پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - چرا نخبگان ترك ديار ميكنند؟
چرا نخبگان ترك ديار ميكنند؟
زماني كه فرد در پايگاه اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه خود را شايستهي آن ميبيند قرار ندارد. وقتي كه براي تخصص، دانش و انديشهاش ارزش و بهايي قايل نميشوند. هنگامي كه خود را با محدوديتهاي بسيار علمي، تحقيقاتي و آموزشي رو به رو ميبيند. موقعي كه شاهد پيش رفت و تحولِ رضايت بخشي در زندگي فردي، شغلي و اجتماعياش نبوده و خود را در حاشيه رانده شده و ساكن مييابد. انگيزهي ماندن و تلاش كردن را از دست داده و به ناچار عزم رفتن و ترك ديار و وطن ميكند. مهاجرت به ديار غربت، به جايي كه شرايط و امكانات توسعه و پيشرفت، در عرصههاي مختلف علمي و اجتماعي و اقتصادي برايش مهيا باشد. به دياري كه تخصص فراموش شده و انديشهاش را محترم شمارند و از آن بهره گيرند. به سرزميني كه شرايط مساعدي براي توسعهي فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي و فكرياش فراهم باشد و از بابت مسايل مادي و رفاهي نيز تأمين گردد. آري و آنگاه است كه پديدهي فرار مغزها و سرمايههاي انساني از كشوري به كشوري ديگر شكل ميگيرد. و اين موضوع يك معضل اجتماعي و اقتصادي براي كشورهايي است كه نخبگان و استعدادهاي درخشان و متخصصان آن به كشورهاي ديگر مهاجرت ميكنند. سرمايههاي فكري و توانمندي كه حاصل سالها صرف هزينه، انرژي و امكانات، براي تعليم و تربيت و آموزش و پروش آنان شده است، به اميد روزي كه اين نيروهاي متخصص و فرهيخته بتوانند منشاي فعاليتهاي بزرگ و ارزشمندي براي كشورشان باشند، ولي در حال حاضر اين نيروها بدين صورت از دست رفته و به ديار غربت ميگريزند و تخصص و انديشهشان را در راه توسعه و پيشرفتِ كشور ديگري مصروف ميدارند. براستي مقصر واقعي كيست؟ چرا مغزها و سرمايههاي فكري ميگريزند؟ علت و انگيزههاي اصلي آن كدام است؟ غرور ملي، حب به وطن و خدمت به ميهن چه ميشود؟ و راه چاره...
پديده فرار مغزها و انديشمندان، معضلي است كه امروزه بسياري از كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم با آن دست به گريبان هستند. و از اين طريق بسياري از نيروهاي انساني، متخصص، ماهر و كارآمد خود را از دست ميدهند و از اين بابت خسارتهاي سنگيني را، به ويژه در خصوص كمبود عوامل انساني در اقتصاد و توليد متحمل ميشوند. در كشور ما ايران نيز در رابطه با پديدهي فرار مغزها با وضعيت نگران كنندهاي رو به رو هستيم. به نحوي كه در چند سال اخير از سوي مسئولين مراكز علمي و فرهنگي كشور، هشدارهاي بسياري داده شده، و اين نگراني و خطر هميشه گوشزد شده است، ولي متأسفانه تا كنون شاهد اقدامي اساسي و اصولي در اين رابطه نبودهايم. و اين در حالي است كه گزارشهاي تكان دهندهاي از فرار مغزها و استعدادهاي درخشان ايران به ساير كشورها به گوش ميرسد.
