پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - سلطه ى آمريكايى و معمارى جنايت جهانى
سلطه ى آمريكايى و معمارى جنايت جهانى
بحث قدرت هولناك و غولآساى دولت لوياتانى كه در آمريكا نمود عالى خود را به تماشا مىنهد و ساختار بنيادين دروغ و جنايت براى تداوم سلطه در اين حكومت بحث مهمى است.
آنتراكس وار Antras War يا جنگ سياه زخم، مستندى افشاگر با فيلمنامه روبرتو كوئن و هارولد كروكس و به كارگردانى كوئن است كه آرته فرانس، تل فيلم و گاه لافيلم آن را تهيه كردهاند.
اين اثر از زواياى گوناگون قابليت بررسى دارد و جدا از منظرهايى چون نقد تماتيك و كالبدشكافى معنا ونقد ساختار داناى كل و القايى فيلم و نقدفرمى آن (فرم مستند گزارشگر) ، مناظر زير را مىتوان مطرح كرد:
١. از زاويه ديد تمايز فيلم / مقاله با اين نوع مستندهاى تلويزيونى كه آن گونه بيشتر شبيه Essay داراى ويژگىهاى خلاق، پرسه گرد، توأم با نقص و هجو و طنز و كنايه و لايه ضمنى و داراى نگاه فردى و خود بيانگر است در حالى كه مستند گزارشگر گاه شبيه Artiele يك مقاله ژورناليستى و گاه شبيه Paper يك مقاله پژوهشى و آكادميك به نظر مىرسد و فاقد جهان و ذهنيت خلاق فردى و تكه تكه شمرده مىشود. Essay فرمى است براى اعتراف گويى، بداههگويى، و گونههاى مختلف چالش با نفس و نقد و برقرارى ديالوگ زنده. در حالى كه فيلم جنگ سياه زخم كاملاً جدا از اين مناظره است.
٢. و بالاخره نكته مهم تهيه كنندگى در اين فيلم است. همانطور كه مشخص است اين اثر افشاگر را تهيه كننده فرانسوى ساخته و به چالشى مربوط است كه سياست آمريكايى با جاگذاشتن سياست اروپايى و برعليه رهبرى آنها، به كمك انگليس و كانادا، هژمونى خود را بر مناطق نفوذ فرانسته گسترد و فيلمهايى چون آنتراكس وار، شكلى از تقابل سياست فرانسوى با هژمونىطلبى آمريكا در مقطع حمله به عراق شمرده مىشود.
اين فيلم از اين نظر كه حاوى مهمترين نكات مربوط به معمارى مداخلات تجاوزكارانه نظام سلطه و مهندسى افكار عمومى و زمينهسازى براى جنايت مستمرو پروژه خاورميانه بزرگ را به خوبى بازنمايى مىنمايد فيلم بسيار مهمى است، به شرطى كه با ديدگاه انتقادى و مستقل نقد و بررسى و درسآموزى شود.
×
فيلم جنگ سياه زخم يا آنتراكس وار، با قابهاى بسيار زيباى رازآميز و طبيعت مه آلود و چهره پر از مصائب راوى شروع مىشود. چيزى كه توقع مواجهه ما با حقيقتى موحش را به وسيله كلام تشديد مىكند.
- راوى: نمىتونى بگى به كجا مىرسى؟ تا وقتى كه از اين مسير خرگوش برى پايين، ببينى كجا مىبرنت؟.
قيافه عجيب و جذاب مردى سالخورده و عجيب، درختان فرورفته در مه كنار جاده كوهستانى متناسب با حس و حال و محتواى آغازين روايت است.
تيتراژ كارگردان و تهيه كننده را معرفى مىكند. و ما با دو صداى راوى، راوى اول شخص (راوى سوم شخص در قالب گوينده) آشنا مىشويم.
