پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - امام خميني و انقلاب اسلامي فلسطين - ظاهري علی
امام خميني و انقلاب اسلامي فلسطين
ظاهري علی
مقدمه:
بيش از شش ماه است كه از انتفاضهي دوم مردم فلسطين، يا همان انتفاضهي الاقصي ميگذرد، كه اين امر منجر به شهيد و زخمي شدنِ بيش از ٤ هزار فلسطيني، از طفل شش ماهه گرفته، تا پيرمرد ٧٠ ساله گرديده است. اما انتفاضه هم چنان با قوت تمام ادامه دارد.
گسترش عمليات شهادت طلبانهي جوانان فلسطيني نيز منجر به ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي اشغالگرانِ صهيونيسم گرديده است، كه آمار فرار سربازان اسراييلي به اوج خود رسيده است. طي سالهاي اخير، حمايت منطق و همه جانبهي امريكا از جنايات اسراييل و سكوت كشورهاي غربي و حتي عربي در برابر اين سيل تهاجمات و تجاوزات در فلسطين اشغالي، ميدان را براي سردمداران اسراييل جهت سركوب انتفاضه باز گذاشته است.
از اين رو بر آن شديم تا تاثير افكار، انديشه ها و رهنمودهاي امام خميني(ره) و حمايت انقلاب اسلامي ايران از قيام مردم فلسطين را از زبان پژوهشگران و انديشمندانِ كشورهاي مختلف دنيا شنيده و از آن مطلع شويم.
«دكتر احسان بعدراني» كارشناس ارشد فقه و اصول و استاد احكام شريعت اسلامي دانشگاه دمشق در اين زمينه ميگويد:
همهي كشورهاي دنيا بر اين امر واقف هستند كه امام خميني (قدس سره) بود كه وجدان خفتهي فلسطينيان و مسلمانان جهان را در برابر مسئلهي فلسطين بيدار نموده و قيام مردم فلسطين براي بار دوم، طي چند سال اخير با اين حركت و موج گستردهي مردميآغاز شده است.
وي افزود: جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) پيشگامِ كشورهاي عربي و اسلامي در حمايت و پشتيبانيِ بي دريغ از انتفاضه و مردم فلسطين است. و جا دارد كه كشورهاي عربي در اين زمينه، از ايران گوي سبقت بگيرند، چرا كه فلسطين سرزمين عربي - اسلامي است نه ايراني ـ اسلامي.
دكتر بعدراني گفت : حمايت گسترده، بي دريغ و همه جانبهي جمهوري اسلامي ايران ـ بر اساس آرمانهاي امام خميني ـ از مردم فلسطين و قيامشان، مهمترين عاملِ ادامهي اين قيام در برابر تجاوزات اشغالگران قدس و همچنين عامل بازدارنده از روآوردن اغلب كشورهاي عربي و اسلامي به امريكا و اسراييل و افتادن آنان در آغوش توطئههاي پليدانه و دسيسههاي شيطاني آنان، و ناديده گرفتن حقوق مردم فلسطين است.
امام خميني با اعلام صريح و طرح شعار وجوب حمايت همه جانبهي مسلمانان، از قيام و حقوق مردم مظلوم فلسطين چند هدف را دنبال مي كرد:
اول آنكه: مسئلهي فلسطين، متعلق به تمام مسلمانان است و منوط به يك گروه خاص يا اعراب نمي باشد.
دوم: جلوگيري از ضعيفتر شدن جبهه و موقعيت مسلمانان در قبال دشمنان اسلام، كه در رأس آن امريكا و اسراييل است.
سوم: وادار نمودن جهان عرب و كشورهاي اسلامي جهت مقابله و ستيز با دسيسه هاي استكبار جهاني و حمايت و پشتيباني از مقاومت هاي اسلامي در فلسطين.
وي اضافه كرد: اين امر؛ يعني حمايت امام خميني(ره) از نهضت هاي اسلامي باعث موفقيت آنها شد، كه ميتوان نمونهي آشكار آن را در عصر حاضر در لبنان جست و جو كرد. پيروزي موفقيت آميز حزب اللّه لبنان در برابر توطئه هاي امريكا و اسراييل و بيرون راندن ارتش رژيم اشغالگرِ قدس، از سرزمينهاي جنوب لبنان، نتيجهي آن حمايت ها است كه منجر به شكست اشغالگران، نه تنها در جنوب لبنان، بلكه در داخل سرزمين هاي فلسطين شد.
دكتر بعدراني گفت : امام خميني از سالهاي بسيار دور، پيش از سال ١٩٤٨م در راه روشن نمودن اذهان مسلمانان جهت حمايت از حقوق مردم فلسطين و تربيت نسلهاي جوان در اين راه، بخصوص در ايران، تلاش فراواني انجام داده كه اين تلاش نيز به جوانان فلسطيني منتقل گرديده و امروز شاهد قيام انتفاضهي دوم آنان هستيم كه منجر به سردرگمياسراييل گرديده است.
امام خميني(ره) چه در زمانيكه در قم، يا نجف اشرف بودند و يا حتي پس از بازگشت به ايران، همواره مسئلهي ستيز و مبارزه با صهيونيستهاي غاصب را دنبال كردند و در رأس همهي امورِ مبارزهي اسلامي خود قرار دادند، و نهال اين انديشه، همواره در اذهان جوانان مسلمان پرورش پيدا كرد و امروزه شاهد به ثمر رسيدن اين انديشه ها و افكار در درون و برون سرزمينهاي اشغالي هستيم.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) و پشتيباني آشكار نظام اسلامي از قيام مردم فلسطين و پيشگام شدن مردم ايران در جهت حمايت، پشتيباني و كمك به مردم فلسطين ، جوانان فلسطيني را با جرأت و قدرت بيشتري در جهت ستيز و مبارزه با اشغالگران غاصب وارد صحنهي پيكار نمود.
