پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - رشيد الدين فضل الله واصلاحات غازان خان - زمانی تهرانی
رشيد الدين فضل الله واصلاحات غازان خان
زمانی تهرانی
خواجه رشيد الدين فضل الله، پسر عمادالدوله ابى الخير و نواده موفق الدوله همدانى است. او ايام جوانى خود را در همدان به تحصيل علوم مختلف، به ويژه طبّ گذراند و به عنوان طبيب به دستگاه اباقاخان وارد شد و تا آنجا پيش رفت كه به وزارت غازان و اولجايتو و ابوسعيد رسيد. خواجه رشيد الدين فردى فاضل و دانشمند و آشنا به زبانهاى عربى، تركى و مغولى بود و اوقات فراغت را به مطالعه يا نگارش (كتابت) مىگذراند. غازانخان شخصيتى تاريخدوست و آشنا به تاريخ اجداد خود بود؛ از اين رو رشيد الدين را مأمور كرد تا تاريخ مغول را بنويسد. خواجه اين امر را پذيرفت و پس از مطالعه اسناد تاريخى مغول و مذاكره با مطلعين تاتار، كتاب خود را با نام »تاريخ غازان« بنيانگذارى نمود، ولى پيش از اتمام آن غازان خان درگذشت و برادرش اولجايتو خواجه را به ادامه كار واداشت.
نظر اولجايتو بر اين اساس بود كه علاوه بر تاريخ اقوام مغول، تاريخ جامعى شامل همه اقوام ديگر، به ضميمه مجلدى درباره جغرافى و معرفت مسالك و ممالك ذيل تاريخ غازانى قرار دهد. رشيدالدين با توجه به سنگينى وظيفه وزارت و رتق و فتق امور گوناگون، به انجام آن همّت ورزيد و سرانجام تأليف كتاب مذكور، يا »جامعالتواريخ« را در سال ٧١٠ ه’. ق به پايان رسانيد.
خواجه در اثر بدگويى دشمنان در سال ٧١٧ ه’. ق از وزارت معزول شد و از شهر سلطانيه به تبريز رفت و سرانجام بر اثر تحريكات مخالفان، در سال ٧١٨ ه’. ق به دستور ابوسعيد، او را در نزديكى تبريز كشتند؛ بدين ترتيب، به زندگى يكى از حكما، اطبا، نويسندگان، مورخان و وزيران نامى ايران پايان بخشيدند و آثار او را در ربع رشيدى از ميان بردند.
آثار وى عبارت است از:
١. كتاب الاخبار و الآثار (در بيان سرما و گرما، و فصول و فلاحت و آبيارى، و امراض نباتات و معدنيات كه اصل آن در دست نيست، ولى منتخبى از آن موجود است).
٢. مفتاح التفاسير (در بيان فصاحت قرآن و ترجمه مفسران و بيان خير و شر و قدر و ابطال تناسخ).
٣. رساله سلطانيه.
٤. لطايف الحقايق.
٥. بيان الحقايق.
٦. توضيحات (شامل ١٩ مراسله در مسائل كلامى، دينى و عرفانى).
٧. مجموعه مكاتبات رشيدى (حاوى بسى نكات ادبى و تاريخى است).
خواجه علاوه بر امور فوق، طبع شعر نيز داشت و گاهى به صورت تفنّنى شعر مىسراييد.
در خصوص جنبه تاريخنگارى اين شخصيت بزرگ، نشستى در مركز نشر ميراث مكتوب با حضور دكتر هاشم رجبزاده، دكتر جعفرى مذهب و استاد روشن برگزار شد.
در اين نشست، ابتدا دكتر رجبزاده درباره عقايد دينى و آثار رشيد الدين سخن گفت؛ رشيد الدين گرچه يهودى تبار بود، اما از روى صدق و اخلاص اسلام آورد. شاهد آن اينكه در جامعالتواريخ و نيز در مكاتيب خود، از مخالفت خود با يهوديت سخن گفته و شادى خود را از ويران شدن كليساها و كينسهها و بتخانهها در دوران غازان خان ابراز كرد. وى هم چنين در ستايش اسلام غازان خان، علت اسلام آوردن او را هدايت ايزدى دانسته است.
