پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - تناقضهاى مقدس - کاشانی محمد

تناقض‌هاى مقدس
کاشانی محمد

تناقضات عهد عتيق
يكى از نقدهايى كه در سطح گسترده بر كتاب مقدس وارد مى‌شود و بخشى از ساير نقدهاى كتاب مقدس را هم به خود اختصاص داده است ، تناقضات كتاب مقدس است . تعدد نويسندگان كتاب مقدس در كنار عوامل ديگر، خطاهاى بسيارى را در اين كتاب وارد كرده است و در بسيارى از موارد سخن را به تناقض گويى كشانده است . برخى از اين تناقض‌ها سبب ايراد اشكالات اساسى و عقيدتى بر اين كتاب مى‌شوند ، اما برخى ديگر چندان مهم نيستند ؛ هر چند از اين باب كه خود نوعى تناقض و نقص در يك كتاب آسمانى يك دين به شمار مى‌آيند ، قابل تاملند .
خداوند متعال در قرآن مجيد مى‌فرمايد: »وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً«(النساء:٨٢)؛ اگر اين كتاب از نزد غير خدا بود هر آيينه در آن اختلاف فراوانى يافت مى‌شد. وجود تناقض در يك كتاب مى‌تواند نشانه اين باشد كه آن كتاب آسمانى نيست و يا حداقل مورد تحريف واقع شده است. دانشمندان مسيحى خود به وجود اين تناقضات معترف‌اند، اما منشأ آن را اشتباه نسخه برداران مى‌دانند و برخى از آنها را نيز توجيه مى‌كنند.

يهوشافاط بتكده‌هاى روى تپه را خراب كرد يا خير
يهوشافاط يكى از پادشاهان بنى اسرائيل بود وى در دوران سلطنت خود كارهاى بيشمارى انجام داد و خداوند را با جان و دل خدمت كرد در زمان حكومت وى روى تپه مجاور اورشليم بت خانه‌هايى وجود داشت در كتاب دوم تواريخ مى‌نويسد كه يهو شافاط كارهاى بسيارى انجام داد از جمله بت‌هاى روى تپه را خراب كرد ولى در كتاب اول پادشاهان مى‌نويسد كه او خدمات بسيارى انجام داد ولى فقط بت‌هاى روى تپه را خراب نكرد آيا اين تناقض نيست ؟
١. پس خداوند موقعيت سلطنت يهوشافاط را تحكيم نمود... يهوشافاط با دل و جان، خداوند را خدمت مى‌كرد. او بتكده‌هاى روى تپه‌ها را خراب كرد و بت‌هاى شرم آور اشيره را درهم شكست. ١ (دوم تواريخ ١٧ / ٥ .)
ولى در جاى ديگر مى‌گويد.
٢. يهوشافاط در سن سى و پنج سالگى بر تخت نشست و بيست و پنج سال در اورشليم سلطنت كرد... ٤٣ او هم مثل پدر خود آسا مطابق ميل خداوند عمل مى‌كرد به جز در يك مورد و آن اينكه بتخانه‌هاى روى تپه‌ها را از بين نبرد. (اول پادشاهان ٢٢ / ٤٢ .)

چند مشاورپادشاه توسط نبوزردان دستگير شدند:(٥ عدد يا ٧ عدد)
در نبردى كه بين سبط يهودا و نبوذران فرمانده لشگر بابل رخ داد كتاب مقدس آمارى از دستگير شدگان توسط نبوذران ارائه مى‌دهد ولى اين آمار در همه موارد يكسان است فقط در قسمت مشاوران مخصوص پادشاه يهودا تناقض دارد و در يك جا تعداد آنها را ٥ نفر و در جاى ديگر ٧ نفر مى‌گويد.
١.سمراياى كاهن اعظم و صفنيا معاون او و سه نفر از نگهبانان خانه خداوند به دست نبوزردان فرمانده لشكر بابل به بابل تبعيد شدند. همچنين فرمانده سپاه يهودا و پنج مشاور پادشاه. (دوم پادشاهان ٢٥ / ١٨)
٢.در ضمن نبوزردان، فرمانده سپاه بابل اين افراد را نيز در مخفى گاههايشان در شهر پيدا كرد. سرايا، كاهن اعظم و معاون او صفنيا، سه نفر از نگهبانان خانه خدا، يكى از فرماندهان لشكر با هفت نفر از مشاوران مخصوص پادشاه. (ارميا ٥٢/ ٢٤)

