آیینه پژوهش
(١)
نکاتی در باب فیّاض لاهیجی و نگاشتههای کلامی او - عطایی نظری حمید
١ ص
(٢)
نکاتی دربارۀ کتابهای قصصالانبیاء در منابع اسلامی - پائولینی یان
٢ ص
(٣)
علل شهرت «مواهب علیه» کاشفی - سندس کریستین زهرا
٣ ص
(٤)
العراضة فى الحكاية السلجوقية - هنر على محمد
٤ ص
(٥)
جرعهاى از چشمۀ خورشيد - سيانى مهدى باقرى
٥ ص
(٦)
تصحيح ديگرى از «روضه خلد» مجد خوافى - مشتاق مهر رحمان
٦ ص
(٧)
مَوْسُوعَةُ الإمامة فى نُصوصِ أَهْلِ السُّنّة - کوشا محمدعلى
٧ ص
(٨)
هزار و یک شب در غرب - شریفی عبدالواحد
٨ ص
(٩)
نگاهی به تفسیر فاتحة الکتاب فخر رازی - باقريان موحد سيد رضا
٩ ص
(١٠)
بررسی کتاب «روششناسی فلسفه ملاصدرا» - ابوالحسنی نیارکی فرشته
١٠ ص
(١١)
مهمترین رکن کتاب 3 - فاطمه موحد سید حسن
١١ ص
(١٢)
اصلاح الگوی مصرف در زمینۀ تولید و نشر کتاب؛ ارائۀ یک راهکار - طالعی عبدالحسین
١٢ ص
(١٣)
کتابخانه نسخ خطی ازبکستان و چند نسخهی نادر قرآن - امکاوشنمز
١٣ ص
(١٤)
قصههای عامیانه ایرانی - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
١٤ ص
(١٥)
انیس المجتهدین - نراقی محمد مهدی
١٥ ص
(١٦)
دعا معجزه حيات - زاد هوش محمدرضا
١٦ ص
(١٧)
بيان الفرقان فى توحيد القرآن - قزوینی مجتبی
١٧ ص
(١٨)
ضياء الشهاب فی شرح شهاب الأخبار - راوندی قطب الدین
١٨ ص
(١٩)
تفسیر علمی قرآن کریم مبانی و اصول -
١٩ ص
(٢٠)
آموزههای قرآنی
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - بررسی کتاب «روششناسی فلسفه ملاصدرا» - ابوالحسنی نیارکی فرشته

بررسی کتاب «روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا»
ابوالحسنی نیارکی فرشته

(روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا؛ احد فرامرز قراملکی؛ تهران: انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا)

درآمد

امروزه دانشمندان علوم مختلف بر نقش راهبردی استفاده بهینه و بهره‌جستن صحیح از روش‌ها و روی‌آوردها در مطالعات علمی تأکید می‌کنند. عده‌ای کارآیی و اثربخشی پژوهش را در گرو توسعه کمی و کیفی در روش و ابزار تحقیق می‌دانند.[١] ضرورت و اهمیت بحث از روش‌شناسی در حوزۀ مطالعات فلسفی آشکار و از حوصلۀ این نوشتار خارج است. اقبال دانشمندان به آثار و آرای ملاصدرا به عنوان یکی از مؤثرترین فیلسوفان مسلمان در دوره اسلامی، خود بیانگر اهمیت بحث از روش‌شناسی فلسفه صدرایی است. کتاب روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا برای پاسخ به این مهم تألیف شده است. جستجو از روش‌ها، رهیافت‌ها، الگوهای پژوهشی و ابزارهای ملاصدرا در مطالعات فلسفی، از مهم‌ترین مقاصد نگارندۀ کتاب است؛ به عبارت دیگر این نوشتار گزارش مطالعه نظام‌مند در تحلیل روش‌شناسی و تعین معرفتی فلسفۀ ملاصدرا است. اقبال پژوهشگران به یک اثر در اشکال گوناگون نقد، چالش، تحسین و حتی عنادورزی، می‌تواند نمایانگر اثربخشی تحقیق باشد. این پژوهش بارها مورد ارزیابی قرارگرفته و عکس‌العمل دیگر پژوهشگران، نشان از اهمیت و جایگاه ویژۀ این نوشتار دارد.[٢]

اکنون با معرفی اجمالی اثر، به بررسی و نقد آن می‌پردازیم.

