پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - خيزشهاى شبكهاى - زمانی سمیه

خيزش‌هاى شبكه‌اى
زمانی سمیه

پيشرفت فناورى و تكنولوژى موجب تجربه نوين بشر از ارتباط و تعامل اجتماعى در فضاى مجازى شده است. شبكه‌هاى اجتماعى؛ از جمله تجربه‌هاى بشرى است كه اجازه تجربه تعاملاتى فارغ از هنجارهاى حاكم بر جامعه را به فرد مى‌دهد. شبكه اجتماعى، ساختار اجتماعى است كه از گروه‌هايى كه عموماٌ فردى يا سازمانى هستند تشكيل شده و توسط يك يا چند نوع از وابستگى‌ها به هم متصل‌اند. شبكه‌هاى اجتماعى در بستر يك جامعه اطلاعاتى پيچيده، كاركرد مؤثر شبكه‌ها را تصوير مى‌كنند. اين شبكه‌ها به تقويت تعاملات انسانى فارغ از محدوديت‌هاى فضاى واقعى كمك مى‌نمايند كه البته با گذشت زمان بر اهميت نقش و كاركرد شبكه‌هاى اجتماعى افزوده شده است. در ماه‌هاى اخير و با آغاز روند تحولات سياسى كشورهاى عربى، بار ديگر چگونگى و ميزان اثرگذارى شبكه‌هاى اجتماعى بر تحولات به موضوعى براى بررسى بدل شد. بر اين اساس، نوشتار مزبور، به چگونگى و چرايى تأثير شبكه‌هاى اجتماعى بر تحولات عربى مى‌پردازد.

پيشينه نظرى
شبكه اجتماعى،(٢) عليرغم اينكه در دوران كنونى به اصطلاحى فراگير بدل شده، امّا براى نخستين بار توسط "جى اى بارنز"(٣) در سال ١٩٥٠ ميلادى براى بررسى پيوندهاى اجتماعى در روستايى در نروژ مورد استفاده قرار گرفت. او در اين مطالعات به اين نتيجه رسيد كه زندگى اجتماعى ممكن است به منزله مجموعه‌اى از نقاط ديده شود كه برخى از آنها با خطوط تنيده به هم متصل‌اند و يك شبكه كلى از روابط را مى‌سازند (٢٠٠٦ ,Cross). او اين واژه را به گونه‌اى نظاموار براى نشان دادن الگوهايى از پيوندها با گنجاندن مفاهيمى كه عموم مردم به صورت سنتى به كار مى‌بردند؛ مانند قبيله و خانواده و مفاهيم جامعه شناسان؛ مانند جنسيت و قوميت استفاده كرد.
آنچه در اين اصطلاح به چگونگى و كيفيت اين رابطه اشاره دارد، واژه "شبكه" است كه مى‌توان آن را به "هر مجموعه يا سيستم درون پيوندى(٤) نسبت داد كه هدف آن به اشتراك گذاشتن يك قابليت يا توانايى بين دو يا چند نظام در محدوده مكان و زمان است و در حالت مطلوب، محدوديت مكانى و زمانى ندارد"( عليمرادى، ١٣٨٨). حال اگر محور اين شبكه افراد انسانى باشد و حول ارتباط انسان‌ها بچرخد، شبكه اجتماعى تشكيل شده است. به عبارت ديگر، شبكه‌هاى اجتماعى ساختارى اجتماعى هستند كه افراد و سازمان‌هاى انسانى ميان خود ايجاد كرده‌اند تا در موضوعات و مقوله‌هاى از پيش تعيين شده با يكديگر تعامل كنند. ساده‌ترين شبكه اجتماعى را مى‌توان خانواده، بستگان، قبيله، دوستان و همكاران دانست.
پايگاه‌هاى اينترنتى شبكه‌هاى اجتماعى نيز از گونه‌هاى ديگر شبكه‌هاى اجتماعى هستند، كه با پيدايش فناورى‌هاى ارتباطى جديد رواج يافتند كه در آن موجودات انسانى در يك تعامل چند سويه، علاقه‌مندى‌ها و فعاليت‌هاى خود را به اشتراك مى‌گذارند يا علاقه‌مند به جستجوى علاقه‌مندى‌ها و فعاليت‌هاى ديگران هستند. جامعه‌اى برخط(٥) كه كاربران آن، مجاز به اشتراك اطلاعات، تصاوير، فيلم‌ها، نرم‌افزارها و برقرارى ارتباط با ديگران و كشف نشانى ارتباط افراد جديد هستند كه در آن، اعضاء با مشاركت و هم‌فكرى و با استفاده از برنامه‌ها به ساختن محتواى وب مى‌پردازند.
