نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - مصاحبه با آية الله شيهد سيدقاسم شبر

مصاحبه با آية الله شيهد سيدقاسم شبر


آية الله شهيد سيّد قاسم شبر در سال ١٣٨هـ. ق . در شهر مقدس نجف ديده به جهان گشود. نه ساله بود كه از نعمت پدرمحروم شد.

در همان سال به خيل حوزويان پيوست و به تحصيل علوم دينى پرداخت .

به خاطر همت بلند استعداد قوى و تلاش بسيار خيلى سريع در رديف بهترين شاگردان آية الله سيّد ابوالحسن اصفهانى وميرزاى نائينى قرار گرفت و تا چهل سالگى از محضر آن دو بزرگ بهرهء وافى برد.

عشق و علاقهء به شيعه و ارزشهاى والاى آن او را بر آن داشت تا به امر مرجع بزرگ و استاد و مرادش سيّد ابوالحسن اصفهانى گردن نهد و حوزهء پر شور نجف و محفلهاى انس را ترك كند و براى ارشاد مردم و دفاع از مرزهاى اعتقادى به شهرنعمانيهء عراق هجرت كند و تا آخر عمر در آن جا بماند. او در اين سنگر مقدس از مبارزه با تفكر الحاد و گروهها و دسته هاى الحاد پيشه لختى نياسود كه پروندهء پانصد صفحه اى آن مرد خدا گواه مدعاست .

آرزو و آرمان او عزت و استقلال مسلمانان آزادى بيت المقدس نابودى اسرائيل
غاصب و عينيت يافتن احكام و معارف زندگى ساز اسلام بود.

او حركت اصلاح گرايانه و ايجاد جامعه دينى را از وظايف عالمان راستين مى دانست و حمايت از مصلحان را از مهم ترين فرايض دين .

انقلاب اسلامى ايران را طليعه قيام مهدى (عج ) مى دانست و حمايت از آن و پيروى از رهبرى آن را به همگان توصيه مى كرد.خود نيز چنين بود: حامى انقلاب اسلامى و پيرو راستين رهبرى آن . پيامهاى تبريك به امام راحل سخنرانيهاى پرشور وروشنگر او برگهايى است از پروندهء حمايت گريهاى او. او ايادى حكومت فاشيست عراق را كه از وى مى خواهند از انقلاب اسلامى ايران به اين دليل كه غير عرب رهبرى آن را به عهده دارد روى برتابد به سخره مى گيرد و از مردم مى خواهد كه دراين راه استقامت ورزند. بالاخره جان عزيزش را در راه حمايت از امام خمينى و انقلاب اسلامى ايران عاشقانه فدا كرد و شربت شهادت را از دستان پليد شقى ترين دشمن خدا و دين خدا نوش كرد.

اى مردم ! بدانيد دولتى كه از حكومت اسلامى ايران پشتيبانى نكند بلا شك با اسرائيل ارتباط دارد. هوشيار باشيد و ازانقلاب اسلامى ايران حمايت كنيد و براى برقرارى حكومت اسلامى جهاد كنيد. >

در سازمان مخوف و ضد بشرى امنيّت عراق پروندهء پانصد صفحه اى اورا در جلوش مى گشايند و با خشونت مى گويند: <اين پرونده اعمالى است كه عليه انقلاب بعث عراق انجام داده اى > سيّد بزرگوار را بسيار شكنجه مى كنند امّا او دليرانه مقاوت مى كند و گامى از اهداف بلند و مقدس خود به پس نمى گذارد. قاطعانه عليه رژيم عراق حرف مى زند. در پاسخ يكى از مسؤولان امنيتى كه مى گويد:

< چرا با دولت بعث مخالفت مى كنى در حالى كه اين همه مسجد ساخته است و... >

مى گويد:

< معاويه هم بسيار مسجد مى ساخت در حالى كه از منحرف ترين حكام تاريخ
اسلام بود.>

ديوانه وار بدن عزيزش را زير ضربات مشت و لگد مى گيرند به جورى كه بر اثر اين حملات وحشيانه دست وى مى شكند.هنگامى كه حكم اعدام او را ابلاغ مى كنند شادمانه مى گويد:

< چقدر زيباست شهادت . در تمام مدت عمر در انتظارش بودم از خدا مى خواستم به دست شريرترين فرد اين فيض رانصيبم گرداند. >

سرانجام در شب نيمه شعبان ١٣٩٩هـ. ق . در نود و يك سالگى بدن شريفش آماج تيرهاى كينه توزان بعثى قرار گرفت و باپيكر به خون آغشته به ملاقات معبود شتافت . < عاش سعيدا و مات سعيداً. >

مصاحبه اى كه پيش روى داريد به همت فرزندان مجاهد آن مرحوم ترتيب داده شده و در شانزدهمين سال شهادت آن شهيدعزيز براى چاپ و بهره ورى خوانندگان گرامى در اختيار مجلّه حوزه قرار داده اند.

در اين جا بر خود فرض مى دانيم كه از برادر عزيز آقاى سلام شبر نوهء آية الله شبر به خاطر تحمل زحمات فراوان صميمانه تشكر كنيم .
حوزه

# احساس شما از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران چيست
# بسم الله الرحمن الرحيمم . در پاسخ اين سؤال بايد بگويم : بر من و هر مسلمانى واجب است در اين موقعيّت اين آيه مباركه را بر زبان آوريم كه :

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا. ١
بگو: حق آمد و باطل نابود شد. حقا كه باطل نابود شدنى است .

بون شك اين از تفضلات الهى است كه خداوند طاغوت ايران را هلاك ساخت و مسلمانان را از شرّ او نجات داد. كسى كه به راستى در دين مردم فساد را ايجاد كرد و
زنان و مردان را به فسق و فجور كشاند وافراد شرور را بر مردم حاكم ساخت .خداوند او و خانواده و پيروانش را نابود ساخت . از رحمت خداوند در دنيا و آخرت به دور باد.

# عالمان دين در شرايط كنونى بويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران چه وظيفه اى بر عهده دارند.
# عالمان راستين وظيفه دارند كه براى به اجرا در آمدن تمامى احكام دين :

عبادات معاملات قضائيات حدود و قصاص و برقرارى عدالت تلاش كنند. اگر عالمى اين چنين پيدا شد بر تمامىمسلمانان است او را كمك كنند با اوهم پيمان گردند و به دستوراتش جامهء عمل بپوشانند.

# نظر شما دربارهء اين سخن امام خمينى كه فرموده است : من از آن عالمانى نيستم كه تسبيح در دست گيرم و در گوشه اى بنشينم ... چيست ؟
# به نظر من فردى كه تسبيح در دست بگيرد و در گوشه اى بنشيند عالم نيست .

عالم كسى است كه دانشش را از كتاب خدا بگيرد كتابى كه در آن چنين آمده است :

قاتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة. ٢
با كافرانى كه نزديك شمايند جنگ كنيد تا در شما شدت و درشتى يابند.

اين فرمان الهى به علما اختصاص ندارد بلكه بر هر پادشاه و زمامدار مسلمان لازم است وقتى به كشور اسلامى تجاوز شد براى دفع متجاوزان قيام كند و عليه آنان به مبارزه برخيزد. اگر چنين نكرد يعنى به مقابله بر نخاست بايد مسلمانان او را ازحكومت كنار بزنند و به همان كافران و فاكران ملحقش كنند.

از خداوند متعال مى خواهم كه همه مسلمانان را موفق بدارد كه بر طريق هدايت قرآن گام بردارند تا دين خدا جهانى گردد.
# جناب على آينده سياسى اقتصادى اجتماعى ايران را پس از برقرارى حكومت اسلامى چگونه مى بينيد؟
# بنده اميدوارم بلكه اطمينان دارم كه امام خمينى و ديگر دست اندر كاران انقلاب اسلامى ايران زندگى سياسى اقتصادى و اجتماعى جامعه شان را بر اساس احكام قرآن و سنّت پيامبر(ص ) پايه ريزى خواهند نمود و فرمانروايان حكومتشان اين آيه شريفه را ملاك عمل خويش قرار خواهند داد:

ان الله يأمر كم بالعدل و الأحسان و ايتاء ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى يعظكم لعلّكم تذكرون ٣
خداوند به عدل واحسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مى دهد و از فحشا و زشتكارى و ستم نهى مى كند.شما را پند مى دهد باشد كه پذيراى پند شويد.

# انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى از ابتداى پيروزى انقلاب مبارزه استعمار و صهيونيست كمك به فلسطينيان و آزادى فلسطين و قدس شريف را شعار خود قرار داده است . خواستيم نظر جناب عالى را دربارهء ارزش اين مسائل بدانيم .
# مبارزه با استعمار و صهيونيست از واجبات اوليه هر مسلمان است ; چرا كه در سايه اين مبارزه است كه مسمانان از چنگال استعمارگران رهايى پيدا مى كنند عزت مى يابند و در دل دشمنان خويش رعب و وحشت ايجاد مى كنند و بسيارى ارمغانهاى ديگر. كسى كه در اين مبارزه شهيد گردد مستحق درجات عاليه بهشت است .

در خصوص مبارزه با اسراييل علاوه بر آثار ياد شده غبار ننگى را كه بر چهره مسلمانان به خاطر بى تفاوتى در برابر اسراييل نشسته است كه متأسفانه بسيارى يا آن را حس نمى كنند و يا ننگ نمى پندارند مى زدايد.

امّا كمك به فلسطينيان اين نيز واجب ديگرى است براى مسلمانان ; چراكه تحقير و
سركوب فلسطينيان توسط يهود و امريكا تحقير همه جهان عرب و تمامى مسلمانان است . همه وظيفه دارند كه فلسطينيان را در بازگرداندن وطنشان به آغوش اسلام كمك كنند. كارى است افتخارآميز و هر كس به انجام اين واجب قيام كند بدون شك خداوند او را در دنيا در رسيدن به پيروزى نهايى و در آخرت در بدست آوردن درجات عالى بهشت كمك خواهد كرد.

# در پايان اگر پيامى براى مسلمانان بويژه جوانان مؤمن و متعهد داريد بفرماييد.
# وقتى بدبختيهاى مسلمانان را مشاهده مى كنم : تفرقه تشتت آراء سر فرود آوردن در برابر بيگانگان فاسد و... تمامىاندوهايم برانگيخته مى شود و افكارم مشوش مى گردد و خود را مأيوس مى بينم . ولى در عين حال آنچه را كه جزء آمال وآرزوهايم هست براى شما و شنوندگان و خوانندگان عرض مى كنم :

آرزو دارم مسلمانان به وحدت كلمه همدلى اتفاق در برابر دشمنان و اتحاد در تمسك به قرآن كريم و تأييد دين و تقويت اسلام دست يابند.

براى همه مسلمانان آرزوى دستيابى به خيبرات و نعمتها و... را دارم .

آرزو دارم مسلمانان به آيات قرآن چنگ زنند و هر روز بر پايبندى خود به قرآن و ايمانشان به اسلام بيفزايند تا مصداق اين حديث شريف نگردند كه فرمود:

من استوى يوماه فهو مغبون و من كان آخر يوميه شرهما فهو ملعون ٤
كسى كه دو روزش با هم مساوى باشد زيانكار است وآن كه روز بعدش از روز قبلش بدترباشد از رحمت خدا به دور است .

آرزو دارم روزى يكى از كشورهاى اسلامى پيشگام شود دانشگاهى تأسيس كند كه در آن تمامى علوم كه امروز جامعه هاى اسلامى بدان نياز دارند تدريس شود تا نياز به فرستادن جوانان ما به كشورهاى بيگانه براى تحصيل علوم نيفتد كه آنان در پرتو تعليم و تعلّم اخلاق و فرهنگ فاسد خود را به آنان تزريق كنند.
آرزو دارم جونان مسلمان در چنين دانشگاهى علم بياموزند تا بتوانيم نسلى مؤمن متعهّد و در عين حال متخصّص در علوم مورد نياز جامعه مان داشته باشيم و كسانى كه از نيرنگ و فريب به دور باشند و همانند: مسلمان ابى ذر و مقداد در برابر كوه طلا دچار لغزش نگردند. در نتيجه هم خود و هم جامعه در سلامت و امنيّت و صلاح و پيروزى به سر برند. اين جاست كه اسلام برترى خود را بر تمامى فرقه هاى كفر و ضلال حفظ خواهد كرد.

