نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١
لولو مرجان در آداب اهل منبر
عالم جليل محدث نورى انتشارات فراهانى .
مولف از محدثان و عالمان نامى شيعه و داراى تاليفات و آثار گرانقدر وارجمندى درباره معارف بلند تشيع است از جمله : مستدرك الوسائل نفس الرحمان دارالسلام معالم العبر جنه الماوى النجم الثاقب .
كتاب موضوع بحث از آخرين تاليفات حضرت مولف به شماراست .
در زمان مولف گروهى ازاهل منبر از منبر و ذكر فضائل اهل البيت و بيان احكام در راه كسب معاش بهره مى گرفته اند و تحريف و دروغ براى بازاريابى و جذب عوام از شگردهاى اين گروه بوده است ازاين روى مولف آگاه و دلسوز عليه اين گروه عصيان مى كند و دردمندانه از دنيامدارى روضه خوانان و تحريف وقايع عاشورا و دروغ به خدا و پيامبر سخن مى گويد.
و در جاى جاى كتاب تازيانه درد و رنج را بر سراين گروه تا جز پيشه و جاهل و دروغزن فرود مى آورد. مولف تنهااز درد سخن نمى گويد بلكه راه حلهايى هم براى هر چه بهتر و صحيح تر برگزار شدن مراسم سوگوارى ابا عبدالله الحسين[ ع] ارائه مى دهد.
طايفه اى ازاهل منبر... مثل ساير اهل كسب و تجارت معامله مى كنند و در زيادى و كمى مماكسه و گفتگو نمايند و براى اذن در رفتن مجالس و عرضه متاع خود بر مشتريان واسطه ها فرستند و رقعها نويسند و بعد از رفتن و خواندن بى اذن و يا بااذن بى تعيين مقدار عرض اگراز آنچه قصد كرده از عرض به ازاءاين خواندن نقصى شود خشم كند و بدگويى و صاحب مجلس را رسوا و مفتضح كند. بلكه بعضى از پست فطرتان ايشان در بالاى منبر سئوال كند و بانى طلبند و به آنچه خواندند معامله كنند
در ذيل شرط اخلاص مى نويسد:
واز عجايب معضكه آن كه بااين كاسبى و تجارت و معاوضه دينا به آخرت در مجالس و
محافل و منابر افتخار كنند و خود رااز چاكران خاص خضرت سيدالشهدا شمرند و خويش را صاحب حقوق عظيمه و مستحق هر گونه توقير واكرام و تعظيم واحترام دانند.
وازاين جهت گاهى در بالاى منبر مى گويند: آقايم امام حسين عليه السلام چنين كرد چنين فرمود با شما چنين كند.
بيچاره جاهل غافل از آن كه ميان او و آن حضرت ابدا علاقه نيست و بين ايشان دورتراست واز مابين زمين و آسمان و قدر و رتبه اش پست تر است از پست ترين كسبه ...
روضه خوان آنگاه در قطار چاكران آن حضرت درآيد كه آنچه آنچه گويد براى حق عزوجل واداى حق اوليانش عليهم السلام باشد والا كاسبى خواهد بود.
درباره علت اين كه دروغ در منبرها رايج شده است مى نويسد:
[ اگراهل علم مسامحه نمى كردند و مراقب تميز صحيح و سقيم و صدق و كذب گفتاراين طايفه مى شدند واز گفتن اكاذيب نهى نمى كردند. كارخرابى به اينجا نمى رسيد و به اين حد بى باك و متحجر نمى شدند و به اين قسم اكاذيب واضحه معلومه نشر نمى كردند و مذهب حقه اماميه و اهلش به اين درجه مورد سخريه استهزاء نمى شدند واين مجالس شريفه به اين اندازه بى رونق و بركت نمى شدند].
گامهايى در راه تبليغ
علامه محمدحسين فضل الله ترجمه : دكتراحمدبهشتى سازمان تبليغات اسلامى ١٣٦٧ ٣٥٧ صفحه .