راوى: "جنگ سياه زخم"اولين فعاليت تروريسم بيولوژيك در قرن بيست و يكم بود كه مرا به سفر در اين مسير خرگوش فرستاد. اهميت آن حمله، مرا به يك سفر جهانى برد، تا راز سياه دنياى سياهى را دريابم و حالا كه به خاك آفريقا برگشتهام، بزرگى كابوسى را كه از سر گذرانديم، متوجه مىشوم. اين مسافرت يك چيز را به من آموخت و اون اينه:... " تروريستها كسانى نيستند كه انتظار داريد"
اين ايده "تروريستها كسانى نيستند كه انتظار داريد"، در فيلم همچون يك كليد آغازين نقش ايفا مىكند، بديهى است آنچه در مورد جنگ سياه زخم، در وهله اول پراكنده شده و انتظار مهندسى شده افكار عمومى را شكل داده، ارتباط آن با دشمنان آمريكا، طالبان، القاعده، و به ويژه صدام حسين بود. اين اشاره به صدام آشكارا از زبان پاول وزير خارجه سياهپوست بوش مطرح شده و خود "بوش" هم آن را به اسامه بن لادن و جريان بنيادگراى اسلامى نامى كه خودشان روى پروژه دست پرورده خويش نهادند، نسبت داد. اما آنچه به عنوان كسانى كه انتظارش را نداريد در فيلم مطرح مىگردد به پايان اين مستند برمىگردد، زمانى كه مشخص مىشود. كل ماجراى نامههاى پستى حاوى ميكروب سياه زخم براى ماكروسافت و سناتورها و عدهاى آمريكايى كه به مرگ و بيمارى تعداد ختم شد، اساساً پروژهاى آمريكايى بود كه حكومت آمريكا براى پيشبرد اهداف منطقهاىاش طراحى كرده بود؛ معمارى جنايت و دروغ و فريب افكار عمومى مردم آمريكا و جهان براى زمينهسازى به يك تجاوز و آغاز پروژه مداخلات مستقيم نوكانها و طرح خاورميانه بزرگ، چيزى كه امروز هم به شكل ديگرى در حال رهبرى و اجراست و مىكوشد به مهندسى ناخشنودى مردم و سوار شدن بر آن و بيرون آوردن اهداف خود از اين شعبده اقدام نمايد.
اما پروژه جنگ سياه زخم چه بود؟ پس از اجراى پروژه انفجار برج دو قلو از سوى نهادهاى امنيتى نظامى صهيونيستى / آمريكايى، جهت ايجاد فضاى رعب و وحشت و احساسات ضد صدام و ضدطالبان اين پروژه رخ نمود. طالبان ؛پديده اى كه خود آمريكا به وجود آورده و كسانى مثل اسامه كه از خانواده بن لادن شريك مالى خانواده بوش هستند، در اين پروژه نقش داشتند تا با به نمايش چهره اى خشن ، ، نهضت امام و اسلام ناب محمدى(ص) به روايت امام خمينى(ره) را باحركت آمريكا ساخته طالبان را همذات معرفى كرده ،از رشد اسلام ناب جلوگيرى به عمل آورده و رفتارهاى وحشيانه ى آن گروه آمريكا ساخته خشن راه همان رفتار اسلامى قلمداد كنند.
در فيلم آنتراكس وار، روند اين پروژه چنين توصيف مىشود:"سياه زخم از طريق پست اومد. چند هفته بعد از ١١ سپتامبر حمله تروريستى جديدى، اول فلوريدا، بعد نيويورك و واشنگتن را فراگرفت. آنتراكس يا سياه زخم، ترس و وحشت را در ميان مردم انداخت".
گوينده زن، گزارشى را در فيلم ارائه مىدهد:
گزارشها حاكىست كه اخيراً مايكل ساخت نامهاى را دريافت كرده كه حاوى سياه زخم بوده. يك نفر كشته و دو نفر ديگر دچار عفوت شده و تحت مداوا هستند.
تصاوير تزيينى فيلم، موفق مىشود كه فضاى روايت را بوجود آورد.
راوى مردم گويد: يك نفر نامههايى را براى مطبوعات و سناتورهاى آمريكا ارسال كرده كه حاوى پودرى مرگبار بودند. رئيس جمهور بوش گفت: شكى نيست كه اسامه بن لادن پشت اين ماجرا قرار دارد.
براى اولينبار در تاريخ مدرن كنگره آمريكا تعطيل شد. ٥ نفر كشته شدند. ٣٢ نفر آلوده شدند و سراسر كشور را وحشت فراگرفت.
