پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اديان و چالش جهاني سازي

اديان و چالش جهاني سازي


مترجم: عبدالمجيد طباطبايي
گفت و گو با: سولاك سيوار كسا (بودايي اصلاح طلب)

اشاره:
در راستاي سلسله سخنراني‌هايي پيرامون «رويارويي با تكثر گرايي (پلوراليزم) در دنياي معاصر» خانه‌ي فرهنگ‌هاي جهاني در برلين از متفكران بر جسته‌ي نقاط مختلف دنيا دعوت به عمل آورد تا در مورد چالش‌هايي كه جوامع ديني و فرهنگي كنوني با آن روبه رو است، سخناني ايراد كنند. «سولاسيوار كسا»، بودايي غير روحاني عمل گرا،١درباره‌ي چالش‌هاي پيش روي دنياي بوداييان در عصر جهاني سازي سخن گفت. آنچه پيش روي داريد، مصاحبه‌ي «فاريش اي. نور»٢با اين بودايي اصلاح طلب درباره ي چالش‌هاي جهاني سازي و ارتباط ميان آيين بودا و مذاهب و فرهنگ‌هاي ديگر است. اين گفت وگو به يكي از چالش‌هاي اديان كه موضوع «جهاني سازي»است، مي‌پردازدو دغدغه‌هاي اين بودايي اصلاح طلب را بر مي‌شمرد. بي ترديد، تفاوتهايي در گونه‌ي ذغذغه‌ها و راهبردها وجود دارد اما مي‌توان دل مشغولي‌هاي مشترك و نيز برخي نگاه‌ها و راهبردهاي مفيد را ارائه كند.
«پگاه»
فاريش: «اجازه دهيد با نگاهي به كاري كه شما اخيراً انجام داده‌ايد، آغاز كنم و در دهه‌هاي ١٩٨٠و ١٩٩٠ شما يكي از برجسته‌ترين بوداييان غير روحاني «اصلاح» طلب بوديد و براي مواجهه با چالش‌هاي دنياي امرز انديشه‌ي بازبيني جدي در تفكر بوداييان در سر مي‌پرورانديد. اخيراً شما در جهت ايجاد يك آگاهي منتقدانه در برابر فرآيند جهاني سازي، انرژي بسيار صرف كرده‌ايد. انتقادهاي خويش به پديده‌ي جهاني سازي را چگونه جمع بندي مي‌كنيد؟
«سولاك»: جهاني سازي ـ چنان كه، ما امروز با آن روبه رو هستيم، تصادفي پديد نيامده است. جهاني سازي تجارت و اقتصاد از طريق فعاليت شركت‌ها و بانك‌هاي چند مليتي، حاصل سرمايه گذاري‌هايي است كه ساختارهايي نوين را براي گسترش، حاكميت و كنترل خلق كرده است. كساني كه اين شركت‌هاي قدرت‌مند را مي‌گردانند، لزوماً خود اين ساختارها را ناعادلانه و بي رحمانه تلقي نمي‌كنند. در واقع ملل قدرت‌مند و تشكل‌هاي بين المللي جهان سرگرم قانون‌مند كردن اين امورند تا بر گونه‌يي مؤثر چپاول و استثمار اين شركت‌هاي بين المللي را مشروعيت بخشند. به رغم‌تلاش آن‌ها در جهت انساني جلوه دادن جهاني سازي بسيار از ما در دنياي روبه رشد امروز، مي‌توانيم درك كنيم كه اين روند رو به سوي سود و قدرت دارد و با آزادي انتخاب يا هر چيز پسنديده ي ديگر هم سو نيست.
داستان «بازار آزاد» چيزي جز يك افسانه نيست. چيزي به معناي «بازار آزاد» وجود ندارد. تاوقتي بازار بين المللي زير سلطه‌ي ملل قدرت‌مند، شركت‌هاي چند مليتي و آژانس‌هاي بين المللي باشد، نمي‌تواند آزاد تلقي گردد. بنياد بازار آزاد واقعي بر عدالت و تساوي استوار است و اين اصول تنها در يك جامعه‌ي جهاني دموكراتيك به دست مي‌آيد؛ جهاني كه در آن كشورها از حق حيات مساوي برخودارند و در نظر قدرت مندان، منابع منفعل منفعت و نيروي كار ارزان به شمار نمي‌آيند.
خطر ديگر تهديد تك فرهنگي شدن است كه در پي افزايش فعاليت شركت‌هاي چند مليتي فزوني يافته است. جهاني سازي انديشه‌ي تبديل دنيا به يك بازار بزرگ را در سر مي‌پروراند؛ بازاري در خدمت يك بلوك اقتصادي كه از شركت‌هاي ثروت‌مند چند مليتي پديد آمده است.
بابه وجود آمدن دنياي تك فرهنگ، شركت‌هاي كوچك، صنايع بومي و سيستم‌هاي فن آوري و اطلاعاتي محلي از ميان مي‌رود و به جاي آن سيستم اقتصاديي بر پايه ي اصول سرمايه داري ليبرال شكل مي‌گيرد.
به همين دليل، ما بايد هم اكنون به ميئان بياييم و پيش ار آن كه دير شود، اين فرايند را مختل سازيم. بايد رهبران سياسي، مديران شركت‌هاي چند مليتي و جنبش‌هاي بومي گرد هم آيند و هشيارانه و به طور جدي، آثار دراز مدت فرايند جهاني سازي را مور بحث قرار دهند.

