پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - ميانه روىهاى مسلمان - عبد خدایی

ميانه روى‌هاى مسلمان
عبد خدایی

قسمت اول

مقدمه
در ساختار سياسى آمريكا، دستاوردهاى موسسات تحقيقاتى و پژوهشى از نقش بسزايى در برنامه ريزى برخوردار مى‌باشند. در اين ميان بنگاه پژوهشى رند (RAND) كه يكى از مؤثرترين مراكز تحقيقاتى در سياستگذارى و تصميم‌گيرى آمريكا و سازمانهاى بين المللى است اخيرا در گزارشى ١٢٨ صفحه‌اى تحت عنوان »آسيب پذيرى‌هاى سياسى، جمعيتى و اقتصادى ايران«(١) تلاش كرده است تا از يكسو به بررسى و ارزيابى عواقب ضربه يا حمله فرضى نظامى امريكا به ايران پرداخته و از سوى ديگر در صدد جستجو و پيدا كردن راه و شيوه‌هاى مختلف براى نفوذ در تغيير رفتار نظام جمهورى اسلامى ايران برآيد . اين گزارش حاوى ٦ فصل و شامل مطالب توصيفى درباره نظام جمهورى اسلامى ايران و نهادهاى مجريه، مقننه و قضائيه كشور بوده و به طور اجمال سعى‌نموده تا تصويرى از وضع سياسى، اقتصادى، جمعيتى، قومى و نژادى و مذهبى ايران و تحولات و دگرگونى‌هاى داخلى‌كشور ارائه دهد. اين گزارش ضمن تأكيد بر اينكه هر گونه حمله به ايران نه تنها باعث سقوط حكومت ايران نمى شود بلكه موقعيت آن را تقويت كرده و عواقب تلخى را براى آمريكا به همراه خواهد داشت، مؤثرترين روش نفوذ امريكا در ايران را تمركز بر فعاليت هاى فرهنگى، تبليغاتى، رسانه‌اى و سياسى دانسته و همچنين از تحريم اقتصادى، به ويژه جلوگيرى از انتقال فن‌آورى تبديل گاز خام به گاز مايع بعنوان اهرم فشار مالى به ايران ياد مى‌كند. اين گزارش مهمترين نقاط آسيب پذير ايران را مسائلى مربوط به تورم، مسكن، اشتغال، ضعف و فساد ادارى و افزايش نارضايتى‌بين طبقات متوسط و پائين و بويژه جوانان ذكر مى كند.
مركز مطالعات سياسى خاورميانه بنگاه پژوهشى رند، در سال ٢٠٠٧ .م گزارش ديگرى تحت عنوان »ايجاد شبكه‌هاى مسلمان ميانه رو«(٢) منتشر ساخت . ايده‌اى كه در آن گزارش ارائه شده است بر پايه اين باور استوار مى‌باشد كه ايالات متحده آمريكا در طول جنگ سرد توانست با ساماندهى و بهره گيرى از شبكه‌اى از روشنفكران ميانه رو چپ در كشورهاى كمونيستى، فعاليت‌هاى خود درون كشورهاى بلوك شرق را از طريق نيروهاى بومى سامان بخشيده و اين شبكه نقش موثرى در فروپاشى شوروى ايفا نمود. با الهام از دستاوردهاى آن فعاليت مى‌توان از مشابه چنين شبكه‌اى در نبرد غرب با اسلام بهره جست و به تاسيس شبكه مسلمانان ميانه رو در جهان اسلام پرداخت . اين گزارش با پرداختن به تمايزات بلوك شرق و جهان اسلام و تمايزات دوران جنگ سرد با جنگ غرب عليه مسلمانان در صدد بر مى‌آيد چگونگى شكل گيرى، ويژگى‌ها و نحوه فعاليت چنين شبكه‌اى را ترسيم نمايد. در اين جزوه چكيده‌اى از اين گزارش ٢١٧ صفحه‌اى ارائه شده است. هر چند اين خلاصه نمايانگر جزئيات روشنگرى كه در بخشهاى مختلف اين گزارش نسبت به كشورهاى مختلف اسلامى و حتى با ذكر نام موسسات و افراد و نقش آنان آمده است نمى باشد اما مى‌تواند ايده‌اى كلى نسبت به سياستهاى قدرتهاى فرامنطقه‌اى در روياروئى با جهان اسلام ارائه نمايد . در ابتدا براى روشن شدن اهميت نقش و جايگاه بنگاه رند به معرفى مختصرى از اين بنگاه مى‌پردازيم.

