پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - مشروطه افسرده و آينده اميد - فیاض ابراهیم
مشروطه افسرده و آينده اميد
فیاض ابراهیم
. مشروطه واقعهاى است كه توسط روشنفكرى »مصادره« شده است؛ هم در بعد عينى خود واقعه و هم تفسير آن. بررسى چگونگى مصادره واقعى و مفهومى مشروطه، تاريخ صدو پنچاه ساله اخير ايران را تشكيل مىدهد؛ اين بررسى، ابعاد »گذشته، حال و آينده« را روشن مىكند.
٢. اگر هر واقعهاى را با اين فرمول و صورت تبيين كنيم كه نظريه واقعه واقعه ك نظريه ك واقعه ك نظريهك... .
پس بايد ديد كه چه نظريهاى، به مشروطه تبديل شد و چگونگى واقعه مشروطه مصادره شد و چه نظريه هايى اين واقعه مصادره شده را توليد كردند و وقايع بعدى را شكل دادند؟
٣. نظريههايى كه مشروطه به وجود آورد، نظريه ملاصدرا در دوران صفويه است كه در ايران باز توليد سياسى و اجتماعى كرد و به مشروطه تبديل شد. اين ريشه اصلى مشروطه بود كه توسط »اصول فقه دانان« صفويه و پس از آن در بين اخبارگرايان گسترش يافت. و فقه اجتهادى نيمه اول قاجاريه را تشكيل داد. شكست اخبارىها در دوران فتحعلى شاه قاجار، توسط علامه بهبهانى (ره) صورت گرفت و سپس توسط شيخ انصارى(ره) اين شكست تئوريزه شد كه اين اصول گرايى همراه با فقه استدلالى جواهرى، واقعه رژى و تنباكو را به وجود آورد.
٤. اين بسط تئوريك تاريخى ايرانى كه در نيمه قاجار به اوج خود رسيد، در حال عوض كردن ساختار (واقعيت) بود و علامت آن بزرگ شدن و به روز شدن فلسفه اعتبارى اسلامى (اصول فقه) بود كه با استفاده از مشرب صدرايى مسير خود را طى مىكرد. به همين دليل، فيلسوفان روششناسى اعتبارى سعى كردند تا مشروطه را تئوريزه نمايند (آخوند خراسانى و ميزاى نائينى).
٥ . اين تئوريزه زمانى و مكانى، توسط فيلسوفان در حال به وجود آمدن و اوج گرفتن بود كه به وسيله گروه ديگر مصادره شد. از زمان شكست قرارداد رژى و نقش رهبرى روحانيت (ميرزاى شيرازى)، فلسفه اعتبارى (شاگردان رسائل، در اصول عمليه شيخ انصارى) به صحنه عمل آمد و قدرت آن در ايران آشكار شد.
٦. امپراطورى آنگلوساكسونها (انگليس) اين حركت اصلاحى عظيم را مصادره كرد و تلاش نمود تا رهبرى نهضت را در دست بگيرد، به همين دليل مشروطه طلبان حمايت كرد و غربزدگى سياسى و اجتماعى را به وجود آورد. نفوذ انگليس را در طول مشروطه، از اول تا آخر مىتوان ديد، و اين هدايت توسط نيروهاى داخلى انگليس، مثل سرجان ملكم خان رخ داد كه به وسيله نفوذ در رهبرى مشروطه (بهبهانى) تحقق يافت.
٧. بر همين اساس، »نظريه مشروطه مشروعه ريشه دار در اصول فقه« به نظريه تجدد و تكامل انگلوساكسونى تبديل شد. اين مصادره تئوريك انقلاب مشروطه به مصادره خود انقلاب منجر گرديد. و رهبرى مشروطه به دست انگليسى افتاد و نتيجه اين كار اولاً ترور و اعدام رهبران واقعى مشروطه (مثل شيخ فضل الله نورى) و ترور آخوند خراسانى بود و از آن به ترور رهبران شاخهاى مشروطيت مثل بهبهانى و طباطبائى پرداخته شد.
٨. مشروطه افسرده، تاريخ بعد از مشروطه را رقم زد. نتيجه مشروطه افسرده، افسردگى اصحاب بعدى آن بود؛ خودكشى صادق هدايت، خانه نشينى دهخدا و خروج از ايران به سوى اروپا (جمالزاده، كاظم زاده و فتحعلى آخوند زاده و...) موسيقى زمان پس از مشروطه افسرده شد (موسيقى بنان) و از مشروطه افسرده يك »استبداد انگليسى« در آمد كه نام آن »آزادى و تجدد« بود؛ يعنى رضا خان.
