پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢
دجال بس نزديكتر است (٢)
میراحسان احمد
ابزارهاى نمايش امريكايى
آمريكا براى نفوذ، شكل دادن، بازىگردانى و نمايش و كارگردانى پروژههاى خود به فيلمنامه محتاج است. فيلمنام? آمريكا براى سلطه بر جهان از قواعد و تجربههاى سينماى داستانپرداز هاليوود بهره فراوان مىبرد، و در واقع بر اصولى استوار است كه تجرب? طويل المدت استعمار استثمار، امپرياليسم، جهانخوارى و سرمايهدارى متأخر از يك سو، و قدرت عظيم جامعه نمايش، و خودنمايش اصول تئاتر و سينماى عامهپسند از سوى ديگر فراهم آورده و قواعد آن را پرداخته است. واقع نمايى، جذابيت، سحرزدگى، قدرت باورپذيرى و اقناع و القاء، كشمكش، شخصيتپردازى، اجراى قوى و قدرت دروغپردازى و فريبكارى داستانهايى كه محل اتكاء آنها، نيازها، غرايز، تخيل، و ابعاد فهم و آزمون و خطاى بشرى و عطش ماجرا و هيجان داستان پركشش است، همه از عوامل طرحريزى سياست آمريكايى (نوشتن فيلمنامههاى كوچك و بزرگ، داستانى و مستند، توليدات سينمايي/ پرداكشنهاى عالم سياست و جنگهاى نرم، خشن، جنگ علنى و پنهان، اقتصادى، سياسى، نظامى و نيز فرهنگى است.
در آن كه مجموعهاى از اتاق فكر، نهادهاى تصميم گيرنده اصلى سرمايهدارى متأخر، سرمايهداران و نهادهاى اطلاعاتى و امنيتى و نظامى، هم? نخبگان اقتصادى و سياسى و فرهنگى و هم? بازيگران جلوى صحنه نمايش كه پردهاى بر آن نهادها و افراد اصلى گردانند? جهان، سلطه جهانى و برنامههاى آن هستند، كاملاً بر سناريوهاى متعدد براى بقاى سيطره خود تكيه مىكنند، ترديدى نيست. اصطلاح سناريوهاى سياسى، نظامى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى، با اوج سينماى هاليوود در ترفيولوژى قدرت در آمريكا و اروپا مطرح شد و ديپلماسى و برنامههاى گوناگون نظام سلطه با آن تعريف شد. و همان اصطلاح به صورت تقليدى و كاريكاتور وارد كشورهاى پيرامونى و حاشيهاى رواج يافت. هر قدر كه اسرائيل و آمريكا و سرمايهدارى متأخر و رهبرى صهيونيستها و مسيحيت صهيونيستى، در اجراى سناريوهاى خود از متن جدى متكى بر واقعيات جهان و ضرورتهاى منافع سلطهجويى، و ابزارها، تكنولوژى، منابع مالى، برنامهريزى سازماندهى و رهبرى مناسب و دقيق برخوردار بوده و نقشه راه داشتهاند، نمون? حاشيهاى آنها در ديكتاتورىهاى وابسته آسيايى و آفريقايى، به طور خامدستانهاى اين سناريوها را به اجرا درآوردهاند. در بازى و رقابت بين آمريكا و شوروى، آمريكا دقيقاً براى آن كه از قدرت مالى و فنى، برنامهريزى و بازىگردانى، يك متن خوب و دقيق و اجراى عالى و همه شروط لازم و كافى روى يك فيلم دراماتيك برخوردار بود، توانست سناريوى خود را تحقق بخشد و دشمن و "بتمن" داستان را نابود كند كه از ناكارآمدى نظام توليد مفاهيم و سازماندى زندگى و كارگردانى نظم مقبول و جذاب رنج مىبرد و از مديريت واقعبين محروم بود و يك نظم خودكام? سرد و منفى و نامحبوب، يك اقتصاد دولتى متورم و پرهزينه و يك نمايش بىرونق را تدارك ديده بود كه پس از نقط? اوج و جذاب پيروزى ١٩١٧ تا جنگ جهانى دوم، هم? ديكتاتورى و دروغهاى ضدانسانى و ناكارآمدىاش فاش شده و فشار آورده بود و امر متلاشى كردنش را از درون و با برنامه سنجيده دشمن از بيرون حتمى مىكرد و با اندكى صبر به سبب همين ضعف نمايش و خودكامگى و فضاى خاكسترى و نادلچسب زندگى در شوروى اين سناريوى آمريكايى بود كه به نتيجه رسيد نه فيلمنام? شوروى توتاليتر و تمركزگرا و تك حزبى.
اما در خاورميان? اسلامى، سناريوى آمريكا، اسلامزدايى است. و همان قواعد داستان كلاسيك هاليوودى پيش مىرود به انضمام نيروى ديجيتال و جهان مجازى كه امر اطلاعزدايى را آسانتر مىكند و به ابعاد نمايش مىافزايد.
