پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - پارادايم تهديد - فیاض ابراهیم
پارادايم تهديد
فیاض ابراهیم
١. تهديدها بر اساس پارادايمها شكل ميگيرند و بدون اين نرمافزار هيچ تهديدي، چه براي تهديدگر و چه براي تهديد شونده شكل نخواهد گرفت. زماني كه اين پارادايم براي هر دو شكل ميگيرد، تهديد هم شكل عملي به خود ميگيرد؛ يعني تهديدگر قدرت ذهني و عملي تهديد را مييابد و تهديد شونده انفعال ذهني و عملي تهديد را قبول ميكند.
٢. اين پارادايم بر اساس تاريخ تهديدگر و تهديد شونده شكل ميگيرد؛ تهديدگر باز توليد تاريخ خود در جهت تهديدگري را آغاز ميكند؛ مثل باز توليد رايشهاي دوم و اول در رايش سوم و يا باز توليد رياست جمهوري اوليه در امريكا توسط بوش پسر.
٣. تهديد شونده نيز به بازتوليد يك نوعي فرهنگ تسليم ميپردازد كه به طور جامع و به صورت يك چارچوب معرفتي. ساختاري (پارادايم)، آن را مطرح و قبول ميكن؛ اين فرهنگ تسليم از دل تاريخ معرفتي ساختاري بيرون كشيده ميشود.
شناخت پارادايم تهديدپذيرنده، ميتواند از تهديد جلوگيري كند. چون اين پارادايم به طور ناخودآگاه سبب پذيرش جامع تهديد ميشود.
٤. تهديد كننده سعي ميكند كه پارادايم فوق (پارادايم تسليم و تهديد) شناخته نشود و اين را با جايگزيني پارادايمهاي ديگر انجام دهد؛ به همين جهت با اين پارادايمها، غفلتهاي بسياري به وجود ميآورد و سپس با استفاده از اصل غافلگيري و پارادايم اصلي تهديد، تهديد خود را عملي ميكند؛ با اين اتفاق برابهت تهديد كننده افزوده ميشود.
٥. پارادايم تهديد كننده امروز، پارادايم جهاني شدن است كه بر اساس آن، به تهديد معرفتي. ساختاري جهان ميپردازد؛ يك نوع معرفت جهاني كه در چارچوب زبان انگليسي شكل ميگيرد، همه معرفتهاي ديگر را مورد تهديد قرار ميدهد. اين تهديد امروزه به وسيله اينترنت عملي ميشود و محور سازي سازمانهاي دانشي در جهان نسبت به ديگر سازمانهاي دانشي مثل iSi در همين راستا است.
٦. ساختار تهديدي اين پارادايم، نظام مالي جهاني است. در اين ساختار، جهان تحت يك بانكداري جهاني قرار ميگيرد كه كليه چرخشهاي مالي در سطح صنعت، خدمات و كشاورزي، با سياستگذاري جهاني و در واقع امريكا است. آنچه جهان آينده را تشكيل خواهد داد، همين بانكداري امريكا و عمل و كارگري ديگر ملل براي رشد سرمايههاي اين بانك جهاني است و براي اين كار، جهان طبقهبندي و بلوكبندي ميشود.
٧. بلوكبندي جهاني مانند اتحاديه اروپا، اپك، خاورميانه بزرگ، اتحاديه امريكاي و سياستگذاري حاكم بر آن تشكيل ميشوند و اگر كوچكترين حركتي برخلاف سياستگذاري بانك امريكايي سرمايهداري مشاهده شود، آنها به طرف روشكستگي سوق داده ميشوند؛ مثل ورشكستگي چند سال قبل آ. سه. آن و وضعيت رو به ورشكستگي اروپا در اثر سقوط ارزش دلار و بالا رفتن يورو و گران شدن كالاي اروپايي و ارزان شدن كالاي امريكايي.
٨. هر كشوري كه در جغرافياي كره زمين باشد و در اين بلوك بندي وارد نشود، «محور شرارت» شناخته ميشود. چون مانند فضاي خالي اي مانند كه فضاي پر جهاني را ناهماهنگ (به همين دليل جهان به توپ gIobaI تشبيه شده است) كرده و چرخش مالي جهان را دچار اختلال ميكند؛ پس ايران هم بايد وارد خاورميانه بزرگ و اقتصاد برنامهريزي شده آن توسط امريكا شود، وگرنه بالا جبار مورد تهديد واقع ميشود.
