پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - بهداشت روانى و اصولى براى موفقيت - به پژوه احمد

بهداشت روانى و اصولى براى موفقيت
به پژوه احمد

كى از مقولاتى كه امروزه در ميان مباحث روانشناسى و علوم تربيتى، كمتر به آن پرداخته شده، موفقيت و طرق نيل به آن است. از آنجا كه در طول حيات بشر، هيچ چيز به طور تصادفى و خود به خود ايجاد نمى‌شود، موفقيت هرگز امرى تصادفى و به اصطلاح عامه شانسى نبوده و نخواهد بود. مطالعه زندگى و سرگذشت انسان‌هاى موفق و افراد بزرگ، شاهدى بر اين مدعاست.
ابن سيناها، حافظها، ابوريحان‌ها، امام خمينى‌ها، سعدى‌ها، پاستورها و انيشتين‌ها، هرگز به گونه‌اى تصادفى جاودانه نشده‌اند، بلكه اينها در پى مجاهدت و كوشش و خدمت به بشريت جاودانه شده‌اند. چنان كه در فرهنگ اسلامى ما نيز مطالعه و دقت در سيره امامان معصوم سلام الله عليهم اجمعين و بزرگان دين، به منظور درس گرفتن از زندگى آنان توصيه شده است. هدف آن است كه بدانيم چرا امام حسين (عليه السلام) امام حسين است؟ امام حسين چه كرد كه اسلام زنده ماند يا وجود مبارك حضرت رسول اكرم (صلوات الله عليه) چگونه با مصائب و مشكلات و مردم تربيت شده عهد جاهلى مواجه شدند تا به هدف مقدسشان برسند. با اين رويكرد اين بحث براى جوانان، به خصوص دانشجويان دانشگاه و طلاب حوزه‌هاى علميه، حائز اهميت است در اين نوشته قصد داريم هر چند فشرده و خلاصه، اصول موفقيت را بر شماريم:

موفقيت و اصل خودشناسى
همه افراد موفق، به درجه‌اى از خودشناسى رسيده‌اند. در واقع همه چيز از خود شروع مى‌شود. اينكه خود را چقدر مى‌شناسم، خود را چقدر باور دارم، خود را چقدر پذيرفته‌ام و چقدر به خود سنجى و خودارزيابى پرداخته‌ام و همه آنچه از اصل خودشناسى منظور نظر است، به زيباترين وجه در اين حديث معصوم آمده است كه »من عرف نفسه فقد عرف ربه« ١ كه شناخت خود لازمه شناخت خداست.
اعتماد به نفس، عزت نفس و احساس خود ارزشمندى و مفاهيمى از اين دست، به خود بر مى‌گردد. بديهى است انسانى كه خود را يافته است، در قياس با انسانى كه خود را فراموش كرده است، تفاوت‌هاى بسيارى با يك ديگر دارند، بنابراين توجه انسان به ظرفيت‌هاى وجودى‌اش، در كشف استعدادهاى به وديعه نهاده شده در او بسيار مهم است؛ براى مثال تكنولوژى رايانه‌اى با تمام پيچيدگى‌هايش، محصول مغز انسان است. اين بيانگر آن است كه ظرفيت وجودى مغز انسان چندين برابر رايانه است. در چندين آيه قرآن كريم، از زبان حضرت رسول اكرم (صلوات الله عليه) آمده است: »انا بشر مثلكم« ٢. ظرفيت يك انسان تا بدآنجاست كه پيغمبر خدا بشود و حتى از ملائكه فراتر رود (آنجا كه در شب معراج، در سدرة المنتهى، جبرئيل امين باز ماند و پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) رفت). اگر چه چنين قياس‌هايى قياس مع الفارق است؛ اما اگر بر ما وحى نازل نمى‌شود، در مرتبه نازل‌تر مى‌توانيم از امدادهاى غيبى و كرامات خداوندى بهره جوييم.
نكته مهم در اصل خودشناسى آن است كه انسان كه خود را شناخته و با خود صادق است، خود را پذيرفته و خويشتن، خويش را قبول دارد و خود را فريب نمى‌دهد. خودشناسى در يك تعريف كلى، » داشتن يك تصوير واقعى و درست از توانايى‌ها، محدوديت‌ها و استعدادها« است. كسى كه خود را شناخته مى‌داند چه توانايى‌هايى دارد؛ براى مثال من مى‌توانم رانندگى كنم، اين در فعل و عمل ظاهر مى‌شود و يك زمان مى‌گويم من استعداد يادگيرى زبان ژاپنى را دارم؛ يعنى در حال حاضر بلد نيستم، ولى توانايى فرا گرفتن آن را دارم.
اصل خودشناسى، علاوه بر اين كه يكى از اصول مهم نيل به موفقيت است، به نوعى نيز با بهداشت روانى ارتباط دارد. جوانى كه خود را نشناخته و توانايى خود را شناسايى نكرده و به دنبال يك دسته از هدف‌هاى غير قابل وصول مى‌رود و چون توانايى رسيدن به آن هدف‌ها را ندارد، دائماً در اضطراب است و دائماً با خود در جدال است؛ در نتيجه بهداشت روانى چنين شخصى دچار اختلاف مى‌شود و به شكل بى‌اشتهايى و اختلال در خواب و در مراحل بعد، وسواس، تيك و اختلال در رفتار، خود را نشان مى‌دهد.
خودشناسى مى‌تواند مقدمه‌اى براى بهداشت روان نيز باشد، چرا كه خودشناسى، به انسان رضايت درونى مى‌دهد كه از عوامل بهداشت روان است. در اصطلاح هم گفته مى‌شود كه »فلان شخص با خود درگير است يا با خودش مشكل دارد«. چه كسى با خود درگير است؟ كسى كه »خود واقعى« او با »خود آرمانى«اش فاصله زيادى دارد.
يكى از بحث‌هاى مهم در روانشناسى، بحث »مفهوم خود« است (Self concept)؛ به اين معنا كه هر چه شناخت فرد از »خود واقعى« اش دقيق‌تر باشد، راحت‌تر با مسائل كنار مى‌آيد و سازگار مى‌شود؛ مانند كسانى كه براى كارى كه مورد نظر خود ساخته نشده‌اند، اما پيوسته اصرار مى‌ورزند كه آن را انجام دهند، بنابراين افراد موفق اعم از شاعر، محقق، دانشجو، مدير، طلبه، پزشك و كارگر، كسانى هستند كه خود رإ؛ ّّ شناخته‌اند و راه را درست انتخاب كرده‌اند. حال جوانان در دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و مدارس ، چقدر روش خودشناسى آموخته‌اند؟ جمله‌اى است منسوب به سقراط كه بر سر در معابد آن روزگار نوشته شده بوده است: »خودت را بشناس« و زيباتر از آن در كلام حضرت على (عليه السلام) آمده كه »انفع المعارف معرفة النفس« ٣ .
بنابراين من اگر بهترين فيزيكدان، بهترين پزشك يا بهترين فقيه باشم، اما به معرفت نفس نرسيده باشم، كارى ابتر انجام داده‌ام. لذا سودمندترين معارف، معرفت نفس است. در حديث آمده است: »الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه«٤؛ درون انسان‌ها معادن طلا و نقر است. خدا رحمت كند كسى كه اين معادن را در وجودش كشف كند.
البته مسئولان نظام آموزشى نيز نقش مهمى را بر عهده دارند، چرا كه »خفته را، خفته كى كند بيدار«. يك معلم آگاه يا يك استاد بيدار، مى‌تواند دانش‌آموزان و دانشجويان را بيدار كند.
اصل خودشناسى با يك مسئله مهم ديگر نيز ارتباط دارد و آن هم مسئله »خود ارزيابى« است. در حديث آمده است: »كسى كه هر دو روزش يكسان باشد، مغبون است« ؛ حال چه كسى دو روزش يكسان است؟ كسى كه به ارزيابى خودش نمى‌پردازد و بدا به حال كسى كه دو هفته و دو ماه و دو سال و دهه‌اش يكسان باشد.
از طرف ديگر، وقتى كه فرد به ارزيابى خود نمى‌پردازد، از استعدادهاى خدادادى كه در او به امانت گزارده شده، غافل است ؛ مصداق اين بيت حافظ كه فرموده است:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما مى‌كرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مى‌كرد.

