پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - اسلام سياسى در تركيه

اسلام سياسى در تركيه


گفت‌وگوى الشرق الاوسط با نجم الدين اربكان

اشاره
نجم الدين اربكان نخستين نخست وزير اسلامگرا در تاريخ تركيه است. او نه تنها رهبرى سياسى براى هواداران خود بلكه رهبرى معنوى و دينى نيز هست. اعضاى حزب و هوادارانش هنگام ديدار با او سه بار دستش بوسه مى‌زنند.
اربكان با اين كه از راه رفتن و يا ايستادن بدون كمك ديگران به سبب مشكلات ستون فقراتش ناتوان است، ذهنى سرجا و آماده دارد. مى‌تواند ساعت‌ها سخن بگويد بى آن كه گرد خستگى بر رخسارش بنشيند. در انتخابات گذشته، اربكان در چارچوب تبليغات انتخابات حزب سعادت بسيارى از شهرهاى تركيه را زير پا گذاشت و ساعت‌ها سخنرانى القا كرد. هنوز هم آثار مهندسى مكانيك؛ پيش‌هاى كه اربكان رهايش كرد تا به جهان سياست بپيوندند، در شيوه سخن گفتنش آشكار است. او همه چيز را به اعداد و ارقام تقسيم مى‌كند. پنج عامل در پيروزى حزب عدالت و توسعه سهيم بود، چهار عامل در سرنگونى دولت، دست داشت و...
با اين كه بسيارى از ترك‌ها با خوشبينى از موفقيت‌هاى اقتصادى دولت رجب طيب اردوغان سخن مى‌گويند، بسيارى از اسلامگرايان ترك كه با دولت اردوغان موافق نيستند، سياست‌هاى وى را در خدمت به ثروتمندان و به زيان فقرا مى‌دانند. زيرا براى مثال در سال ٢٠٠٢ تنها سه خانواده در تركيه داراى ثروتى نزديك به يك ميليارد دلار بودند، در حالى كه در سال ٢٠٠٧ شمار آنان به ٢٦ خانواده رسيد.
نجم الدين اربكان نسبت به آينده اقتصاد تركيه به سبب سياستهاى اردوغان ابزار نگرانى و بدبينى مى‌كند. او اردوغان را »شاگرد مردودى مى‌داند كه از در پشتى مدرسه گريخته است«. اربكان از اين شاگردش كه گاهى با او تماس مى‌گيرد تا از سلامتى‌اش مطمئن شود، خرسند به نظر نمى‌رسد و مى‌گويد اين تماس‌ها، دلالتى ندارد.
چهل سال سپرى كردن در عرصه سياست تركيه، هيچ از نشاط و پويايى اربكان نكاسته است و وى هنوز هم به فكر بازنشستگى نيست. آنچه اربكان را به تلاش همه جانبه وا مى‌دارد، احساس عميق نگرانى براى آينده تركيه است. وى معتقد است كه فروپاشى دولت عثمانى، توطئه‌اى غربى بود كه برخى ترك‌هاى غربزده و شيفته غرب به آن كمك كردند. بسيارى در تركيه همانند اربكان فكر مى‌كنند. با اين تفاوت كه اربكان معتقد است كه توطئه غرب نسبت به تركيه (خلافت اسلامى) پايان نيافته است، زيرا پيكار غرب با اسلام همچنان تداوم دارد.
اما هدف اصلى اربكان اجراى شريعت نيست و هيچ گاه هم آن را اولويت خود قرار نداده است. آنچه او در پى آن است، آزادسازى تركيه از سلطه آمريكا و صهيونيسم جهانى است. تكرار فراوان واژه صهيونيسم از سوى اربكان نشان مى‌دهد كه وى طرفدار نظريه توطئه است، اما وى مى‌گويد نه طرفدار نظريه توطئه كه از قربانيان آن است و نشانه آن را شيوه‌اى مى‌داند كه ارتش تركيه براى ساقط كردن دولتش بدان متوسل شد وى معتقد است كه سقوط دولتش با برنامه‌ريزى صهيونيست‌ها انجام شده است.آن چه از پى مى آيد مصاحبه روزنامه الشرق الاوسط با سياستمدارى است كه پدر اسلام سياسى در تركيه لقب گرفته است.

