پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - جهانى سازى تسخير - شیرودی مرتضی
جهانى سازى تسخير
شیرودی مرتضی
از جهانى شدن برداشتهاى مختلفى صورت گرفته، از اين رو، يك نوع سر در گمى در اين باره، پديد آمده، لذا، بسيارى درباره جهانى شدن، عقايدى را بيان مىكنند، بدون اين كه با صراحت مشخص كنند، كه منظور آنان از اين اصطلاح چيست؟مثلاً، گروهى جهانى شدن را مرحلهاى از سرمايهدارى توصيف مىكنند، و گروهى ديگر، جهانى شدن را شيوه جديدى از تفكرمىدانند، امّا پنج برداشت مهّمتر وجود دارد، كه تعريف گستردهترى از جهانى شدن را ارائه مىدهند، كه عبارتند از: بينالمللى شدن، آزادسازى، جهانگسترى، غربىكردن يا نوگرايى و قلمروزدايى.(١)
واژه جهانى، در جهانى شدن به معناى بين لمللى شدن، صفتى براى توصيف روابط برون مرزى، ميان كشورها، و اصطلاح جهانىشدن، مشخص كننده توسعه مبادلات بينالمللى و وابستگى متقابل است، كه شواهد اين نوع جهانى شدن را در تحرك و جابهجايى فزاينده مردم و همچنين، جابه جايى پيامها و انديشهها در ميان كشورها، مىتوان مشاهده نمود.جهانى شدن به معناى آزادسازى به فرآيندى گفته مىشود كه دولتها در فعاليتهاى ميان كشورها برقرارمىكنند، و هدف آن به وجود آوردن اقتصاد جهانى آزاد و بدون مرز مىباشد، كه كاهش گسترده يا حتى لغو موانع تجارى مربوط به قوانين و مقررات كنترلهاى مربوط به سرمايه و...، در دهههاى اخير، شواهدى بر اين نوع جهانى شدن مىباشد.
در برداشت سوّم، كه جهانى شدن به معناى جهان گسترى است، واژه جهانى به معناى، سراسر دنيا، و جهانى شدن يعنى فرآيند انتشار تجربيات و هدفهاى گوناگون براى مردم سراسر جهان است. در جهانى شدن به معناى غربى كردن، و نوگرايى به شكل آمريكايى، نوعى پويايى است، كه از طريق آن، ساختارهاى اجتماعى نوگرايى (سرمايه دارى، عقلگرايى، صنعت گرايى، ديوان سالارى و...) در سراسر دنيا گسترش پيدا مىكند، و به طور طبيعى، فرهنگهاى پيشين و خودمختار محلى را نابود خواهد كرد. در نگرش پنجم كه جهانى شدن را قلمروزدايى مىداند، تجديد شكلبندى جغرافيايى صورت مىگيرد، به طورى كه فضاى اجتماعى، ديگر به طور كامل بر حسب سرزمينها، فاصلههاى ارضى و مرزهاى سرزمين، شناسايى نمىشود. بر اين اساس، به عنوان مثال:ديويد هلد (David Held) و تونى مكگرو (Tony mcGrew) جهانى شدن را نوعى فرآيند، يا مجموعهاى از فرآيندها، كه در برگيرنده دگرگونى در سازمان فضايى روابط اجتماعى و تبادلها است،(٢) تعريف كردهاند.
در مباحث جهانى شدن، علاوه بر مسائل مربوط به تعريف و ابعاد آن، موضوع مهّم ديگر، تاريخچه جهانى شدن است، كه در اين خصوص، نظريات مختلفى وجود دارد، كه عبارتند از: اين كه گروهى جهانى شدن را فرآيندى مىدانند كه از شروع تاريخ بشرى، آغاز شده و تأثيرات آن با گذشت زمان، افزايش يافته و در سالهاى اخير، يك جهشى ناگهانى داشته است. عدّهاى ديگر معتقدند، كه در سالهاى اخير رشد آن شتاب گرفته. گروه سوّم، بر اين باورند، جهانى شدن، پديدهاى متأخر است، كه همراه با فرآيندهاى اجتماعى تحت عناوين فراصنعتى،فرا تجدّد،يا بىسازمانى سرمايهدارى،بوجود مىآيد.