يهوه‌ياكين در چه روزى از زندان آزاد شد(بيست و هفتم ماه يا بيست و پنجم ماه)
يهوه‌ياكين يكى از پادشاهان يهودا بود و وى مدتى در اسارت بود و در روز آزادى وى در كتاب مقدس اختلاف است يك كتاب مى‌گويد وى در در روز ٢٧ ماه دوازدهم از زندان آزاد شد و در كتاب ديگر مى‌گويد وى در ٢٥ ماه دوازدهم از زندان آزاد شد و هر كدام باشد اهميتى در اين مورد ندارد فقط مى‌تواند ما را به يك نكته برساند كه نويسنده كتاب از خود رد پاهايى جا گذاشته است
١ وقتى اويل مرودك پادشاه بابل شد، يهوه‌ياكين، پادشاه يهودا را از زندان آزاد ساخت و اين مصادف بود با بيست و هفتمين روز از ماه دوازدهم سى و هفتمين سال اسارت يهوه‌ياكين. (دوم پادشاهان ٢٥ / ٢٧)
٢ در روز بيست و پنجم ماه دوازدهم از سى و هفتمين سال اسيرى يهوه‌ياكين، پادشاه يهودا، اويل مرودك به پادشاهى بابل رسيد و يهوه‌ياكين را مورد لطف خود قرار داد و او را از زندان بيرون آورد. (ارميا ٥٢ / ٣١)

مرگ‌هارون
در تورات داستان مرگ‌هارون با جزئيات ذكر شده است ولى در محل وفات وى اختلاف وجود دارد
در كتاب اعداد محل وفات وى روى كوه هورا ذكر مى‌كند واما كتاب تثنيه كه آن هم نيز از مجموعه ٥ كتاب تورات است موسيره را محل در گذشت‌هارون عنوان مى‌كند و در نقشه‌هاى باستانى بين هورا و مسيره فاصله زيادى است
١ وقتى كه به بالاى كوه رسيدند، موسى لباس كاهنى را از تن‌هارون درآورد و به پسرش العازار پوشانيد.هارون در آنجا روى كوه (هور١) درگذشت. (اعداد ٢٠ : ٢٨)
٢ سپس قوم اسرائيل از ئبيروت بنى يعقان به موسيره كوچ كردند. در آنجاهارون درگذشت و مدفون گرديد و پسرش العازار به جاى او به خدمت كاهنى پرداخت. (تثنيه ١٠ : ٦)
داود چند سرباز دشمن به اسيرى گرفت
در يكى ديگر از جنگهايى كه داود با دشمنانش كرد در كتاب مقدس آمارى از غنائمى كه توسط داود گرفته شده است ارائه مى‌دهد اين آمار در همه موارد يكسان است فقط در قسمتى كه مربوط به تعداد سربازان سواره است اختلاف دارد در يك جا سخن از هزار و هفتصد و در جاى ديگر سخن از هفت هزار است
در اين جنگ داود هزار و هفتصد سواره و دويست هزار پياده را به اسيرى گرفت. (دوم سموئيل ٨ / ٤)
در اين جنگ داود هزار عرابه، هفت هزار سرباز سواره و بيست هزار سرباز پياده را به اسيرى گرفت. (اول تواريخ ١٨ / ٤)

