آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - حفاظت كتابخانه از خطرات آتش سوزى - موريس جان

حفاظت كتابخانه از خطرات آتش سوزى
موريس جان

##ترجمه مظفرالدين محلاتى ##
آمار ناخوشايند درباره آتش سوزى كتابخانه ها, توجه و مراعات اصولى در برنامه ريزى و پيش گيرى در امر حفاظت اين نهاد را موجب مى شود. منشأ و مبدأ بيش از هفتاد درصد آتش سوزى در كتابخانه ها آتش افروزى عمدى مى باشد. ساير موارد صرفاً به دلايل عملكرد غلط دستگاهها و سيستمهاى توليد گرمايش, معضلات و مشكلات در سيستمهاى مكانيكى و الكتريكى و عمليات و اقدامات مقاطعه كاران و يا بروز رعد و برق است.
در مقطعى از زمان, بين سالهاى ٧٢ـ١٩٦٦ به لحاظ مسائل سياسى و عمليات ضد دولتى و ناراحتيهاى سياسى, واكنشهايى به صورت آتش سوزى در كتابخانه ها بروز داده مى شد. اما بعدها مواردى از آتش سوزى ملاحظه شد كه هيچگونه قصد و غرض خاصى در كار نبوده و صرفاً به خاطر تعارض و تعدى بچه ها و يا افرادى كه تمايل به سرقت و يا خرابكاريهاى نابخردانه داشتند به وقوع مى پيوست. آتش سوزيهاى كتابخانه اى در سالهاى ٨٠ ـ ١٩٧٢
در بررسى آتش سوزى سى ودو كتابخانه, كه بين سالهاى ١٩٧٢ تا ١٩٨٠ به وقوع پيوست, آمار و اطلاعات جالبى به دست آمد. از اين سى ودو مورد نصف آن منجر به شناسايى افرادى گرديد كه از روى عمد ايجاد حريق كرده بودند. در اين راستا, سى مرد و يك زن در شانزده مورد آتش سوزى دست داشتند كه بعضاً به صورت انفرادى و يا تيمهاى دو, سه و يا چهار نفره انجام شده بود. طيف سنى اين افراد از يازده تا بيست و شش سال بوده و زنى كه مرتكب چنين عملى گرديده فقط هفده سال داشته است. سه مورد آتش سوزى ديگرى اتفاق افتاد كه مسببين آنها مورد سوءظن قرار گرفته, ولى دستگير نشدند. اين افراد گروهى بودند كه (نوجوانان) نام داشته و از بين آنان دو مرد در حال فرار ديده شده بودند. دو كارمند مسؤوليت آتش سوزيها را به عهده گرفتند.
سرقت و دزدى ظاهراً انگيزه و محرك دو يا سه حريق بوده است, اما خرابكارى غيرعمدى و اتفاقى تقريباً در كليه موارد ديده شده بود. دريا پنجره اى باز بوده و خرابكار به قصد دزدى داخل گرديده و قبل از خروج مبادرت به ايجاد حريق كرده است. يك مورد آتش سوزى ديگر در نيوروچل توسط فردى صورت گرفت كه شيشه عقب ساختمان را شكست و با پرتاب مواد آتش زا به درون ساختمان باعث آتش سوزى گرديد.
