پژوهش های قرآنی
(١)
تطابق تفسیرى اسباب نزول و آیه، روشى در جهت نقد اسباب نزول - مسعودى محمدمهدى
١ ص
(٢)
دانش اسباب نزول قسمت دوم - بهرامى محمد
٢ ص
(٣)
جعل و تحریف در روایات اسباب نزول قسمت دوم - صدر سيد موسى
٣ ص
(٤)
سبب نزول آیه ولایت - حکيم باشى حسن
٤ ص
(٥)
نقد و بررسى کتابهاى اسباب نزول - بهرامى محمد
٥ ص
(٦)
تفسیر المیزان و اسباب نزول - فصيحى على
٦ ص
(٧)
اسباب نزول در تفسیر کشاف - هاشمى سيد حسين
٧ ص
(٨)
نقل و تحلیل اسباب نزول در تفسیر آلوسى - غريب علي
٨ ص
(٩)
روش تفسیرى الفرقان در اسباب نزول - هاشمى سيد حسين
٩ ص
(١٠)
زمینه هاى تاثیر قرآن بر زبان و ادب فارسى - علوى نژاد سيد حيدر
١٠ ص
(١١)
قرآن در مثنوى - مهدوى مسعود
١١ ص
(١٢)
بررسى تفسیرهاى تک نگارى موجود در کتابخانه مرکزى آستان قدس رضوى - موسوی مبلغ سيد محمدحسين
١٢ ص
(١٣)
کلید مفاهیم قرآن - مرادى محمد
١٣ ص
(١٤)
هدفها و انگیزه هاى انتشار علوم القرآن عند المسلمین - ايمانى عليرضا
١٤ ص
(١٥)
سیر پژوهش در فرهنگ واژگان قرآنى -
١٥ ص
(١٦)
خلاصه مقالات عربى
١٦ ص

پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - نقل و تحلیل اسباب نزول در تفسیر آلوسى - غريب علي

نقل و تحلیل اسباب نزول در تفسیر آلوسى
غريب علي

 

سیماى روح المعانى
تفسیر روح المعانى، از تفسیرهاى مهم و عمده اهل سنت است که به وسیله ابى الفضل شهاب الدین محمود آلوسى بغدادى (تولد: ١٢١٧ هـ، وفات: ١٢٧٠ هـ) نگاشته شده است.
این تفسیر که در ٣٠ جزء و ١٥ مجلد تدوین شده، داراى گرایشهاى فلسفى، کلامى، ادبى و فقهى است.
محمد حسین ذهبى درباره چگونگى تألیف و وجه نامگذارى آن، مى نویسد:
(… روش ایشان در چگونگى تدوین این تفسیر، شگفت آور است. ایشان روزها مشغول فتوا دادن و تدریس بوده و اوایل شب، جلسات مفید داشته و فرصت براى نوشتن تفسیر نداشته است و این کار را در اواخر شب انجام داده، ورقهاى نوشته شده را به منشیهاى خود سپرده و آنان به مدت ده ساعت آن را پاکنویس مى کرده اند.
در سال ١٢٦٧ هـ، هنگامى که نگارش تفسیر روح المعانى به پایان رسید، مرحوم آلوسى به این فکر افتاد که نامى براى تفسیرش برگزیند.
این موضوع را با على رضا پاشا، وزیر الوزراء سلطان محمود خان بن سلطان عبدالحمیدخان در میان گذاشت. وى این تفسیر را بدون تأمل (روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانى) نام نهاد.) ١

 

علوم مورد نیاز در تفسیر قرآن از دیدگاه آلوسى
علاّمه آلوسى پیش از شروع به تفسیر، مقدمه اى طولانى در زمینه مطالب ضرورى و مورد نیاز درتفسیر قرآن کریم، بیان مى کند. در این مقدمه، انگیزه نوشتن تفسیر را یادآور شده و سپس تحت عنوان (فوائد) در باره تفسیر و تأویل، نیاز به تفسیر، شرافت علم تفسیر و علومى که در تفسیر به آنها نیاز است، سخن به میان آورده است.
علوم ضرورى در تفسیر قرآن از نظر آلوسى، چنین است:
١. علم لغت ٢. علم نحو ٣. علم معانى، بیان و بدیع ٤. علم حدیث ٥. علم اصول فقه ٦. علم کلام ٧. علم قراءت.
آلوسى در پایان این بحث،با نگاهى به گفتار سیوطى به نقد آن پرداخته، مى نویسد:
(… سیوطى علم (تصریف) و علم (اشتقاق) را از جمله علوم ضرورى در تفسیر قرآن به شمار آورده است، ولى باور من این است که آنچه ما یاد کردیم کافى است و نیازى به این دو علم نیست.
سیوطى علم فقه را نیز از جمله این علوم دانسته است، در حالى که جز او کسى این علم را یادآور نشده است.
سیوطى از علم دیگرى نیز یاد کرده و آن، (علم موهبتى) است [علمى که خداوند به انسان عنایت مى کند] ولى این علم اولاً قابل کسب نیست و بر فرض اکتسابى بودن آن، فهم و شناخت معانى قرآن کریم وابسته به چنین علمى نیست. بلى فهم اسرار قرآن ممکن است در پرتو این علم موهبتى میسّر گردد.)٢

 

روش تفسیرى روح المعانى
در این که تفسیر روح المعانى، روش تفسیر به رأى، یا روش ارشادى و راهنمایى به پیام و مفاهیم قرآن را در پیش گرفته، انظار متفاوتى ابراز شده است.
برخى معتقدند:
(تفسیر روح المعانى، تألیف علاّمه شهاب الدین آلوسى بغدادى، بزرگترین تفسیرى است که در این زمینه تألیف گردیده و مؤلف آن، با نظم خاصى میان آنچه که از طریق عبارت و آنچه که از طریق اشاره از آیات قرآنى مفهوم مى گردد، جمع کرده است….)٣
از سوى دیگر محمد حسین ذهبى، روح المعانى را جزء تفاسیر به رأى مى شمارد و در این زمینه مى نویسد:
(…از آن جا که آلوسى همیشه بعد از بیان آنچه که مربوط به ظاهر آیات قرآن است، به بیان (تفسیر ارشادى) مى پردازد، بعضى از علماى تفسیر، چونان تفسیر نیشابورى، روح المعانى را جزء تفاسیر ارشادى قرار داده اند، ولى من معتقدم که باید این دو تفسیر را در شمار تفاسیر به رأى محمود قرار دهیم، زیرا مقصود عمده این دو تفسیر، تفسیر ارشادى نیست… تفسیر روح المعانى از مهم ترین تفاسیر به رأى جایز است….)٤

