پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - برگزيده تحولات جهان - ارکان مائده
برگزيده تحولات جهان
ارکان مائده
مذاكرات هستهاى استانبول
نشستى بى نتيجه: اجلاسيه استانبول كه به منظور حل و فصل پرونده هستهاى ايران با غرب برگزار شد، در حالى پايان يافت كه هيچ يك از طرفين به دليل پيششرطهايى كه براى يكديگر ارائه كردند به نتيجهاى نرسيدند و اين اجلاسيه با شكست مواجه شد.
نشست استانبول روز اول بهمن ماه با حضور هيأت ايرانى مذاكرهكننده به رياست سعيد جليلى، رئيس شوراى عالى امنيت ملى و گروه ٥+١ (اعضاى دائم شوراى امنيت بعلاوه آلمان) و با حضور كاترين اشتون، مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و هماهنگ كننده مذاكرات ايران و غرب برگزار شد. اين اجلاسيه كه انتظار مىرفت دو طرف مذاكرهكننده به يك توافق ابتدايى در رابطه با مبادله سوخت برسند به دليل ارائه پيششرطهاى دو طرف به نتيجه نرسيد. در همين رابطه خانم اشتون اظهار داشت؛ ما اميد داشتيم گفتوگوهاى سازنده با ايران داشته باشيم اما معلوم شد كه ايران براى چنين گفتوگوهايى آماده نيست مگر با پيششرطهايى كه گفتيم موافقت كند.
اجلاسيه استانبول ادامه نشستى بود كه روزهاى ١٥ و ١٦ آذرماه در ژنو سوئيس براى حل و فصل بن بست هستهاى ايران برگزار شد. در اين نشست (ژنو) بىنتيجه تنها توافق شد كه مذاكرات هستهاى ايران در استانبول ادامه يابد. به همين منظور اجلاسيه استانبول با ميزبانى داوود اُوغلو، وزير امور خارجه تركيه برگزار گرديد. تركيه كه به همراه برزيل در »توافق تهران« حضور داشت اين بار هم سعى كرد نقش مهمى در اين مذاكرات بازى كند. گرچه آقاى اوغلو گفته بود كه تركيه ميزبان اين نشست است اما ميزبانى از نوع متفاوت. با اين حال با توجه به اُميدى كه تهران از تركيه به منظور حل و فصل اين بحران داشت اين نشست با شكست مواجه شد، البته اتهامى هم به تركيه وارد شد. به گزارش خبرنگارى بى بى سى در استانبول سميع ايديز، نويسنده ستون ديپلماسى روزنامه مليت مىنويسد هر قدر هم كه مقامات تركيه به آن اذعان نكنند، اين بار وجهه دستگاه سياست خارجى حزب عدالت و توسعه (حزب حاكم) خدشهدار شد. حتى غرب نه تنها از ابقاى نقشهاى اينچنينى از سوى تركيه خشنود نشد بلكه اين اتهام را وارد كرد كه دولت اين كشور به خاطر ريشههاى اسلامگرايانهاش، به ايران متمايلتر شده است. به گفته آقاى ايديز چنين تصويرى از دولت تركيه مطلوب گردانندگان كنونى سياست خارجى جديد اين كشور نيست. با توجه به اينكه آنها نزديكى با شرق را هم در برنامههاى خود قرارداده باشند. به اين ترتيب تركيه گرچه ميزبانى اين نشست را به عهده گرفته بود اما نتوانست باعث نزديك شدن ديدگاه ايران و غرب شود.
