نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

پيشنهادهايى در باره اصلاح حوزه هاى علميه


محضر گرامى آقايان….

پس از عرض سلام

با نبود فرصت كافى به طور شتابزده مسائلى در باره اصلاح حوزه ها به ذهن رسيد كه تقديم مى شود:

١ . ضرورت تخصصهاى گوناگون در حوزه.

٢ . ضرورت امتحان در حوزه امتحانى كه پايه هاى درسى و علمى و امتحانى موجب امتياز در حقوق و طبقه بندى حوزوى شود و داشتن دوره هاى تجديدى و مردودى و سرانجام اخراج كسانى كه انگلهاى حوزه اند و جز استفاده از حقوق و مزايا كارى ندارند.

٣ . تدريس علم اخلاق به صورت رسمى و در چند مرحله: حدود ادبيات حدود سطح و حدود خارج.

٤ . اخراج كسانى كه ناشايستگى تربيتى و اخلاقى دارند و با تذكّر و هدايت تغيير راه نمى دهند.

٥ . رشته هاى گوناگون چون اقتصاد علوم سياست روان شناسى و تربيت جامعه شناسى تاريخ (با متد جديد) و… در متن حوزه وارد شود و اجبارى باشد و از مواد امتحانى حوزه و موجب امتياز.

٦ . مسائل كلى جامعه بشرى چون: سياسى و اقتصاد به طور كلى قدرتهاى مسلط بر جهان بلوك و بلوك بنديها مذاهب و مكاتب عمومى موجود به صورت اجمالى و فشرده و به گونه معلومات عمومى به همه افراد در حوزه تدريس و آموزش داده شود.

٧ . پس از اطلاعات تخصصى گوناگونان و طبقه بندى شدن طلاب از لحاظ تخصصهايى كه دارند ورود عميق و دقيق و جامع و گسترده در روايات و شناخت حقايق مطرح شده در احاديث.

٨ . آموزش شيوه هاى تبليغ با زبان و قلم و به طور كلى شيوه هاى نشر فكر نو.

٩ . آموزش شيوه هاى تبليغ اجبارى شود و در متن حوزه قرار گيرد و موجب امتيازهايى باشد چون امتيازهاى حقوقى و…

١٠ . وضعيت پرداخت حقوق آبرومند باشد و شيوه هاى معمول بسيار بد و ضد شخصيت است چاره اى بينديشند. بانك و شماره حساب و مثل همه خلق حقوق بگير و…

١١ . شناسايى افراد استثنايى و فوق العاده و رسيدگى كامل به آنان و حلّ مشكلات معيشتى و اقتصادى آنان تا جذب جاها و كارهاى ديگرنشوند يا وقت و استعداد فوق العاده خود را صرف هزينه زندگى و مشكلات اقتصادى نكنند و….

١٢ . اخراج اجبارى افرادى كه سنينى از آنان گذشته و در حوزه رشدى ندارند و جزو حاشيه نشينها هستند. اين طبقات به مناطق محتاج به روحانى و مبلغ از روى اجبار اعزام شوند.

١٣ . اجبار به تبليغ و اعزام اجبارى به مناطق محتاج به تبليغ در همه وقت بويژه در ماههاى مناسب تبليغ چون دوره هاى تبليغى در جبهه كه نوبتى و مرتب بود.

١٤ . آموزش زبان به گروههاى مبلغ نه تنها زبانهاى رايج دنيا چون انگليسى و… بلكه زبانهايى كه گه گاه ٥٠ تا صد ميليون با آن گفت و گو مى كنند و توجه به مناطق تقريباً ماده خام جامعه بشرى چون برخى مناطق افريقا.

