آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - شاگردان حاج ملا احمد نراقى - انصارى قمى ناصر الدين
شاگردان حاج ملا احمد نراقى
انصارى قمى ناصر الدين
فقيه, اصولى, متكلم, اديب و شاعر توانا, دانشمند عظيم الشأن شيعه در نيمه نخست قرن سيزدهم هجرى مرحوم حاج ملا احمد نراقى (١١٨٥ـ ١٢٤٥ق) از بزرگ ترين عالمانى است كه چشم روزگار به خود ديده است. فقيهى كه كتاب هاى ارزنده اش, دويست سال است مورد استفاده بزرگانِ علم و دانش قرار گرفته و فقيهان به فهم كلام وى, افتخار مى جويند. اشعار نغز و شيوايش وِرد زبان اديبان و شاعران و دفاع جانانه اش از حريم اسلام و جواب دندان شكنش به معاندين دين و آيين, قرن ها است كه بر سرِ زبان ها است.
با گذشت حدود دو قرن از وفاتش, يادِ ماندگار و نام نيكش با خاندان جليلش, كتاب هاى علمى اش, شاگردان نامى اش از يادها نخواهد رفت و گردش روزگار و گذشت ليل و نهار, عظمت علمى وى را تحت الشعاع قرار نمى دهد.
اينك, در اين مقالِ كوتاه, اشاره اى گذرا به برخى از شاگردان و مجازين آن مرد بزرگ مى كنيم. اميد آن كه پسندِ ارباب معرفت قرار گيرد.
١. آيةاللّه العظمى شيخ مرتضى انصارى (١٢١٤ـ١٢٨١ق)
شيخ انصارى, يكى از شاگردان مشهور نراقى و مجاز از ايشان است (تصوير اين اجازه در كتاب (زندگانى و شخصيت شيخ انصارى) ص١٤٥ـ١٥٩ آمده است). شيخ در كاشان مدت چهار سال از محضر حاج ملا احمد نراقى استفاده برد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. مرحوم شيخ در جاى جاى دو كتاب معروفش رسائل و مكاسب به آثار نراقى اشاره كرده و احياناً به نقد و ردّ آن مى پردازد. گويند, به هنگام خداحافظى شيخ انصارى از استادش, مرحوم نراقى فرموده بود: آن قدر كه من از ايشان استفاده بردم, او از من بهره نبرد, و هم فرمود: من در مسافرت هاى مختلف, زياده بر پنجاه مجتهد مسلّم ديدم كه هيچ يك از ايشان به مانند شيخ مرتضى نبودند. مرحوم شيخ بر عوائدالايام نراقى نيز حاشيه نگاشته است. از ديگر آثار وى رسائل, مكاسب, صلاة, زكاة و طهارت است.
(لباب الالقاب, ص٣٧ و كتاب
(زندگى و شخصيت شيخ انصارى) )
٢. آيةاللّه حاج سيد محمدتقى كاشانى (م١٢٥٨ق)
عالم جليل حاج سيد محمدتقى بن مير عبدالحيّ بن سيد ابراهيم بن سيد ماجد پشت مشهدى حسينى كاشانى, يكى از علماى بزرگ كاشان و از معاصرين حاج ملا احمد نراقى بوده است, كه در اوايل تحصيلش به شاگردى مرحوم نراقى پرداخته بود.
وى فقيهى اصولى, و جامع بين علوم ظاهرى و باطنى, و عابد و زاهد بود كه رياضات و عبادات شرعيه, و اوراد و اذكارش بيش از تأليفات و تصنيفاتش بوده است. اما با اين همه, در مجلس درس وى گروهى بسيار از علما و فضلا شركت مى كردند و از تحقيقاتِ علمى او استفاده مى بردند. بين او و حاج ملا احمد نراقى, مناظراتى بود كه گاه به مشاجره و منازعه مى انجاميد. اما زمانى كه خبر وفات فاضل نراقى بدو رسيد با صداى بلند به گريه افتاد و مكرر بر او رحمت فرستاد و اين امر مايه شگفتى همگان گرديد و صفاى نفس او را نمايانيد.
از آثار وى كتاب هايى در حجيت ظن, مباحث الفاظ و متفرقات است. رساله حجيت ظن وى مهم و ارزشمند و دالّ بر تبحرش در حديث و رجال و كلام و فلسفه مى باشد. نيز از تأليفات او كتاب (تنقيح الاصول) است.
