پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - آسيب شناسى فرقه وهابيت از رويكرد امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران - دلاور پوراقدم مصطفی

آسيب شناسى فرقه وهابيت از رويكرد امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران
دلاور پوراقدم مصطفی

مقدمه
يكى از كاستى‌هاى زيربنايى مقابله مؤثر با تهديدات نرم، نبود برنامه‌اى مدون و سياستى منسجم در ساختار حقوق امنيت ملى و برخوردهاى مقطعى و سليقه‌اى با آفندهاى ناتوى فرهنگى است، كه پيش زمينه آنها از جنس تهديدهاى نرم به شمار مى‌روند. در اين راستا يكى از مهم‌ترين آفندهاى نرم افزارى امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران، ايجاد و گسترش فرقه‌هاى ضاله، همانند فرقه مانند وهابيت و بهائيت است، كه مهار آن مستلزم جريان شناسى و ريشه يابى شكل گيرى فرقه‌هاى ضاله و تبيين بسته سياستى منسجم براى مقابله مؤثر با جريان‌هاى انحرافى در حوزه دين و از بين بردن خرافه‌ها و موهومات است، بطورى‌كه در بند چهار سياست‌هاى كلى برنامه پنجم نيز بر لزوم اجراى آن تأكيد شده است.
به عبارتى، بررسى دورنماى جنس، نوع و كيفيت تهديدهاى بالقوه و راهبردى فراروى نظام در بازه زمانى برنامه پنجم، بيانگر اين است كه آفندهاى تهاجم نرم در بخش انديشه‌هاى الحادى از پتانسيل لازم براى تبديل شدن به يكى از تهديدهاى راهبردى و زيربنايى برخوردارند، كه مديريت پيش رويدادى آن مستلزم حداكثرسازى انسجام فكرى رويه‌اى متوليان امر براى تدوين نقشه راهى است كه در آن جهت گيرى و سياست‌هاى نهادهاى مرتبط مشخص شده باشد، در غير اين صورت آفندهاى نرم‌افزارى در حوزه فرقه‌سازى به يكى از حوزه‌هاى چالش محور توسعه پايدار امنيت ملى مبدل خواهد شد.

گفتار اول: كاستى‌هاى فراروى ريشه كنى بنيادين فرقه‌هاى الحادى
مهم‌ترين كاستى‌هاى مقابله مؤثر با فرقه‌هاى الحادى عبارتند از:
١. نبود سياست قومى فرقه‌اى منسجم در ساختار مديريت استراتژيك امنيت ملى
يكى از موانع فراروى توسعه اثربخشى سياست‌هاى مرتبط با مهار انديشه‌هاى الحادى، نبود بسته سياستى قومى فرقه‌اى يكپارچه در راهبرد امنيت ملى است.
تبليغ و ترويج وهابيت در زيرمجموعه ساختار تهاجم نرم، با رويكرد ايجاد تنش‌هاى فرقه‌اى در استان‌هاى مرزى، تضعيف يكپارچگى سرزمينى و هويت‌هاى ملى سازماندهى مى‌شوند، كه در مطالعات امنيت ملى مبتنى بر »راهبرد امنيتى قورباغه« (گرم شدن تدريجى ظرف) و پياده سازى »دكترين دولت ورشكسته« است، كه ارتباط نزديكى با وقوع بحران‌هاى پنجگانه »لوسين پاى«(١) دارد؛ زيرا حاميان اين نظريه معتقدند: فرقه‌سازى با رويكرد تنش زايى چندبعدى در كشورهايى كه مورد تهاجم براندازى نرم هستند مى‌تواند مقدمه وقوع بحران‌هاى »مشاركت، مشروعيت، توزيع، هويت و نفوذ«(٢) را بوجود آورد.(٣)
در مطالعات امنيت ملى، استناد اين راهبرد به قورباغه (حيوان دوزيست) به اين دليل است كه اگر در حلقه‌هاى محاط ايران (استان‌هاى مرزى) آتش تنش و فتنه زياد باشد، كانون تصميم گيرى نيز دچار استحاله و تغيير رفتار خواهد شد، كه در قالب راهبرد »تنش از بيرون، تغيير از درون« قابل تعريف است، كه به وضوح مى‌توان آن را در برخى تحركات ايذايى گروهك‌هاى تروريستى نزديك به وهابيت، مانند جندالشيطان، پژاك يا گسترش شيعه هراسى در استان هاى مرزى مشاهده كرد.

٢. وجود سياست‌هاى جزيره‌اى و نبود يكپارچگى سياستى براى مقابله با تهديدهاى نرم
يكى از شاخصه‌هايى كه مى‌تواند احتمال وقوع بحران هويت، تضعيف وحدت ملى و شكل گيرى بحران‌هاى امنيت اجتماعى را موجب شود، وجود سياست‌هاى جزيره‌اى در حوزه مديريت پيشگيرانه تهديدهاى نرم است. به عبارتى، يكى از خلأهايى كه چگونگى رفع آن بايستى در بازه زمانى برنامه پنجم مورد تأكيد متوليان امر قرار گيرد، »مهندسى راهبردى امنيت نرم« است، كه به مفهوم بررسى روش‌ها و ابزار واكسينه كردن نظام در برابر آفندهاى نرم افزارى است كه با هدف بحران سازى اجتماعى سازماندهى مى‌شوند.