وي در خاتمه گفت: امروزه فشارهاي وارده بر امريكا واسراييل و شعله ور شدن روز به روز آتش خشم انتفاضه و قيام اسلامي مردم فلسطين، از پيامدهاي افكار و انديشههاي امام خميني (قدس سره) است كه همواره مجاهدان و رهبران فلسطيني، خود راپيرو آن افكار، ايدهها و انديشهها ميدانند.
«اسقف كاپوچي» در سال ١٩٦٥م به عنوان اسقف قدس برگزيده شد كه بر اثر فعاليت هاي ضد صهيونيستي، طي سالهاي ١٩٧٤ـ ١٩٧٨ در زندانهاي اسراييل زنداني بود، كه با وساطت پاپ ژان پل ششم آزاد شد.
او ميگويد: در ابتداي صحبتم ميخواهم ياد آن خاطرهي زيبا و دل انگيزِ اولين سفر خودم به ايران را زنده كنم و بگويم كه همواره در خاطر خودم نقش بسته است؛ چرا كه ميخواهم از شركت در مراسم افتتاحِ اولين سفارت فلسطين در جهان كه يك حادثهاي تاريخيبود يادي كنم. آن زماني كه رهبران و مردم مسلمان ايران تصميم به تبديل سفارت اسراييل در تهران به سفارت فلسطين گرفتند در آن مراسم به همراه مرحوم دكتر بهشتي و ابو عمار بودم. بايد خدمتتان عرض كنم كه جريان فلسطين، جريان حقي است.
وي افزود: قدس شريف و فلسطين اشغالي كه توسط صهيونيستها اشغال شده است، بايد به صاحبان قانوني اش باز پس داده شود، قدس متعلق به همهي مسلمانان و مسيحيان است، به دنياي اسلام و مسيحيت، قدس براي ما است و ما ياران حق هستيم، كه امام خميني پرچمدار آن است و تا هنگامي كه طلب كننده حق باشد و ما بر رهنمودهايامام خميني عمل كنيم، خواستهي ما حق است و ما پيروزيم.
اسقف كاپوچي گفت: من از امام خميني آموخته ام كه دين زندگي است و عمل، بخشش و عطا و فدا كردن است، نه لقبي كه تنها به آن اكتفا مي كنيم و يا اينكه موسسهاي كه به آن دل ببنديم و يا اينكه مجموعه عقايدي كه به آنها ايمان بياوريم.
مرام حكومت ايران و انقلاب اسلامي كه به رهبري امام خميني بر پا شد نيز، بر اين شيوه استوار است. از اينرو دفاع و حمايت وسيع از مردم مظلوم فلسطين را در سرلوحهي سياست و عمل خود قرار داده اند.
امام خميني (ره) براي اينكه مسئلهي فلسطين همواره در دلِ مردم جهان زنده بماند و براي اينكه در حمايت از مردم فلسطين كوتاهي نشود، جمعهي آخر ماه مبارك رمضان را روز جهاني قدس اعلام نمودند. كه در آن روز طرفداران اديان مختلف سماوي كه با صهيونيست مخالف هستند، طي تظاهراتي در سرتاسر جهان شركت مي كنند.
وي اضافه كرد: امام خميني همواره بر اين نكته تاكيد مي كردند كه: «قدس شريف بايد آزاد شود و همگي در مسجدالاقصي گردهم آييم. ما با قدرت الاهي به قدس باز خواهيم گشت. اسراييل اگر قوي است، چون ما ضعيف هستيم و ضعف ما ناشي از تفرقه و جداييمان مي باشد. قدرت در اتحاد است و تجزيه ما را به شكست مي كشاند. من همواره دو جهان و دو دين آسماني، اسلام ومسيحيت را به يكي شدن دعوت نمودهام، تا بتوانيم الحاد را كه امروز جهان را فرا گرفته است از بين ببريم».
امام خميني به ما آموخت كه قدرت در وحدت صفوف است، كه امروزه شاهد انعكاس و پيامدهاي آن در سرزمينهاي اشغالي هستيم. همه مسلمانان و مسيحيان در صفي واحد براي آزادي قدس شريف نبرد مي كنند و شعلهي انتفاضه الاقصي را شعله ورتر ميكند، خدا يكي است؛ پس او به صفوف ما وحدت خواهد بخشيد تا به پيروزيدست يابيم.
آنچه كه امروزه در فلسطين اشغالي در جريان است پيامدهاي ارشادات و راهنماييهاي امام خميني است كه طي دهها سال گذشته همواره در گوش كودكان و جوانان مسلمان فلسطيني و برادران مسيحيشان زمزمه ميشد. مگر اين ايران به عنوان پايگاه و منبع اصلي حمايت از اسراييل در خاور ميانه نبود كه امروزه به همت اين معلم بزرگ و روحاني برجسته همهي اديان الاهي به بزرگترين و اصلي ترين پايگاه و ستون حمايت از قيام و انتفاضهي مردم مظلوم فلسطين تبديل شدند.
