نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
[حل مشكلات الاشارات]
خواجه نصيرالدين طوسى
[ الاشارات والتنبيهات] از جمله آخرين محكمترين و دقيق ترين آثار ابوعلى سيناست . مولف سعى كرده است مسائل اساسى منطق فلسفه و عرفان را دراين كتاب فشرده و به صورت رمزاشاره بيان كند. برخى از صاحبان نظران نوشته اند:
[بيان قواعد نظرى فلسفه و منطق و عرفان در سطح عالى به صورت رمز و ايماء تا حدى دراين كتاب تعمدى بوده است وازاين طريق خواسته است كسانى را كه اهليت ندارند مجال دسترسى به آن اصول نباشد]. ١
ابن ابى اصيبعه آورده است كه:
[ اشارات بهترين و آخرين نگارش شيخ رئيس است كه آن را به همه كس نشان نمى داد]. ٢
بارى عبارات كوتاه معانى فراوان باريك نگريهائى مولف دانشمندان و فيلسوفان بسيارى از بر آن داشت كه بر آن شرح بنويسند و يا حاشيه اى توضيحى بنگارند.از جمله شرحهاى مهم[ اشارات] يكى شرح فخررازى است كه بيشتر جنبه نقد و بررسى و رد وايراد دارد و بقول خواجه كه به گفته
برخى از ظرفا [ نوشته فخررازى بيشتر جرح است تا شرح] ...
شرح بسيار مهم و قابل توجه ديگرى كه بر[ اشارات] نوشته شده است [ حل مشكلات الاشارات] خواجه نصيرالدين طوسى است .
خواجه ابتداء تعريف و تمجيد بليغى از كتاب نموده است و آنگاه به شرح رازى پرداخته و آن را خارج واز حداعتدال تلقى كرده سپس پيشنهاد و درخواست دوستش شهاب الدين ابوالفتح منصور را كه يكى از امراى فاضل و دانشمندان اسماعيليه بود مطرح كرده است . بعد تاكيد مى كند كه دراين شرح آهنگ توضيح متن و پاسخگوئى به اعتراضات ناوارد فخررازى را دارد و به هيچ روى آراءاختصاصى خودش را در زمينه آراء شيخ بيان نخواهد كرد ٤ كه جز در چند مورد چنان پيش رفته كه وعده داده است . ٥ آخرين آنها چاپى است سه جلدى همراه با[ محاكمات] قطب الدين رازى .
پژوهش و تحقيقى كه اينك در پى معرفى آن هستيم و در آينده اى نه چندان دور به چاپ سپرده خواهد شد براساس دو نسخه بسيار كهن و نفيس كه در زمان زندگانى خواجه نگاشته شده است مقابله و تصحيح شده است . ويژگيهاى اين دو نسخه به قرار ذيل است :
١. نسخه كتابخانه مركزى مركزاسناد دانشگاه تهران .
اين نسخه جزء ميكروفيلمهاى اين مركزاست با خطى زيبا و خوانا. در پايان آن آمده است :
[فى الرابع والعشرون من جمادى الاخر لسنه ثمان و ستين و ستماه هجريه] .
بنابراين اين نسخه به سال ٦٦٨ نگارش يافته و خواجه ٦٧٢ زندگى را بدرود گفته است نتيجه اين كه اين نسخه چهارسال پيش از وفات خواجه نوشته شده است و در حاشيه آن آمده است :
[قويل هذاالكتاب المسمى بحل[ مشكلات الاشارات] مع نسخه مقروه على مصنفه دام ظلال جلاله و بورك لصاحبه و متع بامثاله فى اوائل شهرالله الاصيب رجب ثمان و سنتين و ستماه] .
و در حاشيه ديگرى آمده است :
[قويل بتمامه مره آخرى مع نسخ معول عليها].
اين نسخه براساس اين امتيازات و برجستگى هائى كه دارد نسخه اصل قرار گرفته است و تمام آن (جز جز بخش منطق ) با نسخه مرحوم مشكوه مقابله شده است .
٢. نسخه كتابخانه اهدائى آقاى سيدمحمد مشكوه .
اين نسخه نيز با خطى زيبا و تميز نگارش يافته است . فهرست نگارش يافته است . فهرست نگار كتابخانه مرحوم مشكوه در توضيح آن نوشته اند:
[اين نسخه به خط نسخ نوشته شده و تاريخ نوشتن شرح اشارات ٤ج ٢ سال ٦٧٢ مى باشد. و نويسنده آن را براى خود نوشته و ٢٨ سال پيش از نگارش خواجه ١٤ روز و شش ماه پيش از مرگ وى كه در روز غدير ١٨ ذيحجه ٦٧٣ رخ داده بود به پايان رساند].
هر دو نسخه از نفاست وارزش بسيار بالائى برخوردارند. يكى از اساتيد بزرگ حوزه كه بارها شرح اشارات را تدريس فرموده اند و كتاب خود را با نسخ متعدد تصحيح كرده اند با ديدن اين دو نسخه فرموده بودند:اگر شرح اشارات بااين دو نسخه بدقت تصحيح و چاپ شود ناسخ تمام نسخ آن خواهد بود
بهرحال اين دو نسخه به همت و پايمردى آقاى محمد
عبداللهيان از فضلاى ارجمند حوزه علميه فراهم آمده و بااشراف ايشان مقابله و تصحيح شده است و حروفچينى آن در[ مركزانتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم] به پايان رسيده است كه اميداست بزودى انتشار يابد.