بحران سازى اجتماعى در قالب تهاجم نرم بيشتر بر قوميت‌ها، كارگران، دانشجويان، نخبگان، روزنامه‌نگاران و سرمايه‌داران متمركز است، بطورى كه دانشجويان، نخبگان و روزنامه‌نگاران با آفند تبليغاتى نقض آزادى‌هاى مدنى و حقوق بشر؛ كارگران و دهك‌هاى متوسط و پايين جامعه از طريق بزرگ‌نمايى آسيب‌هاى اقتصادى و ناامنى شغلى؛ طيف سرمايه‌داران از طريق فقدان امنيت سرمايه‌گذارى و سرانجام، گروه‌هاى قومى فرقه‌اى با تبليغ فقدان آزادى‌هاى مذهبى، نگاه تبعيض آميز حاكميت به آنها، عدم توجه دولت به توسعه استان‌هاى مرزى، تهييج ناسيوناليسم قومى و تبليغ و ترويج فرقه‌هاى ضاله، بويژه وهابيت تحريك مى‌شوند.
٣. نبود الگوى بومى پايدار براى مديريت تهديدهاى نرم افزارى ناشى از فرقه‌هاى الحادى
مدل‌سازى، هزينه اجرا و پياده سازى بسته‌هاى امنيتى مهندسى فرهنگى در برنامه‌هاى پنج ساله را كاهش مى‌دهد، بطورى‌كه دستيابى به الگويى پايدار و بومى (مهندسى معمارى امنيت) از پارادايم‌هاى (الگوواره‌ها) غالب و يكى از ملزومات حسن اجراى قوانين بالادستى است كه باعث مى‌شود ساختارهاى اطلاعاتى، امنيتى و دفاعى با اجتناب از اتخاذ سياست‌هاى تك بعدى و جهت بخشى فكرى رويه‌اى به چارچوب‌هاى ذهنى، با ضريب خطاى استراتژيك كمترى نسبت به شناسايى، اولويت بندى و طبقه بندى تهديدها، فرصت‌ها، آسيب‌ها و اتخاذ راهكار مناسب اقدام كنند.
تقسيم كار مناسب و متناسب ميان نهادهاى مرتبط، يكى از مزاياى مدل سازى براى خلأهاى سياستى است؛ زيرا بهينه‌سازى تصميم گيرى‌هاى استراتژيك، باعث پيشگيرى از كاربست مدل آزمون و خطا در حوزه مديريت نرم افزارى امنيت مى‌شود.
گفتار دوم: پيامدهاى گسترش فرقه ضاله وهابيت در محيط امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران
مهم‌ترين پيامدهاى امنيتى سياسى گسترش فرقه ضاله وهابيت از رويكرد امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران عبارتند از:
١. يارگيرى نهادهاى جاسوسى مخالف نظام از پيروان فرقه ضاله وهابيت
نگاه سطحى به دورنماى آسيب‌هاى نرم افزارى ناشى از تحركات وهابيون در ايران مى‌تواند اين فرقه ضاله را به گروه فشار يا ابزار جاسوسى برخى كشورهاى منطقه تبديل كند، كه بايسته است مورد توجه نهادهاى اطلاعاتى امنيتى قرار گيرد، بويژه اينكه، يكى از اهداف راهبردى حاميان اين فرقه تأسيس يا نفوذ بر مدارس مذهبى اهل سنت، بويژه در استان‌هاى مرزى در جهت ترويج عقايد ضد شيعى است. به عنوان مثال، سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستى (موساد) با احداث و راه اندازى يك مركز آموزشى در حوالى شهر چمن افغانستان، نيروهاى مخالف جمهورى اسلامى ايران را آموزش مى‌دهند كه برخى اعضاى آن از وهابيون و سپاه صحابه هستند كه داراى انديشه‌هاى افراطى ضد شيعى مى‌باشند.
يكى ديگر از تدابير مديريت امنيت نرم افزارى در حوزه تهديدهاى فرقه‌اى، آسيب شناسى گسترش تفكرات وهابيت و تأثير آن بر شكل گيرى سازمان‌هاى تروريستى واقع در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران است.
جهت‌گيرى و مرامنامه عقيدتى سياسى اكثر سازمان‌هاى تروريستى مستقر در شرق ايران مبين تأثيرپذيرى بالاى آنها از بنيان‌هاى نظرى وهابيت است.
