آیینه پژوهش
(١)
كتاب و كتابسازى در جهان اسلام - شارب جان ال
١ ص
(٢)
متدلوژى شرق شناسى در مطالعات تاريخ اسلام - عبود محمد
٢ ص
(٣)
كلينى و عقل گرايى - اخوان محمد
٣ ص
(٤)
نقش حيوانات در تعاليم دينى و عرفانى - بيگ باباپور يوسف
٤ ص
(٥)
ورقى از مكارم آثار - جهانبخش جويان
٥ ص
(٦)
نگاهى به تفسير ابن شهرآشوب - خدايارى على نقى
٦ ص
(٧)
از مؤلفى ناشناخته تا استاد مينوى - رحيم پور مهدى
٧ ص
(٨)
فرهنگ معاصر عربى فارسى قيّم در يك نگاه - سعدون زاده جواد
٨ ص
(٩)
تأملى كوتاه در تراجم الرجال - قاسمى رحيم
٩ ص
(١٠)
نگاهى به كتاب پژوهشى پيرامون تاريخ علم تجويد - علينقيان حسين
١٠ ص
(١١)
نظرى به تاريخ يعقوبى - احمدوند عباس
١١ ص
(١٢)
معرفى هاى اجمالى -
١٢ ص
(١٣)
معرفى هاى گزارشى -
١٣ ص
(١٤)
مجله هاى پژوهشى -
١٤ ص
(١٥)
نامه ها -
١٥ ص
(١٦)
اخبار
١٦ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦
اخبار
درگذشتگان
آيةاللّه كرمىفقيه معظم حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ محمد كرمى حويزى, يكى از مراجع تقليد خوزستان و از مفاخر روحانيت شيعه و از علماى بزرگ اهواز به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال ١٣٤٠ق (١٣٠٠ش), در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا و فضيلت زداه شد.
پدرش مرحوم آيةاللّه شيخ محمد طه حويزى (١٣١٧ـ ١٣٨٨ق) ـ از علماى بزرگ خوزستان و از شاگردان محقق اصفهانى و نويسنده كتاب هاى فراوان در فقه و اصول و شعر و ادب ـ فرزند آيةاللّه شيخ نصرالله حويزى (١٢٩١ـ١٣٤٦ق) ـ از شاگردان آخوند خراسانى, شيخ محمد طه نجف و ميرزا حسين خليلى تهرانى ـ فرزند علامه جليل شيخ حسين خفاجى حويزى (م١٣٠٦ق) ـ از شاگردان فقيه بزرگ شيخ محمدحسين كاظمى ـ (ماضى النجف وحاضرها, ج٢, ص١٨٨ـ ١٩١), و مادرش صبيه آيةاللّه شيخ ابوالقاسم مامقانى ـ فرزند آيةاللّه العظمى شيخ محمدحسن مامقانى ـ بوده است.
معظم له, پس از دوران كودكى در دامان پاك پدر و مادرش باليد و با قرآن و ادبيات عرب و عجم آشنا شد و سپس به تحصيل علوم دينى روى آورد. نخست ادبيات و مقدمات علوم و سطوح را نزد پدرش, شيخ حسين زايردهام, و سيد محمد بغدادى آموخت و در سال ١٣٦٠ق به قم مهاجرت كرد و در محضر درسى آيات عظام: سيد محمدتقى خوانسارى (اصول), سيد محمد حجت (فقه و اصول), سيد صدرالدين صدر (فقه), آيةاللّه العظمى بروجردى و امام خمينى (فلسفه) شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و همزمان به تدريس سطوح عاليه و تأليف و نظم اشعار شيواى عربى پرداخت و نامش در اواسط علمى طنين افكن شد. در سال ١٣٨٥ق, در اثر بيمارى پدرش, به اهواز مراجعت كرد و به تبليغ و ترويج دين و فعاليت هاى علمى ود ينى و اجتماعى پرداخت. او بيش از ٣٠سال, به تأليف و تدريس و اقامه جماعت و پاسخگويى به مؤمنان و مستمندان پرداخت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران, از سوى مردم خوزستان, براى نگارش قانون اساسى به عضويت مجلس خبرگان برگزيده شد.