(لباب الالقاب, ص٧٤ـ ٧٥, كرام البررة, ج١, ص٢٢٠)
٣. آيةاللّه ملا على مدد ساوجى كاشانى (م١٢٧٠ق)
فقيه بزرگوار ملاعلى مدد بن رمضان ساوجى ـ پدر آيةاللّه ميرزا حبيب الله كاشانى ـ پس از كسب علوم شرعيه ـ فقه و اصول ـ در قزوين, در نزد آيةاللّه سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط الاصول, به كاشان آمد و به درس حاج ملا احمد نراقى حاضر شد و سال ها از محضر پر فيض وى استفاده مى برد تا آن كه بين او و فاضل نراقى در بعضى از مسائل, مناظره و گفت وگويى درگرفت كه همان سبب جدايى وى از نراقى و پيوستن به حاج سيد محمدتقى كاشانى گرديد.
از آثار وى كتاب هاى: شرح ارشاد علامه, رساله شكّيات, رساله استصحاب, اصالة البرائة, رؤس المسائل الفقهية ورسالة اشتراط القبض فى الوقف مى باشد.
(لباب الالقاب, ص١١٨)
٤. آيةاللّه حاج ملامهدى نراقى (١٢٠٩ـ ١٢٦٨ق)
علامه عاليقدر حاج ملامهدى نراقى بن فاضل نراقى (حاج ملا مهدى) كوچك ترين فرزند پدرش بود كه پس از درگذشت پدر بزرگوارش به دنيا آمد و بنام پدرش ناميده شد و به آقاى كوچك شهرت يافت. وى فقيهى بزرگ و مجتهدى سترگ بود كه دستى گشاده داشت و جامع شرايط فتوا و اجتهاد, و دربرگيرنده مراتب حُسن اخلاق و درستى و راستى بود. او در آغاز به آقاى كوچك, و سپس از سوى فتحعلى شاه قاجار به (آقابزرگ) شهرت يافت و هم اينك مسجد و مدرسه آقابزرگ در كاشان, از يادگارهاى وى است كه پدرزنش حاج محمدتقى كاشانى, براى تدريس و اقامه جماعت او بنا نهاد.
وى از حاج ملا احمد نراقى, وحيد بهبهانى, شيخ جعفر كاشف الغطاء و سيد جواد عاملى اجازه روايت داشت و سال ها نزد برادر بزرگ ترش حاج ملا احمد نراقى به تحصيل علوم دينى پرداخته بود.
وى در سال ١٢٦٨ق بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در بقعه على بن بابويه قم به خاك سپرده شد.
از آثار وى كتاب (تنقيح الاصول) و (المقاصد العلية فى شرح قواعد العلامة) مى باشد.
(لباب الالقاب, ص١٠٥ـ١٠٦)
٥. آيةاللّه حاج ميرزا ابوالقاسم نراقى كاشانى (م١٢٥٦ق)
عالم ربانى و فقيه صمدانى ميرزا ابوالقاسم فرزند ملامهدى نراقى, يكى از بزرگان علماى كاشان به شمار مى رفت. اعتمادالسلطنه در المآثر والآثار درباره او مى نويسد: عالم ربانى و فقيه بلاثانى ميرزا ابوالقاسم نراقى, كه در او اجتهاد و فقاهت, و رياست و وجاهت جمع شده بود.
وى عالمى فقيه و مقدس و صالح, وارسته و متقى بود و در فضل و عدالت و زهد و تقوا مقامى عالى داشت و از شاگردان و مُجازين برادر بزرگوارش حاج ملا احمد نراقى به شمار مى رفت, و هر وقت از محقق نراقى پرسش فقهى و استفتائات متعدد مى شد, در پاسخ به آن ها, به ايشان مراجعه مى كرد و بر گفتارش اعتماد مى نمود.
او در سال ١٢٥٦ق, در بازگشت از سفر حج, در اثناى سفرش به مدائن بيمار شد و درگذشت. ماده تاريخ وفاتش جمله (خوار و زار مُرد) مى باشد. (و اين هم به خاطر دعايى بود كه زير ناودان بيت الله الحرام كرده بود كه خداوند او را به وطنش باز نگرداند تا به مرافعات مردم و رياست عامه مبتلا نشود, و خدا هم دعايش را مستجاب ساخت) فرزندش عالم فقيه ميرزا محمدصادق نراقى (م١٣٠٤ق), از شاگردان شيخ انصارى و حاج سيد حسين كوهكمرى بود و رياست و مرجعيت كاشان را بر عهده داشت.
