نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - امام زمان عج و رسالت حوزه هاى علوم دينى

امام زمان عج و رسالت حوزه هاى علوم دينى


حوزه هاى علوم دينى شيعه تبلور عينى و تابلوى جاودانه فلسفه انتظارند.

دلسوخته ترين عاشقان امام مهدى(ع) در اين مهد باليدند و استوارترين و مايه ورترين ميراث فرهنگى مهدويت را همين حوزه هاى مبارك آفريدند.

دست پروردگان حوزه هاى شيعه هر كدام در ديار و اقليم خويش پرچم انتظار بودند بر بام تاريخ آن قوم و ديار و مشعلهايى فروزان فرا راه كاروان بشر به كعبه وصال و در تاريكستان فتنه ها هواها هوسها خدعه ها و دهها بيراهه هاى راه گونه و سرابهاى آب نما و چراغى روشن بر مناره آرمان شهر اسلام.

اينان در سياه ترين دوره ها با يارى از (انتظار فرج) اميد به فرج را در
دلهاى پاك دينان و زلال فطرتان زنده داشتند و جنبشهاى عدالتخواهى و ستم ستيزى را در جاى جاى دار الإسلام در پهنه تاريخ ساز كردند. اميدى كه چونان دوبال است براى تكاپو در زندگى و گذر از باتلاقها و بيغوله هاى جهل دودلى و گمراهى.

مگر نه اين است كه ولى عصر(عج) نجات بخش بشر از كفر و ستم در عصر سياهيهاست.

مگر او منادى عدالت بر پا دارنده حدود دينى احياگر معارف قرآنى: (اين المؤمّل لاحيأ الكتاب وحدوده) بيانگر اسلام ناب محمد(ص): (أين المدّخر لتجديد الفرائض والسّنن)١ و برپا كننده حكومت عدل الهى نيست؟

مگر غير از اين است كه او كرامتهاى اخلاقى را در زندگى و جامعه بشرى پياده مى كند و آرمانهاى انبياء و اولياى الهى را در اين خاكستان عملى مى سازد و عينيّت مى بخشد؟

مگر او كجيها و كجرويها را سترون نمى كند و عزت و شوكت اسلامى را برفراز نمى دارد؟

و آيا حوزه هاى علوم دينى و عالمان فرهيخته و ربّانى در درازاى تاريخ رسالتى جز اين مى جستند و تلاشى غير اين داشتند؟

مگر نه اين كه فلسفه وجودى حوزه ها تبيين مكتب پاسدارى از اسلام ناب دفاع از مظلوم انگيختن روح عدالتخواهى عدالت گسترى نشر علمى و عملى فضائل اخلاقى و الهى و فراورده هاى دينى و قرآنى پاسداشت حدود و ثغور شريعت زنده نگه داشتن اميد به عدالت و ايجاد گشايش براى پاكسازى زمين از همه نامردميها و ستمهاست؟

مگر عالمان ربانى نابودى طاغوتها و ستم شاهان و استقرار معارف و
ارزشهاى ناب محمدى(ص) را در همه زوايايش وعده ندادند و خود در عمل گواه اين مدعى نشدند و در آماده سازى مقدمات فرج: رسيدن به حكومت عدل جهانى جام شهادت را نوش نكردند؟

آرى آنان چنين بودند و شاهدانى شدند گويا بر بام تاريخ بشر.

گزاف نيست اگر بگوييم كارنامه حوزه ها جز انتظار فرج نيست. اندك تأمّلى در تاريخ حوزه هاى شيعه درستى اين گفت را مى نمايد.

با اين همه به سه رسالت اساسى كه ساختار حوزه ها و بافت زندگى انديشه وران فرهيخته عصر انتظار را تشكيل مى دهد اشارتى گذرا مى كنيم:

١. ائتمام و اقتداء: اسوه گيرى از آرمانهاى مهدى و سامان دادن زندگى و تلاش حوزوى و سيرت و رفتار عالم دينى و طالبان علم براساس سيره حضرت مهدى(عج) و پرتو گرفتن از آن انسان كامل.

٢. وراثت: پاسداشت مكتب مهدى حراست از معارف ناب اسلامى و خرافه زدايى از زلال سيماى مكتب وحى و معارف الهى.

٣. نيابت: برفراز داشتن پرچم هدايت نگاهداشت روح عدالتخواهى و ستم ستيزى سرپرستى امت اسلامى در غيبت بزرگ و طولانى مهدى(عج).