ساختار کتاب

کتاب روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا در یک مقدمه و دو بخش، شامل دوازده فصل است. در این مقام با توجه به پیشگفتار خود نویسنده در ابتدای کتاب، به معرفی اجمالی ساختار کتاب می‌پردازیم. فصل نخست دربردارندۀ مقدمه و طرح مسئله و بیان دو تقریر از آن است. فصل‌های دوم تا هشتم بخش اول نوشتار به گزارش و نقد دیدگاه‌های عمده در پاسخ به دو مسئله روش‌شناسی ملاصدرا و تعین معرفتی فلسفه وی اختصاص دارند. بخش دوم نوشتار، بیان نظریۀ مختار است. چهار فصل پایانی نوشتار در این بخش، پس از تمهید مقدماتی به نحو مستند و مرور آثار ملاصدرا، ادعای نگارنده را بیان می‌کنند.

دیدگاه مختار این است که ملاصدرا به آنچه امروزه مطالعات میان‌رشته‌ای نامیده می‌شود، دست یافته بود.

مطالعات میان‌رشته‌ای در نیمۀ دوم قرن بیستم در مغرب‌زمین طرح شد و در سه سده اخیر مورد اقبال محققان علوم مختلف قرار گرفت و الگوهای پژوهشی مختلفی نیز برای اثربخشی آن به میان آمد. براساس دیدگاه مختار، ملاصدرا چهار قرن پیش به اهمیت مطالعۀ میان‌رشته‌ای در تحلیل مسائل الهیات آگاه بوده و با خلاقیت و ابتکار توانست الگوهای اثربخشی در هدایت مطالعه میان‌رشته‌ای پیدا کند.

بررسی و نقد کتاب

در مقام بررسی و ملاحظۀ اجمالی اثر، تنها به دو بیان عمده، یعنی توجه به مزایا و مواضع نقصان آن بسنده می‌کنیم:

مزایا

هر اثری دربردارندۀ مزایا و مواضع ابهام و نقصان است. صرف توجه منتقدان به مواضع نقصان، از اخلاق نقد و انصاف خارج است. رویارویی هوشمندانه با یک اثر، توجه به تمامی ابعاد آن است. این اثر مزایای بسیاری دارد؛ از جمله:

١. اغلاط مطبعی کتاب در برابر حجم کتاب بسیار ناچیز است.

٢. مؤلف در ابتدای کتاب در مقدمه و بارها در داخل متن کتاب، به بیان ارتباط این کتاب با پژوهش‌های سلف، از جمله آثار و پژوهش‌های خود پرداخته است. این مهم، بیانگر امانتداری و دقت مؤلف در مرزهای حساس اخلاق پژوهش است.

٣. در مقدمۀ کتاب، مسئله تحقیق به صورت متمایز و روشن بیان شده است. بیان مسئله تحقیق، با توجه به گوهر «حسن السؤال، نصف الجواب» و تأکید مؤلف بر آن، بر کارایی اثر افزوده و خواننده را در دریافت پاسخ روشن و صحیح، به این مسئله رهنمون ساخته است. در مواضع بسیاری نیز مؤلف با تحلیل معضله به مسائل گوناگون، پاسخ را آسان‌یاب می‌کند؛ برای مثال صفحه ١٠٤، در بیان مراد از تفکر کلامی ـ فلسفی.

٤. الگوی روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا، خود برای محققان آموزش روششناسی است. مؤلف محترم با نقشه‌ای منظم و منسجم ابتدا با طرح مسئله و متمایز و شفاف‌سازی آن، به طرح دیدگاه‌های دیگران، چالش میان آنها و نقد و مدیریت بی‌طرفانه، منصفانه و دقیق همت می‌گمارد و در انتها به نظریۀ جدید دست می‌یابد. روش‌شناسی مطالعات نویسنده را می‌توان همسوی مطالعات صدرایی با توجه به نظریۀ مختار دانست.

٥. تحلیل و بازسازی تصور مفاهیم، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ تا آنجا که عده‌ای پرسش‌های مقام تصور را مقدم بر دیگر پرسش‌ها می‌شمارند. مؤلف در این کتاب در مواضع گوناگون به تحلیل و بیان تمایز مفاهیم پرداخته است. پرسش از ملاک تمایز مصداقی بر دقت کتاب افزوده است؛ برای مثال مؤلف به تحلیل و تمایز التقاط و تلفیق پرداخته است (ص ٣٨).

٦. این کتاب صرفاً گرداوری و توصیف دیدگاه دیگر محققان نیست. مؤلف در بخش اول کتاب علاوه بر گزارش و دسته‌بندی آرای دیگران، به نقد آرا نیز پرداخته است.