در حقيقت اقدامات حكومت، و كشته شدن پنج نفر و بيمار شدن ٣٢ نفر و تعطيلى كنگره، به خوبى ارسال نامهها را در سراسر آمريكا و جهان بدل به سوژه نگرانى مردم نمود و پروژه تا اينجا به خوبى پيش رفت.
پروفسور حقوق بينالملل، پروفسور فرانسيس بويل در اين فقط فيلم ظاهر مىشود و مىگويد:
اگر حمله ى سياه زخم قبل از آن، ١١ سپتامبر را در نظر بگيريد و مىبينيد، اين دو مشت محكمى بودند كه به جمهورى خواهان زدند تحليل پروفسور بويل كه استاد دانشگاه آمريكاست، آن است كه اين حركت، از سوى رقباى جمهورى خواهان - يعنى دموكراتها - عليه آنها رهبرى شد تا آنان را درگير مشكلات داخلى كرده و شكست دهد ، او مىگويد كه اتفاقاً اين جمهورىخواهان و نوكانها بودند كه براى پيشبرد پروژههاى منطقهاى خود اين پروژههاى جنايتكارانه رإ عليه مردم خويش به اجرا درآوردند تا آنان و افكار عمومى جهان را دچار دهشت و خشم كنند و به توافق با حمله به افغانستان و عراق و كاربرد نيروى نظامى و شروع جنگ، و همدلى با نوكانها يكسانند.
جين پاترسون رئيس يك نهاد آمريكايى مىگويد: "بايد در نظر داشته باشيد آمريكا در زمان كمى درهم ريخته بود. بعد از ١١ سپتامبر بود و هنوز همه مردم تحت يك نوع محاصره بودند اين يك جور توفان بود. با اين همه نپذيرفته بودند كه دنيا مىخواهد به ما - آمريكايىها - حمله كند كه ناگهان سياه زخم به ميان آمد".
منظور پاترسون آن است كه نفع پروژه جنگ سياه زخم براى طراحان آن، اين بود كه مردم را قانع كنند كه دشمنانى بىرحم عليه آنها جنگى راه انداختهاند. و مردم مصون نيستند. و احساسات آنها را عليه دشمن فرضى و ضرورت حمله به آن برانگيزند. اين دشمن فرضى ظاهراً بن لادن و صدام بود. اما همه مىدانند كه اسامه پروژه آمريكايى و صدام شريك آمريكا بوده كه تلويحى، غيرمستقيم يا با تماسهاى ديپلماتيك بزرگترين جنگ عليه استقلال ايران را كه دلخواه آمريكا بود، به راه انداخته و حكم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در جنگ با ايران بازى مىكرد و وقتى نقش خود را ايفا كرد، اكنون چون مهرهاى بىفايده بايد از ميان برداشته مىشد و عليه او، جو و اتمسفر دروغينى ساخته مىشد كه مبين دشمنى خطرناك او با آمريكا، و داشتن سلاحهاى اتمى و ميكروبى بود. اتهاماتى كه در مجلس سنا و به وسيله بوش و پاول و ديگر سران حكومت آمريكا در آن زمان مدام تكرار شد. تا مردم آمريكا و جهان را به همدلى و رضايت براى حمله به عراق هدايت كند و چنين هم شد.اگرچه سپس، بعد از اجراى منويات آمريكا و حضور او در عراق و افغانستان و شروع پروژه خاورميانه بزرگ معلوم شد كه سراسر اتهامات آمريكا، كذب بوده و بمب اتمى در ميان نبوده و اسرائيل سياست خود را پيش برده است.
در بخش بعدى استوار ت.م.ژاكوبسن مهندس شيمى مىگويد: اگر توجه كنيد حمله عليه ما بود. از طريق پست اومد. يعنى اين طور وانمود شد كه اين توان هست كه پاكتها به خانه هركسى، هر شهروند معمولى، تحويل داده شود و همه مردم در خطرند و بايد موافق جنگ شوند؛ زيرا دشمن جنگ عليه مردم را آغاز كرده است!!!
ژاكوبسن تأكيد مىكند، پس از بهره بردارى از پروژه نامههاى سياه زخم، همه مطبوعاتى كه هياهو مىكردند و دادگاه و حكومت آمريكا حمله سياه زخم همه جا فراموش شد به جز وجدان عمومى.