چگونه حزب عدالت و توسعه به اين پيروزى چشمگير دست يافت؟
تركيه، كشورى بزرگ با هفتاد و پنج ميليون نفر جمعيت و كليه راهبردى جهان است. درآمد سرانه ملى تركيه در جهان اسلام در رديف بالاترين‌ها است. بنابراين نتايج انتخابات در تركيه به مرزهاى اين كشور محدود نمى‌شود و به همه جهان ربط مى‌يابد. انتخابات اخير مهم بود و ارزيابى نتايج آن اهميت بيشترى دارد. اعداد و ارقام مشخص است ولى پيام اين اعداد و ارقام چيست؟ حقيقت اين است كه انتخابات تركيه مانند تندباد بود. تركها هنگام رأى دادنشان متأثر از تندبادى بودند كه دولتشان را درهم پيچيد. اين تندباد را مى‌توان در پنج عامل خلاصه كرد:١. موضع رئيس جمهور سابق احمد نجدت سزر بر ضد حجاب پيش از برگزارى انتخابات. وى گفته بود ما اماكن عمومى‌اى داريم كه لازم نيست، زنان با حجاب در آنها ديده شوند. اين سخن با سكولاريسم به معناى درستش-كه تفكيك حوزه خصوصى و شخصى از حوزه عمومى است- منافات داشت. رئيس جمهور سابق دركى از سكولاريسم داشت. كه در تضاد با حقوق بشر بود. اين موضع غلط تأثير عميقى بر ملت تركيه نهاد، كه در انتخابات منفجر شد.
٢. در آستانه برگزارى انتخابات رياست جمهورى برخى گروهها اعلام كردند كه همسر رئيس جمهور آينده نبايد با حجاب باشد، اين سخن نيز با واكنش منفى ملت مواجه شد و نتايج انتخابات نشان دهنده مخالفت مردم با اين گونه احزاب بود.
٣. هشدار علنى ارتش نسبت به دولت كه در اينترنت منتشر شد. اين هشدار نفرت مردم تركيه را برانگيخت. زيرا مسائل مهم ترى وجود داشت كه ارتش حساسيتى به آن نشان نمى‌داد، مانند مشكل قبرس، كه به اتحاديه اروپا پيوسته بود، اما ارتش حساسيتى به اين مسئله نشان نمى‌داد و يا نسبت به گروههاى تروريستى، كه هرازگاهى شهروندان غير نظامى را مى‌كشتند. در شب ١٧ آوريل ارتش با صدور بيانيه‌اى هشدار داد كه نظام لائيك تركيه در خطر است. زيرا هم زمان جشن‌هاى ميلاد پيامبر اسلام(ص) برگزار مى‌شد كه دختران كم سن و سال با حجاب اسلامى در آنها شركت مى‌كردند. همين امر سبب شد تا ارتش احساس خطر كند!
٤. حامل چهارم بخشنامه كميسيون حقوقى تحصيلات تكميلى آموزش عالى تركيه بود كه به تعطيلى مدارس امامان و خطيبان مساجد و مدارس حفظ قرآن حكم مى‌كرد. اين موضع منفى كميسيون، خشم شديد ملت را از پى‌داشت.
٥. موضع رئيس حزب جمهورى خواه خلق تركيه نسبت به حزب عدالت و توسعه كه از هيچ تهمتى دريغ نكرد و حزب عدالت و توسعه را ضدلائيك دانست . اين اقدام هم به نفع حزب عدالت و توسعه تمام شد و مردم را به همدلى با آن وادار كرد.
اكثر مردم تركيه فكر مى‌كردند كه اگر حزب جمهورى خواه خلق بر سر كار آيد، آزادى مردم را محدودتر خواهد كرد. اين فضاها، ملت را به بمبى آماده انفجار تبديل كرد. پيش از انتخابات، حزب جمهورى خواه تظاهراتى را با مشاركت سه ميليون نفر كه نظام لائيك را در خطر مى‌ديدند ترتيب داد. برخى از شركت كنندگان شعار »مرگ بر شريعت« را در اين تظاهرات سردادند. بسيارى از مردم تركيه اين تظاهرات را نوعى سونامى بر ضد اسلام و مسلمانان دانستند كه حزب مخالف راه‌اندازى كرده و راه دفاع از دين و پاسخ به اين حركت را رأى دادن به حزب عدالت و توسعه ديدند. كسانى كه به حزب عدالت و توسعه رأى دادند، فكر مى‌كردند كه تشديد حملات به حزب عدالت و توسعه از سوى مخالفان دين ستيز و تلاش براى بركنارى آن، به معناى دخالت در رأى مردم است. اين رفتار، خوشايند اكثريت ملت نبود. بسيارى از مردم تركيه به دلايل ديگرى به حزب عدالت و توسعه رأى ندادند؛ مانند حجم بالاى بدهى خارجى ، بيكارى، فقر، فساد ادارى و سوء سياست خارجى به ويژه رابطه با اسرائيل. اما انتخابات در فضايى عادى برگزار نشد؛ بلكه در برابر سونامى‌اى انجام شد كه حزب مخالف عليه حزب عدالت و توسعه به راه انداخته بود.
گزينه‌هاى ملت تركيه در برابر اين تهديد چه مى‌توانست باشد؟ گزينه‌ها بسيار اندك بود كه حزب سعادت هم يكى از اين گزينه‌ها بود. اما حزب سعادت تنها ٣ درصد آرا را به دست آورد، زيرا فرصت چندانى نداشت. در حالى كه حزب عدالت و توسعه ٣٤ درصد آرا را به دست آورد.
كسانى كه معمولاً به حزب سعادت رأى مى‌دادند مى‌ترسيدند كه اگر به حزب سعادت بدهند، آرائشان بيفايده و بى اثر باشد. از اين رو به حزب عدالت و توسعه رأى دادند. اين، آن چيزى بود كه در انتخابات اخير اتفاق افتاد و من آن را نه با سياست‌هاى حزب عدالت و توسعه، بلكه با فضاى استثنايى كشور در آستانه انتخابات، مرتبط مى‌دانم.