ائتمام و اقتداء
امام زمان (عج) و انتظار براى حوزويان نه يك عقيده كه زندگى است زندگى علمى ـ عملى و حوزوى.

در تلقى ما ولى عصر سرپرست و صاحب اصلى حوزه هاست ولى نعمت آنهاست تغذيه فكرى و مادى آنها به عنايت اوست هم سرباز اويند هم برخوان نعمت او از او چراغ راه مى گيرند و رسم هدايت
مى جويند.

مردم نيز به آنها چنين مى نگرند و ايتام آل محمد(ص) در غيبت امام و سرپرست و سرور به حوزه ها پناه مى آورند و از آنان يارى مى خواهند و راه مى جويند.

با اين برداشت متوليان و سازمان دهندگان حوزه كه خود نيز به يمن وجود و عنايت و لطف او عزّت يافته اند و سرورى بايسته است كه خطوط نورانى قامت معنوى آن امام همام را تراز و شاغول سازماندهى ـ تشكيلات بازسازى و بالنده سازى حوزه ها كنند. همّ خويش را در پى ريزى حوزه اى كه خوشنودى مولاست به كار گيرند. رسالت جهانى مهدى را با همه بار معانى اش دليل كارِ حوزه ها كنند. حوزه اى بسازند كه شاگردانش اوصاف امام عصر(ع) را قبله خويش قرار دهند و عشق به او را راه خود.

اگر مهدى امام عصر ولى عصر امام زمان و صاحب عصر و زمان است آنان نيز زمان شناس بارآيند و پيشقراولان و طلايه داران عصر خويش تا بتوانند مدير و هادى قبيله خويش شوند و زمان و روزگار و جامعه و زندگى مردم را بر راستاى ويژگيها و هدفهاى مهدى سامان دهند.

اگر او آيت كبراى الهى است زندگى گفتار رفتار مشى اجتماعى و سيره عملى و علمى آنان صبغه الهى داشته و سيمايشان آيت و نشانه اى باشد از جمال و جلال الهى چهره شان خدا را فرا ياد آرد و نشست و برخاست با آنان بر روحانيت و معنويت و ايمان بيفزايد:

امام صادق از رسول خدا(ص) نقل مى فرمايد:

(قال الحواريّون لعيسى(ع) يا روح اللّه من نجالس؟ قال: مَنْ يذكّركم الله رؤيته ويزيد فى علمكم منطقه ويرغّبكم فى الآخرة عمله.)٢
اين است كه همنشينى و نگاه به سيماى او عبادت به شمار آمده:

(النظر الى وجه العالم عبادة.)٣

اگر او حجت خدا در زمين است دست پروردگان حوزه به راستى حجّت بر حقانيّت اسلام براى مسلمانان باشند. معارف ناب الهى را نوش كرده و با تبلور عشق صاحب زمان در دلها بر دنيا و زرق و برق دلرباى آن و آنچه مزاحم رسالت و تكليف است چهار تكبير زنند:

(العلماء امناء الله ما لم يدخلوا فى الدّنيا)

عالمان وقتى امين خدايند كه دلبستگى به دنيا نداشته باشند.

اگر او (نوراللّه) است كه در پرتو انوارش هدايت جويان راه بينند و ره پويند سربازان و شاگردان او نيز بايد مشعلى باشند فرا راه رهجويان و ره پويان.

به فرموده امام حسن عسكرى به نقل از امام باقر(ع):
(العالم كمن معه شمعةٌ تضىءُ للناس فكل من ابصر شمعته دعا له بخير. كذلك العالم مع شمعةٍ تزيلُ ظلمةَ الجهل والحيرة....)٤
اگر او به (امين الله) نواخته شده است جهت گيرى سازمان حوزه نيز بايد در اين باشد كه دست پروردگانى امين بپرورد: امين در رساندن معارف ناب اسلامى امين در بيان حقايق امين در پاسدارى از عدالت امين در حفظ ايمان و نواميس امت امين در نگاهدارى و صرف بيت المال و… اگر امام زمان قله هاى فتح ناشده دانش را در عصر خويش فتح مى كند و سرچشمه هاى جوشنده دانش را مى گشايد و در روزگار او علم به شكوفايى مى رسد و بيش از نود برابر بر ميراث دانش بشر مى افزايد:

(العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ماجاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف
الناس حتى اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرين حرفاً فبثّها فى الناس وضمّ اليها الحرفين حتى يُبثّها سبعة وعشرين حرفا.)٥

حوزه هاى علوم دينى نيز بسترى مى شوند براى التقاء و ارتقاى علوم و دانشهاى گوناگون.

