آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - مؤلّفات ابن عربى - بيدارفر محسن

مؤلّفات ابن عربى
بيدارفر محسن

محمدبن عبدالله بن حاتم طائى، معروف به ابن عربى و شيخ اكبر و محيى الدين، از نوابغ روزگار و چهره اى برجسته در عرفان نظرى است. به اعتقاد بسيارى از اهل فن، او اين علم را نظمى خاص داده است و راه او توسط شاگرد مخصوصش قرنوى پيگيرى شده و به صورت علمى خاص عرضه گشته است.
ابن عربى١ در رمضان سال ٥٦٠ هجرى در مرسيه ـ از شهرهاى اندلس ـ به دنيا آمد. خانواده او اهل دانش و عرفان بودند و او نيز با اين روش خو گرفت. در هشت سالگى خانواده اش به اشبيليه منتقل شدند و او را نيز همراه داشتند. او دوران جوانى را در همانجا گذراند و علوم قرآن و حديث و ادب را از اساتيد فنّ فراگرفت و سرآمد زمان خود گشت.
ابن عربى سفرهاى بسيار نمود و از شهرهاى مختلف اندلس و شرق آفريقا بازديد كرد و با مشايخ آن ديار ملاقات داشت و مدتى در تونس اقامت كرد. در سال ٥٩٨ به مصر و از آنجا به مدينه و مكّه رفت و پس از آن نيز سفرهاى مكرّرى به شام و بغداد و مصر و آسياى صغير داشت و با مشايخ متعددى ملاقات نمود و از آنان استفاده كرد و سرانجام در سال ٦٣٨ هجرى در شهر دمشق درگذشت و در همانجا مدفون گشت.
مرقد وى در بيرون شهر دمشق هم اكنون معروف است و مورد احترام عام و خاص آن ديار مى باشد.
نبوغ شگرف او به همراه سفرهاى بسيار و ملاقات با مشايخ و علماى فراوان شخصيّتى استثنائى از او ساخت كه محصول آن ارائه علمى عرفان نظرى و نوشته هاى بسيارى است كه از او به يادگار مانده است.
به باور بسيارى از متخصصان و گواهى شمار زيادى نوشته هاى ابن عربى، وى از پركارترين نويسندگان مسلمان است. افزون بر اينكه او در بيشتر تأليفات خود مبتكر است و مطالب زيادى را براى اوّلين بار تقرير مى كند. از اين رو نمى توان نويسندگان پركارى چون سيوطى و يا فيض كاشانى را با او مقايسه كرد. چرا كه اين دو نويسنده در آثار خود حكايتگرند و نه مبتكر. ليكن ابن عربى بسيار كم به نقل سخنان ديگران مى پردازد و از اين رو افكار و سخنان وى نفوذ فراوانى در متفكران ديگر داشته است. اين نفوذ تا حدى است كه علومى چند و بالاخص عرفان نظرى با نام او نزديكى مخصوصى پيدا كرده است، و كمتر عالمى در اين زمينه بتوان يافت كه از او تأثير نپذيرفته باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، نياز به بررسى نوشته هاى او جهت كاوشگرى در مكاتب گوناگون فلسفى و عرفانى پس از او كمال لزوم را داراست، و از اين رو و كوششهاى چندى جهت شناسايى كتابهاى او به عمل آمده است.
نخستين بار خود وى فهرستى از نوشته هايش را قلمى كرده، و به يكى از شاگردان خود اهدا كرده است و به احتمال قوى اين شخص همان قرنوى است.٢
در اين فهرست، ابن عربى نام ٢٤٨ كتاب از تأليفات خود را برشمرده است. از نكات جالب اينكه در اين فهرست شيخ از ١٧٤كتاب خود نام مى برد و تأليفات كاملى مى خواند كه هنوز زمان عرضه آنها فرانرسيده است.٣ و اين خود نشان حساسيّت شديدى است كه در همان زمان نيز در برابر نوشته ها و افكار او ابراز مى شده است.
