آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - كشته از بس كه فزون است كفن نتوان كرد - فرهنگ محمدجواد

كشته از بس كه فزون است كفن نتوان كرد
فرهنگ محمدجواد

نقدى دوباره بر (فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در آئينه كتاب) فاطمه ـ عليها السلام ـ در آئينه كتاب. اسماعيل انصارى زنجانى خوئينى (چاپ دوم, انتشارات الهادى, قم, ١٣٧٥ش). وزيرى, ٤٥٠ص.
نگارش كتابنامه, علاوه بر تتبع وسيع, به تبحّر در فنّ تراجم, تاريخ و رجال و نسخه شناسى نياز دارد و اگر مؤلف كتابنامه در يكى از اين فنون, اطلاعاتش ناقص باشد كتاب او دچار اشتباهات و اغلاط فاحش خواهد شد و اين بلايى بود كه به سر كتابنامه فوق آمده است.
پس از انتشار نخستين چاپ كتاب (فاطمه در آئينه كتاب), اين جانب نقدى بر آن نگاشت. (ر.ك: آينه پژوهش, شماره٣٧) و موارد نادرستى از برخى مطالب آن را نمايان ساخت كه در پايان آن آمده است: (ضمن آرزوى توفيق براى مؤلف محترم, اميد است در چاپهاى بعدى تمام اين كاستيها جبران شود و كارهايى از اين دست با تأمل بيشتر و از سرِ دقّت و حوصله افزون به چاپ رسد).
امّا با كمال تأسف, چاپ دوم اين كتاب نيز آكنده از كمبودها و كاستيهاست; همان اشتباهاتى كه در چاپ اول وجود داشت ـ و يكايك آنها تذكر داده شده بود ـ اينك با تعداد بيشتر در چاپ دوم تكرار شده است. شايد انگيزه مؤلف براى اين كار, افزايش شماره كتابها بوده باشد. اما شگفتى از (معاونت آموزشى و پژوهشى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى) است كه اين كتاب را بدون توجه به اغلاط موجود در آن به دست چاپ سپرده و پيش از چاپ آن را بررسى نكرده است.
اينك براى آنكه اين كتاب براى چاپهاى بعدى از اغلاط پيراسته شود و سخن ما به دور از واقعيت نبوده باشد به تذكار چند نكته درباره اين كتاب مى پردازيم:
الف) مؤلف محترم, كتابش را نتيجه هفت سال كوشش و معرفى كننده ١١٥٥ كتاب مستقل در زندگى حضرت زهرا دانسته است (ص١٩) اما با يك نگاه اجمالى به آن درمى يابيم كه نه اين عدد صحيح است (كه دهها كتاب بى ارتباط به حضرت و نادرست در آن داخل شده) و نه اين همه, روى اين كتاب كار شده است (كه وجود اشتباهات فراوان در نام كسان, نام كتابها و عدم مراجعه به منابع در سراسر كتاب مشهود است).
ب) مؤلف محترم ارائه جزوه هاى كمتر از پنجاه صفحه را الزامى دانسته و حذف نام آنها را, نوعى فاصله گرفتن از چهارچوب علمى كار تلقى كرده است (ص١٩). حال جاى اين پرسش است كه آوردن نام كتابچه هاى كوچك پنج ـ شش صفحه اى كارى است علمى؟ و آيا اصولاً به آنها كتاب اطلاق مى شود؟ مانند:
حديث شريف كساء, ١٥ص, چاپ ١٣٩٥ش. (ش٢٥٤)
حديث شريف كساء منظوم, جيبى, ١٧ص (ش٢٥٥)
حديث كساء, جيبى, ؟ص (ش٢٦٣)
حديث كساء, نيم جيبى, ٤٠ص (ش٢٦٤)
حديث كساء, رقعى, ٦ص (ش٢٦٦)
حديث كساء, جيبى, ١٦ص (ش٢٦٨)
حديث الكساء فى مصادره, وزيرى, ٨ص (ش٢٧١)
حديث كساء منظوم, ١٦ص (ش٢٧٦)
حضرت فاطمه, جيبى, ٨ص (ش٢٩٩)
نظم حديث الكساء, رقعى, ٨ص (ش١٠٦٥)
زهرا بزرگ زن جهان بشريت, جيبى, ١٣ص (ش٤٨٥)
زراعة الآخرة, جيبى, ٢٠ص (ش٤٥٠)