معرفى بنگاه پژوهشى رند (The RAND Corporation)
»بنگاه رند« يكى از مهم‌ترين و قديمى ترين مراكز استراتژيك پژوهشى و سياستگذارى نظام آمريكا از پايان جنگ جهانى دوم تا كنون مى‌باشد. اين بنگاه توسط »بخش برنامه ريزى راهبردى ستاد نيروى هوائى« ارتش امريكا و توسط ژنرال »اچ.اچ. آرنولد« با هدف تغذيه فكرى نيروى هوايى آمريكا در سال ١٩٤٦ .م تاسيس يافت . هر چند اين بنگاه در ابتدا براى ارائه تحقيق و تحليل به نيروى نظامى ايالات متحده شكل گرفت ليكن از سال ١٩٧٠.م به بعد پروژه‌هاى غيرنظامى را نيز به تدريج به فعاليت‌هاى خود اضافه كرده و در ادامه، دامنه فعاليت خود را به ارائه خدمات به كليه بخش‌هاى دولت آمريكا همچنين دولت‌هاى ديگر، سازمان‌هاى غير دولتى، سازمان‌هاى بين المللى و بنيادهاى اقتصادى و خصوصى توسعه بخشيد تا آنكه هم اكنون به يكى از مؤثرترين و بانفوذترين كانونهاى تفكر تاثيرگذار بر سياستگذارى و تصميم‌گيرى آمريكا و جهان در آمده است. اين بنياد داراى قريب به ١٦٠٠ كارمند در مناطق مختلف جهان مى‌باشد. گردش سال مالى اين بنياد ٢٢٣.٩١ ميليون دلار مى‌باشد. به لحاظ مالى اين بنگاه شركتى غير انتفاعى است كه هزينه‌هاى آن از طريق سفارشات دولت فدرال آمريكا، ايالت‌هاى آمريكا، دولت‌هاى خارجى، شركتهاى خصوصى و اشخاص و بنيادى‌هاى خيريه‌اى، و هدايا تامين مى‌گردد. مجموعه‌اى از متخصصان سياست جهانى با اين بنگاه همكارى دارند كه از جمله همكاران اين بنگاه مى‌توان به كاندوليزا رايس، دونالد رامسفلد، فرانسيس فوكوياما اشاره كرد. لازم به ذكر است در طول ٦٠ سال گذشته بيش از ٣٠ برنده جايزه نوبل از كسانى بوده‌اند كه با اين بنگاه همكارى داشته‌اند. همچنين در جنگ‌هاى كره ، ويتنام و همچنين در نقشه حمله به عراق، اين بنگاه بيش از هر اتاق فكر ديگر در تهيه و اجراى سياست خارجى و نظامى امريكا دخالت داشته و موثر بوده است.
در چشم‌انداز اين بنياد آمده است: »كمك به بهبود سياستگذارى و تصميم گيرى از طريق تحقيق و تحليل«. اغلب دستاوردهاى اين مؤسسه مانند انتخاب سياست‌ها، استراتژى‌ها، توصيه‌ها، هشدارها، طرحهاى دراز مدت، پيش بينى‌ها و ايده‌هاى جديد به نحوى متضمن تفكر آينده پژوهىFutures Study مى‌باشد.(٣)
نمودار زير نمايانگر ميزان فعاليتهاى پژوهشى تخصيص يافته به بخشهاى مختلف در گردش مالى سال ٢٠٠٧ اين بنگاه مى‌باشد . در اين نمودار سهم هر بخش در تامين مالى مجموع ٢٢٣.٩١ ميليون دلار گردش مالى اين بنگاه مشخص شده است(٤).