نخبگان ايراني خارج از كشور
خبرها و گزارشهايي كه در چند سال اخير انتشار يافته، بيانگر اين واقعيت تلخ است كه، تعداد قابل توجهي از ايرانيان مقيم خارج، داراي تخصصهاي بالا و بي نظيري
هستند كه كشورمان ايران، نيازمند بسياري از اين گونه تخصصها ميباشد. در حال حاضر تعداد پزشكان ايراني مقيم اروپا و امريكا، دو برابر پزشكان ايراني شاغل در كشور است. هم چنين، هم اكنون ٤٠٠ فيزيكدان ايراني در خارج از كشور مشغول فعاليت هستند اين در حالي است كه در ايران تنها ٢٠٠ فيزيكدان داريم. از ١٨٠٠ دانشمندي كه در بخشهايِ انفورماتيك امريكا فعاليت دارند، ١٢٥ نفر آنان ايراني هستند.
براساس آمار صندوق بين المللي پول، در حال حاضر ١٥٠ هزار متخصص ورزيدهي ايراني در امريكا اقامت دارند، كه در مشاغل مهم، حساس و تخصصي مشغول به فعاليت ميباشند. آقاي «كاظمي» استاد دانشگاه در خصوص پديدهي فرار مغزها ميگويد: اين يك امر طبيعي است كه نخبگان و انديشمندان يك كشوري، براي دست يابي به شرايط مطلوبتر علمي و تحقيقاتي، مادي و رفاهي به كشور ديگري مهاجرت و كوچ كنند.
وي ميافزايد: به نظر من، اين انتظارِ نابه جايي از انديش مندان و متخصصان يك كشور است كه از آنان توقع داشته باشيم، كه با وجود شرايط نامساعد علمي، تحقيقاتي و فن آوري مهاجرت نكنند.
وي اضافه ميكند: بدون ترديد هر كشوري كه ارزش و اعتبار نخبگان علمي خود را بداند، تمام سعي و تلاش خود را در اين راه مصروف ميدارد، كه شرايطي را براي آنان مهيا سازد، تا آنان بتوانند به توسعهي فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي خود بپردازند و از نتايج آن جامعهشان را بهرهمند سازند.
اين استاد دانشگاه با انتقاد از پايگاه نامناسب انديشمندان و فرهيختگان در كشور ميگويد: زماني كه كمترين سرمايه گذاري و بودجه به فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي اختصاص نمييابد و كمترين حمايت جدي از محققان صورت نميگيرد، نميتوان انتظار از خودگذشتگي از آنان داشت.
وي در ضمن سؤالي ميافزايد: چرا بايد بودجهي تحقيقاتي كشورِ ما، بسيار پايينتر از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه باشد؟ آيا اين امر به معناي بي توجهي و ارزش قايل نشدن براي علم، انديشه، تحقيق و محقق نيست!؟
فقدان سرمايه گذاري مناسب در امر تحقيقات
بدون ترديد، يكي از علل اصلي شدت يافتن پديدهي فرار مغزها و گريز نخبگان از كشوري به كشور ديگر، به دليل فراهم نبودن امكانات، لوازم، ابزار پژوهش و تحقيق در كشور مبدأ است. به نحوي كه بسياري از انديشمندان كشورهاي در حال توسعه كه به كشورهاي پيش رفته مهاجرت كردهاند، مهمترين دليل و انگيزهي خود را از مهاجرت، نبود بستر و زمينهي مناسب براي فعاليتهاي علمي، تحقيقاتي و پژوهشي در كشورشان اعلام كردهاند. بر اساس آمارهاي موجود، بسياري از كشورهاي صاحبِ صنعت و تكنولوژي بيش از ٣ درصد از درآمد ناخالص ملي كشورشان را، به فعاليتهاي تحقيقاتي و پژوهشي اختصاص داده و خوب ميدانند كه در پرتو اين سرمايه گذاري نتايج بسيار ارزشمندي را در آينده كسب خواهند كرد و از اين طريق محققان و نخبگان خود را حفظ كرده و در پذيرش نخبگان ديگر كشورها تلاش ميكنند.