هم‌چنين بيشتر شبكه‌هاى اجتماعى راه‌هاى گوناگونى؛ مانند: رايانامه، خدمات پيام فورى، اشتراك تصاوير، موسيقى، صوت و فيلم براى تعامل كاربران فراهم مى‌كنند. به عبارت ديگر، در اين دست از پايگاه‌ها عناصر ارتباطى؛ مانند ايميل، تابلوى پيام، پيام فورى و گپ با وسايل رسانه‌اى شنيدارى، ديدارى و نوشتارى با هم به صورت تركيبى در يكجا وجود دارند (٢٠٠٨ ,Craig).
با توجه به افزايش حوزه انتخاب فردى در جهان كه به خصوص با فناورى‌هاى نوين اطلاعاتى بر آن افزوده شده است، افراد، مجموعه‌ها و فضاى اجتماعى جديدى را جستجو مى‌كنند كه در آن شيوه‌هاى جديد زندگى و هويت‌هاى اجتماعى نوظهور تجربه و تعريف مى‌شوند. از اين منظر، پايگاه‌هاى شبكه‌هاى اجتماعى؛ هم‌چون فيس بوك و توييتر اين زمينه را فراهم مى‌كنند تا كاربر، هويت جديدى را در محيطى تجربه كند كه فارغ از هنجارهاى بيرونى اجازه فعاليت و كنش جمعى را به او و ديگر كاربرانى كه با اتصالى چندگانه به هم مرتبط هستند را بدهد.
يك رابطه متقابل بين مشاركت و كاهش هزينه در بهره‌ورى اطلاعاتى موجب عضويت افراد در شبكه‌هاى اجتماعى مى‌شود، كه افراد براى توليد سود، در تعاملات و شبكه‌هاى اجتماعى شركت مى‌كنند و منابع موجود در شبكه‌هاى مشاركت، باعث افزايش سود مى‌شود. البته تعاملات و شبكه‌هاى مشاركت به چند دليل منجر به افزايش سود درجامعه مى‌گردند؛ شبكه‌هاى اجتماعى، جريان گردش و مبادله اطلاعات را تسريع و تسهيل مى‌كنند و اطلاعات مفيدى‌در مورد فرصت‌ها و گزينه‌هاى مختلف در اختيار فرد قرار مى‌دهند و ميزان هزينه‌ها را به مقدار زيادى در تعاملات اجتماعى كاهش مى‌دهند. شبكه‌ها پيوندهاى اجتماعى را تقويت كرده و منجر به انباشت قدرت اجتماعى مى‌شوند. اين امر نقش مهمى در تصميمات و گزينش خط مشى بازيگران اجتماعى دارد. بعضى از پيوندهاى اجتماعى به واسطه موقعيت‌هاى استراتژيك خود در بردارنده منابع با ارزشى هستند كه قدرت تصميم گيرى و تأثيرگذارى فرد را افزايش خواهد داد. شبكه از فرد در مقابل تهاجمات و تجاوزات دفاع مى‌كند. هم‌چنين شبكه‌هاى اجتماعى هويت و شناخت فرد را تقويت مى‌كنند. دسترسى افراد به منابع از طريق شبكه‌ها امكان پذير است و فرد به وسيله پيوندهاى اجتماعى، شايستگى خود را تقويت مى‌كند (اختر محققى، ١٣٨٥).
البته اين امر براى حكومت‌ها، بستر ارزيابى فرصت - تهديد را فراهم مى‌كند و اين نمى‌تواند يك اصل عمومى تلقى شود، كه همه جوامع برخورد يكسانى با شبكه‌هاى اجتماعى دارند. در برخى كشورها، نگاهى امنيتى به اين ساختار نوين اجتماعى دارند؛ ساختار نوينى كه فرصت‌هاى جديدى را براى كنش‌گران خلق مى‌كند. اين امر به خصوص با تحولات سياسى كشورهاى عربى بازنمون شد.