وي در خاتمه گفت: امروز مردم فلسطين از همهي فرقهها و طايفهها و مذاهب و دين كه در ستيز با اسراييل هستند و خواهان آزادي سرزمينهاي اشغالي ميباشند به حمايت و پشتيباني رهبران و مردم ايران دلگرم هستند.
دكتر «صدر الدين جعفر» ـ نويسنده و محقق آلماني، لبناني الاصل، داراي تخصص در تاريخ و اديان سماوي از دانشگاههاي فرانسه، بيروت و لندن.
وي صحبتهايش را اينگونه آغاز كرد: امام خميني (ره) آغازگر عصر تازهاي در تاريخ اسلام و زندگي مسلمانان است، كه از ويژگيهاي اين عصر نيز، ميتوان غور و تعمق مسلمانان به اسلام و نيز جهاني شدن حيات سياسياسلام را برشمرد، در گذشته اگرچه اسلام به عنوان يك دين جامع الاهي در اذهان وجود داشت، اما انقلاب اسلاميآن ذهنيت تاريخي را عينيت بخشيد و اسلام را جهاني نمود.
اكنون تمام جنبشهاي اسلامي در كشورهاي مختلف جهان، حتي در امريكا و اروپا به سبب نفوذ امام خميني و انقلاب اسلامي است، كه نمونهي بسيار بارز و روشن آن انتفاضهي فلسطين است.
امام خميني هديهي خداوند به مسلمين بود، تا بتوانند مسيرشان را در اسلام تصحيح كنند، مثلا امروزه ما شاهد هستيم كه مسلمانانِ تمامِ جهان، براي برپايي روز قدس همه ساله از اصولي يكسان كه امام خميني ايجاد كردهاند تبعيت ميكنند، بدون اينكه اين حركت ارتباط سياسي با ايران داشته باشد. امام خميني در ميان مجاهدين و تمام حركتهاي اسلامي نفوذ دارند.
از اينرو ايشان از اين نفوذ خوب بهره گرفته اند وآنها را به ياري مسلمانان فلسطين و مسجد الاقصي بسيج نمودهاند، بگونهاي كه در تاريخ اشغال اين سرزمين مقدس سابقه ندارد.
دكتر «صدر» گفت: من اين را نميگويم، بلكه همه، چه مسلمان و چه غير مسلمان چه خودي و غير خودي بر اين حقيقت واقفاند كه اسلام را بايد با ديد عميق تر و دقيقتر نگريد. امروزه مسلمانان نسبت به مسايل خودشان آگاه ترند و عكس العمل مناسبي از خود نشان ميدهند و واقع گرايانه با مسايل برخورد مي كنند.
پس از انقلاب اسلامي ديدگاههاي مسلمانان بسيار به هم نزديكتر شده و مسلمانان بسيار روشنتر از قبل به مسايل مينگرند و پرده هايي كه حقيقت را پوشانده بود به كنار زده و به يكديگر نزديكتر شده اند.
امروزه مسلمانان، امريكا را از هر كشور ديگري نسبت به اسلام دورتر و دشمن تر ميدانند، همانگونه كه امام خميني گفت: او شيطان بزرگ است. امريكا دستيار و حامي اسراييل است، اسراييلي كه دشمن همهي مسلمانان است و اين از الطاف خداوند و رهنمودهاي امام خميني است.
بايد اعتراف كرد كه اين حمايت و پشتيباني امريكا از اسراييل نيز نتوانست كمكي به اشغالگران قدس بكند و امروزه با شعله ور شدن انتفاضهي مردمي در سرزمينهاي اشغالي كه از افكار و انديشه هاي امام خميني سرچشمه گرفته است، باعث گرديده كه حتي خود اشغالگران به واماندگي و ضعف روحيهي نيروهايشان در مقابله با انتفاضه نيز اعتراف كنند و از حمايت ايران و انقلاب اسلامي لب به شكايت گشايند.
دكتر صدر افزود: امروزه روحيهي نيروهاي رژيم صهيونيستي ـ بر اثر ايثارگري جوانان فلسطيني و اوج گيري عمليات شهادت طلبانهي مجاهدان مسلمان در فلسطين كه با نام امام خميني انجام مي پذيردـ تضعيف شده و حتي فرماندهان نظامي صهيونيستي خبر از احساس خود باختگي در ميان سربازان ارتش اسراييل ميدهند.
افزايش تعداد سربازان اسراييلي زندان شده در سرزمينهاي اشغالي، به علت عدم تيراندازي به سوي تظاهرات فلسطيني، و يا فرار از خدمت به علت وحشت شديد از حملات گستردهي مبارزان فلسطيني و ترس و رعب شديدي كه به جان سربازان اسراييلي افتاده، پيامد از خود گذشتگي نسل جديد انتفاضهاي است كه خود را به اصول و آرمانهاي امام راحل پايبند و به آن عمل ميكنند. اين امر موجب بروز بحراني خطرناك در ميان اشغالگران قدس شده و به مجبور شدن تلآيو به فراخواني تمام افراد زير سن ٤٥ سالگي، جهت خدمت سربازي براي مقابله با انتفاضه گرديده است.
استاد «پيتر لوكازانگو» ـ استاد دانشگاه علوم سياسي پاريس، دكتراي حقوق سياسي و تاريخ معاصر، مكزيكي الاصل.