١٥ . تهيه و تدارك نوشته هايى كه زير نظر چندين گروه متخصص حوزوى و دانشگاهى تهيه شود كه بسيار فشرده گويا و موجز (و از نظر چاپ ساده) باشد و در سال به كشورها و مناطقى از عالم كه نياز به آنهاست و معرفى اسلام و مبانى قرآن چون بسيارى از مناطق افريقا كه عجيب (كتابهاى خوب و استوار و ساده و به زبانهاى رايج آنها) تأثيرى عميق دارد و اين كار را تبليغ بدانند و بهترين نوع تبليغ.

١٦ . تدريس تفسير در حوزه به طور رسمى.

١٧ . تدريس نهج البلاغه در حوزه به طور رسمى براى گروهها و سنين معينى.

١٨ . تدريس صحيفه سجاديه در حوزه و معرفى حقايق اين كتاب جاودان الهى بشرطها و شروطها و از جمله شروط اين كه مدرسان اين كتاب خود از حقايق اين كتاب اطلاعى داشته باشند و از تنوع مسائل مطرح شده در آن و به زبان دعا آگاه باشند و تنها به شروح گذشته و قدمايى آن

بسنده نكنند و بدانند كه اقتصاد تربيت عرفان جامعه فرد و… و مسايل حياتى انسان در آن مطرح است.

١٩ . علم كلام جديد در حوزه تدريس شود و علم كلامهاى گذشته به صورت تاريخ علم كلام مطرح گردد.

٢٠ . رشته اى شدن اجتهاد و فقه. كسى كه از اقتصاد سياست و… مسائل نو جامعه بشرى خبر ندارد چگونه مى خواهد احكام اين موضوعات و مسائل مستحدث را از مبانى و اصول استخراج و استنباط كند.

پيرو اين مطلب توجه دادن حوزويان به اين كه بسيارى از مسائلى كه در گذشته مطرح بوده و الان در جامعه هاى بشرى نيز مطرح است در واقع و در حقيقت از مسائل مستحدث است و تنها در صورت و نام همان گذشته اند چون مسائل كارگرى بازرگانى صنعت پول و… .

٢١ . تشكيل گروه فتوا. هر مفتى در رشته خود فتوا بدهد و موضوعاتى را كه نمى داند اظهار نظر نكند.

٢٢ . يا مجتهدان متخصص در رشته هاى گوناگون فتوا بدهند و به بنظر يك نفر برسد و او كه در نوع مسائل اعلم است بر آن نظريات صحّه بگذارد و مشكلات تقليد از يك فرد بدين گونه ها حلّ شود.

٢٣ . تشكيل گروههاى روحانى مبلغ نويسنده و… بدون لباس و در صورت مردم معمولى در داخل و خارج….

٢٤ . ايجاد تورهاى مسافرتى براى طلاب در سنين و دوره هاى خاص به تمام دنيا براى كسب تجربه و شناخت جامعه هاى امروز.

٢٥ . در اعزام مبلغ و روحانى به هر سوى از عالم حتى داخل روستاها و شهرهاى كشور تحقيقات و بررسيهاى مقدماتى توسط سازمان يا افرادى انجام گيرد و بصورت جزوه هايى نوشته شود. و در دسترس گروه روحانى قرار گيرد. زمينه هاى آداب رسوم افكار نقطه ضعفها نقطه قوتها شرايط اقليمى وضعيت اقتصادى و… تا تبليغ و عملكرد حوزويان در نواحى گوناگون برابر با شرايط و زمينه ها و نيازها باشد.

٢٦ . براى شناخت زمينه هاى كارى حوزه در بيرون از حوزه (داخل يا خارج كشور) از

بررسيهاى سازمانها و دوائر مربوط مى توان استفاده كرد; مثلاً از سفارتخانه ها جهاد سازندگى وزارت امور خارجه خانه هاى فرهنگى و….

٢٧ . ورزش و دست كم دوى اجبارى و صبحگاهى در مدارس طلبگى.

٢٨ . تشكيل گروههاى طلبگى نيمه وقت از گروههاى آماده و تدارك كلاسهاى تدريس علوم حوزوى براى آنان.