پيش از برگزارى اين نشست، ايران اعلام كرده بود كه هيأت ايرانى تنها در رابطه با موضوعات جهانى و امنيت منطقه صحبت خواهند كرد. به دليل آن چه كه احمدىنژاد معتقد است پرونده هستهاى ايران بسته شده و ايران روند غنىسازى را شروع كرده است. البته قبل از شروع مذاكرات مقامات هستهاى ايران در تهران اعلام كردند در رابطه با مبادله سوخت هم با گروه ٥+١ گفتوگو خواهند كرد. در همين راستا سعيد جليلى در اين گفتوگوها پيشنهاد مبادله سوخت را مطرح كرده و خواستار تقويت نظام بازرسى برنامه هستهاى ايران شد. از سوى ديگر هيأت ايرانى هرگونه گفتوگو در رابطه با پرونده هستهاى را مشروط به لغو تحريمها از سوى شوراى امنيت و به رسميت شناختن حق ايران در داشتن چرخه سوخت هستهاى توسط غرب دانست كه اين پيششرطها از طرف مقابل رد شد. در مقابل خانم اشتون پيشنهاد تازهاى را براى مبادله سوخت مطرح كرد. وى اظهار داشت در مورد چرخه سوخت بارها گفتهايم ايران حق دارد انرژى صلحآميز هستهاى داشته باشد اما اين كشور ابتدا بايد نشان دهد كه برنامه هستهاىاش صلحآميز است. هماهنگكننده مذاكرات ايران و غرب ادامه داد تاكنون آژانس بينالمللى انرژى اتمى نتوانسته است برنامه صلحآميز هستهاى ايران را تأييد كند. وى علاوه بر اين در رابطه با لغو تحريمها گفت كه نظر هماهنگ ما اين است كه لغو تحريمها مشروط به اعتمادسازى در برنامه هستهاى ايران باشد نه پيششرط براى گفتوگوها. گروه ٥+١ معتقد بود كه ايران نبايد در اين گفتوگوها برايش پيششرط مىگذاشت. البته مقامهاى ايرانى معتقدند موارد مطرح شده از سوى ايران پيششرط نبوده است. على آهنى معاون وزير امورخارجه كشورمان در ديدار با معاون وزير امور خارجه آلمان در اين رابطه به توضيح مواضع ايران پرداخت. وى اعلام كرد با مسائل مطرح از سوى ايران، در واقع پيششرط ايرانيان نبوده، بلكه حقوقى است كه در مذاكرات بايد مورد توجه قرار مىگرفت. به هر حال اين نشست طرفين مذاكرهكننده پيششرطهايى يكديگر را نپذيرفتند و اين نشست بدون نتيجه پايان يافت گرچه هم ايران و هم گروه ٥+١ اعلام كردند كه درهاى گفتوگو باز است و طرف مقابل مىتواند زمانى كه به يك منطق مشترك با ما برسد تماس بگيرد. به اين ترتيب نتيجه مذاكرات نشان مىدهد كه دو طرف هنوز به يك منطق مشترك تعريف شده دست نيافتهاند. مقامات ايران اعلام كردهاند به هيچ وجه دست از غنىسازى اورانيوم برنمىدارند و غرب هم همواره اعلام كرده تا تعليق اورانيوم صورت نگيرد تحريمهاى شوراى امنيت، ايالات متحده و اتحاديه اروپا خواهد ماند. گروه ٥+١ معتقد است كه اگر ايران غلظت اورانيوم را افزايش دهد مىتواند به تسليحات هستهاى دست يابد در همين رابطه روزنامه گاردين مىنويسد: »منابع ديپلماتيك غربى با نااميدى نتيجه اين اجلاسيه را اعلام كردند. غرب به طرحهاى توسعه هستهاى ايران شك دارد: برنامه غنىسازى اورانيوم هم مىتواند براى نيروگاههاى هستهاى و هم براى كلاهكهاى هستهاى مورد استفاده قرار گيرد.
به نتيجه نرسيدن غرب با ايران در اين نشست كه به نظر مىرسيد مىتوانستند تنها در رابطه با مبادله سوخت به نتايج ابتدائى برسند، احتمال تشديد تحريمها عليه ايران را بيشتر مىكند. لذا گروه ٥+١ سعى مىكند نظر روسيه و چين را به منظور افزايش تحريمها عليه تهران جلب كند و فشارها بر تهران افزايش يابد. روسيه اخيراً اعلام كرده است ايران بايد برنامه هستهاىاش را شفاف كند. منظور روسيه اين است كه ايران يا بايد غنىسازى اورانيوم را متوقف كند يا غنى سازى را تحت نظارت بازرسان آژانس بينالمللى انرژى اتمى و مخصوصاً در چارچوب پروتكل الحاقى انجام دهد. گر چه مقامات ايرانى معتقدند كه فعاليت هستهاى آنان صلحآميز است و دست از غنىسازى برنمىدارند هرچند تحريمها ادامه داشته باشد.
اعتراضات مردمى در مصر
سقوط كابينه مبارك: در پى اعتراضات مردم مصر و وعدههاى پىدرپى حسنى مبارك به انجام اصلاحات سياسى و اقتصادى در اين كشور، جمعيت تظاهراتكننده و همه احزاب و گروههاى مخالف دولت، خواهان بركنارى مبارك مىباشند.
