پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - روشنفكرى حوزوى و دو دهه تلاش
روشنفكرى حوزوى و دو دهه تلاش
در روزهاى برگزارى نوزدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران نشستى در سراى اهل قلم اين نمايشگاه برگزار شد و حجج اسلام دكتر نجف لك زايى ، دكتر محمّد على مهدوى راد و محمّد جواد صاحبى به بيان ديدگاههاى خود پرداختند.
در آغاز حجت الاسلام والمسلمين دكتر لك زايى، با اشاره به جريان روشنفكرى گفت: اعتراض و انتقاد به وضع موجود و تلاش و نوآورى براى ايجاد وضع مطلوب، از مشخصههاى بارز روشنفكرى است. روشنفكرى حوزوى، از جريانات فكرى متنوع در حوزه است.
امام خمينى(ره) بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران كه از پيشگامان اين جريان است، به دين و ساحت جامعه نگاهى نو داشت و از وضع ايران و جهان اسلام راضى نبود و براى اصلاح آن تلاشهاى طاقتفرسايى انجام داد كه نتيجه آن ايجاد تغييرات شگرف در عرصه فرهنگ، سياست و اقتصاد بود.
آيتاللَّه خامنهاى در ديدار با مسئولان دفتر تبليغات اسلامى در سال ١٣٨٤، اين دفتر را نماد روشنفكرى در حوزه دانسته و پرهيز از سطحى نگرى، توجه به پرمغزى، داشتن خصوصيات روشنفكرى و مصون ماندن از آسيبها آن را مورد تأكيد قرار دادند. بدين ترتيب، ضمن بيان انتظاراتشان از دفتر تبليغات اسلامى، مسير حركت آينده آن را نيز مشخص كردند. اصطلاح روشنفكرى حوزوى هم از آن پس متداول گرديد.
لك زايى روشنفكرى حوزوى را مقولهاى رو به جلو دانست كه خواهان ايفاى نقش مؤثر در ساختن آينده است. وى در ادامه افزود: اعتدالگرايى و نفى افراط و تفريط، پايبندى به اصول فكرى و دينى، تلاش در جهت آراستگى به زيور اخلاص و تقوا، نفى ترديد و تشكيك در اصول، آزاد انديشى، كنجكاوى، ايفاى نقش فعال در توليد فكر و انديشه، پرهيز از دام انفعال و مترجمى صرف نظرات ديگران، با مردم بودن، تحمل سخن مخالف، نقادى و پاسخ گويى مستدل، شكستن حصارهاى تنگ جغرافيايى و فكرى، نگاه جامع به مسائل جوامع انسانى و تأثيرگذارى در سطح فراملى، پيگيرى معلومات جديد، حضور در متن حوادث علمى عالم، خستگى ناپذيرى، جرأت و اعتماد به نفس، بسترسازى براى تربيت نسل جوان، جلوگيرى از تصرفهاى ناشيانه و خودساخته روشنفكرى خارج از حوزه در بنيادهاى معرفت دينى، تشخيص زود هنگام خطرات تهديد كننده امت و كيان اسلامى، آگاهسازى جامعه، حضور در خط مقدم مصاف با دشمن، توجه به جهتگيرىها، كياست، نوآورى، پيش بينى مسائل آينده و تدارك پاسخهاى مورد نياز، از خصوصيات مهم آن است.
ايشان تحولات به وجود آمده توسط اين جريان در عرصههاى مختلف را به اين صورت برشمرد: عرصه فرآيندها و فعاليتها، توليد آموزههاى دينى، تبليغ، تربيت نيروى انسانى، فرهنگ سازى در علوم انسانى حوزه، موضوعات، بررسى تطبيقى علوم، روشها، ابواب فقهى مرتبط با مسائل اجتماعى و بالاخره مسائل فلسفى و كلامى امروز جهان.
رئيس پژوهشكده علوم و انديشه سياسى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، در مورد آموزههاى دينى توليد شده گفت: »نوآورى علمى، توجه به فرهنگ و علم بومى و اسلامى، تميز بين توليد علم و انتقال آن، ورود به عرصههاى جديد و سرانجام رقابت جدى با مكاتب وارداتى، از خصوصيات آموزههاى مزبور است.
دكتر لك زايى، همچنين با هشدار در مورد خطراتى كه جريان روشنفكرى حوزوى را تهديد مىكند افزود: نبود هدايتگرى دينى، معرف دينى، احساس استقلال از بنيادهاى معرفتى بازمانده از گذشته، پراكنده كارىها، تبعيت و تقليد از سرچشمههاى معرفتى غير هم سنخ با معرفت بومى، و زير سؤال بردن روشهاى اصولى و خطر نفوذ دشمنان، آسيبهايى است كه بايد براى پيشگيرى از وقوع آنها تدابير لازم را انديشيد.