آقاي «كاظمي» در خصوص ارتباط بين توسعهي فعاليتهاي تحقيقاتي و كاهش پديدهي فرار مغزها ميگويد: اگر سرمايه گذاري مناسبي در امر توسعهي مراكز علمي، تحقيقاتي و پژوهشي كشور صورت پذيرد، شاهد كاهش روند مهاجرت متخصصان و انديشمندان به خارج از كشور خواهيم بود.
وي ميافزايد: متأسفانه در حال حاضر كمتر از نيم درصد درآمد ناخالص ملي كشور به فعاليتهاي تحقيقاتي اختصاص يافته است كه رقم بسيار ناچيزي است.
وي افزود: متأسفانه هنوز جايگاه شايسته و بايستهي تحقيقات در كشور ما تعريف نشده است و متولي مشخصي براي سازمان دهي فعاليتهاي پژوهشي نداريم.
آقاي «رسولي» كارشناس يكي از مؤسسات تحقيقاتي و مطالعاتي نيز در اين رابطه ميگويد: متأسفانه در كشور ما به موضوع تحقيقات، به عنوان يك فعاليت لوكس، تشريفاتي و غير ضروري نگاه ميكنند و اگر اعتبار و بودجهي مازادي وجود داشت آن را به تحقيقات اختصاص ميدهند و كارگزاران آن نيز چندان به دنبال نتايج علمي آن نيستند.
وي ميافزايد: در حال حاضر تعداد محققان كشور در زمينههاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، تنها ٥ هزار نفر است. در حالي كه تعداد محققان كشورهايي نظير پاكستان ٢٠ هزار نفر و كشوري چون ژاپن ٦٥٠ هزار نفر است.
وي اضافه كرد: بايد به اين باور و شناخت رسيد كه پژوهش و تحقيق، اساسِ حركت جامعه به سمتِ پيشرفت و توسعه است و در عمل نيز بايد با نگاه اولويت دار به موضوع پژوهش و تحقيق نگاه كرد.
آقاي «شهيدي» كارشناس امور بين الملل نيز در ارتباط با پديدهي فرار مغزها ميگويد: محيط امن، توسعه يافته و رفاه، مغزها و انديشمندان را وسوسهي ترك وطن و عزيمت به كشورهاي پيش رفته ميكند.
وي ميافزايد: پديدهي فرار مغزها، مختص به ايران نبوده و بسياري از كشورها حتي كشورهاي پيشرفته نيز با آن دست به گريبان هستند.
وي اضافه ميكند: بر اساس خبرهاي منتشر شده، فقدان سرمايه گذاري مناسب و كافي در بخش تحقيقاتِ علمي در كشور انگلستان، باعث شده است اين كشور نيز، با پديدهي فرار مغزها رو به رو شود و اكثر محققان و دانشمندانِ اين كشور، به علت عقب ماندنِ كشورشان در قابت فن آوري در سطح جهان، مجبور به ترك وطنشان شدهاند و اين در حالي است كه در سال ١٩٩٤ پنج نفر از ١٠ چهرهي برجستهي علم ژنتيك در انگلستان، اين كشور را به مقصد كشورهاي ديگر ترك كردهاند.
اين كارشناس امور بين الملل با اشاره به مهمترين دلايل مشترك فرار مغزها در كشورها ميگويد: فقدان سرمايه گذاري در تحقيقات علمي و امكانات و تجهيزات تحقيقاتي غير مدرن و حقوق اندك، باعث تضعيف روحيهي دانشمندان و محققان در كشورهايي است كه با پديدهي فرار مغزها رو به رو ميباشند.
آقاي «معتمدي» رئيس سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران نيز در اين باره ميگويد: به منظور جلوگيري از فرار مغزها و حمايت عملي از نخبگان كشور، اين سازمان از كليهي طرحهاي پژوهشي حمايت مالي و مشاورهاي ميكند.