او در يكى از رسائل خود شرح مىدهد كه حضرت رسول(ص) و حضرت على(ع) را در خواب ديده و بر اثر آن، نور معرفت در دلش تابيده است. او در كتابخانه ربع رشيدى در تبريز ١٠٠٠ جلد قرآن به خط بهترين خوشنويسان گرد آورد و دارالقرآنى بنا كرد و مساجدو مدارس متعدد ساخت.
او هيچ تعريف و تحسينى درباره مغولان كه قومى خونخوار و ويرانگر بودند و از حيث اجتماعى، اقتصادى و سياسى بر جامعه ايران فشار زيادى وارد كردند، ندارد؛ مگر درباره غازان خان كه از نگاه وى پادشاهى مسلمان و ايرانى است نه مغول.
آثار رشيدالدين
او آثار متعددى از خود به يادگار گذاشته كه بخشى در حوزه تاريخ است، شمارى در معارف دينى نظير تفسير، علوم قرآن و احكام، و اندكى در طب و آئين مملكتدارى.
در اين ميان، جامعالتواريخ برجستگى خاصى دارد؛ البته اين اثر تأليف مستقيم خود او نيست، بلكه توسط گروهى از محققان و مترجمان و زير نظر او تأليف شده است.
استاد روشن نيز درباره محتواى جامعالتواريخ و چگونگى تأليف آن، ومنابع و همكاران وى و پژوهشهاى محققان داخلى و خارجى در اين حوزه گفت:
رشيدالدين نخست به فرمان غازانخان، تأليف تاريخ مغول را آغاز كرد، اما پيش از آنكه تدوين آن به پايان برسد، غازان خان در سال ٧٠٤ ه’. ق درگذشت. اين تاريخ در دوره جانشين و برادر وى، سلطان محمد اولجايتو به انجام رسيد، سپس از سوى اولجايتو مأمور شد تا تاريخ عمومى تأليف كند. او اين كار بزرگ را شروع كرد؛ كتابى از تاريخ حضرت آدم تا خاتم و ايران باستان تا ايران اسلامى و...؛ تأليف جامعالتواريخ ٥٠ سال به طول انجاميد. وى بخش مغول را با كمك چينگ سانگ نوشت.
در تاريخ هند نيز از يك راهب بودايى به نام كاتالاشرى نجسى كمك گرفت. در تاريخ چين از دو مورخ به نامهاى لى تاچى و تانگسو، و از تاريخهاى موجود در كتابخانههاى ايران استفاده كرد. اما در تاريخ بنىاسرائيل همكارى ندارد و چون يهودى تبار است، خود از توراتهاى موجود بهره مىبرد. تاريخ افرنگ نيز شامل تاريخ پايان قياصره است.
بخشهايى از جامعالتواريخ به دليل اهميت به عربى برگردانده شد. دكتر روشن در ادامه به نسخههاى اين اثر و چگونگى تصحيح آن اشاره داشتند.
دكتر جعفرى مذهب كه مديريت جلسه را به عهده داشت، ضمن تحليل فضاى سياسى اجتماعى دوران رشيدالدين، اسلام آوردن غازان خان، اصلاحاتى كه اعمال شد، جايگاه جامعالتواريخ و اهميت آن و اينكه تاريخنگارى رشيدالدين آغازى بود براى چينشناسى علمى، پرسشهاى مهمى را مطرح كردند؛
١. اصلاحات غازانخان تا چه اندازه محصول ذهن است و تا چه اندازه متأثر از رشيدالدين و ايرانيان قديم؟
٢. چرا عمر اين اصلاحات كوتاه بود؟
٣. چرا تغييرگاه شمارى پىگرفته نشد؟
٤. مخالفان اصلاحات چه كسانى بودند؟
از جمله نكات مهم سخنرانى ايشان اين بود كه اساساً آيا ماركوپولو واقعيت خارجى دارد؟ آيا او به تمامى نقاط چين سفر كرد؟ اطلاعات او از چين از چه منبعى اخذ شد؟ آيا تشابهى كه ميان اطلاعات موجود در سفرنامه ماركوپولو و جامعالتواريخ وجود دارد، دليل اين نيست كه او از جامعالتواريخ استفاده كرده است؟
در جلسه پرسش و پاسخ نيز مباحثى چون ميزان تسلط و آشنايى رشيدالدين به زبانهاى بيگانه، روش او در تاريخنگارى و فلسفه تاريخ از منظر وى مطرح شد.