او چنين ميگويد: با توجه به اينكه امام خميني بر اين عقيده واقف است كه در اسلام خدا هدف است، شهادت ايمان است، قرآن قانون اساسي است و پيامبر و ائمهي اطهار الگوي جهاد و شهادت در راه خدا است، توانست در رهبري پيامبرگونهي خود موفق شود، تا اساس مبارزهي خود، در راه ستيز و مبارزه با صهيونيسم و تبعيض نژاديكه دو پديدهي دستاويز جنايات بيشمار مستكبران جهاني در عصر كنوني ميباشند، موفق شود و ياران و انصار زيادي در ميانِ نه تنها مسلمانان، بلكه در ميان تمام پيروان ساير اديان و مذاهب پيدا كند، كه اين امر باعث وحدت و همبستگيجهان غرب جهت مقابله با امام راحل و انقلاب اسلامي گرديد.
از اين رو ابتدا ايران را به جنگ با عراق مشغول كردند و چون موفق نشدند، جنگ دوم خليج فارس، يا همان جنگ كويت و عراق را به راه انداختند، جهت به دام انداختن ايران، اين جا نيز با درايت و رهبري موفق انقلاب اسلامي ناكام ماند.
آنها بر آن شدند تا از راه تحريم اقتصادي فشاري بر ايران وارد كنند كه از حمايت خود از انقلاب اسلامي فلسطين و مبارزان لبنان و فلسطين دست بردارد كه اين امر نيز ناكام ماند، و امروزه ناچارند علنا هراس و وحشت خود را از اين حكايت اعلام كنند و بصورت اتهام جديدي به ايران كه از تروريسم حمايت ميكند، قضيه را بر عكس جلوه داده تا افكار عمومي را عليه انقلاب اسلاميبسيج كنند.
امام خميني جهت مقابله و ستيز با صهيونيسم كه ايدئولوژي رهبران قوم يهود و دولت اسراييل كه از حمايت امريكا و انگليس و مراكز بين المللي فعال برخوردار مي باشند، دعوتِ به وحدت ميان مسلمانان نمود، كه خود وحدت دو بُعد اساسي دارد: بُعد اول آن الاهي است و بُعد دوم آن دنيوي است. و هر دو بُعد مسئله، برادري ميان انسانها را دنبال مي كنند، چون هيچ تفاوتي ميان راه خدا و راه انسانيت وجود ندارد. و اين مسئله آشكارا با كفر و شرك و صهيونيسم كه بر اين دو پايه و تبعيض نژادي استوار است در ضديت جدي ميباشد.
صهيونيسم مدعي برتري فرهنگي و نژادي يهوديان بر ساير ملل است، بنابراين صهيونيسم وسيلهي استعمارگرانه و برخاسته از تعصب مذهبي و وحشت اخلاقي است، كه استفاده از تمام وسايل موجود براي جنگ و تسلط بر سرزمينهاي ديگران را يگانه هدف قانوني براي ملت يهود ميداند.
بنابراين مسئلهي صهيونيسم و هدف استعمار گرانهاي آن مبني بر گسترش سرزمينهاي خود بر پايهي تهاجم استوار است و مسايلي چون اشغال و الحاق زمينهاي كشورهاي ديگر و يا مردم فلسطيني و اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي و ايجاد رعب و وحشت عليه آنان را در منطقه يك امر منطقي ميداند.
از سوي ديگر چون امام خميني به صلح و عدالت ميانديشيد و اين دو را تفكيك ناپذير از هم ميدانست و نيز بر وظيفهي مقدس جلوگيري از تفرقه و اختلاف تاكيد ميكردند؛ لذا مسلمانانِ آگاه و آزاده از وي تبعيت و پيروي كردند.
همچنين امام خميني وظيفهي اسلامي خود ميدانست كه به حمايت از كشورهايي برخيزد كه عليه استعمار مادي و معنوي نبرد مي كنند و از مردم مظلوم و ستم ديدهي مسلمان و غير مسلمان حمايت كنند.
دكتر لوكازانگو اضافه كرد: آيت اللّه خميني موضعي خصمانه در برابر صهيونيسم داشتند و معتقد بودند كه اسراييل سرچشمه و منشأ بسياري از مشكلات كشورهاي اسلامي است. و اسراييل بايد از سرزمينهاي اشغالي بيرون برود. از كل سرزمينهاي فلسطين و غيره و بر اين اعتقاد خود پافشاري نمودند و همهي امكانات نظام اسلامي را در اختيار اين راه قرار دادند.
اين امر منجر به بيداري و تقويت روحيهي مردم فلسطين گرديد، تا به قيام و مبارزه با اشغالگران با تمام امكانات موجود تن دهند. با توجه به اينكه بعضا در ميان آنان افراد سازشكار پيدا شده است اما مبارزه قوي تر از سازش به پيش مي رود.
دكتر «ابراهيم سو فالو» ـ استاد علوم اسلامي و معارف دانشگاه داكار در سنگال و استاد يارِ علوم اديان در پاريس.
امام براي برقراري حكومت اسلامي در ايران و براي حمايت از مسلمانان و مستضعفان جهان اندك تاملي ننمود و همواره با تمام وجود اعتقاد داشت كه چنين كاري شدني است، در صورتي كه حتي بزرگان مبارزه در ايران تحقق چنين هدفي بزرگ، در آن شرايط را شدني نميدانستند و دچار شك و شبهه و ترديد شده بودند. اما با درايت امام شاهد بوديم كه چنين شد.
چرا، چون كه حضرت امام در تمام طول مبارزه عليرغم مشكلات بسيار، حتي يكبار هم در مورد تحقق اين هدف عظيم به خود ترديدي راه نداد و با صراحت اعلام ميداشت كه خواهان برپايي حكومت اسلامي است و در اين راه تحت تاثير هيچ كدام از نظريات ديگران قرار نگرفت و با جديت تمام هدف را دنبال نمود تا در نهايت به آن دست يافت.