كتاب ترجمه[ خطوات على طريق الاسلام] نگارش علامه محمدحسين فضل اللفه از علماى برجسته اسلام در جنوب لبنان است .
كتاب با مقدمه مفصل و مفيد مترجم درباره اهميت تبليغات از ديدگاه اسلام آغاز مى شود.
مولف پس از پاسخ عالمانه به انتقادات محمد مهدى شمس الدين بر چاپ اول كتاب فصول هفتگانه كتاب را به اين شرح ارائه مى كند:
شيوه تبليغ و پيام رسانى :
دراين فصل ضرورت برنامه ريزى در تبليغ مهيا كردن زمينه تبليغ تربيت درابلاغ دستورات اسلامى و بيان مسائل اعتقادى بهره گيرى از سيره پيامبراسلام در چگونگى عرضه مطالب دين و.... مورد بحث قرار گرفته است .
رابطه علم و تبليغ :
دراين فصل سخن ازاين است كه : بايد علم در خدمت تبليغ باشد. مبلغ بايد به هر علمى كه در كار تبليغ ورد نيازاست آراسته شوداما وقت خود را صرف علوم زايد كه فضيلت محسوب مى شوند نكند. بايد معيارهاى صحيح شناخت حق و باطل را در دسترس مردمم قرار داد نا گرفتار خطا نشوند.
تبليغ يك رسالت است نه حرفه و شغل مبلغ تاجر نيست كه در صدد جمع مال و ثروت باشد. مبلغ داراى رسالتى است مقدس و به هر چيزاز اين منظر مى نگرد.او بايد باآگاهى كامل ازاوضاع اجتماعى و سياسى مهربانى با مردم عمل به گفتار دورى از هوى و هوس مبارزه با موانع و مشكلات راه تجسم اسلام باشد.
روشهاى علمى تبليغى :
ما بايد در تبليغ تابع روشهاى قرآنى باشيم نه فلسفى و كلامى .
اگر معروفى منكر شد چه بايد كرد؟ اگر درادامه تلاش براى برگرداندن معروفى كه منكر شد به مسيراصلى خود با منكرى بزرگتر روبرو شديم چه كنيم ؟
آيا هر دو را هدف قرار دهيم يا براى انسجام نيروها فعلا با منكر دومى مبارزه كنيم ؟
روش تربيتى تبليغ :
مساله موعظه وارزش علمى آن تعادل ميان خوف و رجاء و فلسفه ثواب و عقاب از بحثهاى اين بخش است .
اضافه مى كند: در بيان ثواب و عقاب نبايد به گونه اى عمل كرد كه مردم راازارزشهاى كيفى عبادت بازداريم و آنان را صرفا متوجه ارزشهاى كمى كنيم .
بهترين شكل عبادت آن است كه به طمع بهشت و خوف جهنم نباشد بلكه براى خدا باشد.اين روحيه را بايد در مردم متدين تقويت كرد يعنى روحيه محبت به خدا و عبادت به انگيزه محبت .
آيااسلام در بيان مقاصد خود الفاظ خاصى دارد يا نه ؟ آيا بايد مبلغ الفاظ مخصوص دينى را به كار ببرد يااين كه مى توانداز هر لفظى استفاده كند؟
در نقد تمدن جديد چه بايد كرد؟ مفاسداخلاقى عصر حاضر را چگونه بايدارزيابى كرد و همچنين درباره مساله آزادى فردى چه موضعى بايد داشت ؟از بحثهاى مفيداين بخش است .
قضايا موقف ها:
بايد سعى شود حقايق با بيان واضح و قابل فهم و درك مردم عرضه شود. واز بحثهاى اين بخش :
آيااحكام شرعى جنبه تقليدى به خود بگيرد بهتراست يا نگيرد؟ به عنوان مثال : آيا بهتراست حجاب اسلامى به صورت عادت در آيد يا خير؟
اگر مقاومت در برابر يك انحراف ممكن نيست چه بايد كرد؟
در برابر واقعيتهاى سياسى جامعه چه بايد كرد؟ در برابر عقايد عوام چه بايد كرد؟ آيا كارها و عقايدى كه از نظر عوام جنبه دينى دارد و قداست يافته بايد حفظ شود يا متزلزل گردد؟
براى تبليغ دين تشكيلات حكومتى لازم است يا خير و...