«فاريش»: بي ترديد شكاف‌هاي از قدرت، ثروت و حاكميت وجود دارد كه به سادگي نمي‌توان آن‌ها را كنار گذاشت. بهتر است درباره‌ي لزوم عدالت و تلاش براي آينده‌يي برخوردار از تساوي براي همه‌ي انسان‌ها گفت و گو كنيم. دعوت از سياست مداران، كارشناسان و مدياران شركت‌ها سودمند است؛ ولي دنيا جايي نيست كه بر پايه‌ي عدل و انصاف باشد. هنوز بسياري نمي‌خواهند صداي مستضعفان جنوب را بشنوند. در چنين موقعيتي، چه بايد كرد؟
«سولاك»: در اين موقعيت، قدرت انتخاب ما محدود است. بايد به مخافت برخيزيم. بايد با بي عدالتي مبارزه كنيم؛ چون بي عدالتي است. نمي‌توان با بي عدالتي، ددمنشي، بي رحمي و دگير شرارت‌ها مصالحه كرد. مبارزاتي كه در كنفرانس DSVO سوئيس و كنفرانس UNCTAD بانكوم شاهد بوديم، نشان دهنده‌ي هوشياري مردم است؛ مردمي كه مصم‌اند جان و زندگاني خويش را براي هدفي متعالي فدا سازند. آن‌ها حق داشتند چنين عملي انجام دهند. حتي رهبران بانك جهاني و سازمان ملل نيز با آن‌ها هم دردي كردند و خشمشان را موجه شمردند. البته بايد در مخالفت با بي عدالتي پيرو اصول اخلاقي باشيم. هرگز نبايد مانند كساني كه ما را به استضعاف مي‌كشند، رفتار ناشايست داشته باشيم. نبايد تنفر را با تنفر پاسخ گفت يا با نژاد گراي به جنگ نژادگرايي رفت. بايد درك كرد كه ساختارهاي دنياي جهاني شده مقصر است. اين خطا است كه در دنياي رو به رشد تنها غرب را سرزنش كنيم؛ در آن جا نيز بيش‌تر مردم به اندازه‌ي ما مستأصل و نيازمند ياري‌اند. آن‌ها نيز به همان اندازه در چنگال شركت‌هاي چند مليتي، آژانس‌هاي بين المللي، بانك‌ها و ديگر مؤسسات اقتصادي اسيرند.
بدين دليل، ضرورت گفتمان ميان علل غني و فقير جهت ايجاد اتحاد بر پايه‌ي اهداف غير حزبي تأكيد مي‌ورزيم. بايد اين تشكل‌هاي قدرتمند را تشويق كنيم و بر سر ميز مذاكره بنشينند و دريابند كه كردار ناعادلانه‌ي آن‌ها براي همه‌ي ما خسارت بار است. البته بايد مصمم و قاطع با اين وريداد رو به رو شويم.

«فاريش»: انتقاد شما از جهاني سازي چگونه در قالب كلي آيين بودا و فلسفه‌ي آن جاي مي‌گيرد؟ كدام ويژگي به انتقاد شما رنگ و بوي آيين بودا مي‌دهد؟
«سولاك»: آنچه گفتم، برداشت من از آيين بودا استوار است. جهاني كه ما در آيين بودا، مي‌شناسيم از نوعي وحدت و هم آهنگي برخوردار است كه همه‌ي ما را وحدت مي‌بخشد. جنبه‌ي تهديدآميز جهاني سازي آن است كه هر گونه وحدت اساسي ميان انسان‌ها را از ميان مي‌برد. در مقابل اين آزمندي نامحدود، آيين بودا ابراز مي‌دارد كه همه‌ي جهان مجموعه‌يي وابسته، مرتبط، جامع و مشاركتي است. بودا به ما مي‌آموزد كه تمامي انسان‌ها به يكديگر و محيط زيست وابسته‌اند. سفسطه‌هاي سرمايه داري جهاني، آن گونه كه امروزه پديدار شده، آشكار است. اگر چنين راهي برگزينيم به نابودي بشريت و جهان مي‌انجامد.

