آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - فرهنگ معاصر عربى فارسى قيّم در يك نگاه - سعدون زاده جواد
فرهنگ معاصر عربى فارسى قيّم در يك نگاه
سعدون زاده جواد
فرهنگ معاصر عربى ـ فارسى, عبدالنبى قيّم, فرهنگ معاصر, تهران ١٣٨١, ١٢٧٠ وزيرى.
فرهنگ نويسان هر كشورى, در تدوين آثار خويش, بالطبع اهدافى را مدنظر دارند. در حوزه تمدن اسلامى عموماً, و حوزه تمدن عربى و ايرانى خصوصاً, روند فرهنگ نويسى, تاريخ شورانگيزى را به خود ديده است.
فرزانگان و دانشوران سترگى دست به دست هم داده, با تحمل دشوارى هاى جانكاه, ناممكن را ممكن ساختند. آن بزرگان و نام آوران به دنبال تحقق اهداف بلند ملى, اجتماعى, فرهنگى و دينى, بر آن شدند تا بخشى از ميراث تابناك گذشته و حال را در قالب قاموس و فرهنگ گرد آورده, تقديم نسل همروزگار خويش بنمايند; و بدين سان توانستند حلقه وصل نسل امروز را بر زنجيره آيندگان بيافزايند.
با پيدايش خجسته اسلام در سال ٦٢٢م, و افزايش گستره آن در سده هاى نخستين, فرهنگ اسلامى و ايرانى پيوند تشريك مساعى مقدسى را آغاز كردند. به سرعت گره هاى همكارى دو سويه زده شد, و چرخ جزر و مدّ فرهنگى ميان اين دو تمدن كهن به چرخش درآمد.
از شاخص ترين عوامل تأثيرگذار در فرايند داد وستد نهاده هاى فرهنگى دو زبان پويا و زنده عربى و فارسى, قاموس ها و فرهنگ ها بوده اند. از اين چشم انداز, مى توان به آسانى دريافت كه نقش اين آثار تا چه اندازه, كليدى و حياتى است؟
آرى بدون فراهم آمدن يك ارتباط دقيق, روشن و همه جانبه, گسترش تعامل و همكارى فراگير, بين تمدن هاى پوياى امرى ناممكن بود, و به حق ريسمان ستبر اين ارتباط گويا, فرهنگ ها هستند.
بنابراين جاى شگفتى است كه كسانى, پديدآورندگان اين گونه آثار را در ترازوى تنگ نظرى خويش ارزيابى كنند! بدون گزافه گويى, معتقديم اين نام آوران از حصار تنگ مرز و بوم رهايى يافته, شخصيتى فرامرزى پيدا كرده اند; شخصيتى كه پهنه بى كران دانش بشرى را مى كاود, و انسان مخاطب و طرف سخن اوست.
آنان مى كوشند تا ترجمان شايانى براى عصاره فضيلت و خرد ملت ها يعنى زبان و فرهنگ آنها, باشند.
گمان بر اين است كه تجديدنظر برخى از اهل قلم در ديدگاه هاى شتابزده و گاه نامهربان خويش, درخواستى دور از انتظار نخواهد بود.
البته چون اين آثار از آن ماست, و ساز و كار حركت رو به رشد ما را فراهم مى آورند, نقد علمى آنها به وسيله اهل فن, ضرورى است, كه خود آن بزرگواران فروتنانه بر آن پاى مى فشارند.
روشن است كه در اين مصاف, گاه آثار ساختگى, جعلى و ناسره يافت مى شود, كه نه كسى به آنها وقعى مى نهد, و نه اهل فضل را با آنها كارى است; بلكه به سان طفلى هستند كه در گهواره جان باخته و بايد شتابان به خاك سپرده شود.
اما صرف نظر از كتب و آثار ساختگى و جعلى, عرصه علم و ادب, شاهد ظهور آثارى غنى و ماندگار بوده است. يكى از اين آثار ارزشمند (فرهنگ معاصر عربى ـ فارسى) تأليف اديب فرزانه جناب آقاى عبدالنبى قيّم است كه به اختصار نكاتى پيرامون آن تقديم خوانندگان عزيز مى گردد.