بهره گيرى از روش تبليغى پيامبران :
بخش پايانى در بر دارنده مطالب شيرين و آموزنده است . دراين فصل سخن از روشها و درسهاى نبوت است . سخن ازاين است كه : چگونه بايداز تجارب پيامبران بهره برد.انبياء در برابر مشكلات چه مى كردند؟ آنان در برابر تكذيب وايذاء چه روشى داشتند و...
خواندن و دقت در بخشهاى اين كتاب را به دست اندركاران امر تبليغ و مبلغان با رسالت و هدفدار توصيه مى كنيم .
هدايه المرشدين الى طرق الوعظ والخطابه
شيخ على محفوظ شرك هالاتحاد للتجاره والطباعه والنشر مصر.
الشيخ على محفوظ عضو جماعه كبارالعلماء و موسس فى الوعظ و الارشاد بالازهر.
كتاب در بردارنده مباحث مفيد و كارسازى در زمينه تبليغ وارشاد است .
الفصل الاول :التعريف بالدعوه .
الفصل الثانى :السنن العامه فى دعوه الرسل .
الفصل الثالث :اشهرالدعاه من عهدالرسول ...
الفصل الرابع : فى الوعظ والارشاد.
الفصل الخامس :القصص والقصاص فى الصدرالاول .
الفصل السادس :الوعظ فى القرن السادس .
الفصل السابع : آداب الداعى .
الفصل الثامن : مايلزم المرشداجتنابه .
الفصل التاسع :السجع والاشعار فى الوعظ.
الفصل العاشر: مراجع الوعظ.
الفصل الحادى عشر:انواعه والسيرقيها عليم نهج القرآن .
الفصل الثانى عشر:اعدادالموعظه و تحضيرالموضوع قبل القائه .
الفصل الثالث عشر: ضرب الامثال فى لحظه
الفصل الرابع عشر: رعايه المرشد لمقتضى الحال .
الفصل الخامس عشر:الطرق التى ينبغى للمرشد ان يسلكها فى ارشاد الناس .
...
و در بخش ديگر كتاب مولف شبهات و مسائل مبتلا به عصر خويش را مطرح كرده است از جمله :
١. سر مشروعيه القتال فى الاسلام .
٢.الرق فى الاسلام حريه النفس حريه العقل المساواه فى نظرالدين .
٣. سر تعددالزوجات .
٤.الاقتصاد واثره فى الفرد والجامعه .
٥.الحسد و آثاره السيئه فى المجتمع .
استفاده و بهره بردارى ازاين كتاب را براى اهل منبر و دست اندركاران تبليغ توصيه مى كنيم .
خطابه و منبر
استاد شهيد مرتضى مطهرى .
اين جزوه حاوى دو سخنرانى ازاستاد شهيد درباره فن خطابه و منبراست .استاد راين دو سخنرانى پربار و مفيد موضوعات ذيل را مورد كندو كاو قرار مى دهند.
١. جايگاه فن خطابه در منطق .
٢. پيوند خطابه بااسلام .
٣. تاثيراسلام در خطابه .
٤. نمازجمعه و فن خطابه .
٥. فرق بين خطابه و موعظه .
٦. نهج البلاغه و فن خطابه .
دراين بخش از قول مفتى بزرگ مصر و شارح نهج البلاغه شيخ محمد عبده نقل مى كند.