اگر او به فرموده امام باقر(ع): خردمندانى قله سان مى پرورد و مربّى عقل بشر است:

(اذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم…)٦

ما نيز حوزه هاى علوم دينى را در اين مسير قرار دهيم و خرد ورزى را به اعماق حوزه ها بريم و در پرتو آموزشهاى خرد برانگيز وحى طالب علمانى با خرد منطقى آزاد انديش و برخوردار از منطق برتر بپروريم.

اگر صاحب خلق عظيم و ولى اعظم اخلاق بشر را به كمال نهايى مى رساند و ارزشهاى الهى را در عمل مردم و جامعه خويش سرشار مى كند و دلسوختگان معنوى و عرفانى را مشروب مى سازد:

(اذا قام قائمنا وضع يده على رؤس العباد… وأكمل به اخلاقهم.)٧

بايد نيروهاى انسانى بر آمده از حوزه تبلور اخلاق الهى و تجسم ارزشهاى اسلامى باشند. در گفت و كردار و رفتار پرتوى از كمالات و كرامات ولوى را به نمايش گذارند و نيم رخى از رخ يار را بنمايانند.

اگر او مظهر عزت الهى است حوزه ها نيز دانشجويان با عزّت و مناعت طبع بسازند.

اگر او به گاه اقتدار پوشش ساده غذاى ساده و معيشتى چونان جدش مولاى موحّدان اميرمؤمنان(ع) دارد حوزويان نيز به گونه اى ساخته شوند كه
به هنگام اقتدار فريفته دنياى پر نيرنگ نشوند و كرسى قدرت زبونشان نكند بلكه با تقواى الهى قدرت را رام خدمت به خلق خدا كنند كه دين شناس و فقيه واقعى در فرهنگ شيعه چنين است:

(لايكون الرّجل فقيها حتّى لايبالى اى ثوبيه ابتذل وبما سدّ فورة الجوع.)٨

در يك كلام حوزه اى سامان دهيم كه طالب علمان و عالمانش رو به كوى او دارند آهنگ انتظار در تارهاى وجودشان مى نوازد و عشق به مولا از نواى ضربان قلبشان به گوش مى رسد شيفته و فرهيخته وصال اويند و در همه احوال آماده لبيك به دعوت او. حوزه چونان پادگانى باشد. هر وقت و هر لحظه در آماده باش كامل; چه هر آن ممكن است او از درآيد و بانگ قيام سر دهد.

وراثت
عالمان ربّانى و حوزه هاى علوم دينى در روزگارى كه امام زمان از ما چهره پوشانده است وارث او در نگاهبانى ميراث معرفتى دين و ايمان مردمند. بيان احكام روشن كردن مرزهاى اعتقادى بيرون آوردن معارف اخلاق آداب موازين تربيتى از متون دينى و تامين دانشهاى دينى مورد نياز جامعه اسلامى بر آنان است. آنان در روزگار غيبت بايد محاسن و نيكوييهاى معارف قرآن و اهل بيت(ع) را به نسلها بنمايانند و برترى منطق و توانايى اسلام را در برآوردن بهروزى و سعادت بشر با زبان همان روزگار و با بهره ورى از بهترين ابزار پيام رسانى به جهان برسانند:

(العلماء مصابيح الأرض و خلفاء الأنبياء و ورثتى وورثة الأنبياء.)٩
اين وراثت همان زنده نگه داشتن اسلام بر فراز اعصار و امصار است:

(من جاء اجله وهو يطلب العلم ليحيى به الإسلام لم يفضله النبيّون الاّ بدرجة)

در روزگار طولانى غيبت حضرت شيطانهاى پنهان و آشكار تهاجم خود را آغاز مى كنند تا پايه هاى اعتقادى مسلمانان را سست و ايمان آنان را بربايند تنها پناهگاه مسلمانان حوزه هاى علمى و اعتقادى است كه بايد در خور هر مورد به دفع و رفع اين زيانها و خطرها بپردازند و با بهره ورى از منطق نيرومند وحى كار وظيفه بانى و مرزدارى خويش كنند:

(لو لا من يبقى بعد غيبة قائمنا عليه السلام من العلماء الدّاعين اليه والدّالين عليه والذّابين عن دينه بحجج اللّه والمنقذين لضعفاء عباد الله من شباك ابليس و مردته و من فخاخ النّواصب لما بقى احد إلاّ ارتدّ عن دين اللّه ولكنّهم الّذين يمسكون ازمّة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السّفينة سكّانها…)١٠

اگر در روزگار غيبت قائم عالمانى نبودند كه ظهور و فرج او را فرياد كنند و مردم را به سوى او ره نمايند و از دين او با استدلالهاى محكم به دفاع برخيزند و كسانى را كه ايمان سستى دارند از تور ابليس و پيروانش و از شكار ناصبيان (يورش گران بر اركان دين) رهايى بخشند هيچ كس باقى نمى ماند مگر اين كه راه ارتداد پيش مى گيرد ولى آنان زمام دلهاى شيعيان را در دست مى گيرند چونانكه ناخداى كشتى عقبه كشتى را.

گلهاى سرسبد حوزه ها عالمان ربّانى بحق در درازناى تاريخ تشيع. مرزبانانى وظيفه بان و وارثانى امين و هوشمند بودند و از ميراث به جاى مانده پيامبر و امامان شيعه نيك پاسدارى كردند در هر دوره اى غبار خرافه را از
سيماى زلال دين زدودند و با خرافه و خرافه بافان و خرافه سازان به ستيز و رويارويى برخاستند شبهه ها را پاسخى درخور دادند و دماغ شبهه افكنان در دين و ايمان مردم را با برهانها و استدلالهاى متين به خاك ماليدند و ايتام آل محمد(ص) را كه ميراث معنوى و مذهبى شان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود با رنجهاى استخوان سوز طاقت فرسا و مقاومت و درايتى شگفت انگيز پاس داشتند و توصيه امامان(ع) در توصيف وارث علم حقيقى اهل بيت را تبلور عينى و عملى بخشيدند.

سرگذشت جهاد علمى عالمان ربّانى در طول تاريخ حوزه هاى علوم شيعه پر از حماسه ايثار نستوهى و سرباختگى است. آنان هم اسلام ناب را پاس داشتند و هم در رويارويى با زر و زور و تزوير حاكمان تاريخ پرچم سرخ تشيع را بر فراز فرهنگ شهر اين خاكستان بر افراشته داشتند.

عالم بودند و جامع از پس هر پرسش و هجوم فكرى و فرهنگى بر مى آمدند. ديده بانى بودند كه آفاق ديد تيزنگرشان همه مرزهاى دارالاسلام را مى پاييد و حركت دشمنان در اقصى بلاد اسلامى از تيررس نگاه نافذ و دورنگرشان بيرون نبود با منطق برتر و پشت كارى اعجاب برانگيز تحركات فكرى و فرهنگى بيگانگان را از حركت باز مى ايستاندند.

نگاهى به سيره و ميراث عظيم فرهنگى و علمى عالمان شيعه گواه اين مدّعا است. نوشته هايى كه هر كدام در پس خود فلسفه ها رازها و رنجها و حماسه ها دارند و فصلى پردامنه از رويارويى علمى و فرهنگى حوزويان و دگرانديشان را فراروى ما مى گشايند.

تنها در ميراث دارى از غيبت مهدى(عج) و فرهنگ انتظار صدها عنوان كتاب به دست ما رسيده است كه مطالعه و كاوش در چند و چون و خاستگاه
پديد آمدن اين كتابها تابلويى زيبا از چگونگى مرزبانى و وظيفه دارى آنان است.

تلاش آنان در پاسداشت اين انديشه و فرهنگ سرنوشت ساز و دشمن برانداز بر تارك تاريخ تشيّع خود نمايى مى كند و چشم و دل هر خواننده و پژوهشى تاريخ را مى نوازد.

تابلويى كه بيش از هزار سال حماسه تلاش فكرى و فرهنگى ميراث دارى و تكليف شناسى حوزويان را در عرصه معارف (مهدويّت) به نمايش مى گذارد. از ابن بابويه كلينى شيخ مفيد علاّمه حلّى تا ميرحامد هندى علامه امينى و همفكران و شاگردان او.

از اين تابلوى زيبا و نفيس تاريخ حوزه ها گرچه در كتابهايى چون: روضات الجنات اعيان الشيعه الذريعه و… نيم رخى و سرخطهايى نموده شده ولى شرح و ترسيم كامل آن موسوعه و دائرة المعارفى بيش از يكصد جلد مى طلبد كه بر حوزه هاست كه به نگارش آن همّت گمارند.