هنوز يك سال از تولد اين فرهنگ سپرى نشده است كه نسخه هاى آن كمياب شده, براى بار دوم تن به چاپ مى سپارد.
بدون شك در عرصه كتاب, چنين توجه و رويكردى گسترده به اين اثر, آن هم در زمانى بسيار كوتاه, برخاسته از علل و عوامل منطقى است كه سرانجام مى بايست آنها را در تار و پود اين فرهنگ جستجو كرد.
به گمان ما, ويژگى هاى منحصر به فرد اين فرهنگ با اعمال فناورى هاى هوشمندانه مؤلف در بُعد سخت افزارى و نرم افزارى قاموس, توانسته است, اهداف بزرگ يا بزرگ ترين اهداف فرهنگ نويسى را فراچنگ خويش بياورد.
البته با شناختى كه از پديدآورنده اين اثر و خانواده فرهنگ پرور و سخن سراى ايشان در دست است, جاى شگفتى نخواهد بود كه به دست وى كارى كرستان انجام پذيرد. افزون بر اين, مطالعات گسترده و پيوسته مؤلف به او امكان داد تا بتواند با عزم و اراده در اين دريا, كشتى بانى كند.
سخنى درباره اهداف پديدآورنده فرهنگ
از رهگذر مقدمه كتاب و مصاحبه هاى مؤلف و همچنين جلسات نقد و بررسى فرهنگ, مى توان مهم ترين اهداف مؤلف را به ترتيب ذيل برشمرد:
١. فرهنگ معاصر قيّم به منظور پايه ريزى رويكردى نوين, در فرهنگ نگارى عربى ـ فارسى تدوين شده است.
٢. آفرينش قاموسى نوين با ويژگى هاى منحصر به فرد براى استفاده همگان, از اهداف مؤلف ياد شده است.
٣. به كارگيرى و معرفى جديدترين و علمى ترين شيوه هاى فرهنگ نويسى.
٤. فرهنگ تدوين شده تا آنجا كه اصول كار اجازه دهد, (فارسى تر) گردد.
٥. شكستن قالب هاى كهنه فرهنگ نويسى عربى ـ فارسى, كه هميشه با واكنش هاى سختى همراه بوده است.
٦. تحقق بخشيدن به اهداف والاى دينى و فرهنگى و ملى با ايجاد بسترى مناسب براى مترجمان و پژوهشگران در حوزه پژوهش هاى عربى ـ فارسى و بالعكس.
مهم ترين منابع فرهنگ معاصر قيّم
شاكله اين اثر در واقع بر دو فرهنگ زير, بنا شده است:
الف. فرهنگ المنجد الابجدى تأليف لويس معلوف;
ب. قاموس المورد عربى ـ انگليسى, از دكتر روحى البعلبكى.
مؤلف براى جبران كاستى هاى اين دو اثر به طور پراكنده از المعجم العربى الحديث (عربى ـ عربى) اثر دكتر خليل جُر, و از القاموس العصري (عربى ـ انگليسى) تأليف الياس آنطوان الياس, و همچنين از فرهنگ معاصر عربى ـ انگليسى اثر هانس ور (Hans Wehr) بهره جسته است.
همچنين مؤلف به منظور پربار ساختن كتاب, با گنجاندن مدخل هاى جديد, با تكيه بر مطالعات گسترده خويش, و به كارگيرى رسانه هاى ديدارى و شنيدارى, و معتبرترين روزنامه ها و مجلات و آثار ادباى طراز اول جهان عرب انبوهى از واژگان متنوع و كليدى را در فرهنگ معاصر گردآورى كرده است.