تصادفى سبب شد كه من فراغتى پيدا كنم و به مطالعه نهج البلاغه بپردازم . وقتى كه به مطالعه اين كتاب پرداختم انواع سخنان در آن يافتم و سخت مرا تحت تاثير قرار داد. خود را در وقت مطالعه اين كتاب در حالى مى ديدم كه دائمااز صحنه اى وارد صحنه اى ديگر مى شوم . پرده ها مرتب عوض مى شد. يك وقت صحنه اى در برابر مجسم مى شد و گوئيا مردانى را جلو چشم خود مى ديدم كه پوست شير و پلنگ به تن كرده اند و آماده حمله هستند. خود را در حالى مى ديدم كه چنان تحت تاثير هستم كه مايلم به ميدان جنگ بروم و خون بريزم و خونم ريخته شود: باز مى ديدم : صفحه و صحنه عوض شد: با يك واعظ و مذكر روبرو هستم كه با سخنان خود به دل نرمى و رقت و لطافت مى بخشد صفا مى دهد. جاى ديگر پرده و صحنه عوض مى شد چنين حس مى كردم كه : يك خطيب اجتماعى و سياسى ايستاده واز مصالح عمومى سخن مى گويد. جاى ديگر مثل اين بود كه فرشته اى را مى ديدم از عالم بالادست دراز كرده و مى خواهد مردم را به سوى عالم بالا بكشاند.
٧.امام حسين و خطابه .
خطابه هاى حسين به على نمونه اى است واز خطابه هاى پدرش على[ ع] همان روح و همان معانى دراينها موج مى زند.
خود على[ ع] فرمود: زبان آلت وابزارى است براى روح .اگر معانى به طرف زبان سرازير نشود از زبان چه كارى بر مى آيد واگر هم معنى در روح موج بزند زبان نمى تواند جلوش را بگيرد.
فرمود:
وانامراءالكلام . وفينا تنشب عروقه و علينا تهدلت غصونه .
امير سخن مائيم . ريشه هاى سخن يعنى معانى و مطالب در زمين وجود ما دويده است و شاخه هاى سخن بر سر ما سايه افكنده است .
اولين خطابه حسين بن على[ ع] كه در كمال فصاحت و بلاغت ايراد شد و در آن رشادت و شجاعت و بلند نظرى وايمان به غيب موج مى زند خطابه اى است در مكه هنگام عزيمت به كربلا.
٨. خطابه و منبر مولود حادثه عاشورا.
٩. فلسفه قيام امام حسين .
١٠. چرا بايد نام حسين باقى بماند و فلسفه عزادارى .
استاد شهيد با برداشت از روايت حضرت رضا[ ع] درباره خطبه جمعه مى گويد: خطيب سه وظيفه مهم دارد: ١. موعظه
موعظه كلامى است كه به دل نرمى و رقت مى دهد قسوت رااز دل مى برد ختم و شهوت را فرو مى نشاند هواهاى نفسانى را تسكين مى دهد به دل صفا و جلا مى دهد.
٢. تبيين مصالح دين و دنياى مردم
منظوراين است كه مردم را به مصالح دين و دنيا آگاه كنيم .
واين دو شرط دارد: يكى علم به دين و دنيا و ديگرى اخلاص .
علم به دين
بايد علم واطلاعش به مبانى دين كافى باشد به روح تعليمات اسلامى آگاه باشد ظاهراسلام و باطن اسلام پوسته اسلام و هسته اسلام همه را در حد خود و جاى خود بشناسد تا بفهمد مصلحت دين يعنى چه ؟
علم به دنيا
تنها شناخت دين كافى نيست جامعه را بايد بشناسد به اوضاع دنيا بايد آگاه باشد و بايد بفهمد كه در دنيا چه مى گذرد وامروز مصلحت جامعه اسلامى در برابر جراينهاى موجود چه اقتضا مى كند و مردم را به آن جريانها و مصالح واقعى آگاه بكند.
٣. آگاهاندن مردم از آفاق دور دنياى اسلام .
مبلغان بايد آنچه در نقاط دور دست و آنچه كه در زير پرده مى گذرد به مردم بگويند.
ما مسووليت داريم ما بايد بدانيم ماترياليسم چه فعاليتهايى دارد صهيونيزم چه فعاليتهايى دارد.
اطلاع و آگاهى ازاينها و گفتن و بازگو كردن اينها واجب است .
اميد آن داريم كه مطالب بلنداين جزوه پربار و مفيد فرا راه سازمانها و نهادهاى تبليغاتى كشور و مبلغان عزيز قرار بگيرد.