در اين تابلوى زيبا شگفتيهايى از جلودارى علمى و فكرى گستره آگاهى و آزاد انديشى مرزبانى تا پاى شهادت مبارزه باخرافه و كژفكرى و تنگ انديشى و… چشم را مى نوازد و براى امروز حوزه ها مى تواند راهنما و درس آموز باشد.

نيابت
دشوارترين وظيفه و تكليف حوزه ها در عصر غيبت نيابت عامه است. بى شك نيابت از امامى كه منادى عدالت است و در پس پرده غيبت تا با ظهور خويش حكومت جهانى بر موازين الهى بر پاكند به غور در اصول
و فقه نيست به كرسى مدّرسى و انبوه شاگردان نيست به رساله و مناسك و گرفتن و تقسيم وجوهات و… نيست.

نيابت پذيرش همه تكاليف اسلامى: علمى سياسى اجتماعى تربيتى و رهبرى است. نيابت ازمقوله اقدام و عمل است نه علم و حرف. نيابت ميدان دارى و حماسه گسترى در برابر دشمن است نه انزواگزينى و پسِ پرده نشينى. نيابت شناخت زمان و جهان سياستهاى جهانى و اشراف بر حركت تاريخ و جامعه هاست نه گز كردن خانه و مَدرس و بس.

نيابت پرتو افشانى است فرا روى همه پاكان و پاك فطرتان و حق طلبان جهان نه چراغ كم سو كنج حوزه ها.

نائب امام زمان نه هر فقيه و رساله دارى است. عالم و دين شناسى است كه روح دين را نوش كرده و در همه امور و زوايا و نيازهاى دينى مرجع است.

نيابت در حقيقت زعامت و رهبرى عامه است رهبرى سياسى نظامى فرهنگى و اقتصادى تشيّع. پاسدارى از شيعه در درياى متلاطم روزگار خود و نگاهبان دارالاسلام در برابر هجوم امواج فكرها و فرهنگها رهبرى و مديريت سفينه شيعه بر غوغاى رهزن و حيرت زاى غولهاى امواج و اين نه هر معمّمى است و نه همه فقهاى شيعه كه:

(فامّا من كان مِنَ الفقهاء صائنا لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً على هواه مطيعاً لأمر مولاه فللعوام أنْ يقلّدوه وذلك لايكون إلاّ بعض فقهاء الشّيعه لاكلّهم…)١١

هر كس از دين شناسان و فقيهان در دين كه كشيك نفس كشد و دروازه شهر وجود خود بر هواها هوسها و خواسته هاى نفسانى ببندد و دين خود را پاس دارد و از مرزهاى آن دفاع كند و پا روى انبوه خواهشهاى نفسانى خويش
گذارد و دستورات مولا را در همه زمينه ها و زوايايش فرمان برد بر عموم مردم است كه قيادت او پذيرند و از او پيروى كنند. بى شك چنين كسى نه همه فقهاى شيعه كه اندكى از آنان هستند.

اينان دين شناسان و فقيهانى هستند كه افزون بر گستردگى بينش برخوردارى از درايت و مديريت اهل حماسه و اقدام باشند سرى نترس و زبانى صريح در بيان معارف و ارزشهاى دين داشته باشند و شهادت در دفاع و ابلاغ و پاسدارى از دين را يكى از دو نيكويى شمارند.

همين اندك از عالمان شيعه هميشه همه جا و در هر شرايطى مشعل تشيع را روشن نگاه داشتند و در هر دوره گرچه اندك شمار بودند ولى آفاق اقدام و افكارشان همه گير بود. اينان نه تنها در همه جنبشهاى درست اسلامى حضورى پرشور و چشم گيرى داشتند كه خود پديد آورنده و سردمدار بسيارى از جنبشهاى اسلامى و همه قيامهاى شيعى بودند. زيرا مقتضاى نيابت را تلاش براى برپايى حكومت اسلامى و نابودى حاكمان جور مى شمردند با همين برداشت براى زمينه سازى حكومت عدل بر چوبه دار رفتند و گاهى در آتش قهر و كينه دشمن سوختند و از انوار شهادتشان انسانها را راه نمودند و بر خروش درآوردند.