ببينيم بازيگران صحنه در سناريوى آمريكايى پروژه خاورميانه بزرگ چه كسانى هستند كه گره گاه تعيين تكليف جهانى دولت لوياتانى سرمايهدارى متأخر است و در برابر ايدهآل جهانى شدن ضددولتهاى لوياتانى و بسط عدالت و آزادى فرد فرد مردم كره زمين در برابر قدرت قهار دولت كهنه شده سلطهگر قرار دارد.
در اينجا دو فيلمنامه وجود دارد:
١. فيلمنام? نيروهاى آزادىخواه كه عليه نمايش ليبرال دموكراسى آمريكايىاند. و ما دربار? وضعيت آن جداگانه صحبت مىكنيم و امر جهانى شدن به سود آزادى فرد عليه سرمايهدارى متأخر انحصار وجود دولت لوياتانى و نهادهاى آن را بعدا مشروحاً مورد گفتوگو قرار خواهيم داد.
٢. فيلمنام? آمريكايى كه قدرت سرمايه دارى متأخر غرب در پشت سرش قرار دارد و از ساختار آن سلطه جهانى سود مىجويد.
الف. در اين سناريو، آمريكا آن پيامآور قهرمان و منجى موعود و نظم آخرالزمانى است كه براى بشريت روياى آزادى و صلح و پيشرفت و... به ارمغان مىآورد. رؤياهاى آمريكايى با هم? تحول در وجه علمى / تخيلى و افقهاى فانتزيك / تكنولوژيك آن، همان چيزى است كه هميشه انسان تا امروز براى آن كوشيده است. مهم نيست كه اين رؤياهاى دنيوى، با لعاب مسيحيت و خداى آمريكا زينت داده مىشود. مضمون شيطانى آن، عميقاً دنيوىگرايانه و متكى بر غرايز لذتجويانه جنسى و وعد? رفاه و امنيت و آزادى است.
اين قهرمان شبيه كارتونها و بازىهاى كامپيوترى از نيروى خارق العاد? تكنولوژيك و دانش برخوردار است و حافظ خير و مأمور نابودى شر تهديدگر نظم دلخواه سرمايهدارى متأخر بينالمللى با رهبرى آمريكاست.
ب. در حال حاضر نيروي مقابلهكننده برابر خير اعظم آمريكايى، در همه سناريوهاى پس از سقوط شوروى، اسلام انتخاب شده است. با دو دليل اصلى:
١. اسلام اين دين الهى آگاهى بخش نسبت به شيطان بزرگ و نظم شيطانى موجود جهان و دعوت كننده از آزادى و عدالت دروغين موجود جهان و دعوت كننده از آزادى و عدالت دروغين به عدالت و آزادى الهى و رهايى از بندگى غيرخدا و فريب شيطان درون و بيرون قرنها منبع سالم ذخاير معنوى حقيقت و معارف مربوط به رهايى فردى و اجتماعى جهان شيرى و اخبار درست در جهان است و رابط? ظاهر و باطن، عالم شهادت و غيب الفيدب را به درستى تبيين مىكند و بر پرسش اصلى وجود پرده نمىكشد و كلام و پيام الهى در آن دست نخورده باقى مانده است. بيهوده نيست اين همه انزجار از قرآن به وسيله شيطان بزرگ و تلاش براى قدرتزدايى آن و نابودى ميراث اهل بيت(ع) و مبارزه با موعود آل الله.
٢. اسلام در سرزمين اديان ابراهيمى، - خاورميانه - كه خداوند رگ حيات جهان را در زيرزمين و نشانه حق را در روى زمين قرارداده مسلط است.
منظور وجود كعبه از يك سو و منابع انرژى اصلى حيات جهان نفت و گاز و برليوم و اورانيوم و... در زير كعبه و زيرزمين كشورهاى مسلمانان است كه تا امروز غرب با اين ثروت اسلامى، خود را مرفه كرده و با سرقت و غارت و تسلط بر اين منابع سرزميناش را آباد كرده و در نتيجه تأسيسات تمدنى آن غاصبانه بشمار مىآيد و متعلق به كل بشر است و نه صرفاً آمريكاييان و غربيان كه از اين رفاه آلوده به عقب و چپاول و خون و كشتار مردم مسلمان، بهرهمند شدهاند تا ساكت بنشينند و نظام جائرشان و سرمايهدارى جهانخوارهشان سرگرم استكبار و سوداندوزى خشونتبار دليرىناپذير شوند.
زدايش اين اسلام، براي امريكا و غرب امرى حياتى است.
آمريكا نمايش و برپا كردن صحنهسازى و صحنهپردازى درخشان را براى اجراى فيلمنامه خاورميانه بزرگ، از ١١ سپتامبر شروع كرد. در واقع از همه بهرهاى كه متحجران خشونتطلب مىبرد، به يك نقطه اوج تازه رسيد.