وي ميافزايد: در سال جاري بيش از ٢٦٠ ميليارد ريال اعتبار براي حمايت از مقولهي پژوهش، اختصاص يافته است كه جهتگيري آن، حمايت از محق و جلوگيري از فرار مغزها بوده است.
رئيس سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران، با اشاره به ضرورت تشويق و ايجاد انگيزهي ماندن براي نخبگان كشور ميگويد: هم اكنون ٣٥٠ طرح تحقيقاتي كه ٧٠ درصد آنها، توسط بخش خصوصي در دست انجام است از سوي كارشناسان در حال پيگيري و اجرا است.
آقاي دكتر «توكل» معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري نيز در ارتباط با معضل فرار مغزها ميگويد: روند فرار مغزها و مهاجرت نخبگان از كشور، به وضعيت نگران كنندهاي تبديل شده است.
وي ميافزايد: نبود امنيت فكري، علمي، شغلي و فقدان امكانات و تجهيزات كافيِ پژوهشي و پائين بودن سطح زندگي و رفاه، از مهمترين دلايل خروج نخبگان از كشور است.
معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري با اشاره به نبود آمار دقيقي از نخبگان خارج از كشور ميگويد: با بررسيهاي انجام گرفته، تا ٦ ماه آينده آمار دقيق نخبگانِ خارج از كشور مشخص و اعلام خواهد شد.
پايگاه نامناسب اقتصادي و اجتماعي و نخبگان محققان
يك فردِ محقق و صاحب انديشه و تفكر انتظار دارد، تا شرايط مناسبي را براي او فراهم كنند، كه از لحاظ معيشتي و مادي در يك رفاه نسبي قرار داشته باشد و با آرامش روحي و فراغ بال به فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي خود بپردازد. نبود اين عامل نيز يكي ديگر از انگيزههاي مهاجرت نخبگان از كشوري به كشور ديگر، براي بهرهمندي بيشتر از امكانات مادي و رفاهي صورت ميگيرد.
آقاي «كاظمي» استاد دانشگاه، با انتقاد از شرايط نا مناسب معيشتي و رفاهي اساتيد و محققان و نخبگان كشور ميگويد: متأسفانه هيچ رابطهي معقول و منطقي بين ميزان درآمد يك محقق و انديشمند، با هزينههاي تورمي در جامعه نيست. و همين امر باعث شده است. تا يك محقق و پژوهش گر از حداقل امكانات رفاهي محروم بوده و يك دلال و واسطهگرِ بي سواد از ثروتها و امكانات مادي و رفاهي زيادي برخوردار باشد.
وي ميافزايد: جداي از مشكلات مادي، نبود پايگاه و جايگاه اجتماعي و فرهنگي شايسته براي نخبگان، از ديگر مشكلات بر سر راه آنها است. و اين در حالي است كه در جامعهي ما، احترام و ارزشي را كه براي يك بازيگر سينما قايل هستند براي يك محقق قايل نميشوند. وي اضافه كرد: آيا به نظر شما يك نخبهي علمي ايراني، با چه انگيزهي علمي و مادي و رفاهي ميتواند در كشور خود باقي بماند و خدمت كند؟
وي خاطرنشان ميكند: به نظر من تا وضعيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي صاحبان فكر، انديشه و علم، در جايگاه شايسته و بايستهي آن قرار نگيرد، نميتوان عدم خروج مغزها و انديشهها را از كشور انتظار داشت. اين استاد دانشگاه ميگويد: اگر يك محقق، دانشمند و نخبه، از لحاظ علمي، تحقيقاتي و معيشتي تأمين باشد، بدون ترديد فكرِ عزيمت از اين كشور را، كه وطن اوست نخواهد داشت، چرا كه بسياري از نخبگان فراري به ساير كشورها مهمترين عمل را محدوديتها، مشكلات و موانع بر سر راه پيشرفت، توسعه و رفاه در ايران ميدانند و حاضراند در صورت برطرف شدن اين مشكلات و تنگناها به كشور خود ايران، بازگشته و به مردم خدمت كنند.