 

تفسیر به رأى از دیدگاه آلوسى
آلوسى در مورد تفسیر قرآن کریم، معتقد به اجتهاد و تدّبر در آیات قرآن کریم است و روایاتى را که از تفسیر به رأى منع مى کنند، مورد تحلیل و توجیه قرار مى دهد.
وى در مقدمه تفسیر خود پس از بیان علوم ضرورى در تفسیر قرآن کریم، به بحث تفسیر به رأى مى پردازد و چنین مى نویسد:
(در مورد (تفسیر به رأى) آنچه که معروف و مشهور است، منع از آن است. براى این موضوع به چند حدیث تمسّک جسته اند:
ابى داود، ترمذى و نسائى از پیامبر(ص) نقل کرده اند که حضرت فرمود:
(کسى که با رأى خود در باره قرآن سخن بگوید، در صورتى که به واقع برسد، باز هم خطا کرده است.)
در روایت دیگر از قول ابى داود آمده است:
(کسى که بدون علم در باره قرآن سخن بگوید، جایگاه او پرُ از آتش خواهد شد.)
پس از نقل این دو حدیث، مى نویسد:
(… دلیل درخور اعتمادى وجود ندارد که تفسیر به رأى را منع کند، زیرا اولاً:
در صحت حدیث اول، جاى تردید است، چه این که (مدخل) نسبت به صحت آن، تأمل کرده است و در صورتى که این روایت از جهت سند صحیح به شمار آید، مراد از خطا، خطاى در مسیر است، زیرا راه مراجعه به الفاظ قرآن، بهره گیرى از اهل لغت است و در ناسخ و منسوخ، راه مراجعه، اخبار است و در بیان مراد، باید به شرع روى آورد و در صورتى که هیچ یک از این راهها ممکن نباشد، استفاده از فکر و اندیشه مانعى ندارد. علاوه بر این، ممکن است مقصود روایت از تفسیر به رأى، تفسیر بر اساس هواى نفس باشد، به این شکل که مفسّر، مذهب و عقیده خود را اصل مسلّم قرار دهد و قرآن را تابع آن به شمار آورد و تفسیر کند. چنین شیوه اى اگر به نظریه صحیحى هم منتهى شود، باز هم خود روش، غلط و خطاست.
سومین بیان این است که منظور از تفسیر به رأى، نسبت بدون دلیل مطالب به خداوند باشد.)
امّا در مورد حدیث دوم، چنین ابراز مى دارد:
(این حدیث دو معنا دارد:
١. کسى که در باره آیات مشکل قرآن سخنى بگوید که نمى داند، گرفتار غضب خداوند خواهد شد.
٢. کسى که در باره قرآن سخنى بگوید، در حالى که مى داند حق غیر از آن است، به کیفر الهى گرفتار خواهد شد.
به هر حال، دلایل جواز به کارگیرى رأى و اجتهاد در فهم قرآن کریم فراوان است. این دلایل قرآنى، با احادیث منع معارضه مى کند….)٥
آنچه از این گفتار به دست مى آید، این است که: آلوسى یکى از راههاى تبیین و تفسیرقرآن را، رأى و اجتهاد مى داند. وى معتقد است که اعجاز قرآن با وجدان قابل درک است نه با تقلید.
به هر حال، آلوسى کار تفسیر را یکسره به رأى و اجتهاد شخصى واننهاده است، بلکه راههاى بسیارى را در جهت تبیین و تفسیر قرآن بر شمرده که استفاده از رأى، آخرین آنها قلمداد شده است.
براین اساس، تفسیراو را نمى توان صرفاً تفسیر به رأى دانست.

 

روش ترتیب مطالب در تفسیر روح المعانى
ترتیبى که آلوسى درتفسیر خود در پیش گرفته است، از این قرار است:
١. وجه تسمیه سوره و بیان نامهاى دیگر سوره.
٢. فضیلت سوره.
٣. مکى و یا مدنى بودن سوره ( محل نزول سوره ).
٤. تعداد آیات.
٥. ارتباط و مناسبت سوره با سوره قبل.
٦. اشاره به محل نزول برخى آیات.
٧. بیان نسخ و عدم نسخ آیات مورد بحث.
٨. طرح آیه مورد تفسیر.
٩. بحث ادبى.
١٠. بحث لغوى.
١١. نقل اسباب نزول.
١٢. تفسیر آیه با آیات دیگر.
١٣. برداشتهاى عرفانى از چند آیه تحت عنوان، (الکلام من باب الاشارة). در این قسمت، بیشتر مباحث کلامى و عرفانى مورد بحث قرار مى گیرد.
١٤. بحث موضوعى به مناسبت آیات.

 

جایگاه اسباب نزول در تفسیر روح المعانى
آلوسى براى اسباب نزول،اعتبار ویژه اى قائل است و براى آن جایگاه خاصى درنظر گرفته است. وى در مقدمه تفسیر خود، یکى از علوم ضرورى براى تفسیر قرآن کریم را (علم الحدیث) شمرده و معتقد است: تنها در پرتو این علم مى توان به اسباب نزول دست یافت.
محسن عبد الحمید در این زمینه نوشته است:
(…آلوسى از اسباب نزول در تفسیرقرآن کریم استفاده بسیار خوبى کرده است. دراین تفسیر، تحقیق علمى زیاد وجود دارد و نظرّیاتى برگزیده شده که مناسب با جوّ عمومى قرآن کریم است.)
در تفسیر خود، ذیل این آیه مبارکه: (ان اللّه لایستحیى ان یضرب مثلاً ما بعوضةً فما فوقها…) (بقره / ٢٦) مى نویسد:
(از ابن عباس نقل کرده اند: این آیه در باره یهود نازل شده است. هنگامى که خداوند به عنکبوت و مگس مثال مى زد، منافقان گفتند: خداوند برتر و بالاتر از این است که چنین مثالهایى بزند، در این موقع آیه نازل شد و به آنان پاسخ گفت….)٦

 