٥ قربانى دفن شده پروژه حكومت در فيلم با نام و نشان و محل قبرشان مستنداً به نمايش در مىآيند.
راوى: اما من به عنوان مطبوعاتى نمىتوانستم بپذيرم كه داستان بزرگ سياه زخم هم دفن شده است. من ناظر تحقيقات پليسى بودم. يكى از بزرگترين تحقيقات شناخته شده به نام آمرى تراسن.
فيلم تصاويرى از تحقيقات پليس و سگهايش در جستوجوى قاتل در جنگها به تماشا مىنهد. راوى مىافزايد: ظاهراً تحقيق شش قاره را فرا گرفت، به نظر مىرسيد پليس در پى قاتلى تنهاست و به زودى، فرد مورد نظر خود رإ؛ ّ پيدا كردند.
فيلم تصاوير مستند دستگيرى يك دانشمند دفاع بيولوژيك به نام استيون هات فيل را به نمايش مىگذارد.
شبكههاى خبرى و خبرنگاران آمريكايى طبق معمول فضايى جنجالى پديد مىآورند. كنفرانس مطبوعات تشكيل مىدهند، اما هات فيلم و وكيلش به شدت رد مىكنند كه قاتلان سياه زخم اوست، او به طور مدام از سوى پليس متهم و تهديد مىشود. مطبوعات مدام او را شكار كرده، عكسهاش را پخش مىكند، و ما مىبينيم كه هات فيلم رو به دوربينهاى تلويزيونى فرياد مىزند كه او توطئه عليه خود را فاش مىكند.
هات فيلم: من به چنين تحقيقاتى اعتراض دارم كه طى اعلاميه رسمى شرمآورى به مطبوعات اعلام كردند و مرا فردى خائن و وحشتناك معرفى كردند.
استيون به دادگاه شكايت مىبرد و در ژوئن ٢٠٠٨ قوه قضائيه حق را به او مىدهد و از پليس مىخواهد؛ پنج ميليون و هشتصد هزار دلار به هات فيل بپردازد. و ظاهراً تحقيقات پليس به بن بست مىرسد. اما ٥ هفته پس از پرداخت پول به هات فيلم. پليس اعلام مىكند كه فرد مورد نظر را يافته است.
گوينده اخبار خبر يافته شدن مظنون سياه زخم را مىدهد. او در آزمايشگاه سياه زخم دولت كار مىكرد ،ولى متأسفانه مرده است!!!
سخنگوى دولت مىگويد: ما معتقديم براساس شواهدى كه به دست آوردهايم مىتوانيم بدون هيچ شكى گناه وى را به هيأت منصفه ثابت كنيم. نا ا. اكربروس اى آى ونز است. او روز گذشته در بيمارستان مموريال Memerial در مريلند درگذشت . پزشكان گفتند او تعداد زيادى تيانول و كدئين مصرف كرده بود. وكيل او امروز اعلام كرد موكلش بىگناه بوده است. حالا كه مظنون مرده، پروند مربوط به او در دادگاه ثابت نخواهد شد. سيستم موحش حكومت آمريكايى براساس دروغ ، جعل آگاهى و فريب مردم است. در حالى كه مجلس ترحيم بروس برقرار بود، اف بى آى گفت: پرونده را مىبندد. بنابراين به جاى اينكه موضوع حمله سياه زخم آرام شود، شكهاى جديدى بوجود آورد.
ريچارد. د. اسپرتسل مىگويد:- حالا كه مرده نمىتواند از خودش دفاع كند. آنها مىتوانند پرونده را ببندند. خوب و راحت، اين طور نيست؟
راوى: نه تنها دانشمندان معتقد بودند كه مدارك پرونده عليهاى. آى. ونيز ساختگى و مدارك آن جعلى است بلكه اصرار اف بى آى را كه قائل تنها عمل كرده زير سوال بردند.