صدام نقشش را ايفا كرده بود. مجاهدين خلق نقششان را ايفا كرده بودند. طالبان نقش شان را ايفا كرده بود و حالا نوبت يك گام بزرگ به پيش و حضور مستقيم بود، ١١ سپتامبر و آنتراكسوار و صدام، اين فضا را آماده كردند. حالا دشمنى جلاد و تهديدگر منافع آمريكا وجود داشت كه با شعار الله اكبر به خانه تك تك آمريكايىها و غربىها هجوم آورده بود و او كسى نبود جز عروسك خيمهشببازى به نام صدام و آغازگر بازى دومينوى سقوط حكومتهاى دردسرساز و گام اول حضور دموكراسى آمريكايى براى اسلامزدايى و اقناع مردم منطقه و جهان بود كه اسلام دردسرى خشونتبار است و از شرّش بهتر است رها شويم!! در حالى كه همه پروژ? خشونت و بازيگردانى آن و به كمك سپاه متحجر وهابى و ديگران خود آمريكا بوده است.
×
ايران كانون پروژه اسلام زدايى بود. انقلاب به هر قيمت بايد شكست مىخورد. معرفى چهر? ايران مطابق خواست آمريكا، هزين? فراوانى را بر دوش آمريكا نهاد. اما آمريكا با اشتياق آن را پذيرفت. بايد اولاً به جاى امام خمينى(ره) تجلى و نماد مبارزه عليه شيطان بزرگ و مقتضياتش، كه مقابلهناپذير بود، به دروغ نيروى ضدآمريكايى عَلَم مىشد كه پر از نقص و ضعف و نفرتزا بوده و كار آمريكا را آسان كند. صدام و القاعده آلترناتيو بهترى براى به فراموشى سپردن مبارزه ضداستكبارى اصيل امام خمينى(ره) محسوب مىشد و آنها ساخته شدند تا حواسها را به اين اسلام دروغين جلب كنند. از سوى ديگر، در ايران، در غياب امام(ره) آمريكا به دو تلاش همزمان دست زد.
١. فراموشي راه امام(ره) با نيروهاى درون انقلاب اسلامى كه در كنار امام(ره) بودند و اكنون مدافع غرب درآمده بودند و فرق داشتند با طرفداران اصيل آزادى و مردمسالارى اسلامى و مستقل از آمريكا كه گام به گام در مسير استيفاى حقوق ملت پيش مىرفتند بدون آن كه برد? پروژههاى آمريكايى شدند.
٢. فراموش كردن راه امام(ره) به كمك نيروهاى افراطى و كاسههاى داغتر از آش كه افكار كج و معوج و پريشان و خشونتزا و بىاعتقاد به مردم و حقوقشان داشتند و از الگوى استالينى حكومت و انقلابىگرى تبعيت مىكردند و به آن نقاب اسلام راديكال مىزدند.
همانطور كه شبكههاى ماهوارهاى براى تقويت نيروى غربگرا دست در كار بود تا در اعماق قشرهاى مدرن جامعه نفوذ كند و از آنها سربازان سلط? آمريكايى بسازد، به نحو بسيار پيچيدهتر مىكوشيد در ظاهر مخالفت با تحجر و گروههاى افراطى، آنها را تقويت كند، زيرا آنها بيش از هر كس در فراموشى عقلانيت اسلامى و معنويت شيعى و حقيقى محمدى(ص) و راه امام(ره) مىتوانستند مفيد واقع شوند و چهرهاى نامعقول، خودخواهانه، ديكتاتور و ظالم از اسلام خشن ارائه دهند.
از آنجا كه اين سازوكار ناشناخته و خطرناكتر است و امروز در ارتباط با گمراهىهايى چون پراكندن خرافه پيرامون موعود آل عبا(عج) و كدر كردن حقيقت درخشان و واقعيت آن، ربط دارد، به همين وجه از عمليات آمريكايى براى پيشبرد پروژه اسلامزدايى خاورميانه بزرگ، جنگهاى صليبى و سلطه بر جهان و جهانىسازى آمريكايى و فاز جديد سلط? سرمايهدارى بينالمللى بر جهان مىپردازم:
آمريكا كمتر راه جاسوسى مستقيم در اين مورد و تشكيل گروههاى افراطى مبشر جعلي ظهور حضرت مهدى و سركوبگر آزادى و حقوق مردم را علناً پيش مىبرد. چون به محض لو رفتن ارتباط مستقيم، هم? پروژ? جعل و هژمونى پيچيدهاش لو مىرود. پس همان طور كه جاسوسان انگليس به شيخ جاهل با چند دست فاصله و به وسيله افراد وجيه الامه و مذهبى پول مىرساندند تا با دشنام به مقدسات شيعى از يك سو و باورهاي اهل سنت بر عكس، جنگ شيعه و سنى به سود استعمار راه بياندازند، در اينجا هم با تأثير غيرمستقيم - تهيه خوراك براى افراد مستعد مىپردازند كه به جاى اجراى شرايط ظهور و پاىبندى عمل به واجبات، تشنه شهرت و جنجالاند و به جاى موعود(عج) به نفس خود دعوت مىكنند و در واقع خود را موعود مىدانند و با نقاب فروتنى و يا باور متحجر به مبلغشان براى نشانههاى ظهور تبليغ براى صحت راه و روش و برنامه "خود"شان است.
