پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧
کتابشناخت
دلاور پوراقدم مصطفی
تشكيل امت اسلامى آنلاين
اسلام دات كام: گفتمان معاصر اسلامى در فضاى مجازى
دو پروفسور عرب، محمد النواوى، استاديار دپارتمان ارتباطات دانشگاه كوئينز آمريكا و سحر خميس، استاديار دپارتمان ارتباطات دانشگاه مريلند آمريكا، با همكارى يكديگر در روز ٢٣ ژوئن ٢٠٠٩ (دوم تير ماه) براى نخستين بار كتابى را در ٢٨٠ صفحه و به زبان انگليسى درباره مباحث اسلامى مطرح شده در دنياى مجازى منتشر كردند كه در مجموعه كتابهاى ارتباطات سياسى بينالمللى انتشارات پالگريو مك ميلان قرار گرفت.
پالگريو مك ميلان يكى از ناشران مهم دانشگاهى در جهان محسوب مىشود كه كتابها، نشريات، رسالهها و آثار مرجعى را براى مقاطع تحصيلى كارشناسى ارشد و دكترى و همچنين پژوهشگران حرفهاى به صورت چاپى و آنلاين منتشر مىكند. آثار منتشره اين انتشارات بيشتر بر حوزههاى علوم انسانى، علوم اجتماعى و بازرگانى متمركز شده است. اين ناشر به عنوان بخشى از گروه كارى »مك ميلان«، سنت ١٥٠ ساله اين گروه را در زمينه چاپ آثار دانشگاهىادامه مى دهد. پالگريو مك ميلان براى نيل به اين هدف، دفاترى را نيز در بريتانيا، اروپا، ايالات متحده، كانادا، استراليا، آسيا، آمريكاى لاتين، آقريقا و خاورميانه تأسيس كرده و كتابهايى از اين ناشر تا كنون برنده جوايز معتبر جهانى شده است.
كتاب جديد اين ناشر، »اسلام دات كام: گفتمان معاصر اسلامى در فضاى مجازى«، گفتمانها و انديشههايى را بررسى و تحليل مىكند كه در تالارهاى گفتوگوى سه وبسايت اسلامى كه پربازيدكنندهترين اين گونه سايتها محسوب مىشوند، در جريان است.
اين كتاب براى نيل به اين مقصود، به شرح تأثيرات بالقوه فضاى مجازى اسلامى و شكلگيرى امت اسلامى آنلاين در ايجاد جنبشهاى مختلف اسلامى پرداخته است؛ جنبشهايى كه مانيفست خود را از طريق وبسايتهاى مختلف اسلامى منتشر مىكنند و در زمينههاى گوناگون و حول مباحث مختلف به گفتوگو مىپردازند.
"اسلام دات كام: گفتمان معاصر اسلامى در فضاى مجازى« در عين حال، نقش وبسايتهاى اسلامى را در شكلگيرى محافلى براى تبيين انديشهها و مباحث سازنده اسلامى در ميان خود اين سايتها و همچنين سايتهاىمختلف سياسى ، اقتصادى، دينى و اجتماعى غيراسلامى بررسى كرده است.
از سرفصلهاى مهم كتاب مىتوان به اين موارد اشاره كرد: فضاى عمومى در بافت اسلامى، دين در فضاى مجازى: مطالعه موردى درباره اسلام، آيا امت يك فضاى عمومى محسوب مىشود؟، امت مجازى: هويتهاى جمعى در فضاى مجازى، وبسايتهاى اسلامى: هويتهاى منشعب در فضاى مجازى، گفتمانهاى اسلامى مجازى: فضايىبراى اتفاق آراء يا وبسايتهايى صرفاً براى درگيرى؟
"اسلام دات كام« از ديد كارشناسان
پروفسور پيتر مانداويل، استاد درس »حكومت و سياست« و از مديران مركز مطالعات جهانى دانشگاه جورج ميسون درباره اين كتاب نوشته است: »كتاب اسلام دات كام مرجع مهمى در زمينه فضاى مجازى اسلامى به شمار مىآيد كه ويژگى بارز آن، مفاهيم بىنظير و تجربيات غنى است كه آن را شكل داده است. نواوى و خميس با فراروى از تمركز صرف بر اينترنت به عنوان فضاى انگيزشى راديكال و با نگاهى تلفيقى به وبسايتهاى انگليسى و عربى، نشان دادهاند كه بحثها و انديشههايى كه درباره قدرت مذهب و هويت اسلامى مطرح است، محور اصلى فضاى مجازىاسلامى قرار گرفته است. به همين دلايل است كه خواندن اين كتاب را امرى ضرورى مىدانم.«
ديل اف. ايكلمن نيز كه خود از مؤلفان كتاب »رسانه جديد در جهان اسلام« (٢٠٠٢) بوده است، در اين باره مىگويد: »وبسايتهاى اسلامى به يك ابزار اوليه براى تفكر عموم مردم درباره اسلام تبديل شدهاند و كتاب اسلام دات كام به بررسى اين موضوع مىپردازد كه اين وبسايتها چگونه انديشه عموم مسلمانان را شكل مىدهند. اثر نواوى و خميس، ما را درباره برنامهريزى الكترونيك براى ترويج اسلام در سالهاى آينده به تأمل وامىدارد.«
و پروفسور شبلى تلهامى، استاد درس »صلح و توسعه« در دانشگاه مريلند و از اعضاء ارشد مؤسسه بروكينگز درباره اثر مشترك نواوى و خميس مىنويسد: »از آنجا كه استفاده از اينترنت به سرعت دارد در كشورهاى عرب و مسلمان رواج مىيابد، اهميت مواردى چون گفتمان گسترده اسلامى و مفاهيم متنوعى كه درباره هويت اسلامى مطرح مىشود، به عنوان مواردى كه به اندازه كافى به آنها پرداخته نشده است، به سرعت افزايش مىيابد. نواوى و خميس با پرداختن به سه وبسايت بسيار محبوب اسلامى، پنجره مهمى را به چنين مباحثى گشودهاند. تشريح غنى و تحليل تأملبرانگيزى كه آنها از اين موارد در كتابشان ارائه دادهاند، به پر كردن شكاف بزرگى كه در اين زمينه احساس مىشد، كمك زيادى كرده است.«