مولفان اشارات و شرح آن :
كتاب محصول انديشه ورى دو تن از قله سانان فرهنگ دانش گستراسلام است . متن آن ( اشارات ) چنانكه ياد شد از حسين بن عبدالله بن سينا معروف به[ ابوعلى سينا] از فيلسوفان محققان پزشكان و عالمان بزرگ اسلامى است .از زندگانى وى سخن بسيار گفته اند. خوى وى نيز سى سال اول زندگانيش را نوشته و شاگرد وى جوزجانى كه در عين حال منشى و دوست او نيز بود بقيه سرگذشت او را بر آن افزوده است . ٦ مرحوم مدرس تبريزى نوشته اند:
[ ابن سينا از فحول اطباى نامى واعاظم فلاسفه و حكماى اسلامى اوائل قرن پنجم هجرت مى باشد. كه بنظر حقيقت بقراط وارسطوى اسلام واز مفاخر مسلمين بر ساير طبقات انام بود]. ٧
پيشتراز شيخ الرئيس و منابع شرح حال وى به اجمال سخن گفته ايم . ٨
شرح اشارات از فيلسوف محقق متفكر بزرگ شيعى واز قله هاى افراشته فرهنگ اسلامى محمدبن محمدبن حسن طوسى است آثار وى در ميان مجموعه آثار محققان اسلامى از جايگاه بلندى برخورداراست . مرحوم مدرس تبريزى درباره وى نوشته اند:
از اعاظم فلاسفه مسلمين واكابر حكماى متبحرين مى باشد كه در كلمات اكثراجله با عبارت متنوعه محقق طوسى افضل المتكلمين سلطان الحكماء والمحقيقن استادالبشر علامه البشر عقل حادى عشر و نظائراينها موصوف است] . ١١
گسترهء آثار وى بسيارى از ابعاد فرهنگ اسلامى را در نور ديده است . نوشته هاى وى به گزيده گوئى دقت و ژرفائى صلابت و استوارى مشهور است . ما پيشتر منابع شرح حال وى را به اجمال آورده ايم .
النوادر فى اخبار اصول الدين
محدث كاشانى
از آثار گرانقدر و ناشناختهء فقيه فيلسوف و محدث بزرگ شيعه محمد بن مرتضى مشهور به ملا محسن فيض كاشانى .
علاّمه امينى او را بدينسان ستوده است :
علمدار فقه پرچمدار حديث مشعلدار فلسفه گنجينهء عرفان و كرهء عظيم اخلاق و امواج خروجشان علم و معرفت .
عنوان[ نوادر] در ميان آثار حديثى ما عنوانى آشناست . پس از دوره تدوين و تبويب و تنظيم احاديث مولفان به روايات واحاديثى بر مى خورند كه به لحاظ محتوى درابواب معهود نمى گنجيد و به لحاظ تعداد و مضمون باب مستقلى را نيز بر نمى تابيد لذااينگونه احاديث را محدثان و مولفان در پايان كتابها ذيل عنوان[ باب النوادر] يا [ النادر من الباب] مى آوردند. برخى از عالمان نيز اينگونه احاديث را فراهم آورده و در مجموعه هاى حديثى مستقلى نشر
داده اند كه با عنوان[ نوادر] مشهورند .
مرحوم علامه تهرانى دراين زمينه نوشته اند:
[ النوادر عنوان عام برخى از نگاشته هاى محدثين شيعه در چهار قرن نخستين از هجرت است . دراينگونه آثار احاديث غير مشهور واحاديث مشتمل براحكام غير متداول و بااستثنائى واستدراكى و غير آن فراهم مى آمد] ١٢ .
اما آنچه اينك در پى معرفى آنيم و عنوان[ النوادر] را دارد تنها منطبق با آخرين بخش تعريف مرحوم آقا بزرگ تهرانى يعنى ( استدراكى ) است .
مرحوم فيض ابتداء كتاب گرانسنگ و مجموعه عظيم خود [ الوافى] را سامان داد. آنگاه روايت هاى اصول اعتقادى و بنيادهاى عقيدتى را گزينش كرد و بدان[ الشافى] نام نهاد. پس از آن براى فراهم آوردن روايات منابع ديگرى بجز كتب اربعه همت گماشت تااستدراكى باشد بر [وافى] كه گويا فقط به گردآورى روايات اصول توفيق يافته است .
مولف بزرگوار خود در مقدمه چنين مى گويد:
[پس از تحقيق در ميان احاديث فراوان و پراكنده شده در كتب اربعه و جمع و تفريق و تبويب و تهذيب و تنظيم موضوعى آنها در كتاب[ وافى] و گزينش احاديث اصول واركان آنها در كتاب[ الشافى] آهنگ آن كردم كه از كتابهاى حديث معتبر - بجز كتب اربعه - نيز احاديثى را كه در مضمون بااحاديث فراهم آمده همگون نباشند گرد آورم تا ضمن تكميل ابواب[ شافعى] استدراكى بر آن باشد].