ويژگى متمايز و منحصر به فرد اين فرهنگ, تعداد مدخل هاى آن است, پيرامون شمار مدخل ها ذكر اين نكته خالى از لطف نيست كه اين فرهنگ تك جلدى با بيش از پنجاه و پنج هزار مدخل, در مقايسه با عظيم ترين فرهنگ عربى پانزده جلدى يعنى (لسان العرب) با هشتاد هزار مدخل, فاصله چندانى ندارد.
فرهنگ معاصر قيّم, داراى ويژگى هايى است كه آن را از ساير فرهنگ ها متمايز مى كند; ذيلاً به پاره اى از ويژگى هاى ساختارى اين فرهنگ, اشاره مى شود:
١. ترتيب الفبايى واژه ها. مؤلف به منظور آسان كردن جستجوى واژه ها در فرهنگ خود, و نزديك ساختن كتاب به طبع خوانندگان فارسى زبان, و دشوار بودن ترتيب ريشه اى واژه ها, روش الفبايى را در مرتب ساختن مدخل ها برگزيده است.
در اين روش واژه بر مبناى تلفظ, مورد جستجو قرار گرفته نه براساس ريشه و ماده اصلى كلمه براى نمونه واژه (تطبيق) را بايد در حرف (ت) جست, و از ريشه (طبق) به عنوان مبناى يافتن واژه صرف نظر شده است.
٢. مصدرهاى همراه فعل در مدخل ها حذف شده است, نظر مؤلف آن است كه از تراكم واژه ها در كنار مدخل بكاهد و متن فرهنگ فارسى تر شود.
٣. حذف فاعل و مفعول براى فعل ها, و بيان فارسى آن دو در ميان كمان, كه جهت رعايت اختصار, فارسى تر كردن فرهنگ, كاهش حجم كتاب و صرفه جويى در وقت انجام گرفته است.
٤. حذف (ال) از اكثر مدخل هاى اسمى, جز در مواردى كه باعث ابهام مى گردد.
٥. مشخص كردن نوع مدخل (اسم, فعل, حرف), در روبه روى هر مدخل در قلاب [ ].
٦. نشان دادن ريشه مدخل در مقابل هر مدخل, درون قلاب[ ].
٧. ذكر نوع فعل (لازم, متعدى, مجهول).
٨. ضبط كلمات با حركت و اعراب گذارى در موارد ضرورى.
٩. به كارگيرى علايم سجاوندى به طور مناسب.
١٠. استفاده از نشانه هاى اختصارى ابتكارى. اين امر در كاهش زمان جستجو, و كاستن حجم كتاب و تبيين حوزه معنايى واژه ها بسيار سودمند است.
اما در خصوص ويژگى هاى مفهومى اين فرهنگ, به مهم ترين نكات آن ذيلاً اشاره مى گردد:
١. گزينش برابرها و معادل هاى فارسى
از ويژگى هاى منحصر به فرد فرهنگ كه مى تواند (يد بيضا) به شمار آيد, پافشارى مؤلف بر يافتن معادل ها و برابرهاى فارسى در برگردان مدخل هاست.
با توجه به اينكه فرهنگ معاصر, فرهنگى عمومى است و از كل زبان و علوم آن سخن مى گويد, به همين نسبت يافتن برابرها و معادل ها براى فرهنگ نويس دشوار و دشوارتر مى گردد. اهل فن نيك آگاهند كه در فرهنگ هاى تخصصى, اين مهم به مراتب آسان تر از فرهنگ هاى عمومى است.
مؤلف با گنجاندن بيش از پنجاه وپنج هزار مدخل از روش شرح و توصيف معانى و يا به عبارتى از ترجمه معنى اجتناب كرده و تا حد امكان, مرواريد معادل ها و برابرها را از درياى بيكران زبان فارسى صيد كرده است. همين ويژگى برجسته, به تنهايى مى تواند جايگاه والايى را براى اين اثر فراهم آورد. مؤلف با اين رويكرد توانسته است راه مترجمان, پژوهشگران و دانشجويانِ هر دو زبان را براى نيل به ژرفاى معانى واژگان, هموار سازد.
