آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - المرشد باللّه شجرى و كتاب (الأمالى الأثنينيه) - رحمتى محمدکاظم
المرشد باللّه شجرى و كتاب (الأمالى الأثنينيه)
رحمتى محمدکاظم
المرشد باللّه يحيى بن الحسين الجرجانى الشجرى; الأمالى الإثنينيه; تحقيق عبداللّه بن حمود العزى; صنعا: مؤسسه الأمام زيد بن على الثقافيه, ١٤٢٩ ق/٢٠٠٨ م.
در سنت زيديه, شاهد نگارش چند امالى هستيم كه كهن ترين آنها امالى احمد بن عيسى بن زيد (متوفاى ٢٤٧ ق) است كه بعدها شاگرد مشهور او ابوجعفر محمدبن منصور بن يزيد مرادى (متوفاى ٢٩٢) آن را با افزودن مطالبى از كتاب هاى المسائل كه شاگردان قاسم بن ابراهيم رسى (متوفاى ٢٤٦ ق) نگاشته اند, تكميل و تدوين كرده است. پس از آن, امالى ابوطالب هارونى (متوفاى ٤٢٤ ق) و دو امالى المرشد باللّه يحيى بن حسين شجرى, مهم ترين كتاب هاى امالى در سنت زيديه تا پايان قرن پنجم است. مؤسسه امام زيدبن على به تازگى, امالى الثنينيه المرشد باللّه را براى نخستين بار منتشر كرده است. نوشتار حاضر ضمن گزارشى از شرح حال المرشد باللّه, معرفى اين امالى است كه با محوريت فضايل اهل بيت عليهم السلام تدوين شده است.
قيام زيد بن على در سال ١٢٢ هجرى باعث پيدايش حركتى شد كه بعدها به (زيديه) شهرت يافت و توانست نظام فقهى ـ كلامى خاص خود را پديد آورد; هرچند در اين حركت, تعاملاتى نيز ميان زيديه و ديگر مكاتب فقهى, خاصه فقه حنفى وجود داشته است. عالمان زيديه در بنا كردن نظام فقهى خود, همچون ديگر مذاهب, از مدونات حديثى تدوين شده در سنت زيديه بهره گرفته اند كه محدثان زيديه در قرون دوم و سوم تدوين كرده بودند. كهن ترين متن متداول در ميان زياديان كوفه, مجموعه اى حديثى است كه ابوخالد عمرو بن خالد واسطى گردآورى كرده كه بعدها در ميان زيديان كوفه و از طريق محدثان زيدى چون ابراهيم بن زبرقان, حسين بن علوان روايت مى شده است و احمد بن عيسى بن زيد در تدوين كتاب امالى خود از نسخه اى به روايت حسين بن علوان بهره برده است. در قرن سوم, ابوجعفر محمدبن منصور بن يزيد مرادى, با تدوين متون متعدد حديثى, نقش مهمى در سنت تدوين حديث در زيديه ايفا كرده است كه بعدها آثار او, مبنايى براى ابوعبداللّه محمدبن على علوى (متوفاى ٤٤٥ ق) بود كه بخش اعظمى از ميراث حديثى زيديه را در اختيار داشته است. ابوعبداللّه علوى با تأليف كتاب الجامع الكافى مهم ترين نقش را در حفظ و نگهدارى ميراث حديثى زيديه ايفا كرده است و در حقيقت عمده آگاهى ما از سنت تدوين زيديه, محدود به مطالبى است كه علوى در كتاب الجامع الكافى آورده است. متأسفانه اين كتاب با اهميت علوى, همچنان به صورت خطى است. زيديان ايرانى نيز به تدوين متون حديثى توجه داشته اند. باتوجه به نقل قول هاى گسترده ابوطالب هارونى در كتاب امالى خود از ناصر اطروش (متوفاى ٣٠٤ ق) مى توان حدس زد كه اين احاديث برگفته از مجموعه يا مجموعه هايى حديثى باشد كه ناصر اطروش تدوين كرده است يا شاگردانش در مجالس املاى وى كتابت كرده اند; اما همين نقل ها نيز نشانگر آن است كه زيديان ايرانى بر مدونات تدوين شده عالمان كوفى زيدى تكيه داشته اند.