بنابراين خودشناسى و خود ارزيابى، براى جوانان توصيه‌اى جدى است و مقدمه‌اى براى موفقيت محسوب مى‌شود.

موفقيت و اصل خود باورى
افراد موفق كسانى هستند كه به خود باورى رسيده‌اند و كتاب وجود خود را خوب شناخته‌اند. كسى كه به خود باورى رسيده است، توليد كننده علم است نه مصرف كننده آن و... .خود باورى، اضافه كردن علم ديگران به علم خود است كه »اعلم الناس من جمع علم الناس الى علمه« ٥ ؛ دانشمندترين مردم كسى است كه علم ديگران را به دانش خود اضافه كند. خود باورى بهره نگرفتن از دستاوردهاى ديگران نيست. خود باورى، آگاهى از سرمايه‌هاى معنوى و تاريخى خود است. خود باورى مطلق كردن آنچه خود داريم نيست. خود باورى، در گذشته ماندن نيست، بلكه حركت به سوى آينده است. خود باورى، يعنى آفرينندگى و پويايى. خود باورى، يعنى نوسازى و بازسازى دائم فرهنگ. خود باورى يعنى توجه به شرايط زمان و مكان. خود باورى، رهايى از نفس و رهايى از سلطه هوس و عدم پرستش نفس است. خود باورى، يعنى پرواز با دو بال عشق و علم و نايل شدن به اين باور كه عشق و علم است كه حركت مى‌آفرينند.

موفقيت و اصل تعديل انتظارات
اين اصل مهم نيز از قرآن گرفته شده است: »لا يكلف الله نفسا الا وسعها« ٦ ؛ يعنى خداوند خالق ما مى‌فرمايد: من به اندازه توان و وسع شما از شما انتظار دارم. افراد موفق در واقع اين گونه‌اند. نه خود را دست كم مى‌گيرند و احساس حقارت و كمترى مى‌كنند، نه خود بزرگ بين و مغرور هستند؛ انتظارشان از خود متناسب با توانشان است. هر كس بايد از خودش انتظارهايى واقعى داشته باشد و به اصطلاح به خودش زور نگويد. از مرغابى انتظار است در شنا كردن موفق باشد و از خرگوش در دويدن.

موفقيت و اصل خداشناسى
افراد موفق، همواره خداوند را نيروى لا يزال الهى و يك قدرت نامتناهى مى‌شناسند، از اين رو همواره به ياد خداوند بوده، معتقدند كه خداوند است كه علت سبب ساز و عامل سبب سوز است. اگر مشيت خدا اقتضا كند، هر كارى به ثمر مى‌رسد: »فانما يقول له كن فيكون«٧.
از سوى ديگر همين اعتقاد نوعى آرامش را به همراه دارد كه »الا بذكر الله تطمئن القلوب« ٨. خداشناسى به فرد موفق اين باور را مى‌دهد كه نيروهاى ما محدود به نيروهاى مادى نيست، بلكه نيروهاى معنوى و الهى هم دخيلند و اينكه اگر در پيدايش يك معلول صد عامل مؤثر باشد، يك عامل مهم است و آن علت العلل عالم هستى، يعنى خداوند است. فرد موفق پس از حركت و تلاش مى‌گويد اگر خدا بخواهد مى‌شود.