ايجاد شبكه‌هاى مسلمان ميانه رو
چكيده
در سال‌هاى اخير، تفسيرهاى افراطى و جزم‌گرايانه از اسلام در بسيارى از جوامع مسلمان پاگرفته است. هر چند دلائل فراوانى براى گسترش اين امر وجود داشته و متون گسترده و فزاينده‌اى در صدد كشف علل آن برآمده‌اند، اما واضح است كه در اين زمينه عوامل ساختارى(٥) نقش عمده‌اى را ايفا مى‌نمايند. سلطه ساختارهاى سياسى استبدادى و ضعف نهادهاى جامعه مدنى(٦) در بيشتر جهان اسلام موجب گشته است كه مسجد به يكى از چند جايگاه معدود براى اظهار نارضايتى عمومى از شرايط سياسى ، اقتصادى و اجتماعى حاكم تبديل گردد. در فضاى حاكميت برخى دولت‌هاى خودكامه(٧)، مسلمانان افراطى(٨) خود را به عنوان تنها بديل قابل قبول جايگزين براى وضع موجود(٩) معرفى مى‌كنند. مسلمانان افراطى نبرد خود را در رسانه‌ها و عرصه‌هاى سياسى كشورهاى خود آغاز كرده و بر اساس شدت ميزان سركوب سياسى دولت‌ها به مبارزه مخفيانه يا علنى روى مى‌آورند.
به طور كلى، افراطگرايان و دولت‌هاى استبدادى، هر دو در ترساندن، كنار زدن يا ساكت كردن مسلمانان ميانه رو(١٠) با درجات متفاوت موفق بوده‌اند. مسلمانان ميانه رو كسانى هستند كه در ابعاد مهم فرهنگ دموكراتيك سهيم مى‌باشند(١١). همانگونه كه در مصر، ايران و سودان اتفاق افتاده است، گاه مسلمانان روشنفكر ليبرال قتل عام يا مجبور به فرار به خارج از كشور شده‌اند. حتى دراندونزى كه نسبتا ليبرال است، افراطگرايان براى ترساندن رقبا به خشونت و يا تهديد به خشونت متوسل مى‌شوند. اين تاكتيك‌ها بطور فزاينده‌اى با هدف آواره ساختن مسلمانان به غرب به كار گرفته مى‌شود.
قطع نظر از نيتى كه براى توسل به خشونت از سوى افراطگرايان وجود دارد، يعنى مجبور كردن هم‌كيشان مسلمان خود براى پيروى از ديدگاه‌هاى دينى و سياسى آنان، افراطگرايان، در مقايسه با مسلمانان معتدل و ليبرال، از دو عامل تفوق و امتياز مهم برخوردارند. پول، نخستين عامل مى‌باشد. سرمايه عربستان سعودى براى صدور قرائت وهابى(١٢) از اسلام در طول سه دهه گذشته، خواسته يا نخواسته، اين نتيجه را داشته كه رشد افراطگرايى مذهبى را در سراسر جهان اسلام ترويج نموده است. برترى دوم افراطگرايان، سازمان‌دهى و تشكيلات است. گروه‌هاى افراطگرا در طول ساليان متمادى موفق به ايجاد شبكه‌هاى وسيعى شده‌اند كه اين شبكه‌ها خود، در يك شبكه متراكم از روابط بين‌المللى ريشه دوانده است.
اين عدم تناسب منابع مالى و تشكيلات، ميان مسلمانان افراطى و ليبرال ميانه رو نشان مى‌دهد كه چرا افراطگرايان، كه عموما اقليتى كوچك(١٣) در تمام كشورهاى اسلامى هستند، نسبت به تعدادشان نفوذ بسيار داشته‌اند. با توجه به اينكه مسلمانان ليبرال و معتدل براى مقابله مؤثر با افراطگرايان، عموما از ابزار سازمانى بى‌بهره‌اند، ايجاد شبكه‌هاى مسلمانان معتدل سكويى براى تقويت و رساندن پيام آنها فراهم آورده و آنها را از شر افراطگرايان نيز مصون مى‌دارد. اين شبكه همچنين وسيله‌اى براى حفاظت آنان از دولت‌هايشان ايجاد مى‌نمايد، دولت‌هايى كه گاه به سركوب ميانه روها مى‌پردازند، بدليل آنكه راه‌هاى بديل قابل قبول ترى بعنوان جايگزين حاكمان خودكامه در مقايسه با افراط گرايان ارائه مى‌دهند .