اين كار از بالاترين ردهها و نفوذ غيرمستقيم و بالا كشيدن افراد در چنگ نمايش خود ،كاركردن روى آنها و تفكر خرافىشان شروع مىشود تا گروههاى گمنام شروع مىشود و با كاربرد ابزارهاى پيچيد? شكلدهى نظير كاربرد ابزار اطلاعرسانى از طريق شبكه مجالس، نفوذ اطلاعات با چند دست فاصله، رساندن اطلاعات ظاهراً محرمانه، و نفوذ غيرمستقيم ذهنى ادامه مىياب٠د و به نظرم با در چنگ گرفتنشان به وسيل? ابزارهاى پيشرفته جاسوسى و شنود و برنامهريزى طبق اين اطلاعات خصوصى از پنهانترين جلساتشان و شكل دادن به افكار آنها و بالاخره حتى استفاده از جادوى جادوگران و تصرف كنندگان روحى كه ميان صهيونيستها و قدرتها رواج نهانى دارد و در چنگ گرفتن اراده و تفكر و روح افراد مؤثر و مستعد، پيش مىرود. در نتيجه همانطور كه القاعده علناً تحت نفوذ CIA و اينتلجنت سرويس و سرويسهاى جاسوسى نوتر غرب قرار دارد، اين گروههاى افراطى داخلى كه خشونتطلب و خرافهپرستاند و ظاهراً مسلمانان متعصب و شيعيان سازشناپذيرند، غيرمستقيم تحت كنترل مراكز رهبرى شيطان بزرگ قرار مىگيرند تا آن كارى را با لواى مبارزه با شيطان بزرگ پيش ببرند كه طراحى خود شيطان بزرگ براى به راهانداختن جنگها، كشتارها، تسلط و اجراى نقشه خاورميانهاى و جهانى اوست. چنان كه صدام چنين ابزارى اجراى سياستهاى آمريكايى بود و هرچه بيشتر چهر? راديكال و جنگجو و ضدآمريكايى مىگرفت، بيشتر دلخواه پروژه آمريكا رفتار مىكرد و بالاخره اين نقش را آمريكا تا سر حد يك رهبر ضدآمريكايى در عمل رهبرى كرد كه البته جزايش اعدام بود و اين اعدام آن نقش آمريكايىاش را پنهان مىكرد تا نيروهاى ديگر با همين نقش لو نروند و بازى و نمايش ادامه يابد!
×
حالا روشن است ؛چرا همانقدر كه انتظار حقيقى و برمبناى راهنمود معصومان(ع)، واجب و امرى چشم پوشىناپذير در بندگى خداوند متعال و انجام وظايف دنيوى مسلمانان است، همانقدر مرزبندى با ماجراجويى و خرافه وظيف? ماست.
يقين به ظهور با تقوا، عمل به عدل و انجام واجبات بدون جاهطلبى و خودمدارى معنا مىيابد، نه با جنگطلبىهاى بيمارگونه در حالى كه خود جزء گمراهان و مدعيان به شمار مىآييم و بر بىعدالتىمان پرده مىكشيم و اصلاً واقعيت را نمىبينيم و صرف نظامىگرى را انتظار براى مهدى موعود(عج) مىخوانيم. اگر همين اصل استوار را، محكم در چنگ بگيريم و قرآن و عترت(ع) را چراغ راه در شب غياب قرار دهيم، گمراه نمىشويم. چقدر قلب و روح و معرفت و اعمال روزمر? ما معناى انسان منتظر موعود(عج) را بازتاب مىدهد و چقدر به لفاظى و كارهاى آسان چون برسركوفتن در دعاى ندبه و حرف تهى و بىعمل و ماجراجويى و جنگطلبى و توجيه نواقص خود سرگرم محفليم و رديابى نشانههاى ظهور و اجراى اغراض دشمن و زمينهسازى جنگهايى كه او مىخواهد، مشغوليم؟ چقدر به جاى ساختن خود و كمك به جامعه آماد? ظهور، فرد و اجتماع عاقل و عادل و راستگو و درستكردار و محترم و با پاىبندى به حقوق ضعيفترين افراد و دورى از فساد نسل و افراد جوان و مردان و زنان، در حال تدارك بازى كامپيوترى دشمنان حق، در عرصه واقعيت و كمك به اجراى پروژههاى شيطان هستيم؟ چقدر با دقت برجاى پاى معصومان(ع) گام مىنهيم ،يا شيفته نمايش پوچ شدهايم؟ و در عمل تاريك و جاهليم و دور از ادب و آداب مسلمانى؟ و ظالم؟ اين مهمترين شاخص و ميزان است. ايمان و عقل و عمل عادلان? روزمره و تقوا، تفكر و حكمت پاىبند به شعور الهى، آن حيطه و وادى امنى است كه از قلمرو دستبرد شياطينى كه در راه زمين و آسمان اخبار را مىدزدند و با گوسال? سامرى ما را به گمراهى مىكشانند، دور است و ما را وابسته به حقيقت قرآن و رسالت و امامت و مهدى غايب(عج) و انتظار ظهور او نگاه مىدارد.