پس از آنكه مردم تونس طى يك انقلاب آرام توانستند زينالعابدين بن على، رئيس جمهور اين كشور را فرارى دهند، موج اعتراضات مردمى جهان عرب به رهبران سياسى خود شدت يافته و اين موج خروشان مردمى كشورهايى چون مصر، اردن، الجزاير، يمن و سوريه را دربرگرفته است. اما اين قضيه در مصر بسيار پررنگتر بوده به نحوى كه حسنى مبارك، رئيس جمهور در پى اعتراضات مردم عليه سياستهاى اقتصادى و سياسىاش كابينه را منحل كرد و كابينهاى جديد تشكيل داد اما موج خشونتهاى مردمى در اين كشور كه اكثر شهرها همچون قاهره، اسكندريه، سوئز را دربرگرفته، با سقوط دولت فروننشست و اين امر باعث شد تا حسنى مبارك مجبور شود دوبار از طريق تلويزيون با مردم سخن بگويد و وعده انجام اصلاحات سياسى و اقتصادى، عدم شركت خود و پسرش، جمال مبارك در انتخابات رياست جمهورى آتى را اعلام كند. مبارك بعد از اينكه دولت را منحل كرد، »عمر سليمان«، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت مصر را به عنوان معاون خود »و احمد شفيق« را به عنوان نخست وزير انتخاب كرد. عمر سليمان گرچه داراى اعتبار در جهان عرب است و نقش مهمى در فلسطين و آشتىدادن فتح و حماس داشته، اما مردم مصر تنها خواهان انحلال حزب حاكم و بركنارى مبارك از قدرت هستند و اين جابهجايىها را تنها فريب وى به مردم مصر مىدانند. به اين ترتيب مبارك بايد بداند آب رفته از جوى ديگر بر نمىگردد.
حسنى مبارك ٨٢ ساله كه از سال ١٩٨١ به رياست جمهورى مصر انتخاب شد به مدت چهار دوره رئيس جمهور اين كشور بوده است. وى معاون انورسادات، رئيس جمهور پيشين مصر بود كه در سال ١٩٨١ توسط اسلامگرايان مصرى ترور شد. مبارك گرچه نسبت به انورسادات سياستهاى ميانهروترى را در طى سى سال دنبال كرده اما امروزه ما در مصر شاهد يك نظام بسته سياسى هستيم، نظامى كه با مشكلات اقتصادى فراوانى روبرو است و حدود ٤٠ ميليون نفر از جمعيت ٨٠ ميليون نفرى آن با فقر دست و پنجه نرم مىكنند. به اين ترتيب فقر، بيكارى، عدم آزادىهاى سياسى و مدنى و سانسور مطبوعات و رسانهها، مردم اين كشور را به اندازهاى تحت فشار قرارداده كه اكنون هرآنچه كه مبارك وعده اصلاحات مىدهد را پذيرا نيستند. البته رئيس جمهور مصر در سال ٢٠٠٥ فضاى سياسى مصر را كمى آزاد كرد و اين اقدام باعث شد كه نمايندگانى از اخوان المسلمين بتوانند دو سوم كرسىهاى پارلمان را بدست بگيرند. اما در انتخابات اخير اين حزب و ديگر احزاب مخالف نتوانستند براى انتخابات پارلمانى نامزدى را معرفى كنند. اين اقدام مبارك به اين منظور صورت گرفته تا در انتخابات آتى رياست جمهورى كه ٨ ماه ديگر برگزار مىشود مخالفان وى نتوانند در اين رفراندوم شركت نمايند. و تنها خود يا پسرش را به عنوان نامزد رياست جمهورى معرفى نمايد.
به اين ترتيب وعدههاى مبارك مردم را از خيابانها به خانه هايشان هنوز برنگرداننده است. مردم مىدانند اگر رئيس جمهورشان مىخواست اصلاحاتى را براى اين مردم انجام دهد در طى سى سالى كه حكومت را رهبرى مىكرد تغييرات را انجام مىداد، لذا مردم فريب او را نخواهند خورد و تنها خواهان بركنارى او هستند. از طرف ديگر انتصاب عمر سليمان مىتواند هشدارى به مخالفان دولت براى سركوب آنها باشد تا آنها را سركوب كند به اين دليل كه سليمان رئيس دستگاه امنيتى مصر است و روابط نزديكى با اسرائيل دارد. اما برخى از تحليلگران معتقدند انتصاب اين فرد توسط مبارك به منظور زمينهسازى خروجش از صحنه قدرت مصر مىباشد. تا اگر مبارك روزى خواست كشور را ترك كند قدرت را به دست فرد شناخته شدهاى بدهد تا نظم امور برهم نخورد.