از آنجا كه مسلمانان ميانه رو فاقد منابع مالى براى ايجاد اين شبكه‌ها هستند، ايجاد چنين شبكه‌هايى نيازمند عامل بيرونى است. برخى مدعى‌اند كه ايالات متحده آمريكا، بعنوان كشورى كه عمده آنرا غير مسلمانان تشكيل مى‌دهند، نمى‌تواند اين نقش را ايفا نمايد. واقعيت آن است كه هر چند موانع موجود براى تأثيرگذارى جدى از بيرون در تحولات اجتماعى سياسى را نبايد دست كم گرفت، اما در عين حال، بايد توجه كرد كه تجربه مهم از پروراندن شبكه‌هاى افراد كه به آزادى و نظرات دموكراتيك پايبند هستند به جنگ سرد باز مى‌گردد، كه در آن ايالات متحده آمريكا در متعادل سازى بازى براى ميانه روها نقش اصلى و مهم را ايفا نمود.
در اين گزارش، نخست به توصيف نحوه واقعى شبكه سازى در طول جنگ سرد مى‌پردازيم، و اينكه چگونه ايالات متحده آمريكا همدستان خود را شناسايى و حمايت نمود و چگونه تلاش نمود كه از به خطر افتادن آنان جلوگيرى نمايد. در مرحله دوم تحليلى از شباهت‌ها و تفاوت‌ها ميان فضاى جنگ سرد و جنگ حاضر با اسلام‌گرايان تندرو و نحوه تأثيرگزارى اين شباهت‌ها و تفاوت‌ها بر تلاش‌هاى آمريكا براى ايجاد شبكه‌هايى در عصر حاضر ارائه مى‌دهيم . و در مرحله سوم، مرورى بر استراتژى‌ها و برنامه‌هاى فعلى آمريكا براى درگير شدن با جهان اسلام خواهيم داشت. سرانجام، ما با آگاهى از تلاش‌هاى جنگ سرد و پژوهش‌هاى قبلى بنگاه مطالعات و تحقيقات رند (RAND) درباره تمايلات ايدئولوژيكى جهان اسلام، اقدام به ارائه و بسط »نقشه راه«(١٤) براى ايجاد شبكه‌ها و نهادهاى مسلمانان ميانه رو اقدام مى‌نماييم. يافته مهم اين گزارش (كه به اعتقاد يكى از ارزيابان ما از اهميت خاصى برخوردار است) آن است كه دولت آمريكا و متحدان آن براى همكارى با ميانه روهاى قابل اعتماد به ايجاد معيارهاى روشنى نياز دارد كه تاكنون در ايجاد آن ناكام بوده است و اين ناكامى در نهايت، همانگونه كه قابل مشاهده است، به يأس و دلسردى مسلمانان ميانه رو منتهى شده است.

درس‌هاى جنگ سرد
تلاش‌هاى آمريكا و متحدان آن در طول سال‌هاى اوليه جنگ سرد در جهت كمك به ايجاد سازمان‌ها و نهادهاى آزاد و دموكراتيك، درسهايى آموزنده در جنگ جهانى(١٥) جارى عليه تروريسم به ما مى‌دهد. در آغاز جنگ سرد، اتحاد شوروى توانست علاوه بر وفادارى احزاب بزرگ كمونيست در اروپاى غربى (كه برخى از آنها بزرگترين و سازمان يافته‌ترين احزاب در كشورهاى‌شان بوده و به ظاهر آماده رسيدن به قدرت از طرق دموكراتيك بودند) بر تعداد زيادى از سازمان‌ها مانند: اتحاديه‌هاى كارگرى، سازمان‌هاى جوانان و دانش‌آموزى و اتحاديه روزنامه‌نگاران اعتماد نمايد. اين اعتماد، امكان كنترل مؤثر بر بخش‌هاى مهم اجتماعى را براى عناصر مورد حمايت شوروى فراهم ساخت. در خارج از اروپاى غربى، متحدان شوروى شامل تعدادى از »جنبش‌هاى ليبرال«(١٦) مى‌شدند كه درگير جنگ عليه حاكمان استعمارى خود بودند. از اين رو، موفقيت سياست بازدارنده آمريكا (علاوه بر سپر نظامى كه نيروهاى‌هسته‌اى و متعارف آن كشور فراهم مى‌آورد) مستلزم ايجاد نهادهاى دموكراتيك موازى بود كه بر استيلاى كمونيستى بر جامعه مدنى مبارزه نمايد. ارتباط تنگاتنگ ميان استراتژى اصلى آمريكا و تلاش‌هاى آن كشور براى ايجاد شبكه‌هاى دموكراتيك، عنصر مهم در موفقيت همه جانبه سياست بازدارنده آمريكا بشمار مى آيد بگونه‌اى كه الگويى براى سياستگذاران عصر حاضر ارائه مى‌دهد.