اكنون بسنجيد كه آيا CD ظهور ما را به چه چيز دعوت مىكند؟
× × ×
بارزترين نكتهاى كه در برخورد با CD ظهور جلوهگر مىشود اين پرسش است كه دغدغ? آن كمك به كار و فعاليت عمل و نظرى براى رواج تقواى فردى و اجتماعى، مبارزه با فساد و بىعدالتى واقعى، اجراى واجبات فردى و اجتماعى، ارائه راه حل بحرانها و مشكلات فردى و جامعه ما در قلمرو رفتار اقتصادى، فرهنگى، سياسى و... است، يا قدم نهادن در عرصههايى كه صلاحيت ورود به آن را ندارد؟ يا دست كم گمكردن تكليف اصلى ميان انواع مفاهيم يا ناتوانى در تشخيص وظيف? اصلى و وظيف? تابع؟ اين نشانه مهمترين نشان اصالت و عدم اصالت اين كالاى فرهنگى است و از آنجا كه در مقياس ميليونى پخش شده، در همان مقياس يعنى سراسر جامعه و ميان مسلمانان، بررسى آن ضرورى است و ممانعت از ترويج گمراهى اولين تكليف است. ريشهيابى اين كالاى فرهنگى و تشخيص حقيقت آن بدون ذرهاى تهمت و افترا و تحقيق كافى در علل ظهور اين پديدهها، و تا اعماق آن را دنبال كردن، از وظايف اساسى ديگر است. بررسى جهل يا توطئه، توطئه مستقيم يا بازى خوردن، نقش نادانى و اهواء نفس، يا پروژههاى برنامهريزى شده، در صورت فساد اين گونه كالاها يا خرافهها و سوء استفاده از ايمان عامه، ضرورى و انكارناپذير است.
آنچه در سى دى مىبينيم
آيا در اين سى دى واقعاً اطلاعات ويژه وجود دارد كه بشارت نزديك بودن ظهور را جدا از تكليف هميشگى نزديك ديدن ظهور معنادار مىكند؟
به نظر مىرسد مهمترين اطلاعات موجود در CD ، تكرار همان چيزهايى است كه از زمان آغاز غيبت كبرى تا امروز وجود داشته است.
سى دى شامل اين قسمتهاست:
١. بررسى چند سؤال رايج پيرامون نزديك بودن ظهور؛
٢. بررسى روايى كشورهاى مختلف خاورميانه و انقلاب اسلامى؛
٣. بررسى روايى مصاديق شخصيتهاى عصر ظهور: سيد خراسانى، شعيب بن صالح، سيد يمانى، سفيانى، دجال، عبدالله.
٤. بشارتهاى علما و بزرگان مبنى بر بسيار نزديك بودن ظهور؛
از نظر ساختارى و فرم هم، برنامه سى دى بسيار ضعيف و فاقد هر خلاقيت اجرا شده است. كسانى هم كه رسالت علنى كردن فرارسيدن زمان ظهور را به عهده گرفتهاند، فاقد هر نوع شناخته شدن به علم و تقوا براى مخاطبان ميليونىاند و معلوم نيست اين بشارت عظيم، چرا بر دوش اينان قرار گرفته و آنان كيانند و از كدام منبع موثق ارتباط با عالم غيب و عقل تغذيه كرده و از ويژگى روحى و تزكيه و ارتباط با عالم معنا يا عقلى و علم صمدانى برخوردار بودهاند. مىتوان گفت از نظر استانداردهاى اجرا، و قدرت تأثير، در رده بسيار ضعيف مىتوانند قرار گيرند.
نشانهشناسى فيلم هم بسيار ابتدايى است و نمايش آن نشانهها هم كه از دم دستىترين اخبار در تنظيمشان بهره گرفته شده، نياز به دانايى خاصى نداشته و... .
پس از بسم الله الرحمن الرحيم، نور، زمين ترك خورده ، كودك گريان نشان عصر غيبت، با وجه تزيينى خام تصوير گرگ و رعد و برق و نام CD ظهور بسيار نزديك است مىبينيم.
باران و روييدن گلها و صداى اذان و جارى شدن آب و پرنده در حال پريدن و طلوع آفتاب و گنبد و دسته سينهزنى كه با نوحه يا مهدى بقية الله، مهدى عج الله، منتقم كجايى و... و حسين حسين كه طبق روش عزادارى رايج اين سالها خوانده مىشوند، قاعدتاً نشانهاى نمادين ظهور طبق روايات است، به انضمام سنتهاى عزادارى كه معلوم نيست ، واقعاً چقدر از ما مدعيان و نوحهخوانان و سينهزنان، واقعاً عمل به تقوا مىكنيم و آماده پذيرش امام عصر(عج) هستيم!
خوب تا اينجا هيچ يك از اين نشانهها، مستند نيست. همه تزيينى و همانهاست كه در هر سى دى تصويرى ابتدايى هزاران نمونه از آن وجود دارد.
آن روش اجراى پينگ پونگى مرد و زن هم از برنامههاى ارزان ماي? تلويزيونى تقليد شده و معلوم نيست اين بانوى مجرى و آن آقاى تهيهكننده چه ويژگى و صلاحيت بشارت دارند. يك مجرى غالباً كارگردانى شده به وسيله آدمهايى است كه پشت پرده قرار دارند و بهر? او اين كارگردانى ضعيفى بوده كه جملههاى ادبى بسيار مستعملى را ابراز مىكنند كه هيچ تازگى ندارند.
