آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - گزيدهاى از نامههاى دانشوران

گزيده‌اى از نامه‌هاى دانشوران‌


اولياى محترم مجلّه آينه پژوهش‌
باسلام؛ ضمن اعلام وصول شماره اول مجله علمى - تحقيق آينه پژوهش وابسته به مركز تحقيقات و پژوهشهاى علوم اسلامى، و تشكر از عزيزان دست اندركار اين مجله و مركز نامبرده، بر خود لازم مى‌دانم براى موفقيّت بيشتر آن جنابان دعا كنم. زيرا آنچه كه در همين شماره اول خواندم تصوير كاملى از آن انديشه‌اى بود كه سالها براى آن و دستيابى به اهداف آن دردمندانه به هر سو و به هر وسيله جذب شدم...
و سرانجام دو سال پيش با سوز و گداز (با همان جملاتى كه در آينه پژوهش آمده است)، مقدّمه اساسنامه «مؤسّسة مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى» را نوشتم. سرانجام به تأسيس آن همّت گماشتم كه هم اكنون با بضاعت مزجاة و وسايل ابتدايى به مقدّمات يك كار تحقيقى دراز مدت در رشته‌هاى علوم حديث، فقه، علوم قرآنى، فلسفه و علوم عقلى و تاريخ اشتغال ورزيدم و اينك خوشوقتم كه يارانى در آن ديار مقدس همسنگر و همسوى خود مى‌يابم در آينده - به يارى خداوند - شرحى از اين مؤسسه و كارهاى تحقيقاتى آن، و آثار ناقابلم را براى آن مركز ارسال خواهم نمود. عباسعلى عميد زنجانى‌
با سلام و عرض تشكر؛ انتشار آينه پژوهش، تحقق آرمانى بود كه از ديرباز خاطر كاوشگران و محققان را به خود معطوف مى‌داشت. اينك اوّلين برگ رويشِ اين ايده ارزشمند، شكوفايى روز افزون بوستان فصل و تحقيق را نويد مى‌دهد. اميدوارم دست اندركاران مجله در معرّفى مراكز پژوهشى - كه كمتر از يكديگر خبر دارند - و نوآوريهاى تحقيقى و آثار ارزشمند علمى و تراث اسلامى موفق باشند. اينجانب به نوبه خود از مطالعه مجله استفاده بردم، و در همكارى با شما - اگر در توان باشد - از هيچ گونه كوششى فرو گزار نخواهم بود. محمد تقى رهبر
اولين شماره مجله آينه پژوهش كه بى گمان انتشار آن خلاء بزرگى را در صحنه فرهنگ و پژوهشهاى فرهنگى پر كرده است، عز وصول بخشيد. اميد است مطالب اين نشريه در تعميق آگاهى و بهبود كيفيّت كارهاى فرهنگى، مؤثّر و موفق باشد. صباح زنگنه‌
معاون امور فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى‌
با تقديم سلام و تحيات فراوان؛ ضمن تبريك و تهنيت در اقدام به اين امر خطير كه حقّاً جاى خالى در انتشارات داشت؛ وصول اوّلين شماره مجله شريف و پر محتواى آينه پژوهش را اعلام مى‌دارد و موفقيت روز افزون دست اندركاران آن مجله را از درگاه خداوند منّان خواستارم. مجتبى محمّدى عراقى
رئيس كتابخانه مدرسه فيضيه قم‌
ضمن تبريك و استقبال از انتشار مجله آينه پژوهش و قدردانى از زحمات دست اندركاران آن، اميد است مشى مجله همچنان در شماره‌هاى آينده راهنماى نويسندگان محترم باشد. پيشنهاد بنده اين است كه مقالات بيشترى در نقد آثار علمى منتشر گردد. تأكيد بر برخوردارى از «روح علمى» (فكر منطقى) در ارزيابى آثار اهميّتى ويژه دارد. توفيق همه دست اندركاران را از خداوند متعال خواستارم. على شريعتمدارى‌
با آرزوى موفقيّت براى دست اندركاران مجله آينه پژوهش، وصول نخستين شماره مجله را اعلام مى‌دارد و از اين اقدام ارزنده فرهنگى تشكّر مى‌شود. توفيقات شما و همه خدمتگزاران به فرهنگ اسلامى را در راه تحقق بخشيدن به اهداف انقلاب اسلامى مسألت دارد. محمدتقى مصباح‌
*١١٢* آينه پژوهش را سراپا خواندم و از باريك بينيها و دقت نظرهاى نويسندگان فاضل مقالات بهره‌مند شدم. «سرمقاله»، عالى و بى اشكال به نظرم آمد. «ضرورت و شيوه نقد كتاب»، پر مطلب است؛ امّا قدرى آب و تاب و نيز نصيحت گويى زائد دارد. «نگاهى به دايرةالمعارف بزرگ اسلامى» پر از نكات ريز و دقيق است اين دقتهاى ميكروسكوپى تازه باب شده است. من هم به سهم خود شيفته آن هستم امّا به نظر مى‌رسد كه مؤلّف دانشور اين نقد (آقاى رضوانشهرى) از بسيارى درختها نتوانسته‌اند جنگل را ببينند. اين همه مته به خشخاش اعلام و تاريخ تولد يا وفات گذاشتن، گويا به قيمت نداشتن ارزيابى جامع و ديد فراگير تمام شده است. «غناى دانش و روش» نوشته آقاى رضا مختارى، مانند اغلب و بلكه كليّه نوشته‌هاى ايشان خوب و خواندنى است. «تقريرات اصول ميرزاى شيرازى»، نوشته دانشمند گرامى جناب حجت الاسلام مهدوى راد هم مطلب متين و دلنشين است؛ با علاقه وافرى آن را خواندم. مقاله «الجمل» هم مفيد و پر اطّلاع است. گفتگو با دكتر حجّتى هم خواندنى است. خوب است كه مصاحبه را مانند مقاله در وسط نشريه آورده‌ايد. آشنايى با كتابخانه آيت اللَّه مرعشى هم بسيار جذاب و براى امثال بنده كه از اين كتابخانه عظيم فقط اسمى شنيده‌اند، سرشار از اطّلاع بود. بخش معرّفى اجمالى كتابها هم توازن و تعادل خوبى دارد؛ نه ايجاز دارد و نه اطناب. گزيده كتابشناسى توصيفى فرق اسلامى هم مقاله «ولرمى» است و برايم معلوم نشد كه محور و مبناى انتخاب اين كتاب‌ها از ميان دويست - سيصد كتاب مشابه چيست.