فاريش: «مايلم در مورد فعاليت خود شما و جايگاهتان بپرسم. شما يك متفكر غير روحاني بودايي و عمل گراي اجتماعي هستيد؛ يعني خويش را هم درون و هم بيرون سنت‌هاي آيين بودا جاي مي‌دهيد. شما در واقع جزو بنياد شناخته شده‌ي «سنتي» نيستيد. پاسخ شما به آن‌ها كه شما را ـ وقتي در تبديل آيين بودا به يك پروژه‌ي اجتماعي ـ سياسي رهيده از قيد مي‌كوشيد ـ به تضعيف آيين يا چالش آفريني براي آن متعم مي‌كنند چيست؟
«سولاك»: ابتدا بايد به خاطر داشت كه در آيين بودا ميان مذهبي و غير مذهبي تمايز وجود ندارد؛ به عبارت ديگر، هر دو عنصر در تفكر و عمل يك بودايي هم زيستي دارند. چنان كه در اين آيين مفهومي تحت عنوان پرودگار وجود ندارد؛ مكتب بودا بر فرد و ضرورت تلاش او براي ايجاد يك زندگي نيكو، بر اساس اصول اخلاقي، تأكيد مي‌وزد.هر مذهبي به طور طبيعي محافظه كار است؛ يعني مذاهب انديشه‌ي حفظ جوامع و پرورش مردم بر اساس اصولي مثبت و مشخص در سر مي‌پرورانند. محافظه كاري بدين معنا امري ناپسند به شمار نمي‌آيد. مشكل وقتي آغاز مي‌گردد كه به مذاهب حالت انفعالي داده مي‌شود و پيروان يك مذهب اعتقادات اساسي خويش را فراموش مي‌كنند. در اين موقعيت، اعضاي يك جامعه‌ي مذهبي اغلب جنبه‌ي اساسي انساني مذهب خويش را فراموش مي‌كنند، و بيش‌تر به جنبه‌هاي مناسكي و تشريفاتي روي مي‌آورند. در نتيجه به جاي پرورش فروتني و ساده زيستي، ساختن معابد و بناهاي با شكوه رونق مي‌يابد. مردم، با اين اميد واهي كه بهره معنوي برند، بدين كار دست مي‌يازند. اين خطايي است كه بسياري از مردم جهان، از جمله بودايي‌ها، مرتكب مي‌شوند. من اين بوداگرايي را با «حرف بزرگ B» شاخص مي‌سازم؛ يعني آييني كه اصول عقايد و آموزش‌هاي حضرت بودا تحت الشعاع تشريفات ظاهري، تعصبات و سنت گرايي محافظه كارانه قرار گرفته است. زماني كه اين اتفاق مي‌افتد، مذاهب گرفتار تمايلات فئودالي، استبدادي و خودكامگي مي‌شوند و در پايان، فساد ـ كه ره آورد ادله‌ي نادرست است ـ در آن‌ها پديد مي‌آيد. در جهت ياد آوري اصول عقايد و وظايف اخلاقي بودايي به پيروان اين آيين كوشيده‌ام.
من بيان داشته‌ام كه اين وظايف اساسي از ويژگي‌هاي ظاهري آيين بودا ـ كه عارضي است و ويژگي تاريخي دارد ـ پر اهميت‌تر است. البته متعصب‌ترها از اين امر احساس ناخشنودي مي‌كنند. اين مشكل در همه‌ي اديان مشاهده مي‌شود.