توجه به تدوين كتاب هاى حديثى در قالب امالى باتوجه به تداول نگارش چنين آثارى باعث شد تا عالم نامور زيدى المرشد باللّه يحيى بن حسين جرجانى (متوفاى ٤٧٩ ق) دو امالى به نام هاى امالى اثنينيه و امالى خميسيه به رشته تحرير درآورد كه علت نامگذارى آنها به چنين نام هايى, املاى حديث توسط شجرى در روزهاى دوشنبه و پنجشنبه بوده است.٢
شرح حال شجرى
ييحيى بن حسين بن زيد بن حسن بن جعفر بن محمد بن جعفر بن عبدالرحمن شجرى بن قاسم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب شجرى و مشهور به المرشد باللّه, عالم, محدث و نسابه زيدى ايرانى قرن پنجم است كه بيشترين شهرت وى در سنت زيديه به دليل نگارش دو امالى و شرح حالى براى امام زيدى ايرانى, المؤيد باللّه است. ازورقانى لقب وى را المرشد باللّه ياد كرده و از شهرت وى به (كيا) سخن گفته است.٣ درباره محل تولد وى چيزى در منابع نيامده است و تنها از سال تولد وى در سال ٤١٢ ق سخن رفته است.٤ شجرى از سادات حسنى است كه نسب وى از طريق عبدالرحمن بن قاسم, به حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليهما السلام منتهى مى شود. او به دليل سكونت در روستاى شجره به شجرى شهرت يافته است.٥
شجرى نخست نزد پدرش الموفق باللّه حسين بن اسماعيل شجرى كه خود از عالمان بنام زيديه بود, به تحصيل پرداخت. پدر شجرى, الموفق باللّه نخست در جرجان سكونت داشت, اما بعدها به رى مهاجرت كرد و ابن طباطبا نام وى را در ضمن سادات مهاجر از جرجان كه در رى اقامت گزيده اند, ذكر كرده است.٦ المرشد باللّه سپس براى درك مشايخ و سماع از آنها به شهرهاى ديگر مهم جهان اسلام سفر كرد. شجرى در قزوين از ابويعلى خليل بن عبداللّه بن احمد قزوينى مؤلف كتاب الارشاد و ابونصر بن احمد بن فرحان شافعى سماع حديث نمود. در اصفهان نيزا ز مشايخ بزرگ آنجا چون ابوبكر محمدبن عبداللّه بن احمد بن ريذه كه راوى آثار سليمان بن احمدبن ايوب طبرانى, ابوطاهر محمدبن احمد بن محمد حسنابادى مشهور به مكشوف, راس شيخ صوفيان و راوى آثار ابومحمد عبداللّهبن محمد بن جعفر بن حيان, مشهور به ابوالشيخ (متوفاى ٣٦٩ ق) و كسان ديگر سماع حديث نمود.
آثار طبرانى و ابوالشيخ, به دليل دربر داشتن احاديث فراوانى در فضايل اهل بيت عليهم السلام, مورد توجه شجرى قرار گرفت و بعدها در آثار مختلف خود, خاصه دو كتاب امالى خود, احاديث فراوانى از آن ها نقل كرده است. شجرى در بغداد نيز از مشايخ مختلفى چون ابومحمدحسن بن محمد بن عمر حسينى زيدى و برادرش ابوطاهر ابراهيم بن محمد بن عمر حسينى زيدى, قاضى ابوطيب طاهر بن عبداللّه طبرى امام شافعيان بغداد به سماع حديث پرداخت. در كوفه نيز از مشايخ زيدى چون ابوعبداللّه محمدبن على بن حسن حسنى بطحانى (متوفاى ٤٤٥ ق) عالم نامور زيدى و مؤلف كتاب الجامع الكافى روايت حديث كرده است.٧
شجرى شاگردان چندى پرورش داد كه از جمله آنها مى توان به اسماعيل بن على فرزادى, ابوسعد مظفر بن عبدالرحيم بن على حمدونى, نصربن مهدى علوى, ابوسعد يحيى بن طاهر سمان, ابواسماعيل ابراهيم طباطبايى نسابه مشهور و صاحب كتاب منتقله الطالبيه و ابوالعباس احمدبن حسن بن قاسم بن بابا آذونى اشاره كرد.
از حوادث زندگى شجرى اشاره چندانى در منابع نيامده است, جز آن كه وى در شهر رى سكونت داشته است٨ و از وى به عنوان مفتى, عالم و بزرگ زيديه ياد شده است. حاكم جشمى (متوفاى ٤٩٤ ق) در عيون المسائل شجرى را ستوده و او را از جمله كسانى دانسته است كه براى طلب علم بايد به نزدش رفت و از زهد, تقوا و علم سخن گفته است.
اسماعيل بن حسين مروزى ازورقانى در شرح حال كوتاهى كه از شجرى آورده, به شاعر بودن او نيز اشاره كرده است; همچنين وى از قيام المرشد باللّه در سال ٤٤٦ در ديلمان سخن گفته است; هرچند قيام او ظاهراً با موفقيت همراه نبوده يا دست كم به امارت كوتاه و محلى او بر مناطق كوچكى از ديلمان و به احتمال قوى شهر هوسم كه پايگاه مهم زيديان در ديلم بود, منتهى شده باشد.
ازورقانى, شجرى را ستوده و او را يكى از امامان زيديه دانسته, از تبحر وى در دانش هاى اصول فقه, كلام, حديث و شعر سخن گفته است و او را از جمله معاصران المرتضى مطهر نقيب رى ذكر كرده است.