٧. نتیجه‌گیری انتهای هر فصل، در جمع‌بندی ذهنی مخاطب بسیار مؤثر است. نتیجه‌ها بدون عنوان، با قلم بلد (در این فصل) آمده است.

٨. مؤلف در مواردی، علاوه بر ذکر دیدگاه‌ها به مقایسۀ آنها پرداخته است. مقایسه دیدگاه‌ها، ذهن مخاطب را برای درک دقیق نظرها و نقد آنها آماده می‌کند.[٣]

٩. سنجش عینی، مطالعۀ مصداقی و موردی، از مزایای این کتاب است. در برخی موضوعات تحلیل‌های انتزاعی و کلی نمی‌تواند کارآمدی سنجش عینی را داشته باشد؛ برای مثال مطالعۀ موردی صفحه ١٣٨ از مزایاست. در برخی مواضع، مؤلف در نظریه‌پردازی و نقد، به کلی‌گویی بسنده نکرده، مثال‌های موردی و مستند وی ستودنی است.[٤] فصل آخر کتاب با عنوان «مطالعه موردی الگوهای پژوهشی نزد ملاصدرا» نمونه کامل این ادعاست.

١٠. مؤلف علاوه بر بیان دیدگاه‌های شیفتگان صدرایی، به بیان دیدگاه‌های منتقدان صدرا نیز پرداخته است. «از ایستار فلسفی تا ایستار وحیانی» فصل هشتم کتاب است. مؤلف در این فصل، به نقل و نقد دیدگاه تفکیکیان پرداخته است.

١١. اخلاق نقد و توجه به سخن، به جای صاحب سخن، از دیگر مزایاست. صِرف مخالفت با آرا و مدعیات نویسنده‌ای نمی‌تواند دلیل موجهی برای رد کل رهیافت وی باشد. مخالفت با دیدگاه دیگر محققان، چشم مؤلف را به مزایای آنها نبسته است و این انصاف در نقد ستودنی است؛ برای مثال، مؤلف در صفحه ١٦١ می‌نویسد: «این سخن به معنا و یا مستلزم موافقت با آرای نویسنده آن نیست؛ اما مخالفت با مطالب کتاب (مدعا و ادلۀ نویسنده) نباید چشم را به اهمیت طرح پژوهشی آن نابینا سازد».

١٢. مؤلف در نقد دیدگاه‌ها تنها به ذکر رخنه و خلل و نقصان بسنده نکرده، مزایا را نیز برشمرده است؛ برای مثال می‌نویسد: «مراد از نقد در اینجا لزوماً و به طور انحصاری نقض و ردنویسی نیست، بلکه بیان مواضع قوت و استحکام و مواضع رخنه و خلل، اقتضای رهیافت علمی‌ به نقد دیدگاه‌هاست». (ص ١٧١).

١٣. قلم نویسنده بسیار دقیق و تفکر وی بسیار منطقی است؛ برای مثال توجه به تمایز و تفکیک معتقدات و ملتزمات دیدگاه‌ها (ص ١٧٢) از این دسته است.

١٤. کتاب خود، آموزش نقادی، تیزبینی، فنون نقد و اخلاق نقد است. مطالعۀ نقدهای نویسنده، به مثابه معلمی در نقد برای خوانندۀ نوآموز است. خواننده پس از گزارش دیدگاه‌ها، نقد و ملاحظاتی به ذهنش می‌رسد که با مطالعه نقدهای استاد، و تطبیق و مقایسۀ دیدگاه خود و مؤلف، به نقد و توانایی ذهنی خود امیدوار می‌شود.

١٥. نظریۀ مختار نویسنده بسیار تأثیرگذار و مهم است. در این کتاب ادعای برخورداری ملاصدرا از الگوی میان‌رشته‌ای به دو صورتِ تحلیل مستدل و بیان مستند آمده، که از امتیازات کتاب است.

١٦. پیش از تقریر نظریۀ مختار، مبانی آن به صورت گزاره‌هایی ذکر شده است. این گزاره‌ها در ادامۀ مطلب به شکل مستند اقامه شده، از مزایای مهم کتاب است (ص ٢٣٤ و بعد).