٢. افزايش پتانسيل شكل گيرى گروهك‌هاى تروريستى ضد شيعى نزديك به فرقه وهابيت
برخى سازمان‌هاى تروريستى ضد شيعى، بويژه در پاكستان، بخش مهمى از نيروهاى خود را از »مدارس مذهبى اسلامى«(٤) پاكستان و جهادگران ساير كشورها جذب مى‌كند، كه براساس »قانون شريعت«(٥) توسط لشگر طيبه (جماعة الاسلاميه) پايه‌گذارى شده‌اند، كه كه با گذشت زمان، نقش وهابيون سلفى عربستان و امارات بر اين مدارس و نيز نفوذ آنها ميان برخى شاخه‌هاى القاعده؛ مانند جندالشيطان (گروه تروريستى عبدالمالك ريگى) در حال افزايش است. اين مدارس بيشتر در »مناطق قبيله‌اى« بويژه سه استان وزيرستان، بلوچستان و سرحدات پيشاور متمركزند و طلاب‌هاى خود را بيشتر از مليت‌هاى ازبك، تاجيك، چچن و عرب گزينش مى‌كنند كه اين افراد در بازگشت به كشورهاى خود در آسياى ميانه، به سر و جان فرقه ضاله وهابيت تبديل شوند.
وهابيون امارات و عربستان با سرمايه گذارى بر مدارس مذهبى اهل سنت پاكستان و ترويج تفكرات وهابيت مى‌توانند در آينده، زمينه ايجاد و افزايش سازمان‌هاى مسلحانه فرقه‌اى را بوجود آورند، كه با توجه به پارادوكس عقيدتى سياسى آنان با حكومت شيعى جمهورى اسلامى ايران مى‌تواند زمينه شكل گيرى برخى تهديدهاى نرم در حوزه انديشه را فراهم آيد.
٣. تضعيف وحدت ملى
با توجه به نقش مذهب به عنوان يكى از ريشه‌هاى وحدت ملى، متوليان امر بايستى تهديدهاى نرم ناشى از فعاليت‌هاى تبليغاتى فرقه‌هاى ضاله، بويژه وهابيت در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران را در قالب مديريت استراتژيك امنيت ملى آسيب شناسى كنند.
٤. تضعيف شاكله همبستگى فكرى عقيدتى جهان اسلام
يكى از ترفندهاى ناتوى فرهنگى اين است كه آنها اقدام‌ها و تفكرهاى خصمانه وهابيون را به اهل سنت تعميم مى‌دهند تا ضريب وحدت شيعه و سنى را كمرنگ كنند؛ زيرا زيربناى عقيدتى پيروان اهل سنت و مذاهب فقهى شافعى، مالكى، حنبلى و حنفى با مرامنامه گروه تكفيرى وهابيت متفاوت است.
پيروان شافعى، مالكى، حنبلى و حنفى از مذاهب فقهى اهل تسنن هستند، كه با مرامنامه تكفيرى عقيدتى وهابيون متفاوت است. به عنوان مثال: وهابيون، شيعيان را به عنوان كافر معرفى مى‌كنند، در حالى‌كه پيروان اهل سنت چنين ديدگاهى را نسبت به شيعيان ندارند.
٥. احتمال شكل گيرى برخى تنش‌هاى فرقه‌اى در استان‌هاى مرزى
يكى از تهديدهاى راهبردى، رخنه فرقه ضاله وهابيت اين است كه مى‌تواند در بازه زمانى برنامه پنجم پتانسيل وقوع برخى تنش‌هاى فرقه‌اى را در استان‌هاى سنى نشين جمهورى اسلامى ايران، مانند كردستان، هرمزگان و سيستان و بلوچستان بوجود آورد.
٦. افزايش تحركات ايذايى عليه اتباع ايرانى در پاكستان
گسترش افراط گرايى فرقه‌اى بويژه آموزه‌هاى وهابيت مى‌تواند، تهديدهايى را براى اتباع ايرانى بوجود آورد كه از مصاديق آن مى‌توان به ترور صادق گنجى (مدير خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ايران در لاهور) در آذر ١٣٦٩ يا پنج ايرانى در سال ١٣٧٦ توسط گروه‌هاى تندرو وهابى اشاره كرد.
گفتار سوم: بايسته‌هاى امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران در قبال فرقه ضاله وهابيت
به منظور توسعه زيربنايى ظرفيت‌هاى امنيت نرم نظام در قبال آفندهاى فرقه ضاله وهابيت، بايسته است كه ساختارهاى اطلاعاتى و امنيتى جمهورى اسلامى ايران تدابير زير را مورد توجه قرار دهند:
١. تبيين بسته سياستى منسجم براى مهار تهديدهاى نرم‌افزارى در فضاى مجازى
يكى از ظرفيت‌هاى مديريت استراتژيك امنيت نرم، كاربست مناسب فناورى‌هاى نوين براى ارتقاى ضرايب انتظامى امنيتى در فضاى مجازى است.