در تظاهراتهاى مردمى مصر نقش احزاب قانونى و غير قانونى چندان پررنگ نبوده است. به اين دليل كه احزاب مخالف هنوز سازماندهى تجمعات مردمى را به عهده نگرفتهاند. اما از احزاب مخالف دولت كه در اين ناآرامى تا اندازهاى فعال بودهاند. مىتوان از اخوان المسلمين و حزب جمعيت ملى براى تغيير به رهبرى محمد البرادعى، رئيس سابق آژانس بينالمللى انرژى اتمى و برنده جايزه صلح نولبل نام برد. پس از آنكه اعتراضات مردمى عليه حكومت در مصر شروع شد، البرادعى از اروپا به مصر بازگشت و با مخالفان مبارك همراه شد. وى كه هميشه منتقد سياستهاى مبارك بوده خواهان ايجاد يك نظام دموكراتيك در اين كشور شده است. رئيس سابق آژانس بينالمللى انرژى اتمى طى يك سخنرانى در ميان تظاهركنندگان اعلام كرد (آنچه كه آغاز شده قابل بازگشت نيست«. اين اقدام و سخنان البرادعى باعث شد كه وى در ميان عامه مردم بيشتر شناخته شود و جايگاه سياسىاش ارتقاء يابد. همراه با البرادعى جنبش اخوان المسملين كه از سازمان يافتهترين و قديمىترين احزاب مصر بود سعى كرد كه با مردم ناآرام همراه شود. اخوان حزب غير قانونى و مخاف دولت است كه تا به كنون نشان داده به دنبال كسب قدرت نبوده و نه برنامهاى براى اين امر دارد، بلكه تنها خواستار اصلاحات سياسى در مصر بوده است.
در همين راستا »محمد الطهطاوى« سخنگوى اخوان المسلين روز جمعه ١٥ بهمن بر روى وب سايت خود اطلاعيهاى قرار داد. اخوان تاكيد كرده است كه اين گروه هر نوع مذاكره با مبارك را مشروعيت بخشيدن به نظام ديكتاتورى وى مىداند و هيچ مذاكرهاى قبل از رفتن مبارك صورت نخواهد گرفت. با اين حال روزنامه نيويورك تاميز مىنويسد قرار است در تركيب دولت موقت مصر نقشى براى گروه اخوان المسلمين در نظر گرفته شود.
در اين ميان نقش ارتش مصر هم در برخورد با تظاهركنندگان بسيار قبال توجه است. ارتش مصر با توجه به اينكه كاملا آمريكائى است اما به دليل اينكه در جنگهايى كه با اسرائيل داشته، و نقش مهمش در آتش بس ميان اسرائيل و حماس در جنگ ٢٢ روزه سال ٢٠٠٨ هيچگاه مورد نفرت مردم اين كشور نبوده است. اكنون هم سعى كرده در مقابله با جمعيت تظاهرات كننده قرار نگيرد و تنها ماموران مخفى دولت به سركوب مردم پرداختهاند.
مبارك همچون ديگر رهبران عرب هميشه بر اين فرض بوده كه امريكا به دليل اينكه ثبات در خاورميانه حفظ شود و همچنين امنيت رژيم اشغالگر قدس در منطقه به خطر نيافتد از آنها حمايت خواهد كرد. اما موج خروشان دموكراسى خواهى مردم عرب به ويژه مردم مصر فرضيه آنها را رد كرد و امروزه تحولات سياسى در مصر كه روزى ستون فقرات خاورميانه و سخنگوى جهان عرب شناخته مىشود هم پيمانان امريكا را در منطقه خاورميانه همچون اردن، سوريه، يمن، ليبى را تحت الشعاع قرار داده و رهبران اين كشورها را به فكر اصلاحات سياسى انداخته است. اگر اين اصلاحات در اين جوامع استبداد زده شروع شود اميد است »بهارعرب« در اين كشورها آغاز شود تا اين نظامهاى بسته سياسى گامهاى دموكراتيك بردارند.