لازم به يادآورى است كه در صفحه ١٢٢ تا ١٣١ مجموعاً ٣٢ عنوان درباره حديث كساء وجود دارد كه اكثر آنها كمتر از ٣٠ صفحه است. آيا اينها كتابهاى مستقل درباره حضرت زهرا به شمار مى روند؟
ج) مؤلف در مقدمه مى نويسد: بعضى از كتابها ظاهر نامشان نشان مى دهد كه درباره حضرت زهرا(ع) باشند, ولى مطالعه دقيق آنها اين اشتباه را برطرف مى كند (ص٢١) و نوشتار خود را داراى اين امتياز مى داند كه تمام كتابها مطالعه دقيق شده و همه آنها در مورد حضرت است, در حالى كه مؤلف با توجه به اين نكته, كتابهايى را كه كوچكترين ارتباطى به حضرت زهرا ندارد, در شمار كتابهاى زندگى آنحضرت آورده است; مانند: تمام آنهايى كه درباره شهر فاطيما ـ در پرتغال ـ است. اين كتابها كوچكترين ارتباطى به حضرت زهرا ندارد. حتى مؤلف در توضيح برخى از آنها نوشته است: اين كتاب درباره (فرانسيسكو)ست (ش٨٠٥) يا اين كتاب درباره (جاكنيتا)ست (ش٢١٧). آنها عبارتند از: ش٤٧, ٤٨, ٥٠, ٦٠, ٧٩, ١٤٧, ٢١٦, ٢١٧, ٦٠٣, ٧٧٠, ٧٧١, ٧٧٢, ٧٧٤, ٨٠٥, ٩٣٥, ١٠٠٣.
١و٢. بانوى حجره تاريك (ش٩٤ و٩٥). اين كتاب كوچكترين ارتباطى به حضرت زهرا ندارد و آن را انتشارات (نور جهان) ـ كه مبلّغ رسمى مسيحيت در ايران, در پيش از انقلاب بود ـ به چاپ رسانده و عقايد انجيلى را مطرح ساخته است.
٣. الشجرة الفاطمية (ش٥٦١). درباره نسب سادات است.
٤و٥. البتول العذراء فى وصف الكيمياء الحمراء (ش٩٩). قصيده اى است درباره علم كيميا, نه درباره زندگى حضرت زهرا. جالب آن است كه در الذريعه (ج٣, ص١٦) دنباله نام قصيده را آورده, اما مؤلف بدون جهت آن را حذف كرده است و همچنين است: (شرح البتول العذراء فى الكيمياء الحمراء) (ش٥٦٣) كه اين هم (قصائدى در مدح حضرت زهرا) نيست و مؤلف, اطلاعات نادرست داده است.
٦. صحاح الاخبار فى نسب السادة الفاطمية الاخيار (ش٦٠٦).
٧. بنى الزهراء (ش١٣٤).
٨. بنى فاطمه دو سرى شاخ (ش١٣٥).
٩. تحقيق المجلد الثالث والاربعون من بحارالانوار (ش١٦١). آيا تحقيق و پاورقى بحار, خود كتابى مستقل به شمار مى رود; يعنى بحار يك كتاب است و تحقيق آن يك كتاب ديگر؟
١٠. تركة النبى (ش١٩٢).
١١. تفضيل الحسنين على امهما الصدّيقة (ع) (ش٢١٠). اين كتاب درباره امام حسن و امام حسين ـ عليهما السلام ـ است.
١٢. الجمع بين فاطميين (ش٢٢٦). اين درباره مسأله اى, فقهى يعنى جواز ازدواج با دو زن هاشمى است, نه درباره حضرت زهرا.
١٣. رسالة فى حليّة الجمع بين الفاطميتين (ش٤٣٤).
١٤. الروضة الماجدية (ش٤٤٥). مؤلف اگر به اين كتاب مراجعه كوتاهى مى كرد, مى ديد كه تمام اشعار آن درباره امام حسين و روز عاشورا و مقتل است.
١٥. الصوارم القاصمة لظهور الجامعين بين بنتين من ولد فاطمة (ش٦١٩). مؤلف در توضيح آن نوشته است: (در اين رساله حرمت ازدواج با دو زن سيد ثابت شده است) (پس اين كتاب درباره حضرت زهرا است!).
١٦. فضائح المضلّين (ش٨١١). يكى از مجلّدات شرح ديوان اميرالمؤمنين است, نه شرح زندگى حضرت زهرا.
١٧. بانوى اسلام (ش٨٨). اين كتاب ترجمه (المرأة المسلمة) (بانوى مسلمان) و در بيان صفاتى كه يك زن مسلمان داشته باشد بوده و هيچ ارتباطى به حضرت زهرا ندارد.
١٨. مجمع الانوار (ش٩٤٤). اين كتاب درباره فضيلت صلوات است.