استفاده آلوسى از اسباب نزول در تفسیر آیه
آلوسى درتفسیر و فهم آیات از اسباب نزول استفاده کرده است.وى منشأ اختلاف در برداشت از آیات را، اختلاف در سبب نزول مى داند، چنانکه این مطلب را ذیل این آیه مبارکه بیان داشته است:
* (الذین ینقضون عهد اللّه من بعد میثاقه…) بقره / ٢٧
(دراین که مراد از نقض عهد چیست، چند وجه را بیان کرده اند:
…مراد از عهد در این آیه، یا عهدى است که به واسطه عقل گرفته شده و خداوند عقل را براى بندگانش حجت قرار داده است… یا مراد از عهد، فرستادن رسولان براى امّتها و فروفرستادن کتابها براى آنان است و نقض کنندگان آن کفار و منافقان خواهند بود.
و گفته شده که مراد از عهد، امانتى است که انسان آن را حمل کرد بعد از آن که آسمانها و زمین از حمل آن امتناع ورزیدند.
ونیز گفته شده که مراد از عهد، عهدى است که از بنى اسرائیل گرفته شده تا خون یکدیگر را نریزند و یکدیگر را از خانه هایشان بیرون نرانند….)
آلوسى پس از بیان وجوه تفسیرى، چنین مى نویسد:
(… منشأ این اختلافات، اختلاف در سبب نزول است….)٧
محسن عبدالحمید در این زمینه مى نویسد:
(… آلوسى، آیات قرآن کریم را با سبب نزولى که به نظر او صحیح مى آید، تفسیر مى کند، چنانکه ذیل آیه مبارکه (وکلوا واشربوا و لاتسرفوا…) (اعراف/ ٣١) درتفسیر آیه مى نویسد:
کلبى گفته است: اهل جاهلیت در ایام حج، غذاى کافى نمى خوردند و از روغن استفاده نمى کردند. مسلمانان به پیامبر (ص) گفتند: ما مسلمانان سزاوارتر به این کاریم، خداوند این آیه را نازل فرمود.)
آلوسى در پایان مى نویسد:
(… و لا تسرفوا؛ یعنى حلال خدا را بر خود حرام نکنید، چنانکه این معنى مناسب با شأن نزول این آیه است…)٨
* (و ان تصبهم حسنة یقولوا هذه من عنداللّه وان تصبهم سیئة یقولوا هذه من عندک) نساء / ٧٨
در تفسیر این آیه، با استفاده از سبب نزول مى نویسد:
(… از حسن و ابن زید روایت شده: این آیه در باره یهود نازل شده و علت نزول این است که خداوند براى یهود، نعمت فراوان داده بود. هنگامى که پیامبر(ص) وارد مدینه شد، آنان را دعوت به ایمان کرد، ولى آنان کفر ورزیدند. خداوند ارزاقشان را کم کرد، یهودیان گفتند: هیچ گاه در درختان و مزارع ما چنین نقصى و آفتى دیده نشده بود، از وقتى که این مرد [پیامبر (ص)] به این جا آمد، نعمتها از ما گرفته شد….
نیز گفته اند که این آیه در باره سرباززنندگان از جنگ اُحد (عبداللّه ابیّ و یارانش) نازل شده است.
صحیح این است که این آیه در باره یهود و منافقان هر دو نازل گردیده است. آنان در باره پیامبر(ص) فال بد مى زدند، که آمدن پیامبر(ص) قحطى و گرسنگى را براى آنان آورده است. بر این اساس، مراد از حسنه و سیئه در این آیه، نعمت و بلیّه است، همان گونه که استعمال آن در طاعت و معصیت نیز شایع است….)٩

 

روش آلوسى در نقل روایات اسباب نزول
آلوسى نسبت به نقل روایات، چه در تفسیر آیات و چه در مورد اسباب نزول، اهتمام فراوان دارد و روایات را مى آورد و پس از تجزیه و تحلیل، روایتى را که از نظر صحت سند وقوت دلالت، محکم و استوار باشد، برمى گزیند. برخى نویسندگان بر این باورند:
(آلوسى تمام روایات را در تفسیر آیات گرد آورى کرده است و آن جا که این احادیث با هم تعارض داشته باشند، درباره آن احادیث، از جهت قوت و ضعف، بحث مى کند….
قاعده کلى که آلوسى طبق آن در تفسیر خود سیر مى کند، این است که هر گاه حدیثى در نظرش صحیح آید، بر آن تأکید کرده، روایات دیگر را رد مى کند. بنابراین، وى در شناسایى احادیث صحیح، سعى وافر دارد تا بتواند در تفسیر آیات به آن استناد جوید.
وى درمرحله بعد به احادیثى که دیگران به آنها استناد کرده اند، مى پردازد و آنها را از جهت اضطراب در سند و یا از لحاظ دلالت مورد نقد و بررسى قرار مى دهد و اثبات مى کند که دلالت بر آن رأى و نظر ندارد.)١٠
همو در جاى دیگر مى آورد:
(… آلوسى از میان روایات اسباب نزول روایت معیّنى را انتخاب و روایات دیگر را رد مى کند، چنانکه ذیل این آیه مبارکه: (فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم…) (بقره / ٧٩ ) انجام داده است
وى در شأن نزول این آیه گفته است: این آیه در باره احبار یهود ناز ل شده است، چه این که آنان بیم داشتند که اگر صفات یاد شده در تورات براى پیامبر (ص) همچنان در تورات باقى بماند، مردم به حقانیت پیامبر پى برده و به وى ایمان آورند و در نتیجه، ریاست احبار از بین برود. از این روى، در تورات دست بردند و صفات یاد شده براى پیامبر خاتم را دگرگون ساختند.
اما آن نظر که مى گوید این آیه در باره کسانى است که به پیامبر ایمان نمى آوردند و از هیچ کتابى پیروى نمى کردند، بلکه خودشان کتاب مى نوشتند و حلال و حرام را برابر میل و دلخواه خودشان قرار مى دادند و نیز این سخن که آیه در باره (عبداللّه بن سرح) کاتب پیامبر(ص) (که قرآن را تغییر مى داد و به ارتداد کشانده شد) نازل شده باشد، هیچ کدام نمى تواند صحیح باشد.)١١
آلوسى در بیان روایات اسباب نزول سعى دارد آنها را از قلم نیندازد و چه بسا در شأن نزول یک آیه، چندین روایت را نقل مى کند.
به عنوان نمونه آلوسى در شأن نزول این آیه کریمه: (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه…) (بقره / ٢٠٧) مى نویسد:
(این آیه در باره صهیب رومى نازل شده است، هنگامى که وى ازمکه به مدینه هجرت کرد.
و نیز نقل شده که این آیه در باره زبیر و مقداد نازل شده است، هنگامى که این دو نفر، استعدادشان را در پایین آوردن پارچه اى که اهل مکه بر شاخه درخت آویزان کرده بودند، نشان دادند.
و نیز از امامیه و بعضى حنفیها نقل شده است که این آیه در باره على (ع) نازل شده، هنگامى که حضرت على در بستر پیامبر(ص) خوابیده بود.) ١٢
این روش درجاى جاى تفسیر روح المعانى به چشم مى خورد.