ادوارد جى اپستين يك ژورناليست مشهور در فيلم مىگويد: چيزهايى كه ما هميشه در داستانهاى جناحى مىخوانيم مطرح است: كى نفع مىبرد؟ كى انگيزه دارد؟ نظريه يك مرد تنها اين كار را كرده، تنها نيازهاى اف بى آى را تأمين مىكند. اينكه ديوانهاى تعداد كمى از اينها را دزديده، يا توى خانه خودش درست كرده يا هر چى و چند تا نامه فرستاد و حالا كه مرده، بنابراين نيازى به انگيزه و ادامه تحقيق نداريم. از روز اول روزنامهنگار ادوارد. جى. اپستين با نظريه تك گناهكارى اف بى آى مخالف بود. اما اف بى آى و حكومت آمريكا پس از برآورده شدن اهدافشان و راضى كردن افكار عمومى به حمله به عراق، ديگر نيازى به دنبالهگيرى مقصر در پروژهاى كه خود به اجرا درآورده بودند نداشتند.
تا اينجا فيلم جنگ سياه زخم با ما از يك ساختار سيستماتيك جنايت و يك نظم موحش قدرت ماكياولى حرف مىزند كه همان حكومت آمريكاست و براى اهداف سلطه و تجاوز و فريب مردمش به راحتى آنها را مىكشد. حكومتى آدمكش و بسيار خشن و بىرحم كه منافع كلان سرمايهدارى انحصارى و قدرت را دنبال مى و برايش سادهترين كارها كشتار فردى و جمعى است. و آن را براى مصالح حفظ قدرت بسيار طبيعى و توجيهپذير مىداند.
مسلماً اين ساختار قدرت در دولت / ملتهاى جديد اروپايى و آمريكايى، چه مدل بلوك شرق و چه مدل آمريكايى و پيروان جهان سومى آنان ، يا ليبرال دموكراسىهاى متحد آمريكا، بسيار فراگير بوده و هيچ چيز عادىتر از دروغ و جنايت و نمايشهاى جعلى و مهندسى افكار عمومى براى پيشبرد اهداف حكومتى نيست.. سرمايهدارى انحصارى ترديدى ندارد كه آرمانگرايىهاى اخلاقى در رعايت عدالت و حقوق رقيب و حكومت بىدروغ، يك رؤياى رومانيتك سادهلوحانه محسوب مىشود.
اكنون به موقعيت خودمان مىپردازم.
ما در چه وضعيتى در برابر پروژههايى پيچيده اطلاعاتى، سلطهگرى و تجاوزات مدل جديد آمريكا هستيم؟ جمهورى اسلامى در چه حالتى مىتواند به طور واقعى در برابر پروژه خاورميانه بزرگ آمريكا مقاومت كند و به دام برنامه پيچيده او نيافتد؟ و در حالى كه خيال مىكند در حال مبارزه با آمريكا و عمل مستقل ضدسلطه است ،به جزيى از پروژه آمريكايى بدل نگردد و نقش "خصمى" را ايفا نكند كه آمريكا نيازمند آن است و مىكوشد براساس واقعيت حكومتها و جريانهاى ايدئولوژيك، آن را طى كند، و بر آن سوار شود و به جزيى از نمايش خود بدل سازد؟
در نقد و بررسى فيلم مستند "آنتراكسوار" به خوبى ديديم كه آمريكا چه روش پيچيده و باورنكردنى و بىرحمانهاى را براى تحقق اهدافش دنبال مىكند. پيچيدگى عمل آمريكا تنها پاك كردن ردها و جراحى اذهان و مهندسى افكار عمومى نيست بلكه استفاده از واقعيت است و امور واقعى ضد خود را بى آن كه رقيب متوجه شود به جزيى از مقتضيات و ضرورتهاى پروژه و برنامه خود بدل مىكند و در واقع يك بازى دو سر باخت براى ديگران و دو سر بُرد براى خود را شكل مىدهد. تبحر در تهيه چنين سناريوها به وسيله صدها پژوهشگر سياسى و فيلمنامهنويس و پروفسور و استاد و سياستمدار مطلع و متخصص اطلاعاتى و اجراى آن به وسيله تكنولوژى و نيروى نظامى و سياسى و اقتصادى عظيم نكته مهمى است كه بايد به آن بيانديشيم.