شش مورد از سى و دو مورد آتش سوزى, زمان عودت دادن كتاب به كتابخانه صورت پذيرفته بود. در كتابخانه پايونير در دلتاى كلمبيا هنگام روز بمب آتش زايى كار گذاشته شد كه از باروت و بنزين ساخته شده بود, ولى اين در حالى بود كه كتابخانه تعطيل بوده است. عمليات مذكور محوطه داخل كتابخانه را از بين برد و چنانچه كتابخانه باز بود مى توانست تلفات جانى مهلكى به دنبال داشته باشد. اين نوع اعمال وحشيانه نياز به نبوغ خاصى ندارد, چنانچه شاهد انداختن كبريتى در كرس كاليفرنيا بوديم كه باعث دويست هزار دلار خسارت گرديد. اخيراً آتش سوزيهاى مخرب ديگرى ناشى از عودت دادن كتاب به كتابخانه در جاهايى نظير واشنگتن, اورگان, كاليفرنيا, مريلند, تنسى, اينديانا, ويرجيانا و تگزاس روى داده است. در بررسيهاى به عمل آمده مشخص گرديده است كه ايجاد حريق در كتابخانه ها نه تنها در شب, بلكه در روز نيز صورت گرفته است. از سى و دو مورد آتش سوزى, هشت مورد آن بين ساعتهاى ده صبح تا هفت بعدازظهر واقع شده بودند. فقط در سه مورد از اين آتش سوزيها مامورين اطفاى حريق قادر به حمايت و كمك گرديدند و در ساير موارد نسبت به قضيه كاملاً بيگانه مى نمودند. كتابداران مرجع در مورد بهبود امر حفاظت و نگهدارى از كتابخانه پيشنهادها و نظرياتى ارائه داده اند كه به قرار زير است:
١. بررسى مجدد و پيوسته نسبت به خط مشى بيمه هاى آتش سوزى, به منظور حصول اطمينان از كفايت آنها.
٢. بيمه نمودن كتب در امر جايگزينى آنها و توجه به اين مسأله كه ممكن است اغلب كتب تاريخ محلى منحصر به فرد بوده و نوعاً غير قابل جايگزينى باشند.
٣. ايجاد اماكنى مناسب جهت عودت دادن كتاب در خارج از كتابخانه و بسته نگاهداشتن همه قسمتهايى كه امكان برگشت دادن كتاب را از داخل به كتابخانه ميسر مى سازد.
٤. ايجاد سيستمهاى بازرسى جهت شناسايى مزاحمين و سيستمهاى آب پاش جهت اطفاى حريق.
٥. نگهدارى زمان و تاريخ بايگانى دقيق از كليه مذاكرات و مكالمات با مسؤولين بيمه به منظور آمادگى كامل بيمه گر به هنگام وقوع حادثه و پرداخت خسارت.
٦. چنانچه اقدامات پيش گيرى كننده منتج به شكست شده و آتش سوزى باعث خسارات مهلكى گردد در اين صورت لازم است كه در مدت تعمير و بازسازى كتابخانه, خدمات مربوطه تعطيل گردد.
حال چنين مى توان استنباط كرد كه وقوع آتش سوزى در كتابخانه ها در گذشته مى توانسته احتمالاً ناشى از نقص سيستمهاى الكتريكى و يا كشيدن سيگار, بدون رعايت مسائل ايمنى, بوده و كلاً آنها را از نوع آتش سوزيهاى آتش افروز دانست. زيرا تقريباً محال است كه وقوع آتش سوزى از نه درصد در سال ١٩٦٣ به هفتاد درصد در سال ١٩٧٢ افزايش يافته و صرفاً آتش سوزى محض باشد. چنانچه در گزارش سال ١٩٦٣ عنوان شده, كشيدن سيگار علت شماره يك آتش سوزى در كتابخانه ها تلقى گرديده است, تا آنجا كه كليه حريقهاى ساختمانهاى ديگر نيز بدين منوال صورت پذيرفته است. از زمان اين بررسى, گزارش سايرين هم كوركورانه در همين راستا بوده و كشيدن سيگار را عامل اصلى آتش سوزى دانسته اند. در اين خصوص دلايل و مدارك ناچيزى وجود دارد. جدول شرح وقايع آتش سوزى براساس تاريخ وقوع آنها از سال ١٩٥٠ تا ١٩٦٢ كه دربرگيرنده گزارش فوق مى باشد, نشان مى دهد كه ٨٥ مورد آتش سوزى از ٨٨ فقره حريق بدون علت (٦٦درصد) بوده و به طور منطقى مى توان چنين استنباط كرد كه نه فقط شش مورد تشخيص داده شده از نوع آتش افروز بوده, بلكه كلاً تعداد معتنابهى از آتش سوزيها از اين نوع تلقى گرديده اند. جلوگيرى از خرابكارى و ايجاد حريق
اصولى ترين راه بهبود فيزيكى هر كتابخانه در هر شكل و اندازه اين است كه براى جلوگيرى از خرابكارى و آتش سوزى الزاماً مى بايستى درها و پنجره ها بخصوص آنهايى كه در پشت يا كناره هاى ساختمان وجود داشته و غير قابل ديد از توى خيابان هستند, تقويت شوند تا از ورود غير مجاز افراد جلوگيرى گردد. راه ديگر بهبود, ايجاد و تعبيه يك سيستم شناسايى افراد مزاحم است كه با دستكارى در يا پنجره قصد ورود به ساختمان داشته و اين سيستم با ارسال علائمى به مركز كنترل مانع ورود آنان شود. از اين مهمتر برخوردارى از يك ايستگاه مركزى است كه بتواند اطلاعات را به طور سريع به پليس مخابره نمايد. در بعضى كتابخانه ها هنگام بروز حادثه, فقط آژير خطر به كار مى افتد كه اين عمل باعث مى گردد شخص خاطى متوجه شده و مورد هشدار قرار گيرد. اين سيستم از ارزش زيادى برخوردار نمى باشد.