بدان اى عزيز! انسان غير از حيوان است خوب و بد را مى شناسد نفع و ضرر را درك مى كند صحيح را از ناصحيح تميزمى دهد حق را از باطق تشخيص مى دهد و...

انسانها دو گروهند كافر و مسلمان . مسلمان را ويژگيهايى است . از جمله : اهتمام به امور مسلمانان .

پيامبر گرامى اسلام مى فرمايد:
من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم ٥
آن كه صبح كند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد از آنان نيست .

آن شخص كه خداوند او را از حكومت ايران ساقط كرد نه تنها نسبت به امور مسلمانان بى تفاوت بود كه تلاش شبانه روزى اش ظلم به رعيت و چپاول اموال مسلمانان بود; از اين روى خداوند او را به سزاى اعمال ننگينش رساند.

بدان ! مسلمان كسى است كه ديگران از دست و زبان او در امان باشند و مؤمن كسى است كه مردم او را بر جان و حقوق و اموال خويش امين بدانند.

على (ع ) مى فرمايد:

لا نسبنّ الأسلام نسبةً لم ينسبه احد قبلى الا بمثل ذلك الأسلام هو التسليم والتسليم هو اليقين و اليقين هو التصديق و التصديق هو الأقرار هو العمل و العمل هو الأداء ان المؤمن لم يأخذ دينه عن رأيه و لكن اتاه من ربّه فاخذه ان المؤمن يرى يقينه
فى عمله و الكافر يرى انكاره فى عمله فو الذى نفسى بيده ما عرفوا أمرهم فاعتبروا انكار الكافرين و المنافقين باعمالهم الخبيثة ٨

نسبتى براى اسلام بيان كنم كه كسى جز من نكرده باشد و پس از من هم كسى جز بمانند من بيان نكند. همانا اسلام همان تسليم است و تسليم همان يقين و يقين همان تصديق و تصديق همان اقرار و اقرار همان عمل و عمل همان اداى تكليف .

همانا مؤمن دينش ار از رأيش نگرفته بلكه از جانب پروردگارش آمد و از او گرفته است . همانا مؤمن يقينش در عملش ديده مى شود. قسم به آن كه جانم در دست او است كه آنان امر دين خود را نشناختند. پس شما انكار كافران و منافقان را از كردارهاى پليدشان تشخيص دهيد.

چون اين انقلاب اسلامى است شايسته است افراد انقلابى خود را به اوصاف مؤمنان بيارايند. روايتى در كتاب بحار الأنوارازامام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت ويژگيهاى مؤمن را بر مى شمرد. اين روايت از جهت ياد آورى خود و همه مؤمنان برايتان مى خوانم .

< المؤمن له قوة فى دين و حزم فى لين وايمان فى يقين و حرصّ فى فقه و نشاط فى هدى و برّ فى استقامة و علم فى حلم وكيس فى رفق و سخاء فى حق و قصد فى غنىّ و تجمل فى فاقة و عفو فى قدرة و طاعة لله فى نصيحة و انتهاء فى شهوة ووورع فى رغبة و حرص فى جهاد و صلاة فى شغل و صبر فى شدة و فى الهزاهز و قور وفى المكاره صبور و فى الرخاء شكور ولايفتاب و لا يتكبر ولا يقطع الرحم و ليس بواهن و لا فظّ و لا غليظ و لايسبقه بصره و لا يفضحه بطنه ولا يغلبه فرجه و لايحسد الناس يعبّر ولا يعبّر ولا يسرف ينصر المظلوم و يرحم المسكين نفسه منه فى عناء و الناس منه فى راحة لا يرغب فى