اين فهرست يك بار توسط دكتر ابوالعلاء عفيقى در مجله دانشكده ادبيات دانشگاه اسكندريه (دسامبر١٩٥٣) چاپ شده است. دوبار نيز توسط كوركيس عواد، مدير موزه بغداد، منتشر شده كه بار دوّم و كاملترين آن در سه شماره پياپى مجمع عربى در دمشق بوده است. (شماره ٣ و ٤ از سال بيست و نهم سال ١٩٥٤، و شماره اول از سال سى ام ١٩٥٥ بوده است.) در اين نشر كوركيس عواد كوشيده است تا شمارى از دستنوشته هاى موجود از كتابهاى ياد شده در فهرست را مورد شناسايى و معرفى قرار دهد. و همو در دو شماره بعدى مجله ياد شده (شماره ٢ و ٣، سال ١٩٥٥) به تكميل اين فهرست پرداخته و شمار ديگرى از تأليفات شيخ را برشمرده است. ابن عربى يك بار ديگر نيز فهرستى از نوشته هاى خود را به دست داده است. وى در اجازه روايتى كه براى ملك مظفر بهاءالدين بن ملك عادل سلطان دمشق نوشته است كتابهاى خود را برمى شمارد. شيخ در اين اجازه مى نويسد٤: (من محمدابن على بن عربى حاتمى هستم، و اين سخن من است: از خداوند تعالي§ استخاره نمودم و اجازه دارم به سلطان ملك مظفر بهاءالدين غازى فرزند ملك عادل ابى بكر ابن ايّوب و فرزندان او… تا از من روايت كنند آنچه را من روايت كرده ام… و آنچه را تأليف نموده ام…)
از اين اجازه نسخه هاى متعددى در دست است كه همگى در شمار كتابها يكسان نيستند، و در نسخه هاى مختلف از ٢٦٥ تا ٢٨٦ تأليف، ياد شده است.٥ اين اجازه نيز در سال ١٩٥٥ توسط دكتر عبدالرحمان بدوى در مجله اندلس شماره ٢٠ به چاپ رسيده است. در زمانهاى بعد تنى چند از كاوشگران كوششهايى جهت برشمارى كتابهاى ابن عربى و يا معرّفى دستنوشته هاى تأليفات او داشته اند. از جمله بروكلمان در كتاب معروف خود٦ (ج١، ص٥٧١ ـ ٥٨٢، ليدن ١٩٤٣ و ملحق ج١، ص٧٩٠ ـ ٨٠٢، ليدن ١٩٣٧) به معرفى ٢٣٧ تأليف در ٧١٠ دستنوشته پرداخته است. پس از او گورگيس عواد، در مستدركى كه ياد شد، (٢٧٩ كتاب را برشمرده كه با محاسبه ٢٤٨ كتاب اصل فهرست عدد تأليفات را به ٥٢٧ رسانيده است.
كوششهاى ديگرى نيز صورت گرفته است كه چون اهميّت دو نمونه ياد شده را ندارند، به ذكر آنها نمى پردازيم. آخرين بار كاوشگر سختكوش كارهاى ابن عربى دكتر عثمان يحيى به اين كار كمر بسته است و به عنوان بخشى از پايان نامه دكتراى خود كتاب جامعى زيرعنوان مؤلفات ابن عربى فراهم آورده است. اين كتاب كه در اصل به زبان فرانسه نوشته شده است در سال ١٩٩١م (١٤١٢ق) در مصر توسط دكتر احمدمحمد طيب (استاد دانشگاه الازهر) به زبان عربى برگردانده شده است و بخشى از آن نيز توسط خود مؤلف مورد بازبينى قرار گرفته و ما در اين نوشته به شناسايى آن مى پردازيم.٧
يادآورى مى شود كه دكتر عثمان يحيى از محققان پركار در كتابهاى عرفانى و بويژه كتابهاى ابن عربى است و در اين زمينه كتابهاى چندى تحقيق و منتشر كرده است كه آخرينش الفتوحات المكية مى باشد.٨
بارى كتاب مؤلفات ابن عربى با در دست بودن كارهاى پيشتر تأليف شده است، و در چند بخش ترتيب يافته است:
بخش اول: در اين بخش مصادر تحقيق معرفى و بررسى گرديده كه به قرار زير است:
الف) بررسى مصادرى از نوشته هاى ابن عربى كه عبارت از دو مصدر ياد شده (فهرست و اجازه) و اشاراتى است كه ابن عربى در كتابهاى مختلف خود به اسامى نوشته هاى خويش دارد و شمار اين نامها در هر نوشته مجزا نشان داده شده است.
ب) بررسى نوشته هاى ديگران درباره تأليفات ابن عربى و ذكر تعداد مؤلفات در هر مصدر.
ج) فهرستى از كتابخانه هايى كه نسخه هاى آنها مورد بررسى قرار گرفته است.