مبانى تبليغ
محمدحسن زورق انتشارات سروش ١٣٦٨ ٣٣٤ صفحه .
كتاب حاضر در نه فصل تنظيم شده است :
١. رسالت واهميت تبليغات اسلامى در دنياى امروز.
٢. تعريف واصول كار تبليغ .
٣.القاء.
٤. روانشناسى تبليغات .
٥. رسانه شناسى .
٦.امپرياليسم خبرى .
٧. خصلت آموزشى تبليغ .
٨.افشاء.
٩.اسلام و تبليغات .
در مقدمه كتاب مى خوانيم :
قدرتهاى خودكامه در تاريخ بر سه پايه همواره استوار مانده اند:
١. تبليغات .
٢. تسليحات .
٣.اطلاعات
بى ترديد از اين سه پايه آن كه اهميت بيشترى داشته و نقش مهمترى نيزايفا كرده تبليغات است .البته تبليغات مورد علاقه قدرتهاى خودكامه عموما تبليغات شيطانى بوده است يعنى علم دراختيار گرفتن فكر و انديشه واحساس توده ها وابزار ساختن دلها و سرها براى ساختن هر قدرت در جامعه .
متاسفانه اين علم در دنياى ما رشد حيرت انگيزى كرده است و به جرات مى توان گفت كه : در طول تاريخ هيچ گاه[ تبليغات شيطانى] تااين اندازه نيرومند و قوى نبوده و تا اين حد رشد نكرده و سير تكاملى نپيموده واين چنين در به كام نابودى كشيدن همه ارزشهاى انسانى شاد كام نبوده است . دليل تقدم واهميت تبليغات نسبت به تسليحات واطلاعات كاملا روشن است .
. تسليحات بدون اراده اى كه آنها را به كار گيرد بى ارزش است واطلاعات بدون انديشه اى كه آن را تجزيه و تحليل كند فاقد كاربرد سياسى است واراده وانديشه اى كه به كار مى آيد بايد بوسيله تبليغات شكل بگيرد و رشد كند و حفاظت شود.از طرف ديگر با كمال تاسف بايد گفت : همواره نيروهاى فطرت گزين و طرفداران حقيقت و كرامت و آزادى و عدالت گر چه از نظر جمعيت معمولا نيرومند بوده اند ولى همواره از نظر تبليغات و نيز تسليحات واطلاعات ضعيف بوده اند و در نتيجه شكست خورده و صحنه قدرت را ترك كرده و يا هرگز آن را به دست نياورده اند.
در مورد ضعف تبليغات نيروهاى فطرت گزين در تاريخ بايد گفت كه : بى ترديد روانشناسى اين نيروها در كيفيت متشكل آنان موثر بوده است . سنگ بناى اين روانشناسى از خوش بينى و صداقتى كه گاه تنه به تنه ساده انديشى مى زند شناخته شده است .از آنجا كه طرفدارانى حق در آيينه ضمير خويش جز خلوص و پاكى و زيبايى چيزى نمى ديده اند نمى توانسته اند تصور كنند كه تيرگى نهفته در سينه طرفداران كفر تا چه مرزى مى تواند پيشرفت داشته باشد وانسان تا چه اندازه مى تواند سقوط كند
نكته ديگرى كه در روانشناسى طرفداران حق قابل ملاحظه است عدم اعتقاد به ضرورت تسلط براراده هاست بلكه برعكس آنان به آزادى اراده مردم معتقدند نه به اسارت اراده آنان به همين دليل ضرورتا كمتر با فنون و ترفندهاى تبليغاتى شيطانى آشنايى داشته اند.