اولين جملات مربوط به سى دى كه انگيزه معنوى آن را برملا مىسازد اين است:
سؤالى كه براى مردم هر دوره مطرح بوده اين است كه آيا ظهور در دوره آنها رخ خواهد داد؟ و آنها ظهور را خواهند ديد؟ و سپس جملاتى مبنى بر ظهور خروج سفيانى و پيدايش سيدخراسانى گفته مىشود.
همين سؤال اهداف سازندگان سى دى را فاش مىسازد. آنها از يك دغدغ? احساسى عامه سود مىبرند تا نقطه نظر خود را القاء نمايند. عام? مردم كمتر در انديش? مراعات تقوا و پذيرش سختىهاى عمل به واجبات و تزكيه نفس بوده و شيرينى گام نهادن بر جاى پاى معصومان(ع) در زندگى روزمره به مذاقشان مشكل مىآيد. و راههاى سادهتر و فريباترى را مىپيمايند كه با سرگرمى و بازيگوشى و عواطف و خيال و رؤياباقى و منافع فردىشان سازگار است آنها بدون آماده كردن عملى خود پر از كنجكاوى زمان ظهور جهت پاسخ داده شدن به اميال و كمبودهايشان هستند. متأسفانه سى دى به جاى ارائه معرفتهاى الهى و حقايق، بر همين كنجكاوى عامه تكيه كرده و آن را هست? اصلى جذب ميليونى قرار داده است. در حالى كه فريب مردم در مورد تعيين زمان ظهور و سخن سرگرمكننده درباره آن، كارى حرام است و قاعدتاً با جهل و بازيگوشى با سودهاى پنهان و اهداف و اغراض مخفى نگاه داشته شده گروها و جريانهاى بازيگر، در پس چنين اعمالى قرار دارد. آنچه از اهل بيت نقل مىشود، اصلاً كلام همه جانب? آنها نيست. خود اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نكرده بلكه با بيان كليات و بيشتر تأكيد بر شرايط ظهور پرداختهاند. براى همين جاهلان و سودجويان به هر علت، همواره از زلزلهها و فتنههايى نظير حمله مغول و غيره به عنوان زمان قطعى ظهور نام بردهاند كه درست نيست. اگر هم نشانههايى ديده شده بايد در خدمت تقواى بيشتر و درستكارى قرار گيرد، نه ماجراجويىهاى خطرناكى كه افراد تكليفى. در شروع آن به نام مهدى موعود(عج) ندارند و اين يك دروغ شمرده مىشود.
از كجا توليدكنندگان اين CD فكر مىكنند زمامداران كنونى پستترين زمامداران هستند و از آنها پستتر وجود نخواهد داشت؟ جنايت صهيونيستها و غربىها محرز است، اما مثلاً اوباما از هيتلر و استالين پستتر بوده است؟
گفته شده زنان كشف حجاب مىكنند و زينت خود را آشكار مىسازند. آيا درست در همين ماههاى اخير اين اتفاق رخ داده كه وعده ظهور بسيار نزديك در همين روزها مىدهند؟ و روابط نامشروع امروز اتفاق مىافتد؟
بديهى است اين فسادها از نشانههاى فساد مستكبران بر زمين است كه امام عادل، بديهتاً از جمله براى نابودى آن قيام مىفرمايند. اما اين حقيقت كجا و استفاده از اين رخدادها كه مربوط به امروز و ديروز نيست به عنوان علامت تعيين زمان فورى كجا؟! اين نوع برخورد يكى از نشانههاى سطحىنگرى و عدم فهم اصيل و ناتوانى در درك حقيقت است يا سوء استفاده از حقايق كلى، رواياتى كه درباره طلب عدالت و انتظار ظهور مصلح وجود دارد، واقعاً براى تعيين زمان فورى كفايت نمىكند؛ زيرا در همين منطقه خاورميانه، چه رسد به جهان، آمادگى واقعى ميليونها ميليون انسان جهت سرفرود آوردن به عدالت علىگونه امام غايب(عج) چه ميزان است؟ عوض تلاش براى آگاه كردن و رشد و شناخت و تقواى اين مردم، كه كار سختى است، اكتفا كردن به ذكر كليات و تكيه به آنها براى يك برنامه جنگ، آيا كمال جهل و ماجراجويى نيست؟ آن هم جنگى كه در شرايط نابرابر رخ مىدهد و هرگز نبايد به استقبال آن رفت و تا حد امكان بايد در سطح جهانى از آن برحذر بود زيرا اگر دشمنان از بالا و پايين بخواهند شيعيان را نابود كنند با درندهخويى و پيشرفتهاى تكنولوژيك، بزرگترين آسيب را قادر خواهند بود بر پيكر اسلام وارد آورند. دفاع در برابر تجاوز يك چيز، با خيالپردازى، تحريك دشمن براى جنگ بىموقع چيز ديگرى است:
از قضا دشمن مىخواهد اين نقش را ايفا كنيم تا بهان? كافى براى اقناع افكار عمومى جهان جهت تحمل اسلامزدايى او پيدا كند. آيا اين جاهلان به همان برنامه دجالانه خدمت نمىكنند؟ نشانههايى كه اينان مىدهند چرا بايد پذيرفته شود؟ آيا مىتوانند بگويند چه كسى مىتواند اثبات كند ؛ كوفه از مؤمنان خالى شده است؟ اينكه اكثر ياران حضرت از جوانانند، امري حقيقى كلى است كه در زمان ظهور مشهود خواهد بود. اين چه ربطى دارد كه اگر امروز بر فرض، جوانان يار آن حضرت باشند، اين همان لحظ? موعود است؟ آمارى كه از ظلم و ستم بر جهان داده مىشود ، آيا رخدادى مربوط به اين لحظ? تاريخ است كه مبين زمان فورى ظهور باشد؟ از جنگ جهانى دوم و تمام دوران سرد تا به امروز، همواره قدرت سلطهگر بر جهان ساي? كشتار و جنگ اتمى و گرسنگى را تحميل كرده است. اگرچه ظلم جهانى مبين وجود دستهاى از شروط لازم براى ظهور است اما به معنى وجود همه شرطهاى لازم كافى و مهمتر از همه خبر ما از آگاهى و علم الهى نيست كه زمان ظهور در اختيار اوست.