تأليفات آن فقيه بزرگ, در رشته هاى گوناگون: فقه, اصول, تفسير, تاريخ, كلام, ادبيات, منطق, شعر, و اخلاق, عبارتند از:
١. التفسير لكتاب الله المنير (٨ج)
٢. القول الجامع فى تحرير فروع الشرايع (٧ج)
٣. اتحاف الطالب فى حلّ عقدة المكاسب (٥ج)
٤. الهداية الى توضيح الكفاية (٥ج)
٥. شرح الدروس الشرعيه از شهيد اول(٨ج)
٦. الوشاح على الشرح المختصر لتلخيص المفتاح (٣ج) در علوم معانى و بيان و بديع, شرح تلخيص المفتاح قزوينى
٧. نتايج الفِكَر فى شرح الباب الحادى عشر (٤ج)
٨. الحياة الروحية (٤ج) تاريخ وقايع صدر اسلام و دوران اميرالمؤمنين
٩. بحوث و آراء (٦ج)
١٠. التقريب الى حواشى التهذيب, در علم منطق, شرح تهذيب المنطق تفتازانى
١١. الاعمال الاربعة, در علم حساب و رياضيات
١٢. تخميس قصيده كوثريه سيد رضا هندى
١٣. عواطف ثائرة, ملحمة شعرية
١٤. نهج البلاغه فى معارفه و فنونه (٣ج), شرح نهج البلاغه
١٥. قصص الانبياء (مخطوط)
١٦. ديوان اشعار (مخطوط)
١٧. ديوان الحقائق ومطلع الفجر الصادق, در اخلاق و اجتماع
آن فقيه بزرگ, در روز چهارشنبه ٩بهمن ماه ١٣٨١ش (٢٥ ذيقعده ١٤٢٣ق), در ٨٢سالگى در اهواز چشم از جهان فرو بست و خبر فوتش, موجى از غم و اندوه در استان خوزستان پديد آورد و پيكر پاكش, روز پنجشنبه با حضور ده ها هزار نفر از مردم استان خوزستان تشييع و پس از نماز آيةاللّه سيد محمدعلى جزايرى بر آن, در حرم مطهر جناب على بن مهزيار اهوازى به خاك سپرده و در غم فقدانش, پيامى از سوى مقام معظم رهبرى صادر شد. استاد امين عاملى
دانشمند بزرگ و مورخ سترگ لبنان, استاد سيد حسن امين حسينى عاملى, يكى از مفاخر تشيع در عصر كنونى به شمار مى رفت.
وى, در سال ١٣٢٦ق, در دمشق در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش, پيشواى شيعيان لبنان مصلح و فقيه بزرگ شيعه آيةاللّه العظمى سيد محسن امين عاملى (١٢٨٣ـ١٣٧١ق) صاحب موسوعه عظيم (اعيان الشيعه) بود. او در دامان پدر بزرگوارش باليد و پرورش يافت و از دانشگاه دمشق, ليسانس حقوق دريافت كرد و همزمان, ادبيات و علوم اسلامى را از والدش فراگرفت. سپس به عراق مهاجرت كرد و زمانى چند در دبيرستان هاى حلّه و سپس در مركز تربيت معلم و دانشگاه بغداد به تدريس پرداخت و از آن پس, به لبنان بازگشت و مدتى به قضاوت, اشتغال داشت و از آن, انصراف جُسته و به تأليف و تصنيف روى آورد. او يكى از مورخان و اديبان بزرگ جهان عرب به شمار بود و در اكثر روزنامه ها و مجلات عربى, مقالات و اشعار گوناگون به چاپ رسانيد. آثار رجالى و تاريخى وى, در شمار ماندگارترين كتب شيعه خواهد بود. برخى از آنان عبارتند از:
١. مستدركات اعيان الشيعة (١٠ج)
٢. الموسوعة الاسلامية الشيعية(٦ج)
٣. الغزو المغولى
٤. صلاح الدين الايوبى بين العباسيين والفاطميين والصليبيين
٥. الاسماعيليون والمغول ونصيرالدين الطوسى
٦. ثورات فى الاسلام
٧. قيم خالدة فى التاريخ والادب
٨. الذكريات
٩. من بلد الى بلد
١٠. السيرتان النبوية والامامية
١١. الوطن الاسلامى