از اينرو مسلمانان فلسطين با الهام گرفتن از ارادهي خداجوي امام خميني، پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران كه عمده ترين و تنها تكيه گاه مبارزان فلسطيني به شمار ميرود، باعث گرديد كه نهضت خود را در راه مبارزه با اشغالگران صهيونيستي روز به روز با جديت بيشتر دنبال كنند. البته تا به امروز ما شاهد شكست مفتضحانهي رژيم صهيونيستي در برابر مبارزات مردم مسلمان لبنان و عدم ناتوانايي نيروهاي اين رژيم اشغالگر، در برابر انتفاضهي مردم فلسطين بوديم كه امروزه علنا آن را بيان ميكنند و شايد در آيندهي نزديك براي جبران اين شكستهاي پياپي، و براي جبران افتضاحها و ناتواناييهاي به وجود آمده براي مقابله با مبارزان فلسطيني و لبناني دست به اقدامات برون مرزي نيز بزنند.
دكتر «سوفالو» اضافه كرد: از عمده ويژگيهاي امام خميني سرعت در انتقال مطالب و مفاهيم به مردم است كه اين امر از عوامل بسيار مهم و حساس و تعيين كننده در اداره و هدايت نهضت ميباشد، كه امروزه نيز رهبران اسلامگراي جنبشهاي فلسطيني و لبناني در جهت هدايت و رهبريت مردم خود از آن بهره ميجويند و اين يك درس بسيار حساس و ثمر بخش براي همهي مسلمانان دنيا است.
در جهان سوم همواره نقش يك فرد در ادارهي امور بسيار با اهميت است تا در جهان غرب، ما اكنون شاهد گرد آمدن جوانان پرجنب و جوش و خروشان فلسطيني دور رهبران ديني خود؛ مانند شيخ احمد ياسين، رهبر جنبش حماس در سرزمينهاي اشغالي هستيم و چگونه اين جوانان با جان و دل دستورات او را عملي ميكنند.
امروزه سردمداران رژيم اشغالگرِ قدس براي از بين بردن روند رو به گسترش انتفاضه دستور صدور شناسنامههاي اسراييلي به اعرابِ فلسطيني را صادر كردهاند، تا بتوانند از اين روند جهت در اقليت قرار دادن فلسطينيان اقدام موثري بكنند. اما آمار خود اين رژيم نشان ميدهد كه جوانان و فرزندان همين خانواده هاي فلسطيني كه به اجبار يا به تطميع، شناسنامهي اسراييلي گرفته اند، در انتفاضهي كنوني نيز نقش فعالي دارند.
طبق آمارهاي رسمي به دست آمده، امروزه بيش از ٩٠٠ هزار نفر از عربهاي فلسطيني داراي شناسنامه اسراييلي هستند كه ٩٠ درصد آنان را فلسطينيان تشكيل ميدهند و ١٠ درصد باقي مانده، افراد سوري، لبناني، عراقي و مصري ميباشند.
اكثر قريب به اتفاق فلسطينيانِ داراي شناسنامهي اسراييلي را، شهرونداني تشكيل ميدهند، كه در مناطق فلسطيني اشغال شده در سال ١٩٤٨م ميباشند، كه اجبارا به تابعيت رژيم صهيونيستي درآمدهاند.
دومين گروهي كه تابعيت رژيم صهيونيستي را دريافت داشته اند، شهروندان فلسطيني هستند كه در بخش شرقي بيت المقدس زندگي ميكنند، كه پس از اشغال آن در سال ١٩٦٧م براي افزايش نسبي تعداد صهيونيستهاي ساكن آن، بخشي از قدس شريف با ترغيب، شناسنامهي اسراييلي دريافت نمودند.
گروه سوم را تعدادي از ساكنان بلنديهاي اشغالي جولان تشكيل ميدهند. كه پس از الحاق مناطقي از اين بلنديها به سرزمينهاي اشغالي در سال ١٩٨١م با ترغيب شناسنامهي اسراييلي دريافت كردند. كه ميتوان گفت: از تعداد بيش از ١٨ هزار نفر سوري موجود در بلنديهاي جولان، تنها حدود ٤٠٠ نفر از آنان به تابعيت اسراييل درآمدند.
اما گروه چهارم را مزدوران اسراييلي تشكيل ميدهند، اينها مزدوراني هستند كه در كشورهاي مختلف عربيِ خود، براي رژيم اشغالگر قدس جاسوسي ميكردند و چون شبكههاي فعاليت آنان فاش شد، به فلسطين اشغالي فرار كرده به تابعيت اسراييل درآمدند. به اضافه تعدادي از افراد شبه نظاميان آنتوان لحد را كه در جنوب لبنان بوده اند و پس از عقب نشيني نيروهاي اسراييلي از مناطق اشغال شدهي لبناني به فلسطين اشغالي گريخته اند را تشكيل ميدهند.
اما تمام اين مسايل نميتواند از ادامهي روند انتفاضه جلوگيري كند و اعلام اخير رژيم صهيونيستي براي ساخت يك بازداشتگاه جديد در منطقهي (شيخ جراح) واقع در بيت المقدس، در مساحتي بيش از ٢٩ هزار متر مربع دلالت ميكند كه تلاويو واقعا از انتفاضهي مردم در هراس شديدي است.
دكتر «جمال حسن» استاد علوم تاريخ سياسي خاورميانه در دانشگاه بيروت.