به عون و عنايت الهى شماره‌هاى بعدى مجله نيز پربارتر خواهد بود. بهاءالدّين خرمشاهى‌
نسخه‌اى از نخستين شماره مجله گرامى آينه پژوهش عز وصول بخشيد. و موجب كمال امتنان گرديد. تحقيقات علمى و گزارشهاى عالمانه در اين مجله براى كليّه طالبان علم و اسلام شناسان، راهگشا و سودمند است. خاصّه كه با نثرى روان و به فارسى منتشر شده و اين زبان در سراسر آسيا، زبان مشترك و وسيله ارتباط دينى و فرهنگى است. براستى جاى چنين مجله‌اى در نشريات حوزه علميه قم - شيد اللَّه اركانها - خالى بود.
اين توفيق بزرگ را به دست اندركاران مجله - ايدهم اللَّه - تبريك عرض مى‌كند و دوام كاميابى همگى را در نشر معارف اسلامى از خداوند منّان مسألت مى‌نمايد؛ شكر اللَّه سعيهم. محمد حسين مشايخ فريدنى‌
ذيلى بر مقاله غناى دانش و روش در تصحيح جوامع الجامع‌
در شماره گذشته مجله (ص ٢٩)، ضمن مقاله غناى دانش و روش در تصحيح جوامع الجامع يادرآورى شد كه شهيد ثانى در كتاب مسالك الافهام متذكر شده است كه طبرسى فتواى خود مبنى بر «عدم اشتراط اتحاد فحل در نشر حرمت» را در تفسير مجمع البيان آورده است.
اينك مى‌افزاييم كه شهيد علاوه بر مسالك، در شرح لمعه نيز به مأخذ فتواى طبرسى اشاره كرده است. عين عبارت شرح لمعه در اين خصوص چنين است: «و قال ابوعلى الطبرسى - ره - صاحب التفسير [تا اينجا عبارت متن لمعه است‌] فيه: لايشترط اتّحاد الفحل، بل يكفى اتحاد المرضعة». (شرح لمعه، تصحيح كلانتر، ج ٥، ص ١٦٥؛ شرح لمعه، به خط عبدالرحيم، ج ١٢، ص ٧٠، كتاب النكاح، فصل سوّم در محرمات.) رضا مختارى‌
... امّا در اين عرضه، يعنى عرصه نوشتن و ترجمه و تأليف و نشر مجله و جزوه و...كارهايى بسيار مبتذل، ناهنجرا، بى استناد، عوامانه و در يك كلام: به زيان دين و فرهنگ دينى نيز كم نبوده است. و در اين ميان، مقدارى از كتابهايى كه در تاريخ ائمه طاهرين و بيان معارف و فرهنگ شيعى نوشته شده است و در آنها نويسندگان به بحث در مسائل شيعى پرداخته‌اند، از نظر صحت و سقم برداشت، شكل عرضه، و سطح ديد و استنباط، بسى منحط و زيانبار بوده است.
علامه امينى، از نشر اين كتابها رنج بسيار مى‌برد. معتقد بود كه اينگونه تأليفات بر پايه نقد تاريخى و مآخذ موثق و مقابله و تطبيق و اجتهاد و استنتاج صحيح نوشته نشده است و مؤلفين ابداً صلاحيت اين كار را نداشته‌اند. درست به ياد دارم كه يكبار با تأثّر شديد مى‌گفت: «كتابهايى را كه در اين سالها در شرح حال ائمه در زبان فارسى نوشته شده است بايد ريخت به دريا! » استاد محمدرضا حكيمى. حماسه غدير. ص ٢٩٧.