آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - معرّفيها ى اجمالى

معرّفيها ى اجمالى



موارد السجن فى النصوص و الفتاوى
الشيخ نجم الدين الطبسى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه, ١٣٧٠) ٦٣٢ ص, وزيرى.
پژوهش در راهى نارفته و كندوكاو در موضوعى كه پژوهشيان بدان عنايت گسترده اى نداشته اند, كارى است كارستان, حوصله طلب ولى سودمند و كارآمد. موضوعى را كه جناب طبسى براى پژوهش برگزيده اند و براى رسيدن به ابعاد آن, فراوان كوشيده اند از اين موارد است. پژوهشهاى استوار و عالمانه ديگر در اين موضوع ـ تا آنجا كه اين بنده مطلع است ـ يكى اثر سودمند عالم بزرگوار شيخ احمد وائلى است با عنوان احكام السجون و فصل هفتم از باب ششم كتاب عديم النظير در اسات فى ولاية الفقيه وفقه الدولة الإسلامية حضرت آيت الله العظمى منتظرى با عنوان (فى احكام السجون و آدابه).
مباحثى از اين دست, اينك از جمله ضرورتهاى جدّى پژوهش فقيهان است, كه بايد به گونه اى بنيادى و با توجه به جريانهاى گونه گون فقهى و با تعمّقى درخور و تتبّعى وسيع در منابع و مصادر تفسيرى, حديثى, و فقهى فريقين بدان پرداخته شود. و خوشبختانه پژوهش جناب طبسى چنين است. وى با حوصله اى ستودنى و تتبّعى عظيم در منابع و مصادر تفسيرى, حديثى, تاريخى و فقهيِ تمام جريانهاى حوزه فرهنگ اسلامى به اين بحث سامان داده است.
كتاب در دو بخش تدوين يافته است:
١) موارد زندان در نصوص و فتاوى, ٢) احكام زندان و حقوق زندانيان.
بخش اوّل در چهارده باب كه فصول برخى از اين بابها تا بيست فصل مى رسد به شناسايى و عرضه مواردى پرداخته است كه آن موارد, مجازات زندان دارد. باب اوّل زندان در مورد متهمان به قتل است كه عناوين برخى از فصول آن چنين است: زندان در اتهام به خونريزى, زندان آنكه كسى را نگاه داشته تا كشته شده است, زندان فرمان دهنده به قتل, زندان آنكه قاتل را از قصاص رهانده است, زندان قاتلى كه اولياى مقتول عفو كرده اند و… . باب دوّم زندان دزدى و دزدان است با عناوينى چون: زندان دزدى كه براى سوّمين بار دزدى كرده است, زندان نبّاش, زندان دزدان راه گير و يارى رساننده آنها, زندان متهم به دزدى تا حضور گواهان و… . در ابواب ديگر از زندان دشنام دهندگان, افتراآفرينان, آزاررسانندگان, تاركان واجب و عاملان حرام, سحر و گونه هاى مشابه آن, گواهان به دروغ, عالم فاسق, پزشك جاهل, پيمانكار فريبگر مرتد, فحشاگستران, شرابخواران و ديگر موارد عياشى و فسادگسترى, مسائل زناشويى و خانوادگى, ستيزه جويان با دولت و خيزندگان عليه آن, مانند باغيان, جاسوسان, محاربان و… كارگزاران خائن و متعدّيان به اموال عمومى و دولتى و….
در بخش دوّم كه بيست فصل را تشكيل مى دهد به تفصيل از آداب زندان و حقوق زندانيان و چگونگى رفتار با آنها سخن رفته است. عناوين برخى از اين فصول چنين است: حقوق زندانى اگر برائت وى ثابت شد, حضور وى در شعائر دينى, در ملاقات با نزديكان, رفاه و آسايش, محاكمه و چگونگى آن, جدايى زنان و مردان زندانى, خردسالان و نوجوانان با بزرگسالان, مسلمانان و ديگران, شغل و حرفه زندانى, حرمت شكنجه و تحت فشار قراردادن براى اقرار, معنى تأديب و تشديد در زندان, خروج از زندان, تربيت فرهنگى زندانى, چگونگى ساختمان زندان.
شيوه بحث در اين كتاب به اين صورت است كه ابتدا عنوان بحث توضيح داده مى شود, آنگاه روايات از طرق مختلف عرضه مى گردد و سپس گزارش اقوال فقيهان است; در آغاز اقوال فقيهان شيعه و سپس ديگر مذاهب اسلامى. پايان بخش كتاب فهرستهاى فنى آن است شاملِ فهارس: آيات قرآن, احاديث, آثار, اعلام, جايها, قبيله ها و فرقه ها, اشعار و مصادر.
در تورّقى شتابان نكاتى به نظر رسيد كه ياد مى كنم, شايد سودمند افتد:
گاهى نشانى اقوال, دقيق نيست; فى المثل درص ٣٧, به جواهر الكلام, ج٤٠, ص٢٦٠ ارجاع شده است كه اين مطلب درمورد يادشده نيست. و چنين است برخى ديگر از موارد. در ص١١٠ (الا على مبنى الشيخ الأستاذ); الشيخ الأستاذ كيست؟ و نيز در ص ٥٢١.
در ص ٢٣٢ آمده است (قال فى ولاية الفقيه) كه معلوم نيست چه كسى قال؟
در مواردى از چاپهاى سنگى مطلبى نقل شده و به تصحيح قياسى و ظنّى پرداخته شده است كه اگر به چاپهاى محقق رجوع مى شد هم افتادگيها ترميم مى شد و هم متن صحيح نقل مى شد از آن جمله است, آنچه از غنيه ابن زهره در ص٣٥٦ و١١٥ نقل شده است.
در ص ٣٥٥ در نقل از مجمع البيان, سعيدبن المسيب درست است چنانكه در مجمع, ج٣, ص١٨٨ آمده است. در فهرست منابع چاپ جديد مجمع الفائدة و البرهان آمده است, درحالى كه هنوز مجلّدات مربوط به اين بحث چاپ محقَّق نشده است. رسالة المحكم و المتشابه, از سيد مرتضى تلقى شده است بدون هيچ ترديدى, درحالى كه قطعاً چنين نيست, و سخن در اين باره مجالى ديگر مى طلبد. و نيز در ضبط نامها, وفيات و… گاه لغزشهاى اندكى به چشم مى خورد كه همه و همه در مقابل كارى به اين گستردگى و عظمت فراموش شدنى است. جناب طبسى در پايان مقدمه يادآورى كرده اند كه با همين روش, اثرى ديگر درحال تدوين دارند با عنوان موارد النفى والتغريب كه اميد است آن نيز به زودى انتشار يابد. مجموعه مقالات فارسى
مجمع بررسيهاى اقتصاد اسلامى
زير نظر استاد محمد واعظ زاده خراسانى. (مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, ٧٠ ـ ١٣٦٩) ٣ج, ٤١٦ « ٣٢٠ « ٣٤٤ ص, وزيرى.
اوّلين مجمع بررسيهاى اقتصاد اسلامى با همت بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى و با مسؤوليت استاد محمد واعظ زاده خراسانى از ١٥ تا ١٨ شهريورماه ١٣٦٧ با شركت جمعى از استادان, محققان و مفكّران از حوزه و دانشگاه تشكيل شد. مجموعه هاى يادشده حاصل سخنرانيها و مقالات محققان در آن مجمع است كه در سه جلد و در سه بخش كلى: كليات اقتصاد اسلامى, مالكيت و سياستهاى مالى عرضه شده است. در اين سه جلد, مجموعاً ٥٤ مقاله در موضوعات مختلف اقتصادى عرضه شده است. در جلد اوّل پس از بحث ضرورت شناخت اقتصاد اسلامى, مقاله هوشمندانه دبير مجمع است با عنوان (اهميت و ضرورت بحثهاى اقتصادى اسلامى) كه خواندنى و تنبّه آفرين تواند بود. درضمن مقالات ديگر از روش تحقيق در اقتصاد اسلامى, تبيين مكتب اقتصاد اسلامى, نقش عناوين ثانويه در اقتصاد اسلامى, نقش فقه و فقاهت در اقتصاد اسلامى, بحثهاى اقتصادى و تفاوت آن با بحثهاى فقهى و حقوقى, توزيع عادلانه ثروت, عدالت اجتماعى از ديدگاه اسلام, و بالأخره زمينه سازى براى تحقيق عدالت اقتصادى سخن رفته است. مقالات جلد دوّم عهده دار بحث از مالكيت و اقسام و ابعاد آن است كه در دو بخش كلى, مالكيت و اقسام مالكيت عرضه شده اند. عناوين برخى از مقالات آن چنين است:
مالكيت دراسلام, حق مالكيت و حدود آن, مباشرت در حيازت مباحات, مالكيت زمين و تحوّل آن در ايران, مالكيت عمومى و اقسام آن, مالكيت خصوصى و راههاى مشروع آن, مالكيت تعاونى به مفهوم حقوقى و اسلامى آن, انفال, ماهيت حقوقى خراج.
جلد سوّم به بحث و بررسى سياستهاى مالى در اسلام پرداخته است با سه عنوان كلى: پول, بانك و بازار, عناوين برخى از مقالات آن از اين قرار است:
نگاهى به پول و وظايف آن در اقتصاد اسلامى, مبانى تقاضاى پول در نظام اقتصادى اسلامى, بانكدارى اسلامى تبلورى از كاربرد اقتصاد اسلامى, سيستم بانكدارى در جمهورى اسلامى ايران, طرحهاى جديد براى حلّ مشكل بانكها, گامى در تحليل اقتصادى, ويژگيهاى رفتارى در نظام اقتصاد شهرى تمدن اسلامى, اخلاقيات بازرگانى, بازار مشترك كشورهاى اسلامى, بازارهاى عرب در جاهليت و اسلام, مقدمه اى بر كاربرد عملى نظام ارزشى در اقتصاد اسلامى.
اين مجموعه جلد چهارمى خواهد داشت ويژه مقالات عربى و انگليسى كه اميد است در آينده اى نزديك منتشر شود. مجموعه سه جلدى بر روى هم مباحث مهم و قابل توجهى را از اقتصاد اسلامى به بحث كشيده و نكات شايان تأملى را مطرح يا ارزيابى كرده است.
اين مجمع درپى آن است كه زمينه هاى بازشناسى و شناساندن ابعاد اقتصاد اسلامى را بگستراند و با تشكيل مجمعهاى گونه گون و بهره ورى از حاصل تأمل و تدبرهاى عالمان و محققان, پژوهشگران را در دستيابى به اقتصاد اسلامى يارى رساند. اينك گروهى از پژوهشيان در بنياد پژوهشهاى اسلامى درحال كاوش از منابع و مصادر تحقيق اقتصاد اسلامى هستند. بخشى از اين تلاش را كتابى با عنوان نصوص الإقتصاد الإسلامى كتاباً و سنّةً و فقهاً شكل مى دهد. اين اثر در تدوين نهايى مى تواند يكى از مهمترين و كارآمدترين منابع تحقيق در اقتصاد اسلامى را در اختيار پژوهشگران قرار دهد. اينك گزارشى كوتاه از اين اثر را براى اطلاع محققان در اينجا مى آوريم:
كتاب مذكور در دوازده مجلّد تدوين گرديده است كه هدف از آن, گردآورى منابع اصلى كه شامل آيات و تفسير آنها, روايات و نصوص فقهى مربوط به مسائل مالى و علم اقتصاد است.
چنين كتاب جامعى, محقّقانِ در رشته اقتصاد اسلامى را از مراجعه به بسيارى از منابع بى نياز مى سازد زيرا از مآخذ همه مذاهب اسلامى در زمينه تفسير, حديث و فقه استفاده شده است. البتّه در هر مورد به نقل پاره اى از نصوص اكتفا گرديده كه گوياى آرا و نظرات فِرَق گوناگون اسلامى و معرّف منابع آنهاست.
آيات و تفسيرِ آن, از دو كتاب كنز العرفان, فاضل مقداد محقق بزرگ شيعى و احكام القرآن ابى بكر الجصّاص محقق بزرگ اهل سنّت استفاده شده است. در تفسير برخى از آيات كه دو كتاب مذكور فاقد مطلبى درباره آن بوده اند به تفسير تبيان شيخ طوسى و تفسير الجامع لأحكام القرآن علاّمه قرطبى مراجعه شده است.
در زمينه روايات شيعه از دو كتاب وسائل الشيعة شيخ حرّ عاملى و مستدرك الوسائل محدّث نورى, رواياتى انتخاب شده و در مورد روايات اهل سنت كنز العمّال, علاّمه هندى مورد استناد قرار گرفته است.
در زمينه فقه, متون فقهى شيعه به ترتيب زمانى از شيخ صدوق تا فقهاى معاصر به چهار دوره تقسيم شده است:
١ـ متقدمين تا زمان محقق حلى
٢ـ متأخرين از زمان محقق تا شهيد ثانى
٣ـ متأخّر متأخرين, از شهيد ثانى تا زمان مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى.
٤ـ معاصرين, از زمان سيد ابوالحسن اصفهانى تا كنون.
متون فتاواى يك يا دو فقيه معروف و برگزيده هر عصرى آورده شده است كه دنبال كردن يك مسأله در اعصار مختلف ما را بـــه نكات پرارزش مربوط به تحوّل آرا در آن مســــأله, مى رساند
درمورد فقهاى اهل سنت از كتابهاى الأم شافعى, بداية المجتهد ابن رشد اندلسى, عمدة القارى شيخ ابن احمدالعينى, المغنى ابن قدامه و المحلى ابن حزم, استفاده گرديده است. درمورد فقه زيديّه به كتاب البحر الزخّار تأليف ابن المرتضى و سُبُل السلام صنعانى استناد شده است. اعلام النساء المؤمنات
محمّد الحسّون, ام على مشكور. (تهران, انتشارات اسوه, ١٣٧٠) .٧٢٠ ص, وزيرى.
شرح حال نگارى از پيشينه ى بسيار كهن برخوردار است. در مجموعه آثار مدوّن فرهنگ اسلامى نيز پيشينه اين گونه آثار را در قرن اوّل هجرى توان يافت. در ميان انبوه آثار نگاشته شده در اين زمينه, آثارى كه به ثبت و ضبط شرح حال و آثار و سوانح زندگانى زنان به گونه اى مستقل پرداخته باشد, بسيار اندك است. از اين روى شرح حال, فعاليتها و نقش بسيارى از آنان ـ كه گاه بسيار برجسته و حسّاس نيز بوده است ـ يا به هيچ روى ثبت نشده است و يا به خاطر بى توجهيها در هاله اى از ابهام فرو رفته است.
از اين روى گزينش موضوع زنان برجسته شيعى, براى تحقيق, از سوى فاضل سختكوش جناب محمّد حسّون و همسر فاضله اش خانم ام على مشكور, ستودنى است. تحقيق و تفحّص در زواياى آثار مدوّن در اين زمينه به پيشنهاد آقاى حسّون شروع مى شود و با همكارى و ياريهاى وى نيز ادامه مى يابد. گسترش پژوهش به لحاظ زمانى از آغاز تاريخ اسلام تا زمان حاضر است و به لحاظ محدوده اعتقادى تنها زنان دانشور و چهره هاى برجسته شيعى است. مؤلفان ابتدا هرآنچه را در اين زمينه يافته اند كاويده اند و آنگاه اطلاعات و آگاهيهاى فراچنگ آمده را با متون كهن و منابع دست اوّل در شرح حالها به دقت سنجيده اند و دراين رهگذر به نتايج ارجمندى دست يافته و بسيارى از تحريفها و ناراستيها را از شرح حال زنان دانشور شيعى زدوده و حقايق ارزشمندى را در تاريخ زنان شيعى عرضه كرده اند; به مثل: در معجم رجال الحديث, ج ٢٣,ص١٨٢, شماره ١٥٥٩٨, كسى با عنوان ( اُمى الصيرفى) زن تلقى شده و شرح حالش در اين مجلد كه ويژه بانوان است آمده است; آقاى حسّون با دقت در مصادر دريافته اند كه وى يكى از راويان مرد است و نه زن. يا در اعيان الشيعه, ج٧,٣٣٥, مرحوم سيد محسن امين از كسى با عنوان (شراجة الهمدانيه) ياد مى كند, كه در طريق مرحوم صدوق واقع شده است امّا در كتابهاى رجالى از وى يادى نيست. مؤلفان با مراجعه و دقت در متن من لايحضره الفقيه دريافته اند كه وى زنى بدكاره بوده است كه على ـ ع ـ بر او حدّ جارى كرده است و مرحوم امين در مراجعه به متن كتاب اشتباه كرده است و او را به عنوان شخصيّتى شيعى آورده است. مواردى از اين دست فراوان است كه برخى از آنها را در مقدمه يادآورى كرده اند (ص ص ١٠ ـ ١٣).
كتاب با مقدمه كوتاهى از خانم ام على مشكور, درچگونگى شروع كار و روند آن مى آغازد و با مقدمه مفصّل و دراز دامن آقاى حسّون ادامه مى يابد.
وى در اين مقدمه به تفصيل از گزينش موضوع, دشواريهاى پژوهش و چگونگى آن, زندگى و شخصيت زن در فرهنگها و امتهاى پيشين و اسلام و جايگاه او در فرهنگ اسلامى, مسأله حجاب و تعدّد زوجات سخن گفته است. آنگاه گزارش شرح حالهاست به ترتيب حروف و با تكيه بر مشهورترين عنوان آنان. پايان بخش كتاب فهرستهاى فنى آن است مانند فهرست نامهاى كسانى كه شرح حالشان آمده است, نامهاى راويان از معصومان ـ ع, نامهاى شاعران, اديبان, فقيهان, نويسندگان, صاحبان اجازه روايت, زنانى كه در صفّين حضور داشتند و نيز كسانى كه در كربلا بودند و نامهاى شهيدان.
مؤلفان پرونده كتاب را بسته نمى دانند و اينك در ادامه پژوهش خود, شرح گروهى ديگر از زنان دانشور را گرد آورده اند. اكنون نكاتى را يادآورى مى كنم شايد سودمند افتد:
در ذيل شرح حال مجتهده بزرگ معاصر علويه امينه اصفهانى از مهمترين اثر وى, مخزن العرفان كه در تفسير قرآن است ,ياد نشده است.
ام وهب شهيده در كربلا همسر عبدالله بن عمير كلبى است و نه, ام وهب بن جناب كلبى چنانكه در ص ٢٢٥ كتاب آمده است.
در شرح حال خانم زهرا رهنورد, نيز در ترجمه, اشتباهى رخ داده است كه خوانند مى پندارد (همين نام) نام مستعار وى بوده است. درحالى كه گوينده اشاره به (زهرا رهنورد) داشته است.
تكيه مؤلفان به منابع و مصادر عربى و كم اطلاعى آنها از مصادر فارسى و عالمان و شاعران ايران باعث شده است تا نويسندگان و پژوهشيانى از ايرانيان برجاى مانند, كه اميد است در چاپهاى بعد افزوده شود.
به هرحال پژوهش محققان را بايد به عنوان اوّلين اثر دقيق, مستند و روشمند در زندگانى بانوان و دانشور و برجسته شيعى دانست كه شايسته خواندن و تأمل كردن است. سزاست كه ناشر به وسيله مترجمى كارآمد با نثرى روان و جذّاب, كتاب را به فارسى نيز منتشر كند. سعى و تلاش مؤلفان و ناشر مشكور باد. تجارب الأمم
ابوعلى مسكويه رازى. ترجمه ابوالقاسم امامى. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, ١٣٦٩). ج١, ٥٤٤ ص, وزيرى.
احمد بن محمد بن يعقوب مسكويه رازى, فيلسوف, مورّخ و متفكر بزرگ ايرانى درضمن آثار گرانقدر و كم نظيرش كتاب عظيم و گرانسنگى تاريخى نيز پرداخته است با عنوان تجارب الأمم. مسكويه در نگارش تاريخ ـ چونان برخى ديگر از مورخان ـ پيرو طبرى است. اما پيروى منتقد, هوشمند و بازشناسنده سره از ناسره. او به يك واسطه شاگرد طبرى محسوب مى شود (مقدمه متن عربى تجارب الأمم, ج١,ص٣٢), از اين روى به تاريخ وى تكيه داشته بلكه اين كتاب تلخيص و پيرايش از كتاب بزرگ طبرى است (همان). مسكويه كه فيلسوف زبردست و متفكرى بلند پايه بوده و به علوم عقلى و عملى مثل فلسفه و رياضيات و طب و كيميا توجهى وافر داشته است از ذهنيتى عقلانى و تجربى و عملى برخوردار بوده و از اين روى در نگارش تاريخ درميان مورّخان اسلام بديع و بى مانند است.
كتاب تجارب الأمماو ـ كه كتابى تاريخى است ـ از جنبه عقلى و فلسفه عملى نيز قابل تأمل و بررسى است. به گفته دانشورى: (صبغه نيرومند عقلى ـ عملى مسكويه باعث شده كه توجه و تفكر در بهره هاى علمى تاريخ در هيچ كتابى چون تجارب الأمم دنبال نشود. و هيچ كس چون او به كسب فايدتى عملى از تاريخ نينديشد. مسكويه مى كوشد در هرجا كه ممكن است از تاريخ گذشته براى حال و آينده سرمشق و الگويى تعيين كند…. مسكويه در زمينه هاى غير از نقل محض روايات نيز پاى گذارده و به مفهوم تاريخ عملى انديشيده و كوشيده است در جاى جاى تاريخ از يك حادثه جزيى و فردى راه و رسمى كشف كند, و با قبول نوعى قانونمندى و تكرار درتاريخ كه درعين همه تقلبات و تحوّلات, ساختمانى غيرقابل تغيير ماهوى دارد از آن درس اتخاذ كند) (كيهان فرهنگى, سال پنجم, شماره اوّل, ص ١٧, مقاله (ابن مسكويه و كتاب تجارب الأمم).
به بيان وى در مقدمه كتاب بنگريم:
من چون سرگذشت مردمان و كارنامه شاهان را ورق زدم و سرگذشت كشورها و نامه هاى تاريخ را خواندم, در آن چيزها يافتم كه مى توان از آنها, در آن چه مانندش هميشه پيش مى آيد و همتايش پيوسته روى مى دهد, پند گرفت. همچون گزارش آغاز دولتها, و پيدايى پادشاهى ها, و رخــنه هايى كه سپس در آنها راه يافته, و كارسازى كسانى كه آن رخنه ها چاره كردند تا به بهترين روز بازگشت, و سستى كسانى كه از آن بى هُش ماندند و رهــايش كردند تا كارشـان به آشفتـگى و نيستى كشيد, و گزارش شيوه هايى از اين دست, همچون تلاش در آبادكردن كشور, و يك سخن كردن مردم, و راست آوردن پندار سپاهيان, و فريبهاى جنگى و نيرنگهاى مردان, كه گاه به زيان دشمن انجاميد و گاه به زننده نيرنگ بازگشت, و آن چه گروهى در نزد شهريار بدان پيش افتادند و آن چه ديگران بدان واپس ماندند, و آن چه آغازى پسنديده, ليك فرجامى ناستوده داشت و آن چه باژگونه اين بود, يا آغاز و انجام آن يك سان بود, و گزارش شيوه هاى وزيران و سرداران و كسـانى كه جنگى يا رام كردن مردمى يا چاره كردن كارى يا نگاهــدارى اسـتانى بديشان سپرده شد و نيك از پس برآمـــدند و راه كار بدانســتند, يا بــاژگـونه ٌ اين بودند.
…. از اين روى, اين كتاب را گرد آورده ام و آن را تجارب الأمم]= آزمونهاى مردمان[ ناميده ام. كسانى كه از جهان بهره اى بيشتر برده اند, از آن, سودى بيشتر و بهره اى بزرگتر برند, مانند وزيران, سرداران سپاه, شهرداران, كارگزاران ويژگان و توده, سپس رده هاى ديگر; و آنان را كه بهره اى اندك باشد, نه كمتر, در تدبير كارهاى خانه, و آميزش با دوستان, و برخورد با بيگانگان از آن سود برند. با اين همه, اين كتاب از دلنشينى افسانه ها كه در آن گونه از گزارشهاست و ما آن را رها كرده ايم, تهى نباشد.
متأسفانه بر نسخه هاى اين مجموعه گرانسنگ تا سالهاى پيش در زواياى كتابخانه ها غبار فراموشى نشسته بود, تا اينكه جناب امامى با همتى بلند اين غبار را بسترد و جلد اوّل و دوّم متن عربى آن را به سال ؟ با تحقيقى شايسته و استوار و مقدمه اى سودمند و ستودنى منتشر كردند. به روزهاى انتشار اين دو جلد, جناب آقاى محمد جاودان مقالتى سودمند نگاشت و اهميت اين كتاب گرانقدر را باز گفت (كيهان فرهنگى, پيشگفته). اينك ترجمه جلد اوّل را در پيش روى داريم, با نثرى استوار, شيرين و دلكش. جناب امامى با چيرگى بر ادبيّات فارسى كوشيده است تا در بخشهاى گوناگون ترجمه, با نثرهايى مختلف متن كتاب را به پارسى برگرداند. ترجمه فارسى كتاب بدانسان روان و خوشخوان است كه خواننده هرگز از آن بوى ترجمه استشمام نمى كند. چاپ, حروفچينى و صحافى كتاب نيز چون ديگر آثار (انتشارات سروش) زيبا, چشم نواز و ستودنى است. اين جلد از گزارش حوادث عصر پيشداديان مى آغازد و تا حوادث سال چهارم هجرى پيش مى رود. كتاب مقدمه اى نيز دارد كه درضمن آن از منابع پژوهش درباره مسكويه, روزگار و آثار وى, منابع او در نگارش تجارب الأمم, نسخه هاى كتاب, شيوه تحقيق متن عربى و چگونگى ترجمه فارسى سخن رفته است. اينك با اندكى از آنچه جناب امامى در شيوه ترجمه اش نگاشته اند, اين معرفى كوتاه را پايان مى برم:
از آن جا كه بخش عمده مجلد نخست تجارب الامم ويژه تاريخ ايران پيش از اســلام است, گزارش تاريخ آن روزگار, خود به خود, به زبانى پارسى تر مى گرايد. براى نمونه, در ترجمه اندرز اردشير, يا زندگيـــنامه خودنوشته (اتوبيـوگرافى) انوشـــيروان كه از متن هـاى بازمانده پيش از اسلام اند, قلم خود به خود در پى واژگان و عبارتهايى است كه از بن پارسى اند و به آسانى تسليم واژگان تازى نمى شود. از اين رو, نثر ترجمه اين بخش, اندكى پارسى تر است, و واژگان تازى كمتر در آن راه يافته است. ولى از آغاز تاريخ اسلام به اين سو, اين ويژگى در زبان ترجمه ام كم رنگ تر مى شود و واژگان تازى پارسى شده نثر درى, بويژه واژگان مشــترك فرهنگى, به حق در آن راه مى يابد.
مسند على بن سويد السائى
فاضل المالكى. (چاپ اوّل: مشهد, المؤتمرالعالمى للإمام الرضا عليه السلام, ١٤١١ق). ٤٧٩ ص, وزيرى.
على بن سويد از چهره هاى بلند تشيع و از اصحاب گرانقدر امام صادق, امام كاظم و امام رضا ـ عليهم السّلام ـ است. وى دربيان امام هفتم به جايگاه بلند, رازدار هوشمند, هدايت يافته بزرگ, امين اسرار, دين مدار تيزنگر و از خواصّ آل على ستوده شده است (مسند على بن سويد السائى , ص٣١).
پاسخ بلند و گرانسنگ امام هفتم ـ ع ـ از ژرفناى زندان و تاريكناى سياهچال جبّاران, به وى نشانگر منزلت والا و ارج و عظمت او در ديدگاه امام است. رجاليان نيز غالباً وى را به وثاقت, ديانت و بزرگوارى ستوده اند (همان, ص٣٢ ـ ٣٣). وى از جمله مشايخ راويان است كه بسيارى, معالم دين و حقايق و معارف اهل البيت را از وى فراگرفته و نشر داده اند. آنچه اينك در پى معرفى اجمالى آن هستيم, پژوهشى است گسترده و سودمند درباره اين چهره عظيم القدر و شرح و تفسيرى دقيق از روايات و مجموعه اى كه وى نقل كرده است. كتاب در سه باب تدوين يافته است, بدين سان:
باب اوّل تعريف و تبيين عنوان (على بن سويد سائى) است كه در ضمن فصولى, ضبط دقيق آن, بازشناسى مشتركات, شناسايى منطقه (سايه), شخصيت و جايگاه على بن سويد و راويان از او بحث شده و بحثهاى رجالى و تاريخى سودمندى طرح شده است.
باب دوّم, پژوهشى است در روايات وى. مؤلف روايات را ذيل عناوين, احكام, اخلاق, فضايل و نوادر آورده و درباره آنها از نظر سند و متن به تفصيل بحث كرده است.
دراين باب و ضمن شرح و تفسير احاديث, بحثهاى سودمندى را درباره رجال, مصطلحات حديثى, كلام و تفسير توان ديد; به عنوان نمونه در ص ٦١ بحثى است سودمند درباره (اصل, كتاب, مصنّف, نوادر) و در ص ١٢٤ـ ١٢٩ بحثى آمده است درباره عُجب و توكل و در ص ١٢٩ـ ١٤٨ به تفصيل از عنوان (جنب اللّه) كه به ائمّه ـ ع ـ تفسير شده است بحث شده و متضمن گفتگويى است خواندنى از گونه هاى تفسير قرآن. و بالأخره در ص١٦٦ و پس از آن بحث جـالبى است درباره حدّ وحدود علم ائمّه ـ ع ـ.
باب سوّم, بحثى است گسترده و شرح و تفصيلى است خواندنى از رساله على بن سويد. در فصل اوّل اين باب به تفصيل از طرق نقل رساله بحث شده و در پرتو آگاهيهاى ارزشمند رجالى, اسناد آن ارزيابى شده است; آنگاه شرح و تفسير متن رساله است كه درضمن آن بحثهاى مهمى در كلام, تفسير, اخلاق و… مطرح شده است. برخى از اين بحثها چنين است: شيوه هاى شناخت حق, وجوب تقيّه و حرمت افشاگرى, مستحقان زكات, اعانت بر اثم, مستضعف و مفهوم دقيق آن, ائمّه صراط مستقيم هستند, ريا, بحث اصولى تعارض, حقوق اخوان و… .
پايان بخش كتاب, فهرست آيات, روايات, اعلام, مصادر و موضوعات است.
اين كتاب, نمونه بارزى از تحقيق گسترده و دقيق است كه مؤلف با درنگريستن در دهها منبع و كاويدن آثار بسيارى بدان سامان داده است.