داود چند عرابه به غنيمت گرفت( هفصد عرابه يا هفت هزار عرابه)
در يكى از جنگ‌هايى كه داود با سورى‌ها انجام مى‌دهد تعداد زيادى از سرابازن سورى به دست لشگريان داود(ع) كشته مى‌شوند. اين داستان در دو كتاب جداگانه تكرار شده است. درآيد و سربازان سورى گريختند. در يك كتاب مى‌نويسد كه داود ٧٠٠ عرابه و چهل هزار اسب سوار سورى را كشتند و در كتابى ديگر مى‌نويسد: داود هفت هزار عرابه سوار و چهل هزار سرباز روسى را كشتند.
اين اشتباه از جانب خداوند است يا از جانب نسخه نويسان كتاب مقدس ؟
١ داود چون اين را شنيد، همه سربازان اسرائيلى را جمع كرد و از رود اردن عبور كرده، به حيلام آمد. در آنجا با سربازان سورى وارد جنگ شد. ولى سورى‌ها باز هم گريختند و داود و سربازانش هفتصد عرابه سوار و چهل هزار اسب سوار سورى را كشتند. (دوم سموئيل ١٠: ١٧)
٢ .... ولى سورى‌ها باز هم گريختند و داود و سربازانش هفت هزار عرابه سوار و چهل هزار پياده سورى را كشتند. (اول تواريخ ١٩: ١٨)

تعداد مردان جنگى مملكت اسراييل و يهودا چند نفر بود!
داود پادشاه زمانى تصميم مى‌گيرد از تمام لشگريانش سر شمارى كند، به يواب فرمانده لشگرش دستور مى‌دهد از تمامى لشگريانش كه از دو طيف يهودا و اسرائيل بودند سر شمارى كند در گزارش پايانى كه يواب خدمت داود مى‌دهد در تعداد سربازان طايفه يهودا دو نقل متفاوت وجود دارد در يك جا سخن از پانصد هزار و در جاى ديگر سخن از چهار صد هزار سرباز است.
١. يوآب در گزارش كار را تقديم پادشاه كرد. تعداد مردان جنگى اسرائيل هشتصد هزار و مردان جنگى يهود پانصد هزار نفر بودند . (دوم سموئيل ٢٤ / ٩)
٢. او گزارش كار را تقديم پادشاه كرد. تعداد مردان جنگى در تمام اسرائيل يك ميليون و صدهزار نفر بود كه از اين عده چهارصد هزار نفر از يهودا بودند. (اول تواريخ ٢١ / ٥)

چند سال قحطى (سه سال يا هفت سال)
سرشمارى داود نوعى بى اعتمادى به خداوند محسوب شد و خدا به خاطر اين بى اعتمادى داود به وى تصميم به تنبيه داود گرفت و به اين خاطر جاد نبى را نزد داود فرستاد كه بين يكى از سه گزينه يكى را براى عقوبت خويش برگزيند سه گزينه عبارت بودند از سه ماه فرار از دشمن يا سه روز مرض مهلك در كشور و يا چند سال قحطى در اينكه رقم مورد نظر خداوند سه سال بوده يا هفت سال در كتاب مقدس اختلاف وجود دارد.
١. پس جاد نزد داود آمده، پيغام خداوند را به او رساند و گفت: »بين اين سه، يكى را انتخاب كن، هفت سال قحطى‌در كشور، سه ماه فرار از دست دشمنانت يا سه روز مرض مهلك در سرزمينت؟« (دوم سموئيل ٢٤ / ١٣)
٢. جاد پيش داود آمد و پيغام خداوند را به او رسانده، گفت: »بين اين سه، يكى را انتخاب كن: سه سال قحطى، يا سه ماه فرار از دست دشمنت يا سه روز مرض مهلك و كشتار به وسيله فرشته خداوند«. (اول تواريخ ٢١ / ١١)