١٢. اثر الشيخ المفيد فى بلاد الشام
١٣. على الدروبى الغربية: رحلات فى اوربا و اميركا
١٤. على الدروب الشرقية: رحلات فى العراق وتركيا وايران
١٥. على دروب الباكستان
١٦. دراسات ادبية
١٧. حنين: ديوان شعر
(پنج كتاب اخير, به چاپ نرسيده است)
آن دانشمند خدمتگذار دين و مذهب, در تاريخ سه شنبه ٨شعبان المعظم ١٤٢٣ق (٢٣مهرماه ١٣٨١ش) در ٩٧سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز حجةالاسلام والمسلمين شيخ عبدالامير قَبَلان در بيروت به خاك سپرده شد و در غم فقدانش, پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى صادر گرديد. حجةالاسلام وائلى
خطيب شهير عرب, اديب علامه حجةالاسلام والمسلمين دكتر شيخ احمد وائلى, يكى از شاعران و خطيبان مشهور جهان عرب به شمار بود. فقيد سعيد در ١٧ربيع الاول ١٣٤٢ق در نجف اشرف, در خانه مرحوم شيخ حسّون ليثى وائلى ـ از خطباى نجف ـ به دنيا آمد و پس از فراگيرى ادبيات, براى آموختن سطوح به (منتدى النشر) رفت و نزد اساتيدى چون: سيد محمدتقى حكيم, شيخ محمدحسين مظفر, شيخ محمدرضا مظفر, شيخ محمدتقى ايروانى, شيخ هادى قرشى, شيخ على سماكه, شيخ على ثامر و شيخ حسين زايردهام سطوح عاليه را آموخت و در حكمت و فلسفه بر شيخ على كاشف الغطاء و در فنّ منبر و خطابه هم نزد سيد باقر سليمون تتلمذ كرد. سپس به (كلية الفقه) رفت و پس از فراغت از تحصيل در آن, به بغداد رفت و در سال ١٣٨٩ق از دانشگاه بغداد, فوق ليسانس دريافت كرد و پس از آن, به قاهره رفت و از دانشگاه قاهره در سال ١٣٩٢ق, به اخذ دكترا نائل آمد. سپس به عراق بازگشت و تبليغ دينى خود را از طريق وعظ و خطابه آغاز كرد. او در اين زمان يكى از خطباى مشهور عراق بود و نامش در ميادين شعر و ادب و مواقف نظم و انشاء و خطابه در جهان عرب, طنين افكن بود و علاوه بر آن, مجالس متعدد در مباحث عقائد و تاريخ و حديث و فقه و تفسير داشت و اشعارش در مجلات عربى به چاپ مى رسيد.
از تأليفات اوست:
١. نحو تفسير علمى للقرآن
٢. من فقه الجنس فى قنواته المذهبيه
٣. ديوان شعر (٢ج)
٤. احكام السجون فى الشريعة والقانون, به فارسى ترجمه شده است
٥. استغلال الاجير وموقف الاسلام منه
٦. هوية التشيع
٧. الاوليات فى حياة الامام على(ع)
٨. حماية الحيوان فى الشريعة الاسلامية
٩. الخلفية الحضارية لموقع النجف قبل الاسلام
١٠. منتجع الغيث فى الصحابة من بنى ليث
وى, پس از عمرى خدمت به دين, در ٨٢سالگى در روز چهارشنبه ١٧ جمادى الاول ١٤٢٤ق بدرود حيات گفت. حجةالاسلام حكمى
عالم جليل حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد مرتضى موسوى حكمى دزفولى, يكى از علما و ائمه جماعات تهران (و داماد آيةاللّه العظمى خويى) بود.
فقيد سعيد, در سال ١٣٤٦ق در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش آيةاللّه سيد محمدحسين دزفولى (١٣٠٠ـ ١٣٦٢ق) يكى از علما و فضلاى نجف و از شاگردان آيات عظام: ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى به شمار مى رفت.