آقاي «رسولي» كارشناس مؤسسهي مطالعاتي و تحقيقاتي در اين خصوص ميگويد: بررسيها و تحقيقات نشان داده است كه بي توجهي و عدم بهرهگيري مناسب از قشر تحصيل كرده و فرهيخته در كشورهاي در حال توسعه، عامل مهمي در مهاجرت آنان به كشورهاي پيش رفته و صنعتي است.
اين كارشناس مطالعات اجتماعي با اشاره به اهميت حفظ نيروهاي انساني، متخصص و دانشمند در كشور ميگويد: حفظ و راضي نگاه داشتن نخبگان موجود در كشور، مهمتر از جذب نخبگان ايراني خارج از كشور است. وي ميافزايد: افزايش روند خروج مغزها از كشور، به ويژه در دههي اخير نگرانيهاي بسياري را براي دولت مردان ايجاد كرده است.
آقاي رسولي با اشاره به نبود يك متولي مشخص براي جلوگيري از فرار مغزها و سازماندهي سرمايههاي انساني و فكري در كشور ميگويد: متأسفانه تا كنون به شعار و حرف و حديث بسنده شده است و شاهد يك حركت و سياست عيني در اين راستا نبودهايم.
وي ميافزايد: به نظر من وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري، بايد به عنوان متولي، پاسخ گوي فرار مغزها از كشور بوده و بايد با مطالعه، بررسي و برنامه ريزي، مشكلات و موانع را از سرِ راه انديشمندان برداشته و محيطي مناسب براي فعاليتهاي علمي، تحقيقاتي و رفاهي آنان ايجاد كند. كه البته در اين ميان ساير دستگاهها و نهادها نيز بايد نهايت همكاري را با اين وزارتخانه داشته باشند. وي اضافه كرد: بايد شرايط و محيطي را فراهم كنيم كه نخبگان متعهد و متخصصِ خارج از كشور نيز به ايران بازگردند و در خدمت ميهن اسلامي قرار گيرند.
اين كارشناس مطالعات اجتماعي با اشاره به نقش مهم هيئت دولت و مجلس شوراي اسلامي در تصويب قوانين حمايتي از محققان گفت: اگر در عمل و واقعيت از محقق و انديشمند و نخبه حمايت شود و آنها در جايگاه شايسته و مناسب خود قرار گيرند، بدون ترديد راهيِ ديار غربت و خدمت به بيگانگان نخواهند شد.
وي ميافزايد: مجلس و دولت ميتواند با افزايش اعتبارات براي پروژههاي تحقيقاتي و افزايش حقوق و درآمد محققان، زمينه يك رفاه نسبيِ مادي را براي آنان فراهم آورد، تا آنان نيز بتوانند با آرامش فكري بيشتري به برنامههاي توسعهاي و تحقيقاتي بپردازند.
دافعهها و جاذبهها در فرار مغزها
مسايل، مشكلات و محدوديتهاي مختلف علمي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در هر كشوري، دافعههايي هستند كه افراد دانشمند، صاحب انديشه و علم را وادار به مهاجرت به كشور ديگري ميكنند، و از طرف ديگر، امكانات، تجهيزات علمي و تحقيقاتي، مادي و رفاهي و مناسب جاذبههايي هستند كه مهاجران نخبه را به سوي خود جلب ميكنند.
«خسرو شاهي» پژوهشگرِ مسايل اجتماعي، با تأكيد بر ضرورت كاهش دافعهها و مشكلات بر سرِ راه انديشمندان و متفكران در كشور ميگويد: اگر امروزه ما با پديدهي فرار مغزها از ايران به ساير كشورها رو به رو هستيم، ناشي از دافعههايي نظير ناتواني در جذب و به كارگيري متخصصان، امنيت شغلي، نبود فرصتهاي مناسب براي توسعهي مدارج علمي و تحقيقاتي و كاستي در امكانات رفاهي و خدماتي به آنان بوده است.