تعداد سرپرست كارگران حكومت سليمان(٥٥٠ يا ٢٥٠)
كتاب مقدس حجمى در حدود هفت برابر قران دارد ولى از نظر محتوايى عمده مطالب آن تاريخ و جزئيات تاريخى قوم بنى اسرائيل است از جمله شرح مبسوطى در باره چگونگى ساخت معبد سليمان دارد و جزئيات آن را ذكر كرده مثلا تعداد كارگران و تعداد سركارگران حتى تعداد آخورهاى كه براى اسب‌ها نياز بودند را ذكر كرده و بيشتر اين مطالب در دو كتاب مجزا هم تكرار شده از جمله اين مسائل بحثى بر سر تعداد سر كارگران ساخت معبد سليمان است.
كه در كتاب اول پادشاهان مى‌گويد ٥٥٠ سر كارگر داشته و در كتاب دوم تواريخ الايام تعداد آنها را ٢٥٠ نفر ذكر كرده است .
١. پانصد و پنجاه نفر به عنوان سرپرست بر گرده‌هاى كارگران گمارده شده بودند. (اول پادشاهان ٩ / ٢٣)
٢. دويست و پنجاه نفر نيز به عنوان سرپرست كارگران سليمان گمارده شده بودند. (دوم تاريخ ٨ / ١٠)
البته تعداد هر مقدار باشد اهميتى در اين مورد ندارد ولى اين اندازه مى‌رساند كه كتابى است كه در آن تناقض دارد و تناقض كار خدا نيست و رد پايى است كه نويسنده كتاب از خود به جا گذارده كه فرمود و لو كان من غير عند الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا.

گنجايش حوض خانه خدا چه قدر بود:(٤٠٠٠ليتر يا ٦٠٠٠ ليتر)
وقتى سليمان هيكل و معبد مخصوصش را ساخت طبق دستور خداوند حوضى در وسط آن گماشت كه در مقدار گنجايش آن حوض اختلاف است.
١. ضخامت ديواره حوض به پهناى كف دست بود. لبه آن به شكل جام بود و مانند گلبرگ سوسن به طرف بيرون باز مى‌شد. گنجايش آن بيش از چهل هزار ليتر بود. (اول پادشاهان ٧ / ٢٦)
٢. ضخامت ديواره حوض به پهناى كف دست بود. لبه آن به شكل جام بود و مانند گلبرگ سوسن به طرف بيرون باز مى‌شد. گنجايش آن بيش از شصت هزار ليتر بود. (دوم تواريخ ٤ / ٥)

يهوه‌ياكين، چند ساله بود كه به پادشاهى رسيد:(١٨ ساله يا ٨ ساله)
يكى ديگر از موارد تناقض در كتاب مقدس سن يهوه ياكين در موقع رسيدن به پادشاهى است در يك كتاب مى‌فرمايد يهوه ياكين ٨ ساله بود و در جاى ديگر مى‌فرمايد يهوه ياكين ١٨ ساله بود گر چه سن او اهميت ندارد ولى اين نكته را به ما مى‌رساند كه نسخه نويس كتاب مقدس از خود رد پاهايى به جا گذاشته و در مواردى دست برده است
١. يهوه‌ياكين هيجده ساله بود كه پادشاه يهودا شد و سه ماه در اورشليم سلطنت كرد. (دوم پادشاهان ٢٤ / ٨)
٢. يهوه‌ياكين هشت ساله بود كه پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشليم سلطنت كرد. (دوم تواريخ ٣٦ / ٩)

چگونگى مرگ اخزيا
اخزيا يكى از پادشاهان سبط يهودا است و با بيهوو جنگيد و شكست خورد و در جريان اين جنگ نيز كشته شد ولى در كتاب مقدس دو نقل متفاوت براى چگونگى مرگ اخزيا ذكر شده در يك جا مى‌فرمايد او در حين فرار از شدت جراحات مرد و در جاى ديگر مى‌فرمايد خير اخزيا دستگير شد واو را نزد بيهوو آوردند و بيهوو او را كشت و يك نفر چگونه مى‌تواند دو بار كشته بشود هم در حين فرار هم در اسارت ؟
١ هنگامى كه اخزيا، پادشاه يهوديا، اين وضع را ديد، به سوى شهر بيت هگان فرار كرد. بيهو به تعقيب وى پرداخت و فرياد زد: »او را هم بزنيد«. پس افراد بيهوو او را در سر بالايى راهى كه به شر جور مى‌رود و نزديك يبلعام است، در عرابه اش مجروح كردند، او توانست تا مجدد فرار كند؛ ولى در آنجا مرد. (دوم پادشاهان ٩ : ٢٧)
٢ زمانى كه بيهوو در پى كشتار اعضاى خانواده احزاب بود، با عده اى از سران يهودا و برادرزاده‌هاى اخزيا رو به رو شد و ايشان را كشت؟ بيهوو در جستجوى اخزيا بود؛ سرانجام او را كه در سامره پنهان شده بود، دستگير نموده، نزد بيهوو آوردند و بيهوو او را نيز كشت. (دوم تواريخ ٢٢ : ٨)