آيا معتقديد كه رأى دادن مردم تركيه به حزب عدالت و توسعه كار درستى بود؟
٥٠درصد تصميمات ملت تركيه درست است، زيرا گزينه ديگرى را فراروى خود نمى‌بيند و ٥٠ درصد خطا است؛ زيرا اين ملت كه مى‌خواهد در برابر يك سونامى از خود دفاع كند، از اين نكته غافل است كه مسئول اصلى به راه افتادن اين سونامى، خود حزب عدالت و توسعه است. حزب عدالت و توسعه از زمان به قدرت رسيدن در سال ٢٠٠٢ عباى دينى را از روى شانه خود افكنده است. رهبران حزب اين را علنى مى‌گويند و اِبا نمى‌كنند. زيرا پس از ممنوعيت تدريس قرآن و بسته شدن مدارس امامان و خطيبان و تحقق شرايط پيوستن به اتحاديه اروپايى، قانونى را كه به موجب آن زنا جرم شمرده مى‌شد، لغو كردند. دولت حزب عدالت و توسعه آيات قرآن را در مدارس دولتى تغيير داد؛ عبارت »غيرالمغضوب عليهم و لاالضالين« سوره فاتحه الكتاب را در ترجمه تركى حذف كرد؛ يعنى اصلاً اين بخش از آيه را ترجمه نكردند تا يهوديان (المغضوب عليهم) و مسيحيان (الضالين) غضب نكنند. حزب عدالت و توسعه، به روابط خود با اروپا و آمريكا اهتمامى تام دارد. آنان گفته‌اند كه اتحاديه اسلامى، غير ممكن است و جهت تركيه بايد به سوى اروپا باشد. دولت اردوغان از پنج سال پيش اين حرف را مكرر بيان مى‌كند. نسل جديد چگونه بايد سر برآورد؟ تبليغات و روزنامه‌ها، افكار ملت را مسموم مى‌كنند. خلاصه اين كه رأى ملت تركيه به حزب عدالت و توسعه،رأى از سر بغض [حزب مخالف] بود و نه از سر حبّ اين حزب. آنان از لائيك‌هاى افراطى نفرت دارند.