به عنوان مثال، بخش مهمى از تبليغات رسانه‌اى فرقه وهابيت، در فضاى مجازى سازماندهى مى‌شود و اتخاذ تدابير مناسب و تبيين بسته سياستى منسجم براى مقابله با آفندهاى تضعيف كننده وحدت ملى در فضاى سايبر مى‌تواند نقش مهمى را در مديريت پيش رويدادى پياده نظام‌هاى ناتوى فرهنگى در حوزه انديشه ايفا نمايد.
٢. تبيين نظام جامع ديپلماسى فرهنگى در ساختار امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران
ديپلماسى فرهنگى، آن بخش از كارويژه‌هاى فرهنگى است كه بصورت مستقيم يا غير مستقيم بر ضرايب امنيت ملى و يكپارچگى هويتى تأثيرگذارند.
با توجه به اينكه، طبق رهنمودهاى رهبر فرزانه انقلاب ناتوى فرهنگى دشمن به يكى از آفندهاى مهم تهاجم نرم تبديل شده، بايسته است متوليان امر با تبيين نظام جامع ديپلماسى فرهنگى عمق استراتژيك اقتدار نظام در خارج از كشور را افزايش دهند. در اين ميان نقش وابسته‌هاى فرهنگى سفارتخانه‌هاى جمهورى اسلامى ايران بسيار پررنگ است. وابسته‌هاى فرهنگى نقش يك فيلتر را در جلوگيرى از تهاجم نرم يا شناساندن چهره واقعى سازمان‌هاى تروريستى وابسته به فرقه ضاله وهابيت ايفا مى‌كنند.
٣. تهيه جدول نقشه ريسك سازمان‌هاى تروريستى نزديك به انديشه‌هاى وهابى گرى
يكى از لازمه‌هاى مديريت استراتژيك امنيت نرم در برنامه پنجم و افق ايران ١٤٠٤، رصد، اولويت بندى و تهديدسنجى آفندهاى نرم افزارى است كه مى‌تواند از جانب برخى سازمان‌هاى تروريستى فرقه گراى مستقر در محيط امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران بوجود آيد. به همين منظور، ساختارهاى اطلاعاتى، امنيتى، نظامى و انتظامى، بايسته است با رويكرد امنيت پژوهى استراتژيك، ضمن آسيب شناسى شطرنجى چينش سازمان‌هاى تروريستى فرقه گرا در محيط امنيت خارجى، راهبرد منسجمى را براى مقابله با آسيب‌هاى احتمالى تبيين كنند. در اين راستا تهيه جدول ريسك آمايش گروه‌هاى تروريستى در محيط امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران نقش مؤثرى را در بهينه‌سازى مديريت استراتژيك تهديدات نرم ناشى از سازمان‌هاى تروريستى فرقه‌گرا ايفا مى‌كند. بويژه اينكه جهت‌گيرى و مرامنامه عقيدتى سياسى اكثر سازمان‌هاى تروريستى مستقر در شرق ايران، مبين تأثيرپذيرى بالاى آنها از بنيان‌هاى نظرى وهابيت است. به عنوان مثال زيربناى عقيدتى گروهك تروريستى جندالشيطان براساس آموزه‌هاى وهابيت و سلفى‌گرى بنيان گذاشته شده و شيوه‌هاى عملياتى آنان همانند سازمان القاعده است. اين گروه به عنوان شاخه القاعده در ايران و به رهبرى عبدالمالك ريگى در استان بلوچستان پاكستان متمركز بوده و براى عوام فريبى و مشروعيت بخشى به اقدام‌هاى تروريستى، نام جندالله را براى خود برگزيده و در ٢٧ آذر ١٣٨٥ با ادعاى حمايت از مطالبات اهل سنت بلوچستان، نام خود را به »جنبش مقاومت مردمى ايران« تغيير داد.
لشگر طيبه و سپاه صحابه نيز دو سازمان تروريستى ضد شيعى و نزديك به وهابيون هستند، كه نگاه سطحى به تحركات ايذايى آنان مى‌تواند تهديدهايى را براى اتباع ايرانى مقيم پاكستان بوجود آورد.
نكته قابل تأمل، ارتباط ميان گروهك تروريستى منافقين (سازمان مجاهدين خلق) با برخى سازمان‌هاى تروريستى وهابيون است. در همين رابطه، شاهزاده عربستان سعودى »بندر بن سلطان« كه به مدت ٢٠ سال سفير عربستان در آمريكا بود و به حمايت از گروه‌هاى تروريستى القاعده و فتح الاسلام شهرت دارد، در سال ١٣٨٦ با حضور در كنگره مجاهدين خلق، مبلغ ٧٥٠ هزار دلار به اين گروه تروريستى كمك كرد. در اين كنگره كه در پادگان اشرف برگزار شد شمارى از سران حزب بعث، مأموران اطلاعاتى و شمارى از اعضاى القاعده و انصار السنت نيز حضور داشتند.