١٩. مزيل المين عن جواز الجمع بين الفاطميتين (ش٩٥٧).
٢٠. مطالع الزهراء فى ذريّة بنى الزهراء (ش٩٧٣).
٢١. مفتاح الفردوس (ش٩٩٢).
٢٢. نيرنگ فصاحت و ثمرة النبوة (ش١٠٨٤). اوّلاً: اين يك كتاب نيست و دو كتاب جداگانه است. ثانياً: نيرنگ فصاحت ترجمه نهج البلاغه به اردو است (ذريعه, ج٢٤, ص٤٣٥). و ثمرة النبوة نيز در شماره ٢١٦ ذكر شده است.
٢٣. فاطمة البتول رواية تاريخية اجتماعية (ش٦٥٤). اين كتاب ـ همانطورى كه از اسمش برمى آيد ـ داستانى تاريخى ـ اجتماعى و قصه عمرو و هند است.
٢٤. فضل الفاطميين (ش٨٢٣).
٢٥. گلهاى زهرايى (ش٩١١). اين كتاب مجموعه شعر درباره حضرت معصومه و مسجد جمكران و امام زمان(عج) است و كوچكترين ارتباطى به حضرت زهرا ندارد. ضمناً ناشر اين كتاب (انتشارات مشايخ) است نه نشر مسعى ـ كه اصلاً وجود خارجى ندارد.
٢٦. جواب بعض العامة عن اعتراضه على اصحابنا… (ش٢٣٢).
٢٧. الوجيزة العاصمة من شبهة حرمة الجمع بين ثنتين من ولد فاطمة (ش١٠٨٧). اين كتاب به اردو است نه به عربى و اسم كتاب, مؤلف را به اشتباه افكنده است.
٢٨. نقد روش عبداللطيف عاشور در تحقيق اثحاف السائل (ش١٠٧٠).
٢٩. تفسير سورة الكوثر (ش٢٠٥). مؤلف اين كتاب را از فخر رازى معرفى كرده, اما آيا اين كتاب درباره حضرت زهرا است؟ فخر رازى سنّى اشعرى شافعى كه در تفسيرش آيات ولايت را انكار كرده و حتى در تفسير سوره كوثر (مجلد ١٦, جزء٣١, ص١١٧) نامى از حضرت زهرا نبرده است, كتابى مستقل در شأن حضرت نگاشته و سوره كوثر را به آن جناب تفسير كرده است؟
٣٠. كدام بيت الاحزان؟
اين كتاب سفرنامه مؤلفش به مكه و مدينه است و از فجايع وهابى ها سخن مى گويد و كوچكترين ارتباطى به حضرت زهرا ندارد. چرا مؤلف گرامى, بدون مراجعه به اصل كتاب اطلاعات نادرست ميدهد؟
نيز در نقد پيشين, دوازده كتاب ديگر ـ كه به زندگى حضرت ارتباطى ندارند ـ ياد شده است, كه همگى آنها در چاپ دوم نيز آمده است. ظاهراً مؤلف محترم, هر كتابى را كه در اسم آن, كلمه فاطمه و زهرا باشد, مربوط به زندگى حضرت مى داند!
د) با اينكه مؤلف در مقدمه مى نويسد: چون در فهرست حاضر كتابهاى مستقل مورد نظر است, نام كتابهاى ضمنى حذف شد (ص٢٢). اما ناخودآگاه ـ و يا براى افزايش شمار كتابها ـ بسيارى از كتابهاى ضمنى را هم با كتابهاى مستقل مخلوط كرده است; مانند:
١. اهل بيتين قودسال قادينلرى و فاطمه (ش٧٨). اين كتاب درباره بانوان اهلبيت است.
٢. انوار حسينى (ش٧٣). در تاريخ حضرت فاطمه و فرزندانش است.
٣. جنت البقيع (ش٢٢٨). اين رساله درباره تاريخ و جغرافياى قبرستان بقيع است و اختصاصى به حضرت زهرا ندارد.
٤. بقيعة (ش١٢٧). اين نيز در مورد قبرستان بقيع است ـ تازه اگر باشد ـ نه قبر حضرت زهرا.
٤. الخطب الثلاثة فاطمة و امّ كلثوم و زينب (ش٣٤٢).
٥. شأن پنج تن (ش٥٦٠).
٦. كلمة جامعة (ش٨٨٢). مؤلف, اين كتاب را از حاج ملا على واعظ خيابانى (م١٢٨٢)؟ ـ ١٣٦٧ق صحيح است ـ و به نقل از علماء معاصرين/ ٤٠٧ و در شرح احوال حضرت زهرا نوشته است. اما خود مؤلف در كتابش مى نويسد: (كلمة جامعة فى ٤٧٠ صفحه, محتوى بر عقايد و مسائل و قصايد و احوال حضرت صديقه طاهره و جمعى از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ و ديگر مقاصد مهمّه.)
روشن است كه مؤلف محترم به منبع مورد استناد مراجعه نكرده و نام اين كتاب و منبع را از جاى ديگرى (كتابنامه حضرت زهرا, تدوين: بنياد فرهنگى فاطمة الزهرا) گرفته است.
نيز در نقد پيشين, ٢٦ كتاب ضمنى نشان داده شد كه همگى در اين چاپ نيز تكرار شده اند.
هـ) همچنين مؤلف در اين كتاب براى افزودن بر تعداد كتابها, بسيارى از عناوين را از خود اختراع كرده و به مؤلفى موهوم نسبت داده است; مانند:
١. سيدة النساء فاطمة بنت الرسول (ش٥٣٨). اين چند صفحه از (صفة الصفوة) ابن جوزى بوده و هيچگاه مستقلاً به چاپ نرسيده است.
٢. فاطمه (٦٤٥). مؤلف, مدرك خود را ذريعه (ج١٧, ص١٨٦) نوشته است, اما با مراجعه به آن روشن مى شود كه: شيخ شرف الدين على يزدى (م٨٣٠ق) يك معمّا از نام حضرت زهرا ساخته و معاصر او, سيد محمد بن على حسينى در شرح آن, رساله اى به نام قواعد العمل نوشته است. حال از كجاى اين عبارت برمى آيد كه سيد محمد حسينى كتابى مستقل به نام (فاطمه) نوشته است, قضاوت با خوانندگان است.
٣. فدك فى التاريخ (ش٧٩٤). نوشته سيد حيدر بن اسماعيل موسوى عاملى. مؤلف مدرك خود را نقباء البشر (ج٢, ص٦٨٤) نوشته است, اما به اين كتاب مراجعه نكرده تا ببيند كه شيخ آقا بزرگ اين كتاب را از تأليفات فرزند سيد حيدر, يعنى سيد محمد باقر صدر دانسته و اين كتاب هم بسيار مشهور است.
٤. القصيدة الحلواء فى مدح بنى الزهراء (ش٨٤٨). مؤلف در ذيل آن مى نويسد: (اين كتاب شامل قصيده اى در مدح حضرت زهرا و فرزندانش است)!
٥. قصيدة فى مدح بضعة النبى (ش٨٤٩). مؤلّف مى نويسد: (قصيده اى بدون الف در مدح حضرت زهراست)!
٦. قصيدة لرثاء الصديقة على ابيها (ش٨٥٠). آيا اينهم يك كتاب مستقل است؟
٧. عدّة قصائد فى رثاء الزهراء (ش٦٢٨). اين قصايد هيچگاه تفكيك نشده و به صورت مستقل هم منتشر نشده است.
٨. الكوثريه (ش٨٩٧). اين نام يك شعر درباره اميرالمؤمنين(ع) و عيد غدير است و هيچ ارتباطى به حضرت زهرا ندارد. ر.ك: نقباء البشر, ج٢, ص٧٧٠.
٩. ياس كبود (ش١١٥٠). مؤلف در ذيل آن نگاشته است: (عنوان ديگر كتاب (در رثاى صديقه كبرى) است و منبع مورد استناد خود را كتاب (غدير در شعر فارسى) معرفى مى نمايد. امّا در اين كتاب (ص٦٧) آن را تنها يك شعر توصيف كرده است. عبارت كتاب چنين است: (سوگ سروده او در رثاى صديقه كبرى ـ سلام الله عليها ـ با نام (ياس كبود) شهرتى همگانى يافت.)
١٠. مؤلف محترم, مجموعه مقالات (الزهرا) را ـ كه حاوى چند مقاله است ـ تفكيك و به عنوان چهار كتاب مستقل معرفى كرده و بار ديگر هم كتاب (الزهرا) را شماره گذارى نموده است. آنها عبارتند از:
امّ ابيها صديقه كبرى (ش٦٨). ترجمه اسدالله ناصح;
زندگانى فاطمةالزهرا (ش٤٦٥). ترجمه حسين ـ كه حسن صحيح است ـ طارمى;
ترجمه وفاة الزهراء (ش١٩١). ترجمه مسعود پاكپور ـ كه پاكپرور صحيح است;
الزهراء (ش٤٧٤).
اين چهار شماره همه يك كتاب هستند.
١١. نَظم رواية ورقة فى مصائب الزهراء (ش١٠٦٧).
اينهم فقط يك شعر است و كتابى مستقل نيست.
١٢. ملحمة فى الزهراء البتول (ش٩٩٩).
اين نيز كتابى مستقل نبوده و تنها يك شعر چند بيتى است.
١٣. حديث خطبة الزهراء (ش٢٥٠). مؤلف آن را كتابى مستقل از سيد مرتضى علم الهدى دانسته و به النابس/١٢١ نسبت داده است. اما شيخ آقا بزرگ تهرانى در آن جا مى نويسد:
سيد مرتضى از برخى از اساتيد شيخ مفيد نيز روايت مى كند; مانند: ابوعبدالله مرزبانى (م٣٧٨ق) كه از او بسيار و از جمله (حديث خطبة الزهراء) را روايت مى كند.
مؤلف خيال كرده كه حتماً اينهم نام كتابى مستقل است.
١٤. خطبة الزهراء (ش٣٥٣). مؤلف آن را كتابى مستقل از على بن هارون دانسته و به نوابغ الرواة (ص٢١١) ارجاع مى دهد. اما شيخ آقا بزرگ تهرانى مى نويسد: سيد مرتضى از ابوعبدالله مرزبانى و او از على بن هارون, خطبة الزهراء را نقل كرده است. آيا اين كتابى مستقل مى باشد؟
و هم در نقد پيشين يازده مقاله ـ كه همه به عنوان كتابى مستقل شماره گذارى شده ـ معرفى شده است.
و) هرچند مؤلف در مقدمه نوشته است: كتابهايى كه دو نام دارند در بعضى كتابنامه ها به عنوان دو كتاب معرفى شده بود كه در كتاب حاضر اين اشتباهات رفع شد (ص٢٢). امّا واقع امر آن است كه مؤلف محترم خود بيش از همه كتابنامه ها دچار اين مشكل شده و لذا از ارزش كتابنامه خويش كاسته است. برخى از آنها عبارتند از:
١. احوال بى بى فاطمه (ش٢١ و٢٢ و٢٤) هر سه فارسى و خطى در كتابخانه هاى پاكستان.
٢. البلاغة الفاطمية (ش١٢٨ و١٢٩). هر دو بدون مؤلف و هر دو چاپ نجف و به علاوه آن هم با (البلاغة الفاطمية) (ش١٣٠) نوشته سيد جاسم شبر, يكسان است.
٣. تفسير سورة الكوثر و درّة الدرر فى تفسير سورة الكوثر (ش٢٠٤ و ٢٠٨ و٣٩٠). اين هرسه با هم يكى هستند. هر سه تفسير سوره كوثر و نوشته ملا حبيب الله كاشانى. مؤلف محترم به دليل كمى تبحّر در علم تراجم و كتابشناسى نتوانسته است تشخيص دهد كه حبيب الله كاشانى و حبيب الله بن عليمدد ساوجى كاشانى و حبيب الله بن عليمدد ساوى كاشانى ـ هرسه متوفاى ١٣٤٠ق. ـ نام يك نفر است.
٤. حضرت زهرا و فاطمه زهرا حضرتلرى (ش٢٩٢ و ٣٣٤). هر دو, ترجمه تركى (بانوى بانوان) و به خط فارسى, ترجمه على سيد زاده و چاپ بنياد بعثت.
٥. خطبة الزهراء (ش٣٥٦ و ٣٥٨). هر دو, چاپ مؤسسة البلاغ (بيروت) در سال ١٩٩٠م.
٦. خطبه هاى حضرت زهرا و خطبه هاى روشنگرانه حضرت فاطمه زهرا (ش٣٦٥ و ٣٦٦). هر دو چاپ بنياد بعثت.
٧. بى بى فاطمه و داستان بى بى فاطمه (ش١٤١ و ٣٧٢). هر دو فارسى, بدون مؤلف در كتابخانه گنج بخش پاكستان.
٨. رساله حضرت طاهره و رساله فاطمه (ش٤٢٤ و ٤٢٧). هر دو فارسى و خطى و بدون نام مؤلف.
٩. الرسالة التفضيلية و تفضيل الحسنين (ش٢١٠ و ٤٢٣). هر دو در يك موضوع و نوشته آقا محمد على بهبهانى.
١٠. شرح خطبة الزهراء (ش٥٧٩ و ٥٨٠). هر دو نوشته سيد ابوالقاسم موسوى خوانسارى.
١١. خزان در بهار و شكوفه عصمت (ش٣٣٧ و ٥٩٧). هر دو نوشته محمود جويبارى, و هيجده مناسبت مطابق هيجده سال سنّ حضرت زهرا. جالب آن است كه خزان در بهار اصلاً وجود خارجى ندارد.
١٢. صحيفه فاطمه زهرا و صحيفه فاطميه (ش٦٠٨ و ٦١٠). هر دو نوشته سيد محمد هادى جونپورى و چاپ هند. طرفه آنكه اين كتاب مستقل! تنها پنج صفحه (به قطع رقعى و ضمن يك مجموعه) است.
١٣. فدك فاطمه و ماجراى فدك (ش٧٩٣ و ٩٣٠). هر دو نوشته سيد احمد فالى. جالب آن است كه يكى را فارسى چاپى و ديگرى را فارسى خطى نگاشته است.
١٤. فدك فى التاريخ (ش٧٩٤ و ٧٩٦). هر دو نوشته سيد محمد باقر صدر.
١٥. مسئله فدك (ش٩٥٨ و ٩٥٩). هر دو نوشته سيد محمد جعفر زيدى.
١٦. زندگانى فاطمه زهرا (ش٤٦٣ و ٤٦٩). هر دو از شهيد دستغيب, ايشان يك زندگانى فاطمه زهرا, نگاشته, نه دو كتاب به يك اسم.
١٧. مسند فاطمه (ش٩٦٢ و ٩٦٣) و دلائل الزهرا (ش٤٠٧). هر سه كتاب از محمد بن جرير طبرى صغير.
١٨. مسند فاطمه (ش٩٦٢ و٩٦٣). هر دو عربى خطى و بدون مؤلف.
١٩. نظم حديث الكساء (١٠٦٠ و ١٠٦٦). هر دو از سروده هاى سيد عدنان غزيفى بحرانى است. جالب آن است كه مؤلف به تصوير كتاب (ش١٠٦٦) توجه نكرده تا نام مؤلف (سيد عدنان عزيفى) را بر آن ببيند و لذا نام ناشر را به عنوان نام مؤلف ذكر كرده است.
٢٠. فضائل فاطمة الزهرا و مناقب فاطمه (٨٢١ و ١٠١٣). هردو از حاكم نيشابورى (م٤٠٥ق).
٢١. فضل الفاطميين و فضيلت فاطميين (ش٨٢٣ و ٨٢٥). هر دو عربى خطى و از تأليفات ملا اسماعيل خاجوئى.
٢٢. قصه فاطمه زهرا (ش٨٤٣ و ٨٤٤). هر دو فارسى خطى و هر دو بدون مؤلف. البته در ذيل آن از قصه فاطمه زهرا ـ تركى و عربى و اردو ـ نيز ياد شده كه احتمال مى رود همه آنها يكى باشد و لغت آنها نيز با هم تفاوت نكند.
٢٣. نود و نه نام حضرت فاطمه (ش١٠٧٨ و ١٠٧٩). هر دو بدون مؤلف و هر دو خطى و در هند.
٢٤. وصيت پيغمبر به فاطمه و وصيت حضرت رسول به فاطمه زهرا (ش١٠٩١ و ١٠٩٢ و ١٠٩٣).
٢٥. وصية النبى لفاطمة (ش١٠٩٤ـ١١٠٢). اين نه عنوان همه عربى و بدون مؤلف هستند. ضمناً اين كتابها احاديث پيامبر اكرم به شمار مى روند. آيا وصاياى پيامبر به على(ع) و ابوذر غفارى, و نيز وصيت اميرالمؤمنين به امام مجتبى(ع) مربوط به وصيت كننده است يا موصى له؟
٢٦. وفاة الزهراء (ش١١٠٨ و ١١١٠ و ١١١٩ و ١١٢٢). اين چهار عنوان همه عربى و بدون مؤلف هستند.
٢٧. وفاة الزهراء (ش١١٠٥ و ١١٠٩). سيد ماجد بحرانى با سيد هاشم بحرانى خلط شده و سيد ماجد كتابى به نام وفاة الزهراء ندارد.
٢٨. وفات نامه حضرت فاطمه (ش١٠٣٢ و ١٠٣٣ و ١٠٣٧). هرسه كتاب اردو, خطى و بدون مؤلف هستند.
٢٩. فضائل فاطمة و مناقب فاطمة (ش٨١٨ و ١٠١١). هر دو بدون مؤلف و به نقل از كشف الظنون.
٣٠. حديث شريف كساء منظوم و نظم حديث كساء (ش٢٥٥ و ١٠٥١). هر دو از شيخ جعفر شرف الدين شوشترى. ضمناً مؤلف متوجه نشده است كه شيخ جعفر شرف الدين و شيخ جعفر بن محمد باقر شوشترى يك نفر است.
٣١. الثغور الباسمة فى فضائل فاطمة و مناقب فاطمة (ش٢١٤ و ٩٤٣) هر دو از عبدالرحمان سيوطى.
٣٢. مباحثة امامى و سنى= مباحثة الجعفرى و الاشعرى= مباحثة العلوى والاموى فى تفضيل الزهراء على مريم بنت عمران (ش٩٣٦ و ٩٣٧ و ٩٣٨). هر سه از يك مؤلف و در يك موضوع و خطى, البته مباحثة العلوى و الاموى مختصرتر از مباحثة الجعفرى والاشعرى است.
٣٣. فاطمة الزهراء قدوة و اسوة و فاطمة الزهراء المرأة النموذجية (ش٧٣٤ و ٧٣٨). هر دو از يك مؤلف و در يك موضوع است.
البته بررسى بيشتر از حوصله اين مقاله بيرون است.
ز) مؤلف محترم خود را مقيّد به دادن اطلاعات صحيح ندانسته است و در برخى موارد در مورد نام مؤلف, ناشر, لغت كتاب, طبع كتاب, ترجمه آن, دچار اشتباه شده است. مواردى از آن عبارتند از: نام مؤلف:
١. البلاغة الفاطمية, از سيد جاسم شبّر است, نه عبدالرضا بن محمد على مطبعى ـ كه ناشر آن است ـ (ش١٢٨).
٢. نظم حديث الكساء. از سيد عدنان غريفى است, نه سيد على عدنانى ـ كه ناشر آن است ـ (ش١٠٦٦).
٣. بضعة الرسول. مؤلف آن را ميرزايى قاديانى نوشته است, در حالى كه ميرزائيان فرقه اى از قاديانيه هستند نه شخص.
٤. فدك فى التاريخ. از سيد محمد باقر صدر است, نه سيد حيدر موسوى عاملى (ش٧٩٤).
٥. نقش تاريخى و سياسى فدك. از على اكبر حسنى است, نه سيد على اكبر حسينى خراسانى ـ كه وجود خارجى ندارد (ش١٠٧١). نام ناشر:
١. گلهاى زهرايى. ناشر آن انتشارات مشايخ است, نه انتشارات مسعى ـ كه وجود خارجى ندارد ـ (ش٩١١).
٢. فرياد يك انقلاب. ناشر آن دارالتبليغ اسلامى است, نه انتشارات بدر (ش٨١٠). لغت كتاب:
١. رساله آيت الله محمد كرمى درباره (فدك), به فارسى است نه عربى (ش٤٣٠).
٢. ثمرة النبوة. به زبان اردوست نه فارسى (ش٢١٥). ر.ك: ذريعة (ج٥, ص١٦).
٣. تفسير سورة الكوثر. اين كتاب عربى و به چاپ رسيده است, نه عربى خطى و نه فارسى چاپى (ش٢٠٤ و ٢٠٨ و ٣٩٠). ر.ك: ذريعة (ج٨, ص٩٨).
٤. فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد. نه به انگليسى ترجمه شده و نه به اردو, پس شماره هاى ٦٩٣ و ٣٠٧ زايد است.
٥. كتاب ـ سخيف و موهون ـ فاطمة و بنات محمد. به فرانسوى بوده و هيچگاه به عربى ترجمه نشده, پس شماره ٧٥٧ زايد است.
٦. لمعة الضياء فى شرح خطبة الزهراء (ش٩٢٦). اگر به عربى است, پس چرا اسم آن در فهرست كتابهاى چاپى فارسى آمده و اگر فارسى است, چرا در مقابل آن نوشته ايد: عربى!