مواضع نقصان و ابهام

١. اگرچه قلم نویسنده کتاب علی‌رغم دقت در کلام آسان‌یاب است، با این حال مواضعی به چشم می‌خورد که گویی خواننده باید از پیش، از معلومات ذهنی و مطالعات نویسنده آگاه باشد و بدون این آگاهی، واقعاً درک کلام وی سخت‌یاب است؛ برای مثال نویسنده در بیان ضرورت اقبال محقق به دیگران در مطالعات میان‌رشته‌ای، کسی را محقق می‌داند که بالفعل محقق باشد؛ سپس می‌نویسد: «در نزاع بین شیخین (فارابی و ابن‌سینا) در کیفیت عقدالوضع، جمهور منطق‌دانان و اصولیان بر رأی ابن‌سینا رفته‌اند و دلیل آنان شهود زبانی است» (ص ٢٤٣). این بیان بدون درک پیشینۀ این دعوا و پاسخ فارابی و نقد سینا بر وی، به‌آسانی قابل درک نیست.

٢. اگرچه ارجاعات کتاب بسیار دقیق است و مؤلف رسم امانتداری را رعایت کرده است، با این حال مواردی به چشم می‌خورد که ارجاعات ناقص است و کتابشناسی تکمیل نشده است. این امر می‌تواند ناشی از حجم کار نویسنده و سرعت تدوین آثار وی باشد. مؤلف کتاب در امر تألیف بسیار اثربخش، نوآور و پرکار است و این امر پسندیده، می‌تواند سبب چنین اشکالات کوچکی باشد؛ از جمله در فهرست منابع، صفحه ٢٩٣ آمده است: «سبزواری، ملاهادی، تعلیقه بر اسفار الشیرازی، الحکمة المتعالیه»، که مشخصات انتشاراتی اثر بیان نشده است.

٣. تحلیل مفهوم زبان برتر (فرازبان) در فصل هفتم کتاب تفصیل یافته و به نظر می‌رسد توضیح مؤلف در این موضع تا این حد زاید و گیج‌کننده است؛ زیرا به نظر می‌رسد با توجه به تفاوت دیدگاه حائری با آلفرد تارسکی و دیگر معناشناسان، اگر چنین تفصیلی نبود، خواننده آسان‌تر به درک دیدگاه حائری می‌رسید؛ همچنین در همین فصل گویی مؤلف با ارائۀ تحلیلی از زبان و فرازبان و بیان تمایز گزاره‌های درجه اول و درجه دوم، به بازسازی دیدگاه آقای حائری پرداخته است و تا حدی نظریۀ وی را با تحلیلی برتر همسو می‌داند؛ در حالی‌که این نگاه به دیدگاه حائری خوشبینانه و نوعی تأویل است.

٤. در برخی موارد تمایز گزارش و نقد، در کلام مؤلف واضح نیست. شاید این امر به سبب بی‌توجهی به نشانه‌گذاری‌هاست؛ برای مثال در صفحه ١٣٣ و صفحات بعد، گزارش کلام حائری و نقد استاد بر آن، به هم آمیخته است و به عبارت دیگر اینکه کلام مؤلف از کجا آغاز می‌شود و کجا کلام حائری است، دقت بیشتری می‌طلبد.

٥. در برخی مواضع با توضیحاتی روبرو می‌شویم که احساس می‌شود در این کتاب، ضرورت بحث ندارند؛ برای مثال می‌توان از تعریف و بیان هدف مکتب تفکیک (ص ١٥٣) سخن گفت. در بخش اول کتاب، هدف، بیان و نقد دیدگاه دیگر محققان در روش‌شناسی صدرایی است و توضیح مفصل مبانی مکاتب، از دایرۀ بحث خارج است.

٦. مؤلف در نقد دیدگاه «حکیمی» در فصل هشتم، در موضعی می‌نویسد: «ملاصدرا در هیچ موضع از اسفار به عدول از مبانی خود و تحول از ایستار نخست به ایستار دوم در این موضوع مهم فلسفی اشاره نکرده است» (ص ١٧٥). در این‌باره پرسشی مطرح است: ملاصدرا در اسفار به استفاده از رویکرد میان‌رشته‌ای اشاره‌ای نکرده است، با چه دلیلی صِرف عدم اشاره را، دلیل بر مدعا بدانیم؟

٧. در فصل نهم کتاب، برخی عناوین تمایز دقیقی ندارند؛ برای مثال ملاکی عینی در تمایز گسترۀ تک‌روشی و حصرگرایی روش‌شناختی ارائه نشده است. در این فصل نظم و انسجام مطلب تا حدی از بین رفته است و عناوین فرعی و اصلی جدا نشده است و خواننده در اینکه آیا این عناوین قسیم عرضی‌اند و یا در طول هم، دقیق نیست.