سيستم ديگرى كه مى تواند در موقع بروز آتش سوزيهاى مختلف, كتابخانه يا هر ساختمان ديگرى را از خطر مصون بدارد, سيستم كشف خودكار (اتوماتيك) است كه تمام قسمتهاى ساختمان را زير پوشش قرار مى دهد. اين سيستم به وجود آتش, از طريق دود يا گرماى آن پى مى برد. دستگاههاى كشف خودكار از طريق حرارت به اين صورت عمل مى كند كه به طور اتوماتيك در درجه حرارت معينى كار كرده و به مجرد افزايش حرارت معين, اعلام خبر مى كند. دستگاه تشخيص دهنده دود يكى از چندين راه را براى مطلع كردن از دود يا حاصل احتراقها به كار مى برند, به اين معنى كه به مجرد بروز دود و توسعه آتش, صدا ايجاد مى كنند و اين در صورتى است كه اين آتش غير از آتشهاى ناشى از احتراقهاى عمدى باشد. سيستم به صدا درآمدن آژير مى تواند در طول روز كاركنان را از بروز آتش مطلع سازد. در نيمه هاى شب فقط يك ايستگاه مركزى مى تواند اداره آتش نشانى را خبر كند. گرچه ارزش آنها تا اندازه اى منوط به عكس العمل آنها در مقابل ايستگاه مركزى است, ولى اين سيستمها زمانى مى تواند مفيد قرار گيرد كه اولاً خوب نصب شود و ثانياً خوب نگهدارى شود. سيستمهاى آب پاش
سيستمهاى فرونشانى خودكار, بويژه سيستم آب پاش, به صورت گسترده اى در كتابخانه ها در حال استفاده و به كارگيرى هستند. اغلب كتابخانه هاى جديد و بزرگ به اين سيستم مجهز مى باشند. كتابداران سنتى استفاده از سيستمهاى آب پاش را در كتابخانه خطرناكتر و بدتر از آتش دانسته و نسبت به داشتن آن از خود مقاومت نشان داده اند و بر اين باورند كه ضرر آب به مراتب بيش از آتش بوده و وجود لوله هاى آب پاش در قفسه هاى كتابخانه, خاصه زمانى كه از آتش خبرى نيست, امكان تخريب را زياد مى كند.
اين دسته از كتابداران سيستمهاى كشف كننده خودكار را براى كتابخانه ترجيح داده اند. هر چند از اين طريق ممكن است تاخيرى در امر ريختن آب بر روى آتش صورت گيرد, ولى سيستمى است پذيرفته شده كه در شرايط ايده آل اين تاخير ممكن است فقط چند دقيقه باشد. اما چنانچه هرگونه اشكالى در برقرارى ارتباط با اداره آتش نشانى باشد و يا اين اداره, همزمان در جاى ديگرى مشغول اطفاى حريق باشد, آتش به سرعت گسترش پيدا كرده و مامورين آتش نشانى ممكن است به لوله هاى آب پاش فوق العاده قوى متوسل شوند كه خود موجب از بين رفتن كتابهاى زيادى مى شود.