به هر حال، فناورى نوين ارتباطى بر اهميت هر چه بيشتر پايگاه‌هاى شبكه اجتماعى مى‌افزايد و همين امر موجب مى‌شود تا در تحليل تحولات سياسى - هم‌چون تحولات كشورهاى عربى - به نقش اين ساختار اجتماعى اشاره كرد.
براى آنكه بتوان به يك چارچوب تحليلى براى بررسى نقش شبكه‌هاى اجتماعى بر تحولات سياسى به طور اعم و به طور خاص كشورهاى عربى دست يافت، نگارنده شبكه اجتماعى را در حوزه نظرى سرمايه اجتماعى و رابطه آن با جنبش‌هاى اجتماعى مورد بررسى قرار مى‌دهد. البته مفروض نگارنده دراين نوشتار اين است كه تحولات عربى در چارچوب نظرى جنبش‌هاى نوين اجتماعى قابل بررسى است.

شبكه‌هاى اجتماعى حد فاصل جنبش‌ها
در حوزه نظرى سرمايه اجتماعى، نظرات مختلفى وجود دارد كه به دليل كارآيى نظريه پوتنام در اين باره به آراى او رجوع شده است. "رابرت پوتنام"(٦) از جمله كسانى است كه شبكه‌هاى اجتماعى را به عنوان يكى از عوامل مؤثر بر سرمايه اجتماعى مورد بررسى قرار مى‌دهد. از نظر پوتنام، شبكه‌هاى اجتماعى به توليد ارزش‌هايى مى‌پردازد كه سرمايه اجتماعى را توليد مى‌كند. در واقع از اين نظر بسط شبكه‌هاى اجتماعى به تقويت سرمايه اجتماعى مى‌پردازد. از نظر پوتنام، سرمايه اجتماعى و جنبش‌هاى اجتماعى رابطه بسيار نزديكى با يكديگر دارند، رابطه‌اى پيچيده كه نمى‌توان گفت كداميك ريشه و يا مولد ديگرى است؛ رابطه‌اى مانند مرغ با تخم مرغ(٢٠٠٢ ,szreter ). پوتنام نقش انگيزشى ايدئولوژى را كاهش مى‌دهد؛ در عوض از منظر وى جنبش‌هاى اجتماعى به ايجاد يك مانيفست و يا هويت جديد منجر مى‌شود (٢٠٠١ ,Potnam). در رابطه پيچيده جنبش‌هاى اجتماعى و سرمايه اجتماعى، شبكه‌هاى اجتماعى در جايگاه رابط و يا پلكان ميانى قرار دارد، كه موجب مى‌شود تا در صورت بروز مسايل و يا زمينه اعتراض و هر گونه ناآرامى، شبكه‌ها به بسترى براى بسيج نيروها تبديل شود. براى نمونه كاربران اينترنتى نيكاراگوئه‌اى اوايل سال ٢٠١١ در فضاى مجازى و در صفحات شخصى خود عليه دانيل اورتگا، رئيس جمهور فعلى اين كشور نوشتند"اگر مجددا اعلام كانديداتورى‌كنى ، ما آرام نخواهيم نشست". سپس حدود ١٦ هزار "فعال سايبرى" معترض، كه اكثر آنها را جوانان تشكيل مى‌دادند يك "راهپيمايى مجازى" در اينترنت در مخالفت با شركت مجدد دانيل اورتگا در انتخابات رياست جمهورى راه اندازى كردند.
علاوه بر موارد فوق، از منظر پوتنام، شبكه‌هاى اجتماعى، مردم را به همكارى و اعتمادپذيرى در برخوردهايشان تشويق مى‌كنند تا شرايط كاملاٌ اتميزه و انفرادى شود، مانند (مصاحبه با تاج‌بخش، ١٣٨٤). بنابراين، زمينه كنش جمعى مهيا مى‌شود.
عليرغم نگاه مثبت وى به شبكه‌هاى اجتماعى، امّا در نظر وى استفاده مثبت و منفى و يا خوب و بد(ترجمه مفاهيم به كار رفته توسط پوتنام ) از سرمايه اجتماعى وجود دارد. مانند اقدامات افراطى ليبرال‌ها در آزادى فردى كه به برخى از تشكل‌هاى اجتماعى آسيب مى‌زند و يا نمود نابرابرى‌هاى اجتماعى در سرمايه اجتماعى.