د) نتيجه گيرى از بررسيهاى ياد شده كه از چند فهرست تشكيل شده است: ١ ـ فهرست كتابهايى كه به دست نيامده است. ٢ ـ فهرست رساله هايى كه نسبت آنها به ابن عربى نادرست و يا مشكوك است. ٣ ـ رساله هايى كه ابن عربى در آنها به فتوحات اشاره و حوالت كرده است.٤ ـ آنگاه به توضيح سماعات موجود در نسخه هاى مختلف كتابهاى ابن عربى مى پردازد و پس از اينكه اهميّت اين سماعات را در تحقيق كارهاى محيى الدين گوشزد مى كند فهرستى از نسخه هاى داراى سماع را ترتيب داده است. در اين فهرست ٣١ نسخه را معرفى مى كند كه جمعاً شامل ١٨٧ سماع هستند. ٥ ـ در فهرست بعد ٦٨ نسخه را رقم مى زند كه يا به خط خود مؤلف است و يا به خط يكى از شاگردان بلافصل او و يا نسخه اى است كه در حضور مؤلف خوانده شده است. ٦ ـ فهرست ديگرى كه نسخه هايى را برشمرده كه از روى نسخه اصل نوشته شده است.
و) اين بخش مخصوص طبقه بندى كتابهاست. نخست به فهرستى مى رسيم كه كتابهاى ابن عربى را به حسب زمان و مكانِ تأليف رقم زده است، و در فهرست بعدى كوشش شده تا تأليفات به حسب موضوع طبقه بندى شود.
هـ) در اين قسمت به ذكر مصادر و مطالبى پرداخته شده است كه براى مطالعه درباره ابن عربى كمال اهميّت را داراست: ١ ـ مصادرى كه ذكرى از زندگى ابن عربى دارد. ٢ ـ مصادرى كه در آنها به رد ابن عربى پرداخته شده است. ٣ ـ مصادرى كه در آنها به دفاع از ابن عربى پرداخته شده است. و آنگاه به فهرستى برمى خوريم از كسانى كه فتوا بر مردود بودن ابن عربى داده اند. در اين فهرست نام ١٣٨ نفر از كسانى كه در قرن هفتم و هشتم و نهم مى زيسته اند آمده و فهرست ديگرى از كسانى تنظيم شده است كه ابن عربى را تأييد كرده اند. در اين فهرست نيز نام ٣٣تن برشمرده شده است.
آنچه ياد شد، بخش اول كتاب است كه پيشدرآمد كتاب به حساب مى آيد. بخش اصلى، بخش دوم آن است كه عنوان الفهرس العام را داراست و از صفحه ١٦٣ تا ٦٣٢ را در برمى گيرد.
درين بخش كتابها به ترتيب حروف الفبا منظم شده است و درباره هر كتاب زيرعنوان همان كتاب توضيحات لازم داده مى شود. اين توضيحات شامل موارد ذيل است:
١ ـ موضوع هر كتاب،
٢ ـ صحت و يا عدم صحت انتساب كتاب به ابن عربى،
٣ ـ وجود عنوانى جز عنوان ياد شده (اگر وجود داشته باشد)،
٤ ـ اينكه نام اين كتاب در كداميك از مصادر تأليف فهرست آمده است،
٥ ـ نسخه هاى شناخته شده در كتابخانه هاى مختلف و اينكه كدام نسخه اهميّت ويژه اى دارد،
٦ ـ ذكر خصوصيات چاپ كتابهاى چاپ شده،
٧ ـ چنانچه شرح و يا ترجمه اى از كتاب باشد، ذكر مى شود كه براى نمونه به شروح كتاب معروف نصوص اشاره مى كنيم كه ١٢٢ شرح را برشمرده و به نسخ آنها اشاره شده است.
گفتنى است كه چون كتاب در اصل به زبان فرانسه بوده، اين فهرست و فهارس قبلى برابر حروف لاتين فهرست و شماره گذارى شده بود و مترجم عربى با زحماتى كه متحمل شده اين نظام را به الفباى عربى برگردانده است. و براى اينكه امكان مطابقه با اصل كتاب از دست نرود كنار هر رقم موجود رقم آن را در اصل فرانسوى نيز مى آورد. رقم عنوانهاى آمده در اين فهرست ٩٩٤ است و بنابر آنچه در صفحه ٧٩ آمده جمعاً ٢٩١٧ نسخه را معرفى كرده است.
در پايان كتاب نيز مطالبى زير عنوان ملحقها اضافه شده است: ملحق الف) رساله هايى كه درباره پاره اى از يك كتاب از كتابهاى محى الدين گزارشى دارند. مانند رساله اول كه رسالة الدرر الغاليات است و شرحى است درباره نغر معروف ابن عربى: كنا حروفا عاليات لم نقل…
ملحق ب) سندهايى را كه درباره پاره اى از نوشته هاى ابن عربى است معرفى كرده كه نُه رقم است.
ملحق ج) سلسله سند فرقه ابن عربى را معرفى مى كند كه چهار طريق را معرفى كرده است: اسناد فرقه اول به معروف كرخى و از او به على بن موسى ـ ع ـ و از طريق آن حضرت به رسول الله ـ ص ـ رسيده است.
اسناد فرقه دوم به او پس و از او به على بن ابى طالب و رسول الله ـ ص ـ مى رسد و اسناد فرقه سوم و چهارم به خضر. و سرانجام سند دو فرقه نيز معرفى شده است كه از طريق قرنوى به محى الدين رسيده و از او گرفته شده است. سرانجام به فهارسى مى رسيم كه براى كتاب ترتيب يافته است.
***
اين كتاب سالها پيش نوشته شد و پس از انتشار آن فهرستهاى بسيارى براى كتابخانه هاى مختلف در ايران و خارج منتشر شده است كه با مراجعه به آنها مى توان مستدرك بسيارى بر كتاب افزود كه اگر بيشتر از كار خود مؤلف نباشد، به احتمال فراوان كمتر نيز نخواهد بود و براى تحقيق در كارهاى محيى الدين كارايى زيادى خواهد داشت.
لازم است توضيحات داده شده در مورد خود كتابها بيشتر باشد و راجع به مباحث موجود در هر كتابى توضيح مختصرى داده شود. به عبارت ديگر در تأليف موجود به نسخه شناسى كتابها اهميت بيشتر داده شده است تا كتابشناسى، كه با حفظ و تكميل آنچه انجام گرفته است قسمت كتابشناسى نيز بايد مورد دقّت و تكميل قرار گيرد، كه خود داراى اهميت بسزايى است.
به علت وضع سياسى گذشته ارتباط فرهنگى با كشورهاى زير نفوذ شوروى ناممكن يا مشكل بوده است و اطلاعات بسيار كمى از نسخه هاى موجود در كتابخانه هاى اين كشورها داريم. اكنون كه ورق در آن ديار برگشته است سزاوار است مراكزى كه مى توانند ارتباطات فرهنگى با اين كشورها و خصوصاً جمهوريهاى مسلمان شوروى برقرار كنند، به بررسى نسخ موجود در آنها بپردازند و ضمن تبادل امكانات و ارسال افراد متخصص اطلاعات لازم را در اختيار محققين ما بگذارند و در صورت امكان از نسخه هاى مورد نظر ميكروفيلمهايى تهيه كنند.

 

پی نوشت :
١. شرح حال ابن عربى در عموم كتابهاى تراجم آمده است. افزون بر اين كتابهاى متعددى نيز در گذشته و حال در شرح حال و افكار او نوشته اند. از آخرين اين كتابها كتاب (محيى الدين بن عربى چهره برجسته عرفان اسلامى) تأليف دكتر محسن جهانگيرى است كه اولين بار در سال ١٣٥٩ توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد و اخيراً تجديد چاپ نيز گرديده است. در تحرير مختصر شرح حال ابن عربى درين مقاله از اين كتاب استفاده شده است.
٢. رك: مؤلفات ابن عربى، ص٣٠.
٣. همان، ص٣٢.
٤. همان، ص٤٥.
٥. همان، ص٤٥.
٦. Geschichte der Arabischen litteratur
٧. مؤلفات ابن عربى، تأليف الدكتور عثمان يحيى. ترجمه عن القرنسية الدكتور احمد محمد الطيب. (الطبعة الاولى): دارالصابونى ـ دارالهداية، ١٤١٣).
٨. تاكنون چهارده جلد از كتاب الفتوحات المكية در مصر توسط الهيثة المصريه العامة للكتاب چاپ و منتشر شده است كه سيزده جلد آن در بيروت به طريق افست و تجديد چاپ شده است، و بنابر آنچه در يكى از مجله هاى علمى (گويا مجله فرهنگ) از قول محقق كتاب نوشته بود اين كتاب متجاوز از سى جلد خواهد بود. از كتابهاى ديگر كه به وسيله همين محقق تحقيق و چاپ شده عبارت است از:
١ ـ جامع الاسرار تأليف حيدر آملى
٢ ـ رساله نقد النقود فى معرفة الوجود. اين دو كتاب در يك مجلد توسط انستيتو ايران و فرانسه در سال ١٣٤٧ در تهران چاپ شده و در سال ١٣٦٨ توسط انتشارات علمى و فرهنگى تجديد چاپ شده است.
٣ ـ المقدمات من كتاب نص النصوص فى شرح فصوص الحكم از همان مؤلف كه به سال ١٣٥٢ توسط انستيتوى مذكور منتشر شده و به سال ١٣٦٧ به وسيله انتشارات طوس تجديد چاپ گرديده است.
٤ ـ شرح كتاب التجليات الالهيه ابن عربى، كه نخست در نه شماره از مجله المشرق در بيروت (٦٧ ـ ١٩٦٦م) منتشر شد و در سال ١٣٦٧ توسط نشر دانشگاهى تهران در يك مجلد به چاپ رسيده است.