نقشه جامع جدول ريسك گروهك‌هاى تروريستى داراى تفكرات وهابى گرى در محيط امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران را مى‌توان بصورت زير نشان داد:
نقشه ريسك سازمان‌هاى تروريستى وهابيون واقع در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران
نام گروه بنيانگذار كانون تمركز هدف ابزار مبارزاتى درجه ريسك
القاعده اسامه بن لادن استان‌هاى مرزى افغانستان و پاكستان (وزيرستان، بلوچستان و سرحدات پيشاور) - حمله به نيروهاى آيساف و ايالات متحده در خاورميانه
- مقابله با جنبش‌هاى شيعه آدم ربايى، گروگانگيرى، انفجار اتومبيل‌هاى بمب گذارى شده و عمليات‌هاى انتحارى بالا
جندالشيطان عبدالمالك ريگى پاكستان (مناطق قبيله‌اى استان بلوچستان) ادعاى حمايت از مطالبات اهل سنت بلوچستان گروگانگيرى، عمليات‌هاى انتحارى بالا
لشگر طيبه حافظ محمد سعيد شهر هريدكه حوالى لاهور (مجتمعى پنج هزار نفرى با ١٢٥ هكتار وسعت) استقلال جامو و كشمير از هند و پاكستان عمليات‌هاى نظامى در كشمير متوسط
سپاه صحابه مولانا حق نواز جهنگوى هند و پاكستان (ايالت پنجاب) - مقابله با آموزه‌هاى شيعى انقلاب اسلامى ايران
- مبارزه با گروه شيعه تحريك جعفرى
- حمله به شيعيان و ايرانيان مقيم پاكستان بمبگذارى و عمليات‌هاى انتحارى متوسط
انصار الاسلام ملا كريكار (نجم الدين فرج احمد) عراق
(سه استان كردنشين سليمانيه، اربيل و دهوك) ايجاد و گسترش قانون شريعت در ناحيه خودمختار كردستان و در نهايت كل عراق - انتشار افكار وهابيت در كردستان ايران و عراق از طريق توزيع كتب و نشرياتى به زبان‌هاى كردى، فارسى و عربى
- عمليات انتحارى يا انفجار اتومبيل بمب گذارى شده عليه اتحاديه ميهنى كردستان و سربازان نيروهاى ائتلاف پايين
٤. تبيين سند جامع مديريت دانش پيشگيرى از تهديدهاى فرقه‌اى
يكى از سازوكارهاى مديريت نرم افزارى تهديدهاى فرقه‌اى، تقويت بنيان‌هاى مديريت دانش و توسعه زيربنايى پژوهش‌هاى تقنينى و عملياتى در حوزه تحليل چيستى، چرايى، آسيب شناسى و نحوه مقابله با آفندهاى فرقه‌اى با حداكثر هم انديشى ميان كانون‌هاى علمى و مطالعاتى است.
در اين راستا روشنگرى چهره‌هاى شاخص حوزه علميه قم و شناساندن ابعاد فرقه ضاله وهابيت در سند چشم انداز مطالعاتى حوزه، نقش مهمى را در مقابله با تبليغ و ترويج فرقه ضاله وهابيت ايفا مى‌كند.
رويكرد متوليان امر براى مقابله با آفندهاى امنيت ملى در حوزه فرقه‌هاى ضاله بايستى از شش مشخصه همسويى با اسناد بالادستى، فرابخشى، كلان نگرى، راهبردى، هدف محورى (انسجام فكرى) و برنامه محورى (ثبات رويه‌اى) برخوردار باشد و هر گونه نگاه سطحى براى مهار »آفندهاى نرم افزارى چندبعدى«(٦) در حوزه انديشه مى‌تواند ضريب اثربخشى سياست‌هاى مقابله با فرقه‌هاى ضاله را كاهش دهد.
يكى از لازمه‌هاى مديريت استراتژيك تهديدهاى نرم افزارى ناشى از افراط گرايى فرقه‌اى، نهادينه سازى پژوهش هاى قانونگذارى و آينده پژوهى عملياتى براساس چهار پارامتر: اولويت سنجى، زمان سنجى، امكان سنجى و تهديدسنجى است. برگزارى هدفمند همايش‌هاى منطقه‌اى با موضوع‌هاى فرقه‌اى، تقويت هم انديشى و تعامل مثلث حوزه، دانشگاه و ساختارهاى حاكميتى، لحاظ كردن مطالعات قومى فرقه‌اى در نقشه جامع علمى كشور و ايجاد يا تقويت ميز مخصوص مطالعات فرقه‌اى در وزارتخانه‌هاى اطلاعات، كشور، امور خارجه و سپاه پاسداران، نقش مهمى را در مديريت پيشگيرانه تهديدهاى نرم‌افزارى ناشى از انديشه‌هاى افراط گرايانه بويژه در شرق جمهورى اسلامى ايران ايفا مى‌كند.
