پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - هدف از آمدن، ماندن است - رواسانی شاپور
هدف از آمدن، ماندن است
رواسانی شاپور
وجود منابع نفت و گاز در كشورهاي آسياي مركزي، حاشيهي درياي خزر و افغانستان، و امكان صدور آن از طريق بنادر پاكستان به اقيانوس هند و اقيانوس كبير، موجب شده است كه شركتهاي نفتي امريكايي و انگليسي برنامههاي خود را براساس سلطهي نظامي و استقرار دراز مدت در اين سرزمينها طرح و اجرا كنند. با توجه به وجود پايگاههاي نظامي امريكايي در كويت و حضور اين كشور در خليج فارس، اگر امريكا و يارانش موفق شوند، در افغانستان يا يكي از كشورهاي آسياي مركزي و حاشيهاي درياي خزر پايگاه نظامي ايجاد كنند، خواهند توانست بزرگترين و غنيترين منطقهي نفت و گاز در جهان را به طور مستقيم تحت حاكميت خود درآورند.
اين امر مكمل جهانيسازي و خصوصيسازي سرمايهداري است و اين سه، يك وحدت را بنا مينهند. نكتهي جالب توجه اين كه در بسياري از مستعمرات و كشورهاي عقب مانده افراد، گروهها و وابستگان به طبقاتي كه جانبدار جهانيسازي (ورود به سازمان تجارت جهاني) و خصوصيسازي هستند، چه مستقيم، و چه غير مستقيم و چه با جسارت و چه با خجالت، جانبدار حضور امريكا و يارانش در افغانستان نيز هستند، و اين بار سخن نه از ليبراليسم نو، بلكه سخن از يك دولت فراگير و تعيين حكومت مشترك براي افغانستان (با سرپرستي دول خارجي) در ميان است.
در بسياري از مطبوعات و محافل اقتصادي و سياسي جامعهي ما ـ در دورهاي كه پس از فروپاشي نظام اقتصادي سياسي شوروي آغاز شد ـ مفهوم و كلمهي امپرياليسم در نوشتهها و محاورات كمتر به كار ميرود و يا اصولاً به كار گرفته نميشود؛ گويي چنين پديدهاي هرگز وجود نداشته يا امري و مسألهاي مربوط به دورانهاي گذشته تاريخي است و ربطي به روزگار ما و روند اقتصادي و اجتماعي جامعهي ما ندارد، و اصولاً موجود نيست تا اثري هم داشته باشد.
امروزه به دلايل مختلف به اين حقيقت توجه نميشود كه امپرياليسم ناشي از رشد و انكشاف شيوهي توليد سرمايهداري است، نه سياست يك دولت، و تا زماني كه بر يك جامعه شيوهي توليد سرمايهداري حاكم باشد، بالاجبار حركت سرمايه و كالا، در جهت انكشاف به سوي خارج از مرزهاي ملي آن كشور و جامعه ادامه خواهد داشت و اين روند، اجبارهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي را نيز به همراه خواهد آورد، زيرا اگر چنين نشود، شيوهي توليد سرمايهداري توانايي ادامهي حيات را نخواهد داشت. وجود مستعمرات و حفظ اين سرزمينها در زير سلطه، شيشهي حيات سرمايهداري و سرمايهداري استعماري ميباشد.
در حال حاضر، در دورهي ما چه بخواهيم و چه انكار كنيم و يا با دول سرمايهداري استعماري مغازله كنيم، وجود امپرياليسم سرمايهداري با همهي مشخصات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي آن يك واقعيت است. امپرياليسم با تشكيل دولت شوروي به وجود نيامده بود كه با سقوط آن نابود شود. سرمايهداري استعماري سازمان يافتهتر و سَبُعتر از گذشته براي استيلاي مطلق بر مال ميلياردها انسان زحمتكش و فقير در سراسر جهان ميكوشد و در اين راه از ارتكاب هيچ جنايتي امتناع و دريغ ندارد.
