پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
فلسفه سياسى سينايى
لک زایی شریف
نشستى با حضور مؤلف كتاب حجتالاسلام والمسلمين دكتر ابوالفضل شكورى و ناقدان محترم حجج اسلام آقايان دكتر داود فيرحى دكتر منصور مير احمدى و اعضاى گروه فلسفه سياسى و ساير مدعوين در تاريخ پانزدهم بهمن ١٣٨٤ در سالن كنفرانس پژوهشگاه برگزار شد.اين نشست ششمين جلسه نقد كتاب در حوزه فلسفه سياسى بود كه از سوى گروه فلسفه و به مديريت آقاى شريف لكزايى انجام گرفت.
در آغاز جلسه، از سوى مدير جلسه، از آقاى دكتر شكورى تقاضا شد، به ارائه كلياتى درباره اثر، از جمله ايده اصلى، روش انجام مباحث و ابتكارات و ابداعات اثر سخنانى ايراد نمايد. دكتر شكورى در اين زمينه گفت: اين كتاب نخستين اثر درباره فلسفه سياسى ابن سينا است و اصل اثر، اثبات اين نكته است كه ابن سينا مبناى جديدى داشته كه فلسفه سياسى او را از فلسفه سياسى ساير فيلسوفان مسلمان، متمايز مىساخته است.
رساله در واقع ابن سينا را از نو كشف كرده است، چرا كه ديدگاههاى وى در سياست مغفول مانده است. مباحث فلسفه سياسى ابن سينا، نه در اثر وى شفا كه كلامى است، بلكه در آثار ديگر وى، چون فن خطابه و به طور پراكنده آمده است. همچنين رساله به بحث درباره فقاهت ابن سينا نيز پرداخته و به برخى اتهامات زندگى وى پاسخ داده است.
آن گاه آقاى دكتر فيرحى به ارائه نقد خود پرداخت. وى با اشاره به اينكه اثر خوبى منتشر شده و زندگانى ابن سينا به تفصيل آمده است گفت: اثر داراى مشكل ساختارى است زيرا در صورت حذف فرضيه از آن، مشكلى براى رساله پيش نمىآيد؛ به ديگر سخن، مباحث رساله به صورت تخصصى طرح نشده است. بخش بزرگى از مباحث در شرح حال ابن سينا آمده است و مباحث تاريخى بر مباحث فلسفه سياسى غلبه دارد. همچنين متن از طبقهبندى فصول خود دفاع نمىكند. با توجه به اينكه نقدهاى بزرگى از سوى فقها و ابن رشد و... به ابن سينا وارد است، اثر به اين نقدها بىتوجه است؛ به ويژه اينكه تخريب فلسفه اسلامى توسط ابن سينا و ثبات چرخه استبداد را از ياد برده است. در برخى موارد تعابيرى بسيار امروزى از مباحث ابن سينا انجام شده است؛ مانند سياست جماعيه به ليبرالى، دين عقلانى، شوراى امت، تفكيك حوزه خصوصى از عمومى، مردم سالارى دينى، و.... اصطلاح بن بست روشى، نظام سياسى مركب و اصطلاح سه بعدى و سه وجهى فلسفى سياسى توضيح داده نشده و مبهم است. خروج رساله از مباحث فلسفه سياسى و ورود به مباحث اخلاقى، خلط ميان تاريخ فلسفه سياسى با دانش سياسى، نامأنوس بودن ارجاعات و تطبيق ولايت مطلقه بر مباحث عرفانى، از جمله مباحثى است كه جاى تأمل دارد.
سپس آقاى دكتر مير احمدى به ارائه نقدهاى خود پرداخت. وى ضمن يادآورى محاسن اثر، از جمله ارجاع مستقيم به منابع ابن سينا،تعدد و تنوع منابع، جامعيت و توجه به ابعاد مختلف و پرداختن به فلسفه سياسى يك فيلسوف، ضمن يادآورى برخى نكات شكلى، يادآور شد كه كتاب فاقد بحثى روشى است و بحث براساس روش خاصى پيش نرفته است. همچنين بين پرسش و فرضيه هماهنگى ملاحظه نمىشود. نيز در تمام مباحث، فرضيه مورد آزمون قرار نگرفته است.
همچنين در بحث محتوايى، روايتى از انديشه ابن رشد ارائه شده است كه او را هماهنگ با ابن سينا فرض كرده است؛ در صورتى كه اين گونه نيست. خلط ميان مفهوم قرار داد اجتماعى و بيعت، تطبيق نظام كراميه بر نظام ملى، فقدان بحث در باب شاخصهاى مردم سالارى، از ديگر مباحث قابل تأمل است. همچنين بحث نظام شورايى به مفهوم مدرن بر انديشه ابن سينا، قابل تطبيق نيست. نيز اندرزنامهها ذيل فلسفه سياسى آمده است كه قابل تأمل است. اين تعبير كه ابن سينا حكمت نظرى را در درون حكمت عملى قرار داده، قابل تأمل است. رساله همچنين در نقد ديدگاه رقيب ناتوان است و... .
در ادامه آقاى دكتر شكورى ضمن پذيرش برخى نقدها، به توضيح برخى مباحث اشاره شده پرداخت از جمله اينكه همه مباحث در راستاى فرضيه بوده است و در صورت حذف آن، اخلال جدى به مباحث وارد مىشود. رساله نگاه انتقادى به فلسفه سياسى ابن سينا نداشته است و منظور از به كارگيرى اصطلاحات امروزى آن بود كه آنچه از فلسفه سياسى ابن سينا فهم مىشود، آورده شود.