تناقضات عهد جديد
همانطور كه عرض كرديم در كتاب مقدس تناقضات غير قابل انكارى وجود دارد كه ما به چند نمونه آن اشاره مى‌كنيم:
نسب حضرت مسيح (ع)
يكى از اشكالاتى كه به انجيل مى‌شود بحث نسب نامه عيسى مسيح است در دو انجيل لوقا و متى نسب نامه حضرت عيسى ذكر شده و در هر دو عيسى فرزند داود شناخته مى‌شود ولى در انجيل متى عيسى ناتان به داود مى‌رسد و در انجيل لوقا از سليمان به داود مى‌رسد با وجود اينكه ناتان و سليمان دو برادر بودند چگونه مى‌شود يك نفر از نسل دو برادر با هم باشد؟
١. يسى پدر داود پيغمبر بود و داود پدر سليمان بود. (متى ١ : ٦)
٢. پدر ناتان، داود بود. ٣٢ پدر داود، عيسى بود. (لوقا ٣ : ٣١)

چند روز بعد (شش يا هشت)
در اناجيل پس از نقل داستان غذا دادن عيسى به ٥٠٠٠ نفر با دو نقل متفاوت نقل مى‌كنند كه چند؟ روز بعد عيسى در بالاى كوهى با الياس و موسى ملاقات كرد در اينكه اين اتفاق ملاقات با موسى در كوه چند روز پس از غذا داده به ٥٠٠٠ نفر رخ داده دو انجيل لوقا و مرقس دو نقل متفاوت دارند.
١. شش روز بعد، عيسى با پطرس، يعقوب و يوحنا به بالاى تپه‌اى رفت. كس ديگرى در آنجا نبود. ناگاه صورت عيسى به طرز پرشكوهى شروع به درخشيدن كرد، ٣ و لباسش درخشان و مثل برف سفيد شد. (مرقس ٩ : ٢)
٢. هشت روز پس از اين سخنان، عيسى به همراه پطرس، يعقوب و يوحنا، بر فراز تپه اى برآمد تا دعا كند. ٢٩ به هنگام دعا، ناگهان چهره عيسى نورانى شد و لباس و از سفيدى، چشم را خيره مى‌كرد. (لوقا ٩ :٢٨)
پطرس عيسى را به چه كسانى انكار كرد.
عيسى مسيح قبل از دستگيرى پيش گويى كرد كه پطرس سه بار مسيح را انكار مى‌كند و اين سه بار قبل از بانگ خروس است و وقتى طبق نقل اناجيل مسيح دستگير شد و اين اتفاق رخ داد وقتى كه مسيح طبق نقل اناجيل دستگير شد پطرس به جمع يهوديان نفوذ كرد و يهوديان در سه مرتبه به وى مشكوك شدند و در هر بار پطرس انكار كرد كه از ياران مسيح است و نكته قابل توجه در مرتبه دوم است كه هر كدام از اناجيل نقلى متفاوتى دارند.
متى اين گونه نقل مى‌كند بار اول: به يك كنيز ؛ بار دوم: به كنيزى ديگر و بار سوم: جمعى از مردم (آنانكه ايستاده بودند) (متى ٢٦:٦٩ تا ٢٦:٧٣)
مرقس چنين مى‌گويد بار اول: به يك كنيز (از كنيزان رييس كهنه)؛ بار دوم: به همان كنيز و بار سوم: جمعى از مردم (حاضرين) (مرقس ١٤:٦٦ تا ١٤:٧١)
و لوقا نيز اينگونه مى‌نويسد بار اول: به يك كنيز ؛ بار دوم: به يك مرد و بار سوم: به مردى ديگر (لوقا ٢٢:٥٤ تا ٢٢:٦٠)