نمونه دوم زمانى رخ خواهد داد كه شبكه‌ها و هنجارهايى كه در خدمت يك گروه هستند، راه را بر ديگر گروه‌ها ببندند، به ويژه هنگامى كه هنجارها تبعيض‌آميز و يا شبكه‌هاى اجتماعى از هم جدا باشند كه ممكن است سد يكديگر شوند (پوتنام، ١٣٨٤).
به نظر مى‌رسد كه اين وضعيت، به وضعيت بى نظمى نزديك است و در اين شرايط است كه زمينه براى نارضايتى و اعتراض فراهم مى‌شود. هنگامى كه بخش‌هايى از جامعه براى بروز نارضايتى خود فضاى مجازى را مجرايى براى نمود نظر و ديدگاه خود قرار مى‌دهند، شبكه‌هاى اينترنتى و غيره باعث بسط رابطه آنها شده و موجب تسريع در روند اطلاع رسانى مى‌گردند. اين خود در وهله بعد، پيدايش شبكه را در فضاى واقعى به دنبال خواهد داشت. در اين مرحله است كه جنبه مثبت سرمايه اجتماعى در قالب جنبش‌هاى اجتماعى خود را نشان مى‌دهد. درنگاه پوتنام، فرمول خاصى از جنبش‌هاى اجتماعى با مجموعه به هم پيوسته‌اى از سرمايه اجتماعى مطلوب و درست وجود دارد، كه همان جنبش‌هاى نوين؛ مانند جنبش حقوق مدنى و زنان است (٢٠٠٢ ,szreter).
جنبش‌هاى نوين اجتماعى غير از عدم رهبرى و سازماندهى، خاصيت جوانى و طبقه متوسط، خواست‌هاى متعلق به كيفيت زندگى، از ابزارهاى نوين نيز استفاده مى‌كنند. جنبش‌هاى جديد اجتماعى بيشتر متكى به تكنولوژى جديد ارتباطى هستند، كه انقلاب الكترونيكى امكان ايجاد آنها را مهيا ساخته است؛ زيرا اين وسايل امكان گفتگو و ايجاد روابط جديدى بين افراد فراهم ساخته است. آنها امروزه بر تكنولوژى ارتباطى، اينترنت و كامپيوتر تكيه مى‌كنند(اطهرى،١٣٨٥). در اين ميان با توجه به نقش فناورى‌هاى ارتباطى و آميختگى شبكه‌هاى اجتماعى با آن و ايجاد پايگاه‌هاى نوين ارتباطى در فضاى مجازى، فضاى جنبش‌ها دوگانه شده است. حركت بين دو فضاى واقعى و مجازى به گستردگى زمينه فعاليت آنها منجر شده و همين امر خلق جنبش‌هاى جديد اجتماعى را تسهيل مى‌كند.
در مجموع، شبكه‌هاى اجتماعى با هويت بخشيدن به مخاطبان در فضاى مجازى، كنش‌گران تازهاى را ايجاد مى‌كنند كه علاوه بر فضاى واقعى بستر مناسب ديگرى نيز براى فعاليت‌ها و اقدامات خود يافته‌اند و همين امر موجب مى‌شود تا در دنياى پيچيده سياست، در جريان جنبش‌ها، اعتراضات و آشوب‌ها شبكه‌هاى اجتماعى به عنوان مؤلفه‌اى مهم ارزيابى‌شوند. علاوه بر اين، به دليل اثرگذارى مثبت و فعال خود بر تقويت سرمايه اجتماعى در صورت بروز جنبش، اعتراض و آشوب در مقابل حكومت‌ها مى‌تواند برانگيزاننده و مؤلفه‌هاى براى بسيج نيروها باشند. اكنون مى‌توان به پتانسيل موجود در شبكه‌هاى اجتماعى و ميزان توانايى آنها در اثرگذارى بر تحولات سياسى پى برد.

تحولات عربى و شبكه‌هاى اجتماعى
ريشه تحولات كشورهاى عربى - با تمام تنوعات موضوعى - مى‌تواند در دو ريشه اصلى خلاصه شود: وجود شبكه‌هاى اجتماعى سنتى؛ چون قبيله و بسته بودن فرآيند چرخه نخبگان و نابرابرى و تبعيض در هنجارهايى كه راه را بر ديگر شبكه‌هاى اجتماعى جدا از دسته حاكم مى‌بندد، نابرابرى‌اى كه باعث مى‌شود اين نابرابرى در حوزه اقتصاد، آموزش و فرهنگ نيز ملموس شود و كاربران مخالف حكومتى را به استفاده از اينترنت به عنوان ابزار مقابله فرابخواند. استفاده از فضاى مجازى موجب شد تا پايگاه‌هايى؛ چون فيس بوك و توييتر مكان مناسبى براى بيان اعتراض، نارضايتى‌ها و مخالفت‌ها گردد.