نكاتى كه به آن اشاره شد در كنار يك سلسله علل ديگر همواره سبب مى شده است كه قدرت تبليغاتى طرفداران حق در مرزهاى محدودى حبس شود واز سوى ديگر تبليغات شيطانى بتواند تاامروز براراده واحساس و انديشه ملتها مسلط باشد. بنابراين هرگاه طرفداران حق بخواهند سرنوشت خود را تعيين كنند و بر ستمگران تاريخ پيروز شوند و جامعه اى به دوراز شرك و كفر و ستم پايه گذارى كنند و دشمنانشان را منفعل و مايوس و ناكام سازند بايداولا واقع بين باشند و نتوانند درك كنند كه نسانيت يك مدرج است كه در يك سوى آن ظلمات قرار گرفته و در سوى ديگر آن روشنايى تابان وانسانها دراين مدرج تا ظلمات مطلق نيز مى توانند سقوط كنند. بنابراين بكوشند با واقع بينى با دنياى خود برخورد كنند تا آن اشتباهى را كه هانى كرد و معقل را به كانون مخفى مبارزات انقلابيون مسلمان هدايت كرد و همه اسرار آنان را دراختيار ارتجاع عرب گذاشت تكرار نكنند و بدانند كه تزوير اساس فتنه كفر در عرصه حيات انسانهاست .
ثانيا توجه داشته باشند كه مبارزه با كسانى كه با تبليغات شيطانى اراده ها را به كمند ترفندهاى ضدشيطانى مى كشند گامى در جهت آزادى اراده هاست . نبايدافراد را به حال خود گذاشت و تصور كرد كه هر كس بايد براى رهايى خود كارى كند واگر هم فريب خط و خال رنگارنگ اژدهاى تبليغات امپرياليستى را خورد خورده است و مسووليت با خود اوست در حالى كه وظيفه و وجدان بشرى حكم مى كند: وقتى كه كسى و يا كسانى در پرتگاه گمراهى قرار گرفته اند به كمكشان شتافت :
چو مى بينى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشينى گناه است
نويسنده مطلع و با تجربه كتاب با نثرى روان مطالب نو و تحقيقى خود را در نه فصل تنظيم و به مبلغان رزمنده تيزهوش و تندگام ميدان گسترده و جبهه پر جنبش تبليغات در دنياى امروز عرضه كرده است .
خداونداو را يار و مدد باد.
روش تبليغ
دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم محرم ١٤٠٣ ١٠٤ صفحه .
اين جزوه كه به همت دفتر تبليغات اسلامى و محققان با تجربه و آشنا به مشكلات تبليغى روحانيون تهيه و تنظيم شده داراى مقدمه اى است دراهميت ارشاد و چهار بخش به اين ترتيب :
١. دانستنيهاى يك مبلغ .
٢. تذكراتى در مورد برخى از صفات و نكته هاى اخلاقى .
٣. شيوه و روش برخوردهاى اجتماعى .
٤. روشهاى بهتر و رساتر براى تبليغ .
سخن و سخنورى از نظر بيان و فن خطابه
محمد تقى فلسفى انتشارات الحديث ١٣٦٨ ٣٥٨ صفحه .
خطيب نامى جناب حجه الاسلام فلسفى تجارب ساليان متمادى خود را در عرصه منبر با نثرى روان و مستند به آيات و روايات به مبلغان و خطباى اسلامى ارائه كرده است .
كتاب علاوه بر راهنمايى خطباء درامر خطابه و فن سخن داراى نكات آموزنده واخلاقى است كه همه علاقمندان به معارف اسلامى مى تواننداز آن بهره ببرند.
از مزيتهاى ديگر كتاب فهرستهاى فنى آن است :
فهرست مندرجات .
فهرست آيات و روايات .
فهرست اعلام و كتب .
كتاب در پانزده بخش تنظيم شده است :
١- پيرامون سخن .
٢- سخنور و نفوذ كلام .
٣- سخنورى و بصيرت .
٤- تقوى و خلوص سخنور.
٥- سخنور و مقدمه سخن .
٦- سخنور و زاويه منحرف .
٧- سخنور و حدشناسى .
٨- سخنور و فصاحت .
٩- بلاغت سخنور.
١٠- سخنور و شنوندگان .
١١- سخنور و رعيت هماهنگى .
١٢- سخنور و شجاعت .
١٣- محتواى كلام سخنور.
١٤- سخنور و فهماندن سخن .
١٥- سخنور و پاسخ به شبهات .