در بررسي تاريخ گذشتهي جامعهي ما، نميتوان كودتاهايي را كه دول سرمايهداري استعماري طرح و اجرا نمودهاند، به يك اشتباه تنزل داد. جناياتي كه امپرياليسم و از جمله امريكا در كشور ما انجام دادهاند و هنوز هم در بسياري از سرزمينهاي جهان انجام ميدهند، ناشي از ساختار و محتواي اقتصادي ـ اجتماعي و شيوهي توليد سلطه طلب جوامع آنان است و كار يك دولت يا يك سياستمدار نيست. آنچه با اطلاع، دقت، سازمان يافته و براي وصول به اهداف خاص و معين از جانب كارگزاران جوامع سرمايهداري استعماري در وطن ما و در جامعهي جهاني از بدو پيدايش كنياليسم تا كنون انجام گرفته، حاصل يك نظام و سيستم اقتصادي است و نسبت دادن آن به يك اشتباه و خطا، اگر به علت عدم اطلاع كامل از مسايل اقتصادي بينالمللي و ماهيت شيوهي توليد مستعمراتي و تاريخ امپرياليسم سرمايهداري نباشد، يك راهگشايي خجالتي براي همكاري و سازش با دول استعماري ميباشد و دم خروسي است كه همه كس آن را ميبينند. ما با امپرياليسم در سه زمينهي جهانيسازي (از طريق سازمان تجارت جهاني)، خصوصيسازي (در داخل جامعه) و كوشش استعمارگران براي سلطهي مستقيم بر منابع نفت و گاز جهان سر و كار داريم.
هم چنان كه ورود به سازمان تجارت جهاني و خصوصيسازي اقتصاد در جامعهي ما، در جهت منافع اكثريت مردم محروم نيست و موجبات افزايش فقر عامه، بيكاري، فراز مغزها و افزايش شكاف طبقاتي را فراهم ميسازد، ايجاد پايگاه نظامي امريكا و انگليس در افغانستان و يا يكي از كشورهاي آسياي مركزي يا حاشيهي درياي خزر نيز تهديدي مستقيم عليه استقلال و آزادي ما محسوب ميشود.
با ايجاد چنين پايگاهي، شركتها و دول استعماري ميتوانند در صورت لزوم، به زور اسلحه، با حمله مستقيم يا فرستادن مزدوران، نظريات خود را به كشورهايي كه در حلقهي محاصرهي نفتي و نظامي سرمايهداري استعماري قرار دارند، تحميل كنند.
دولتي كه پس از بمبارانهاي بيوقفهي نيروي هوايي امريكا، با كمك مالي، اطلاعاتي و نظامي امريكا و تانكهاي روسي در افغانستان به قدرت برسد، قادر نخواهد بود، در برابر مطامع شركتهاي نفتي جوامع سرمايهداري مقاومت كند. البته دول استعماري تا زماني كه نتوانند قدرت خود را تثبيت كنند، از همكاري و سهم دادن و... دم خواهند زد، اما تاريخ نشان ميدهد كه در هيچ دورهاي دول استعماري حاضر به قبول همكاري، داشتن شريك يا دادن سهم نبوده و نيستند و به چيزي كمتر از حاكميت و سلطه رضايت نميدهند.
عدم فهم ماهيت سرمايهداري استعماري در وطن ما تا آنجا پيش ميرود كه از امريكا به عنوان دشمن فرضي ياد ميشود، و يا از همكاري با امريكا در مورد تشكيل دولت فراگير و فرصتهاي طلايي انطباق منافع ايران با منافع امريكا سخن به ميان ميآيد. كساني كه قبول ميكنند شوراي امنيت و يا جلسهي دولتهاي «٦+٢» براي مردم افغانستان دولت تشكيل دهد، بايد توجه كنند كه ممكن است، روزي اين شتر جلو خيمهي آنان نيز بخوابد و قواي مسلح دولتهاي استعماري در اجراي مصوبات شوراي امنيت يا يك سازمان ديگر، به عنوان قواي حافظ صلح وارد كشورشان شوند و بر روي مردم كشورشان معامله كنند.
دكتر شاپور رواساني
* به نقل از نشريهي گزارش