نمونه بارز اين آتش سوزى در كتابخانه كلين لا در فيلادلفيا در سال ١٩٧٢ رخ داد كه به خاطر تاخير مامورين آتش نشانى و وسعت دامنه آتش مجبور شدند كه در هر دقيقه يازده هزار گالون آب بر روى كتابهاى كتابخانه بريزند كه در نتيجه آن كل مجموعه كتابخانه به انضمام كتب مربوطه به حقوق انگليسى و آمريكا و همچنين مقالات بنيامين فرانكلين از آب پوشانده شود. پس اگر كتابخانه مجهز به سيستم آب پاش مى بود, چنين رويدادى رخ نمى داد.
سيستم اساسى و اصولى لوله خيس, كه به دليل بودن آب در لوله بدين نام شناخته شده است, شبكه اى از مقاديرى لوله با دهانكها و سرآب پاشهايى هستند و طورى تنظيم يافته اند كه از فواصل معين آب لازم را در كليه سطوح خالى مى نمايند. اما اين دهانكها (سرآب پاشها) فقط يك مرتبه به نوبت باز مى شوند و با باز شدن دو يا سه تاى آنها مقادير معتنابهى آتش خاموش مى شود. در يك بررسى, اين نتيجه به دست آمد كه چهل و سه درصد كل آتش سوزى يك كتابخانه فقط با يك سرآب پاش, اطفا شد و چنانچه مى خواستيم تا هفتاد درصد مطلوب واقع شود, بيش از دوسه سرآب پاش ضرورى مى نمود. از هر سرآب پاش, كه به صورت فواره چتر مانندى است, در هر دقيقه حدود بيست گالون آب پخش مى شود.
در دهه هاى ٧٠ و ٨٠ سيستم باز و بسته شدن دهانه لوله آب پاش رواج و توسعه پيدا كرد; به اين صورت كه در اثر بروز آتش اين دهانه ها باز مى شد و به مجرد اطفاى حريق از كار باز مى ايستاد و آسيبهاى ناشى از آب را تقليل مى داد. حتى قبل از اين سيستم, سيستمى مورد استفاده قرار مى گرفت كه با داشتن دريچه و يا سوپاپى ميزان خروج آب را كنترل مى كرد. اين سيستم به اين صورت طراحى شده است كه دريچه سوپاپ روى مخزن جريان آب را كنترل كرده و به مجرد بروز آتش و اطلاع از آن باز شده و اجازه مى دهد كه آب به درون لوله هاى خالى راه يابد. عمل ديگر اين سيستم, بسته شدن دريچه سوپاپ مخزن آب است كه به مجرد خاموش شدن آتش, انجام مى گيرد. اين سيستم مورد قبول بعضى از كتابداران قرار گرفته است; چون به طور معمول و در شرايط عادى لوله ها خالى بوده و فقط زمانى كه دستگاه كشف كننده وجود دود يا آتش را حس كرده, آب به درون لوله ها راه مى يابد و طبعاً در اين حالت, سيستم اساساً به صورت يك سيستم استاندارد لوله خيس عمل مى نمايد.
استفاده از گازهاى خاموش كننده آتش در كتابخانه, به منظور حفاظت از كتابهاى نادر و باارزش و مجموعه هاى اختصاصى, طرفداران زيادى دارد. زيرا كه منجر به خيس شدن و خراب شدن كتابها نگرديده و اثرات شيميايى از خود باقى نمى گذارد. اولين گاز مورد استفاده, گاز دى اكسيد كرين بود كه با متراكم شدن آن در فضا قابليت اطفاى حريق را به محيط مى داد و آتش خاموش مى شد. استفاده از اين گاز به علت اينكه محيط را براى انسان خطرناك مى ساخت, مورد محدوديت قرار گرفت; زيرا خروج افراد در محلى كه از اين گاز استفاده مى گرديد مى بايستى قبل از خروج خود گاز صورت مى گرفت.