يكى از خصائص مهم آمريكا و متحدان آن در اقدامات و ابتكارات براى بناى شبكه جنگ سرد، برقرارى ارتباط ميان بخش‌هاى دولتى و خصوصى بود. پيش از آن در داخل آمريكا و اروپا به ويژه در ميان چپى‌هاى غيركمونيست، جنبش‌هاى فكرى عليه كمونيسم وجود داشت و در جريان بود. در اين مقطع نياز به پول و سازمان‌دهى اين جنبش‌ها بود تا تلاش‌هاى افراد را به مبارزه‌اى هماهنگ تبديل نمايد. در حقيقت ايالات متحده آمريكا نبود كه اين شبكه‌ها را به وجود آورد، بلكه آنها ناشى از جنبش‌هاى فرهنگى و سياسى بزرگترى بودند كه آمريكا و ديگر حكومتها به سرعت آن‌ها را پروراندند.
تقريبا در تمامى اين تلاش‌ها دولت آمريكا مانند يك مؤسسه كمكى مالى عمل نمود. اين كشور به ارزيابى پروژه‌ها مى‌پرداخت تا برآورد نمايد كه آيا اين پروژه‌ها كمكى به اهداف آمريكا مى‌كند يا نه؟، آيا بودجه‌اى براى آنها فراهم سازد يا خير؟، و پس از آن بود كه سياست عدم مداخله(١٧) را انتخاب كرد و به سازمان‌هاى مورد حمايت خود اجازه مى‌داد كه اهداف‌شان را محقق نمايند بدون اينكه خود دخالت نمايد. دولت آمريكا مانند هر مؤسسه كمكى مالى‌ديگر، خطوط كلى نحوه مصرف پول را تعيين مى‌كرد. در عين حال، مقامات آمريكا عموما دريافتند كه هرچه فاصله ميان دولت‌شان و سازمان‌هاى مورد حمايت آنها بيشتر شود، احتمال موفقيت فعاليت‌هاى اين سازمان‌ها افزايش خواهد يافت.
امروزه ايالات متحده آمريكا براى ايجاد شبكه‌هاى دموكراتيك در كشورهاى اسلامى با چالش‌هايى مواجه است كه منعكس كننده و بازتاب همان چالش‌هايى هستند كه سياستگذاران در آغاز جنگ سرد با آن مواجه بودند. در اين ميان به نظر مى‌رسد سه چالش از اهميت خاصى برخوردار است. نخستين چالش آن است كه در اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه، سياست‌گذاران آمريكا بحث مى‌كردند كه آيا تلاش‌هاى آنها براى ايجاد شبكه بايد دفاعى(١٨) باشد يا تهاجمى(١٩). برخى از آنان معتقد بودند كه ايالات متحده بايد استراتژى تهاجمى را تعقيب نمايد كه به از بين بردن حاكميت كمونيستى در اروپاى غربى و اتحاد شوروى منتهى گردد و به گروه‌هايى در درون اين كشورها، كه درگير تلاش‌هاى فعالانه براى سرنگونى دولت‌هاى كمونيست هستند، كمك علنى و مخفيانه نمايد. اما ديگران به استراتژى‌ائى كه بيشتر بر جنبه دفاعى تأكيد داشت معتقد بودند . اين استراتژى بر »جلوگيرى و محدودسازى« تهديد شوروى از طريق حمايت از نيروهاى دموكراتيك در اروپاى غربى، آسيا، و آمريكاى لاتين متمركز بود. اگر چه در بيشتر موارد استراتژى دفاعى غالب گرديد ليكن ايالات متحده در صدد معكوس نمودن روند و جريان انديشه‌ها نيز برآمد با اين ايده كه بجاى اينكه‌انديشه‌هاى كمونيستى از طريق اتحاد شوروى و سازمان‌هاى پيشگام آن به سوى غرب سرازير شود، مى‌توان از طريق شبكه‌هاى اطلاع رسانى جديد التأسيس،انديشه‌هاى دموكراتيك(٢٠) را به وراى ديوار آهنين(٢١) فرستاده و منتشر ساخت.