مرحوم فيض دراين كتاب به جمع آورى رواياتى پرداخته كه از سلسله محكمات باشند و در تطبيق و مقابله به تعارض نينجامند. وازاحاديث بسيارى كه از آنها را به لحاظ زمان صدور ويژه مردم آن زمان يافته چشم پوشيده واستاد روايات را براى اختصار حذف كرده است .
اين اثر در هفت كتاب فراهم آمده است كه عناوين آنهاازاين قرار است :العقل العلم التوحيد النبوه والامامه الفتن انباءالقائم و المعاد كه هر كدام ازاين كتابها ابوابى دارند.
[نوادر] به سال ١٣٣٩ به چاپ سنگى منتشر شده بود. ناهنجارى چاپ اغلاط متن كه به هيچ روى شايسته چنين اثرارزشمندى نبود آقاى مهدى انصارى را كه از فضلاى حوزه علميه هستند بر آن داشته كه به تحقيق و تصحيح و تعليق آن بپردازند.
محقق محترم كتاب را با دو نسخه خطى مقابله كرده و پس از آن به بازيابى منابع روايات در متون حديثى به فتحص پرداخته است .
دراين تحقيق و پژوهش محقق ارجمند با تلاشى ستودنى روايات كتاب را به حدود ١٥٠ منبع روائى و حديثى ارجاع داده و روايات نبوى آن را با منابع روائى عامه تطبيق نموده و به رواياتى كه محدث كاشانى توضيح ننگاشته اند و نيازمند توضيح است توضيح و تبيينى افزوده است .
تضحيح تحقيق و تعليق كتاب مراحل نهائى خود را مى گذارند واميد است در آينده اى نه چندان دور در سلسله انتشارات[ مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگى] چاپ و منتشر شود.
مولف كتاب
محمد بن مرتضى مشهور به[ محدث كاشانى] و[ فيض كاشانى] از قله هاى افراشته
فرهنگ اسلامى واز چهره هاى بسيار منور سلسله فقيهان عارفان فيلسوفان و محدثان شيعه است . فيض در پژوهش و تحقيق تاليف و تصنيف زبردست و آثاراو همه آكنده است و معارف الاهى و پژوهشهاى ژرف و سودمند.استاد جلال الدين آشتيانى درباره آثار وى از جمله نوشته اند:
[در فن تاليف استادى ماهراست . و همه آثاراو با ولعى كه مولف به تاليف دارد سودمنداست . واز جمله درازنويسانى نيست كه به ندرت در آثارشان مطلب قابل توجهى پيدا شود]. ١٣
در تنظيم مطالب و چينش مباحث ذوقى سرشار و خلاقيت وابتكارى ستودنى داشت كه جلوه هاى آن را در[ مفاتيح الشرائع] اثر فقهى بسيار گرانقدراو و در[ وافى] كتاب بزرگ حديثى او مى شود ديد. عالمانى [وافى] را بر مجامع حديثى ديگر از جمله [ وسائل] ترجيح مى دادند. علامه سيد بحرالعلوم طباطبائى وافى را تدريس مى كرد و به آن ارج بسيار مى نهاد. ١٤ بهرحال اينك مجال سخن گفتن ازابعاد علمى و فرهنگى آن بزرگوار نيست . پيشتر و به هنگام انتشار يكى از آثار گرانمايه آن بزرگ مرد دراين مجله اشاراتى به ابعاد مختلف شخصيت وى آمده است و به منابع شرح حال وى در مناسبتى اشاره شده است . ١٥
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١.ترجمه و شرح اشارات و تنبيهات .٢٦.
٢.عيون الاتباء فى طبقات الاطباء ج ٢.١٨.
٣.شرح اشارات چاپ سه جلدى ج /٠٢/١
٤. همان مدرك /٠٣
٥.فهرست كتابخانه اهدائى مشكوة ج ٣ بخش اول .١٤٣.
٦.اين رساله در[ اخبارالحكماء قفطى] نقل شده است صفحات ٥٧٠ - ٥٥٥ و نيز رك : به[ ابن سينا به روايت اشكورى اردكانى] به قلم سيدابراهيم ديباجى صفحات ٥٦ - ٣٣ و متن عربى آن در صفحات ١٣٢ - ١١١.
٧.ريحانه الادب ج ٧.٥٨٢.
٨.مجله حوزه شماره ٧.٢٥.
٩.ريحانه الادب ج ٢.١٧٩.
١٠.مجله حوزه شماره ٧.٢٦.
١١. الغدير ج ١١.٣٦٢.
١٢. الذريعه ج ٢٤.٣١٥.
١٣. اصول المعارف چاپ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم مقدمه .٣٣.
١٤. اعيان الشيعه ج ٩ چاپ ده جلدى .١٦٨.
١٥.مجله حوزه شماره ٦.٥٦ و شماره ٧.٢٠.