٩. آزادى و تجدد رضا خانى همان آزادى در غريزه بود كه باطن مدرنيسم اروپايى بود (كشف حجاب اجبارى براى آزادى جنسى سعى در پيدا كردن يك الگوى باستانى براى آن بودند كه ايران قبل از اسلام بود، پس مشروطه به ضد مشروطه تبديل شد و مشروعه به ضد مشروعه و همه اينها به وسيله انگليس و عامل داخلى آن، يعنى محمد على فروغى (فراماسون يهودى) انجام گرفت و از اين طريق ايران از نفوذ روسيه خارج و در حوزه نفوذ تاريخى انگليسىها قرار گرفت.
١٠. حكومت پهلوىها نتيجه مشروطه مصادره شده بود و هر كس بر اين »مشروطه مصادره شده« تأكيد كند بايد نفوذ سالهاى سال انگليسىها در ايران را تأييد كند و در كنار آن حكومت پهلوى، وابسته آنها را نيز قبول كند. چنان كه روشنفكران عهد پهلوى از چپ و راست آنرا تأييد كردند و نمونه تأييد آنها انقلاب سفيد امريكايى در ايران بود كه جايگزين تجدد رضاخانى شده بود و نام توسعه به خود گرفت. توسعهاى كه به نابودى كشاورزى و فرهنگ روستايى منتهى شد و حاشيه نشينى شهرى و انحرافات و انحطاطهاى ناشى از آن به وجود آمد و قشر متوسط مصرفى(فكرى و كالايى) خلق شد كه وابستگى اقتصادى سياسى و فرهنگى ايران به غرب را شكل داد (البته هرگز دفاع از نظام مالك و رعيتى در قاموس عدل اسلامى راه ندارد).
١١ . نظام مالك و رعيتى كه در انقلاب سفيد امريكايى از بين رفت، براى رهايى مردم از دست مالكان بى رحم نبود، بلكه براى شكستن شبكه سنتى اقتصادى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى بود و براى اينكه فرهنگ معرفى امريكائى را تا عمق روستاها رواج دهند و در نهايت ايران در يك فرآيند توسعهاى، به صادر كننده نفت و مصرف كننده كالاهاى امريكائى تبديل شد.
اين وضعيت ساختارى، وضعيت معرفتى دانشگاههاى جديد را به وابستگى معرفتى تبديل كرد كه تا حال ادامه دارد (مثل مطرح شدن ISI براى كسب اعتبار علمى دانشگاهها)
١٢. حوزههاى علميه نيز از مشروطه افسرده بى بهره نماندند. پس از مشروطه ديگر حوزههاى علميه نتوانستند در حوزه فلسفه وجودى (فلسفه مرسوم) و فلسفه اعتبارى (اصول فقه) قد علم كند و فقط توانست »مجتهد مقلد« را تربيت كند (استاد مطهرى) پس براى زنده كردن حوزههاى علميه و توليد فيلسوفهاى برجسته و باز توليد معرفت ايرانى مخدوش شده در يك قرن و نيم اخير بايستى به بررسى فلسفه وجودى و اعتبارى حوزهها با توجه به معارف امروز و زمانه و مكانه پرداخت و دانشگاهها را بومى كرد و گر نه از سيطره نظريهاى مشروطه افسرده خلاصى نخواهيم يافت.
١٣. »وارثان مشروطه افسرده« در ايران امروز در حال برنامه ريزى براى آينده مىباشند و در قالب »تز جهانى شدن« در حال اجرا مىباشد. تز جهانى شدن، ادامه تز رضا شاهى تجدد و ادامه تز توسعه محمد رضا شاهى مىباشد كه اين نيز به انحطاط دانشگاهى و حوزوى و جامعه ايرانى منجر خواهد شد چرا كه اين تز انگلوساكسونى براى جهان امروز مىباشد و به دنبال مصادره انقلاب اسلامى ايران مىباشد.
١٤ . افسردگى تاريخى، معرفتى، ساختارى ناشى از مشروطه افسرده، بايستى قطع شود تا نشاط و تفاهم و انسجام اجتماعى در ايران امروز و آينده به وجود آيد. انقلاب اسلامى تا حال موفق شده كه اين افسردگى را تا حدى قطع كند ولى داراى فراز و نشيب بوده است. در خود انقلاب و سپس جنگ يك نوع نشاط اجتماعى به وجود آمد، ولى با شروع بازسازى و توسعه اقتصادى و دوم خرداد، جامعه دوباره دچار بحرانهاى فزاينده و تحليل رفتن نيروى اجتماعى و سپس ركود و افسردگى اجتماعى شده است ولى با انتخابات اخير كه »انقلاب در انقلاب« بود، جامعه دچار نشاط شد و دولت جديد با سياست بومى سازى معرفت و دانشگاهها و نزديك كردن حوزههاى علميه به جامعه و دانشگاه، با توجه به فلسفه اعتبارى موجود در حوزهها (اصول فقه و روششناسى)، اساسىترين حركت خود در اين راستا آغاز شود.