پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩
برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده
كودتاى نظامى در هندوراس
بركنارى امانوئل زلايا: كودتاى نظامى در هندوراس در حالى انجام گرفت كه قرار بود رفراندوم قانون اساسى به منظور رفع محدوديت حضور در يك دوره رياست جمهورى انجام گيرد. اين كودتا با محكوميت جهانى روبرو شد.
در كودتاى نظامى در هندوراس امانوئل زلايا، رئيس جمهور به خاطر تغيير در قانون اساسى به منظور حضور مجدد در انتخابات رياست جمهورى توسط كودتاچيان از قدرت بركنار شد و به كاستاريكا تبعيد شد. البته زلايا اعلام كرد من از سوى اليگارشىهاى جناح راستى تبعيد و قول مىدهم به هندوراس بازگردم. در اين كودتاى نظامى رئيس كنگره هندوراس، روبرتو ميچلتى، به رياست جمهورى موقت اين كشور منصوب شد. وى اعلام كرد فقط يك تهاجم نظامى مىتواند زلايا را دوباره به قدرت بازگرداند و زلايا را به خاطر نقض قانون اساسى از قدرت بركنار كرده است. يادآور مىشود ميچلتى مىتواند تا پايان دوره رياست جمهورى زلايا در قدرت باقى بماند. البته وى آمادگى خود را براى برگزارى انتخاب به منظور خروج از بحران سياسى اعلام كرده است.
امانوئل زلايا، رئيس جمهور هندوراس در سال ٢٠٠٦ ميلادى در طى يك انتخابات مردمى و دموكراتيك به قدرت رسيد. اما پس از درگيرى با قوه قضائيه، كنگره و ارتش بر سر تغييرات پيشنهادى قانون اساسى توسط كودتاچيان معزول گشت. زلايا چند روز قبل از كودتا نشانههايى از خود مبنى بر عدم اطاعت از نيروهاى حكومتى نشان داد. و به علاوه طى يك مشاجره لفظى با فرمانده نيروهاى مسلح هندوراس، ژنرال رومئو واسكوئر را بر سر تلاش براى رفراندوم غيررسمى براى تغيير قانون اساسى، وى را بركنار كرد. اين اقدامات وى باعث كودتا عليه زلايا گشت. اين در حالى است كه تنها كنگره ملى هندوراس آن هم به خاطر شرايط خاص مىتواند رئيس جمهور را به خاطر نقض قانون اساسى از قدرت بركنار كند. اما در هندوراس كودتاچيان اين كار را انجام دادند.
كودتا يك نوع جنگ، به معناى ضبط سريع و قطعى قدرت دولتى توسط يك قدرت سياسى يا گروه نظامى از داخل نظام موجود است (به نقل از فرهنگ روابط بين الملل، پستا) كودتا برخلاف انقلاب كه بايد در جريان آن تمامى نهادهاى حكومتى دگرگونى و تغيير ناگهانى و سريع رخ دهد، اين تغييرات صورت نمىگيرد. اما ممكن است بعد از كودتا تغييراتى در نهادهاى حكومتى انجام گيرد. در يك كودتاى نظامى معمولاً رهبران حكومتى دستگير و به زندان يا تبعيد فرستاده مىشوند. كودتاى نظامى در چهار دهه گذشته امرى معمول بوده است. خصوصاً در كشورهاى در حال توسعه. در طى دهه ٨٠ - ١٩٧٠ ميلادى كودتاهاى زيادى در اين نوع كشورها صورت گرفت و علت اصلى آن را شايد بتوان عدم موفقيت اقتصادى دولتها دانست. البته رژيم جديد هم در شرايطى مىتواند حكومتى را تشكيل دهد كه از مقبوليت و مشروعيت مردمى برخوردار باشد وگرنه نمىتواند ثبات داشته باشد. كودتا در هندوراس اولين كودتا پس از جنگ سرد بوده است. البته در سال ٢٠٠٢ ميلادى عليه هوگوچاوز، رئيس جمهور و نزوئلا كودتايى انجام شد اما موفقيتآميز نبود و اكنون عليه زلايا در هندوراس.