موفقيت و اصل هدفمندى
افراد موفق در زندگيشان هدفمند، هدفدار، هدفگرا و هدف مداراند؛ يعنى براى هدف خاص تلاش مى‌كنند و هدف، نقطه و موقعيت مطلوبى است كه قصد نيل به آن را دارند. حال مهم چگونگى انتخاب هدف است؛ به عبارت ديگر، هدف‌ها چگونه بايد انتخاب شوند؟ هدف‌ها دقيقاً به ارزش‌ها باز مى‌گردند؛ براى مثال در جامعه‌اى كه خدمت به خلق خدا ارزش باشد، هدف‌ها هم ارزشى است و در مقابل، در جامعه‌اى كه ماديات ارزش است، هدف‌ها هم رنگ و بوى مادى و غير ارزشى به خود مى‌گيرند. در تفكر اسلامى نيز اين گونه است، به همين دليل ورزش براى ورزش، هنر براى هنر، خوردن براى خوردن و... بى ارزش است. وجهى از اينكه خواب مومن عبادت است، اين است انسان مومن مى‌خوابد تا براى انجام يك كار ارزنده و مفيد خدمت به جامعه تجديد قوا كند؛ يعنى در تفكر اسلامى هر حركتى هدفمند است؛ حتى خوردن و خوابيدن. نكته مهم در اصل هدفمندى و ارتباط آن با موفقيت، داشتن هدف‌هاى سنجيده، منطقى، واقعى، ارزشمند و قابل وصول است و ارزشمند بودن هدف اهميت فراوانى دارد؛ مانند ساير اصول دخيل در موفقيت، اصل ارزشمند بودن و منطقى و سنجيده بودن هدف در سلامت روان فرد نيز مؤثر است. فردى كه به دنبال هدف غير منطقى و غير قابل وصول است، به آن دست نمى‌يابد. چنين فردى از نظر روحى و رفتارى دچار مشكل مى‌شود. نكته آخر در ارتباط با اصل هدفمندى آنكه انسان‌هاى بصير و آگاه، با ديدگاه ژرف و عميق و وسيع به بشريت مى‌انديشند؛ همان گونه كه پيامبر به سعادت بشريت مى‌انديشند و براى جامعه خود غصه مى‌خوردند، چون در اهداف خود به بشريت مى‌انديشيدند .

موفقيت و اصل اراده ورزى
بى‌ترديد انسان‌هاى موفق داراى اراده‌اى قوى هستند. باز هم از آيه شريفه قرآن مدد مى‌گيريم كه »قضى الامر كن فيكون«. در اينجا اراده الهى به امر تعبير شده است. هرگاه اراده الهى اقتضا كند كه چيزى بشود، پس مى‌شود. انسان هم به منزله خليفه خداوند بر روى زمين كه روح خدايى در وجودش دميده شده، مى‌تواند صاحب اراده نسبى باشد؛ لذا افراد موفق داراى انگيزه‌اى والا هستند و معتقدند كه »خواستن ؛ توانستن«، است اما باز هم تاكيد مى‌شود كه بايد براى يك هدف منطقى و سنجيده و قابل وصول و ارزشى اراده كرد نه براى هر خواست و هدفى چه بسيار افرادى كه هدفى را انتخاب مى‌كنند؛ اما براى وصول به آن اراده نمى‌ورزند و در نتيجه از رسيدن به مطلوب و هدف مورد نظر باز مى‌مانند.

موفقيت و اصل برنامه‌ريزى
تمام افراد موفق براى زندگى خود برنامه دارند. ما در اصطلاح داريم كه » فلانى مثل ساعت كار مى‌كند« ؛ يعنى دقيق، منظم و با برنامه است. اين اصل مهم را در فرهنگ اسلامى خود نيز داريم؛ براى مثال فريضه نماز بر يك نظم و ترتيب خاص ادا مى‌شود. اين گونه نيست كه فرد مكلف در هر ساعت از شبانه روز كه تمايل داشته باشد، نماز صبح را به جا آورد. برنامه‌هايى از اين دست، در فرهنگ غنى اسلام فراوان است.
اصل برنامه‌ريزى با اصل مهم ديگرى همراه است كه همان »نظم و تربيت« است. ما مدعى تبعيت از الگويى هستيم كه مى‌فرمايد: »اوصيكم بتقوى الله و نظم امركم« (حضرت على عليه السلام). افراد با برنامه و با نظم، حتى خوراك و خوابشان هم با برنامه است.

موفقيت و اصل اجراو عمل گرايى
بزرگى سراسر به گفتار نيست دوصد گفته چون نيم كردار نيست
يعنى انسان اگر بهترين برنامه را بريزد، اما عمل نكند، فاقد ارزش و فايده است. به همين دليل در فرهنگ ما بر عالم بى‌عمل انتقادها و اشكال‌هاى فراوانى وارد شده است كه »عالم بى عمل، درخت بى ثمر« است. قرآن كريم در آيات فراوانى به ايمان همراه با عمل تأكيد كرده است: »و بشر الذين امنوا و عملوا الصالحات« ٩؛ يعنى بشارت بده كسانى را كه علاوه بر آنكه ايمان آوردند، به آن عمل كردند يا در آيه ديگر كه مى‌فرمايد: »يا ايها الذين امنوا لم‌تقولون ما لاتفعلون«١٠؛ و مبادا ما از كسانى باشيم كه به آنچه مى‌گوييم عمل نكنيم.
بنابراين تمام افراد موفق عامل هستند. چه بسيار افرادى كه حرف‌هايشان عالى و زيباست؛ اما عملكردشان ضعيف است. در جامعه هم نمونه‌هاى عينى آن را بسيار ديده‌ايم؛ شعارهايى زيبا چون عدالت اجتماعى، فقرزدايى، فقر ستيزى داده مى‌شود، اما مادام كه عملى نشود موفقيتى را براى جامعه در پى نخواهد داشت. دين اسلام دين عمل است و اساساً به همين دليل در »يوم الحساب« اين اعمال انسان است كه مورد بررسى و ارزيابى قرار مى‌گيرد. و ايمان ما با ايمان عملى كامل مى‌گردد. حضرت على (عليه السلام) به زيبايى در اين مورد فرموده است: »انكم الى اعراب الاعمال احوج منكم الى اعراب الاقوال«١١؛ همانا شما به درست عمل كردن بيشتر نيازمند هستيد، تا درست سخن گفتن.

موفقيت و اصل استفاده بهينه از زمان
راز و رمز پويايى شيعه »زمان‌شناسى« و توجه مقتضيات زمان و مكان است، بنابراين مهم است كه ما هم زمان‌شناس باشيم و هم از زمان به صورت بهينه استفاده كنيم كه سعدى عليه الرحمه فرموده است: »عمر برف است و آفتاب تموز«، افراد موفق از لحظه لحظه عمرشان به طور سازنده و مفيد بهره مى‌برند. جا دارد به خوانندگان اين سطور، به خصوص جوانان عزيز توصيه كنيم كه قدر لحظات جوانى خود را دانسته، وقت خود را ساعت‌ها صرف ديدنى‌ها، شنيدنى‌ها و خواندنى‌هاى بى پيام و بى هدف نسازند.
نكته قابل تأمل اينكه بيست و چهار ساعت شبانه روز، به طور يكسان در اختيار تمام افراد بشر است. اما چگونه است كه مردم يك جامعه و يك كشور، از اين زمان به نحو احسن بهره مى‌گيرند، اما در جامعه ما اين گونه نيست؟ كشورى كه با مجاهدت و جانفشانى، انقلابى را به ثمر رسانده، جنگ تحميلى را پشت سر گذاشته و هم اكنون درگير مشكلات و مسائل بسيارى است، نبايد نصف ايام سال را در تعطيلات سپرى كند. مطابق يك گزارش رسمى از ٤٢٠ ميليارد ساعت كارى در كشور ٢٠ ميليارد ساعت تعطيل است. آيا كشورى كه بايد با تمام قوا كار كند، ساعات كار مفيدش اين گونه است؟! در كشورهاى پيشرفته يك ساختمان با يك مديريت و برنامه‌ريزى حساب شده ظرف سه ماه (در سه شيفت) ساخته مى‌شود. در حالى كه در كشور ما، چه بسيار طرح‌ها و پروژه‌هايى كه به حالت نيمه تمام به حال خود رها شده و سرمايه‌هاى ملى در حال از بين رفتن است. از آنجا كه افراد سازنده جوامع هستند، موفقيت تك تك افراد به معنى موفقيت جامعه و كشور است. متأسفانه به راحتى وقت را هدر مى‌دهيم، در حالى كه دائما مى‌گوييم: »وقت طلاست«! پس توجه داشته باشيم كه امروز همان فردايى است كه ديروز در فكر آن بوديم.
امروزه اهميت مسئله استفاده بهينه از زمان تا آنجاست كه در رشته علوم انسانى، رشته »مديريت زمان« ايجاد شده است و به دانشجويان و دانش‌آموزان درباره تنظيم وقت آموزش مى‌دهند:
How to manage your time