شما گفته‌ايد كه پيروزى حزب عدالت و توسعه براى آن بود كه رقيبش حزب لائيك تندرويى بوده است و راى دادن مردم ترك به آن از سر بغض رقيب بوده، ولى حزب شما در اين ميان چه كاره است؟ چرا حزب سعادت نتوانست بيش از ٥/٢ درصد آرا را به دست آورد؟ آيا گفتمان سياسى حزب سعادت، زبانى پيچيده دارد كه مردم عادى از درك آن در مى‌مانند، چون شما بر تأثير سياست‌هاى صندوق بين‌المللى پول و بانك جهانى بر اقتصاد تركيه تمركز داشتيد و اين مباحث آيا براى مردم عادى قابل درك نبود؟
فكر نمى‌كنم كه گفتمان حزب سعادت پيچيده بوده باشد. معتقدم كه ترك‌ها گفتمان و انديشه‌هاى حزب سعادت را درك كرده بودند. بسيارى از ترك‌ها با ما همدل بودند و برنامه سياسى ما را بهتر و مناسب‌تر مى‌دانستند. اما سونامى‌اى كه در آستانه انتخابات به راه افتاد، به حدى بزرگ بود كه قدرت انتخاب هر حزبى - جز حزب عدالت و توسعه- را از آنها گرفت. آنان مى‌ترسيدند كه حزب جمهورى خواه لائيك روى كار بيايد. اين نخستين بار نيست كه ترك‌ها با اين منطق رأى مى‌دهند، پيش از سى سال پيش؛ پيش از كودتاى نظامى ١٩٨٠ م حزب راستگرايى به نام حزب عدالت وجود داشت. ما در حزب اسلامى سلامت ملى، ضد اين حزب بوديم. ما تلاش مى‌كرديم خطرات سياست‌هاى اين حزب را براى مردم شرح دهيم؛ اما دست‌هايى غربى كه منافعى در تركيه داشتند، براى تأمين منافع خود در امور ما دخالت كردند و با اين كه بسيارى از ترك‌ها سياست‌هاى حزب سلامت ملى را قبول داشتند، اكثريت به حزب راستگرايى عدالت رأى دادند، زيرا از رقيب چپگراى افراطى‌اش هراس داشتند.
ما در آن زمان- در حزب سلامت ملى- حرفمان اين بود كه فرق ميان حزب چپ گراى كمونيست و حزب راستگرا در اين است كه روش كمونيست‌ها، انجام عمل جراحى بدون ماده بيهوش كننده است، در حالى كه حزب راستگرا قبل از انجام جراحى، بيهوش مى‌كند و شما چيزى را احساس نمى‌كنيد و پس از اين كه ماده بيهوش بى اثر شد، احساس مى‌كنيد كه زيان روش راستگرايان بيشتر از چپگرايان است. در آن انتخابات حزب سلامت ملى، شكست خورد ولى نااميد نشد و ما به ميدان برگشتيم و با حزب فضيلت در انتخابات ١٩٩٧ پيروز شديم و دولت تشكيل داديم. اكنون همان بازى تكرار مى‌شود. اما ما اميد داريم كه در آينده همان پيروزى گذشته ما تكرار شود و بار ديگر در انتخابات پيروز شويم.