 

روش آلوسى در نقل و نقد روایات اسباب نزول
١. سند شناسى: یکى از ملاکهاى آلوسى درنقد روایات و ضعیف شمردن آنها، نبود حدیث درکتابهاى معتبر حدیثى و تفسیرى است:
* (قل أتحاجّوننا فى اللّه و هو ربّنا و ربّکم و لنا اعمالنا و لکم اعمالکم و نحن له مخلصون) بقره / ١٣٩
آلوسى در بیان سبب نزول آیه مى نویسد:
(روایت شده است که اهل کتاب به پیامبر(ص) گفتند: تمام پیامبران، از قوم ما هستند و اگر براستى شما پیامبر بودى، مى بایست از میان ما برانگیخته مى شدى.
نظیر این روایت براى مشرکان عرب نیز یاد شده است، ولى تطبیق آیه بر مشرکان دشوار است، زیرا مشرکان عرب، اگر چه در امر دین با پیامبر (ص) محاجّه مى کردند، ولى به اندازه اهل کتاب مهارت نداشتند، چه این که سواد نداشتندو روش مناظره را نمى شناختند.
آنچه که در سبب نزول این آیه، روایت شده، در هیچ یک از کتابهاى حدیث و تفاسیر معتبر نیامده است، چنانکه در این مورد سیوطى تصریح کرده است…)١٣
در برخى موارد، روایاتى را که مفسران دیگر نپذیرفته اند، آلوسى پذیرفته و به عنوان اسباب نزول یاد کرده است.
وى درذیل آیه مبارکه: (ولاتنکحوا المشرکات…) (بقره / ٢٢١) مى نویسد:
(سبب نزول این آیه مبارکه، مرثدبن ابى مرثد است. وى تصمیم گرفت که با زنى مشرک از اهل مکه، که در دوران جاهلیت معشوقه او ،بود ازدواج کند. این آیه در باره او نازل شد و او را از این کار منع کرد.
و گفته شده که سیوطى، این موضوع را سبب نزول آیه نمى داند. ایشان آیه (الزانى لاینکح الا زانیة…) (نور / ٣) را براى این موضوع ذکر مى کند).١٤

٢. اهتمام به روایات مشهور و کنار نهادن روایات دیگر: آلوسى روایات زیادى را درباره اسباب نزول نقل مى کند، ولى از میان آنها، روایتى را مورد تأیید قرار مى دهد که ازشهرت برخوردار باشد.
* (و منهم من عاهد اللّه لئن آتانا من فضله…) توبه / ٧٥
آلوسى در ذیل این آیه، روایت مفصّلى از عامه و خاصه نقل کرده که آیه در باره (ثعلبة بن حاطب) نازل شده است. او مرد فقیرى بود و مرتب به مسجد پیامبر مى آمد و اصرار داشت که پیامبر(ص) دعا کند تا خداوند مال فراوانى به او بدهد. پیامبر(ص) به او فرمود: آیا بهتر نیست که تو به پیامبر خدا تأسّى کنى و با زندگى ساده بسازى!
ثعلبه دست بردار نبود و باز هم اصرار مى ورزید، تا این که به پیامبر(ص) عرض کرد: به خدایى که تورا به حق فرستاده، سوگند یاد مى کنم، اگر خداوند ثروتى به من عنایت کند، تمام حقوق آن را مى پردازم.
پیامبر (ص) براى او دعا کرد. چیزى نگذشت که وى ثروتمند گردید. پس از مدتى، پیامبر (ص) مامور جمع آورى زکات را نزد او فرستاد. این مرد از پرداخت زکات خوددارى کرد… و در باره او آیات فوق نازل شد.
سپس آلوسى روایت دیگرى را نقل مى کند که این آیات در باره حاطب بن ابى بلتعه نازل شده است.
درپایان، روایت اول را ترجیح مى دهد و مى گوید:
(روایت اول، صحیح و مشهور است….)١٥
* (وانّ من اهل الکتاب لمن یؤمن باللّه و ما انزل الیکم و ما انزل الیهم خاشعین للّه لایشترون بآیات اللّه ثمناً قلیلاً…) آل عمران / ١٩٩
(ابن جریر از جابر نقل کرده است هنگامى که نجاشى از دنیا رفت، پیامبر (ص) به مردم دستور داد، تا بر او نماز بخوانند. پس از انجام این عمل، منافقان گفتند: محمد بریک نصرانى که هرگز او را ندیده است، نماز مى خواند. پس این آیه نازل شد….
قتاده و عطاء نقل کرده اند: این آیه درباره چهل نفر ازاهل نجران، از طایفه بنى حرث بن کعب، که همه مسیحى بودند و به پیامبر (ص) ایمان آوردند، نازل شده است.
ابن اسحاق گفته است: این آیه درباره جمعى از یهودیان، از جمله عبداللّه بن سلام و همراهان او، که اسلام را اختیار کردند، نازل شده است.
مجاهد گفته است: این آیه در باره تمام مؤمنان اهل کتاب نازل شده است.
مشهورتر ازهمه، این روایت است که آیه در باره نجاشى نازل شده است.)١٦

٣. توجه آلوسى به درستى سند در نقد و نقل: آلوسى در نقل روایات اسباب نزول، توجه جدى به درستى سند روایات اسباب نزول دارد:
* (واذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنّا و اذا خلوا الى شیاطینهم قالوا انامعکم…)
بقره / ١٤
آلوسى ذیل این آیه مبارکه،شأن نزولى را که زمخشرى و بیضاوى نقل کرده اند، مورد انتقاد قرار مى دهد و از نظر سند به این سبب نزول خدشه وارد مى آورد. شأن نزول از این قرار است:
(عبداللّه بن ابیّ، همراه یارانش در مسیر، با چند تن ازصحابه پیامبر(ص) روبه رو شد. عبد اللّه بن ابیّ به یاران خود گفت: نگاه کنید! این نادانها از شما حساب مى برند!
هنگامى که نزدیک آنان رسیدند، دست ابابکر را گرفته، از روى چاپلوسى گفت: آفرین بر صدیق سید بنى تمیم و شیخ الاسلام و دوم پیامبر(ص) در غار، که مال و جان خود را در راه پیامبر (ص) بخشیده است.
سپس دست عمر را گرفت و گفت: آفرین برسید بنى عدیّ، فاروق قوى در دین خدا، که مال و جان خود را براى پیامبر (ص) بذل کرده است.
پس از آن دست على (ع) را گرفت و گفت: آفرین بر پسر عمّ و داماد پیامبر (ص)، سید بنى هاشم بعد از پیامبر(ص).
سپس متفرق شدند. عبداللّه ابیّ به اصحاب خود گفت: دیدید که چگونه با آنان برخورد کردم! اصحاب کار او را ستایش کردند، و این آیه نازل شد.)١٧
آلوسى ذیل آیه چنین مى نویسد:
(نزد من هیچ سبب نزولى براى این آیه صحیح نیست. آنچه زمخشرى و بیضاوى نقل کرده اند، از طریق سدّى صغیر است و وى مردى دروغگوست، و این سلسله، سلسله کذب است، نه سلسلة الذهب.)١٨