گاز هالون ١٣٠١, با دارا بودن خصوصيات گاز دى اكسيد كرين و عدم ايجاد محيط خطرزا براى افراد, به جاى دى اكسيد كربن به كار گرفته شده و در ضمن جا دادن ظروف محتواى اين گاز در انبار نياز به فضاى كمترى پيدا مى كند. متراكم شدن پنج درصد از اين گاز در هوا ايجاد فضايى مى نمايد كه مانع سوختن گرديده و افراد مى توانند دوام آورده و از ترس خفگى مجبور به فرار نشوند. اين نكته مهمى است; گو اينكه در هر حادثه مهلك و ترسناكى, مساله فرار از محل حادثه, ولو به صورت موقت, امرى طبيعى است. گاز هالون ١٣٠١ در حال حاضر فقط در چند مكان مورد استفاده قرار مى گيرد كه كارش حفاظت از كل ساختمان است. اين اماكن عبارتند از: مانت ورنون, موزه وينتر تورو كتابخانه پوزى در دانشگاه هاروارد.
با توجه به اينكه گاز هالون قابليت سرعت عمل داشته و آتش را ظرف چند ثانيه خاموش مى نمايد, جاى خود را در اماكنى كه مجموعه هاى كمياب نگهدارى مى شود, باز كرده و اثراتى نيز باقى نمى گذارد. اما به هرحال امكان نارسايى احتمالى وجود دارد و آن زمانى است كه مدت زمان اطفاى حريق محدود نمى باشد. در اين وضعيت كليه درها و پنجره ها مى بايستى بسته مانده و سيستم تهويه هوا براى مدت كوتاهى از كار افتاده تا از اتمام حادثه مطمئن گرديد. هزينه اين ماده كه براى هر پاوند چندين دلار تمام مى شود, بسيار سنگين بوده و مانع مى شود كه ساختمانهاى بزرگ با فضاهاى باز خود بتوانند از آن بهره گيرند. سيستم آب پاش در قفسه هاى كتاب
با اطمينان مى توان اظهار كرد كه تقريباً كليه كتابداران در استفاده از گاز هالون ١٣٠١ جهت حفظ و حراست از مجموعه هاى كتب كمياب اتفاق نظر دارند. اما در امر فرونشانى آتش در كل كتابخانه نوعاً توافق كمترى وجود دارد. به هر حال در اكثر كتابخانه هاى جديد, در سالهاى اخير سيستم آب پاش خودكار, بجز اماكنى كه كتب نادر نگهدارى مى شود, نصب و راه اندازى شده است. به عنوان مثال مى توان از كتابخانه هاى بسيار بزرگ و جديد كشور سعودى, كتابخانه كنگره واقع در ساختمان جيمز مديسون, كتابخانه متروپوليتن تورنتو, كتابخانه حقوق دانشگاه مينوسوتا و كتابخانه حقوق دانشگاه استانفورد و برخى از كتابخانه هاى موجود, مانند مريلند, راتگرز, بركلى, استانفورد ياد كرد كه مجهز به سيستم آب پاش خودكار هستند.
اين مسأله را نمى توان انكار كرد كه در رشته كتابدارى, بعضاً كتابدارانى وجود دارند كه هنوز به عقيده خود نسبت به حفاظت كتب از طريق سيستم آب پاش خودكار باقى مانده اند. على رغم اينكه نظر بعضى كتابداران ديگر مخالف با اين سيستم است و حرفشان اين است كه لوله هاى آب معمولاً پر از آب بوده و آب ماده اى است شناخته شده كه مى تواند براحتى جاى خود را در محيطهاى غير لازم و نامناسب باز كند, اما بد نيست به تجارب كتابخانه ها در مورد حوادث ناشى از ويرانيهاى آب اشاره كنيم. در يك بررسى معلوم شد كه سال ١٩٦٣, صد و پنجاه و سه كتابخانه اعلام كرده اند كه جمعاً دويست و پنجاه و هفت مورد آسيبهاى وارده از آب ناشى گرديده است كه البته تعداد كمى از اينها به علت عمليات اداره آتش نشانى بوده و بقيه در ارتباط با نشت آب, لوله هاى بخار, عمليات ساختمانى, بارندگى زياد, چكه هاى پشت بام, سيل, عيوب سيستم تخليه آب و فاضلاب مى باشد. به هر حال مقدار معتنابهى آب ناخواسته در كتابخانه ها از طريق منابع مختلف وجود دارد. مهمترين منشأ, غير از سيل, ممكن است عمليات اداره آتش ناشى باشد و نتيجتاً همه مسائل حول اين محور است كه آيا حقيقتاً وجود يك سيستم آب پاش خودكار در كتابخانه الزامى است يا خير؟