فاريش: «البته مشكل ديگري نيز فراروي اصلاح طلبان و همه مذاهب وجود دارد. آن‌ها مي‌كوشند در برابر تهاجم جهاني سازي واستعمار نوين، از جوامع خويش محافظت كنند؛ ولي كار آن‌ها مي‌تواند به آساني مورد سوء استفاده‌ي نخبگان سياسي قرار گيرد و در انتقادات مغرضانه‌ي آن‌ها از غرب يا ديگران سودمند افتد. چگونه بايد با اين مسئله روبه رو شد؟
«سوالاك»: درست است. بايد به دولت هايمان نيز متذكر شويم كه پايداري و واقع گرايي آن‌ها ضروري است. اگر آن‌ها بخشي از ساختارهاي سياسي و اقتصادي جهاني شوند، فايده سرزنش غرب چيست؟ بسياري از دولت‌هاي آسيايي عليه غرب واكنش نشان مي‌دهند؛ ولي در جهت فراهم آوردن مقدمات ورود و نفوذ سرمايه‌هاي غرب در اقتصاد خويش مي‌كوشند. آيا اين تناقص نيست؟ اكنون در بسياري از بخش‌هاي غير عربي دنيا شاهد واكنش‌هاي آني عليه تمامي چيزهاي غربي هستيم. مردم خواهان توقيف و طرد شركت (غذايي) مك دونالدند (McDonalds)، از استفاده از محصولات كوكاكولا سرباز مي‌زنند و مانند اين. هنگامي كه به جنبه سياسي اين سلطه ـ كه پشت قضيه است ـ بينديشيم، چنين حركت‌هايي اكثراً قابل درك است؛ ولي هرگز نبايد فراموش كرد كه مردم عادي غرب ـ كه از محصولات شركت‌هاي مك دونالد تغذيه مي‌كنند و كوكا كولا مي‌نوشند ـ دشمن ما نيستند. آن‌ها دوست من شمرده مي‌شوند و ما نيازمنديم كه دولت‌هاي آن‌ها را جلب كنيم.

«فاريش»: اجازه دهيد تا به رابطه‌ي ميان جنبه‌هاي جهان شمول اديان و جنبه‌هاي اختصاصي هر يك از آن‌ها ـ كه در فعاليت شما مشكل ساز است ـ بپردازيم. شما، چون همه‌ي اصلاح گرايان، بر جنبه‌ي جهان شمول آيين و فرهنگ خود تأكيد مي‌ورزيد. آيا نمي‌توان گفت هر آيين جهاني، به شيوه‌ي خود، خاص انحصاري شمرده مي‌شود؟ ايا عناصر انحصاري آيين بودا انجامد و آن براي ديگران غير قابل قبول‌تر سازد؟
«سولاك»: مسلماً چنين خطري وجود دارد و شما حق داريد كه به آن اشاره كنيد.
همان گونه كه پيش‌تر ذكر شده، هميشه كساني وجود دارند كه مي‌خواهند مذاهب و فرهنگ‌هاي خويش را نماد هويتي و منبع افتخار تبديل كنند. اين نكته امروزه، به اندازه‌ي جاهاي ديگر، در جهان بودايي گرايي نيز شايع است. امروزه حتي در رستوران‌ها و فروشگاه‌هاي بودايي مي‌توان تمثال‌هاي از بودا را، به عنوان يك شاخص هويي، مشاهده كرد. افرادي كه چنين تمثال هايي را به كار مي‌برند، گويا مي‌خواهند بگويند «ما بودايي هستيم و با شما تفاوت داريم.» يا، بودايي هستيم؛ بنابراين، از شما بهتريم.»
در اين جا، بايد دو نكته رابه خاطر داشت. نخست آن كه اين امر تنها به بوداييان اختصاص ندارد. در اطرافمان مشاهده مي‌كنيم كه هر روز شمار فزون‌تري از مردم از نمادهاي مذهبي، به عنوان شاخص‌هاي هويتي، بهره مي‌گيرند. مسيحيان از صليب استفاده مي‌كنند و مسلمانان كلمه‌ي اللّه‌، تصوير قرآن يا اين نكته مهم‌ترين شاخص مذاهب زنده در دنياي امروز است، «زيرا به نظر مي‌رسد مردم نياز دارند كه هر چه بيش‌تر به هويت خويش متمسك شوند. جهاني سازي اهميت اين امر را افروزن‌تر ساخته است. مردم احساس مي‌كنند هويت‌هاشان مورد تهديد قرار گرفته است نمي‌دانند چگونه با آن مقابله كنند. بنابراين به چنين نمادهايي روي مي‌آورند تا به آن‌ها بگويد كه هستند و چه هستند. امروزه اين امر درباره‌ي تمام جوامع مذهبي دنيا صدق مي‌كند. و البته گاه اين كردار رنگ و بوي انحصاري و منفي به خود مي‌گيرد.
نكته دوم آن كه اگر همگي به اصول بنيادين وفادار باشيم، مي‌توان بر اين پيامد غلبه كرد. من هميشه اصول بنيادين آيين بودا را اساس تمام مذاهب دانسته‌ام. بوداييان بايد به ياد داشته باشند كه در وراي آيين بودا با «حرف بزرگ ب»، بودايي گرايي ديگري با «حرف كوچك ب» نيز وجود دارد؛ يعني به عنوان يك آيين عام نه يك مذهب خاص.
اين جايي است كه ارزش‌هاي اخلاقي بنيادين آيين بودا شكل مي‌گيرد. اين عقايد بنيادين جهان مشمول است و نبايد هويتي منحصراً بودايي به آن‌ها داد. بدين دليل است كه رشد فضائل اخلاقي و درست انديشي، با قطع نظر از اين كه ما كه هستيم، اهميت دارد.
بودائيان بايد درك كنند كه ارزش‌هاي مثبت آيين بودا در مذاهب مختلف ديگر نيز وجود دارد. هدف آن نيست كه همه را به آيين بودا با «حرف بزرگ» در آوريم. بايد جهاني ساخت كه در آن همه فضائل اخلاقي داشته باشند و وظايف اخلاقي خويش را در برابر جامعه و محيط خويش بشناسند. بدين ترتيب مي‌توان، بي آن كه در دام جهان بيني‌ها و سبك‌هاي خاص گرفتار شد، ارزش‌هاي جهان شمول راپروراند.