فلسطين سرزميني مقدس است كه همواره مورد توجه شديد امام خميني در طول سالهاي مبارزهي او بوده است و ياران او و وفاداران و پيروان راه او همواره به اين امر توجه دارند.
بيش از نيم قرن از مبارزات مردم مظلوم و مسلمان فلسطين براي رهايي از اشغال ميگذرد كه با افت و خيزهاي فراواني مواجه بوده است. و به علت وابستگي اغلب حكومتها و سرزمينهاي اسلامي به استعمار، مسلمانان مبارز فلسطيني را از پشتيباني و حمايت وسيع مسلمانان محروم ساخته و جنبش ضد صهيونيستي كه امروز شاهد ظهور مجدد و فعاليت آن هستيم به نوعي به ركود كشانيده بود.
وي افزود: با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني در سال ١٩٧٩ ، روح تازهاي در كالبد مبارزات ضد صهيونيستي دميده شد. و همچنين نفوذ معنوي و شخصيت امام خميني و مواضع وي از مهمترين عوامل اوجگيري مبارزات و تحول راه و ايدئولوژي مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و در نهايت پيدايش انتفاضه بود.
امريكا، اسراييل و كشورهاي اروپايي، با پيدايش روند خطرناك مبارزهي ضد صهيونيسم، حتي در سراسر جهان به خاطر روشنگريهاي امام خميني به اين فكر افتادند تا اين انقلاب نوپا را با مشكلات عديدهاي مواجه سازند، كه عمده ترين آن با بهره گيري از روشهاي مدرن و پيچيدهي روانشناختي و با در دست داشتن تمام ابزارهاي خبري اقدام به سمپاشي، تاثير گذاري و مقابلهي وسيع در سرتاسر جهان با اهداف انقلاب اسلامي ايران كردند.
در كنار آن جمهوري اسلامي ايران را به يك جنگ نابرابر نيز مشغول ساختند، كه يك طرف آن متكي به آواكسها و سوپر اتانداردها و ماهواره ها و پيچيده ترين و پيشرفته ترين امكانات و سلاحها بود و طرف ديگر متكي به نيروهاي انساني فداكار و مؤمن و مطيع آرمان هاي اسلامي و رهبريت خود بودند.
تمام اين مسايل و مشكلات براي اين بود، تا سران كشور انقلاب اسلامي ايران را مجبور به عدم حمايت از فلسطينيان و به رسميت شناختن رژيم اسراييل كنند، كه مؤثر واقع نشد. اما از سوي ديگر امريكا و صهيونيسم بينالملل با راه انداختن جريانات انحرافي و راه اندازي بحرانهاي عديدهي خبري؛ از جمله خطر هستهاي ايران و پاكستان و ادعاهاي مكرر مالكيت جزاير ايراني از سوي امارات و... توانستند تا حدي در جهت كشاندن حكومت هاي عربي و اسلامي با سازش موفق شوند.
اكنون، جو غالبِ بر اعراب، جو سازش و تسليم در برابر خواسته هاي رژيم صهيونيستي است. و اين امر در اجلاس سران كشورهاي اسلامي در دوحهي قطر بسيار مشهود و عيان بود كه حتي خود تلاويو نيز از روند مذاكرات و توافقات انجام شده استقبال كرد.
امضاي قرارداد ننگين كمپ ديويد، راه سازش اعراب را باز كرد و حجب و حيا را در آنها از بين برد و امروزه اكثر ممالك اسلامي و عربي كه ادعاي ترقي خواهي آنان گوش فلك را كر كرده است، براي به رسميت شناختن اسراييل گوي سبقت را از همديگر مي گيرندو اجازه دادند يك اقليت كوچك يهودي ارادهي خويش را به بيش از يك ميليارد مسلمان تحميل كرده و بر آنان حكم فرمايي كند، كه حتي توانايي پشتيباني از مبارزات مردم فلسطيني در رسانهها را نيز از آنان سلب كردند.
دكتر «جمال حسن» افزود: آن زمان كه افشاي ماهيت نژاد پرستانه و اشغالگرانهي صهيونيسم بين الملل حتي در كشورهاي غربي مدعي دموكراسي، تهديد، ترور و محاكمه در پي داشت، شاهد بوديم كه امام خميني (ره) با توجه به همكاري بسيار نزديك ساواك با موساد، اقدام به افشاي ماهيت جنايتكارانهي رژيم صهيونيستي در خرداد ٤٢ نمود و از هيچ كس واهمه نداشت، امام فرمود: «يكي از جهاتي كه ما را در مقابل شاه قرار داده است، كمك او به اسراييل است» بايد بگويم كه سرانجام حمايت از فلسطين و مبارزهي اسراييل در كنار جنگ تحميلي، ترور و تهديد به جنگ شيميايي از سوي رژيم عراق نيز بود. كه رهبر بزرگ انقلاب اسلامي عليرغم جنگ تمام عيار با عراق هرگز از مسئله فلسطين واصل مبارزه با اسراييل غافل نبودند. و همواره مبارزه با صهيونيسم را جزء لاينفك انقلاب اسلامي ايران اعلام داشتند.
به ياد دارم كه امام خميني در جنگ شش روزه، ميان اعراب و اسراييل، در سال (١٩٧٣) در پيامي كه به حكومتهاي اسلامي و مسلمانان جهان ارسال كردند چنين آمده بود: «اسراييل قيام مسلحانه بر ضد كشورهاي اسلامي نموده است و بر كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان، قلع و قمع آن لازم است... كشورهاي نفت خيز اسلامي لازم است از نفت به عنوان حربه عليه اسراييل استفاده كنند، و از فروش آن به كشورهايي كه به اسراييل كمك ميكنند خودداري ورزند.»