٩. تهديدپذيري ايران بايد در مراحلي چند صورت گيرد؛ به صورتي كه با زبان خوش و يا نظامي (در نهايت) به آغوش امريكا يا به زبان ديپلماسي «جامعه جهاني» برگردد. اين مراحل از همان اوائل انقلاب آغاز شده، تاكنون ادامه دارد. دولت موقت كه دولت ملي مذهبي بود، در دولت ملي مصدق ريشه داشت؛ دولتي كه نتيجه آن ميتوانست اعراض از انگليس به آمريكا از نظر اقتصادي باشد.
١٠. باز توليد فكري مذهبي مطابق با مليگرايي از دارالمتعلمين فروغي شروع شد. اسلام ملي در نظام رضاشاهي و در دارالمتعلمين توليد شد. نرمافزار اين اسلام، يك اسلام تجددگر است كه ميتواند غرب را بپذيرد، پس اين اسلام يك پارادايم تهديدپذيري است.
١١. اين اسلام موجب پذيرش كودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ شد كه نتيجه آن باز كردن شيرهاي نفت، پس از كودتا، توسط بازرگان و رياست دانشكده فني دانشگاه تهران و ترويج اسلام عملي (مطهرات در اسلام) بود؛ شناخت اين اسلام بسيار مهم و جدي است.
١٢. پس از انقلاب دولت موقت، همان وظيفه مدرن سازي انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي را بر عهده داشت، ولي نيروي انقلاب و اسلام سنت محور آنها را طي كرد و در زمان جنگ تحميلي، آنها صلحطلب شدند، چنان كه شوراي امنيت سازمان ملل و حتي صدام هم صلح طلب شده بودند و ايران مورد تجاوز، به عنوان جنگ طلب مطرح شده بود.
١٣. پس از جنگ، تكنوكراتهاي مسلمان بر سر كار آمدند، آنها عملگرايي امريكايي را ايدئولوژي خود ساختند و ارزشگرايي را كنار نهادند تا فضاي جنگ را از ايران بزدايند و كم كم قانون شكني را نيز پيشه خود ساختند، چون احساس ميكردند كه از عمل و كار ممانعت ميكند (ليبراليسم اقتصادي)؛ پس از اين دوره كه دوران توسعه اقتصادي بود، توسعه سياسي آغاز شد. پس از دوم خرداد هنجار شكني رسم شد، چون توسعه سياسي جز باهنجار شكني و جايگزيني قانون به جاي هنجار انجام نميشد.
١٤. در حال حاضر، به نظر ميرسد كه قانون شكني و هنجار شكني، جامعه ايراني را دچار هنجاري و بيقانوني كرده، احساس بيامنيتي را در ايران شايع ساخته است. بر اساس امنيت پايدار شكل ميگيرد. اين امنيت پايدار بر پارادايم اصلي، يعني بر مبناي تهديدپذيري و تهديد امريكاييها كه «سلطنت بدون حكومت» است، بنا ميشود. اين حالت از همان اوان انقلاب توسط ملي مذهبيها و روحانيون مرتبط با دربار اعلام ميشد كه از جمله علائم آن اين موارد است:
الف. مخالفت با ولايت فقيه به عنوان پارادايم جايگزين شاهنشاهي در تاريخ ايران.
ب. زنده كردن مظاهر شاهنشاهي مثل ساختن فيلم كوروش.
ج. ملاقات كلينتون رئيس جمهور وقت امريكا با رضا پهلوي دوم.
د. زنده كردن اسلام دوران شاه، يعني اسلام انجمن حجتيهاي.
س. چاپ پيام نوروزي فرح در يكي از روزنامههاي كارگزاران پس از جنگ و زيارت قبر شاه توسط همان كارگزار (وابسته رهبر معنوي كارگزاران).
م. تماس مداوم رهبران فرهنگي و كارگزاران آنها با عوامل فرهنگي حكومت پهلوي.
و. زنده كردن شعائر دوران پهلوي مثل گفت و گوي تمدن و فرهنگها (مربوط به دفتر فرهنگي پهلوي)
هـ. چپهاي گوناگون در اين فرآيند گذر سخت دخالت دارند (ويران سازي سنت).
اين بازگشت در پناه فرهنگ امريكايي ايراني و در مقايس خاورميانه بزرگ صورت ميپذيرد و آن گاه كه يك حكومت كولار و همراه با نظام نخستوزيري بنا ميشود، نظام بانكي امريكايي را پذيرا خواهد شد.