٤. نقل برخى اسباب نزول بدون ذکر سند: آلوسى در بیشتر موارد، اسباب نزول را به صورت مستند بیان کرده، ولى در مواردى چند، سند را فروهشته است:
* (و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه…) آل عمران / ٨٥
ذیل آین آیه مبارکه بدون ذکر سند، مى نویسد:
(این آیه در باره گروهى نازل شده است که دوازده نفر بودند. درمیان آنان (حرث بن سوید) حضور داشت. آنان مرتد شدند و از مدینه به مکه باز گشتند….)١٩
* (ما ننسخ من آیة او ننسها…) بقره / ١٠٦
(این آیه در باره مشرکان و یا یهود نازل شده است. آنان پیامبر (ص) را استهزا مى کردند و مى گفتند:
محمد (ص) اصحابش را به چیزى دستور مى دهد، ولى دوباره از آن نهى مى کند. امروز چیزى مى گوید، فردا خلاف آن را بیان مى دارد و قرآن، کلام غیر محمد نیست.)٢٠

 

عموم نص و خصوصیت سبب از دیدگاه آلوسى
آلوسى در مورد کار برد اسباب نزول معتقد است که اسباب نزول مانع از عمومیت آیه نمى شود:
* (و من اظلم ممّن منع مساجد اللّه ان یذکر فیها اسمه…) بقره / ١١٤
در مورد سبب نزول این آیه چنین بیان مى کند:
(این آیه در باره (طیطوس بن إسیانوس) رومى و یاران وى نازل شده است. آنان با بنى اسرائیل جنگیدند، مردان جنگى آنان را کشتند، فرزندانشان را اسیر کردند، تورات را آتش زدند، بیت المقدس را خراب و بدان بى حرمتى کردند و خوکها را در آن ذبح کردند. این خرابیها تا زمان عمر باقى بود، تا این که به دست مسلمانان، بازسازى گردید.
و نیز عطاء از ابن عباس نقل کرده است که این آیه درباره مشرکان عرب نازل شد. آنان، مسلمانان را از عبادت در مسجد الحرام مانع مى شدند.
…ظاهر آیه عام است، هر منع کننده از مساجد و هر مسجد را شامل مى شود و خصوص سبب، مانع از عمومیت آیه نیست….)٢١
* (ان الذین یکتمون ما انزلنا من البیّنات…) بقره / ١٥٩
(جماعتى از ابن عباس نقل کرده اند: چند نفر از مسلمانان، مانند: معاذبن جبل، سعدبن معاذ و خارجة بن زید، سؤالاتى از دانشمندان یهود، در باره مطالبى از تورات کردند. آنان از توضیح مطالب خوددارى کرده و آن را پنهان داشتند. خداوند این آیه را در باره آنان نازل فرمود.
و از قتاده نقل شده که این آیه درباره کتمان کنندگان یهود و نصارى نازل شده است.
و گفته شده که این آیه در باره تمام کتمان کنندگان احکام دین نازل گشته است.
نزدیکتر به واقع این است که آیه در باره یهود نازل شده است، ولى بر اساس روایاتى که در این زمینه وجود دارد، این آیه یک حکم کلى و عمومى را بیان مى کند و شأن نزول آن در باره یهود، موجب اختصاص یافتن آیه به ایشان نیست، زیرا اعتبار براى عموم لفظ است، نه خصوص سبب.)٢٢

 

تقطیع آیه با اسباب نزول
ییکى از روشهاى آلوسى این است که یک آیه را جدا جدا و تقطیع شده بیان مى کند، به شکلى که خواننده گمان مى کند آیه در چند مرحله نازل شده است:
* (واللائى یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدّتهن ثلثة اشهر) طلاق / ٤
ذیل این آیه مبارکه چنین مى نویسد:
(حاکم و بیهقى و جماعت دیگرى از ابیّ بن کعب نقل کرده اند: جمعى از مردم مدینه، هنگامى که آیه اى در سوره بقره، درباره عدّه زنان، نازل شد، گفتند: حکم عدّه سه طایفه از زنان: دختران کوچک، زنانى که حیض نمى بینند و زنان باردار، بیان نشده است. خداوند در سوره نساء آیه (والّئى یئسن…) را نازل کرد.
درروایت آمده است: گروهى که از جمله آنان، ابى بن کعب و خلاد بن نعمان بودند، هنگام استماع آیه: (والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء) (بقره /٢٢٨) گفتند: یا رسول اللّه زنانى که بواسطه خردسالى و یا پیرى عادت نمى شوند، حکمشان چیست؟ این آیه نازل شد (و التى یئسن…)
سپس سؤال کننده در باره عده زنان باردار پرسش کرد، این آیه نازل شد، (واولات الأحمال…).٢٣
* (و اذا ضربتم فى الارض فلیس علیکم جناح ان تقصروا من الصلاة ان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا انّ الکافرین کانوا لکم عدوّاً مبیناً) نساء / ١٠١
درسبب نزول این آیه مى نویسد:
(ابن جریر از على (ع) نقل کرده است: گروهى تجارت پیشه از پیامبر (ص) سؤال کردند: اى رسول خدا! درحال مسافرت چگونه نماز بخوانیم؟ خداوند این آیه را نازل کرد: (و اذا ضربتم فى الارض…)
پس از آن، وحى قطع شد. یک سال گذشت. هنگامى که پیامبر (ص) در یکى از جنگها، نماز ظهر را به جا آورد، مشرکان با یکدیگر گفتند: پیامبر و یاران او، [هنگام اقامه نماز] فرصت مناسبى براى حمله از پشت سر، براى شما پدید آورده بودند. چرا بر آنان هجوم نبردید. یکى از مشرکان گفت: هنوز فرصت از دست نرفته و آنان بازهم نماز خواهند گزارد. خداوند دربین دو نماز (ظهر و عصر) این آیه را نازل کرد: (وان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا…).٢٤

 

نقل اجمالى اسباب نزول
آلوسى روایات اسباب نزول را به صورت تفصیلى نقل مى کند، ولى در پاره اى موارد به صورت کلى و اجمالى از آن مى گذرد:
* (قل یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمة سواء بیننا و بینکم…) آل عمران / ٦٤
درباره سبب نزول این آیه مى نویسد:
(سدّى گفته است: این آیه در باره نمایندگان نصاراى نجران نازل شده است.
قتاده، ربیع و ابن جریر نقل کرده اند: این آیه در باره یهود مدینه نازل شده است.
ابى على جبائى گفته است: این آیه در باره هر دو طایفه یهود ونصارى نازل شده است…)٢٥
* (افمن وعدناه وعداً حسناً فهو لاقیه کمن متّعناه متاع الحیوة الدنیا ثمّ هو یوم القیامة من المحضرین) قصص / ٦١
درمورد سبب نزول این آیه مى نویسد:
(بنابر آنچه ابن جریر از مجاهد نقل کرده است: این آیه در باره رسول خدا (ص) و ابى جهل نازل شده است. به طریق دیگر از مجاهد نقل شده که این آیه درباره حمزه و ابى جهل نازل گشته است….)٢٦

 

نقد و تحلیل اسباب نزول در تفسیر آلوسى
آلوسى در بسیارى از موارد به تحلیل و بررسى سبب نزول پرداخته و در تحلیل اسباب نزول، معمولاً از تاریخ، مفهوم وسیاق آیات استفاده کرده است.

 

نقد اسباب نزول با تاریخ
* (یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و أنتم سکارى حتّى تعلموا ما تقولون و لاجنباً الاعابرى سبیل حتى تغتسلوا و ان کنتم مرضى او على سفر…) نساء / ٤٣
(… ابن جریر از ابراهیم نخعى نقل کرده است: به یاران پیامبر (ص) جراحتى رسید، سستى بر آنان عارض گردید و دچار جنابت شدند. از این مسأله به پیامبر(ص) شکایت کردند، پس آیه: (وان کنتم مرضى أو على سفر…) نازل شد.
این روایت بر خلاف نظر جمهور است، زیرا آنان روایت کرده اند این آیه در (غزوه مریسیع) نازل شده است. هنگامى که پیامبر (ص)، در شب باز مى گشتند، گردنبندى که از اسماء خواهر عایشه بود، از گردن عایشه فرو افتاد. وقتى به منزلى رسیدند، عایشه موضوع را به پیامبر(ص) گفت. حضرت دو نفر را به دنبال گردنبند فرستاد ومنتظر آنان ماند. وقتى صبح شد، آنان آب نداشتند. ابوبکر با عایشه به تندى برخورد کرد و گفت: پیامبر(ص) و مسلمانان را بدون آب نگه داشتى، این آیه نازل شد….)٢٧
* (عسى اللّه ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم مودّة…) ممتحنه / ٧
در سبب نزول این آیه چنین مى نویسد:
(مودّتى که خداوند بین آنان برقرار کرده است، ازدواج پیامبر (ص) با امّ حبیبه بنت ابى سفیان است که با این ازدواج، وى امّ المؤمنین و معاویه، خال المؤمنین شدند.
این روایت با ظاهر آیه نمى سازد، زیرا اولاً ازدواج پیامبر (ص) با امّ حبیبه در زمان هجرت به سوى حبشه صورت گرفت و این آیات در سال ششم هجرت نازل شد. ثانیاً این که روایت از ابن عباس باشد، جاى سخن است.)٢٨

 

نقد اسباب نزول با سیاق آیات
آلوسى در برخى موارد، اسباب نزول را با سیاق آیات نقد کرده است:
* (والشعراء یتبعهم الغاوون…) شعراء / ٢٢٤
(از ابن عباس روایت شده که این آیه در باره شعراى مشرکان نازل شده است… و ابن جریر از ابن عباس نقل کرده است: در زمان پیامبر(ص) دو نفر که یکى از ایشان انصارى بود، همدیگر را هجو کردند. همراه هر یک، افراد فرومایه اى از قومشان در این کار شرکت داشتند، خداوند این آیه را نازل کرد (والشعراء یتبعهم الغاوون).
آلوسى مى نویسد:
(در صحت این روایت، جاى سخن است. آنچه از سیاق آیه استفاده مى شود، این است که این آیه در ردّ کفار که در باره قرآن چیزهایى مى گفتند، نازل شده است.)٢٩
* (یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلاتتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول…) مجادله / ٩
در سبب نزول این آیه مى نویسد:
(… آنچه بسیار بعید مى نماید این است که در سبب این آیه گفته اند: آیه در باره خوابهاى ناگوار و پریشانى است که برخى مؤمنان مى دیدند و آن را براى دیگران نجوا گونه نقل مى کردند.
این سبب نزول با آغاز و سیاق آیات مناسب نیست.)٣٠

 

تعدّد اسباب نزول در یک آیه
آلوسى چندین اسباب نزول را ذیل یک آیه جایز مى داند.
محسن عبدالحمید در این باره مى نویسد:
(… آلوسى مانعى نمى بیند که ذیل یک آیه، چند سبب نزول آورده شود. ممکن است در یک مسأله، چند سبب نزول باشد و قرآن حکم تمام آنها را بیان کرده باشد، چنانکه ذیل این آیه مبارکه مى نویسد:
(ان الذین یشترون بعهد اللّه و ایمانهم ثمناً قلیلاً…) آل عمران / ٧٧
(از ابن مسعود روایت شده که این آیه در باره (اشعث بن قیس) نازل گشته که به دروغ مى خواست زمین دیگرى را تملک کند. هنگامى که آماده سوگند براى ادّعاى خود شد، آیه فوق فرود آمد. در این هنگام اشعث ترسید و به حق اعتراف کرد و زمین را به صاحبش باز گرداند….
از عدى بن عمیر نقل شده است: بین (امرؤ القیس) و مردى از حضرموت دشمنى بود. این دعوا به محضر پیامبر (ص) کشیده شد. به مرد حضرمى گفته شد: شاهد بیاورد و گرنه باید امرؤ القیس، قسم بخورد.
مرد حضرمى گفت:
اى رسول خدا! اگر امرؤ القیس قسم بخورد، زمین من از دستم مى رود!
رسول خدا فرمود: (کسى که به دروغ قسم یاد کند تا حق برادرش را پایمال سازد، خداوند را در حالى ملاقات مى کند که به او غضب کرده است.)
امرؤ القیس عرض کرد: اى رسول خدا! کسى که ترک قسم کند، در حالى که مى داند بر حق است، پاداش او چه خواهد بود؟ حضرت فرمود: بهشت.
امرؤ القیس گفت: من ترک قسم مى کنم.
آن گاه این آیه نازل شد.
ابن جریر از عکرمه نقل کرده است: این آیه در باره ابى رافع، حیّ بن اخطب و کعب بن اشرف فرود آمده است. آنان تورات را تحریف کردند، نشانه هایى را که در تورات در باره پیامبر (ص) وجود داشت از بین بردند و قسم یاد کردند که آن جمله هاى تحریف شده از ناحیه خداوند است، سپس این آیه نازل شد….)
آلوسى در ادامه چنین مى نویسد:
(هیچ مانعى از چندین اسباب نزول ذیل یک آیه وجود ندارد….)٣١
آیه اى دیگر:
* (والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم…) آل عمران / ١٣٥
ذیل این آیه مبارکه چند شأن نزول را بیان مى کند و در پایان مى گوید مانعى ندارد که چند اسباب نزول باشد.
(از ابن مسعود نقل شده: هنگامى که مسلمانان به پیامبر (ص) عرض کردند: بنى اسرائیل نزد خداوند از ما مسلمانان برترند؟ این آیه نازل شد.
در روایت کلبى آمده است: دو مرد از انصار و ثقیف که پیامبر(ص) بین آنان عقد اخوت خوانده بود، از یکدیگر جدا نمى شدند، تا این که پیامبر (ص) عازم غزوه شد. مرد ثقفى، همراه پیامبر (ص) خارج گشت و مرد انصارى را سرپرست خانواده خود قرار داد. روزى مرد انصارى وارد خانه برادر دینى خود شد، همسر او را در حال غسل کردن مشاهده کرد که موهاى خود را شانه مى زند. نفس بر او غلبه کرد، نزدیک زن شد. زن دستانش را جلوى صورت گرفت. مرد انصارى دست او را کنار زد، ولى ناگهان از کرده خود پشیمان شد و باز گشت. آن زن گفت: سبحان اللّه امانتت را خیانت و پروردگارت را معصیت مى کنى و به حاجتت نمى رسى!
مرد انصارى با ندامت به کوهها رفت و در پیشگاه خداوند از این عمل توبه مى کرد، تا این که مرد ثقفى از این ماجرا اطلاع یافت، نزد مرد انصارى آمد، وى را خدمت پیامبر (ص) آورد و این آیه نازل شد….
از ابن عباس روایت شده: زن زیبا صورتى نزد تیهان تمارّ آمد تا از او خرما بخرد. تیهان تمارّ، زن را بغل کرد و بوسید، ولى به سرعت از کار خویش پشیمان شد. او خدمت پیامبر (ص) آمد، واقعه را براى آن حضرت باز گفت، این آیه نازل شد.)
آلوسى در ادامه مى نویسد:
(هیچ مانعى وجود ندارد که براى چند سبب، یک آیه نازل شده باشد.)٣٢

 

میزان تأثیر گرایش مذهبى آلوسى در نقد اسباب نزول
در باره گرایش مذهبى آلوسى، به تردید سخن گفته اند. گاه وى را داراى اعتقاد سلفى و شافعى مذهب دانسته اند و زمانى او را حنفى مذهب شمرده اند. یکى از محققان در باره وى مى نویسد:
(… آلوسى به اختلاف مذاهب دانا بوده و از ملل و نحل آگاهى داشته است. وى عقیده سلفى ومذهب شافعى را اختیار کرده، ولى در بیشتر مسائل، مقلد امام اعظم، ابى حنیفه بوده است.)٣٣
همین نویسنده، هنگامى که نظریات تفسیرى آلوسى را نقل مى کند، به این نتیجه مى رسد که آلوسى، حنفى مذهب بوده است.
در سوره بقره، ذیل این آیه: (… و متّعوهن على الموسع قدره) (بقره / ٢٣٦) نظریات فقهى را ذیل این آیه چنین بیان مى کند.
(… امام مالک گفته است: مراد از محسنون، متطوعون است و به این آیه بر استحباب پرداخت مقدارى مال به زن مطلّقه استدلال مى کند.
نزد ما، پرداخت چنین مالى به مطلّقات که در آیه آمده است، واجب و در سایر مطلّقات، مستحب است.
و نزد شافعى، بنا بر یکى از دو نظریه او، پرداخت مال به تمام زنان مطلّقه در صورتى که جدایى از ناحیه مرد باشد و قبل از دخول، طلاق داده باشد، واجب است.)
محمد حسین ذهبى، در پاورقى از کلمه (عندنا) استفاده مى کند که آلوسى، حنفى مذهب بوده است.٣٤

 

تعصب مذهبى آلوسى
هر چند محمد حسین ذهبى، آلوسى را فردى غیر متعصب معرفى کرده وگفته است آلوسى نسبت به مذهب خاصى، تعصب نمى ورزد٣٥، ولى مراجعه به تفسیر آلوسى، آشکار مى سازد که وى در باره شیعه نتوانسته است تعصّب خود را مخفى دارد. او در نفى دلایل شیعه، به شیوه اى غیر علمى و غیر مستدل، تمسک جسته است:
* (یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک…) مائده / ٥٥
آلوسى ذیل این آیه مبارکه، حدود هشت صفحه بحث کرده است. وى تلاش دارد داستان غدیرخم را که از روایات بسیار استفاده مى شود، به نحوى رد کند و خلافت حضرت على(ع) را انکار نماید. به قسمتهایى از مطالب ایشان ذیل این آیه اشاره مى کنیم:
(… از ابن عباس نقل شده: این روایت در باره على (ع) نازل شده است. خداوند دستور داد تا پیامبر(ص)، ولایت على (ع) را به مردم خبر دهد. پیامبر (ص) خوف آن را داشت که مردم در باره وى مطالب ناخوشایند بگویند. خداوند این آیه را به حضرت محمد (ص) وحى فرمود. پس از آن، پیامبر (ص) در روز غدیرخم، به این مهم اقدام کرد، دست على را گرفت و فرمود: هر کس که من مولاى اویم، على مولاى اوست….
روایت غدیر خم، عمده ترین دلیل شیعیان است و بر آن اضافاتى کرده اند و اغراض باطلشان را اعمال کرده اند و در لابه لاى آن، کلمات دروغى را افزوده اند و بر صحابه طعنه زده اند. بر کسى پوشیده نیست که اخبار (غدیر) که در آن امر به استخلاف شده است، نزد اهل سنت صحیح نیست….)٣٦
آلوسى در ادامه این سخن، به بررسى روایت غدیر پرداخته است و مى نویسد:
(… در سند روایت، ابواسحاق است. این مرد شیعى است و روایت ایشان پذیرفته نیست.)٣٧
آلوسى ادّعا مى کند که اهل سنّت بر نپذیرفتن روایات غدیر اتّفاق دارند، در حالى که در باره غدیر، روایات متواتر از اهل سنّت رسیده است.
علاوه بر این، روایت ابو اسحاق را به جرم شیعه بودن مردود مى شمارد!
اینها، حاکى از پیشداورى و تعّصب است.
* (انّما ولیّکم اللّه و رسوله و الذین آمنوا…) مائده / ٥٥
ذیل این آیه مبارکه،روایاتى را نقل مى کند که این آیه در باره على (ع) نازل شده است و در ادامه چنین مى نویسد:
(شیعه به وسیله این آیه بر امامت على (ع) استدلال کرده است.
آنان قائل شده اند که به اتفاق و اجماع علما، این آیه در باره على (ع) است و کلمه (انّما) حصر را مى رساند….
ولى اهل سنّت به این سخن چند جواب داده اند: جواب اول،جواب نقضى است، به این بیان که اگر شیعه معتقد است این آیه، امامت متقدّمان را اثبات مى کند، باید گفت: پس آیه، باید امامت متأخرّان، همچون امامت امام حسن و امام حسین (ع) و باقى امامان دوازده گانه را نفى کند! پس این دلیل، ضررش بیشتر به شیعه مى رسد تا اهل سنّت…) ٣٨