(لباب الالقاب, ص١٠٤ـ ١٠٥; المآثر والآثار, ص١٦٢)
٦. علامه فقيه حاج ملا محمدجواد نراقى كاشانى (١٢٢٢ـ١٢٧٨ق)
او فرزند حاج ملا احمد نراقى و از شاگردان پدرش, و عالمى فقيه و فاضلى جليل بود و در امر به معروف و نهى از منكر و اقامه جماعت كوششى بسيار داشت و مردم كاشان در تمام كارهايشان به او مراجعه مى كردند و نمازهايشان را به امامت او به جاى مى آوردند. وى در سال ١٢٧٨ق بدرود زندگى گفت و فرزند برومندش آيةاللّه حاج ميرزا جلال الدين على نراقى ـ كه عالم فاضل اديب و فقيه محقق خطيب و واعظ فصيح و بليغ بود ـ جانشين بالاستحقاق مسند پدرى خود گرديد. از آثار وى كتاب (معتضدالشيعه) و شرح خطبه غديريه است ـ تولدش در ١٢٤١ق و وفاتش در ١٢٨٨ق بود.
(لباب الالقاب, ص١٠٣ـ١٠٤, كرام البررة, ج١,
ص٢٧٥; مكارم الآثار, ج٤, ص١٢٤١)
٧. آيةاللّه حاج ميرزا محمدنصير نراقى كاشانى (١٢١٩ـ١٢٧٣ق)
او يكى ديگر از فرزندان حاج ملااحمد نراقى و از شاگردان پدرش و صاحب جواهر بود. وى فقيهى متتبع و آگاه از علوم شرعيه و رياضيه و عادل و زاهد و صالح بود. از آثارش شرحى بزرگ و مبسوط بر شرح لمعه است. او در ١٢٧٣ق در كاشان درگذشت.
(لباب الالقاب, ص١٠٣; مكارم الآثار, ج٣, ص٦٧٥)
٨. آيةاللّه حاج ملااحمد نطنزى كاشانى
او شاگرد نامدار و داماد حاج ملااحمد نراقى و مجاز از وى و شمشير آخته نراقى بر سر مخالفين, و مدافع حريم استادش در برابر معارضينش بود. حاج ملامهدى ـ فرزند محقق نراقى ـ در اجازه اش به ميرزا ابوتراب نطنزى ـ فرزند ايشان ـ درباره او نوشته است: (عالم عَلَم علامه و فاضل فخم فهامه, جامع فضائل و مفاخر و حاوى فواضل و مآثر حاج ملااحمد نطنزي…)
وى, پس از وفاتش, در نجف اشرف مدفون شد.
(لباب الالقاب, ص١٠٩; كرام البررة, ج١, ص٧٤)
٩. آيةاللّه حاج ميرزا ابوتراب نطنزى كاشانى (١٢٢١ـ١٢٦٢ق)
او فرزند حاج ملااحمد نطنزى و نوه دخترى حاج ملااحمد نراقى و شاگرد نامى او بوده است. از حاج ملامهدى نراقى ـ برادر ملااحمد نراقى ـ و ملاقاسم نراقى (شاگرد صاحب رياض و مجاز از وى و آقا محمدعلى بهبهانى) اجازه روايت داشت.
حاج ميرزا ابوتراب فقيهى بزرگ و عالمى سترگ بود و تأليفاتش بسيار است. او به غير از فقه و اصول و حديث و رجال, بر تورات و انجيل و طبّ و علوم غريبه (رمل و طلسمات) و رياضيات و هندسه و هيئت و نجوم و حكمت و كلام تسلطى فراوان داشت.
از هرسو براى استفاده از علوم سرشارش, به محضرش مى شتافتند و كتاب هايش, شهرتى فراوان داشت.
از جمله كتاب هايش, عبارتند از:
شرح دروس, مراصد الاصول, تنزيه الامامية, الرسالة المهدوية فى الردّ على الصوفية ورساله هاى بسيار در: شهرت, نفى ضرر, قاعده وفاء بالعقود, علم نحو, طبّ, اوزان, متفرقات, حاشيه بر مفتاح الاصول فاضل نراقى, شرح ديباجه قاموس, شرح مقاله دهم از اصول اقليدس.
