پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - غرب و اسلام ستيزى در رسانه - مرادى مجيد

غرب و اسلام ستيزى در رسانه
مرادى مجيد

معرفى كتاب »صورةالاسلام فى الاعلام الغربى«
نويسنده: دكتر محمد بشارى
ناشر: دارالفكر
سال و محل نشر: ٢٠٠٤ - دمشق

مسئله تصوير اسلام در رسانه‌هاى تبليغاتى غرب، در روزگار ما اهميتى ويژه يافته است، زيرا رسانه‌هاى تبليغاتى غرب، آينه جوامع غربى‌اند و از اين طريق مى‌توان، نگره غرب نسبت به اسلام و مسلمانان را كشف و درك كرد. دولت‌ها، سياستمداران و دستگاه‌هاى تبليغاتى غربى، براى دستيابى به اهداف خود از ابزارها و شيوه‌هاى متنوع تبليغى، بهره مى‌گيرند. مطالعات متعدد نشان داده است كه وقوع برخى حوادث مرتبط با مسلمانان، موجب افزايش سطح اقدامات غير واقع گرايانه مى‌شود.
به طور قطع مى‌توان گفت كه اسلام در بيشتر رسانه‌هاى تبليغاتى غرب، »خطرى بزرگ براى تمدن غربى« به حساب مى‌آيد و مسلمانان نيز عموماً گروه‌هايى خشونت طلب و تندرو كه جهاد را پيشه خود قرار داده و به چند همسرى (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سكولاريسم و آميختگى با ديگر مردم هستند، شناخته شده‌اند.
در رسانه‌هاى غربى، انسان مسلمان به گونه‌اى تصوير مى‌شود كه گويى سوار بر اسب در دست شمشيرى دارد يا عربى است كه كيسه‌اى پر از دلار را حمل مى‌كند و در حقيقت دستمايه جوك‌ها و طنزهاى روزنامه‌هاى غربى را فراهم ساخته است.
چنين تصوير غير واقعى و مغرضانه‌اى از مسلمانان در رسانه‌هاى اكثر كشورهاى غربى وجود دارد.

تصوير اسلام در رسانه‌هاى تبليغاتى فرانسه
در رسانه‌هاى تبليغاتى فرانسه، اسلام به شكلى تقليل گرايانه، در قالب جهانى بيگانه كه كمترين اشتراك ارزشى را با غرب دارد، تعريف شده است.
مشكل اينجا است كه اين تقليل گرايى، تنها متوجه جامعه اسلامى فرانسه نيست، بلكه مستقيماً دين و تمدن اسلامى را هدف گرفته است. مجموعه‌اى از واژگان جهت دهى شده، مانند تندروى، افراط، جهاد، جنگ مقدس، چند زنى، تروريسم، نفت، ايران، الجزاير، هجرت، احياى اسلامى سازى و حاشيه نشينى در دستگاه‌هاى تبليغاتى به كار گرفته مى‌شود تا ذهن مخاطب غربى - يعنى فرانسوى - را نسبت به اسلام بدبين كند.
چنين تصاوير تيره و تارى، به قاعده و مبنايى براى خواننده‌اى كه خود را از انديشيدن در اين قضايا معاف مى‌دارد و توان دستيابى به شناختى واقع گرايانه و صحيح را ندارد، تبديل مى‌شود. براى مثال در قضيه سلمان رشدى، غربى‌ها كوشيدند تا غرب را فضاى انسانيت، حقوق بشر و آزادى بيان نشان دهند و در مقابل، اسلام را به عنوان تهديد ابدى و منبع عدم تسامح و تندروى تصوير كنند.
با تحليل گفتمان تبليغاتى‌اى كه طى يك دهه اخير در غرب حاكم بوده است، روشن مى‌شود كه بى‌ترديد، راهبرد و برنامه ريزى شده‌اى براى ترويج هراس از اسلام در پشت اين گفتمان، سيماى اسلام در ابزارهاى تبليغاتى فرانسوى، چهره‌اى خشن و سياه است و مسلمانان، انسان‌هايى معرفى مى‌شوند كه تندروى، خشونت، جهاد، چند همسرى و انفصال از ديگر انسان‌ها را مبناى كار خود قرار داده‌اند.
براى نمونه، يك مؤسسه نظر سنجى در فرانسه، در سال ١٩٨٩ ميلادى، طى نظر سنجى از گروه‌هايى از مسلمانان و غير مسلمانان فرانسه، به اين نتيجه رسيد، در حالى كه مسلمانان، اسلام را مساوى صلح و پيشرفت مى‌دانند، غير مسلمانان به عكس، آن را با خشونت و ارتجاع پيوند زده‌اند. همين نظر سنجى در سال ١٩٩٤م نيز تكرار شد و در نتيجه، نسبت تفاوت و تضاد ميان نظر دو دسته به جاى اينكه كمتر شود، بيشتر شده بود و اين نشان مى‌دهد كه سياست تبليغاتى غرب در درازمدت، تيره‌تر كردن سيماى اسلام را تعقيب مى‌كند.

پديده اسلام هراسى
واژه »اسلام ترسى« در قاموس سياسى اروپا، معانى مشخصى دارد، چنان كه در قرن نوزدهم، واژه »سامى ستيزى« چنين وضعى داشت، تحت اين عنوان كه منظور از آن تروريسم اسلامى است، ده‌ها همايش و ميزگرد سياسى و فكرى در غرب برگزار شده است تا به بررسى نقاط هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى آن بپردازد.
نخستين كار نظر سنجى ميدانى از سوى مؤسسه‌اى مستقل كه محور پژوهش خود را اوضاع مسلمانان در انگلستان قرار داده است، انجام شد. مؤسسه رنيميد ترست پيش از اين نيز پژوهش مشابهى در باب سامى ستيزى در جهان، در سال ١٩٩٤ م انجام داده است. اين مؤسسه در پژوهش اخير خويش، ديدگاه‌هاى مختلف در باب نزاع كنونى ميان مسلمانان و غير مسلمانان را گرد آورى كرده و در پايان، به مجموعه‌اى از رهيافت‌هاى اجتماعى و حقوقى دست يافته كه در برقرارى پل‌هاى تفاهم ميان گروه‌هاى دينى در انگلستان يارى مى‌رساند.
اين پژوهش به دليل احساس نياز به آگاهى بخشى همگانى، نسبت به حساسيت‌هاى موروثى يا ساختگى مختلف، مورد توجه جدى قرار گرفت.
يكى از روزنامه‌هاى عربى، با اشاره به اين پژوهش، از آن چنين نتيجه گرفت كه ملت انگلستان در حال تبديل به ملتى است كه مسلمانان را ناخوش مى‌دانند. اين پژوهش كه به شكلى موثق، دقيق و اطمينان بخش، به وسيله گروهى از صاحب نظران انجام شده و در نوع خود، نخستين پژوهش به شمار مى‌آيد، نتيجه مى‌گيرد كه دلايلى وجود دارد كه در بريتانيا نسبت به مسلمانان اجهاف مى‌شود. اين پژوهش نسبت به خطر اين گونه رفتارها هشدار داده و به اتخاذ اقداماتى سريع براى مقابله با اين رفتار فرا مى‌خواند.
در كميسيون تحقيق پيرامون »اسلام هراسى«، ريچارد چارلز اسقف لندن و خاخام جوليا توبرگر و پروفسور اكبر احمد، استاد انسان‌شناسى دانشگاه كمبريج و دكتر زكى بدوى متفكر مسلمان و رييس دانشگاه اسلامى لندن و دكتر ريچارد استون رييس شوراى يهودى برابرى نژادى مشاركت دارند.
اين پژوهش اشاره مى‌كند كه در بيست سال گذشته، پديده اسلام هراسى روشن‌تر، خشن‌تر و خطرناك‌تر شده است و برانگيختن هراس از اسلام، گاه به گونه‌اى ويران‌گر و خباثت‌آميز جريان داشته است و به بخشى از زندگى روزمره بريتانيايى‌ها تبديل گشته است.
اين پديده شبيه سامى ستيزى است كه در اوايل قرن بيستم رواج داشته است. اين پژوهش مى‌افزايد: شيوع احساسات ستيزه جويانه نسبت به مسلمانان، مى‌تواند صداهاى معتدل در متن اقليت‌هاى مسلمان را خفه كند و تندروى و دشمنى نسبت به فرهنگ غربى را برانگيزد.
پروفسور گوردن كاونى از دانشگاه ساسكس كه رياست اين كميسيون را بر عهده دارد، در مؤخره‌اى كه براى اين پژوهش نوشته، آورده است كه هر جا ابزارهاى تبليغاتى رواج داشته باشد، بسيارى مردم از آن پيروى مى‌كنند و يكى از دلايل دشمنى نسبت به اسلام اين است كه به فرهنگ‌هاى مسلمانان به عنوان فرهنگ‌هايى جامد و ايستا و تماميت خواه و مخالف تكثر گرايى نگريسته مى‌شود.
از دلايل ديگر عداوت نسبت به اسلام، نظريه جديد درباره اسلام است كه آن را منبع تهديد براى تمدن غربى و جايگزين معاصر كمونيسم، فاشيسم، نازيسم و متضمن نيات جنگ طلبانه و توسعه طلبانه مى‌داند. دليل ديگرى كه وى براى دشمنى غربى‌ها با اسلام ذكر مى‌كند، اين ادعا است كه مسلمانان از اعتقادات دينى خود براى تحقق اهداف سياسى و راهبردى و نظامى بهره مى‌گيرند. هم چنين مخالفت نژاد پرستان با مهاجران است. نژاد پرستان معتقدند كه سنت‌هاى آسيايى منبع تهديد براى اصالت فرهنگ بريتانيايى است. با اينكه مسلمانان مى‌توانند، ارزش‌هاى فراوانى را به فرهنگ غربى انتقال دهند، اما غالباً از حلقه مناقشات نخبگان مستثنا مى‌شوند و حتى مى‌توان گفت كه غربى‌ها در حال پذيرش اسلام هراسى، به عنوان مسئله‌اى طبيعى هستند و چنان كه اين گزارش نشان مى‌دهد، بيان انديشه‌هاى مسلمان ستيز اهتمامى روز افزون در انگلستان يافته و اين خطر به طور جدى وجود دارد كه اسلام هراسى، به پديده‌اى ريشه دار در فرهنگ اين جامعه تبديل شود.