اخلاق - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سخن مجلّه - مهدوی مجید
مهدوی مجید
الحمد والثّناء لله الواحد الأحد، مالک الملک، مدبّر الفلک، محوّل الحول، و الصلوة و السّلام علی جمیع الأنبیاء و رُسُله، و مبشّری فضله و رحمته، و منذری سخطه و نقمته، سیّما خاتمهم زماناً، و افضلهم رتبةً، و اکملهم مقاماً، محمّد بن عبدالله و اهل بیته الکرام، الّذین اذهب الله عنهم الرّجس و طهّرهم تطهیراً، و اللّعنةالابدیة علی مخالفیهم و معاندیهم و غاصبی حقوقهم.
بر هیچ اندیشمند آگاه و منصفی پوشیده نیست که قم از گذشتهی ایّام تا کنون بستر متفکّران ژرف اندیش در عرصههای علوم عقلی و نقلی و خاستگاه دانش بی انتهای عترت طاهره بوده است تا آنجا که قم را «مجمع انصار القائم٧» و یا «مأوی للفاطمیین» نام نهادند. قم شهری است با قدمت پنج هزار ساله که به نقل گرشمین، محدودهی کنونی قم جزء دومین دسته سکونت گاههای پیش از آریایی فلات ایران بوده است. حمد الله مستوفی در نزهة القلوب به شرح وبسط جایگاه این شهر پرداخته که این مقال را گنجایش تفصیل آن نیست؛ تنها، اشاره به این سخن مقام معظّم رهبری بسنده است که: «قم قلب فعّال و متحرکی است که میتواند و میباید خون معرفت، بصیرت، بیداری و آگاهی را در سرتاسر پیکر امت اسلامی پمپاژ کند.»
با این اوصاف، قم در دو دوران رکود و رونق، بارها دستخوش تحوّلاتی بوده است؛ زمانی با روی کار آمدن آل بویه و درایت وزیر عالم و دانشمندش، صاحب بن عبّاد، قم رونقی خاص یافت و زمانی با حملهی وحشیانهی مغولان و تیمور گورکانی رکودی ظالمانه به خود دید. دیگربار در عهد صفویه و سیطرهی روحانیون آگاه و زیرکی چونان شیخ بهایی و علامّهی مجلسی قوّتی دوباره گرفت؛ لیکن پس از آن، با تحوّلات داخلی و خارجی، به ویژه دوران تاریک پهلوی اوّل، چهرهی این شهر دگرگون گشت و علم و دانش و گوهر ناب علوم اهل بیت: به حاشیه رانده شد، تا آنکه به برکت حضور حضرت آیةالله حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی١ قدس سره و برجستگان تقوا و دانش، دیگربار، رشدی تازه یافت، و در تداوم آن، با قیام مجاهد بزرگ، حضرت امام خمینی١، قم به کانون حسّاس جهان اسلام تبدیل شد. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران، این شهر، جایگاه ویژهتری یافت و حقیقتاً به قلب فعّال و متحرّک این نظام نو بنیاد بدل شد. این فراز و فرودها، کم و بیش، بر حوزههای علمیهی سایر مناطق ایران و حتّی جهان اسلام نیز به نسبت تأثیر گذاشت.
اینک امّا دورهی بازیابی شکوه و عظمت این دیار پر برکت و حوزهی مقدّسهی آن، و بالتّبع، سایر حوزههای علمیهی شیعی است. به فرمودهی رهبر حکیم و دور اندیش انقلاب، «حوزههای علمیّه اینک به مرحلهای از عزّت و شکوه رسیدهاند که در هیچ دورهای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجّه افکار جهانی وانظار جهانی قرار نداشتهاند و به قدر امروز مؤثّر در سر نوشت جهانی و بین المللی نبودهاند.»
با این وجود، همچنان در مسیر رشد تکاملی حوزههای علمیه چالشهایی وجود دارد که رفع آنها در ظهور و بروز بیش از پیش ظرفیتهای غنی و نهفتهی آن بسیار نافع و سودمند است. بر همین پایه، لازم است که اربابان عقول کامله و صاحبان فنون عالیه به بررسی این چالشها پرداخته و راهکارهای مناسب برای برون رفت از آنها را بیابند، که بیتردید، افاضات حکیمانهی رهبر فرزانهی انقلاب و تحلیلهای ژرف و عمیق ایشان از وضعیت موجود و چشمانداز آیندهی حوزهی پربرکت و مقدّس قم میتواند همچون چراغی روشن فرا راه مدیران و متولّیان و فضلا و طلاب آن قرار گیرد و در خیزش دوبارهی آن و به ویژه در مسیر ترویج و نشر معارف بلند اهل البیت: در جهان امروز و پاسخگویی مناسب به نیاز روز افزون طالبان حقیقت راهگشا باشد.
ازجمله نکاتی که در سفر چند روزهی مقام معظّم رهبری به قم به عنوان حساسترین مطالب مورد توجه معظّم له قرار داشت عبارتند از:
١- طمعورزی دشمنان انقلاب به قم و ضرورت غافل نشدن از دشمنان و اهمیت بصیرت؛
٢- مسؤولیت تبلیغی جوانان در برابر جنگ نرم و غبار پراکنی در فضای سیاسی کشور و ظهور فتنهها؛
٣- مغالطهی روحانیت منزوی و محترم و حکومت آخوندی و آخوند حکومتی؛
٤- آزاداندیشی و نفی تحجّر در میدان علم و پایبندی به لوازم علم محوری و استمرار شیوههای استنباط و اجتهاد قطعی و یقینی؛
٥- نیاز به مدیریت تحوّل و عدم عدول از شیوههای سنّتی کار آمد حوزه و لزوم آگاهی حوزویان از مکاتب گوناگون و پرهیز از انفعال؛
٦- نظام اخلاقی حوزه و اهمیت فلسفه و تفسیر در حوزه و ... .
فصلنامهی اخلاق، به همین مناسبت، ضمن پاسداشت حضور پر خیر و برکت رهبر عظیم الشّأن و فرزانهی انقلاب اسلامی و سکاندار حکومت ولوی و علوی، حضرت آیةاله العظمی خامنهای «دام عزّه الوارف» در قم و در بین روحانیون و طلّاب و علما و دانشمندن معقول و منقول، در شمارهی پیش رو، به بررسی و تحلیل گوشهای از فرمایشات معظّم له پرداخته است. متناسب با زمینهی تخصّصی فصلنامه، یعنی اخلاق، سعی بر آن است که آن قسمت از بیانات حکیمانهی رهبر بزرگوار که صبغهی اخلاقی داشته و یا با مباحث اخلاقی همسو بوده انتخاب و بررسی و تفسیر گردد.
باشد که این نا چیز مورد قبول حضرت احدیت قرار گرفته و بر اهل بینش و صاحبان عرصهی پژوهش مفید افتد.
سردبیر