پس ازيازدهم سپتامبر و جنگ سياه زخم مطمئن هستيم كه آمريكا "گاه پديدههاى بسيار راديكال، تروريستى و انقلابى ضد خود را خودش مىآفريند. فيلمهاى مايكل مور، و كوئن و كروكس جدا از صحت يا نقصهايشان، اين درس را به ما مىدهد كه از سادهلوحى دست بشوييم و آگاه باشيم كه آمريكا براى منافع خود، به توطئهگرى پيچيده، تا حد بوجود آوردن تروريسم عليه مردم و حتى قربانى كردن عناصر حكومتى خود و راهانداختن جنگ نمايشى عليه مردم خود و وانمود كردن آن كه خشونت از سوى ديگرى است و بازتوليد خشونت و گروههاى تروريستى و استقبال از رفتارهاى خصمانه جهت بهرهبردارى آتى، دست مىزند. اين اقدامات براى منافعى است كه از آن مىبرد.
در فيلم آنتراكسوار، ما مىبينيم كه خود آمريكا نقش آن نيروى راديكال ضدخود را ايفا مىكند. در عرصه ى عمل هم مىبينيم كه نيروهاى متحجر چون طالبان و القاعده در قلمرو رهبرى و رأسشان، آگاهانه و در قلمرو اعضاى خشن فرودست، ناخودآگاه به وسيله آمريكا سازماندهى و هدايت شده و از وجودشان در راه مطامع خود، سلطه بر منطقه، شكست اسلام و جنگ صليبى بهرهمند شده است.
تلاش آمريكا براى اجراى پروژه خاورميانه بزرگ، مرحله به مرحله پس از زمينهسازى ١١ سپتامبر و جنگ سياه زخم را همه شاهديم. سوار شدن برناخشنودى مردم از حكومتهاى ديكتاتورى فرسوده، تعويض سران و نگهداشتن نهادهاى اصلى وابستگى نظامى و وابستگى اقتصادى و توسعه سكولاريسم و كنار نهادن شيوخ مزاحم و فاسد و از دست رفته و پديد آوردن سياستمدارانى ليبرال و وابسته و اسلامزدايى و كم كم در غياب اسلام ناب محمدى، تضمين منافع صهيونيسم كه كانون تحريكات و جنگطلبىها و توسعهخواهى آمريكايى است.
آيا حضور در عراق و افغانستان به سر رسيده و واقعاً آمريكا است از پروژه خاورميانه بزرگ شسته است؟
فيلم جنگ آنتراكس، غير از اين را مىگويد. پروژهاى كه صرفاً براى شروع كار، با آن همه پيچيدگى و كشتار و برنامه ١١ سپتامبر و سياه زخم و ميلياردها ميليارد دلار سرمايهگذارى به اشغال عراق ختم شد. مطمئناً براى وضعيت كنونى منطقه برنامهاش را ترك نكرده است. پس بايد انديشيد، در هر وضعيت جديد، آمريكا با كدام پروژه، در حال پيشروى خاورميانه آمريكايى و ليبرال و اسلامزدايى شده است؟ چگونه گام به گام با VOA ، از يك سو اذهان مردم را آمريكايى مىكند، از سوى ديگر با افراطىگرى گروههاى متحجر مردم را از اسلام منزجر مىنمايد. حكومتهاى ضدآمريكايى را به خشونتگرى، نفى رقابت، و به انواع رفتارها و شگردها و مهندسىهايى كه مردم را بىاعتماد مىكند و به معناى ترويج شيوه حكومت ماكياولى و توسعه دروغ و تقليد از شيوه آمريكا در جراحى اذهان است، مىكشاندتا شرايط را به گونه اى رقم زند كه هر واكنش ما به سود او تمام شود. بايد هشيار بود آمريكا در افكار عمومى دو نقش متضاد را براى بازى بُرد - بُرد خود طراحى مىكند:
١. پروژههاى آمريكايى را، پروژههاى مردمى وانمود مىسازد، و مىكوشد چه حركتهاى ليبرالى وابسته به خود، چه حركتهاى متحجر افراطى را مستقل جلوه دهد و در برابر خط معتدل و معقول متكى بر روح فقه بنشاند و راه متعادل را منزوى و آزادىخواهى و عدالتجويى حقيقى را بىاثر كند.
٢. آمريكا مىكوشد با اغراق در قدرت مطلق خويش وانمود سازد كه هيچ حركتى مستقل از رصد، خواست، نقشه و پروژه آمريكا مقدور نيست و همه جريانهاى ضدآمريكايى مطلقا پروژه آمريكا مىباشند.