٢. نوگرايى
ييكى ديگر از ويژگى هاى اين فرهنگ, روح نوگرايى و به روز بودن اكثر مدخل ها و معادل هاى گزيده شده مى باشد; به نحويى كه آثار طراوت و تازگى در اين كتاب به وضوح قابل رؤيت است.
با عنايت به انفجار شگرف واژگان در بستر زبان عربى, كه رهاورد ارتباط تنگاتنگ آن زبان با جهان معاصر و به ويژه مغرب زمين است, مؤلف توفيق يافته, كليد واژه هاى نوين, و به ويژه واژه هاى دو دهه اخير را با تكيه بر منابع جديد و موثوق در دسترس علاقه مندان قرار دهد.
٣. بيان مصدرى فعل ها
مؤلف در معادل يابى افعال, به جاى ترجمه آنها به فعل, برابر مصدرى آنها را ذكر كرده است. به عنوان مثال: (بَدَأَ: آغاز كردن), معادل گذارى شده و از ترجمه آن به (آغاز كرد) اجتناب شده است. مؤلف معتقد است به دليل شكل خاص مصدرهاى عربى, در فرهنگ هاى عربى از صيغه مفرد مذكر غايب ماضى به عنوان مدخل استفاده مى كنند. به همين دليل ذَهَبَ, كَتَبَ, ضَرَبَ و… را به عنوان مدخل ثبت كرده اند. اما در زبان هاى ديگر كه چنين محدوديتى وجود ندارد, نبايد اين گونه مدخل ها را به صورت فعل ترجمه كرد. به همين دليل كليه فرهنگ هاى عربى ـ انگليسى, عربى ـ فرانسه, عربى ـ روسى ـ چه آنهايى كه توسط فرهنگ نويسان عرب تأليف شده و چه آنهايى كه توسط سايرين نوشته شده اند ـ در زبان مقصد, مصدر آن زبان را به عنوان معادل فعل قرار داده اند. در زبان فارسى نيز مى بايد مصدر را به عنوان معادل فعل قرار داد.
٤. بُعد اخلاقى فرهنگ
از آنجايى كه هر فرهنگى عصاره فضيلت مؤلف آن است, لذا آقاى قيّم از واژه هاى ناسازگار با هنجارهاى اخلاقى, با درايت صرف نظر كرده و با اين عمل, بُعد اخلاقى معنادارى را به اثر خويش بخشيده است.
٥. تنوع و گوناگونى واژه ها
همچنان كه پيش از اين اشارت رفت, اين اثر از نظر تنوع واژگان با فرهنگ هاى مشابه غير قابل مقايسه است. نگارنده اين سطور, دست كم اين فرهنگ را به سه فرهنگ مطرح در كشور تطبيق داده و در مقام مقايسه ميان آنها برآمدم, و در نهايت اين فرهنگ بر همه آنها فايق آمده است. مثال هاى زير مى تواند صحت اين گفته را ثابت كند:
الف. واژه هاى نو در عرصه فرهنگ و سياست
عولمة (جهانى شدن), خطاب (گفتمان), مستجدات (آخرين تحولات), القرية الكونيّة (دهكده جهانى), إزدواجية (دوگانگى, يك بام و دوهوا بودن), حوار الحضارات (گفتگوى تمدن ها), صِدَام الحضارات (برخورد تمدن ها), حداثة (مدرنيسم), مابعد الحداثة (پسامدرنيسم, پست مدرنيسم)
ب. واژه هاى جديد در زمينه علوم
تَقَنيّة (تكنولوژى, فناورى), مورّث (ژن), حاسب الكتروني (رايانه), قرص (ديسك), ترامز (ايزومرى), انطوائي (درون گرا), عصاب (روان رنجورى), حساب التكامل (حساب انگرال)
چند پيشنهاد
در راستاى تجليل علمى از مؤلف فرهنگ, زيبنده است اهل فضل و صاحب نظران و علاقه مندان, نظرات و پيشنهادهاى اصلاحى و كارساز خويش را از آفرينندگان اين آثار كه در واقع سرمايه همه ماست, دريغ نورزند. قدر مسلم طرح اين پيشنهادها براى بهتر شدن كار و به منظور اعتلاى هرچه بيشتر فرهنگ مى باشد, و بدون شك تصميم گيرنده نهايى مؤلف محترم خواهد بود. ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه طرح پيشنهادها بيانگر علاقه پيشنهاددهنده به فرهنگ بوده و به هيچ وجه از ارزش علمى و شأن والاى اين اثر جليل نمى كاهد.