 

منابع مورد اعتماد آلوسى در تفسیر روح المعانى
تفاسیرى که آلوسى از آنها در تفسیر خویش نقل قول کرده، عبارتند از:
١. تفسیر ابن عطیة، به نام (المحرّر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز)
٢. تفسیر ابى حیّان، به نام: (البحر المحیط فى تفسیر القرآن الکریم)
٣. تفسیر زمخشرى، به نام: (الکشّاف)
٤. تفسیر ابى السعود، به نام: (الدّر المنثور)
٥. تفسیر بیضاوى
٦. تفسیر فخر رازى
٧. تفسیر مجمع البیان.
مصطفى ابراهیم المثینى، در کتاب خود به نام: (مدرسة التفسیر فى الاندلس)، مى نویسد:
(از جمله مفسرّان مشهورى که تحت تأثیر ابن عطیه و ابى حیان قرار گرفته اند، امام آلوسى بغدادى، صاحب تفسیر روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانى است. امام آلوسى از تفسیر ابن عطیه استفاده کرده است و اقوال ایشان را زیاد نقل مى کند….)٣٩
محمد حسین ذهبى مى نویسد:
(… آلوسى از تفاسیر ابن عطیه، ابى حیان، تفسیر کشاف، تفسیر ابى السعود، تفسیر بیضاوى، و تفسیر فخر رازى استفاده برده است و معمولاً از ابى السعود، به شیخ الاسلام، از بیضاوى، به نام قاضى، و از فخر رازى، به امام، تعبیر مى کند….
وى بیشتر، نظریات فخر رازى را دنبال مى کند، بویژه در مسائل فقهى، زیرا وى از نظریات فقهى ابوحنیفه حمایت کرده است.)٤٠

 

پی نوشت ها

١. ذهبى، التفسیر و المفسّرون، (چاپ دوم: دار احیاء التراث العربى،١٣٩٦ هـ / ١٩٧٦ م)، ١/ ٣٥٥.
٢. علاّمه آلوسى، روح المعانى، (چاپ چهارم: بیروت، دار احیاء التراث العربى، ١٤٠٥ هـ )، ١/ ٥ ـ ٦.
٣. على حجتى کرمانى، تاریخ و علوم قرآن، (چاپ دوم: تهران، انتشارات الفتح، ١٣٩٤هـ)/ ١٥٧.
٤. ذهبى، التفسیر و المفسّرون، ١/ ٣٦١.
٥. آلوسى، روح المعانى، ١/٦.
٦. همان، ١/ ٢٠٦.
٧. همان، ١/٢١١.
٨. همان، ٨/ ١١٠.
٩. همان، ٥/ ٨٨.
١٠. محسن عبدالحمید، الآلوسى مفسراً، (چاپ اول : بغداد، مطبعة المعارف، ١٩٦٨ م)/٢٢٤.
١١. آلوسى، روح المعانى، ١/ ٣٠٣.
١٢. همان، ٢/ ٩٧.
١٣. همان، ١/ ٣٩٩.
١٤. همان، ١٠ ص ١١٨.
١٥. همان، ١٠ ص١٤٤.
١٦. همان، ٤/١٧٣.
١٧. زمخشرى، کشاف، (نشرادب الحوزه)، ١/ ٦٥.
١٨. آلوسى، روح المعانى، ١/ ١٥٦.
١٩. همان، ٣/ ٢١٥.
٢٠. همان، ١/ ٣٥١.
٢١. همان، ١/ ٣٦١.
٢٢. همان، ٢/ ٢٦.
٢٣. همان، ٢٨/ ١٣٧.
٢٤. همان، ٥/ ١٣٤.
٢٥. همان، ٣/١٩٣.
٢٦. همان، ٢٠/٩٩.
٢٧. همان، ٥/ ٤١.
٢٨. همان، ٢٨/ ٧٤ و نیز رک: ١٥/ ٦٤ ، ١٥٣؛ ١٨/١٨١؛ ٢٢/ ٥٣.
٢٩. همان،١٩/ ١٤٦.
٣٠. همان، ٢٨/ ٢٧.
٣١. همان،٣/ ٢٠٤.
٣٢. همان ،٤/٦٠.
٣٣. ذهبى، التفسیر و المفسرون، ١/ ٣٥٣.
٣٤. همان، ١/ ٣٥٩.
٣٥. همان، ١/ ٣٥٩.
٣٦. آلوسى، روح المعانى، ٦/ ١٩٤.
٣٧. همان، ٦/ ١٩٤.
٣٨. همان، ٦/ ١٦٧ و نیز رک: ١٥/٦٢؛ ١٦/١٤٣؛ ١٨/١٢٥؛ ١٩/٦٠؛ ٢٠/٩٦ـ٩٧؛ ٢١/٤٤.
٣٩. مصطفى ابراهیم المثینى، مدرسة التفسیر فى الأندلس، (چاپ اول: بیروت، مؤسسة الرسالة، ١٤٠٦ هـ / ١٩٨٦م )/ ٨٨٣.
٤٠. ذهبى، التفسیر والمفسرون، ١/ ٣٥٦.