٥. بهره گيرى مناسب از ظرفيت حوزه‌هاى علميه
آموزه‌هاى فرقه ضاله وهابيت در حوزه جنگ انديشه تعريف مى‌شود. به همين منظور حوزه‌هاى علميه بايستى با گفتمان‌هاى فكرى غالب بستر شناساندن چهره واقعى اين گروه را بوجود آورند.
توجه مديران استراتژيك حوزه‌هاى علميه بويژه حوزه علميه قم به عنوان يكى از اركان معمارى مهندسى فرهنگى كشور به دورنماى انديشه‌هاى فرقه‌اى مخرب و اتخاذ تدابير بازدارنده مناسب در سند چشم انداز حوزه مى‌تواند نقش مهمى را در پيشگيرى از تهديدهاى نرم افزارى عقيدتى، واگرايانه فرقه‌اى و بالتبع تقويت وحدت ملى ايفا كند كه تحقق آن مستلزم تعامل مستمر و پويا با شبكه كانون نخبگان حوزه و دانشگاه با هدف تبيين نقشه راه منسجم و استراتژيك در ساختار مديريت نرم افزارى سند چشم انداز حوزه است.
حوزه‌هاى علميه جمهورى اسلامى ايران همسو با نهادهاى اطلاعاتى امنيتى نقش محورى را براى مقابله با عقايد انحرافى ايفا مى‌كنند. به همين منظور حوزه علميه قم بايستى در تبيين سند چشم انداز حوزه، نوع، دامنه و عمق تهديدهاى ناشى از وهابيت در محيط امنيتى ايران را به دقت مورد كنكاش قرار دهد.
٦. تبيين نقشه راهبردى منسجم براى مهار آفندهاى تبليغاتى شيعه هراسى و ايران هراسى
با توجه به اينكه شيعه هراسى به عنوان يكى از ابزارهاى توجيهى وهابيون براى شيعه زدايى و مخالفت با نظام جمهورى اسلامى ايران تبديل شده، شايسته است متوليان امر پاداستراتژى منسجمى را براى مهار و خنثى سازى آن مورد توجه قرار دهند كه از مصاديق آن مى‌توان به شناسايى دقيق ژئوپلتيك شيعه در عمق استراتژيك خارجى و تهيه اطلس جغرافيايى پراكندگى شيعيان خاورميانه اشاره كرد.
در ساختار تهاجم نرم، مخالفان نظام با رويكرد حداكثر اثربخشى شيعه هراسى آن را توأم با ايران هراسى بكارگيرند. به عبارتى پياده نظام‌هاى ناتوى فرهنگى در حوزه انديشه با تداعى شائبه برنامه ريزى راهبردى و كلان جمهورى اسلامى ايران براى مديريت استراتژى جغرافياى سياسى شيعه در جهت ايجاد و گسترش فضاى ناامنى ميان كشورهاى عرب منطقه برنامه ريزى مى‌كند از لحاظ روانى نوعى فضاى نگرانى ميان كشورهاى منطقه و بالتبع توجيه سركوب آنان را فراهم كنند. مصداق عينى آن را مى‌توان در همكارى دولت يمن و عربستان براى كشتار شيعيان زيدى يمن مشاهده كرد. در اين راستا مخالفان نظام با تبليغ حمايت نظامى مالى جمهورى اسلامى ايران از گروه الحوثى، برنامه ريزى كرده اقدام خود را در راستاى صيانت از امنيت ملى توجيه مى‌كنند.
٧. آسيب شناسى گسترش مدارس وابسته به وهابيت در عمق راهبردى شرق جمهورى اسلامى ايران
يكى از آفندهاى تهاجم نرم در حوزه انديشه‌هاى الحادى كه مى‌تواند چالش‌هايى را براى توسعه مطلوب امنيت نرم در بازه زمانى برنامه پنجم بوجود آورد، افزايش تحركات مخرب فرقه‌هاى ضاله در محيط امنيت داخلى و خارجى است. در اين راستا وهابيون امارات و عربستان با سرمايه گذارى بر مدارس مذهبى اهل سنت پاكستان و ترويج تفكرات وهابيت مى‌توانند در آينده زمينه ايجاد و افزايش سازمان‌هاى مسلحانه فرقه‌اى را بوجود آورند كه با توجه به پارادوكس عقيدتى سياسى آنان با حكومت شيعى جمهورى اسلامى ايران مى‌تواند زمينه شكل‌گيرى برخى تهديدهاى نرم در حوزه انديشه را بوجود آورد، بطورى‌كه يكى از شاخص‌هاى امنيت ملى، گسترش تفكرات الحادى و سلفى و ارتباط آن با شكل گيرى برخى تحركات ايذايى است، بطوريكه حمايت‌هاى مالى و معنوى برخى كشورهاى عرب منطقه از برخى مدارس اهل سنت كه با تمركز بر گسترش آموزه‌هاى الحادى وهابيت بنيان گذاشته شده اند، مى‌تواند بستر شكل گيرى برخى آفندهاى عقيدتى در ساختار تهاجم نرم را بوجود آورد كه در صورت نبود بسته‌هاى سياستى منسجم مى‌تواند هزينه‌هاى انتظام بخشى پليس كشور و نهادهاى امنيتى را افزايش دهد.