وى, تحصيل علوم دينى خويش را از كلية الفقه آغاز كرد و از آن فارغ التحصيل شد و به شعر و ادب و نگارش مقالات متعدد, در كنار تحصيل خويش در محضر ابوالزوجه گرامى اش: آيةاللّه خويى روى آورد و اداره مجله (النشاط الثقافى) را در سال ١٣٧٧ق, بر عهده گرفت و در آن مقالاتى, در كمال اتقان و استوارى قلم نگاشت. او پس از ساليانى چند به تهران آمد و در مسجد (رضوان الله) به امامت جماعت و ارشاد مؤمنين و تعظيم شعائر دينى اشتغال ورزيد.
او مشاور عالى (مركز رسيدگى به امور مساجد) بود و مقالات متعدد در مجله (مسجد) نگاشت. او, قلمى قوى و نثرى استوار و اخلاقى خوش و سيمايى جذاب و گيرا داشت.
آثار وى عبارتند از:
١. الادب النجفى المعاصر
٢. الحركة الجوهرية عند صدرالمتألهين
٣. مقدمه بر كتاب هاى آيةاللّه خويى
٤. مجموعه مقالات عربى
٥. مجموعه مقالات فارسى
٦. تقريرات درس اساتيد
سرانجام, در تاريخ دوشنبه ١٦تيرماه ١٣٨٢ش (٧جمادى الاول ١٤٢٤ق) در ٧٨سالگى بدرود حيات گفت و در روز سه شنبه پس از تشييع, در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. بانو ايروانى
عالمه فاضله مرحومه بانو فاطمه ايروانى, يكى از مؤلفين و مدرسين علوم اسلامى براى خواهران در حوزه علميه قم بود. آن فقيده سعيده در سال ١٢٩٥ش, در تهران, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش دانشمند بزرگوار, مفسّر قرآن مرحوم حاج آقا مصطفى ايروانى (١٢٦٨ـ ١٣٣٤ش), از مردان نامى تهران و نويسنده تأليفاتى در تفسير قرآن, اخلاق, و حديث (ترجمه كلمات قصار اميرالمؤمنين به سه زبان زنده) و از بنيانگذاران جامعه تعليمات اسلامى بود و به زبان هاى مختلف, تسلط داشت. بانو ايروانى, پس از تحصيلات جديد و فراگيرى زبان فرانسه, تحصيلات علوم دينى را نزد همسرش مرحوم آيةاللّه حاج شيخ محمدرضا فقيه حبيبى آغاز كرد و با پشتكار فراوان توانست در زمره شاگردان برجسته آن بزرگوار قرار گيرد. آن مرحومه علاوه بر تأليف و تدريس, به تهجد و نماز شب اهتمام داشت و خواندن روزانه قرآن كريم را از ياد نمى برد و هماره به سير و سلوك و تهذيب نفس مى پرداخت. وى, تا پيش از بيمارى و كهولت سن, به تدريس شرح لمعه و رسائل اشتغال داشت و پس از آن, همه وقتش را به ذكر و ادعيه و مطالعه مى گذرانيد.
برخى از آثارش عبارتند از:
١. انوار فقه ـ شرح فارسى شرح لمعه (٣٠جلد), جلد اول آن به چاپ رسيده است.
٢. شرح فارسى رسائل
٣. شرح فارسى مكاسب
٤. تفسير برخى از سوره هاى قرآن
٥. مباحث اخلاقى
آن بانوى فرهيخته و دانشمند, در ٨٦سالگى, در آخرين روز ماه مبارك رمضان ١٤٢٣ق (پنجشنبه ١٤آذر ١٣٨١ش) چشم از جهان فرو بَست. آيةاللّه روحانى رانكوهى
مرحوم آيةاللّه حاج سيد ضياءالدين روحانى رانكوهى, يكى از علماى بزرگ شهرستان رودسر به شمار بود.