چالش دومى كه سياست‌گذاران جنگ سرد با آن مواجه بودند، تداوم اعتبار گروه‌هاى مورد حمايت آمريكا بود. سازمان دهندگان تلاش‌هاى ناظر به ايجاد شبكه آمريكايى مى‌كوشيدند كه احتمال خطر را براى اين گروه‌ها به حداقل برسانند. براى اين منظور، نخست از نوعى فاصله ميان اين سازمان‌ها و دولت آمريكا جانبدارى نمودند و در مرحله دوم، افراد برجسته‌اى را براى مقامات رهبرى شبكه‌ها انتخاب نمودند كه از اعتبار شخصيتى زياد برخوردار بودند. دولت آمريكا همچنين از فعالان شبكه سازى سازمان‌هاى مستقلى همچون فدراسيون آمريكايى كارگر(٢٢) نيز حمايت مى‌نمود.
چالش سوم براى سياستگذاران آمريكا، اين تصميم بود كه دقيقا درجه گسترش و شمول اتحاد ضد كمونيستى چه ميزان مى‌بايست تعريف شود. بعنوان مثال، آيا اين اتحاد بايد شامل سوسياليست‌هاى ضد كمونيست كه منتقد بسيارى از ابعاد سياست آمريكا بودند نيز باشد يا خير؟ در نهايت، ايالات متحده بر آن شد كه هر فردى مى‌تواند بخشى از اين اتحاد باشد، مشروط به اينكه متعهد به برخى اصول اساسى باشد. بعنوان مثال، امكان عضويت در مجلس آزادى فرهنگى(٢٣) منوط به موافقت با اجماع ضد خودكامگى بود. بر اين اساس مخالفت با سياستهاى آمريكا مجاز شمرده و حتى تشويق مى‌شد، زيرا اين كار به ايجاد اعتبار و استقلال سازمان‌هاى مورد حمايت آمريكا كمك مى‌كرد.

تشابه‌ها و تفاوت‌ها ميان فضاى جنگ سرد و جهان اسلام در عصر حاضر
سه مشابهت مهم و كلى ميان فضاى جنگ سرد و عصر حاضر وجود دارد. نخست اينكه ايالات متحده آمريكا همچنانكه در اواخر دهه چهل با فضاى جديدى مواجه بود، امروز نيز با فضاى ژئوپوليتيك جديد و گيج كننده‌اى مواجه است كه آميخته با تهديدات امنيتى جديد مى‌باشد. تهديدى كه در آغاز جنگ سرد وجود داشت جنبش جهانى كمونيستى به رهبرى اتحاد شوروى بود كه مسلح به سلاح هسته‌اى بود. اما در عصر حاضر اين »جنبش جهانى جهادى«(٢٤) است كه عليه غرب مى‌جنگد و دست به كشتار دست جمعى و ترور مى‌زند. دوم، ما همانند دهه چهل شاهد به وجود آمدن ديوان سالارى‌هاى دولتى عظيم و جديد آمريكا براى مقابله با اين تهديدها هستيم. سرانجام، مهم‌ترين مشابهت آن است كه در طول سال‌هاى اوايل جنگ سرد برداشت عمومى آن بود كه ايالات متحده آمريكا و متحدانش درگير جنگ ايدئولوژيكى(٢٥) گرديده است. سياستگذاران دريافتند كه اين برخورد ممكن است به نزاع در عرصه‌هاى سياسى، اقتصادى، نظامى و ابعاد روانشناختى منجر گردد. در عصر حاضر، همانگونه كه وزارت دفاع آمريكا دريافته و در مجله آن (Quadrennial Defense Review Report) ذكر گرديده است، ايالات متحده آمريكا درگير جنگى است كه »هم عرصه نظامى است و هم عرصه جنگ ايده‌ها وانديشه‌ها« و در اين جنگ پيروزى نهايى فقط زمانى به دست مى‌آيد كه »ايدئولوژى‌هاى افراطى در نظر اكثريت مردم و حاميان علنى آنها بى‌اعتبار شود«.(٢٦)