هندوراس يك صادر كننده موز، پارچه و قهوه در جهان است. اما مردم اين كشور با بىعدالتىهاى اقتصادى، فقر و فساد روبرو هستند و همين مسأله باعث عدم محبوبيت امانوئل زلايا شده است. به نوشته روزنامه گاردين زلايا در بين فقرا محبوب بود اما اكنون اين محبوبيت به ٣٠ درصد رسيده است. با اين وجود زلايا قصد داشت با تغيير قانون اساسى بتواند دوباره نامزد انتخابات رياست جمهورى به مدت چهارسال ديگر شود كه كنگره و دادگاههاى هندوراس با برگزارى اين رفراندوم مخالفت كردند و آن را تلاش زلايا براى حفظ و ادامه قدرت پس از اتمام دوره چهارساله رياست جمهورىاش كه ٢٧ ژانويه ٢٠٠٩ به اتمام مىرسد، دانستند.
به نظر مىرسد بحران سياسى بوجود آمده در هندوراس برترين بحران سياسى در امريكاى مركزى پس از حمله امريكا به پاناما در سال ١٩٨٩ است. زلايا كه مىخواست الگوى هوگو چاوز، رئيس جمهور ونزوئلا يعنى تغيير قانون اساسى به منظور حضور مجدد در انتخابات رياست جمهورى را اجرا كند موفق نشد و عليه او كودتايى انجام گرفت.
بدين ترتيب استفاده از الگوى چاوز براى ماندن در قدرت او را از سمتش بركنار كرد و به كاستاريكا كشاند. اين مسأله باعث شد كه چاوز اعلام كند كه آماده هر گونه كمك نظامى براى برگشت زلايا به كشورش است. به نوشته روزنامه گاردين تحليل گران سياسى در اين مسأله كه آيا چاوز قصد و توانايى مداخله نظامى را در هندوراس داشته است يا نه دچار شك و ترديد شدهاند. اما چاوز معتقد است كه سيا (CIA)، دربركنارى رئيس جمهور هندوراس دست داشته است.
كودتا در هندوراس با محكوميت جهانى روبرو گشت. با راك اوباما، رئيس جمهور آمريكا از اين كودتا انتقاد شديدى كرد و اعلام كرد كه زلايا بايد به كشورش باز گردد. به نوشته روزنامه نيويورك تايمز ايالات متحده كه از گذشته از احزاب سياسى رقيب و كودتا در اين منطقه (امريكاى مركزى) هميشه حمايت مىكرده رابطه قوى و طولانى را با ارتش هندوراس داشته و به آموزش آنها كمك مىكرده است. با توجه به اين روابط نزديك اوباما اين كودتا را محكوم كرد اما اين محكوميت اوباما را در يك وضعيت مشكلى قرار داده است و او را در معرض اتهاماتى مبنى بر اينكه آمريكا به خاطر روابط نزديكش با هندوراس در كودتا دست داشته، قرار داده است، اما مقامات دولتى امريكا شديداً اين اتهامات را رد مىكنند و پاسخ تند رئيسجمهور امريكا به بركنارى رئيس جمهور هندوراس صراحتاً از اقدامات دولت بوش كه در سال ٢٠٠٢ از كودتا كوتاهمدت عليه هوگوچاوز حمايت كرد تفاوت دارد. اين روزنامه مىافزايد مقامات واشنگتن اعتقاد ندارند كه طرح زلايا براى رفراندوم مطابق با قانون اساسى است و نگران بودند كه اين مسأله تنشهاى زيادى را با احزاب سياسى و ارتش شعلهورتر مىكنند.
بدين ترتيب كودتاى نظاميان در هندوراس به بركنارى رئيسجمهورى انجاميد كه قصد داشت بطور غيررسمى قانون اساسى را تغيير دهد اما با محكوميت جهانى روبرو شد.