٧. نظم حديث الكساء. اثر شيخ جعفر شرف الدين, فارسى است نه عربى (ش١٠٥١). طبع كتاب:
مؤلف محترم بسيارى از كتابهايى را كه هنوز به چاپ نرسيده و معلوم نيست چه زمانى به چاپ خواهد رسيد و نيز پلى كپى ها را جزو كتابهاى چاپى نوشته است و طبعاً خواننده هرچه به دنبال آنها مى گردد كمتر مى يابد; مانند:
كتابهاى مؤسسة الزهراء, چون: بر كرانه كوثر (ش١١٤); برگزيدگان (ش١١٦ و١١٧); برگ گل سرخ (ش١١٨); پاره آفتاب (ش١٤٥); چشمه نور (ش٢٣٥); خورشيد شب (ش٣٧٠); در بارگاه ماه (ش٣٨١); ماه هفت آسمان (ش٩٣٤); محبوبه پروردگار (ش٩٤٦); فضائل فاطمة الزهراء (ش٨٢٢); كعبه عفاف (ش٨٧٩); قطره اى از دريا (ش٨٥٤) و نيز پلى كپى هايى كه در نقد پيشين نام آنها آمده است; خزان در بهار (ش٣٣٧) كى تأليف شده, تا به چاپ رسيده باشد؟ نيز كتاب لؤلؤ درخشان در صفات بهترين زنان جهان (ش٩١٩) به چاپ رسيده است. و هم كتاب فدك فاطمه= ماجراى فدك (ش٧٩٣) به چاپ رسيده است (و مؤلف محترم هر دو را خطى نوشته است). ترجمه كتاب:
١. كتاب فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد. به اردو و انگليسى ترجمه نشده است (ش٦٩٣ و ٧٠٣).
٢. كتاب فاطمة و بنات محمد(ص). به عربى ترجمه نشده است تا به چاپ رسيده باشد (ش٧٥٧).
ح) مؤلف محترم در مقدمه كتابش (ص٢٥) ذكر تاريخ وفات مؤلفين را وعده داده است, اما در مقام عمل, بسيارى از ايشان را مهمل گذارده و تنها سال فوت كسانى را ذكر نموده كه در كتابنامه حضرت زهرا اثر آقاى ناصرالدين انصارى ـ آمده است ـ برخى از آنها ـ كه تاريخ وفات ايشان ذكر نشده است ـ عبارتند از:
حسن سعيد (ش٧٢٣); جلال الدين رياستى (ش٧٦٧); محمدرضا حكيمى حايرى (ش٧٥٨); سيد مصلح الدين مهدوى (ش٨٠٢); توفيق ابوعلم (ش٨٦٨); عايشه عبدالرحمن بنت الشاطى (ش٦٧٨); عباس محمود عقاد (ش٧٤٤); سيد محمد كاظم قزوينى (ش٧٤٠); محمد واصف (ش٧٠٥); ملا داود كعبى هجرى (ش٦٨٥); سيد مرتضى حسينى فيروزآبادى (ش٣١٩); سيد محمد هادى جونپورى (ش٦٠٨); على بن موسى عمارى قرناطى (ش٦٠٥); صدرالمتألّهين شيرازى (ش٥٧٠); سيد محمود آلوسى بغدادى (ش٥٦١); شيخ محمد على واعظ كرمانشاهى (ش٥١٤); سيد محمد كاظم كفايى (ش٤٦٥); سيد على مرعشى شهرستانى (ش١٠٥٩); حيدر على فيض آبادى هندى (ش٣٧٤); سيد جمال الدين محمد يزدى حايرى (ش٣٨٤).
همچنين ٢٢ نفر ديگر ـ كه تاريخ وفات آنها ذكر نشده است ـ در نقد پيشين يادآورى شده اند, كه در اين چاپ نيز بدون سال فوت مانده اند.
ط) مؤلف در پاره اى موارد, تاريخ وفات مؤلفين را بسيار اشتباه ذكر كرده است, مانند:
١. سيد جواد شرافت (ش٦٧٤). تاريخ فوت او را ١٣٦٠قمرى ذكر مى كند, كه ١٤٠٢قمرى صحيح است.
٢. ملا على واعظ خيابانى (ش٨٨٢). تارخ فوت او را ١٢٨٢ قمرى ذكر مى كند و ١٣٦٧ قمرى صحيح است.
يى) مؤلف محترم در بعضى موارد, نام مؤلف را تعيين نكرده است. با اينكه با اندكى تحقيق نام آنها روشن است.
ش٨٦٨: كدام بيت الاحزان؟ (چاپ انتشارات سروش است و نام مؤلف بر روى كتاب ـ حتماً ـ نوشته شده است.)
ش٦٩٩: فاطمة الزهراء (مؤلف كه از تعداد صفحات آن آگاه است, خوب بود نام مؤلفين آن را نيز مى نوشت).
ش٩٠٦: گل محمدى (عزيزالله جعفريان).
ش٦٨٧: فاطمة الزهراء (مير ابوالفتح دعوتى نويسنده آن است).
به هر حال اين كتاب با اين نكات ـ كه برخى را بر سبيل مثال بيان كرديم ـ به چاپ رسيده است. اميد است در چاپهاى بعدى بر روى آن دقت بيشترى شود و مؤلف محترم و ناشر گرامى, براى انتشار آن شتاب نكرده و آن را با تأمل بيشتر و رفع نقايص منتشر نمايند.