زمانى كه فضاى واقعى محدوديت ايجاد كرد، اولين گام‌هاى جنبش در سايت‌ها و اينترنت برداشته شد و سپس با ايجاد اتصالات بعدى و انتشار اطلاعات و ارتباطگيرى سريع در مقابل حكومت‌هاى موجود، ساخت شبكه‌هاى مقابله با قدرت حاكم، در صفوف اينترنتى حجيم شد و سپس در مراحل بعدى اين شبكه‌هاى اينترنتى اولين پله‌هاى ساخت شبكه‌هاى اجتماعى در دنياى واقعى گرديد و اين امر موجب شد تا سرمايه اجتماعى براى جنبش‌هاى مقاومت تشكيل شود و بدين ترتيب انباشتگى خواست‌ها و مطالبات در شبكه‌هاى اجتماعى موجب ايجاد تداوم حركت‌هاى اعتراضى و مخالفت‌ها گرديد.
كاربرى اين شبكه‌ها گاه در بسيج و سازماندهى سرمايه اجتماعى نمود مى‌يافت؛ مانند نمونه تونس و مصر كه مخالفان حكومت از طريق فيس بوك و توييتر براى سازماندهى دور نخست اعتراضاتشان در اواخر ژانويه استفاده كردند و چهره نمادين اين اعتراضات نيز يك كاربر اينترنتى شركت گوگل بود؛ جوان ٣٠ سالهاى كه پس از آزادى از زندان براى بسيج مردمى عليه مبارك به شدت فعال بود (فرارو، ١٣٨٩).
در مورد سوريه نيز فعالان دموكراسى طلب سوريه از شبكه‌هاى اجتماعى؛ مانند فيس بوك و توييتر براى دعوت به تظاهرات بهره مى‌بردند. در واقع، در اين نمونه‌ها شبكه‌هاى اجتماعى به عنوان ابزار و مجراى اطلاعاتى و بسيجگر مورد استفاده قرار گرفت.
در عربستان سعودى نيز جوانان سعودى ميدان خودشان را در فضاى مجازى اشغال كردند. يك حلقه گسترده از جوانان سياسى و غير سياسى، از تالارهاى گفتگوى اينترنت، چت روم‌ها، وبلاگ‌ها و اخيرا از شبكه‌هاى فيس بوك و توييتر براى بيان نظراتشان، بسيج مردم و به اشتراك گذاشتن انتقادات و نارضايتى‌ها از وضع موجود نيز استفاده كردند و بدين شكل اين فضاى مجازى به مكانى براى طرح نظرات منتقدين و هواداران دولت تبديل شد (٢٠١١ ,Foreignpolicy).
هم‌چنين در قطر، صفحه روز خشم قطر در فيس بوك ايجاد گرديد و از شهروندان قطرى خواسته شد در اعتراض به روابط دوستانه امير قطر با اسرائيل، استقرار پايگاه نيروهاى مركزى آمريكا در دوحه و روابط نزديك با ايران، روز ١٦ مارس ٢٠١١ به خيابان‌ها بيايند و تجمع اعتراض‌آميز برگزار كنند (فرارو، ١٣٨٩).
نمونه‌هاى فوق تنها براى نمود چگونگى اثرگذارى و ميزان نقش شبكه‌هاى اجتماعى اينترنتى در تحولات عربى ذكر شد. كه البته واكنش به فعاليت‌هاى فوق از سويى سلبى و ايجابى بوده است. برخى نقش اين شبكه‌هاى اجتماعى را كم و يا خنثى دانسته و برخى حتى از تحولات فوق به انقلاب سايبرى و يا انقلاب اينترنتى ياد مى‌كنند. بررسى نقش و اثرگذارى فيس بوك، توييتر و ساير شبكه‌هاى اجتماعى اينترنتى را در تحولات بايد با رويكردى منطقى و با توجه به ظرفيت‌هاى فضاى مجازى، قابليت دسترسى و ميزان قدرت حكومت‌ها در اعمال ممانعت از كاربرد آنها و مهمتر از آن در خاصيت جنبش‌هاى نوين اجتماعى در نظر گرفت.