وى در پايان، تحجرگرايى و تجددگرايى را دو چالش عمده درون دينى و برون دينى فراروى جريان مزبور دانست و تصريح كرد: جريان تحجرگرا، با ناديده گرفتن علل مادى پديدهها و پرداختن صرف به عالم معنا، تعطيل عقل در استنباط احكام، ردّ گزارههاى علمى، بىتوجهى به نيازهاى متغير انسان و موضوعات نوپديد، جدا دانستن دين و سياست در عصر غيبت، و جريان تجددگرا (غربگرا) با رد عالم معنا، عقل محورى، مشروط كردن صحت گزارههاى دينى به تأييد آنها توسط گزارههاى علمى، برخورد انفعالى با مسائل نوظهور، جدا پنداشتن دين و سياست در هر دو عصر غيبت و ظهور، به بهانه نوگرايى گرفتار افراط و تفريط در شناخت رابطه دين با هستىشناسى، عقل، علم دينى، مقتضيات زمانه و سياست شدهاند؛ اما روشنفكرى حوزوى با اعتدال گرايى و پرهيز از افراط و تفريط، به تعامل منطقى بيان طبيعت و ماوراى طبيعت معتقد بوده، ضمن پذيرش نقش عقل، به محدوديتهاى آن در مقابل وحى واقف است. علم دينى را به صورت هماهنگ و روشمند مىپذيرد؛ به اقتضائات زمان و مكان توجه دارد و سلامت و نقش مثبت سياست را به حضور دين در تار و پود آن مشروط مىداند.
در ادامه حجت الاسلام محمّد جواد صاحبى، به تبيين بستر تاريخى اصطلاح روشنفكرى در جهان اسلام پرداخت و گفت: اين مقوله فرهنگى، با تهاجم گسترده استعمار غربى به دنياى اسلام، از اواسط قرن نوزدهم ميلادى و تسلط بر منطقه وسيعى از آن در شبه قاره هند، توسط متجاوزان انگليسى، تصرف بخشى از خاك ايران توسط اشغالگران روسى و حمله به مصر توسط تجاوزگران فرانسوى نمود يافت. مسلمانانى كه هويت، حيات و هستى خود را در مخاطره مىديدند، واكنش نشان دادند. عدهاى بازگشت به سنتهاى گذشته را شرط حفظ هويت خويش مىدانستند؛ برخى كه بعدها به غربگرايان معروف گشتند، در مقابل دشمن خود را باختند و به تصور نوگرايى و تجدد، معارف قرآنى را در خدمت اثبات انديشههاى جديد اروپايى درآوردند؛ جريان سوم كه راه اعتدال را در پيش گرفتند، با هدايت بزرگان چون سيد جمال الدين اسد آبادى (در ايران)، علامه اقبال لاهورى (در پاكستان) و شيخ محمّد عبده (در مصر)، پس از يك قرن تعديل شده و عنوان روشنفكرى دينى يافتند.
امام خمينى(ره)، شهيد مطهرى و شهيد بهشتى، مناديان و هدايتگران اين انديشه در عصر حاضر هستند و ما امروز وارث چنين ميراث ارزندهاى هستيم.
صاحبى همچنين با طرح اين پرسش كه آيا براى حفظ سنت و هويت، راهى جز روشنفكرى دينى وجود دارد يا خير گفت: روشنفكر كه فردى تحصيل كرده، آگاه به واقعيات و مقتضيات اجتماعى و در انديشه ايجاد تحول و پيشرفت است، هرگز خود را از ميراث گرانسنگ گذشته، همچون منابع علمى و تجربههاى اندوخته مصلحان و محييان چند قرن اخير بى نياز نمىداند؛ ضمن آن كه به تالى فاسد برخى انديشهها، نظير سكولاريسم اسلامى نيز توجه دارد كه با هدف خير نجات مردم از شر حاكمان فرصتطلبى كه با نام دين به مردم ستم مىكردند، هدف بزرگترى را از بين بردند.
مرحوم نائينى كه از شاگردان برجسته ميرزاى شيرازى بود، با ايجاد تقابل ميان بخشى از انديشههاى اروپايى و مفاهيم آنها، اعلام كرد »در مرحله گذار، مشروطه اسلامى شده را از باب دفع افسد به فاسد مىپذيريم«. از سويى در رأس جريان مشروطيت، علماى تهران و نجف حضور داشتند. بنا بر اين، هرگز نمىتوانيم جهاد علمى بزرگانمان را در اين زمينه ناديده بگيريم.