فقيد سعيد در سال ١٣١١ش (١٣٥١ق) در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آيةاللّه حاج سيد محمدهادى روحانى, از شاگردان آيةاللّه حاج شيخ عبدالكريم حايرى و از علماى مهم رودسر بود و نسب ايشان به سيد ابوجعفر الثائر بالله علوى مى رسيد. او در سال ١٣٢٥ش به حوزه علميه قم آمد و سطوح عاليه را از محضر حضرات آيات: سلطانى طباطبايى, شهيد صدوقى و جعفر سبحانى آموخت و پس از آن به درس هاى خارج آيات عظام: بروجردى, سيد احمد خوانسارى, محقق داماد, گلپايگانى, امام خمينى, شريعتمدارى, منتظرى, آملى و نجفى مرعشى حاضر شد و بهره فراوانى از فقه و اصول برد. پس از وفات آيةاللّه بروجردى (١٣٤٠ش) به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس هاى آيات عظام: خويى, شاهرودى و سيد عبدالهادى شيرازى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. در سال ١٣٤٢ش به زادگاهش بازگشت و به دنبال اصرار بسيار مردم شهرش, و مصادف شدن با درگذشت پدرش, در آنجا ماندگار شد و به فعاليت هاى دينى و علمى و تبليغى فراوان پرداخت. تبليغ, تأليف, تدريس, مبارزه با فرقه ضاله و چپى ها و توده اى ها از كارهاى وى بود. او از آيات عظام: سيد محمود شاهرودى و ميرزا هاشم آملى اجازه اجتهاد و از آيات عظام: امام خمينى, گلپايگانى, ميلانى, حكيم و خويى اجازه تصدى امور حسبيه داشت. او در قم از بنيانگذاران مجله (مكتب تشيع) و همكاران مجله (مكتب اسلام) بود و مقالات فراوان در آنها نگاشت. در زادگاهش, در تأسيس و تجديد بناى مساجدى چند و دارالقرآن ولى عصر(عج) شركت داشت.
تأليفات چاپى اش عبارتند از:
١. اسلام و مسيحيت (ترجمه, از سيد قطب)
٢. فرويد و فرويديسم (ترجمه, از سيد قطب)
٣. فريب خوردگان: مزدوران استعمار در لباس مذهب
٤. معجزه جاويدان (درباره اعجاز علمى قرآن)
٥ . مجموعه مقالات در مجلاتِ مكتب اسلام و مكتب تشيع.
و كتاب هاى غيرچاپى وى هم عبارتند از:
٦. ترجمه (على وليد الكعبة), از علامه اردوبادى.
٧. چهار بانوى بزرگ
٨. ديوان اشعار و مراثى
٩. تاريخ ائمه اطهار
١٠. اصول اعتقادات
١١. امامت و ولايت
١٢. كتاب القضاء
١٣. تقريرات درس اساتيد قم و نجف
١٤. تفسير بعضى از سوره هاى قرآن
آن عالم بزرگ, سرانجام در ٧٠سالگى در روز چهارشنبه ٢٨فروردين ١٣٨١ش (٤صفرالخير ١٤٢٣ق) در زادگاهش درگذشت و پس از تشييع باشكوه و نماز فرزندش بر او, در آستانه مباركه جدّش: امامزاده سيد ابوجعفر ابيض در قريه ميانده چابكسر, مدفون شد. ناصرالدين انصارى قمى استاد دكتر على فاضل
در خانواده مطبوعاتى ما كمتر پيش مى آيد كه كتاب پژوهشگرى در مجله اى مورد نقد و بررسى قرار گيرد ـ البته نقد به معناى درست كلمه, كه شامل برنمودن نقاط مثبت و احياناً كاستى هاى كتاب باشد ـ و چندى بعد ببينيم كه دسته اى گُل به همراه لوحه اى مزين به خطى زيبا, به دفتر مجله ارسال شود و از گردانندگان مجله و نويسنده مقاله انتقادى به نيكى تقدير و تشكر شود.
اما اين برخورد زيبا و درس آموز, براى ما در همين مجله اتفاق افتاد و آن مدرّس اخلاق كسى نبود جز حضرت استاد دكتر على فاضل, كه اينك مع الاسف قلم به يادبود خاطره هاى نيك و آثار به ياد ماندنى او, مى گريانيم.