به عنوان مثال يكى از ريشه‌هاى گستره افزايى تنش‌هاى فرقه‌اى پاكستان؛ نبود نظارت كافى دولت مركزى بر مدارس مذهبى اهل تسنن و نفوذ انديشه‌هاى وهابى‌گرى در اين مدارس است كه در صورت نبود راهبرد مؤثر مى‌تواند نطفه شكل‌گيرى برخى تهديدهاى عقيدتى را در شرق كشور با رويكرد تفرقه افكنى ميان شيعه و سنى بوجود آورد. در اين راستا وهابيون عربستان از شهريور ١٣٦٨ به بهانه كمك‌هاى آموزشى و انسان دوستانه به مهاجران افغان در ايالت بلوچستان، مراكز متعددى تحت عنوان »مؤسسه الدعوه الاسلاميه«، »اداره الاسراء«، »مؤسسه مكه المكرمه الخيريه« و »مؤسسه مسلم« را تأسيس كرده و از طريق كمك‌هاى مالى، فرهنگ ضد شيعى وهابيت و سياست‌هاى ضد ايرانى خود را تبليغ مى‌كند.
٨. آسيب شناسى گسترش فرقه ضاله وهابيت و تأثير آن بر امنيت اتباع ايرانى در برخى كشورهاى همسايه
بسيارى از حوزه‌هاى علميه اهل سنت در ايالت پيشاور، سيالكوت، فيصل آباد، جهنگ و پنجاب توسط گروه تروريستى سپاه صحابه اداره مى‌شوند كه براى عملياتى كردن اهداف خصمانه خود »لشگر جهنگوى« را تأسيس و مهمترين اهداف خود را مقابله با آموزه‌هاى شيعى انقلاب اسلامى ايران، مبارزه با گروه شيعه تحريك جعفرى و حمله به شيعيان و ايرانيان مقيم پاكستان تعريف كرده اند.
عربستان سعودى نيز متأثر از آفندهاى شيعه هراسى و تأثيرپذيرى از گروه‌هاى وهابى، اقدام‌هاى خشونت آميزى را عليه شيعيان اين كشور، زائرين ايرانى و با بهره‌گيرى از قوه قهريه عليه شاخه زيديه گروه الحوثى يمن بكار مى‌گيرد.
٩. آسيب شناسى ديپلماسى رسانه‌اى در حوزه مديريت پيشگيرانه تهديدهاى نرم
رسانه‌ها به دليل اثرگذارى مستقيم بر روند هنجارسازى و فرهنگ سازى از ظرفيت بالايى براى مقابله با فرقه‌هاى الحادى برخوردارند. همچنين رسانه‌ها نقش مهمى را در نهادينه سازى هويت ايرانى اسلامى و بالتبع تقويت انسجام درون سيستمى ايفا مى‌كنند. در اين راستا بايسته است متوليان امر با تدوين نظام جامع رسانه‌اى كشور در مجلس شوراى اسلامى، سياست‌هاى زيربنايى و اصولى را براى مديريت پيشگيرانه آفندهاى فرهنگى بويژه رخنه انديشه‌هاى الحادى مانند فرقه ضاله وهابيت اتخاذ كنند.
١٠. تبيين منشور جامع مهندسى فرهنگى كشور
يكى از لازمه‌هاى اثربخشى حداكثرى سياست‌هاى خرد و كلان نظام براى خنثى‌سازى پيشگيرانه آفندهاى انديشه‌اى، توجه به ساختارگرايى در حوزه فرهنگ است. به عنوان مثال تكليف‌گرايى نسبت به رهنمودهاى مقام معظم رهبرى پيرامون تبيين مهندسى فرهنگى كشور گام مؤثرى براى مقابله با مصاديق تهاجم نرم محسوب مى‌شود، زيرا باعث انسجام بخشى برنامه‌اى و سياستى و پرهيز از اتخاذ سياست‌هاى تك بعدى مى‌شود.
متوليان امر بايسته است سازوكارهاى مقابله با فرقه‌هاى ضاله بويژه وهابيت را در ساختار نقشه جامع مهندسى فرهنگى كشور مشخص كنند، كه در غير اين‌صورت به دليل اتخاذ سياست‌هاى جزيره‌اى و اقدام‌هاى موازى نمى‌توان راهكارى منسجم براى ريشه كنى تهديدهاى وهابيت تبيين نمود. به عبارتى ديگر رصد، اولويت بندى، تهديدسنجى و آسيب‌سنجى پياده نظام‌هاى ناتوى فرهنگى در حوزه انديشه و تدوين منشور مهندسى فرهنگى، نقش مهمى را در يكپارچه سازى سياست‌هاى جزيره‌اى، قاعده مند كردن سياست‌هاى اجرايى و ارتقاى اثربخشى پدافند نرم افزار ملى براى مقابله با فرقه ضاله وهابيت ايفا مى‌كند.