ايشان در ادامه گفت: شرط ايجاد تعامل سازنده ميان سنت و تجدد، نخست شناخت مناسب هر يك از اين دو و سپس ايجاد تعامل ميان آنها است؛ به گونهاى كه اسلام، فداى نوگرايى و مدرنيته نشود.
دبير شوراى برنامهريزى دين پژوهان كشور، در پايان با اشاره به كارنامه جريان روشنفكرى حوزه در عرصه نشر و تحقيقات دين پژوهى خاطرنشان كرد: جريان روشنفكرى دينى در عرصه كتاب، مطبوعات و پژوهشهاى دينى، كارنامه پربارى را پس از انقلاب داشته است؛ به گونهاى كه امروزه دهها نشريه علمى دينى با همين رويكرد، در مراكز حوزوى وجود دارد. مقايسه آمارهاى پيش و پس از انقلاب در اين زمينه، روشنگر همين واقعيت است. همچنين رشد سريع كمى و كيفى تحقيقات دين پژوهى طى سالهاى ٨٤ - ١٣٧٨ در زمينه قرآن، تفسير، اخلاق، عرفان، فقه، تاريخ، سيره، علوم سياسى، اجتماعى و... بسيار خوشحال كننده است؛ به گونهاى كه از ٢٨٠ اثر رسيده در سال ١٣٨٤ (كه بسيارى آنها گلچين تحقيقات انجام شده در مؤسسات پژوهشى است) ٢٠٢ اثر (يعنى ٧٢ درصد)، با احراز استانداردهاى تعيين شده، به مرحله دوم راه يافتند. اين مسئله نشان دهنده ارتقاى بسيار در كيفيت اين آثار است و دفتر تبليغات اسلامى در بين سه مؤسسه تحقيقاتى بسيار موفق با رويكرد روشنفكرى دينى رتبه اوّل يا دوم را دارا است.
در ادامه حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمّد على مهدوى راد به تحول فكرى پديد آمده در آستانه انقلاب اسلامى اشاره كرد و گفت: گرچه تحول فكرى فرهنگى جامعه از دهه قبل منتهى به سال ١٣٥٧ زمينه ساز تحول سياسى در كشور گرديد؛ اما نتوانست همپاى آن حركت كند. بنا بر اين، جريان نوانديشى حوزه تصميم به اتخاذ تحول همه جانبه گرفت. مجله از نخستين آثارى بود كه در اين قالب عرضه شد و به دليل داشتن قالبهاى نو، استفاده از گروههاى متعدد در آن و ايجاد چالشهاى فراوان، رقيب نداشت و در همان چاپ اوّل سريعاً به فروش مىرفت. حتى در ساختار فكرى روشنفكرانه غير حوزوى كسى گمان نمىكرد كه اين مجله محصول فكرى حوزه علميه باشد.
ايشان در ادامه گفت: در عرصه ميراث مكتوب، آنچه طى ربع قرن اخير صورت گرفت، بازسازى ميراث كهن، عرضه آن در قالبهاى نوين و سرانجام توليدات فكرى جديد و ارائه آنها در قالب كتاب و مجله بود.
وى حوزه مطالعات قرآنى پيش از انقلاب را مظلوم خواند و گفت: »خوشبختانه به بركت انقلاب اسلامى، خيزش قابل توجهى صورت گرفته و چهار مجله وزين قرآنى در شمارگان بالا منتشر مىشود. به علاوه نشرياتى هم براى دانشآموزان مقاطع راهنمايى و دبيرستان وجود دارد. كتابشناسىهاى قرآنى (به زبان فارسى) در قالب كتاب و مجله، پس از انقلاب، افزايش ٩٠ درصدى را نشان مىدهد. مطالعات حديثى هم رونق يافته، به گونهاى كه مجلات تخصصى در اين حوزه به زبانهاى فارسى و عربى انتشار مىيابد. در حوزه كلام نيز بحثهاى چالش برانگيز مطرح مىشود. همچنين در حوزه سياست و حكومت دينى كارهاى قابل توجهى انجام شده است.
سردبير مجله آينه پژوهش در پايان، ارزيابى خود را از اقدامات صورت گرفته مثبت خواند و گفت: "در مجموع با توجه به داعيه، آهنگ، مسئوليتها و امكانات در دسترس آنچه انجام شده، هر چند مطلوب ما نبوده؛ اما مقبول بوده است."