١. در ويراست هاى آينده كتاب, درج عين الفعل مضارع براى فعل ها, بر افزايش توان بهره ورى كتاب خواهد افزود, و ضريب به كارگيرى آن را توسط كارشناسان بالا خواهد برد.
٢. ذكر مصادر در كنار افعال ثلاثى مجرد, به دليل سماعى بودن آنها ضرورى مى نمايد; وانگهى برخى از افعال ثلاثى مجرد با تغيير مصدر, معنايى متفاوت مى يابند. اميد است مؤلف گرامى به اين مهم عنايت داشته باشند.
٣. حال كه اين اثر بزرگ به زيور طبع آراسته شد و مؤلف محترم با دغدغه كمترى روبروست, پيشنهاد مى گردد مؤلف گرامى علاوه بر معادل هاى موجود, معانى نوين را افزون بر آنچه هست, به كتاب بيافزايد. در اين صورت, شمار بيشترى از محققان, روى نياز بدان خواهند آورد.
براى نمونه مى توان براى (قسيمة) علاوه بر كوپن و بُن, (كالابرگ) را نيز اضافه كرد, يا براى (مرهم), معادل (پماد) را به معادل هاى آن افزود. همچنين براى (مساعدة مالية) علاوه بر معادل آن كمك مالى, يارانه (سوبسيد) را اضافه كرد.
در مدخل (تحنيط), (موميايى كردن) بهتر از (پُر كردن پوست) است. هرچند كه هر دو آمده است. اضافه كردن معادل ويرايش به (حوّر), و پيش امضا يا پاراف به (مصادقة) خالى از لطف نخواهد بود.
٤. فراهم ساختن يك فرهنگ جيبى از بطن فرهنگ, جهت استفاده دانشجويان و اساتيد در فضاهاى آموزشى به سبب آسانى حمل, سودمند خواهد بود.
در اين جا ناگزير از بيان اين حقيقت خواهيم بود كه يك اثر علمى و ادبى اصيل دير يا زود, طوعاً أو كرهاً زير ذره بين نقد و موشكافى نكته بينان خواهد رفت. مؤلف محترم در گذشته نشان داد با شكيبايى فرهنگ نقدپذيرى را كريمانه برمى تابد و با منطق و تواضع, نظرات اصلاحى را گاه از باب (المومن مرآة المومن) (مؤمن آينه تمام نماى مؤمن است) و گاهى از باب (أحبّ إخواني من أهدى إلى عيوبي), (بهترين برادر من آن است كه عيب و نقص مرا به من بگويد) از برادران و خواهران خود مى شنود.
در خاتمه متوقع است چنين اثر گرانسنگى شتابان در جهان اسلام و به ويژه در كشورهايى چون مصر, لبنان, سوريه, كويت و امارات متحده عربى كه كرسى زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه هاى خود دارند, مخاطبان خود را پيدا خواهد كرد. با تبريك صميمانه به مؤلف محترم در انتظار آثار علمى و خدمات ارزنده ايشان هستيم.
آرى عبدالنبى قيم فرزند تلاشگر خوزستان عزيز, نغمه نوينى در دستگاه فرهنگ نويسى عربى ـ فارسى نواخت, كه بدون ترديد گوش نيوش اهل ذوق و هنر را به زودى مجذوب خويش خواهد ساخت.
* استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز.