نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اعلاميه جهانى حقوق بشر
مقدمه
از آن جا كه شناسايى حيثيت ذاتى كليه اعضاى خانواده بشرى و حقوق يكسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادى, عدالت و صلح را در جهان تشكيل مى دهد.
ماده١
از آن جا كه عدم شناسايى و تحقير حقوق بشر منتهى به اعمال وحشيانه اى گرديده است كه روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايى كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده, آزاد و از ترس و فقر, فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است.
از آن جا كه اساساً حقوق انسانى را بايد با اجراى قانون حمايت كرد, تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد.
از آن جا كه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد.
از آن جا كه مردم ملل متحد, ايمان خود را به حقوق اساسى بشر و مقام و ارزش فرد انسانى و تساوى حقوق مرد و زن مجدداً در منشور, اعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعى, كمك كنند و در محيطى آزاد, وضع زندگى بهترى به وجود آورند.
از آن جا كه دول عضو, متعهد شده اند كه احترام جهانى و رعايت واقعى حقوق بشر و آزاديهاى اساسى را با همكارى سازمان ملل متحد تأمين كنند.
از آن جا كه حسن تفاهم مشتركى نسبت به اين حقوق و آزاديها براى اجراى كامل اين تعهد, كمال اهميت را دارد.
مجمع عمومى, اين اعلاميه جهانى حقوق بشر را آرمان مشتركى براى تمام مردم و كليه ملل, اعلام مى كند تا جميع افراد و همه اركان اجتماع, اين اعلاميه را دايماً در مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت, احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجى ملى و بين المللى, شناسايى و اجراى واقعى و حياتى آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم كشورهايى كه در قلمرو آنها مى باشند تأمين گردد.
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مى آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراى عقل و وجدان مى باشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادرى رفتار كنند.
ماده٢
هركس مى تواند بدون هيچ گونه تمايز, مخصوصاً از حيث نژاد, رنگ, جنس, زبان, مذهب, عقيده سياسى يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت, وضع اجتماعى, ثروت, ولادت يا هر موقعيت ديگر, از تمام حقوق و كليه آزاديهايى كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است, بهره مند گردد.
ماده٣
به علاوه, هيچ تبعيضى به عمل نخواهد آمد كه مبتنى بر وضع سياسى, ادارى و قضايى يا بين المللى كشور يا سرزمينى باشد كه شخص به آن تعلق دارد, خواه اين كشور مستقل, تحت قيمومت يا غير خودمختار بوده يا حاكميت آن به شكلى محدود شده باشد.
هركس حق زندگى, آزادى و امنيت شخصى دارد.
ماده٤
احدى را نمى توان در بردگى نگاه داشت و دادوستد بردگان به هر شكلى كه باشد ممنوع است.
ماده٥
احدى را نمى توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتارى قرار داد كه ظالمانه و يا برخلاف انسانيت بشرى يا موهن باشد.
ماده٦
هركس حق دارد كه شخصيت حقوقى او, در همه جا, به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود.
ماده٧
همه در برابر قانون مساوى هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضى كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريكى كه براى چنين تبعيضى به عمل آيد,به طور تساوى از حمايت قانون بهره مند شوند.
ماده٨
در برابر اعمالى كه حقوق اساسى فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسى يا قانون ديگرى براى او شناخته شده باشد, هركس حق رجوع مؤثر به محاكم ملى صالحه دارد.
ماده٩
احدى نمى تواند خودسرانه توقيف, حبس يا تبعيد شود.
ماده١٠
هركس, با مساوات كامل, حق دارد كه دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و بى طرفى, منصفانه و علناً رسيدگى بشود و چنين دادگاهى درباره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزائى كه به او توجه پيدا كرده باشد, اتخاذ تصميم بنمايد.
ماده١١
١. هركس كه به بزه كارى متهم شده باشد, بى گناه محسوب خواهد شد, تا وقتى كه در جريان يك دعواى عمومى كه در آن كليه تضمينهاى لازم براى دفاع او تأمين شده باشد, تقصير او قانوناً محرز گردد.
ماده١٢
٢. هيچ كس براى انجام يا عدم انجام عملى كه در موقع ارتكاب آن عمل به موجب حقوق ملى يا بين المللى, جرم شناخته نمى شده است, محكوم نخواهد شد. به همين طريق هيچ مجازاتى شديدتر از آن چه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق مى گرفت درباره احدى اعمال نخواهد شد.
احدى در زندگى خصوصى, امور خانوادگى, اقامتگاه يا مكاتبات خود, نبايد مورد مداخله هاى خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد. هركس حق دارد كه در مقابل اين گونه مداخلات و حملات, مورد حمايت قانون قرار گيرد.
ماده١٣
١. هركس حق دارد كه در داخل هر كشورى آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.
ماده١٤
٢. هركس حق دارد هر كشورى و از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خود باز گردد.
١. هركس حق دارد كه در برابر تعقيب, شكنجه و آزار, پناهگاهى جست وجو كند و در كشورهاى ديگر پناه اختيار كند.
ماده١٥
٢. در موردى كه تعقيب, واقعاً مبتنى به جرم عمومى و غير سياسى يا رفتارهايى مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد, نمى توان از اين حق استفاده نمود.
١. هركس حق دارد كه داراى تابعيت باشد.
ماده١٦
٢. احدى را نمى توان خودسرانه از تابعيت خود, يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.