سخن بزرگان داير بر نزديك بودن زمان ظهور كه تكليف هميشگى عالمان و مؤمنان است، نيز به معنى فرارسيدن زمان ظهور نيست. خواندن سرود "اى لشگر صاحب زمان آماده باش، آماده باش" نمىتواند نشان معقول نزديكى زمان ظهور و ظهور ٣١٣ نفر كارگزار متعهد و يار آن حضرت باشند.
وجود كسانى مثل سيد حسن نصرالله كه برتر از عالمان ربانى در اعصار پيشين نمىتواند، شمرده شود تا نشان فورى بودن زمان ظهور استنباط گردد.
١١ سپتامبر و تئورىپردازان جنگهاى صليبى و پروژ? جنگطلبان? خاورميان? بزرگ آمريكا، براى اسلامزدايى و سلطه، قبل از آن بيان شرايط كافى براى ظهور باشد، نشان ظهور طولانى مدت دجال سرمايهدارى متأخر و نهادهاى رهبرىكننده مربوطه است.
CD به جاى پردهبردارى از گوهر پروژه سرمايهدار متأخر و آمريكا و معرفى و شناساندن اهداف آن، در واقع به نظر مىرسد خواسته يا ناخواسته در همان مسيرى گام برمىدارد، كه جنگطلبان و رهبران كفر مىخواهند و آن استقبال شيعيان از جنگ براى معرفىشان به اسم جنگطلب و فرصت سركوبشان در جنگى نابرابر است. تهمت ترسو بودن بر عقلايى كه مىكوشند؛ از اين جنگ بىموقع و نابرابر جلوگيرى كنند خود نقشهاى شيطانى است. وقتى تجاوز رخ مىدهد، البته شما با تمام وجود به دفاع برمي خيزيد، در آن حال افكار عمومى با شماست، اما پيش كشيدن چهره اي استقبالكننده از جنگ، همان سيمايى از مسلمانان است كه آمريكا طى سى سال اخير با طالبان و القاعده، مدام مىكوشد به مسلمين منتسب كند و چهر? نورانى اسلامى محمدى و عقلانيت آن و راه امام خمينى(ره) را كدر نمايد و آلترناتيو دلخواه و خشونتطلبانه خود را عَلَم كند.
يكى از راههاى آمريكا آن است كه پروژهاى را تعريف مىكند، و چون خود از كم و كيف پروژهاش با خبر است، طورى وانمود مىكند كه طرف مقابل او را وادار به انجام عمليات دفاعى كرده است. القاء برنامههاى خود به گروههاى آماده و اطلاعرسانى به آنها و پيش انداختنشان شيو? نقشهپردازى آمريكايى است.
آمريكا كه مىكوشد از مهدويت به سود پروژههاى خود سوء استفاده كند و فكر قيام فورى مهدى(عج) را جا بياندازد، تا به بهان? شروع جنگ به وسيله مهدويون شيعيان را سركوب نمايد، چيزى را كه خود مىخواهد انجام دهد بار او را به دوش مسئولينش و ديگران مىافكند.
نقشه و نقشى كه او به ارتجاع منطقه القاء كرده تا جنگ شيعه و سنى را تدارك ببيند، بس رذيلانه است و به دام افكندن جاهلان براى اين جنگ و در خدمت پروژ? خاورميانه بزرگ، و زدودن كانونهاى اسلام و ضربه به شيعيان عيان است. ترغيب رؤياهاى جنگطلبانه در شيعيان به جاى سازندگى و ارائه جامعه سالم در خدمت محو آنان قرار دارد و پروژهاى آمريكايى است. زمينهسازى سركوب انقلاب اسلامى و شيعيان و منتظران واقعى حضرت مهدى(عج)، مىتواند با سى دىهايى كه امروز پخش مىشود، و تحريكات موذيانه، تحقق يابد. وظيف? شيعيان در زمان غيبت، خودسازى فردى و اجتماعى، سالمسازى خود و جامعه خود، پياده كردن برنامه انسان و جامعه رشد يافته و عادل است نه ويران كردن شرايط ظهور.
