پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - نت گشت - مختاباد سید ابوالحسن
نت گشت
مختاباد سید ابوالحسن
درباره سرانه مطالعه در ايران
٥٥ دقيقه در هفته
سيد ابوالحسن مختاباد
هفته كتاب كه مىرسد آمارهاى فراوانى درباره كتاب و كتابخوانى از سوى مسئولان ارائه مىشود.در يكى دو سال اخير درباره سرانه مطالعه در ايران سخنان بسيارى گفته شده است،اما اين سخنان كمتر به پشتوانهاى تحقيقى و پژوهشى استوار بوده است.
حتى سخنانى كه اخيرا رئيس نهاد كتابخانههاى عمومى كشور درباره دو نظرسنجى اخيرش در زمينه كتابخوانى ارائه شده است،مشخص نيست كه بر اساس چه معيارها و ملاكهايى است و ريز پرسشها و نتايج تخقيقات آنها در اختيار عموم قرار نگرفته است. به همين دليل ما نمىدانيم كه اين آمار مطالعه مربوط به سال است يا ماه يا هفته و روز؟ از رئيس نهاد كتابخانههاى عمومى كشور، تا رئيس كتابخانه ملى و دستاندركاران وزارت ارشاد هر كدام آمار و ارقامى را درباره ميزان سرانه مطالعه در ايران ارائه دادند اما نگفتهاند كه اين آمار بر اساس چه متر و معيار يا پژوهشى به دست آمده است. اگرچه ماجراى آمار مختلف از يك موضوع در دولت كنونى به يك سنت تبديل شده است و ما مركز و مرجعى خاص در اين زمينه را نمىتوانيم پيدا كنيم،اما به نظر مىرسد پرسش اساسى درباره آمار مطالعه بايد بر اين نكته تمركز كند كه آمارهايى كه ارائه مىشود،بر چه تحقيق و پژوهش ميدانى استوار است.
تا آنجايى كه نگارنده به ياد دارد،تنها پژوهش ميدانى كه درباره كتاب و كتابخوانى قابل دسترس است ( در ذيل طرح رفتارهاى فرهنگى ايرانيان) و در تمامى استانها انجام شد،به سال ٧٨ بازمىگردد كه آقاىدكتر محسن گودرزى در دفتر طرحهاى ملى وزارت ارشاد عهدهدار آن بود. در اين طرح كه نتايج آن پاييز ٨١ منتشر شد و متاسفانه در دولت آقاى احمدىنژاد استمرارى نيافت، جامعه آمارى مورد نظر ما مردم شهر تهران( براى هر استان يك كتابچه منتشر شد) هستند كه نزديك به ٢٠٠٠ نفرشان به عنوان جامعه نمونه از ميان افراد بالاى ٦ سال انتخاب شده و مورد پرسش قرار گرفتند. از جمله اين پرسشها سرفصلى بود با عنوان كتاب و كتابخوانى كه در آن مواردى چون: مطالعه انواع كتاب،متوسط زمان مطالعه در هفته،رفتن به كتابخانه،امانت كتاب،محل امانت،ميزان امانت كتاب، تعداد تقريبى كتب غيردرسىموجود در منزل و خريد كتاب در يك سال گذشته.
نگاهى به سرفصلهاى پرسشها نشان مىدهد كه هدفگذارى دقيقى صورت گرفته بودو هر كسى كه به اين پرسشها پاسخ مىداد،آدمى مىتوانست نسبت او با مطالعه و كتاب را دريابد.
بخشى از سرفصلهاى اين تحقيق هم به مطالعه روزنامه و مجله اختصاص داشت كه خارج از بحث يادداشت ماست.
پرسش مورد نظر درباره ميزان مطالعه در هفته اين بود:
غير از مطالعه كتب درسى هر يك از اعضاء در هفته به طور متوسط چه مدت مطالعه مىكنند؟ و البته براى تدقيق اين سوال همين سوال را براى حدود مطالعه در هفته گذشته هم مطرح كردند تا بتوانند معيارىبراى كنترل داشته باشند.
گزينههايى كه درباره ميزان مطالعه در هفته در نظر گرفته شده ،عبارت بود از:
١)هيچ ٢)حدود نيم ساعت ٣)حدود يك ساعت ٤)حدود دو ساعت ٥)بيش از دو ساعت
نتيجهگيرى حاصل از اين نظر سنجى (متوسط مطالعه در هفته و هفته گذشته) به صورت خلاصه اين است كه از ميان افراد جمعيت نمونهاى كه در خانواده خود كتاب غير درسى مطالعه مىكنند(حدود ٧٠ درصد جمعيت نمونه) نسبتها به اين نحو است:١١ و ٢ درصد نيم ساعت،١٥ و ٤ درصد حدود يك ساعت،١٦ و ٩ درصد حدود دو ساعت و ٤٧ و ٩ درصد بيش از دو ساعت.
بر اين اساس اگر مقوله بيش از ٢ ساعت را دو نيم ساعت در نظر بگيريم و مدت را به دقيقه محاسبه كنيم، متوسط زمان مطالعه در جمعيت اهل مطالعه در هفته ١٠٤ دقيقه و در هفته گذشته ٨٦ دقيقه است. اگر عدم مطالعه ٥٢ و ٣ دهم درصد جمعيت باسواد را هم صفر به حساب آوريم، متوسط مطالعه در هفته براى جمعيت باسواد ٥٥ دقيقه و در هفته گذشته ٤٦ دقيقه است.
اين آمار و نظرسنجى البته در شهرها و استانهاى مختلف تفاوت دارد و نيازمند كارى فشرده است. ضمن اينكه زمان اين آمار هم ١٢ سال قبل بوده است. با اين توصيفات به نظر مى رسد بهتر است دست اندركاران نهاد كتابخانه هاى عمومى كه چند مدتى است از ازدياد سرانه مطالعه در ايران سخن مى گويند نكات جزيى ترى از نحوه و نوع نظرسنجى خود را بيان كنند تا افكار عمومى و به خصوص علاقه مندان و كارشناسان امور كتاب و كتابخوانى بتوانند به تحليل بهترى از نوع كار آنها برسند.
× خبر انلاين