امام خميني (ره) همواره در مواضع و بيانات خود علاوه بر تاكيد بر اتحاد و تمسك به اسلام و بازگشت به ارزشهاي اسلامي قيام عليه حكومت هاي وابسته در كشورهاياسلامي را يكي از مقدمات واجب براي حمايت از قيام مردم فلسطين و نجات آنان ميدانست.
لذا امام خميني علاوه بر راه تحريم نفتي، سرنگوني رژيم هاي وابسته و غير مردمي منطقه توسط مردم آن كشورها را اصلي ترين و مقدم ترين راه براي آزادي فلسطين ميدانستند، كه در اين مورد چنين فرمودند: «مشكل مسلمانان، حكومت هاي آنان است، اين حكومت ها هستند كه مسلمين را به اين روز رسانده اند، ملتها با آن فطرت ذاتي كه دارند ميتوانند مسايل را حل كنند.»
امام خميني معتقد بود كه اهداف نهايي اسراييل حتي فراتر از (نيل تا فرات) است و همواره در اين چند دههي گذشته هشدارهاي عديدهاي به حكومتها و مسلمانان دادهاند. اما تجربهي چند دههي اخير، از بي توجهي دولتهاي عربي به اين هشدارها حكايت ميكند. و در مقابل يك گام عقب نشيني اعراب، اسراييل چند گام به جلو برميداشت.
از زماني كه طرحهاي سازشكارانه در اعراب، وارد بورس ديپلماسي شد، اسراييل توانست علاوه بر فلسطين سرزمينهاي ديگري؛ مانند جنوب لبنان را نيز به اشغال خود درآورد. همهي آن طرحها، مانند طرحهاي سازشكارانهي فهدوفاس، طائف و كمپ ديويد و اسلو نشانهي ضعف اعراب و عدم تصميم گيري دولت هاي وابسته و مرتجع عربي براي مبارزه با اسراييل ميباشد.
رژيم صهيونستي نيز از همين ضعف ها و فرصتهاي بدست آمده بهره گرفت و گامهاي ديگري در راه سلطه گري خود برداشت و قدس شريف را به عنوان پايتخت غير قابل انكار خود برگزيد كه با اقبال كشورهاي حامي او؛ يعني امريكا و بريتانيا و بعضي از كشورهاي اروپايي كه مورد اعتماد شديد كشورهاي عربي ميباشند، گرديد. در مقابل كشورهاي عربي با كمال تاسف فقط به مخالفت هاي زباني اكتفا كردند و هرگز عكس العمل واقعي و گامي موثر در اين مورد، براي وادار كردن اسراييل به انصراف از اين تصميم خود برنداشتند و اين مسئله بسيار تاسف بار بوده و قابل اغماض و سكوت نيست.
لذا امام خميني (قدس سره) در مقابل اين همه سكوت و عقب نشيني از سوي دولتهاي عربي و اسلامي، آخرين جمعهي ماه مبارك رمضان را روز قدس اعلام كردند تا مسلمانان جهان بتوانند در اين روز با اجتماعات خود در فضاهاي روحاني همزمان مسئله فلسطين و حمايت از آن را در جهان اسلام مطرح كنند.
اعلام روز جهاني قدس حركتي بود در مقابل يهودي كردن بيت المقدس و سازشكاريهاي اعراب در برابر پيشرويهاي اسراييل و همچنين در راستاي اتحاد مسلمانان بود.
روز جهاني قدس بستر خيزش امواج انساني و احياي وسيع مسئلهي قدس و بيداري مسلمانان بود. علاوه بر آن روز جهاني قدس عامل مهمي در راه توقف روند امتياز دهي پي در پي اعراب به اسراييل و روزي كه اجازه ميداد تا ملتها نيز وارد معاملهي سرنوشت ساز قدس شوند به شمار ميرود. از اين رو استعمارگران احساس خطر كرده در جهت مقابله با انقلاب اسلامي مجددا بسيج شدند، اما فايدهاي نداشت چرا كه اين امر منجر به بيداري و افزايش شجاعت و جسارت نزد جوانان مسلمان فلسطيني گرديد و ديگر نميتوان كاري كرد. انتفاضه همچنان به پيش ميرود و غاصبان قدس در عجز و تسليم و ناباوري از قدرت آن در هراساند.
دكتر «سعيد المُرسي» ـ استاد علوم ارتباطات سياسي دانشگاه بورسعيد مصر ميگويد:
بيت المقدس قلب تپندهي جهان اسلام و كانون توجه مسلمانان واقعي است. و نگين پر تلالو اديان سماوي كه اكنون در تسخير دشمنترين، دشمنان اسلام و مسلمين، يعني يهوديان صهيونيستي، كه با استفاده از حيلههاي سياسي و زورگويي اقدام به تخريب آن نموده تا كم كم ضربه آخر خود را نيز براي تخريب و نابودي مسجد الاقصي فراهم سازد.