٨. اگرچه توضیح مؤلف در تفکیک و ارائۀ ملاکی برای تمایز مصداقی التقاط و تلفیق، نشان از دقت کلام وی دارد، با این حال، آیا ملاک ارائه‌شده، یعنی «بهره‌مندی ضابطه‌مند» (ص ١٩١) ملاکی قابل سنجش است؟ شرط کارآمدی ملاک، سنجش‌پذیری آن است. «تعامل پویا و منطقی»، ملاک تمایز رهیافت میان‌رشته‌ای و تتبع چندرشته‌ای قلمداد شده است (ص ١٩٢). آیا به تبع تنوع تعریف و تصور از این مفهوم، ملاک این تمایز متنوع نمی‌شود؟

٩. عنوان و مسئله اصلی کتاب، «روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا» به طور خاص است. اگرچه نقش زیانبار تحویلی‌نگری در مسائل الهیاتی، از جمله در درک روش‌شناسی صدرایی قابل انکار نیست، با وجود این قرارگرفتن این فصل در این کتاب با این حجم تخصیصی و تفصیل، قابل بحث است. عنوان و مسئله فصل دهم کتاب، کلی‌تر و عام‌تر از کل بحث و مسئله اصلی کتاب است. در این کتاب، حداقل باید از نقش زیانبار تحویلی‌نگری روش‌شناختی در فلسفه سخن می‌رفت، نه بیان تعریف تحویلی‌نگری و توضیح تحویلی‌نگری معرفتی و یا پیشینه و تبیین و علت‌یابی و برشمردن عوامل آن، انواع تحویلی‌نگری، و یا حتی و حتی تحلیل دین! اساساً حجم و مسائل تقریری فصل دهم کتاب، قابل بحث است.

١٠. مهم‌ترین مطالب این کتاب، در دو فصل آخر آن ذکر شده است؛ در حالی که حجم این دو فصل در مقابل حجم کل کتاب کم است. انتظار این بود که نظریۀ مختار نویسنده با تفصیل بیشتری بیان می‌شد. به طور کلی حجم تخصیصی فصول کتاب یکسان نیست و خواننده در دو فصل آخر، نیازمند توضیح بیشتری است.

مؤلف در فصل آخر کتاب با انتخاب مسئله علم باری تعالی و مطالعۀ موردی، به اثبات نظریه مختار می‌پردازد؛ اما آیا با صرف بیان و رصد چند مورد از مطالعه میان‌رشته‌ای در آثار صدرا، می‌توان روش‌شناسی صدرا را به تمامی میان‌رشته‌ای دانست؟



[١] . احد فرامرز قراملکی؛ روش‌شناسی مطالعات دینی؛ مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ١٣٨٥، ص ١٩.

[٢] . از جمله، محمود زراعت پیشه در ماهنامه کتاب ماه فلسفه، سال ٤، ش ٣٧، مهر ١٣٨٩، ص ٢٩-٣١.

[٣] . ر.ک به: صص ٧٤ و ١٥٢.

[٤] . ر.ک به: ص ١٤٥.

فصل آخر کتاب با عنوان «مطالعه موردی الگوهای پژوهشی نزد ملاصدرا» نمونه کامل این ادعاست. ضرورت و اهمیت بحث از روش‌شناسی در حوزۀ مطالعات فلسفی آشکار و از حوصلۀ این نوشتار خارج است. اقبال دانشمندان به آثار و آرای ملاصدرا به عنوان یکی از مؤثرترین فیلسوفان مسلمان در دوره اسلامی، خود بیانگر اهمیت بحث از روش‌شناسی فلسفه صدرایی است. برای پاسخ به این مهم تألیف شده است. جستجو از روش‌ها، رهیافت‌ها، الگوهای پژوهشی و ابزارهای ملاصدرا در مطالعات فلسفی، از مهم‌ترین مقاصد نگارندۀ کتاب است؛ به عبارت دیگر این نوشتار گزارش مطالعه نظام‌مند در تحلیل روش‌شناسی و تعین معرفتی فلسفۀ ملاصدرا است. اقبال پژوهشگران به یک اثر در اشکال گوناگون نقد، چالش، تحسین و حتی عنادورزی، می‌تواند نمایانگر اثربخشی تحقیق باشد. این پژوهش بارها مورد ارزیابی قرارگرفته و عکس‌العمل دیگر پژوهشگران، نشان از اهمیت و جایگاه ویژۀ این نوشتار دارد.