استاد على فاضل كه در دو دهه پس از انقلاب, ايام بازنشستگى خود را سپرى مى كرد و آرام و با نشاط, به تكميل و پى گيرى پژوهش هاى خود در باب عرفان اسلامى مى پرداخت, از معدود بازماندگان اديبان فرهيخته خراسان بود كه افزون بر تحصيلات دينى و اسلامى در حوزه علميه مشهد ـ به ويژه كه پدرش خود از مشاهير علماى مشهد به شمار مى رفت ـ در تهران نيز سال ها محضر استادان بزرگوارى همچون بديع الزمان فروزانفر, كاظم عصار, فاضل تونى, بديع الزمانيِ كردستانى, پورداوود, جلال الدين همايى, خانلرى و… را درك كرده بود.
علاقه او به مباحث و معارف اسلامى سبب شد كه بيشتر مطالعات و پژوهش هايش در زمينه ادب و عرفان اسلامى به ويژه احياء آثار شيخ الاسلام جام, شيخ احمد جام وامقى متمركز سازد.
دكتر فاضل افزون بر تدريس و پژوهش, ساليان دراز مديريت گروه ادبيات دانشكده ادبيات و علوم انسانى را در دانشگاه ملى (شهيد بهشتى كنونى) بر عهده داشت و بخش هايى از عمرش را نيز با سمت مديركل دبيرخانه شوراى عالى فرهنگ, مدير كل دفتر وزارتى فرهنگ, معاونت وزارت فرهنگ (در دوران وزارت دكتر پرويز ناتل خانلرى) و معاونت بنياد فرهنگ ايران, به فرهنگ و ادب اين مرز و بوم خدمت كرد.
برخى از آثار چاپ شده مرحوم استاد فاضل, عبارت است از:
١. تصحيح و توضيح اُنس التائبين, اثر شيخ احمد جام (كه در سال هاى ١٤٥٠ و نيز ١٣٦٩ عنوان كتاب سال را به خود اختصاص داد); ر.ك: آينه پژوهش)
٢. تصحيح و توضيح (مفتاح النجاة) احمد جام نامقى, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, ١٣٧٣.
٣. شرح احوال و نقد و تحليل آثار احمد جام, انتشارات توس, ١٣٧٣ (ر.ك: آينه پژوهش, سال٦, شماره٣١, ص٩١ و شماره٣٥, ص٥٧)
٤. منتخب سراج السائرين احمد جام, انتشارات آستان قدس رضوى, ١٣٦٨.
٥. از جامِ شيخ جام (گزيده آثار شيخ جام) انتشارات سخن, ١٣٧٦.
برخى از آثار در دست چاپ استاد كه متأسفانه به رغم تلاش هاى پى گير وى, مجال ديدار اين آثار را نيافت, عبارتند از:
١. ديوان اشعار احمد جام
٢. بهار الحقيقه اثر شيخ احمد جام
٣. كارنامه احمد جام نامقى
چنين بود كه استاد سراسر عمر پژوهشى خود را صرف احياء و عرضه آثار شيخ احمد جام كرد و نام خويش را به نام پر بركت آن شيخ پاكدامن, پيوند زد.
درگذشت اسف انگيز و جبران ناپذير استاد على فاضل را به جامعه ادب و فرهنگ تسليت مى گوييم. محمّدرضا موحّدى
فرهنگى
گزارش دومين نشست هم انديشى واحد پژوهشى اصطلاح نامه علوم اسلامىواحد اصطلاح نامه علوم اسلامى اين نشست را در روز ٢٥/٢/٨٢ با حضور اساتيد و پژوهشگران مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى در سالن اجتماعات مركز برگزار كرد.
هدف از آن, تبيين جايگاه اصطلاح نامه در ارزيابى مفهومى و اهميت آن در نظام اطلاع رسانى بود كه در ساعت ٣٠/١٠ روز پنج شنبه با تلاوت آياتى چند از كلام الله مجيد آغاز شد.
نخستين سخنران جناب حجةالاسلام آقاى سبحانى مدير محترم مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم بود كه درباره جايگاه اصطلاح نامه در نظام اطلاع رسانى و اهميت آن سخن گفت.
ايشان تدوين اصطلاح نامه در سطح حوزه علميه را كارى نو قلمداد كرده و اين واحد را آغازگر و تداوم بخش آن برشمرد و افزود پژوهشگران اين بخش, گام مؤثرى را براى تدوين اوليه اصطلاح نامه برداشتند و براى هموار كردن اين راه از بسيارى از خواسته هاى شخصى خود گذشتند و خودشان را وقف اين كار كردند; ولى اين گام اول بود, بايد براى پيشرفت اصطلاح نامه گام هاى بعدى را برداشت.