وي ميافزايد: جاذبههايي نظير شرايطِ باز سياسي، اقتصادي، علمي و فرهنگي، حمايت از محقق، تحقيقات، تخصص و انگيزههاي قوي مادي و رفاهي از سوي كشورهاي پيش رفته براي افراد نخبه مستعد، زمينهي فرار مغزها به آن كشورها را مهيا ميكند.
آقاي «خسرو شاهي» با اظهار نگراني از خروج سرمايههاي انساني و فكريِ ايران به ساير كشورهاي جهان ميگويد: از ١٢٥ نفر برگزيدگان المپيادهاي علمي كشور كه براي ايران افتخارات بسياري آفريدند، متأسفانه قريب به ١٠٠ نفر آنان از كشور خارج شدهاند كه امكان بازگشت تعداد اندكي از آنان وجود دارد.
وي ميافزايد: برنامه ريزان علمي و تحقيقاتي كشور بايد بيش از اين، نسبت به مسئلهي فرار مغزها حساسيت و اهميت نشان داده و رسيدگي به اين موضوع را در اولويت برنامههاي خود قرار دهند.
آقاي «مرادخاني» كارشناس ارشد جامعهشناسي ميگويد: نبايد گذاشت به راحتي مغزهاي متفكر، كارآمد و داراي ايدهها و انديشههاي نو، كه سالها براي تعليم و تربيت آنان هزينه، انرژي و امكانات مصروف شده از دست بروند و در خدمت بيگانگان قرار گيرند.
وي ميافزايد: داشتن روحيهي ملي و وطن دوستي و خدمت به آب و خاك از جمله نكات مهمي است كه بايد انديش مندان و آنان كه قصد مهاجرت به خارج را دارند، بدان توجه كنند.
اين كارشناس ارشد جامعهشناسي با انتقاد از برخي صاحب نظران و انديش مندان كه به بهانههاي واهي ترك وطن ميكنند گفت: به نظر من يك فرد محقق و صاحب انديشه، علم و تفكر، با اندكي مشكل و كاستي و نقص، نبايد وطن و سرزمين آبا و اجدادي خود را ترك كرده و بدين نحو از مشكلات فرار كند، بلكه جامعهاي كه سالها به پرورش و تربيت او پرداخته، اين انتظار را دارد كه اين محقق كه امروز به مرحلهاي از رشد و بالندگي علمي و اجرايي رسيده، راه چارهاي براي مشكلات و راه كاري براي پيشرفت و توسعهي كشورش بيابد.
وي ميافزايد: چرا شرايطي پديد آمده است كه نخبگان و برندگان المپيادهاي جهاني در انتظار پذيرش از سوي كشورهاي پيشرفتهي خارجي باشند؟ آيا اين معضل را نميتوان يك رويهي غلط و نادرست دانست؟ آيا نبايد مشكل را به صورت ريشهاي و اساسي حل كرد؟ آيا بايد آخرين راه را كه ترك وطن است انتخاب نمود؟ و...
آقاي «مرادخاني» با اشاره به وجود متفكران و صاحب نظران متعهد در كشور ميگويد: خوش بختانه در حال حاضر نيز ميتوان مغزها و صاحبان انديشهي بسياري را سراغ گرفت كه علي رغم مواجه بودن با محدوديتهاي بسيار در كشور، و فراهم بودن زمينه و شرايط مناسب براي زندگي آنها در خارج، كشورشان (ايران) را ترجيح داده و با تمامي مشكلات و كاستيها به وطن خود خدمت ميكنند. در واقع اينها داراي روحيهي ملي و وطن دوستي و وجدان بيدار هستند.
وي ميافزايد: نخبگان و انديشمندان ايراني بايد از گوشهگيري و حاشيه نشيني بيرون آيند و در ميدان عمل و فعاليت در خدمت به مردم و انقلاب قرار گيرند.