تقابل با صهيونيسم و سلطهگران، جز با رشد واقعى نه اوهام، با توسعه جامع اقتصادى، سياسى و اجتماعى و فرهنگى و نظامى، مقدور نيست. و جنگ پيش از موقع خواست آنهاست نه مردم و عقلا و رهبران شيعه و مراجع اسلام.
× × ×
يكى از گمراهىهاى سى دى مذكور تطبيق شخصيتهاى زمان ظهور با شخصيتهاى كنونى شيعيان و مذهب عامه است. در حالى كه صهيونيستها و آمريكا يكسره كنار گذاشته شده و عمد? دعوا بين شيعيان و سنىها طراحى شده است. اين خود دم خروس است كه از زير قباى اين سى دى جاهلان برآمده است
ترديدى نيست كه مراجع و رهبران شيعى جهان اسلام طى سى سال اخير، بزرگانى چون امام خمينى(ره) و رهبر بزرگوار، آيت الله محمد باقر صدر، سيد بزرگوار موسى صدر، و خاندان حكيم و آيت الله خوئى و سيستانى و عالمان متقى از آيات بزرگوار صدوقى و مدنى گرفته تا بهشتى و مطهرى و مفتح و باهنر و... اين همه مجتهدان به شهادت رسيده در ايران و عراق و لبنان و پاكستان و... انشاء الله همه و همه از منتظران بودهاند. اما اين حقيقت با توهم و جعل خبر دربار? امام خمينى(ره) و رهبر معظم و مراجع ديگر چه ربطى دارد. آن هم زمانى كه نزديكترين افراد به منتظران حقيقى چون آيت الله بزرگ بهجت، به تكذيب دعاوى سى دي مىپردازند.
آيا دعاهاى مشروع و الهى مراجع مىتواند به معنى زمان فورى ظهور باشد؟ آيا القاب دو پهلوى سخنرانهاى غلوكار كه امام خمينى(ره) يك بار نسبت به صادقترينشان حتى در همان اوايل انقلاب به تندى برخورد كرد و او را و كلام اغرقآميزاش را نفى نمود، مىتواند حجت براى ادعاهاى بىبنياد و خطرناك باشد؟
اگر حقيقتى وجود دارد، بايد علنى گردد و به عقل و خرد اتكاء شود وگر نه با سفيانى خواندن سلطان عبدالله اردنى، قبل از سفيانى بودن او، پروژ? آمريكا به اجرا درمىآيد كه در نظر گرفتن نقش دشمنىها و جنگ سپس دادن همان رُل به افراد كانديدا به سود پروژ? خود است.
به جاى رفتار امام زمانى، فردى را كه حتى عليرغم برخي وجوه مثبت ، ضعف ها و كاستي هاي انكارناشدني دارد، چگونه مىتوان شعيب بن صالح نام نهاد و با اغراق در مورد وجوه مثبت از شخصيت او، ضعفها را پوشاند و پروژهاى را در تحريف ظهور پيش برد كه تنها و تنها تبليغ ايشان و برنامه دوستان و نزديكان شان براى استفاده از باور مردم به سود ايشان است.
به نظرم با اين شواهد ، سى دى ظهور حتى اگر محصول دوستان نادان، بدون هر احاط? مستقيم دستگاه برنامهسازى غربيان و مستكبران و جنگطلبان باشد، باز به طور غيرمستقيم به سود آنان است.
به جاى حفظ سرمايههاى شيعى و تلاش براى ايجاد محدودهاى امن و پاك براى نشان دادن توان اسلام در ادار? درست جامعه و شكوفايى انسان، راه آسان ماجراجويى و نظامىگرى را فراتر از دفاع مقدس اتخاذ كرد، به پيشواز جنگ رفتن، برنام? اذهان بيمارى است كه در صددند تا ناتوانىشان براى ادار? جامعه را با برآشفتن فضاى جامعه و قهرمان كارهاى بيمارگونه و نمايشى بپوشانند.
برنامه فرد و اجتماع شيعيان در دوران غياب، تحقق انسان و جامعه سالم اسلامى و رشد جامعه و تن ندادن به برنامههاى درگيرى پيش از وقت تا حد امكان و در زمان هجوم دشمنان خدا، دفاع و انجام تكليف است. جسارت، با شجاعت فرق دارد. آدم جسور سنگى در چاه مىاندازد كه صد عاقل نمىتواند آن را بدرآورد. آدم شجاع باعقل و تدبير امانات و تكاليف الهى را به انجام مىرساند و اين راه از بذل جان نمىهراسد. اين است فرق نگاه و روايات و راهنمايى ائمه(ع) با تفكر دچار شيطنت و بازيگوشى و ماجراجويى توليدكنندگان سى دى.