چنانچه شرايط محيطى مطلوب را در نظر بگيريم, يك سيستم هشداردهنده قابل اطمينان به طور اتوماتيك, وجود گرما, دود يا مواد آتش زا را حس كرده و وقوع آتش را از طريق آژير به ايستگاه مركزى و نهايتاً اداره آتش نشانى مخابره مى كند و مامورين آتش نشانى در محل حادثه حاضر شده و سريعاً اطفاى آتش صورت مى گيرد. اين سيستم در بعضى مواد نارساييهايى هم دارد كه ناشى از طرح اوليه غلط آن است يا اينكه به طور اصولى نصب نگرديده و يا وسايل آن روز آمد نبوده است. نمونه ديگرى كه مى توان در اينجا از آن ياد كرد, وجود بمب آتش زاست كه با وجود دخالت سريع مامورين آتش نشانى مع الاسف بى فايده بوده است. همان طورى كه مأمورين آتش نشانى واقفند, پنج دقيقه اول آتش سوزى بسيار حساس و بحرانى است. طبيعى است كه اگر متوجه شوند دهانه سيستم آب پاش باز شده و بمب آتش زا تقريباً مهار كرده است, باعث خوشحالى آنان گرديده و در عين حال فرصت مناسبى ايجاد شده تا خود را به محل حادثه برسانند.
بهترين راه حل اين مشكل در كتابخانه ها احتمالاً تلفيق سيستم كشف خودكار و سيستم آب پاش خودكار مى باشد. با تلفيق اين دو, اداره آتش نشانى سريعاً از تجمع دود در محل آگاه مى گردد و قبل از اينكه دهانه آب پاش به طور خودكار باز شده و آب بروى كتابها بريزد, وارد ساختمان كتابخانه مى گردد و دست به كار مى شود. برعكس, اگر شخص مزاحم و مخربى بمب آتش زايى را به درون سالن نشريات كتابخانه بيندازد و متعاقب آن, آتش فضا را سريعاً پر كند, يك يا دو دهانه آب پاش, باز گرديده و قبل از اينكه مأمورين آتش نشانى به محل حادثه برسند از پيشرفت حريق جلوگيرى به عمل مى آيد. اين عمل بخصوص زمانى باعث خشنودى مى شود كه مامورين در جاى ديگرى هم درگير بوده و مشغول اطفاى حريق باشند. بايد به خاطر داشت كه سيستم آب پاش خودكار اگر درست طرح ريزى شده باشد در موقع بروز حريق, علامتى را به ايستگاه مركزى مخابره مى كند كه پس از ارسال اين علامت, مأمورين آتش نشانى جهت قطع جريان آب به محل, فراخوانده مى شوند و اين اقدام زمانى موفقيت آميز است كه آتش تحت كنترل درآمده و اقدامات بعدى, يعنى نجات جان افراد و زدودن دود و حفاظت مجموعه تحقق پذيرد. بعضى اوقات, يعنى زمانى كه بحث از شايستگى سيستمهاى آب پاش مى شود, ويژگى علامت جريان آب (علامتى كه به ايستگاه مركزى ارسال مى گردد) مورد اغماض قرار مى گيرد.
فقط شرايط محيطى كتابخانه اى كه در آن حريق رخ داده است مى تواند تعيين كند كه آيا سيستم كشف خودكار به تنهايى يا سيستم آب پاش به تنهايى براى مبارزه با آتش سوزى كافى است يا خير. بهره گيرى از هر دو سيستم مى تواند دفاعى نيرومند حتى در مقابل خسارتهاى ناچيز باشد. كتابخانه هاى عمومى و دانشگاهى بزرگ به منظور حفاظت از مجموعه هاى خود از اين سيستم دوگانه استفاده مى نمايند. افزايش آتش سوزيهاى عمدى در كتابخانه ها
تجارب آتش سوزى در كتابخانه ها بين سالهاى ١٩٧٨ تا ١٩٨٣ ميزان افزايش حوادث ناشى از حريقهاى عمدى را تاييد كرد. گرچه جمع آورى اطلاعات در مورد آتش سوزيهاى كتابخانه اى كار آسانى نيست, مع الوصف در اين مدت شاهد سى و چهار آتش سوزى بوده ايم كه عمدى بوده و شش مورد ديگر دلايل ديگرى داشته است. يك عمليات ساختمانى مقاطعه كارى در بايگانى فيلم ملى در مريلند در سال ١٩٧٨ منجر به يك مصيبت و بدبختى گرديد. رعد و برقى دراسكات ويل ويرجينيا در سال ١٩٨٠ يك كتابخانه را به طور كامل سوزانيد. در سال ١٩٨٠ شهر پرت درانتاريو كتابخانه خود را از دست داد. اين آتش سوزى به خاطر اين بود كه آتش در محل زندگى مراقب كتابخانه ايجاد شده بود. به همين ترتيب سه مورد آتش سوزى ديگر به علت نارسايى و عيوب سيستم برقى به وقوع پيوسته بود.