١١. آسيب شناسى تهديدهاى فرقه‌اى و تأثير آن بر وحدت ملى
با توجه به نقش مذهب به عنوان يكى از ريشه‌هاى وحدت ملى، متوليان امر بايستى تهديدهاى نرم ناشى از فعاليت‌هاى تبليغاتى فرقه‌هاى ضاله بويژه وهابيت در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران را در قالب مديريت استراتژيك امنيت ملى آسيب شناسى كنند. در اين راستا يكى از كاستى‌هاى مقابله با آسيب‌هاى احتمالى گسترش فرقه ضاله وهابيت، فقدان راهبردى منسجم براى مهار آفندهاى تبليغاتى است كه با رويكرد اختلاف زايى ميان شيعه و سنى در قالب تهاجم نرم سازماندهى مى‌شوند كه از مصاديق آن مى‌توان به اقدام تروريستى مورخ ٢٦ مهر ١٣٨٨ مخالفان نظام جمهورى اسلامى ايران در به شهادت رساندن تعدادى از فرماندهان سپاه پاسداران در تدارك برگزارى همايش وحدت ميان عشاير شيعه و سنى در منطقه سرباز استان سيستان و بلوچستان يا به شهادت رساندن برخى علماى سنى كردستان اشاره كرد كه اين مسئله بيانگر اين واقعيت هستند كه چگونه تهديدهاى نرم در حوزه انديشه‌هاى الحادى و فرقه‌هاى ضاله زمينه تبديل شدن به تهديدهاى نيمه سخت را دارند.
١٢. شناسايى كانون‌هاى رخنه فرقه وهابيت از رويكرد امنيت ملى
يكى از بايسته‌هاى مديريت استراتژيك امنيت نرم، شناسايى حوزه‌هاى جغرافيايى است كه بستر رخنه فرقه ضاله وهابيت در آنجا فراهم تر است كه برخى مصاديق آن عبارتند از:
لبنان: جريان سلفى شام در دمشق توسط »ناصرالدين الالبانى« ظهور كرد. تفكر سلفى در اواخر دهه پنجاه توسط تعدادى از طلاب مراكز دينى عربستان به لبنان راه يافت كه مهمترين آنها »شيخ سالم الشهال« و »شيخ عبدالرزاق الزغبنى« بودند.
سلفيون، با توسعه حوزه‌هاى علوم دينى و مسجد سازى در نواحى فقيرنشين شمال لبنان به تبليغ عقايد سلفى اقدام مى‌كنند، كه آثار آن را مى‌توان به وضوح در شكل گيرى فتح الاسلام در اردوگاه نهرالبارد مشاهده كرد كه توسط »ابوخالد العلمه« و »شاكر العبيسى« تأسيس شد. العبيسى در سال ١٩٧٠ وارد سازمان الفتح شد ولى بعدها جزو گروه شورشى عليه عرفات درآمد و در سال ١٩٩٠ به القاعده پيوست.
عراق: يكى ديگر از مناطقى كه زمينه رشد تفكرات وهابى در آن فراهم مى‌باشد، كشور عراق است.
آسياى ميانه: آسياى ميانه به دليل اطلاعات ناكافى مسلمانان، يكى از كانون‌هاى نفوذ وهابيت در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران است، كه به وضوح مى‌توان آن را در كشورهايى، مانند ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان مشاهده كرد، كه بستر شكل گيرى برخى سازمان‌هاى بنيادگراى فرقه‌اى را بوجود آورده است. بويژه اينكه مناطقى همانند دره فرغانه كه مشترك ميان چند كشور است با افزايش گرايش‌هاى بنيادگراى سلفى روبرو شده كه ضعف تدابير امنيت مرزى اين كشورها با افغانستان انتقال سريع‌تر بنيادگرايى سلفى به اين مناطق را موجب شده است.
استان‌هاى مرزى جمهورى اسلامى ايران: استان‌هاى مرزى جمهورى اسلامى ايران به دلايل وجود موزائيك‌هاى قومى فرقه‌اى، مجاورت سرزمينى با سازمان‌هاى تروريستى فرقه گرا و نبود بسته سياستى فرهنگى، از حوزه‌هاى جغرافيايى هستند كه در صورت فقدان پاداستراتژى مناسب مى‌توانند در بازه زمانى برنامه پنجم، شاهد شكل گيرى رگه‌هايى از نفوذ فرقه ضاله وهابيت به شمار مى‌روند.
جزاير مرزى جمهورى اسلامى ايران در خليج فارس مانند قشم و كيش نيز كه بدون تجهيزات ماهواره‌اى، برنامه رسانه‌هاى عربستان و امارات را مشاهده مى‌كنند يكى ديگر از كانون‌هاى تهاجم فرقه ضاله وهابيت هستند.