عز الدنيا و لا يجزع من ذلّها للناس هم قد اقبلوا عليه و له هم قد شغله لا يرى فى حكمه نقص ولا فى رأيه وهن ولا فى دينه
ضياع يرشد من استشاره و يساعد من ساعده و يكيع عن الخنا والجهل ٧

مؤمن در امر دين نيرومند است و با وجود نرمى دور انديشى دارد و ايمانش با يقين است و براى تحصيل فقه حريص . درهدايت جويى با نشاط و باوجود ثبات و پايدارى نيكو كار است . خويشتن داريش باعلم است . و با ملايمت زيركى دارد.سخاوتش در راه حق است ودر زمان توانگرى اقتصاد را از دست نمى دهد و در زمان نادرى خوش ظاهر و با آرايش است ودر زمان قدرت گذشت دارد و با وجود خير خواهى مردم اطاعت خدا كند ودر حال شهوت باز ايستد ودر زمان غيبت پرهيزگارى كندو در امر جهاد حريص است و در گرفتارى نماز مى گزارد و در سختى شكيباست و در پيش آمدهاى سنگين باوقار است ودر ناگواريها بردبار و در آسايش و نعمت سپاسگزار. غيبت و تكبّر و قطع رحم نكند نه سست است و نه خشن و سنگدل . اسراف نورزد مظلوم را يارى كند وبر مستمند ترحم نمايد. خودش از خويش در رنج است ومردم از او در آسايش . درعزت دنيا رغبت نكند و از ذلتش بى تابى ننمايد. مردم مهمى دارند كه به آن رو آورده و او را مهمى است كه گرفتار كرده . در قضاوتش نقصى ديده نشود و در رأيش سستى نباشد و در دينش تباهى و گمشده نيست . مشورت كننده را رهبرى كند و كمك خواه را كمك . و از هرزه گويى و نادانى بگريزد.

آنچه در اين روايت آمده برخى از ويژگيهاى مؤمن است كه روايات متذكر آن شده اند.

در خاتمه سخنانم دوست دارم متن تلگرافى راكه مى خواهم به مناسبت رأى مثبت مردم ايران به جمهورى اسلامى براى آيةالله العظمى الأمام الخمينى المجدد بفرستم برايتان بخواهم .

ايران ـ قم آية الله العظمى الامام الخمينى :
بسم الله الرحمن الرحيم
< و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم فى الأرض وترى فرعون وهامون و جنودهما منهم ماكانوا يحذرون >.

فكان الأبتداء بكم والأكمال بظهور المنتظر <عج > ان شاء الله .

نهنئكّم و انى و اهل منطقى و سائر المسلمين . نهنئكم بطرد الشيطان الرجيم و التغلب على مروته ونهنئكّم ثانياً تبانتخاب الامةالجمهورية الاسلامية.

سيد قاسم شبر نهمانيه

و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم و آنان را در زمين مكانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان چيزى را كه از آن مى ترسيدند نشان دهيم .

شروع انقلاب توسط شما بود و تكميل آن به دست امام زمان (عج ) خواهد بود.

ان شاء الله .

من واهل منطقه ام و تمامى مسلمانان به شما تبريك و تهنيت مى گوييم كه شيطان رجيم را از كشور خود رانديد و بر مزدوران آن پيروز آمديد و دوباره تبريك مى گوييم به خاطر انتخاب ملت شما جمهورى اسلامى را.
--------------------------------------------------------------------------------

پاورقىها
١. < سورهء اسراء > آيه ٨١

٢. < سورهء توبه > آيه ١٢٣

٣. < سورهء نحل > آيه ٩

٤. < وسائل الشيعه > شيخ حرّ عاملى تحقيق : مرحوم ربانى ج ١١ ٣٧٦

٥. < اصول كافى > ثقة الاسلام كلينى تحقيق : على اكبر غفارى ج ٢ ١٦٣

٦. < همان مدرك > ج ٢ ٤٥

٧. < بحار الأنوار > علامه مجلسى ج ٦٤ ٢٩٤ مؤسسة الوفاء بيروت ; < اصول كافى > ج ٢ ٢٣١