در همين دوره, ٢٨ مورد آتش سوزى (٨٢ درصد) مشاهده شده است كه شامل سوختن موزه و كتابخانه فضايى شهرسن ديه گو در سال ١٩٧٨, كتابخانه محلى هاليوود در سال ١٩٨٢ و حريقى كه منجر به از بين رفتن كتابخانه دانشكده اتلانتيك در بارهاربور ايالت مين در سال ١٩٨٣ گرديد. آمار مشابه اى در خصوص آتش سوزى و خرابكارى در همه امور در يك جلسه جلوگيرى از آتش افروزى مورد بحث قرار گرفته بود. صنعت بيمه, خرابكارى را دليل شماره يك آتش سوزى قلمداد مى نمايد. با توجه به اينكه ٢/٥٣ درصد كليه آتش سوزيها به اين دليل بوده است, اما اين رقم به مراتب بيشتر از رقم دليل دوم است كه تقلب در امور بيمه محسوب مى شود.
سه پيشرفت نسبتاً جديد در خصوص خطر آتش سوزى كتابخانه ها مى بايستى توضيح داده شود: يكى قابليت و امكان نجات كتب مرطوب در مراكز مختلف است و دوم روشهاى پيشرفته خشك كردن توسط سيستمهاى وكيوم مى باشد. اين دو پيشرفت باعث گرديده كه تا اندازه اى ترس كتابداران از پاشيدن آب بر روى كتابها كم شود و در حقيقت, رطوبت در حين جريان, باعث مى شود كه ساير كتب نسوزد. مورد سوم به كارگيرى از سيستم انبارهاى فشرده در كتابخانه هاى بزرگ است. مهندسين اطفاى حريق قبول دارند كه اين سيستم خواهان حفاظت كتابخانه از طريق سيستم آب پاش خودكار مى باشد. اين ويژگى براى تجهيزات نصب شده در زيرزمينها بسيار واقع بينانه مى باشد. نتايج
كتابخانه ها توسط افراد خرابكار به آتش كشيده مى شوند. آتش سوزيهايى كه به علل ديگر به وقوع مى پيوندند, تعدادشان ناچيز است. در اثر پيشرفتهاى فيزيكى ساده, حتى در موقع تنزل بودجه, خطر آتش سوزى مى تواند به مقدار معتنابهى كاهش يابد. مجهز بودن به سيستمهاى حفاظتى خودكار باعث مى شود كه ورود افراد بيگانه, نفوذ آب, آتش يا دود مستقيماً به ايستگاه مركزى اطلاع داده شود. سيستم آب پاش خودكار بر ديگر سيستمها در رابطه با تشخيص آتش داراى مزيت خاصى است. زيرا به مجرد بروز آتش, بر روى آنها آب ريخته مى شود و همزمان اداره آتش نشانى را مطلع مى سازد. بعضى از كتابخانه ها مجهز به بيش از يك سيستم اطفاى حريق مى باشند و اغلب از سيستم حفاظتى گاز هالون ١٣٠١ براى مجموعه هاى اختصاصى خود استفاده مى نمايند. پيشنهاد نهايى اين است كه به لحاظ جلوگيرى از آتش, اگر نحوه عودت دادن كتاب به كتابخانه اصولى طرحريزى نشده باشد, استقبال از يك مصيبت است.