بررسى تحولات سياسى كشورهاى عربى نشان مى‌دهد كه رشد طبقه متوسط و تحصيل كرده و قشر جوان ناراضى در اين كشورها و دستيابى به اينترنت كه خود عاملى براى ترقى، رشد و پيشرفت است، دو مؤلفه پيش برنده جنبش‌ها بوده است.
در نمونه عربستان سعودى با كشورى ثروتمند رو به رو هستيم، كه غالب جمعيت جوان آن قادر به يافتن شغل در بخش خصوصى و دولتى نيستند. از قِبل توسعه اين اقتصاد ٤٣٠ ميليارد دلارى، تنها يك بخش كارآفرينِ وابسته، سود برده؛ بخشى كه با خاندان سلطنتى در ارتباط بوده و اين همان نابرابرى است كه در پى هنجارهاى تبعيض آفرين شبكه سلطنتى ايجاد شده است. علاوه بر اين، انتقاد از پادشاه و شاهزادگان خاندان سلطنتى در اين كشور به نوعى تابو تبديل شده، بر گرد يك محفل خانوادگى كه همه پست‌هاى دولتى، از مناصب دفاعى گرفته تا مناصب ورزشى را در انحصار خود دارد،هاله‌اى از قداست كشيده و انتقاد از آنها را عبور از خطوط قرمز تلقى مى‌كنند. عربستان اكنون كشورى با دو سوم جمعيت زير ٣٠ سال؛ دركنار عوامل سياسى، اقتصادى و اجتماعى، زمينه مناسبى براى تحولات سياسى در پيش رو دارد (٢٠١١ ,Foreignpolicy).
در اين كشور با توجه به رشد جمعيت جوان، استفاده از شبكه‌هاى اجتماعى اينترنتى به افزايش آگاهى و انتقال آن در جهت تبديل رضايت سياسى به نارضايتى سياسى مؤثر خواهد بود؛ هر چند با توجه به شرايط اين كشور و منافع كشورهايى؛ چون ايالت متحده آمريكا سرعت تغيير و تحولات در آن كند باشد. آغاز اين تحولات شايد با بيانيه جمعى‌از نخبگان اين كشور آغازيدن گرفت كه گويى از بيم گسترش اعتراض‌هاى مردمى در اين كشور انجام شده است. توجه به نقش شبكه‌هاى اجتماعى موجب مى‌شود تا با ديدگاهى امنيتى هر گونه نقد و پرسشى و نيز به چالش كشيدن وضع موجود منجر به بازداشت وبلاگ نويسان، نويسندگان و تحليل‌گران در اين پايگاه‌ها شود.
ميزان اثرگذارى شبكه‌هاى اجتماعى، حكومت اين كشورها را به مقابله به مثل وادار كرد. پس از آنكه فعالان سياسى اين كشورها به استفاده از شبكه‌هاى اجتماعى پرداختند؛ رژيم‌هاى ديكتاتور عرب، مبارزه با مخالفان خود را از طريق ابزار خودشان آغاز كردند. در برخى از اين كشورها كه با موجى از اعتراضات ضد دولتى روبرو بوده‌اند، فعالان، از طريق ايميل، فيس بوك و توييتر تهديد به مرگ شدند. محمد المسكاتى، از فعالان حقوق بشر در بحرين است كه هدف يكى از كمپين‌هاى حامى دولت در فيس بوك قرار گرفت. حاميان دولت، نام و آدرس فيس بوك وى را در انجمن‌هاى گوناگون درج كرده و خواستار مرگ وى شدند. دولت مصر نيز كه در آغاز سال جارى، با موجى از اعتراضات روبرو بوده، دسترسى به اينترنت در سراسر اين كشور را قطع كرد.
مقامات سودان نيز به منظور جلوگيرى از اين اقدامات، در مواردى با دستگيرى فعالان، به زور شكنجه رمز عبورشان را گرفته و اقدام به پخش اطلاعات غلط مى‌كنند (فرارو، ١٣٩٠).