موفقيت و اصل اولويت بندى
انسان عاقل كيست؟ انسان عاقل كسى است كه ميان امر مهم و مهم‌تر به مهم‌تر مى‌پردازد. انسان موفق كسى است كه اولويت را مشخص مى‌كند؛ براى مثال اشتغال زن از مواردى است كه در دين مبين اسلام هم براى آن محدوديت و ممنوعيتى نيامده است ؛ اما يك زن بايد توجه داشته باشد كه او نقش همسرى و مادرى را هم به عهده دارد. حال زنى كه در زمينه كار خارج از خانه‌اش و به اصطلاح از لحاظ شغلى، فرد موفقى است، اگر به نقس مهم‌تر خود؛ يعنى همسرى و مادرى به خوبى نپردازد، نمى‌تواند ادعا كند كه فرد موفقى است، چون بين دو امر مهم و مهم‌تر او در امر مهم به موفقيت انديشيده است؛ در حالى كه همسردارى و تربيت فرزند در اولويت است و سلامت خانواده منوط به ايفاى نقش‌هاى زن و شوهر است.

موفقيت و اصل اميد و توكل
اصل مهم اميد و توكل كه آيات و روايات و احاديث مربوط به آن فراوان است و در اينجا فقط به جمله‌اى از حضرت امام خمينى (ره) بسنده مى‌كنيم كه مى‌فرمايند: »يأس از جنود شيطان است« و انسان مومن هرگز مأيوس نمى‌شود و از صميم قلب به خداوند توكل مى‌كند و فرد موفق، اگر شكست هم بخورد، به ياد مى‌آورد كه »لا تيأسوا من روح الله«، چرا كه مأيوس شدن از رحمت خدا كفر است و گناهى بزرگ.

موفقيت و اصل آينده نگرى
فرد موفق آينده نگر است و اين مثل غلط در فرهنگ ما كه مى‌گويد: »چو فردا بيايد، فكر فردا كنيم«، بسيار اشتباه است امروزه در دنيا براى بيست يا سى سال آينده برنامه‌ريزى مى‌شود؛ يعنى در كشورهاى پيشرفته، در تقويم سمينارها و كنفرانس‌هاى بين المللى مشاهده مى‌شود كه آمده است در سال ٢٠١٠ فلان سمينار در تاريخ مشخص با روز و ماه و فرد مسئول برگزارى آن سمينار و همايش بر پا مى‌شود؛ يعنى براى سال‌هايى كه فرا نرسيده، برنامه‌ريزى شده است. با اين مزيت براى فرد مسلمان كه بايد برنامه ريز و آينده‌نگر باشد، با تكيه بر جمله »ان‌شاء الله«.

موفقيت و اصل مقاومت و تسليم ناپذيرى
انسان‌هاى موفق، واژه »نمى‌توانم« را به راحتى نمى‌گويند. توجه به زندگى رهبر كبير انقلاب امام خمينى، در بر گيرنده اين اصل مهم است. ايشان قيامى را در خرداد سال ٤٢ آغاز نمود و عليرغم تمام سختى‌ها و سركوب‌ها، هدف مقدس خود را رها نكرد و تسليم نشد تا سرانجام، تلاش‌ها، مقاومت‌ها در بهمن ٥٧ به ثمر نشست. نمونه هايى از اين دست فراوان است.

