پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - معنويت تكنولوژيك - میراحسان احمد
معنويت تكنولوژيك
میراحسان احمد
پرسشهايم درباره سريالهاى ماه رمضان امسال:
١. همه مىدانيم كه سخن گفتن درباره موضوع شاذى چون ظهور شيطان در هيأت انسان و نه شيطانهاى انسانى كه در نهاد، سرشت و كنش از اذناب شيطاناند، بلكه خود شيطان كه مىرود و غيب مىشود و قالب جسمانىاش محو مىگردد، در تجربه عمومى مردان و زنان امروزى، بيشتر امرى فانتزى است.
اين امر در طول تاريخ اگر هم صديقين و صالحين و راستگويان از آن خبر داده باشند، امرى نادر بوده است. نتيجه آنكه تخيلاتى كه از ذهن فيلمنامه نويسان جوشيده، حتى اگر خود خبر از معلومات الهى باشد و عيناً اتفاق بيفتد، چيزى جز يك متن فانتزيك نيست و مىدانيد اين يعنى چه؟
يعنى تأييد نظر لائيكها كه اصرار مىورزند، مفاهيم مربوط به عالم غيب، فانتزى و تخيل انسانى و فاقد اصالت و حقيقت است. چيزى شبيه متى پئاى قرون وسطى يا كاميك استريپ يا فيكشنهاى تخيلى - علمى كه در هاليوود صد تا صد تا از آن ساخته مىشود.
اين آثار كه منشاء آنها نه اخبار صحيح از عالم غيب و نه شواهد و تجارب افرادى است كه بر اثر تزكيه، بى پرده عالم غيب را نظاره گرند، در ترويج باورهاى دينى نقشى ندارد، بلكه به خرافهها دامن مىزند. اگر چه نتايج اخلاقى اين آثار، نقابى براى پوشاندن قدرت جذابيت وهم آلود و تعطيل عقل است؛ با اين همه هرگز نمىتوان، به بهاى يك پند يا نتيجه اخلاقى، به شيوه ماكياوليستى، مشتى قصه و افسانه تحويل داد! و آنها را به هنرهاى مبتنى بر روايت از عالم غيب و بهشت و دوزخ ربط دارد.
به اعتقاد من جزمعلومات حاصل آمده از كتاب خدايا روايات معصومان يا مشاهده اولياى الهى كسى حق ندارد فانتزىها را چون امر واقع نشان دهد. اين همان نگرش اومانيستى به قصههاى الهى و مذهب است كه همه را زاده مغز انسان معرفى مىكند. اين متافيزيك تكنولوژيك و دست اندازى مدرنيته در اعتقادات و شكل جاهلانه بخشيدن به آنها و بى ريشه كردن آنها است. متأسفانه ما با سرعت به اين دام سينماى امريكايى فرو غلتيدهايم.
٢. ساختار روايى اغما بسيار سست و عاميانه است و معلوم نيست كه چرا پزشكى كه اهل دين و خدمتگزار بوده، چنين از سوى خدا رها شده به حال خود واگذاشته شده است. او هرگز دچار عجب نبوده، بلكه در آغاز، با مسئلهاى مواجه شده كه از عدم صحت آن خبر نداشته است. گناه او چيست؟ او اشتباهى را مرتكب شده كه مسئولش خودش نبوده است. شيطان در نقش انسانى صالح، اعتمادش را جلب كرده است؛ به ويژه كه تا دو سوم داستان، الياس شبيه حضرت خضر(ع) در داستان حضرت موسى(ع) عمل مىكند و ما نمىدانيم كه او چگونه از عالم غيب با خبر است؟!
٣. از زمانى كه الياس آشكارا دكتر را به اعمال خلاف عقل فرا مىخواند، روش دكتر خنده آور است؛ آن همه ايمان و دانايى، در برابر استدلالهاى بچگانه رنگ مىبازد. دكتر كه سوگند و تكليف الهىاش آن است كه در درمان بيماران، به بد و نيكشان كارى نداشته باشد، عاجز مىشود و به سادگى به آدمهاى معتمدش بدبين مىشود.
٤. تحول شخصيت در سريالهاى تلويزيونى ما واقعاً خنده آور است. آدمهاى خوب با سطحىترين شگردها بد مىشوند و به عكس؟!
٥. چرا شخصيتهايى شبيه دكتر جودت رها شدهاند؟
٦. اين فضا سازى نادرست ،مردم را به مبارزه با شيطان واقعى مسلح نمىكند، بلكه آنها را با شيطان جعلى و وهمى، سرگرم مىكند.
ميوه ممنوعه نيز از مشكل بزرگى رنج مىبرد. آيا مىتوان با شالوده يك نگرش مدرن، اثرى مذهبى آفريد؟
مسلماً حاجى فتوحى اشتباهات بزرگى دارد؛ اما خنده آور آن است كه اساس و هسته تراژيك و فرضيه دراماتيك سريال، گناه حاجى فتوحى در عشق به زنى است كه مانعى در راه عقد شرعىاش وجود ندارد. اين در كدام قانون گناه است؟ البته چنين سخنى تير تهمت را به سوى نويسنده نشانه مىرود.
تغيير شخصيتها در اين سريال نيز باور نكردنى است. زن جوانى كه دست كمك به سوى پير مردى دراز مىكند، چرا ناگهان نقشى ابليسى مىيابد؟
به هر رو مهمترين مشكل سريالهاى ماه مبارك رمضان، بيگانگى درونى با نگرش اصيل دينى است. با آوردن چند روحانى و استاد و سخن گفتن از كليات كتابى درباره شيطان و نبود توان نقد سريال كه زبان و تخصص خود را مىخواهد، نمىتوان از انحطاط نگرش صحيح دينى جلوگيرى كرد. مشكل بزرگ ما، وادار كردن افرادى به ساختن آثارمذهبى است كه در ساختار ذهنىشان، بيشتر جذابيتهاى هاليوودى و مهارتهاى تخصصى رسوب كرده است تا ايمان قلبى به عالم غيب و فهم ژرف آن!