البته در اين مورد، همانند تمامى تشابهات تاريخى، لازم است به تفاوت‌هاى ميان گذشته و حال نيز توجه نماييم. اتحاد شوروى به عنوان يك دولت ملت ، داراى منافع دولتى مشخص شامل حفاظت و دفاع از مرزهاى جغرافيايى ، و همچنين ساختار حكومتى روشن بود. برعكس آن در عصر حاضر، ايالات متحده آمريكا با سايه و شبح بازيگران بى‌دولتى مواجه است كه سرزمينى را در اختيار ندارند (هرچند برخى از آنها قادرند كه پناهگاه‌هايى را در مناطق خارج از كنترل دولت ايجاد نمايند)، هنجارهاى نظام بين المللى را مردود مى‌شمارند و وسايل معمولى براى بازدارندگى آنها كافى نيست. جدول زير تفاوت‌هاى مهم ميان فضاى جنگ سرد و فضاى حاكم بر جهان اسلام در عصر حاضر را به طور خلاصه بيان مى‌كند.



پى نوشت‌ها:
and Economic Vulnerabilities ,Demographic ,Iran's Political .١
Building moderate Muslim networks .٢
٣. نگاه كنيد به پيوست شماره ١.
٤.اعانات و هدايا (٦ %)، بنيادها(٥%)، نيروى هوائى (١٨%)، ارتش (١١%)، نيروى دريائى (٢%)، وزارت دفاع، ستاد مشترك (١٦%)، ساير آژانس‌هاى امنيت ملى (٢%)، بخش خدمات بهداشتى و انسانى / موسسات ملى‌بهداشت (١٥%)، ساير آژانس‌هاى دولت فدرال (٥%)، ساير آژانسهاى دولتى غير از آمريكا (٧ %)، دانشگاهها و كالجها (٤% )، شركتهاى خصوصى ،آژانسهاى بين المللى و اتحاديه‌ها (٩ %)
Net of subcontracts and RAND-initiated research
.Structural factors ٥
civil-society .٦
authoritarian states .٧
radical Muslims .٨
status quo .٩
moderate Muslims .١٠
١١. اين ابعاد شامل جانبدارى از دموكراسى و به رسميت شناختن حقوق بشر بين‌المللى، شامل: تساوى جنسى و آزادى عبادت، احترام به تنوع، پذيرش عدم فرقه‌اى بودن منابع قانون و مخالفت با تروريسم و عدم مشروعيت اشكال خشونت مى‌شود. اين مسئله در فصل پنجم گزارش با عنوان »نقشه راه براى بناى شبكه معتدل در جهان اسلام« بيشتر مورد بحث قرار گرفته است.
Wahhabi version .١٢
small minority .١٣
١٤. نقشه راه (Road map): يكى از روش‌هاى مورد استفاده در آينده پژوهى است. اين روش گام‌هايى را كه بايد براى‌نيل به يك هدف برداشت، تعيين مى‌كند. نقشه راه به گمانه زنى دركشف نتايج و پيامدهاى مختلف ممكن در آينده كمك مى‌كند و در عين حال بخش‌هاى كليدى از علوم مختلف كه براى ايجاد اين دستاوردها و پيامدها لازم است، را نيز مشخص مى‌كند. اين روش بويژه براى تعيين فهرست اقدام‌هاى لازم كه بايد براى ظهور يك دستاورد جديد به انجام رسانده شود، بسيار مفيد است. براى مطالعه آينده پژوهى نك : پيوست ش ١.

Global War .١٥
liberation movements .١٦
hands-off .١٧
defensive .١٨
offensive .١٩
democratic ideas .٢٠
Iron Curtain .٢١
American Federation of Labor .٢٢
Congress of Cultural Freedom .٢٣
global jihadist .٢٤
ideological conflict .٢٥