٢٩ . طلبگى در مدارس زنان بايد حساب شده باشد و در برابر ازدواج چاره اى بينديشند و دست كم ازدواجهاى مناسبى انجام گيرد كه آموزشهاى حوزوى پس از ازدواج (گرچه كم تر) ادامه يابد.

٣٠ . تدريس ادبيات بايد در حوزه قوى استوار و اصولى باشد. وضعيت الان ادبيات عربى و فارسى در حوزه بسيار نامطلوب و ضعيف است.

طلبه بايد پس از دوره ادبيات بتواند از كتابهاى خُوش نثر; چون: صوت العدالة الغدير و… استفاده كند و بتواند متنهاى تفسيرى و حديثى را به كمك كتاب لغت بفهمد.

٣١ . اصل ساده زيستى در طلبگى بايد اخلاقى و اجبارى باشد.

٣٢ . با طبقات در جامعه حوزويان مبارزه شود كه برخى فلان طور و اكثريتى ضروريات زندگى را نداشته باشند.

٣٣ . ايجاد شغلهايى متناسب با كارهاى طلبگى و دست كم براى برخى و ايجاد خودكفايى اقتصادى چون تأليف تدريس مقاله نويسى همكارى با روزنامه ها نگارشهاى ژورناليستى و روزنامه نگارى نقادى و….

٣٤ . ايجاد كارگاه يا مرزعه ها و يا كارهاى ديگرى براى برخى از طلاب و در هفته يك روز يا دو روز و به نوبت اگر بشود.

٣٥ . ايجاد بانك داخلى طلبگى و جمع پس اندازها و اگر شد سرمايه گذارى توليدى و….

٣٦ . رابطه واقعى با دانشگاه و شناخت ماهيت راه و روش نسل نو و دانشگاهى. گاهى اين مهمّ انجام نمى شود مگر با تغيير لباس و همرنگ نسل شدن و پرهيز كامل از موضع قدرت قرار گرفتن و يا از مقام برتر حرف زدن; يعنى چون خود دانشگاهيان زيستن و در ميان آنان رفتن تا نيك روشن گردد كه نسل نو چه مى گويد و چه مى انديشد و به چه چيزهايى نياز دارد.

٣٧ . داشتن آرم و مدرك و يا علامتى كه فارغ التحصيل حوزوى و يا فرد مشغول به كار حوزوى را مشخص كند و پايه علمى و حوزوى او را معين سازد.

٣٨ . تهيه كتابها و جزوه هايى زير نظر آگاهان عالمان و متخصصان براى مسائل لازم و نيازهاى جامعه و آموزش دادن به مبلغان و روحانيان آن هم براى رده هاى گوناگون چون: اهل منبر امام جماعت امام جمعه استاد و مدرس در دانشگاه در مدارس جديد و….

٣٩ . بررسى و كشف مسائل و نيازهاى حوزه در هر چند گاه يك بار از طريق طرح پرسش و پاسخ به نيازها در جلسات و مجامع طلبگى خواسته شود كه كمبودها و نيازهاى مادى و معنوى را به صورت نوشته مطرح كنند و مجموع نوشته ها جمع شود و سته بندى و زير نظر گروههاى صلاحيتدار براى آنها چاره هايى در خور انديشيده شود.

٤٠ . در آغاز طلبگى و انجام و همه دوره هاى طلبگى اساتيد برانگيزه و داعى اصلى شركت در حوزه انگشت گذارند و تصحيح داعى و انگيزه كنند كه جوهر و ماهيت كار حوزويان داشتن نيت و قصد خالصانه الهى است وگرنه كار و كارها به جايى نخواهد رسيد.

با نهايت شتاب اين تذكرات ياد داشت شد و شايد برخى ا زآنها زيادى گفته شده باشد ليكن براى تأكيد تكرار گرديد اميد كه براى اين مسائل فكرى بشود.