امام خميني از ٤٠ سال قبل با اطلاع به موقع خود، خطر چنين كاري را از سوي اشغالگران قدس، به جهان اسلام گوش زد نمود، اما كو گوش شنوا. خصوصا در ميان حكومت هاي عربي كه ادعاهاي فراواني براي عربيت فلسطين ميكردند. و با توجه به رفتارهاي سازشكارانهي حكومت هاي عربي در اين زمينه و براي احياي مبارزه با رژيم صهيونيستي در ميان ملتهاي اسلامي. امام خميني در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي روز جهاني قدس را اعلام نمودند، و اين امر موجب بروز حياتي تازه و دميدن روح شجاعت و مقاومت در ميان جوانان فلسطيني گرديد. و اين امر آغاز انتفاضه و قيام مردم مسلمان فلسطين گرديد، كه امروز شاهد ادامهي آن روند با توجه به تمام فشارهاي داخلي و خارجي كه با آن مواجه هستند ميباشيم.
وي اضافه كرد: از روزي كه صهيونيستها در سال ١٩٦٧م شهر بيت المقدس را به طور كامل اشغال كردند، براي تخريب اين شهر برنامه ريزي شد و در اين راستا ابتدا اقدام به تغيير بافت ساكنان شهر از مسلمانان فلسطيني تا بافت يهودي نمودند. و در اين راستا حتي از تجاوز به اماكن مقدس در اين شهر ابايي نداشته و كانون حملات خود را متوجه مهمترين و حساسترين مكان؛ يعني مسجدالاقصي و با هدف تخريب و ويران ساختن آن نمودند.
اين روند ادامه يافت. و حوادثي از قبيل به آتش كشيدن مسجد الاقصي توسط يك صهيونيست افراطي به نام «گولرمان» در آگوست ١٩٨١، و حمله به نمازگزاران فلسطيني در سال ١٩٩٠ كه منجر به شهيد و مجروح شدن بيش از ٩٨ فلسطيني توسط يك سرباز صهيونيستي انجاميد، و يا به خاك و خون كشيده شدن صدها نفر زن و مرد و پير و جوان فلسطيني در مسئلهي (تونل) مسجدالاقصي در سال ١٩٩٦م را ميتوان از جملهي اين حوادث خونين و اسفبار نام برد.
تجاوزات صهيونيستها به حرم شريف مسجد الاقصي ختم نمي شود، بلكه ميتوان به تجاوز آنان به مقبرهي «مسجد بلال بن رياح» در جادهي قدس ـ بيت لحم و همچنين تخريب مقبرهي «مأمن اللّه» در بيت المقدس و مقبرهي «القسام» در قدس شريف نيز اشاره نمود.
آمار و ارقام موجود و حوادث ملموس همگي گواه بر اين مدعي است كه اشغالگران صهيونيست از سياست هاي برنامه ريزي شده و از پيش تدوين گرديدهاي براي تجاوزات خويش و محو آثار عربي، اسلامي و مسيحي بيتالمقدس سود ميجويند.
براي مثال سازمانهاي تروريستي صهيونيست طي سالهاي ١٩٦٧ـ١٩٩٠ اقدام به انجام بيش از ٥٠ عمل تجاوزكارانه عليه مسجد الاقصي انجام دادهاند. اما پس از امضاي قرارداد ننگين اسلو اين اعمال وحشيانه روند صعودي بخود گرفت. به نحوي كه بين روزهاي آخر سال ١٩٩٣ تا اواسط سال ١٩٩٨ متجاوزان صهيونيست اقدام به انجام بيش از ٨١ مورد عمل تجاوزكارانه عليه مسجد الاقصي نمودهاند.
وي افزود: سازمان همبستگي بين المللي حقوق بشر اعلام نمود كه اسراييل طي سالهاي ١٩٩٥ تا ١٩٩٨ حدود ٧٥ بار به حرم شريف قدسي در شهر بيت المقدس تجاوز كرده است. علاوه بر اين، اين سازمان، دو حادثهي خونين كشتار نمازگزاران در حرم ابراهيمي شهر الخليل و حوادث تونل مسجد الاقصي در سپتامبر ١٩٩٦ را از بي رحمانه ترين حوادث رژيم اشغالگر قدس، پس از امضاي قرارداد اسلو ذكر نموده است.
دكتر «سعيد المرسي» اضافه كرد: به گفتهي «رفيق الخطيب» مدير سابق حرم شريف قدسي سازمانهاي مختلف رسمي صهيونيستي در اولين سالهاي انتفاضهي اول، حداقل به ١٩٠ مسجد در سرتاسر سرزمينهاي فلسطين اشغالشده در سال ١٩٤٨ حمله نموده و اكثر آنها را تخريب نمودند.
پر واضح است كه با توجه به اقدامات جنايت كارانه و تجاوزگرانهي رژيم صهيونيستي نسبت به مردم و سرزمين و مقدسات مسلمانان در فلسطين كه با سكوت مطلق كشورهاي عربي و اسلامي و جهان مواجه گرديده است، ديگر جوانان فلسطيني طاقت سكوت نداشته و اقدام به انتفاضهي دوم نموده اند كه بيش از شش ماه است كه در حال شعله ور شدن ميباشد. اما دلگرمي تمامي اين بي پناهان، انقلاب اسلامي ايران است و آنها امروزه خواهان حمايت ساير ملل عرب از قيام خود، مانند ايران هستند؛ چرا كه آنها ميدانند حمايت ايران و جهان اسلام؛ يعني آزادي از اشغال است و جنوب لبنان و مقاومت اسلامي و ياران حزباللّه لبنان، چون از حمايت ايران و انقلاب اسلامي و رهبريت و مردم آن برخوردار بودند پيروز شدند. و نيروهاي رژيم صهيونيستي را مجبور به فرار از سرزمينهاي اشغالي جنوب لبنان نمودند.