد از نظر خدمات پژوهشي از نظام آموزشي جلوتر هستيم نظام آموزشي حوزه نتوانسته است خودش را با نظام پژوهشي هماهنگ كند. در متون درسي و روشهاي آموزشي آن، مشكلات جدي وجود دارد. اكنون بحثهاي بسيار جديدي مطرح است كه كمتر در متون درسي يا درسهاي رسمي جاي دارند، البته رشته هايي راه اندازي شدهاند، مثل فلسفهي فقه كه خود اين رشتهها جزء بحثهاي جدي در عرصهي پژوهش است، و خوب است كه جزء برنامههاي درسي قرار گيرند. بنابراين، تحول چشمگيري در بخش آموزش، حتي در اندازهي تحولات پژوهشي ـ كه آن هم مطلوب نيست ـ ديده نميشود. اين درحالي است كه بايد بين آموزش و پژوهش، تعدل و ده و بستاني وجود داشته باشد؛ يعني پژوهش، پرسشهاي جديدي راتوليد كند و نظام آموزشي هم آنها راپاسخ بدهد.
تأليفات حوزويان در فقه، اصول چگونه است؟ آيااين تأليفات جواب گو هستند؟
باتاسف وقتي انسان آمار كلي تاليفات را در فقه و اصول نگاه ميكند ميبيند كه آمار شرحها، ترجمهها و تصحيحها بيشتر است تا كتابهاي تأليفي و پرداختن به مسايل جديد. آنچه كه ما در عرصه فقه و اصول داريم يك بخش تقريرات است كه با همان روال گذشته ادامه مييابد. دربخش ترجمه نيزكارهاي بسيار تكراري از كتابهاي درسي وجود دارد و هم چنين شرح و تعليق، بر همان كتابها؛ و بخش تصحيح ميراث گذشته؛ اين يعني اين كه ما در جا زدهايم. ما بايد در عرض اين كارها، به توليد و مسايل جديد فقهي و حقوقي بپردازيم كه فعاليت ما در اين بخش اخير نسبت به آن چهار بخش پيشين، بسيار اندك به نظر ميرسد.
چه پيشنهادي داريد؟
برنامه ريزان آموزشي بايد جلوتر از نظام پژوهشي را ببينند و راجع به آن انديشه كنند. وقتي انسان به نمايشكاههاي كتاب در خارج از كشور ميرود، ميبيند آنها بسيار جلو هستند. مثلاً رسالهي دكتراي يك خانمي راجع به «بنوك اللبن» است، با وجودي كه «بانك شير» هنوز شكل نگرفته، ولي قبل از آن، بحث فقهي اش آمده است. «بانك شير» قطعاً مسايل فقهي خاص خود را دارد و بحث رضاع و محرميت و نامحرميت درآن مطرح ميشود. در اين جا ما ميبينيم طرح مسئله شده، و كتاب فقهياش هم نوشته شده است.
ما بايد در نظام آموزشي مان يك ديده باني دورنگري نسبت به پرسشها، خلأها و پژوهشها داشته باشيم، تا بتوانيم نظام آموزشي مناسبي را طراحي كنيم. اين ديده باني اكنون وجود ندارد واگر هم هست به چشم ما نميآيد. ديده باني، به اين معنا كه واقعيت موجود را گزارش كند، به برنامه ريزي آموزشي بگويد اكنون اين پرسشها و اين خلاهاي حقوقي وجود دارد و يافتههاي علمي ديگران را گزارش كند. بخشي از ناهماهنگي نظام آموزشي با واقعيتهاي موجود دست كم ناشي از اين ديده باني ضعيف است؛ البته محذورهاي ديگري نيز وجود دارد كه بايد در جاي خودش بررسي شود.
همين مشكل راما در مراكز پژوهشي هم داريم؛ يعني مراكز پژوهشي يا بخش عمدهاي از آنها به روز نيستند. علت اين مسئله هم همين است؛ يعني ما اين ديده باني قوي را نسبت به دنياي خارج از خودمان نداريم.
نشاني كتاب خانه: قم، خيابان سميه، جنب بانك ملي، پلاك ١٥
نشاني پستي: صندوق پستي ٤١٤٣ -٣٧١٨٥
تلفن: ١١-٧٧٣٢٠١٠