١. هر زن و مرد بالغى حق دارد, بدون هيچ گونه محدوديت از نظر نژاد, مليت, تابعيت يا مذهب با همديگر زناشويى كنند و تشكيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشويى و هنگام انحلال آن, زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج, داراى حقوق مساوى مى باشند.
ماده١٧
٢. ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.
٣. خانواده ركن طبيعى و اساسى اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.
١. هر شخص, منفرداً يا به طور اجتماع حق مالكيت دارد.
ماده١٨
٢. احدى را نمى توان خودسرانه از حق مالكيت محروم نمود.
هركس حق دارد كه از آزادى فكر, وجدان و مذهب بهره مند شود. اين عقيده متضمن آزادى تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادى اظهار عقيده و ايمان مى باشد و نيز شامل تعليمات مذهبى و اجراى مراسم دينى است. هركس مى تواند از اين حقوق, منفرداً يا مجتمعاً, به طور خصوصى يا به طور عمومى برخوردار باشد.
ماده١٩
هركس حق آزادى عقيده و بيان دارد و حق مزبور, شامل آن است كه از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابى نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن, به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزى, آزاد باشد.
ماده٢٠
١. هركس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيت هاى مسالمت آميز تشكيل دهد.
ماده٢١
٢. هيچ كس را نمى توان مجبور به شركت در اجتماعى كرد.
١. هركس حق دارد كه در اداره عمومى كشور خود, خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگانى كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد.
ماده٢٢
٢. هركس حق دارد با تساوى شرايط, به مشاغل عمومى كشور خود نايل آيد.
٣. اساس و منشأ قدرت حكومت, اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتى ابراز گردد كه از روى صداقت و به طور ادوارى صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومى و با رعايت مساوات باشد و با رأى مخفى, يا طريقه اى نظير آن انجام گيرد كه آزادى رأى را تأمين نمايد.
هركس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعى دارد و مجاز است به وسيله مساعى ملى و همكارى بين المللى, حقوق اقتصادى, اجتماعى و فرهنگى خود را كه لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور به دست آورد.
ماده٢٣
١. هركس حق دارد كار كند, كار خود را آزادانه انتخاب نمايد, شرايط منصفانه و رضايتبخشى براى كار خواستار باشد و در مقابل بيكارى مورد حمايت قرار گيرد.
ماده٢٤
٢. همه حق دارند كه بدون هيچ تبعيضى در مقابل كار مساوى, اجرت مساوى دريافت دارند.
٣. هركس كه كار مى كند به مزد منصفانه و رضايت بخشى ذيحق مى شود كه زندگى او و خانواده اش را موافق شؤون انسانى تأمين كند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسايل ديگر حمايت اجتماعى, تكميل نمايد.
٤. هركس حق دارد كه براى دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد ود ر اتحاديه ها نيز شركت كند.
هركس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات كار و مرخصيهاى ادوارى, با اخذ حقوق, ذيحق مى باشد.
ماده٢٥
١. هركس حق دارد كه سطح زندگانى, سلامتى و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاى طبى و خدمات لازم اجتماعى تأمين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكارى, بيمارى, نقص اعضاء, بيوگى, پيرى يا در تمام موارد ديگرى كه به علل خارج از اراده انسان, وسايل امرار معاش از بين رفته باشد, از شرايط آبرومندانه زندگى برخوردار شود.
ماده٢٦
٢. مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت مخصوصى بهره مند شوند. كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند, حق دارند كه همه از يك نوع حمايت اجتماعى برخوردار شوند.
١. هركس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودى كه مربوط به تعليمات ابتدايى و اساسى است, بايد مجانى باشد. آموزش ابتدايى اجبارى است. آموزش حرفه اى بايد عموميت پيدا كند و آموزش عالى بايد با شرايط تساوى كامل, به روى همه باز باشد تا همه, بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.
ماده٢٧
٢. آموزش و پرورش بايد طورى هدايت شود كه شخصيت انسانى هركس را به حد كمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزاديهاى بشر را تقويت كند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم, گذشت و احترام به عقايد مخالف و دوستى بين تمام ملل و جمعيتهاى نژادى يا مذهبى و همچنين توسعه فعاليتهاى ملل متحد را در راه حفظ صلح, تسهيل نمايد.
٣. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.
١. هركس حق دارد آزادانه در زندگى فرهنگى اجتماع شركت كند, از فنون و هنرها متمتع گردد و در پيشرفت علمى و فوايد آن سهيم باشد.
٢. هركس حق دارد از حمايت منافع معنوى و مادى آثار علمى, فرهنگى يا هنرى خود برخوردار شود.ماده٢٨
١. هركس حق دارد برقرارى نظمى را بخواهد كه از لحاظ اجتماعى و بين المللى, حقوق و آزاديهايى را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تأمين كند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده٢٩
١. هركس در مقابل آن جامعه اى وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر سازد.
ماده٣٠
٢. هركس در اجراى حقوق و استفاده از آزاديهاى خود, فقط تابع محدوديتهايى است كه به وسيله قانون, منحصراً به منظور تأمين شناسايى و مراعات حقوق و آزاديهاى ديگران و براى مقتضيات صحيح اخلاقى و نظم عمومى و رفاه همگانى, در شرايط يك جامعه دموكراتيك وضع گرديده است.
٣. اين حقوق و آزاديها, در هيچ موردى نمى تواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طورى تفسير شود كه متضمن حقى براى دولتى يا جمعيتى يا فردى باشد كه به موجب آن بتواند هريك از حقوق و آزاديهاى مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه فعاليتى بنمايد.