سخن آخر
در روند تحولات كشورهاى عربى شبكه‌هاى اجتماعى، به دليل كاركرد اطلاعاتى و ارتباطى از سويى به انتشار اخبار، مطالبات و حتى ايجاد خواست جمعى و از سويى نيز به تسهيل بسيج نيروها كمك كردند. نقش شبكه‌هاى اجتماعى را بايد به صورت عامل ميانى، شتابزا، فعال و مؤثر ارزيابى كرد. شبكه‌هاى اجتماعى در فرآيند تبديل رضايت به نارضايتى سياسى، ايجاد اجماع و ساخت يك جبهه مجازى در مقابل حكومت‌ها فعاليت داشتند. اين شبكه‌ها به ايجاد هويت‌ها و مطالبات در قالب يك چهره نوين و مغاير با هنجارهاى حكومتى پرداختند كه فارغ از ساختارهاى قدرت و الزاماتش نظام‌هاى موجود را به چالش مى‌كشيد. دولت‌هاى موجود در اين كشورها، از سويى مردم را محدود در ساخت هنجارى خود مى‌كنند و از سوى ديگر، به دليل الزامات محيطى و جهانى شدن زمينه استفاده از تكنولوژى ارتباطى را مهيا مى‌نمايند، كه اين امر موجب مى‌گردد تا در پيش روى كنش‌گران، يك ساختار نوين ايجاد شود كه در رابطه‌اى تنگاتنگ با سرمايه اجتماعى به ايجاد جنبش‌هاى اجتماعى كمك نمايد و تحولاتى را رقم بزند كه تاكنون نيز در افت و خيزى نوسان دار ادامه دارد.
بنابراين، شبكه‌هاى اجتماعى و اينترنت دو ساختارى هستند كه با در آميختگى يكديگر به ايجاد يك فضاى نوين براى انجام كنش‌هاى جمعى پرداختند و افزون بر اينها، روند دستيابى به ابزار و تكنولوژى‌هاى ارتباطى كه يك حكم اجبارى براى همه كشورها است از سويى فرصتى تهديدزا براى نظام‌هايى خواهد بود كه از يك سو زمينه‌هاى لازم وكافى را براى ايجاد تحول دموكراسى‌خواهانه دارا هستند و از سوى ديگر فرصتى مطلوب براى سرمايه اجتماعى كه از طريق شبكه‌هاى تنيده در هم، راه را براى جنبش‌ها هموار مى‌سازند و اين چنين پيوند مبارك تكنولوژى و يك مفهوم اجتماعى براى دولت‌هاى عربى مولودى نامبارك را هديه كرد و پايانى تاريك براى دولت‌ها و آغازى مبهم براى جوامع عربى را به ارمغان آورد.

منابع
اختر محققى مهدى (١٣٨٥) سرمايه اجتماعى،تهران: مهدى اخترمحققى.
اطهرى، سيدحسين (١٣٨٥) مؤلفه‌هاى بنيادين جنبش‌هاى جديداجتماعى، وبلاگ گفته‌ها و ناگفته‌ها.
پوتنام، رابرت(١٣٨٤)مجموعه مقالات سرمايه اجتماعى: اعتماد، دموكراسى و توسعه، مصاحبه با كيان تاج‌بخش، مترجمان: افشين خاكباز و حسين پويان، به كوشش كيان تاجبخش، تهران: نشر شيرازه.
عليمرادى، مصطفى(١٣٨٨) سير تطور شبكه‌هاى اجتماعى؛ نگاهى به آغاز و انجام شبكه‌هاى اجتماعى،سايت ره‌آورد نور.
qzunijyzgwa.mr.htm==q==www.Fararu.ir/vtpgqjrk.٢,oda١Lrrvp٤a.rqykwxq٩a٧=٧
www.Fararu.com/vdchxknq.٢٣n٦-dftt٢.html
www.foreignpolicy.com//:http
wwwbioteams.com/٢٠٠٦/٠٣/٢٨social-Network-analysis.htm://http ,richard ,cross

McAFEESECURITY ,the future of Sicial Networking Sites (٢٠٠٨) Schmugar ,Craig
.٢٠٠٨ ,JORNAL
.Schuste& Touchstone Books by Simon ,Bowling Alone (٢٠٠١) Robert ,Potnam
,Bringing back in Power,Politics :The state of social Capital (٢٠٠٢) Szereter Simon
.Springer :Published by ,٣١ .Vol ,Theory and Society ,and history

پى‌نوشت‌ها:
١. كارشناس ارشد و پژوهشگر علوم سياسى :s_zamani_thyahoo.com
Social Network .٢
Barnes .٣. A ..J
.Interconnected .٤
.Online .٥
.Rabert Potnam .٦