شهيدان فضيلت حوزه هاى شيعه كه بسيارند گناهى جز پاسداشت نيابت امام(عج) نداشتند. شمارش اقدامها و حماسه هاى عالمان فقيهان متكلّمان عارفان و فيلسوفانى كه خليل آسا پا در معركه مصاف با نمروديان زمان نهادند و قامت زيباى نيابت را با اقدام بجا و خدايى خويش استوار داشتند نه در خور اين مقال است. شاهد گويا و بركت عظيم اين تعليم دينى و مقام مقدس در غيبت كبرا انقلاب كريمه ماست. انقلابى كه طليعه انقلاب
جهانى مهدى است انقلابى كه پياده كردن احكام و موازين وحى و اهل بيت(ع) را همّ خويش كرد و مى رود اسوه اى شود براى همه مسلمانان و حق جويان جهان. اين است كه حوزه هاى علوم دينى عالمان بزرگوار حوزه و فاضلان فرهيخته گسترش اسلام ناب را بايد پاس اين نعمت كريمه بدانند و كرامتى را كه براى حوزويان از بركت انقلاب و اقدام بزرگ امام راحل پديد آمده است پاسدارند. پاسداشت اين نعمت برين و بزرگ به بركشيدن حقايق و معارف ناب اسلامى از لابه لاى گرد و غبار هزار ساله اى است كه با دست عالمان متهتك و جاهلان متنسّك بر سيماى اسلام نشسته بويژه احكام و معارف جامعه ساز و نظام پرداز و اين جز با تحوّل و دگرگونى ژرف و همه جانبه در تشكيلات شيوه آموزش متون درسى و از همه مهم تر دگرگونى در تلقى از رسالت حوزه ها و عالم دينى امكان پذير نيست.

حوزه اگر بخواهد رسالت خويش در سه عرصه: اقتدا وراثت و نيابت به انجام رساند بايد سازمان و تشكيلاتى در خور پرورش و تربيت عالمانى براى بر دوش كشيدن و انجام دادن اين سه مأموريت بزرگ پى نهد و با كمك و يارى از نايب برحقش مقام معظّم رهبرى كه بيش از هر كس درد كار آمدى و نقش آفرينى حوزه ها و حوزويان را دارد خوشنودى و رضايت صاحب اصلى حوزه امام زمان(عج) را فراهم آورد.

ما به فراخور فهم خويش آرمان گام زدن در اين وادى را در سر داشته و گفته هايى هر چند ناچيز عرضه داشته ايم و هميشه دغدغه كار آمدى حوزه ها حراست از ميراث حوزه نماياندن انديشه هاى عالمان و بزرگان ناب انديش و دفاع از آنان بوده ايم و در همه اين زمينه ها نوشته هايى داشته ايم.

براى حراست از مقام مرجعيّت ويژه نامه مرجعيت تقديم كرده ايم در زمينه تشكيلات سازمان نارسايى متون درسى و خلاصه اصلاح و تحول حوزه قلم زده ايم.

در جهت مبارزه با تحريف چهره ميراث داران حوزه هاى تشيّع ويژه نامه هايى در زندگى ميرزاى بزرگ آية اللّه بروجردى امام خمينى سيد جمال الدين اسدآبادى و… قدّس الله سرّهم به عرصه فرهنگ عرضه داشته ايم و اينك در راستاى خرافه زدايى از چهره اسلام ناب و فهم درست مفاهيم سياسى و اجتماعى تعاليم انسان ساز شيعه اين هديه بسيار ناچيز را تقديم ساحت امام عصر(عج) مى كنيم و از او اميد عنايت و خوشى فرجام و عاقبت داريم تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
--------------------------------------------------------------------------------
١. (مفاتيح الجنان) شيخ عباس قمى دعاى ندبة.

٢. (اصول كافى) كلينى ج٣٩/١ دارالتعارف بيروت.

٣. (بحارالانوار) ج١٩٥/١ مؤسسة الوفاء بيروت.

٤. (الحياة) حكيمى ج٢٦٨/٢ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين قم.(بحارالأنوار) ج٤/٢ .

٥. (بحارالأنوار) ج٣٣٦/٥٢.

٦. (همان مدرك).

٧. (همان مدرك).

٨ . (همان) ج٤٩/٢ .

٩ . (ميزان الحكمة) محمد محمدى رى شهرى ج٤٦٦/٦ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم.

١٠ . (همان) ٤٥٦/ .

١١ . (بحارالأنوار) ج٦/٢.

١٢ . (الاحتجاج) طبرسى ج٤٥٩/٢ مؤسسة الاعلمى بيروت.