امروزه، گسترش تأثير ارتباطات جهانى به مدد بسيارى از ابزارهاى نوظهور نظير، ماهواره، اينترنت، پُست الكترونيك، فيبر نورى و...،فرهنگهاى بومى و محلّى را دست خوش تغيير و تحولات گاه عميق، كرده،و آنچه كه مسلَّم است، بازيگران و كارگردانان اصلى اين تغيير و تحولات، صاحبان شركتهاى فراملّى و سازمانهاى غيردولتىاند، كه عمدتاً خمير مايه و جوهرهاى غربى و آمريكايى دارند،و آنها، سوداگران فرهنگى در عرصه فرهنگ جهانى به شمار مىآيند. شركتها و سازمانها با ايجاد و راهاندازى يك شاهراه اطلاعاتى سعى دارند، تا مسير تعاملات فرهنگى را يك سويه سازند. در اين ميان، جهانى شدن،همچون فرآيندى فراگير، كه خود را وارد بسيارى از حوزههاى اجتماعى از قبيل، اقتصاد، فرهنگ و سياست نموده است، به كمك و يارى ارتباطات بينالمللى توانسته، تا بسيارى از دروازهها را به سوى خود بكشاند.
رژيم اشغالگر قدس نيز،متأثر از پديده جهانى شدن سياستهاى مختلفى را در جهت رسيدن به اهداف شوم خود كه از جمله سلطه بر خاورميانه و سپس تسخير جهانى مىباشد،به كار برده و مىبرد. صهيونيستها با تلاش وسيعى كه از سالهاى قبل نمودهاند، موفق شدهاند، بسيارى از خبرگزارىهاى معروف جهان و شبكههاى نامدار تلويزيونى بينالمللى را در اختيار بگيرند.تسخير وسايل ارتباط جمعى، يعنى تلاش براى تسخير اذهان و محيط فرهنگى ملّتهاست.(٣) رژيم اشغالگر قدس سال هاست كه در تسخير اذهان و محيط فكرى ملتها، برنامهريزى نموده، و براى تحقق آرمانهاى خود، به صرف بودجههاى كلان براى جذب، تحقيقات و گسترش پژوهش و تحقيقات فنى و علمى در خاورميانه دست زده است.
صهيونيستها براى از بين بردن روحيه و تفكر صهيونيسم ستيزى، سعى داشتهاند از طُرق مختلف، موجبات محو آن روحيه را مهيّا نمايند، كه يكى از آنها، نفوذ در فرهنگ كشورهاى اسلامى و به ويژه خاورميانه است. رژيم صهيونيستى، با خريد وسيع هنرمندان مختلف، به ويژه هنرمندان عرب، فراهم نمودن زمينه ورود افراد گوناگون به اسرائيل، به بهانه آشنايى با فرهنگ ملّى و آداب و رسوم اسرائيلى، و هم، با برقرارى ارتباطات سياحتى، از مراكش و تونس گرفته تا لبنان و...، در صدد نفوذ به فرهنگ اعراب است. در كنار اين برنامههاى عمومى و كلّى، برخى خط مشىهاى خردتر نيز،توسط اسرائيل به مرحله اجرا در آمده، كه به بررسى برخى از آنها مىپردازيم.
از جمله روشهاى صهيونيستها براى نفوذ فرهنگى، بهرهگيرى از رسانههاى جمعى عرب است، به گونهاى كه با استفاده از آن، نسبت به عادىسازى روابط فرهنگى، تلاش كنند و از شدّت دشمنى و عداوت آنها نسبت به صهيونيسم كم كرده، و حساسيّتهاى جوامع اسلامى را در اين رابطه كاهش دهند. در اين راستا، حساسترين حركت رسانههاى گروهى عربى، برخورد دوستانه و نه از سر دشمنى با صهيونيستهاست، و شايعترين آنها، مصاحبهها و تماسهاى مستقيم با اعضاى حكومت اين رژيم مىباشد.پخش مستقيم توافقات اعراب- اسرائيل، توسط تلويزيونهاى عربى، مصاحبه با نخست وزير اسرائيل توسط برخى از شبكههاى تلويزيونى عربى، برگزارى ميزگردهاى فرهنگى بين صهيونيستها و چهرههاى فرهنگى عرب و...،از نمونههاى ديگر آن مىباشد. يكى ديگر از منافذ ورودى و تهاجم فرهنگى صهيونيسم براى طرح فرهنگ خود، تكريم و بزرگداشت چهرههاى فرهنگى عرب در اسرائيل و يا در سفارت خانههاى رژيم صهيونيستى است، كه با اين كار هم حدود و ثغور فرهنگى در هم شكسته مىشود،و هم با حمايت از چهرههاى فرهنگى عرب، حساسيت جهان عرب نسبت به خود را كاهش مىدهد.به علاوه،يكى از نمونههاى آن برگزارى مجلس بزرگداشتى، در سفارت خانههاى اسرائيل براى جبران خليل جبران،اديب سرشناس و معروف عرب مىباشد.
نمونه ديگر، برنامهريزى سفرهاى فرهنگى و هنرى نويسندگان و هنرمندان به اسرائيل و اجراى برنامههاى عربى در تلآويو است، كه نمونههاى آن حتى در مورد كسانى كه كتاب درباره مقاومت فلسطينى نوشتهاند، يا شعر مقاومت سرودهاند،و با سرمايهگذارى مشترك وزارت اعلام مصر و اسرائيل ديده مىشود، و يا ميزگردهاى مشتركى كه گروه عرفات با نويسندگان صهيونيست برگزار كردهاند.اينها نمونههايى از تلاش فرهنگى اسرائيل براى حذف حساسيتهاى فرهنگى و تحميل فرهنگ خود در عرصه جهانى شدن است.
صهيونيستها براى سلطه فرهنگى بر خاورميانه بعد از قرارداد مادريد ١٩٩١/ ١٣٧٠، اقدام به سازماندهى مؤسسات، سازمانهاى تحقيقاتى، تبليغى، فكرى و فرهنگى نموده كه هدف آنها ايجاد ارتباط فرهنگى بين صهيونيستها و مسلمانان است. اين مؤسسات براى آن تشكيل شدهاند كه به تغيير رويه مردم و فرهنگ عمومى مسلمانان، برنامهريزى نمايند، يكى از مهّمترين اين مؤسسات، مؤسسهاى تحقيقاتى است كه تحت عنوان سازماندهى صلح و همكارى بين اعراب و اسرائيل بر نقطه نظرات مشترك فرهنگى،نامگذارى شد،و بسيارى از مسؤلين سياسى و صاحب نام آمريكايى در آن عضويت دارند. نمونه ديگر، آغاز به كار يك مركز آكادميك اسرائيلى در قاهره است كه نسبت به شناسايى شبكههاى ضد صهيونيستى، تلاش فراوانى انجام داده. از حربههاى ديگر اسرائيلىها، نفوذ و بهكارگيرى سازمانهاى بينالمللى مىباشد. سازمانهاى بينالمللى، كه در سالهاى اخير، به عنوان ابزار قدرتهاى بزرگ به خصوص پروسه جهانىسازى آمريكايى، در خط مقدم جبهه فرهنگى قرار داشتهاند. از جمله اين سازمانها،سازمان يونسكو، سازمان گفتگوى يهودى و عربى، مركز فرهنگى آلمان در مصر است كه به عنوان پُل ارتباطى اسرائيل عمل مىكند، و ماهانه از نويسندگان اسرائيلى براى برگزارى كنفرانس با نويسندگان مصرى، دعوت مىنمايد. سازمان يونسكو، در سپتامبر ١٩٩٤/ شهريور ١٣٧٣، در تونس، كنفرانسى تحت عنوان بررسى ابعاد خلاقّيتهاى شعرى، رمّاننويسى جهان عرب در آستانه قرن بيست و يكم،تشكيل داد، كه نويسنده معروف صهيونيست ،سامى ميخائيل كه اصلىترين تئوريسين فرهنگى عادىسازى روابط اسرائيل و اعراب است،به همراه اصلىترين چهرههاى فرهنگى عرب مانند: ظاهر بن جلوان و اميل حبيبى كه جايزه صلح فرهنگى را از نخست وزير رژيم صهيونيستى دريافت كرد،در حمايت از موضع صهونيستها در جهان عرب سخن مىگويند. به اضافه افراد ديگرى چون، طيب صالح، صلاح ستيته و... به جهانىسازى فرهنگ آمريكايى- اسرائيلى مشغولاند.
با پيدايش سازمانهاى بينالمللى چون سازمان ملل متحد، شوراى امنيّت و سازمانهاى ديگر، رژيم صهيونيستى همواره، درصدد بوده، تا در سايه اين سازمانها حركت نموده،و تدابيرى را، در جهت نيل به جهانىسازى اهداف خود، اتخاذ نمايد، كه بهرهبردارى از اين سازمانها را مىتوان از بدو شكلگيرى دولت اسرائيل مشاهده نمود، و آن متوسل شدن آنها، به سازمان ملل متحد در جهت صدور قطعنامهاى مبنى بر تشكيل دولت مستقل يهودى است.اين سياست اسرائيل در دهه اخير نيز، در قالبهاى مختلف به اجرا در آمده، كه مىتوان نمونههايى، چون دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروريسيم و... را نام برد.رژيم اشغالگر قدس، در قالب موارد فوق، در سرزمين فلسطين بر اقدامات نظامى و غيرانسانى خود شّدت داده و به قتل عام بيشتر پرداخته و فجايع اسفناكى را مرتكب مىشود، و بعد هم با بهانه مبارزه با تروريسيم و...، عمل خود را توجيه مىكند، و قدرتهاى بزرگ، چون آمريكا نيز،مُهر تأئيد بر اقدمات آنان زده و آن رژيم را مورد حمايت خود قرار مىدهند. زيرا، جهانى سازى فرهنگى آمريكايى بدون كمك اسرائيل امكانپذير نيست.
بحث جهانى شدن به ويژه، در زمينه اقتصادى، موجب گرديده كه رژيم اشغالگر قدس،بيش از پيش در صدد سلطه بر اقتصاد جهانى بر آمده و با نفوذ در اقتصاد كشورها، با ايجاد كارخانهها، شركتهاى بزرگ، دادن وامهاى كلان به كشورها و همچنين، ديكته كردن سياستهاى خود بر كشورهاى ديگر، توانسته است در سياستگذارى كشورهاى مختلف چون آمريكا و... تأثيرگذار باشد، به گونهاى كه مثلاً، در كشور آمريكا كه داعيه ابر قدرت جهان را دارد، نبض اقتصاد آن كشور را در دست داشته،و اين كشور را در جهت منافع خويش به هر سوى كه بخواهد،بكشاند.
پىنوشتها:
١ - يان آرت شولت، نگاهى موشكافانه بر پديده جهانى شدن، ترجمه مسعود كرباسيان (تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٨٢)، ص ٦.
٢ - همان، ص ٨.
٣-محمدعلىابطحى،»بررسىابعادتهاجمفرهنگىصهيونيستىبهجهاناسلاموعرب«، فصلنامهراهبرد،شماره ٥(زمستان ٧٣)، ص ٥٩.