روز سرنوشتساز عراق
خروج نيروهاى نظامى امريكا از شهرها و شهركهاى عراق: نيروهاى نظامى امريكا پس از شش سال اشغال از شهرها و روستاهاى عراق خارج شدند و به پايگاههاى نظامىشان در خارج از شهرها منتقل شدند. خروج اين نيروها آنقدر براى مردم عراق مهم بود كه آن را روز حاكميت مىناميدند و جشن گرفتند، گرچه برخى از تحليل گران سياسى اين اقدام نيروهاى امريكايى را اقدامى نمادين خواندند.
نيروهاى نظامى ايالات متحده پس از حمله نظامى به خاك كشور عراق در سال ٢٠٠٣ ميلادى و سقوط حكومت صدام حسين تا حالا حضورى فعال در عراق داشتند. دولت نومحافظهكار جرج دبليوبوش به بهانه كشف سلاحهاى كشتار جمعى به حكومت صدام حسين پايان داد و اين كشور را اشغال كرد. اين اشغال باعث جنگهاى طايفهاى و مذهبى گشت و به عدم تصويب قوانين مهم در اين كشور منجر شد. انفجارهاى پىدرپى و خونين، وضعيت لرزان اقتصادى، اختلافات بر سر تقسيم صنايع نفتى ميان دولت مركزى و كردستان عراق از مشكلاتى است كه دولت عراق اكنون با آن روبرو است.
خروج نيروهاى نظامى عراق بر طبق »توافقنامه عقبنشينى نيروهاى امريكايى« صورت گرفت. اين عقبنشينى بخشى از توافقنامه وضعيت نيروها است كه در نوامبر ٢٠٠٨ با توافق ميان نورى المالكى، نخستوزير عراق و جرج دبليو بوش تمديد شد. بر اساس بند ٢ ماده ٢٤ توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن(٢٠٠٨) نيروهاى امريكايى بايد تا پايان ژوئن ٢٠٠٩ مناطق استراتژيك بغداد، كنترل آسمان عراق سيستم امنيتى عراق، مناطق مسكونى و شهرى و روستايى را به دولت عراق واگذار كنند كه اين امر در روز ٢٩ ژوئن صورت گرفت و البته اين واگذارى با انفجارهاى خونينى همراه شد.
نورى المالكى عقبنشينى نيروهاى امريكايى را پيروزى براى عراق خواند و گفت اين مسأله اثبات مىكند كه او توانسته است ضمن حفظ حاكميت ملى عراق، به خارجىها اين اطمينان را بدهد كه مىتواند امنيت را تامين كند. در همين رابطه كريستوفر هيل، سفير آمريكا در عراق اعلام كرد نيروهاى عراق اكنون به سطحى از توانمندى رسيدهاند كه بدون نياز به نيروهاى خارجى مىتوانند به تنهايى امنيت را در كشورشان برقرار كنند. بدين ترتيب اين سخنان نشان از موفقيت نسبى نورى المالكى در ايجاد امنيت در كشور عراق را مىدهد و اين موضوع حاكى از اين امر است كه وى مىتواند بدون وجود نيروهاى امريكايى امنيت و آرامش را ايجاد نمايد. اگرچه نورى المالكى قبلاً توانسته بود توانايىهاى خود را نشان دهد از جمله سركوب شهرك صدر و اجراى ايده ژنرال پترائوس در پروژه »شوراهاى بيدارى« بسيار موفق باشد.
نخستوزير عراق توانست با كمك استراتژى ژنرال پترائوس فرمانده نيروهاى امريكايى در عراق باعث كاهش انفجارها و درگيرىهايى در اين كشور شود و به يك موفقيت نسبى نائل آيد. ايده تشكيل »شوراهاى بيدارى« و اجراى آن توسط اين ژنرال بلندپايه و متفكر آمريكايى عراق را از درگيرىهاى شديد ميان شيعيان و سنىها نجات داد. پترائوس علاوه بر كمك مالى به اعراب سنى، مسلح كردن آنها و اجازه ورود به آنها به دايره قدرت توانست عراق را از يك بحران سياسى شديد نجات دهد. البته گرچه در روزهاى اخير و همزمان با خروج نيروهاى امريكايى از عراق انفجارهاى خونينى در اين كشور صورت گرفته است در همين راستا مالكى اعلام كرد كشتار شيعيان به فتواى تحريكآميز برخى از شخصيتها وهابى و افراطى انجام مىگيرد و فرمانده نيروهاى آمريكائى در عراق حملات اخير را با هدف منحرف كردن روندى كه توسط نيروهاى امنيتى و مقامهاى دولتى عراق شروع شده دانسته است.