وى در شوال المكرم ١٢٦٢ق درگذشت و پيكر پاكش را در وادى السلام نجف, نزديك مزار هود و صالح(ع) به خاك سپردند.
(لباب الالقاب, ص١٠٩ـ١١٠; كرام البررة, ج١, ص٧٥, مكارم الآثار, ج٣, ص٧١٦ـ٧١٧)
١٠. مولا محمدحسن جاسبى قمى
يكى از علماى بزرگ كاشان و از شاگردان حاج ملااحمد نراقى و عالم و فاضل و اديب بوده است. زمانى كه استادش درگذشت, در قصيده اى, او را مرثيه گفت و اين شعر در لباب الالقاب آمده و از آن كمال تبحرش در ادب عرب پديدار است.
(لباب الالقاب, ص٩٧; كرام البررة, ج١, ص٢٩٧;
مكارم الآثار, ج٤, ص١٢٤٠)
١١. آيةاللّه حاج ملامحمد نراقى (١٢١٥ـ١٢٩٧ق)
وى مشهورترين و بزرگ ترين فرزند مرحوم حاج ملااحمد نراقى و ملقّب به (عبدالصاحب) بوده و پس از تحصيلات به درجه عالى علمى نائل آمد و از پدر بزرگوارش اخذ علم و دانش نمود و از او به دريافت اجازه مفتخر شد و در كاشان, به رياستى عظيم و شهرتى بزرگ رسيد. وى, جامع معقول و منقول و رييس علماى كاشان بود و در آن شهر و اطرافش به (حجةالاسلام) شهرت داشت و توليت مدرسه سلطانى بدو مفوّض بود. وى, داماد آيةاللّه ميرزاى قمى صاحب قوانين و پدر بزرگوار حضرات آيات: ميرزا جلال الدين, ميرزا ابوالقاسم, ميرزا فخرالدين و ميرزا صدرالدين احمد نراقى بوده و دامادش آيةاللّه ملامحمد كزازى قمى (برادرزنِ ميرزاى قمى) نيز از علماى مشهور قم بوده است.
آثارش عبارتند از: انوار التوحيد (در كلام), مشارق الاحكام (در قواعد فقهيه), المراصد در علم اصول
وى, در روز سه شنبه ٢٣ محرم الحرام ١٢٩٧ق در هشتاد سالگى درگذشت و در نجف اشرف, نزد پدر بزرگوارش مدفون شد.
(لباب الالقاب, ص٢٣ـ٢٤; مكارم الآثار, ج٢, ص٥٥٥ ـ ٥٥٦; المآثر و الآثار, ص١٤٤; فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى, ج٥, ص٦١٤)
١٢. آيةاللّه سيد ميرزا حبيب الله كاشانى
عالم جليل و فقيه نبيل ميرزا حبيب الله بن سيد رفيع الدين محمد حسينى نطنزى كاشانى, معروف به ميرزا بابا ـ جدّ مادرى علامه ميرزا حبيب الله كاشانى ـ يكى ديگر از شاگردان حاج ملااحمد نراقى است. پدرش سيد رفيع الدين محمد هم از علماى افاضل و صاحب كتابى در علم منطق بوده است.
(لباب الالقاب, ص٦١ و١١٧, كرام البررة, ج١, ص٢٩٤)
١٣. آيةاللّه علامه سيد شفيع جاپلقى بروجردى (م١٢٨٠ق)
فقيه اصولى رجالى, علامه سيد شفيع بن سيد على اكبر موسوى جاپلقى, از بزرگانِ شاگردان شريف العلماء مازندرانى (در كربلا) و حاج ملا احمد نراقى (در كاشان) بوده و از او و سيد محمدباقر شفتى حجةالاسلام و مولا على اكبر خراسانى اجازه روايت داشته است. وى در زادگاهش ـ بروجرد ـ رياستى تام و مرجعيتى تمام يافت و گروهى بسيار در مكتب او پرورش يافتند. برخى از آثارش عبارتند از: مناهج الاحكام, القواعد الشريفية (در اصول), مرشد العوام (رساله عمليه), الروضة البهية.