اولين گام براى نخبگان و اهل فضل, فرهنگ سازى براى اصطلاح نامه است و بايد بدانند كه اين گونه نشست ها و گفت وگوها مى تواند مقدمه آن باشد.
گام دوم اين كه مجموعه مراكز تحقيقاتى مهم حوزه و ساير مراكز تحقيقاتى را به همكارى بطلبيم تا اين اصطلاح نامه در عرصه هاى مختلف اطلاع رسانى جاى خود را باز كند.
اگر اصطلاح نامه در درون متون اصلى ما با نظام نمايه ها پيوند بخورد و به يك شبه اطلاع رسانى تبديل شود, آن گاه مى توان گفت اين محصول به نقطه اثرگذارى و بهره ورى نزديك شده است.
دومين سخنران, آقاى دكتر عباس حرى بود كه درباره جايگاه اصطلاح نامه در ارزيابى مفهومى, مطالبى را ايراد كردند و ضمن بيان تاريخچه اصطلاح نامه و تعريف آن و موضوعاتى همانند تفاوت اصطلاح نامه با سرعنوان موضوعى , واژه نامه و لغت نامه, همچنين جايگاه اصطلاح نامه در نظام اطلاع رسانى (ذخيره و بازيابى اطلاعات) و مباحثى همانند نمايش الفبايى, نظام يافته و سلسله مراتبى در اصطلاح نامه, به كاربرد اصطلاح نامه اشاره كرد كه يكى از آنها متجلى كردن ميزان كارايى يك رشته علمى است در حوزه معرفتى, براساس ضوابطى كه براى هر اصطلاح نامه تعريف مى شود و مى توان ميزان قوت و ضعف يك رشته را تعريف كرد.
يكى ديگر از مهم ترين كاربردهاى اصطلاح نامه عرصه نمايه سازى است كه به عنوان زبان كنترل شده مورد استفاده نمايه سازان قرار مى گيرد; در چنين صورتى اين سؤال پيش مى آيد كه چه رابطه اى ميان اصطلاح نامه و نمايه سازى وجود دارد. و زمانى كه نمايه ساز مى خواهد تعيين اصطلاح كند و بداند چه سطح و لايه اى از يك اصطلاح را بايد در يك مدرك انتخاب نمايد, راهى ندارد جز اين كه به اصطلاح نامه مراجعه كند; چون وى نمى تواند اجتهاد كند و به تنهايى تصميم بگيرد و يك نفر نيست; بلكه ممكن است ده ها نفر در ده ها نقطه در حال انجام دادن اين كار باشند; پس بايد سياست و زبان واحدى بر آن حاكم باشد كه رابطه و زبان را اصطلاح نامه تعريف مى كند.
در پايان ايشان به اين نكته اشاره كردند كه اصطلاح نامه تا چه اندازه مى تواند به نمايه سازى كمك كند و يا كجا قادر نيست; يعنى ظرفيت ها و توانايى هايش را بايد بشناسيم.
سرانجام, بخشى از تقديرنامه (كمسيون ملى تربيتى, علمى, و فرهنگى ملل متحد (يونسكو) در ايران) قرائت شد كه در سال ١٣٧٩ از مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى تقدير به عمل آمده بود.
در بخشى از آن آمده است: (…خوشبختانه اصطلاح نامه هاى تدوين شده توسط مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى نسبت به ساير اصطلاح نامه ها از نظر ساختار محكم تر و از نظر تخصصى هم قوى تر و علمى تر است و مى توان آن را در شمار نخستين آثار مطلوب در اين حوزه تلقى كرد و…).
سپس دكتر حرى به سؤالهايى كه محققان و پژوهشگران كردند پاسخ گفت. آنگاه به تعدادى از محققان كه مقالاتشان در اين زمينه برتر شناخته شده بود, جوايزى به همراه لوح تقدير اهدا گرديد. سعيد نخعى
واحد اصطلاح نامه علوم اسلامى