كارشناس ديگرى كه درباره كتاب »اسلام دات كام« اظهار نظر كرده است، پروفسور داگلاس اى. بويد، استاد دانشگاه كنتاكى آمريكاست. او مىگويد: »كسانى كه به ارتباطات بينالملل و به ويژه ارتباطات در جهان عرب علاقهمندند، در سالهاى اخير همواره از منابع ارزشمند اطلاعاتى كه در اين زمينه در نشريات و كتابهاى دانشگاهى وجود داشته، بهره بردهاند. اما بايد گفت كه محمد النواوى (كه از مؤلفان كتاب مشهورى درباره الجزيره بوده است) و سحر خميس در اين كتاب، با بررسى گفتمانهاى جارى در وبسايتهاى اسلامى، نگرش تازهاى را درباره ارتباطات در جهان اسلام و عرب ارائه دادهاند. تا كنون مطالعات زيادى درباره گفتمان در رسانههاى گروهى خاورميانه صورت گرفته است، اما تا آنجا كه من اطلاع دارم، مطالعاتى كه درباره اين نوع گفتمان در رسانه جديد (اينترنت) صورت گرفته، براى نخستين بار در اين كتاب منتشر شده است. در واقع بايد گفت كه نويسندگان كتاب كه هر دو از اساتيد عرب دانشگاههاى ايالات متحده هستند، بسيار خوب از عهده اين پژوهش برآمدهاند. پرداختن به آنچه در فضاى مجازى درباره اسلام مطرح مىشود، نگرشى تازه را درباره اين كه اين رسانه جديد چگونه در جهان اسلام و عرب مورد استفاده قرار مىگيرد، ارائه داده است.«
درباره مؤلفان
محمد النواوى در دانشگاه كوئينز آمريكا، دروس ارتباطات بينالملل، ارتباط جمعى، جهانىسازى رسانهاى و رسانههاى خاورميانه را تدريس مىكند. فعاليتهاى پژوهشى او بيشتر بر كاربرد رسانههاى جديد در خاورميانه، به ويژه كانالهاى ماهواره و اينترنت و تأثير آنها بر فضاى عمومى جهان عرب متمركز شده است. او همچنين به تحقيق درباره ديپلماسى عمومى و شيوههاى ابداع گفتمانهاى مؤثر بين خاورميانه و غرب علاقهمند است. او تا كنون چندين كتاب را به رشته تحرير درآورده و مقالاتش در حوزه ارتباطات بينالملل در نشريات جهان عرب و اروپا و آمريكا به كرّات منتشر شده است. النواوى مؤسس و سردبير نشريه »رسانه خاورميانه« و عضو هيأت مديره »اتحاديه مدرسان ارتباطات« نيز هست. او در عين حال، از تجربه ارزشمندى در زمينه روزنامهنگارى حرفهاى (هم در ايالات متحده و هم در خاورميانه) برخوردار است. محمد النواوى در مصر به دنيا آمده و در همان كشور مدارك كارشناسى و كارشناسىارشد خود را در رشته ارتباط جمعى از دانشگاه آمريكايى قاهره اخذ كرده، اما تحصيلات مقطع دكترىاش در رشته روزنامهنگارى را در دانشگاه ايلينويز جنوبى واقع در ايالات متحده به پايان برده است.
سحر خميس كه دروس رشته ارتباطات را در دانشگاه مريلند آمريكا تدريس مىكند، كارشناس حوزه »رسانه در جهان عرب و خاورميانه« محسوب مىشود و سابق بر اين، رياست دپارتمان ارتباط جمعى و علم خبررسانى دانشگاه قطر را نيز بر عهده داشته است. او مدرك دكترىاش در رشته رسانههاى گروهى و مطالعات فرهنگى را از دانشگاه منچستر انگلستان دريافت كرده است. او همچنين تأليف بخشهايى از كتابهاى »زنان و رسانه در خاورميانه« (٢٠٠٤) و »رسانه جديد و خاورميانه جديد« (٢٠٠٧) را بر عهده داشته است. مقالات او به طور گسترده در نشريات دانشگاهىسراسر جهان انتشار يافته و سخنرانى هايى نيز به هر دو زبان انگليسى و عربى در كشورهاى مختلف داشته است. خميس تا كنون به خاطر پژوهشهاى ارزشمند خود چندين جايزه معتبر علمى نيز دريافت كرده است. او در عين حال، از اعضاء شوراى سردبيرى چندين نشريه از جمله »رسانه، جنگ و ستيز«، »رسانه خاورميانه«، »پژوهش در رسانههاى عربى و مسلمان« و »پيشرفتهاى تاريخ علم بديع« است. زمينههاى تدريس و پژوهشهاى او بيشتر بر اين حوزهها تمركز يافته است: روابط عمومى، تبليغات، افكار عمومى، تحقيق درباره مخاطب، رقابت رسانههاى گروهى، تعريف و تصوير زنان در رسانهها، رسانههاى گروهى و توسعه ملى، مطالعات نژادى رسانهها و ارتباطات بينالملل و ميان فرهنگى. سحر خميس علاوه بر برخوردارى از تجربه تدريس در دانشگاههاى معتبر جهان نظير دانشگاه مريلند، دانشگاه آمريكايى قاهره، دانشگاه منچستر، دانشگاه قاهره و دانشگاه قطر، سابقه فعاليت در رسانههاى بينالمللىمعتبرى نظير »والستريت ژورنال« و NHK (صدا و سيماى ژاپن) را نيز در كارنامه خود ثبت كرده است.
مطالعه موردى: پايگاه اينترنتى EURISLAM ؛ وبسايت پژوهشى گسترش اسلام در اروپا
EURISLAM پايگاهى اينترنتى است كه دسترسى به آن براى همگان ميسر است اما در عين حال، به عنوان وبسايتىتخصصى براى اساتيد دانشگاه، سازمانها و مقامات رسمى طراحى شده است. در اين وبسايت، فهرستى از نشرياتى كه به دو جنبه اسلام در كشورهاى اروپايى مىپردازند، منتشر شده است. يكى از اين جنبهها، وضعيت اخير جمعيت مسلمانان در ميان جوامع اروپايى است كه اين نشريات در مباحثى نظير مسائل اقليتها، مهاجرت، رهبرى، نهادها، سياستها و گرايشات عمومى به آن مىپردازند. جنبه ديگرى از اسلام در اروپا كه نشريات فهرست شده در وبسايت EURISLAM به آن پرداختهاند، اسلام به عنوان دين است كه در اين زمينه نيز مباحثى چون باورها، اعمال، ارزشها، جنبشها و مكاتب فكرى مسلمانان مطرح مىشود. در اين پايگاه اينترنتى، خوانشهايى از مقالات اين نشريات، كتابهاى اسلامى، پژوهشها، گزارشات و پاياننامههايى كه درباره گسترش اسلام در اروپا نوشته شده نيز انتشار يافته است.
اخيراً در اين وبسايت بيش از ٤٢٠٠ كتاب مرجع انگليسى و فرانسوى با موضوع گسترش اسلام در اروپا به طور رايگان و به صورت آنلاين در دسترس قرار گرفته است.
اطلاعات اين پايگاه اينترنتى توسط اعضاء شبكهاى اروپايى از متخصصان مطالعه اسلام در اروپا و با هدف گسترش ارتباط ميان حوزههاى مختلف پژوهشى، ايجاد انگيزه براى پژوهش و دسترسى آسان به كتابها و نشريات مرجع در زمينه گسترش اسلام در اروپا فراهم آمده است.
منابع:
وبسايت انتشارات پالگريو مك ميلان
وبسايت آمازون
وبسايت EURISLAM
انتشار كتاب
»گفتارى در باب حديث« به زبان انگليسى
معرفى احاديث پيامبر اسلام (ص) به عموم خوانندگان
انتشارات »وان ورد« كه يكى از ناشران بزرگ مستقل در حوزه علوم انسانى و كتابهاى غيرداستانى است و شعباتىدر آمريكا، كانادا، انگلستان و چندين كشور ديگر در سراسر جهان دارد و حدود شصت عنوان كتاب جديد در سال منتشر مى كند، روز اول ژئن (١١ خرداد) كتابى را با عنوان »گفتارى در باب حديث« در ٣٠٤ صفحه و به زبان انگليسى منتشر كرد. اين كتاب كه يكى از كتابهاى مجموعه »بنيادهاى اسلام« اين ناشر محسوب مىشود، توسط پروفسور جاناتان اى. سى. براون، استاديار دروس مطالعات عربى و اسلامى دانشگاه واشنگتن و مؤلف كتاب »حضرت محمد (ص): يك معرفى بسيار كوتاه« به رشته تحرير درآمده است.
ناشر در معرفى كتاب »گفتارى در باب حديث« آورده است: »حديث به عنوان يكى از محورهاى اصلى عمل و قانون اسلامى، به گزارش دست اول كلام و فعل حضرت محمد (ص) اطلاق مىشود كه نسل به نسل انتقال يافته است. با توجه به روايات متعددى كه يك قرن پس از رحلت رسول اكرم (ص) روى كاغذ به ثبت رسيده است، اسلامپژوهان در گذشته و حال با سؤالات پيچيدهاى در زمينه سنديت تاريخى اين روايات رو به رو بودهاند. اين كتاب ساده و مفيد به معرفى و تشريح جزئيات مجموع احاديث پيامبر اسلام (ص)، سنديت تاريخى آنها و نقشى كه در اسلام امروز ايفا مىكنند، پرداخته است. ضمائم كتاب نيز شامل واژهنامه، كتابشناسى و نمودارهايى بسيار مفيد در معرفى هر چه بيشتر احاديث حضرت محمد (ص) مىشود.«
طبق ادعاى ناشر، كتاب »گفتارى در باب حديث« به اندازهاى ساده و قابل فهم نوشته شده كه علاوه بر دانشجويان و پژوهشگران مطالعات اسلامى، براى مطالعه عموم خوانندگان نيز كاملاً مناسب تشخيص داده شده است.
درباره مؤلف
پروفسور جاناتان اى. سى. براون، در حوزههاى تاريخ اسلام، قوانين اسلامى، قرآن و حديث، عرفان، شيوههاىتفسير اسلام و اسلام مدرن داراى تخصص است و تا كنون كتابها و مقالات متعددى را در زمينه نظريات اسلامى، حديث و عرفان به رشته تحرير درآورده است كه از مهمترين اين تأليفات مىتوان به »حضرت محمد (ص): يك معرفى بسيار كوتاه« (٢٠٠٩، انتشارات دانشگاه آكسفورد - در دست چاپ) و »تحريف برخى احاديث حضرت محمد (ص)« (٢٠١٠، انتشارات وان ورد - در دست چاپ) اشاره كرد. او در سالهاى اخير به تدريس قرآن و انديشه تاريخى جهان عرب اشتغال داشته و از بهار ٢٠٠٩ تدريس قوانين و متون اسلامى، حديث و تفكر اسلامى مدرن نيز به فعاليت او افزوده شده است. جاناتان اى. سى. براون در عين حال با بررسى اسناد تاريخى اسلامى، رسالهاى را نيز درباره تحريف برخى احاديث پيامبر اسلام (ص) به رشته تحرير درآورده است. او سابق بر اين به عنوان مشاور و سرويراستار كتابشناسى آنلاين مطالعات اسلامى دانشگاه آكسفورد و دايرهالمعارف جهان اسلام دانشگاه آكسفورد نيز فعاليت كرده است. براون مدرك دكترىاش در رشته انديشه اسلامى را در سال ٢٠٠٦ از دانشگاه شيكاگو، مدرك زبان عربى را در سال ٢٠٠١ از مركز مطالعات عربى در كشورهاى خارجى، واقع در قاهره مصر و مدرك كارشناسى تاريخ هنر را در سال ٢٠٠٠ از دانشگاه جورج تاون واشنگتن اخذ كرده است.
منابع:
وبسايت انتشارات وان ورد
وبسايت آمازون
بررسى آمارى وبلاگهاى عربى؛
مذهب، پرطرفدارترين موضوع در وبنوشتهاى جهان عرب
پژوهشى از: بروس اتلينگ، جان كلى، رابرت فريس و جان پالفرى، ژوئن ٢٠٠٩
مركز »اينترنت و جامعه« بركمن دانشگاه هاروارد در روزهاى اخير پژوهشى را در زمينه وبلاگ نويسى در جهان عرب انجام داده كه نتايج جالبى از آن حاصل شده است. پژوهشگران در اين تحقيق، حدود ٣٥ هزار وبلاگ فعال را در جهان عرب شناسايى كردهاند كه از آن ميان ٦٠٠٠ وبلاگ به عنوان فعالترين وبلاگها شناخته شدهاند و ٤٠٠٠ وبلاگ از اين وبلاگها به زبان عربى نوشته مىشوند. هدف از انجام اين تحقيق، ارزيابى فضاى عمومى در رويكرد به وبلاگنويسىدر كشورهاى عربى حوزه خاورميانه و ارتباط آن با ميزان درگيرى مردم با موضوعاتى چون سياست، رسانه، مذهب، فرهنگ و امور بينالملل بوده است.
از مهمترين يافتههاى پژوهشگران در اين تحقيق، اين است كه وبلاگنويسى در جهان عرب به تشكيل شبكه كشورى برجستهاى منجر شده است و وبلاگهاى عربى اصولاً در هر كشور عربى به شكلى منحصربفرد سازماندهى مىشوند.
دستهبندى كشورى
در دستهبندى اوليه پژوهشگران مركز بركمن، گروههاى وبلاگنويسى جهان عرب عبارتند از:
گروه مصر: بزرگترين گروه است و شامل چندين زيرگروه مىشود، به طور مثال، وبلاگهاى اعضاء »اخوان المسلمين« كه چند زن نيز در ميان نويسندگان آنها به چشم مىخورند، در اين گروه قرار گرفتهاند، فعاليت اين گروه در مصر ممنوع است اما ظاهراً تا كنون با حضور اينترنتى آنها برخوردى صورت نگرفته است.
گروه عربستان سعودى: دومين گروه بزرگ كه وبلاگنويسى در آن به نسبت گروههاى ديگر، بيشتر شامل يادداشتهاى روزانه شخصى مىشود تا حوزه سياست.
گروه كويت: اين گروه به زيرگروههاى وبلاگهاى عرب زبان و وبلاگهاى انگليسى زبان تقسيم مىشود. موضوعات وبلاگهاى هر دو زيرگروه كويت، بيشتر شامل اخبار داخلى و سياست مىشود، اگرچه وبلاگهاى انگليسى زبان اين گروه بيشتر تمايل دارند به بحث درباره اقتصاد بپردازند.
گروه شرق/ پل انگليسى: وبلاگنويسانى در شرق مديترانه از جمله كشورهاى لبنان، فلسطين، اردن و سوريه. اين گروه اغلب وبلاگنويسان عراقى را هم در بر مىگيرد. وبلاگنويسان اين گروه اغلب در وبلاگهايشان در كنار زبان عربى، از زبان انگليسى براى ايجاد ارتباط با وبلاگنويسان سراسر جهان استفاده مىكنند.
گروه سوريه: اين گروه هم وبلاگهاى عرب زبان را در بر مىگيرد كه بيشتر با وبلاگنويسهاى عربستان سعودى در ارتباط هستند و هم وبلاگهاى انگليسى زبان كه بيشتر در گروه شرق/پل انگليسى قرار مىگيرند.
گروه مغرب/پل فرانسوى: اين گروه شامل وبلاگنويسان چندمليتى مىشود كه بيشتر در كشورهايى نظير مراكش، تونس و الجزيره اقامت دارند. بسيارى از اين وبلاگنويسان مخلوطى از زبان عربى و فرانسوى را در نوشتن وبلاگهايشان به كار مىبرند. وبلاگنويسان ديگر كه اهل مغرب هستند، از به كار بردن زبان فرانسوى پرهيز مىكنند و اين دسته از وبلاگها در گروه وبلاگهاى مذهبى قرار مىگيرند.
گروه وبلاگهاى اسلامى: اين گروه، مجموعه بزرگى از وبلاگنويسان مرتبط با يكديگر از كشورهاى مختلف عربى را در بر مىگيرد كه در وبلاگهاى خود در كنار موضوعات شخصى و سياسى، بيش از هر موضوع ديگرى به اسلام مىپردازند.
دستهبندى موضوعى
بررسى محتوايى اين وبلاگها نشان مىدهد كه مذهب، زندگى شخصى و مسائل داخلى مهمترين موضوعات وبلاگهاى جهان عرب را تشكيل مىدهند.
مذهب يكى از پرطرفدارترين موضوعات در ميان وبلاگنويسان عرب است و وبلاگنويسان بيشتر از منظر تجربيات و ديدگاههاى شخصى خود به آن مىپردازند تا از منظر سياسى. در اين ميان، وبلاگهايى كه به نقد اديان ديگر مىپردازند، معدودند، اما به هر حال، در ميان وبلاگهاى اسلامى به چشم مىخورند.
اغلب وبلاگنويسان عرب يادداشتهايى شخصى و خاطرهوار را در وبلاگهايشان منتشر مىكنند. اما آنهايى كه درباره سياست مىنويسند، بيشتر بر مسائلى كه در كشور خودشان مطرح است متمركز شدهاند و در اين ميان، كمتر يادداشت انتقادى درباره رهبران سياسى كشورشان به چشم مىخورد. بحث درباره رهبران سياسى خارجى باز هم كمتر ديده مىشود اما همين بحثهاى كم نيز بيشتر حاوى ارزيابى منفى وبلاگنويسان عرب درباره سياستمداران خارجى است تا ارزيابى مثبت آنها. در وبلاگهايى كه به موضوع زندگى اجتماعى و سياست مىپردازند، اخبار داخلىبسيار بيشتر از اخبار خارجى طرفدار دارد و اين موضوع به ويژه در مورد وبلاگنويسانى كه وبلاگهايشان را به طور كامل به زبان عربى مىنويسند، بيشتر به چشم مىآيد. يكى از موضوعات سياسى كه به وضوح به دغدغه بسيارىاز وبلاگنويسان جهان عرب تبديل شده است، مسئله فلسطين است، به ويژه وضعيت غزه (بازه زمانى تحقيقات مركز بركمن، حملات نظامى اسرائيل در خلال دسامبر ٢٠٠٨ تا ژانويه ٢٠٠٩ را نيز شامل مىشده است).
حقوق بشر (حقوق شهروندى و سياسى) از ديگر مباحث پرطرفدار وبلاگهاى عربى است و اغلب وبلاگهاىگروه شرق/پل انگليسى در اين زمينه به انتقاد از فرهنگ غرب و ارزشهاى آن مىپردازند. از حوزههاىفرهنگى كه در وبلاگهاى جهان عرب به آن پرداخته مىشود، مىتوان به شعر، ادبيات و هنرهاى تجسمىاشاره كرد كه به نسبت فرهنگ پاپ (موسيقى ، تلويزيون و سينما) از طرفداران بيشترى برخوردار است.
مسائلى چون تروريسم و جنگ عراق يا افغانستان كمتر در ميان موضوعات اين وبلاگها به چشم مىخورد، اما وقتى وبلاگنويسان عرب درباره تروريسم بحث مىكنند، به منتقدان سرسخت خشونتهاى افراطى تبديل مىشوند. در عين حال، هر گاه به آمريكا مىپردازند نيز نگاهى به شدت منتقدانه دارند. بيشترين وبلاگهايى كه درباره اين موضوعات به بحث مىپردازند، در گروههاى پل انگليسى و سوريه قرار دارند.
وبلاگهاى اخوان المسلمين نيز از وبلاگهاى مهم گروه مصر هستند كه اگرچه فعاليت آنها در مصر ممنوع است، حضورى بسيار فعال در فضاى وبلاگ دارند. اين وبلاگنويسان نيز همانند ديگر وبلاگنويسان سياسى مصر به بحث درباره حقوق بشر مىپردازند و از افرادى كه توسط دولت مصر به زندان افتادهاند، دفاع مىكنند. آنها در عين حال، بحثهايى كلى درباره آينده سازمان خود و اولويتهايشان را نيز در وبلاگهايشان مطرح مىكنند. اين بحثها بيشتر ميان رهبران كهنسالتر و اعضاء جوانتر اخوان المسلمين در مىگيرد. تعداد بسيار اندكى از وبلاگهاى اخوان المسلمين نيز توسط زنان نوشته مىشوند.
وبلاگنويسان عرب چه كسانى هستند؟
نتايج آمارى اين تحقيق نشان مىدهد كه وبلاگنويسان عرب اغلب از مردان و جوانان هستند. بيشترين تعداد زنان وبلاگنويس عرب در زيرگروه جوانان مصر به چشم مىخورند و اين در حالى است كه گروههاى سوريه و مغرب/پل فرانسوى از بيشترين تعداد مردان وبلاگنويس برخوردارند.
وبلاگنويسى به صورت ناشناس
در مجموع، وبلاگنويسان عرب كمتر ترجيح مىدهند كه از نام مستعار براى نوشتن وبلاگهايشان استفاده كنند و ناشناس بمانند. استثناءها در اين زمينه بيشتر در ميان وبلاگنويسان سورى، كويتى و مغربى (پل فرانسوى) به چشم مىخورند. زنان نيز در مجموع بيش از مردان وبلاگهايشان را به صورت ناشناس مىنويسند.
منبع: نشريه مركز پژوهشى بركمن، شماره ژوئن ٢٠٠٩
پيشنهاد چند كتاب براى روزهاى داغ تابستان
فصل، فصل كتاب و كتابخوانى است، فصل تابستان. مىگويند روزهاى تابستان، روزهاى خوب كتابفروشان و ناشران است، روزهايى كه كتابهاى درسى و كمك درسى به كنارى مىروند و جايشان را كتابهايى مىگيرد كه نه در دانشگاهها تدريس مىشوند و نه در مدرسهها. ديگر همه چيز به سليقه شخصى و روحيه شما بستگى دارد، اينكه چه كتابهايى را مىپسنديد، شعر، داستان، دين، تاريخ، انديشه و ... اما پيشنهاد نشريه پگاه براى اين روزهاى شما چيست؟ همراه ما باشيد!
شريعتى شاعر
شريعتى هم از آن چهرههاى تابناك تاريخ معاصر ايران است كه دامنه تاثيراتش از نسل انقلاب اسلامى فراتر رفت و نسلهاى دوم و سوم را هم درگير آرا و انديشههاى خود كرد. گرچه در سالهاى اخير آثار او بارها بازخوانى انتقادىشده و بسيارى از صاحبنظران در رد ايدههاى او نوشتهاند، اما همين نيز زمينهاى را براى فروش بيشتر و بيشتر آثار او فراهم كردهاست. انتشار متعدد كتابهاى او توسط ناشران مختلف در اين سالها دليلى است بر اين مدعا. اما يكى از اين كتابها »حرفهايى براى نگفتن« نام دارد كه وجه ديگرى از شخصيت دكتر على شريعتى را نمايان مىكند. كتاب حاوى شعرها، شطحيات، اشارات و شمعيات شريعتى است كه در سالروز درگذشت او، ٢٩ خرداد توسط نشر الهام منتشر و توزيع شد. در اين ميان آنچه جلب توجه مىكند شعرهاى اوست، گرچه همه اين شعرها پيشتر جسته و گريخته منتشر شدهبودند، اما هيچ وقت در يك كتاب گرد نيامدهبودند. نكته ديگر اينكه با خواندن مقدمه اين كتاب متوجه مىشويم، شريعتى به جز اين شعرها يك مجموعه شعر هم نزد همسر خود به يادگار گذاشتهاست، اما از آنجا كه وصيت كرده هيچجا منتشر نشود، تاكنون امكان انتشار نيافتهاست.
حال بپردازيم به ديگر بخشهاى كتاب »حرفهايى براى نگفتن"؛ بخش »شمعيات« اين كتاب مجموعه سخنان شريعتى درباره شمع و تشبيهات و توصيفات خودشان به شمع را دربرمىگيرد. بخش »اشارات«، شامل سخنان كوتاه و حكيمانه اين متفكر است و در بخش آخر، يعنى »شطحيات«، سخنان و كلمات عارفانه دكتر شريعتى در حالت وجد عرفانى آمده است.
گفت و گو با سهراب سپهرى و جلال آلاحمد
نه سهراب سپهرى و نه جلال آلاحمد، هيچ كدام روحشان از اين گفتوگوها خبر ندارد. اين ابتكار رضا حاجىآبادى است كه كتاب »صداى تو خوبست« را به گفتوگوهايى با اين دو اديب نامدار تبديل كردهاست. اما ماجرا چيست؟ بر اساس آنچه از سهراب سپهرى و جلال آلاحمد در كتابها و مقالاتشان به يادگار مانده، رضا حاجىآبادى سئوالاتى فرضى طرحى كرده تا كتاب شكل گفتوگو و پرسش و پاسخ به خود بگيرد و از آنجا كه خواندن يك گفتوگو معمولا سادهتر از خواندن يك مقاله است، شايد كه اين كتاب زمينه آشنايى بيشتر نسل امروز را با انديشههاى اين دو چهره ادبى فراهم كند. ناشر اين كتاب هم هزاره ققنوس است.
مثنوى معنوى به ٥ زبان زنده دنيا
اين هم از افتخارات پارسيان و ادبيات پارسى است كه مولانا در سراسر جهان مشتاقان بىشمار دارد، گرچه از اهمال مسئولان فرهنگى ماست كه كشور همسايه، تركيه اين ميراث بزرگ را مصادره مىكند تا آنجا كه بسيارى از غربيان و شرقيان هيچ از نسبت مولانا و ايران نمىدانند. بگذريم! مولانا همچنان ترجمه مىشود به زبانهاى معروف و غير معروف جهان، به نحوى كه هر ملتى از خوان گسترده او تاكنون نصيبى بردهاست. اما به تازگى ترجمههاى جديدى از مثنوى معنوى مولانا به پنج زبان سوئدى، فرانسوى، آلمانى، ايتاليايى و اسپانيايى انجام شده كه دكتر سيد حسين نصر بر آنها نظارت داشتهاست. در ايران اين مجموعه ارزنده را انتشارات مرواريد در سه جلد گرد آورده است كه آن را مىتوانيد در بازار كتاب بيابيد، البته اگر به اين زبانها تسلط داشتهباشيد و بخواهيد مثنوى معنوى را به زبانىديگر غير از زبان فارسى بخوانيد.
ترجمه جدولى قرآن كريم به فارسى
براى درك معناى عميق قرآن هر كارى انجام دهيم، باز هم ناچيز مىنمايد، اما هر گامى در اين راه ارزشمند است و جاى تقدير؛ هستند كسانى كه سوداى ابداع روشهاى جديد براى يادگيرى و فهم بهتر اين كلام آسمانى را دارند و در اين راه تلاش مىكنند، اما بالطبع برخى از اين شيوهها با اقبال عمومى مواجه مىشود و برخى هم نه. يك شيوه جديد ترجمه جدولى قرآن كريم است كه بايد سنجيد چقدر توفيق خواهد داشت. نمونه آن هم ترجمه دكتر عبدالله خاموش هروى است كه براى اولين بار در ايران عرضه مىشود.
ترجمه جدولى قرآن كريم حالت آموزشى دارد و خواننده را علاوه بر ترجمه عبارات با معنى واژگان قرآن نيز آشنا مىكند. به اين ترتيب كه نخست متن آيه با خط عثمان طه در يك سطر قرار مىگيرد. در ذيل آن نيز جدولى درج شده است كه در آن آيه بخش به بخش مىشود و ترجمه هر كلمه در زير آن مى آيد و در سطر بعدى ترجمه ادبى قرآن مىآيد. اين ترجمه توسط انتشارت شيخ الاسلام احمد جام به چاپ رسيدهاست.
همه كتابهاى بلخارى
اما بشنويم از دكتر حسن بلخارى؛ به نظر مىرسد سال ١٣٨٨ يكى از پربارترين سالهاى زندگى اين استاد فلسفه هنر و زيبايىشناسى باشد. در اين سال چهار عنوان كتاب جديد از او منتشر شد كه اولين آن »عكس مهرويان خيال عارفان« (مفهومشناسى خيال در آراى مولانا) نام دارد. اين كتاب در حوزه »فلسفه خيال در تمدن اسلامى« است و نويسنده در آن به بررسى آراى مولانا در »فيه مافيه«، »مثنوى« و »ديوان شمس« درباره خيال و تخيل مىپردازد. كتاب ديگر »معنا و مفهوم زيبايى در المناظر و تنقيح المناظر« نام دارد و در آن به بررسى مبسوطترين تعريف زيبايى در تمدن اسلامى (به تعبير يكى از اساتيد هاروارد) پرداخته شدهاست. اين تعريف توسط ابن هيثم و پس از او، كمالالدين فارسى در »تنقيح المناظر« ارائه شده است. كتاب سوم »اورنگ« است و توسط انتشارات سوره مهر چاپ شدهاست. اين كتاب ١٥ مقاله درباره مسائل مختلف نظرى هنر، حكمت و عرفان اسلامى را دربرمىگيرد. سرانجام كتاب چهارم، كتاب »آشنايى با فلسفه هنر« نام دارد. اين اثر براى كسانى كه مطالعات عميق فلسفى ندارند و با فلسفه هنر آشنا نيستند، نگاشته شده و اصلىترين مسائل فلسفه هنر را به زبانى ساده شرح دادهاست.
گذشته از اينها امسال سه كتاب دكتر حسن بلخارى هم تجديد چاپ شدهاند كه اين كتابها عبارتند از بلخارىدربارهى آثار تجديد چاپىاش نيز تصريح كرد: سه كتاب تجديد چاپى عبارتاند از دوره دوجلدى »مبانى عرفانى هنر و معمارى اسلامى«، »اسرار مكنون يك گل« (تجلى نيلوفر در هنر و آيين شرق) و »سرگذشت هنر در تمدن اسلامى« (موسيقى و معمارى).
دكتر حسن بلخارى متولد ١٣٤١ در اصفهان داراى مدرك دكترا در هنرهاى اسلامى، كارشناس ارشد اديان و عرفان، استاد فلسفه هنر و زيبايى شناسى در دانشگاههاى هنر و علامه طباطبايى، عضو شوراى نقد فرهنگستان هنر و عضو شوراى عالى پژوهشگاه انديشه و هنر است.
امير قافله عشق
اما كتاب ديگرى كه به معرفى آن مىپردازيم، اثرى است درباره امام خمينى (ره) كه اين روزها بهخصوص رجوع به آرا و انديشههاى والاى او ضرورىتر از هميشه به نظر مىرسد. اين كتاب »امير قافله عشق« نام دارد كه حاصل گردآورىسخنرانى ها، مصاحبهها يا مقالات همايون همتى در سمينارها و همايشهايى با مناسبتهاى مختلف در دانشگاهها و مراكز علمى و پژوهشى كشور است. عنوان برخى از مقالات اين كتاب عبارت است از »عرفان حماسى و جامعهگراى امام خمينى (ره)«، »امام خمينى (ره) و ابن عربى«، »امام خمينى (ره) و ساحت جهانى عاشورا«، »امام خمينى (ره)؛ ميراثدار فتوت امام حسين (ع)« و »پيوند فقه و عشق در نگرش عرفانى امام خمينى (ره)".
"امير قافله عشق« توسط پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامى حوزه هنرى و انتشارات سوره مهر در شمارگان ٢٥٠٠ نسخه منتشر شده است.
از دوران مشروطه
در نهايت، آخرين كتاب پيشنهادى ما يك رمان تاريخى است، رمانى به قلم منيژه آرمين و با نام »شباويز« كه توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار كتاب شدهاست. اين رمان، جلد دوم رمان »شب و قلندر« است كه به وقايع اجتماعىدوران مشروطه و اوايل سلطنت رضاخان مى پردازد. آرمين، در رمان شباويز موقعيتهاى داستانى را بإ؛فف درونمايههاى اجتماعى برگرفته از وقايع دروان مشروطيت، تا آغاز پادشاهى رضاخان خلق كرده است. وى براىنوشتن اين رمان، به مستندات فراوانى درباره تاريخ معاصر ايران رجوع كرده است. دغدغه انسان معاصر در آگاهى از تاريخ و يافتن هويت، جستوجوى هويت ايرانى در اين مقطع حساس از تاريخ معاصر ايران، از جمله دستمايههايى است كه آرمين در نگارش شباويز از آن بهره جسته است.
"منيژه آرمين« سال ???? در تهران متولد شد. وى كارشناسى ارشد مشاوره تحصيلى از دانشگاه تربيت معلم، كارشناس روانشناسى از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و كارشناس ارشد مجسمهسازى از دانشگاه تهران است. آرمين تاكنون بيش از ?? نمايشگاه گروهى و انفرادى در داخل و خارج از كشور برگزار كرده و همچينين خالق بيش از يكصد اثر هنرى سفال با طراحى ابداعى و شيوه شخصى بوده است. »آن روز كه عمه خورشيد مرد«، »اى كاش گل سرخ نبود«، »بوى خاك«، »برگزيده ادبيات معاصر« (داستان شانزدهم)، »شب و قلندر«، »كيمياگران نقش«، »راه رستگارى«، »لبه تيغ« و »راز لحظهها« از جمله آثار او به شمار مىروند.
مرورى بر كتاب »تنوع دين در روزگار ما"
اين جانهاى ناخوش...
احسان عابدى
براى »جان ناخوش« ويليام جيمز نه آيين عشا ربانى تسكين بود، نه سرودهاى دستهجمعى در كليسا، آنگونه كه مومنان مسيحى آرام و قرار مىيابند. »جانهاى ناخوش« هم از آن اصطلاحات خاص ويليام جيمز است كه براىتوصيف حال و روز خود و آدمهايى نظير خود به كار مىبرد، كسانى كه با عمق جان درك مىكنند پلشتى حاكم بر جهان را و مىترسند از بىمعنايى جهان.
و حالا صد سال پس از ويليام جيمز و كتاب ارزشمندش »تنوع احوال دينى«
(Varieties of Religious Experience )، يك آدم ناخوش احوال ديگر پيدا شدهاست كه اصطلاحات ويليام جيمز و دنياىفكرى او را تفسير و نقد مىكند، كسى به نام »چارلز تيلور«، يك فيلسوف از اهالى كانادا. بيهوده در حافظهتان جستجو نكنيد؛ ما او را نمىشناسيم، هر چند كه از معروفترين فلاسفه جهان انگليسى زبان باشد. يك »جان ناخوش« بايد در اين سوى جهان پيدا مىشد كه ترجمه مىكرد آنچه را كه او گفتهاست، همان كارى را كه عاقبت "مصطفىملكيان« برعهده گرفت و حاصل شد رساله كم حجمى (١٨٦ صفحه) با نام »تنوع دين در روزگار ما« يا "ديدارىدوباره با ويليام جيمز« كه اين آخرى عنوان فرعى كتاب است. هر چند جاى اين پرسش از او باقى مىماند: آيا بهتر نبود در وهله اول كتاب ويليام جيمز ترجمه مىشد تا تفسير و نقدى كه چارلز تيلور بر آن نوشتهاست؟ گمان مىكنم مسير صحيح اين بود، گرچه ما عادت كردهايم هميشه »تفسيرها« را بخوانيم به جاى »اصل اثر«، يك روش معكوس براى »شناخت«، آنچنان كه بسيارى از فلاسفه و انديشمندان غرب را به اين شيوه شناختهايم. در اين مورد مشخص نيز بعيد مىدانم كسى با خواندن كتاب »تنوع دين در روزگار ما« به صرافت كشف جهان ويليام جيمز نيفتد، بهخصوص با توصيفاتى كه پيش از اين اينجا و آنجا و در فلان مقاله و بهمان كتاب درباره جيمز شنيدهايم، و كتاب چارلز تيلور آنقدر كامل است كه ما را در اين مسير يارى كند، چون تيلور در اين كتاب از مرحله تفسير نظريه ويليام جيمز فراتر رفته و با نقد خود بخشهايى از اين نظريه را اصلاح مىكند. مقدمهاى هم كه مصطفى ملكيان بر اين كتاب نوشته، كارگشاست، آنچنان كه ناگفتهاى درباره نقد و تفسير چارلز تيلور باقى نمىگذارد. ملكيان در سطرهاى آغازين اين مقدمه مىنويسد: »صد سال پس از اينكه ويليام جيمز درسگفتارهاى پرآوازه خود را ايراد كرد و آن را به صورت كتابى با عنوان »تنوع احوال دينى« نشر داد، تيلور در كتاب خود به پارهاى از مسائلى كه جيمز در اين شاهكار طرح كردهاست باز مىگردد و سعى مىكند تا اوضاع و احوال دين را در روزگار خودمان ايضاح كند. چون معتقد است كه اين اثر جيمز، به نحو حيرتانگيزى با مسائل نظرى و مشكلات عملى امروز ما در باب دين و ديندارى ربط و نسبت دارد و كاملا باب روز و مناسب روزگار ماست...«
بارى، آنچه در انديشه ويليام جيمز اهميت پيدا مىكند، تلقى او از »حقيقت دين« است، حقيقت امرى كه مىتواند نجاتبخش باشد، خاصه در اين روزگار و براى »جانهاى ناخوشى« كه راهى از بىمعنايى هستى به سوى معنا مىيابند، اما اين دين لزوما چيزىست كه افراد احساس مىكنند، نه آنچه آموزش مىبينند، آن هم نه در جمع، بلكه در تنهايى و انزوا. از اين رو، دين مورد نظر ويليام جيمز ماهيتى دگرگونه نسبت به اديان »متعارف« پيدا مىكند يا اديانى كه بر »مناسك جمعى« و »آموزش طريق ديندارى« تاكيد مىورزند. جيمز »حال دينى دسته اول« را در كليساها و معابد جستجو نمىكند، بلكه معتقد است چنين حالى در كنج خلوت آدمها يافت مىشود و بس. مىگويد: » اين احوال را فقط در افرادى مىتوانيم بيابيم كه در نزد آنان دين، نه به مثابه عادتى يكنواخت و ملالآور، بلكه به مثابه تبى شديد وجود دارد.« و به باور جيمز »چنين افرادى نوابغ دودمان ديناند".
اينگونه آراى جيمز را مىتوان در امتداد جنبشهاى پارسايانهاى تصور كرد كه از اواخر قرون وسطى به اين سو سربرافراشتهاند، جنبشهايى كه دين را به معناى التزام و پارسايى شخصى مىدانند، و نه عمل بر محور مناسك و شعائر جمعى. تيلور خاطر نشان مىكند: »اين نوع برداشت، البته در سنت دينى ما ريشههاى عميق دارد. وقتى كه سراينده مزامير، از زبان خدا، به ما مىگويد كه قربانىهاى گاو و گوسفند خود را به كنارى نهيم و در عوض، قلبى نادم پيشكش كنيم، در راه رسيدن به تصور روزگار خودمان از دين شخصىايم.«
اينجا اما نقطه آغاز نقد تيلور بر ويليام جيمز است، چنان كه مفروضات او در باب حال دينى را به چالش مىكشد. تيلور مىپذيرد كه در جهان سكولار، عملا دين به امرى شخصى تبديل شده و از اين رو، آراى جيمز »به روحيه جامعه روزگار ما بسيار نزديك است«، اما نبايد دچار اين اشتباه شد كه »چيزى كه جيمز حال دينىاش قلمداد مىكند يگانه شكلى است كه دين، امروزه مىتوان به خود بگيرد«. ملكيان در مقدمه خود نقد تيلور بر جيمز را چنين صورتبندى مىكند: »... برخلاف راى جيمز، اصلا حال واقعا فردى نمىتوان داشت، زيرا همه احوال نيازمند يك واژگاناند و بخش عمده واژگان، لاجرم، در وهله اول، از طريق جامعه به دست ما مىرسد... برخلاف راى جيمز، هستند احوالى كه شخص در حالت همبستگى با ديگران مىتواند داشتهباشد، اما در تنهايى نمىتواند...«
تيلور براى اثبات اين ادعاى آخر، مثال فردى را آورده كه در خانه خود به تماشاى يك مسابقه هاكى نشستهاست. مىگويد: »من در خانه نشستهام و دارم تماشا مىكنم كه تيم هاكى محلى جام استنلى را مىبرد. خوشحال مىشوم، اما احساس خوشحالى من از اين طريق حاصل مىآيد كه پى مىبرم هزاران طرفدار در سرتاسر شهر در اين لحظه وجد و سرور شريكند.«
تيلور گرچه جيمز را نقد مىكند، اما در بسيارى موارد هم تحسينش مىكند، مثال آنجا كه جيمز به شيوه خود تلاش مىكند راهى برابر دينداران بگشايد كه متهم به نقض »اخلاق عقيده« نشوند. وقتى كليفورد عقلگرا مىگويد كه »هميشه و در هر جا، و براى هر كس، اخلاقا خطا است كه بر اساس قرائن و شواهد ناكافى به چيزى عقيده پيدا شود«، »مىتوان گفت كه دينداران از لحاظ اخلاقى خطاكارند، چون به عقايدى معتقد شدهاند كه قرائن و شواهد اثبات كننده آنها ناكافىاند.« (ملكيان، صفحه ١٩ كتاب) حال آن كه جيمز عموميت اين اصل را نفى مىكند و به اين راى مىرسد كه »گاهى و در جاهايى و براى كسانى اخلاقا خطا است كه بر اساس قرائن و شواهد ناكافى به چيزى عقيده پيدا كنند و گاهى ديگر، و در جايى ديگر و براى كسانى ديگر، اخلاقا خطا نيست، بلكه صواب است كه بر اساس قرائن و شواهد ناكافى به چيزى عقيده پيدا كنند« و »دست بر قضا، دينداران از اين كسان ديگرند و از اين رو در عين اين كه بر اساس قرائن و شواهد ناكافى به عقائد دينى خود معتقد شدهاند مرتكب خطاى اخلاقى نشدهاند.« (ملكيان) اما چگونه؟ از آنجا كه در اين قضيه ما نه مىتوانيم به نفى دين بپردازيم و نه به اثبات آن (بر اساس قرائن و شواهد)، بنابراين، مىبايد ساحت عاطفى ما وارد كار شود و يكى از دو گزينه را انتخاب كنيم. تيلور دراينباره مىگويد: » راى جيمز، به يك اعتبار، مبتنى بر اين بينش آگوستينى است كه در پارهاى از ساحتها عشق و خودگشايى ما را قادر به فهم چيزهايى مىكنند كه جز از اين طريق هرگز دركشان نمىتوانستيم كرد.«
و در نهايت، از اين رهگذر به چند اصل ديگر در آراى جيمز مىرسيم كه ملكيان آنها را چنين صورتبندى كردهاست: « دين پيدهاى متعلق به ساحت معرفتى / عقيدتى آدمى نيست... بنابراين الهيات كه هم پيشفرضش اين است كه عقايد مهمترين ركن يا يكى از اركان ديناند و هم هدفش توجيه، عقلانىسازى و دفاع نظرى و عقلى از عقايد دينىاست، ربطى به حقيقت دين ندارد. حاق مطلب را مىتوان بدين صورت تقرير كرد: خدا را نمىشناسند، فهم نمىكنند؛ بلكه به كار مىگيرند - گاهى به عنوان تامين كننده آب و نان، گاهى به عنوان پشتوانه اخلاقى، گاهى به عنوان دوست و گاهى به عنوان محبوب... دين پديدهاى متعلق به ساحت احساسى - عاطفى - هيجانى آدمى است؛ يعنىنوعى احساس است؛ نوعى حال... حقيقت دين همان احساس و حال دينى است...«
تا شما، خوانندگان اين سطرها يا كتاب »تنوع دين در روزگار ما« چه باورى داشتهباشيد.