موفقيت و اصل تدبر و تفكر:
افراد موفق همواره تفكر مى‌كنند. خداوند متعال در قرآن مجيد حقايقى را از سرگذشت امم و جوامع گذشته بيان مى‌كند و با تعابير »افلا تعقلون«، »افلا تدبرون«، »افلا تفقهون« و »لايات لقوم يتفكرون« ما را به تدبر و تفكر پيرامون گذشتگان، خود و جهان پيرامون دعوت مى‌كند. متأسفانه در نظام آموزشى و خانوادگى جامعه ما، به اين اصل مهم پرداخته نمى‌شود. اين خلا وجود دارد كه ما به فرزندان و جوانان خود درست انديشيدن را نمى‌آموزيم همه ما صاحب قوه عقل و تفكر هستيم و تفاوت انسان‌ها در نوع انديشيدن آنهاست.
»فرانسيس بيكن« پدر تجربه گرايى مثل معروفى دارد كه عده‌اى طلبه مسيحى جايى جمع بودند، در اين ميان يكى از طلبه‌ها پرسيد كه اسب چند دندان دارد؟ طلبه‌هاى ديگر مى‌گويند: پاسخ اين سوال را نمى‌دانيم ؛ اما به سراغ انجيل عهد عتيق و انجيل عهد جديد مى‌رويم و مطالعه مى‌كنيم و قرار بر اين مى‌شود كه تحقيق كرده و يك هفته بعد نتيجه بررسى شود. در موعد مقرر كه كنار هم جمع مى‌شوند، همگى اعلام مى‌كنند كه به نتيجه‌اى نرسيده‌اند و پاسخ را در انجيل نيافته‌اند. يك طلبه جوان در آن ميان مى‌گويد كه پايين اصطبل است برويم و دهان اسب را باز كنيم و دندان‌هاى آن را بشماريم. ساير طلبه‌هاى مسيحى وقتى اين پاسخ را مى‌شنوند، شروع به ضرب و شتم فرد پيشنهاد دهنده مى‌كنند و او را به باد انتقاد مى‌گيرند كه چطور پاسخ چيزى كه در انجيل عهد عتيق و انجيل عهد جديد نيامده، اين گونه به دست مى‌آيد؟ منظور از اين تمثيل آن است كه مطالعه هر مسئله راه و روش مناسب خود را دارد و نمى‌توان همه چيز را با عينك فلسفى به نظاره نشست. بنابراين، مجهز بودن به قوه تعقل و تذكر، بايد هر موضوعى را متناسب با راه مخصوص به خود مورد مطالعه قرار داد. افراد موفق به خوبى مى‌انديشند و تفكر مى‌كنند؛ در حال حاضر جوامع بشرى با استفاده از روش عملى به حل و فصل مسائل و مشكلات جامعه مى‌پردازند.
بى‌ترديد زندگى صحنه رويا رويى با مشكلات و غلبه بر آنهاست و اگر موانعى بر سر راه نباشد، قدر و ارزش بسيارى از چيزها عيان نخواهد شد، بنابراين مجموعه اصول عنوان شده به همراه تعدادى ديگر از اصول زمينه ساز موفقيت هستند.

پى‌نوشت‌ها:
١- نهج البلاغه
٢- سوره فصلت آيه شريفه ٦
٣- نهج البلاغه
٤- نهج الفصاحه
٥- نهج الفصاحه
٦- سوره بقره آيه شريفه ٢٨٦
٧- سوره بقره آيه شريفه ١٢٧
٨- سوره رعد آيه شريفه ٢٨
٩- سوره بقره آيه شريفه ٢٥
١٠- سوره صف آيه شريفه ٢
١١- نهج البلاغه
١٢- سوره يوسف آيه شريفه ٨٧