وي اضافه ميكند: شايسته نيست كشوري، چون ايران كه مهد تمدن و فرهنگ است، فرهيختگان آن راهيِ غربت شوند و تلاش و انديشه و علم و تخصصشان را در راه بيگانگان مصروف دارند.
«رسولي» كارشناس مطالعات اجتماعي: دولت و مجلس شوراي اسلامي بايد با اتخاذ قوانين حمايتي و افزايش اعتباراتِ طرحهاي تحقيقاتي و امكانات و تجهيزات پژوهشي و يك رفاه نسبي براي محققان انگيزهي نخبگان را براي مهاجرت به ساير كشورها كاهش دهند.
«كاظمي» استاد دانشگاه: متأسفانه در حال حاضر كمتر از نيم درصدِ درآمد ناخالص ملي كشور، به فعاليتهاي تحقيقاتي اختصاص مييابد كه رقم بسيار ناچيزي در مقايسه با ساير كشورهاي پيش رفته است.
امروزه پديدهي فرار مغزها و انديشمندان، معضلي است كه بسياري از كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي در حال توسعه و جهان اسلام، با آن دست به گريبان هستند و از اين طريق بسياري از نيروهاي انسانيِ متخصص و كارآمد خود را از دست ميدهند.
خبرها و گزارشهايي كه در چند سال اخير انتشار يافته، بيانگر اين واقعيت تلخ است كه تعداد قابل توجهي از ايرانيان مقيم خارج، داراي تخصصهاي بالا و بي نظيري هستند كه كشورمان (ايران) نيازمند آن تخصصها ميباشد.
بر اساس آمار صندوق بين المللي پول در حال حاضر ١٥٠ هزار متخصصِ ورزيدهي ايراني در امريكا اقامت دارند كه بسياري از آنها در مشاغل مهم و حساس فعاليت ميكنند.
«كاظمي» استاد دانشگاه: تا وضعيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي صاحبان فكر، انديشه و علمي كشور در جايگاه مناسب آن قرار نگيرد، نميتوان عدم فرار مغزها از كشور را انتظار داشت.
«خسرو شاهي» پژوهشگر مسايل اجتماعي: از ١٢٥ نفر برگزيدگان المپياد علمي كشور كه براي ايران افتخار بسيار آفريدند، متأسفانه قريب به ١٠٠ نفر آنان از كشور خارج شده كه امكان بازگشت آنان به كشور اندك است.
«مرداخاني» كارشناس ارشد جامعهشناسي: داشتن روحيهي ملي، وطن دوستي و خدمت به آب و خاك، از جمله نكات مهمي است كه بايد انديش منداني كه قصد مهاجرت به خارج را دارند بدان توجه كنند.
شايسته نيست كشوري چون ايران كه مهد تمدن و فرهنگ است فرهيختگانِ آن راهيِ غربت شده و تلاش و انديشهشان را در راه بيگانگان مصروف كنند.
«رسولي» كارشناس مطالعات اجتماعي: حفظ و راضي نگه داشتن نخبگان و انديش مندان موجود در كشور مهمتر از جذب مغزهاي خارج از ايران است.
«شهيدي» كارشناس امور بين الملل: بايد خروج آن انديشمندي، به خارج از كشور گرفته شود كه علاقه به خاك، وطن و خدمت در آن دارد، ولي امكانات و شرايط برايش فراهم نيست.
رئيس سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران: در سال جاري ٢٦٠ ميليارد ريال اعتبار براي مقولهي پژوهشي اختصاص يافته است كه جهتگيري آن حمايت از محقق و جلوگيري از فرار مغزها بوده است.
معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري: با مطالعات انجام شده تا ٦ ماه آينده آمار دقيق نخبگان خارج از كشور اعلام خواهد شد.