با خروج بخشى از نيروهاى نظامى امريكا از شهرها و روستاهاى عراق اكنون ادامه حضور اين نيروها تحت عنوان نيروهاى آموزشى ولجستيكى صورت مىگيرد و نيروهاى نظامى عراق تحت چتر امنيتى نيروهاى امريكايى عمل خواهند كرد. به همين دليل برخى از تحليلگران سياسى معتقدند كه اين خروج نسبى يك اقدام نمادين است و امريكاييان همچنان عراق را تحت سيطره خود دارند.
با وجود موفقيت نسبى نورى المالكى در برقرارى امنيت نسبى به گفته دكتر خرم به نقل از اعتماد ملى وى همچنان با مشكلات خارجى و داخلى بعد از خروج نيروهاى امريكايى روبرو است. القاعده، بعثىها و دولتهاى عرب و سنى منطقه، القاعده كه به بهانه حضور نيروهاى خارجى در عراق دست به اقدامات وحشيانه و خونينى مىزد، اكنون با خروج اين نيروها ديگر بهانهاى براى انجام فعاليتهاى خود ندارد. بعثىها هم كه بر طبق قانون اساسى عراق هيچ جايگاهى در دولت عراق ندارند و بحث بازگشت آنها منتفى است بنابراين با خروج نيروهاى امريكايى وضعيتشان بدتر مىشود و امكان دارد دست به انفجارهايى بزنند. كشورهاى عرب منطقه هم كه از ادامه حضور نيروهاى آمريكايى در عراق سود مىبردند از اين خروج نگران هستند به اين دليل كه آنها نمىخواهند شيعيان عراق قدرت را در دست داشته باشند. بنابراين حضور اين نيروها اين اميد را كه شايد قدرت به دست سنىها بيفتد را كمرنگ مىكند.
البته نخستوزير عراق اكنون با مشكل ديگرى هم روبرو است. يعنى اجراى موفق پروژه مذاكرات ملى. به همين دليل بود كه جوزف بايدن، معاون باراك اوباما بعد از خروج نيروهاى امريكايى از شهرهاى عراق وارد بغداد شد تا نظارت كامل بر امور عراق داشته باشد و همچنين راهكارهاى مناسبى را در جهت رسيدن به آشتى ملى ميان احزاب عراقى را ارائه دهد بايدن در اين سفر بر حل اختلافات سياسى و فرقهاى كه در آستانه خروج نيروهاى امريكايى از عراق صورت گرفت، تمركز كرد. البته منابع نزديك به دولت عراق به نقل از سايت ديپلماسى ايرانى خبر از وجود اختلافها ميان بغداد و واشنگتن بر سر اجراى پروژه مذاكرات ملى را مىدهند. مهمترين اين اختلافات ميان عراق و امريكا بر سر چگونگى فعاليت بعثىها، گروههاى مخالف، شبه نظاميان مسلح، مجالس صحوه و ايجاد زمينههاى لازم براى بازگشت مهاجران به كشور است، لذا بغداد و واشنگتن وارد عمل شدهاند تا بتواند اين مشكلات را با كمك يكديگر حل و فصل نمايند.
بدين ترتيب بر طبق توافقنامه امنيتى خروج نيروهاى امريكايى نيروهاى نظامى اين كشور بطور نسبى از عراق خارج شدند. كشورى كه داراى موقعيت ژئواستراتژيك در منطقه است و پايگاه مهم و استراتژيكى براى امريكا مىباشد. عراق با داشتن منابع غنى نفت، آب، جمعيت تحصيل كرده و يك دولت دموكراتيك توانمند روزهاى سختى را براى رسيدن به پيشرفت و توسعه خواهد داشت. اين كه آقاى نخست وزير مىتواند موفق باشد يا نه بايد منتظر ماند.