«فاريش»: در پايان مي‌خواهم به موضوع تكثر گرايي (پلوراليسم) و ارتباط آيي بودا با فرهنگ‌ها و مذهب‌هاي ديگر بپردازم. ممكن است جهاني سازي دنيا را كوچك‌تر كرده باشد، ولي ـ همان طور كه شما بيان كرديد ـ باعث نزديكي اين جوامع شده است. وقتي اين پيشرفت‌ها اسباب ارتباط نزديك با غير بودايي‌ها را فراهم ساخته آيين بودا چگونه بايد به اين پيشرفت‌ها پاسخ دهد؟
«سولاك»: در واقع مواجهه با ديگران در بطن آيين بودا وجود دارد. برخورد «با ديگري» بخشي از وظايف اخلاقي بوداييان است. همچنين چگونگي ارتباط با ديگران منعكس كننده‌ي شيوه‌هاي ارتباط با خود ما است. اين رويارويي‌هاي فرهنگي براي آيين بودا از اهميت حياتي برخوردار است. البته تماس نزديك با فرهنگ‌ها و مذهب ديگر كاري آسان نيست و مي‌تواند به تنش يا حتي خشونت بينجامد.
در بسياري از موارد، چنين برخوردارهايي مي‌تواند بدترين ره آوردها را براي ما در پي داشته باشد: تبعيض، تعصب و ترس؛ ولي آيين بودا به ما مي‌آموزد كه «ديگري»بخشي حياتي از خويشتن، شمرده مي‌شود.
برخورد نزديك «با ديگري» گاه مي‌تواند دشوار، پريشان ساز و نگران كننده باشد؛ اين امر بايد ما را مجبور سازد تا بر تعصبات و ترس‌هاي خويش چيره گرديم. هميشه مي‌توان از چنين رويارويي‌هايي، هر چند هم كه مشكل باشند، سود جست و نكاتي فرا گرفت. چنان كه حضرت بودا خود مي‌فرمايد:«بهترين دوست تو كسي است كه آنچه نمي‌خواهي بشنوي به تو بگويد.»
در اين مفهوم، روبه رو شدن با افرادي كه معتقدات و ارزش‌هاي كاملا متفاوت دارند مي‌تواند يكي از بهترين چيزهايي باشد كه براي ما اتفاق مي‌افتد. به شرطي كه بدانيم چگونه اين مواجهه‌ها را اداره كنيم.

پي نوشت ها:
١ ـ«سولام سيواركسا» متفكر و عمل گراي برجسته‌ي بودايي، مليت سيامي دارد و موضوعاتي چون حقوق بشر، نگراني‌هاي زيست محيطي، حقوق زنان و حكومت خواص، سياست‌هاي فئودالي و روابط اقتصادي بين المللي از ديدگاه يك بودايي تحقيق و مطالبه مي‌كند. او عضو دايره‌ي بين المللي بوداييان متعهد و بنيانگذار شمار متعدد از NGO در تايلند است.
٢ ـ «دكتر فاريش اي. نور» دانشمند علوم سياسي مالزيايي، يك عمل گراي حقوق بشر است. وي اخيراً درباره‌ي جنبش‌هاي سياسي اسلامي به مطالعه پرداخته است و كتابي در زمينه حزب اسلامي مالزياPAS در دست نگارش دارد.