(كرام البررة, ج١, ص٦٢٥)
١٤. آيةاللّه حاج ملامحمد كزازى قمى
وى عالمى عامل و فقيهى كامل بود, كه پس از ازدواج مرحوم ميرزاى قمى با خواهرش براى تحصيل علوم دينى به قم آمد و پس از اندك زمانى قابليت استفاده از درس ميرزا را احراز كرد و پس از درگذشت ميرزا (در سال ١٢٣٦ق), به كاشان مهاجرت كرد و ساليان فراوان از درس حاج ملااحمد نراقى استفاده برد و به دامادى حاج ملامحمد ـ فرزند حاج ملااحمد نراقى ـ هم برگزيده شد و پس از وفات محقق نراقى در ١٢٤٥ق, به قم بازگشت و به ترويج دين مبين و امامت جماعت و قضاوت و حكومت شرعيه و تدريس و تربيت شاگردان پرداخت, تا آن كه از دنيا رفت. از ثلث مال وى آب انبارى استوار در محله عشقعلى قم بنياد نهادند و ثلث روستاى (تجره) و (دستجرد) را براى كارهاى نيك وقف نمود. قبر شريفش در قبرستان شيخان است.
(مكارم الآثار, ج٢, ص٥٥٦; تاريخ قم, ص٢٧٩;
گنجينه دانشمندان, ج١, ص١٤٨)
١٥. علامه فقيه شيخ محمدعلى آرانى كاشانى١ (م بعد ١٢٥٠ق)
ملامحمدعلى بن محمدحسن آرانى, فقيهى اصولى و جامع علوم و فنون بود. در گلپايگان اقامت داشت و در آن جا وفات كرد و در كنار مسجدش به خاك سپرده شد. او در سال ١٢١٧ق از حاج ملااحمد نراقى به دريافت اجازه نائل شد. از تأليفاتش شرح عوامل و منظومه در اصول فقه است.
(لباب الالقاب, ص١١٦; تراجم الرجال, ج٢, ص٧٤٦)
١٦. آيةاللّه سيد ميرزا احمد حسينى ساوجى (م١٣٠٥ق)
سيد ميرزا احمد بن محتشم بن محمدصالح حسينى ساوجى, فقيهى فاضل و از شاگردان حاج ملااحمد نراقى و ملقب به شيخ المجتهدين بود. وى در ١٣٠٥ق درگذشت و در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد.
(نقباء البشر, ج١, ص١١٦)
١٧. علامه فقيه شيخ احمد جرفادقانى (م بعد ١٢٦٤ق)
ملا احمد بن على بن مختار گلپايگانى, فقيهى بزرگ و عالمى سترگ بود: او در كربلا, از شاگردان صاحب رياض و فرزندش سيد محمد مجاهد بود و در سال ١٢٣٨ق از حاج ملااحمد نراقى به دريافت اجازه نقل حديث نائل آمد. از آثار ارزنده وى: منهج السداد فى شرح الارشاد, قواطع الاوهام فى نبذة من مسائل الحلال والحرام, دعائم الدين فى اتفاق اصول الفقه المتين, ازاحة الشكوك فى تملك العبد المملوك و رساله هاى فقهى ديگر است.
(كرام البررة, ج١, ص٩٨; تراجم الرجال, ج١, ص٧٩)
١٨. علامه فقيه سيد على بن خليفه احسائى نجفى (م بعد ١٢٣٣ق)
وى از شاگردان حاج ملا احمد نراقى بوده و اساس الاحكام او را در سال ١٢٣٣ق به خط خود نگاشته و در كتابخانه آل خليفه موجود است.
(كرام البررة, ج٢, ص٥٠٦)
١٩. فقيه جليل علامه شيخ محمد ميثمى
شيخ محمد بن محمد يوسف ميثمى, از شاگردان حاج ملاحمد نراقى بوده و به استنساخ و گردآورى آثار استادش اهتمامى فراوان داشت. از آثارش (مسائل و رسائل فى حلّ غوامض المسائل) مى باشد.
(تراجم الرجال, ج٢, ص٥٦٥)
٢٠. علامه آيةاللّه شيخ على محمدخان نظام الدوله صدر اصفهانى (١٢٢٢ـ١٢٧٦ق)
فقيه اصولى, محدث رجالى, اديب شاعر رياضى ملاعلى محمدخان نظام الدوله يكى از مفاخر علماى نجف اشرف به شمار مى رفت. وى در آغاز از سوى فتحعلى شاه قاجار, حكومت كاشان را بر عهده داشت و در همان زمان از حاج ملا احمد نراقى به دريافت اجازه نائل آمد. او در سال ١٢٤٧ق, شبانه از محل حكمرانى خويش فرار كرد و براى تحصيل علم به نجف اشرف شتافت و در محضر صاحب جواهر و ملا مقصود على غروى, زانوى ادب به زمين زد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. او در كاظمين هم از درس ميرزا حسن ـ فرزند حكيم ملا على نورى ـ فلسفه و كلام را بياموخت.
وى در سواركارى, تيراندازى, خطاطى, گردآورى كتب نفيس و تأليفات متعدد علمى دستى توانا داشت و نسلى متقى و صالح و دانشمند از خود به يادگار گذاشت.
برخى از آثارش عبارتند از:
كشف الابهام (فقه), معارج القدس (كلام و فلسفه), الشهاب الثاقب (ردّ صواعق ابن حجر), اصول الفقه, رجال (٢ج), سلافة الوزراء (در عرفان و اخلاق), ديوان شعر (عربى و فارسى), نور الابصار, النحو والصرف, الامامة, تقريرات درس صاحب جواهر و بسيارى ديگر.
او از دختر فتحعلى شاه قاجار, فرزندانى به جاى نهاد كه همه از علماى نجف بودند و اينك, خاندان ايشان به آل حاج اسدخان و آل نظام الدوله شهرت دارند.
وى در هشتم ذى الحجةالحرام ١٢٧٦ق در نجف درگذشت و در مدرسه صدر ـ كه از يادگارهاى جدّش مى باشد ـ مدفون شد. كتابخانه وى در محلّه (حويش) نجف, دربرگيرنده بيش از بيست هزار كتاب مخطوط و چاپى نفيس مى باشد.
(ماضى النجف وحاضرها, ج٣, ص٤٩٠; معجم رجال الفكر والادب فى النجف, ج١, ص٢٦٥)
٢١. آيةاللّه ملا غلامرضا آرانى كاشانى
شيخ غلامرضا بن محمدعلى آرانى يكى از فقهاى بزرگ كاشان و عالم عابد زاهد و محتاط, و از شاگردان صاحب رياض, سيد محمد مجاهد, حاج ملااحمد نراقى و ميرزاى قمى بود.
از جمله كتاب هايش: رساله هلاليه (شرح حال امامزاده هلال بن على(ع)) و قلائد اللئالى (شرح جامع الحكايات ترمذى است).
(اعيان الشيعه, ج٨, ص٣٨٥; لباب الالقاب, ص١١٦)
٢٢. آيةاللّه حاج ملاعلى خليلى (١٢٢٦ـ١٢٩٧ق)
وى فرزند حكيم طبيب معروف ملا خليل تهرانى, و از شاگردان شريف العلماء, سعيد العلماء مازندرانى, شيخ محسن خنفر, شيخ على و شيخ حسن كاشف الغطاء, صاحب فصول و صاحب جواهر بود و از حاج ملااحمد نراقى و صاحب جواهر اجازه روايت داشت.
از آثارش: خزائن الاحكام فى شرح تلخيص المرام, غصون الايكة الغروية (در اصول), سبيل الهداية فى علم الدراية است.
(معارف الرجال, ج٢, ص١٠٤)
٢٣. آيةاللّه علامه فقيه شيخ محمدعلى هزارجريبى مازندرانى (١١٩٠ـ ١٢٤٥ق)
وى فقيهى بزرگ و عالِمى جليل و داماد شيخ جعفر كاشف الغطاء, و از شاگردان كاشف الغطاء, ميرزا ابوالقاسم قمى, حاج ملااحمد نراقى و سيد جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامه بود و از اساتيدش اجازه روايت داشت.
از آثارش: البحر الزاخر (در فقه), اللئالى المتلألى (در اصول), مخزن الاسرار و حاشيه بر هريك از: شرح لمعه, معالم, قوانين, شرايع و قواعد علامه است.
وى در ربيع الاول ١٢٤٥ق در نجف اشرف درگذشت.
(معارف الرجال, ج٢, ص٣٠٨)پي نوشت :
١. از شماره ١٥ تا ٢٠ از كتاب (اعلام الامامية) نوشته حجةالاسلام سيد محمد مجتهدى ـ زيد عزه ـ نقل شد.