اردوغان يكى از شاگردان مدرسه حزب رفاه بود و از آن خارج شد و همراه با عبدالله گل حزب عدالت و توسعه را تشكيل داد. آيا فكر مى‌كنيد او از مدرسه شما گريخته است؟ آيا فكر مى‌كنيد او پيروز شده و يا شكست خورده است؟
بله اردوغان، شاگرد رفوزه‌اى است كه از در پشتى مدرسه فرار كرده است. او به مدرسه من آمد، ولى به درس خوب گوش نداد. او در مدارس دينى تحصيل كرده است. اما كارهايش اين را نشان نمى‌دهد. او معتقد است كه تمدن مسلمانان، رقيب تمدن غرب نيست، در حالى كه پيامبر، محمد(ص) مى‌گويد: الاسلام يعلو و لايعلى؛ اسلام برتر است و چيزى فراتر از آن نيست. آيا كسى كه دانشى دارد، حرف او را مى‌زند؟ اردوغان به اتحاديه اروپايى نزديكى مى‌جويد و هرچه را كه از او مى‌خواهند انجام مى‌دهد و در عين حال مى‌گويد تشكيل اتحاديه اسلامى ناممكن است. آيا اين سخن معقول است؟ آيا ما بايد اسلام را در خدمت منافع صهيونيسم در آوريم؟

به نظر مى‌رسد نقص‌هايى درباره ماهيت رابطه شما و اردوغان وجود دارد و تفاوت سياست‌هاى حزب سعادت و حزب عدالت و توسعه چندان شناخته شده نيست. تا چندى پيش گفته مى‌شد كه تجربه حزب عدالت و توسعه، تكميل تجربه دولت اسلام گراى شما است كه در چارچوب حزب رفاه در سال ١٩٩٧ روى كار آمد.
حزب عدالت و توسعه راه ما را ادامه نداد. تا اكنون هم نشان نداده‌اند كه درك درستى از آنچه اتفاق مى‌افتد دارند. پيامبر اسلام (ص) گفته از فراست و زيركى مؤمن برحذر باشيد. حزب عدالت و توسعه بايد فراست و زيركى داشته باشد. اسلام دين عقل و فهم و آگاهى است. پس بايد فهم درستى از اسلام داشته باشيم. من معتقدم دو نقص بزرگ در همه دانشكده‌هاى فقهى و شرعى موجود در جهان اسلام وجود دارد: يكى نبود دانشكده‌اى ويژه چگونگى اجراى شريعت متناسب با عصر و زمانه و ديگر نبود دانشكده‌اى ويژه فهم درست اسلام. انسان مسلمان بايد اسلام را به خوبى درك كند. قرآن مى‌گويد با يهود و نصارى دوستى برقرار نكنيد. اينكه كسى پيش يهوديان مى‌رود و با آن رابطه دوستى برقرار مى‌كند، چگونه مى‌تواند مسلمان درست كردارى باشد؟ مشكل آگاهى در همه جهان اسلام وجود دارد.

چه انگيزه‌هايى سبب شد تا اردوغان از حزب رفاه منشعب شود و حزبى را در رقابت با شما تشكيل دهد؟
اردوغان حزب عدالت و توسعه را به ابتكار خود تأسيس نكرد، دستور داشت. چرا اردوغان در اين پروژه، بازى خورده است؟ چون در برابر مقام و مال و رياست، ضعيف است.

رابطه شما با اردوغان چگونه است؟ آيا با هم تماس داريد؟
خوب است. گاه تلفن مى‌زند و از سلامتى‌ام مى‌پرسد..اين مهم نيست. چطورى و حالت چه طور است، مهم نيست،بازگشت به آگاهى اسلامى حقيقى مهم است.

بنابراين شما از سياست‌هاى آقاى اردوغان راضى نيستيد؟
من از كردار و رفتار او و مسيرى كه در آن حركت مى‌كند، راضى نيستم. ما از او گله داريم، زيرا ملت ترك را به سوى مشكلات بزرگ سوق مى‌دهد. ما از وابستگى او به صهيونيست‌ها و مشاركت او با آنان در برخى برنامه‌ها ناراضى هستيم. چرا طيب اردوغان نظاميان تركيه را در چارچوب نيروهاى سازمان ملل متحد به لبنان مى‌فرستد تا حزب الله را خلع سلاح كنند؟

چرا با ايشان در اين زمينه‌ها گفت و گو نمى‌كنيد؟
وقتى خدا عقل را از آدم بگيرد. نصيحت كارساز نيست. ما خيلى نصيحت كرديم ولى چه فايده.

ده سال از سقوط دولت حزب رفاه به رهبرى شما مى‌گذرد. آيا علل و انگيزه‌هاى ارتش را در ساقط كردن دولت خود، مورد بازنگرى قرار داده‌ايد؟
علت آن روشن است. صهيونيسم جهانى، در سقوط ما دست داشته است. صهيونيست‌ها آرزوى تأسيس دولت خيالى از نيل تا فرات را دارند. جنگ جهانى اول به خاطر برپايى دولت بزرگ اسرائيل از نيل تا فرات درگرفت. نيروهاى صهيونيستى مى‌خواهند براى تأسيس چنين دولتى، استانبول را تحت استيلاى خود درآورند.
اگر بر استانبول مستولى شوند، آغاز تأسيس چنين دولتى رقم خواهد خورد. چه اتفاقى افتاده است؟ ٦٠٠ كشتى جنگى و ٦٠٠ هزار سرباز آوردند و شكست خوردند. اما تأسيس دولت يهود بين نيل و فرات از باورهاى اساسى آنان است. آنان از اين ايده دست بر نخواهند داشت.
٨٠ سال است كه صهيونيست‌ها كوشيده‌اند تا ترك‌ها را از دينشان دور كنند و تحت محاصره اقتصادى قرار دهند. سال ١٩٩٠ چه اتفاق افتاد؟ كمونيسم فروپاشيد و ايالات متحده آمريكا كه تنها قدرت بزرگ جهانى بود. تحت نفوذ صهيونيست‌ها درآمد.
پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، آرزوى صهيونيست‌ها كه تشكيل كشورى از نيل تا فرات بود بار ديگر احيا شد. چه كردند؟ در يكى از جلسات سران ناتو درسال ١٩٩٠ مارگارت تاچر گفت: ما ناتو را براى رويارويى با شوروى تأسيس كرديم. اكنون شوروى از بين رفته است. آيا بايد ناتو را از بين ببريم؟ از آن رو كه انديشه‌اى كه دشمن ندارد نمى‌تواند زنده بماند، بايد دشمن جديدى به جاى اتحاد شوروى درست مى‌كردند. تاچر گفت: دشمن فعلى، اسلام است. در چنين شرايطى حزب رفاه در تركيه ظهور يافت. برژينسكى درباره حزب رفاه گفته بود: تا زمانى كه حزب رفاه در تركيه قدرت را به دست دارد، ما نمى‌توانيم اهدافمان را به پيش ببريم. بايد حزب رفاه را منحل كرد. اما چگونه حزب رفاه را ساقط كردند؟ وزارت خارجه آمريكا نمى‌خواهد كه ارتش تركيه به جاى دولت انتخابى، قدرت را در دست گيرد. پس بايد راه ديگرى را بر مى‌گزيدند. آنان به حزب ديگرى كه با ما ائتلاف كرده بود روى آوردند؛ يعنى حزب راه راست خانم تانسوچيللر. آمريكايى‌ها پنجاه نماينده اين حزب را تهديد كردند كه اگر در تشكيل دولت ائتلافى با حزب رفاه همكارى كنند، ارتش تركيه دست به كودتا خواهد زد، همان گونه كه در سال ١٩٨٠ عليه دولت كنعان اورن كودتا كرده بود. خانم چيللر كه شريك ما در دولت بود نزد من آمد و گفت: پنجاه تن از نمايندگان حزب ما از ائتلاف با شما جانبدارى نمى كنند. ما اكنون در بن بست قرار گرفته‌ايم و بايد انتخابات زود هنگام برگزار كنيم و پس از انتخابات مى‌توانيم دوباره براى تشكيل دولت ائتلافى برنامه‌ريزى كنيم. ما با چيللر توافق كرده بوديم كه اگر به هر دليلى به بن بست برخورديم و مجبور به برگزارى انتخابات زود هنگام شديم، نخست وزير را عوض كنيم؛ يعنى من كنار بروم و او نخست وزير شود. ما در پارلمان با اكثريت قاطع ٢٥١ نماينده به انتخابات زود هنگام رأى مثبت داديم. اما آنچه كه پس از اين اتفاق افتاد، با اصول دموكراسى ناسازگار بود. ما ٢٩١ نماينده داشتيم، اما در اين بحران، حق تشكيل دولت، به مسعود ايلماز كه حزبش در پارلمان در اقليت بود، داده شد.

چرا فكر مى‌كنيد كه صهيونيست‌ها از شما نفرت داشته‌اند؟ شما چه كارى كرديد كه آنان را آزرده كرد؟
ما در مدتى كه در حكومت بوديم،سه كار مهم انجام داديم. نخست اين كه از سايه صندوق بين‌المللى پول بيرون آمديم و به آنها گفتيم نمى‌خواهيم برنامه‌هاى اقتصادى ايشان را اجرا كنيم. دوم اين كه بودجه‌اى ريختيم كه دخل و خرج دولت را متعادل مى‌كرد و چنين چيزى پيش از ما اصلا انجام نشده بود. سوم اينكه اتحاديه هشت كشور اسلامى D٨ را تأسيس كرديم كه متشكل بود از تركيه، پاكستان، اندونزى، مصر، نيجريه، مالزى، بنگلادش و ايران. هدف ما تغيير آرايش نظام بين‌المللى بود كه قدرت‌هايى بر آن مسلط بودند كه در ميانشان حتى يك كشور اسلامى هم وجود نداشت. تأسيس اتحاديه ٨ كشور اسلامى، هسته و آغاز پايه‌ريزى رأى و نظر جهان اسلام در امور بين‌المللى براى داشتن جامعه جهانى عادلانه‌تر بود. اين اقدام به مذاق بسيارى از قدرتهاى جهانى و صهيونيست‌ها خوش نيامد. من همواره به ترك‌ها مى‌گويم: چرا شما قبل از صهيونيست‌ها مرا درك نمى‌كنيد؟ صهيونيست‌ها تأثيرات احتمال اتحاديه ٨ كشور مسلمان را درك كردند و درصدد مقابله با آن برآمدند. اما در جهان اسلام، نتايج شگرفى كه مى‌توانست بر تأسيس اين اتحاديه مترتب شود، به درستى فهميده نشد.

پس از سقوط دولت، چه احساسى داشتيد؟ آيا فكر مى‌كرديد به شما خيانت شده است؟
طبعاً احساس مى‌كرديم به ما خيانت شده است. اما ما به اهميت كار خود اطمينان داريم. برخى از تجار بزرگ با ما در افتادند. زيرا ما در بودجه‌ريزى خود مى‌خواستيم عدالت را رعايت كنيم. تجار بزرگ پولشان را در بانك‌ها مى‌گذاشتند و بهره‌هاى بالا مى‌گرفتند و از معافيت‌هاى مختلف برخوردار بودند كه ده‌ها ميليارد دلار هزينه بر دوش دولت مى‌گذاشت. ما ده ميليارد دلار از محل ماليات از تجار گرفتيم و به نياز طبقات كم درآمد اختصاص داديم و اين كار خوشايند خيلى‌ها نبود.

گفته مى‌شود در سايه دولت حزب عدالت و توسعه قدرت ارتش كاهش يافته است. آيا شما به اين گفته موافقيد؟
خير، ارتش ضعيف نيست. ارتش هنوز هم قدرتمندترين نهاد در تركيه است.