سرانجام تذكر وهم كه براى مقدسها فكرى بشود همان كسانى كه امام خمينى از آنان خيلى مى ناليد و براى اسلام و حوزه و انقلاب موانعى بسيار جدى هستند بويژه كه اين طبقه نادان و نابخرد با هرگونه تغيير و تحوّلى مخالفت مى كنند و هرگونه نوانديشى و نوگرايى و دستيابى به مسائل ضرورى زمان را كفر و انحراف مى دانند. هر تحوّل و دگرگونى بنيادى در حوزه نخست بايد براى اين طبقه فكرى كند.

و در آخرين فرازهاى اين گفته عرض مى شود كه اقتصاد از معنويت جدا نيست و مسائل اقتصادى (به طور عام) حوزه بايد سامانى شايسته يابد و هر كس به حق خود برسد و انگلهاى بيكاره و بيسواد در مراكزى جمع نشوند و حق و حقوق طلاب جوان و رشد پذير حوزه را صرف بيكارگى خويش كنند.

دو يادآورى مهم:

١ . حوزه نيز چون ديگر بخشها و واحدهاى صنفى و شغليِ جامعه آداب و مبادى دارد و معيارها و اصول و ضوابط و روابطى. حال براى نشر هر فكر نو و پياده كردن هر اصل و ضابطه جديدى بايد رعايت مسائلى بشود و يا مقدمات و پيش سازيها و زمينه پردازيها كار و برنامه جديد انجام شود وگرنه با بازتابهاى تند و شكننده رو به رو مى گردد.

در متن نامه تأكيد شده است كه طلاب شيوه هاى نشر فكر نو در جامعه ها و محيطها را بياموزند از آن جمله شيوه نشر افكار و اصول نو در خود حوزه كه هوشيارى لازم را مى طلبد و به گونه انقلابى نمى شود بلكه به تدريج و پله پله كارى شدنى است و ا زمسائل مورد پذيرش همه مى توان شروع كرد; مثلاً وضع بد پرداخت حقوق. اين را همه مى توانند بپذيرند. پس از آن موضوع امتحان و مايه امتياز بودن مقدار موفقيت در امتحان و مردودى داشتن و اخراج مردوديها و بدين سان مسائل يكى پس از ديگرى تبليغ شود و سپس اجرا و عملى گردد.

٢ . موضوع دوّم كه مهم است و مشكل و آن اين كه بسيارى از فارغ التحصيلان حوزه درك نمى كنند كه مشكل حيات انسان امروز چيست؟ درد و درمان جامعه بشرى را نمى شناسند از اين روى براى كارهايى سرمايه گذارى مى كنند كه از نظر اقتصادى غلط و تلف كردن سرمايه هاى عمومى است و از نظر شرعى اسراف و حرام است.

پس باز مى گرديم به اين اصل حياتى كه حوزويان بايد سر بى صاحب نتراشند و بدانند با چه نسل و چه انسان و كدام جامعه رو به رو هستند.

درست است كه حوزويان طبيبان روحانى اند ليكن از پيامبران روحانى تر نيستند. آن رهبران واقع بين و انسان شناس پس از دعوت توحيد از نجس اشياء ناسى (انواع استثمارها) نهى كردند و از مكيال و پيمانه و… سخن گفتند; بنابر اين طبيب روحانى واقع بين كه مريض خود را مى شناسد نخست به درمان دردهاى تنى و بدنى بيمار همت مى گمارد سپس به سراغ روح و عروج رحمانى وى مى رود. تجريدى سخن نمى گويد.

به هر حال شناخت جامعه نسل نو و انسان معاصر ضرورت اوليه است براى حوزويان و اين مهمّ ميسر نگردد مگر با آموزش حتمى و جزو متن دروس حوزه قرار گرفتن پاره اى از علوم از جمله: علم اقتصاد در همه شاخه ها و شعبه ها.

م . ح