شجرى در روز شنبه پانزدهم ربيع الثانى ٤٧٩ ق درگذشته است. بر جنازه وى شاگردش حسن بن على بن اسحاق فرزادى زيدى نماز گزارد و او را در خانه خواهرش در محله فرانين شهر رى كه خواهرش آن را به خانقاه تبديل كرده بود, به خاك سپردند. احتمالاً اين (خانگاه) همان خانقاه وشاح رى باشد. خانقاه وشاح رى تا قرن ششم برپا بوده و قاضى جعفربن عبدالسلام مسورى (متوفاى ٥٧٣ ق) در سفر خود به نواحى جيال, از حضور خود در اين خانقاه ياد كرده و اشاره كرده است در اين خانقاه, دست خط شجرى را بر اثرى از طبرانى ديده است.
آثار شجرى
از آثار شجرى تنها نام پنج كتاب شناخته شده است. شجرى در تداوم سنت نگارش آثارى در شرح حال امامان زيدى, كتابى در شرح حال امام زيدى ايرانى ابوالحسين احمد بن حسين هارونى (متوفاى ٤١١ ق) با نام سيره الامام المؤيد باللّه احمد بن الحسين الهارونى تأليف كرده است. متن اين كتاب مورد استفاده عالمان زيدى در شرح حال هارونى بوده و محلى, بخش اعظمى از مطالب خود در شرح حال المؤيد باللّه را به نقل از همين كتاب شجرى در كتاب مشهور خود, يعنى الحدائق الورديه نقل كرده است٩ و متن كامل سيره المؤيد باللّه براساس نسخه اى خطى توسط صالح عبداللّه احمد قربان (صنعا: ١٤٢٤ ق) براساس نسخه اى كتابت شده توسط عالم نامور يمنى, احمدبن سعدالدين مسورى (متوفاى ١٠٧٩) منتشر شده است. از اين كتاب شجرى نسخه هاى خطى متعددى در كتابخانه هاى يمن١٠ و نسخه اى در ضمن مجموعه از رسائل زيديه در كتابخانه آيت اللّه مرعشى, مجموعه شماره ٣٨١٧, رساله چهارم, برگ هاى ٣٠٨ پ ـ ٣١٧ پ قم نيز موجود است كه نسخه اخير نيز اساس متعلق به سنت زيديه يمن است و از آنجا به ايران منتقل شده است.١١
ابن ابى رجال از كتابى ديگر به نام الاستنصار فى اخبار العترة الاطهار نام برده١٢ كه ظاهراً كتابى در شرح حال سادات زيدى بوده و شايد ابن طباطبا در تأليف منتقله الطالبيه از اين كتاب بهره برده باشد; هرچند نقل قول هايى كه ابن طباطبا از شجرى نقل كرده, بيشتر به توضيحات و بيان شفاهى شباهت دارد.
دو اثر حديثى به نام هاى امالى الاثنينيه و الخمسيه نيز از شجرى باقى مانده است. امالى الاثنينيه فى فضائل آل البيت عليهم السلام كه با نام الانوار نيز در ميان زيديه شهرت دارد و اثرى در فضايل اهل بيت است. علت شهرت اين امالى به اين نام نيز به دليل املاى حديث در روزهاى دوشنبه بوده است. شجرى در اين كتاب در ده فصل نخست, در پنج باب به ذكر احاديث مربوط به نسب پيامبر, تولد, دوران شيرخوارگى, بعثت و ازدواج هاى آن حضرت پرداخته, در باب ششم به ذكر احاديث فضايل دختر گرامى آن حضرت, فاطمه زهرا سلام اللّه عليها پرداخته است.
در ابواب بعدى نخست به همسران پيامبر, فضايل على(ع), فضايل حسنين(عليهما السلام) مى پردازد و سرانجام احاديث ناظر به فضايل زيد بن على و اخبار مربوط به زيد را گردآورى كرده است.
امالى الخميسيه در موضوع مكارم اخلاق است و مجموعه اى از احاديث املا شده در روزهاى پنج شنبه است. چاپ غيرانتقادى از اين كتاب از سوى انتشارات عالم الكتب (بيروت, ١٤٠٣ ق) منتشر شده است. ابن الوزير از اين دو امالى به همراه دو امالى ابوالحسين و ابوطالب هارونى به عنوان كتاب هاى امالى متداول ميان زيديه ياد كرده است.١٣
آثار شجرى همانند بسيارى از متون زيدى تدوين شده توسط عالمان زيدى در قرون سوم تا پنجم به روايت قاضى جعفربن احمد بن عبدالسلام مسورى (متوفاى ٥٧٣ ق) است كه وى در رى نزد احمد بن على كنى آثار شجرى را همانند بسيارى از آثار ديگر زيديان ايرانى و عراقى سماع كرده است.
كنى خود كتاب را به روايت از سيدابوطالب عبدالعظيم بن مهدى بن نصر بن مهدى حسينى ونكى (در متن به خطا زنكى. نك به: ص ٦٧) از شاگرد شجرى, يعنى اسماعيل بن على بن اسماعيل فرزادى, حسن بن على بن ابى طالب فرزادى (امالى اثنينيه; صص ٢٥٨ و ٢٦٥), قاضى ابوالعلاء زيد بن على بن منصور راوندى (همان) و ابوسعد يحيى بن طاهر بن حسين بن على بن حسين سمان رازي١٤ از المرشد باللّه روايت كرده است. گاه نيز در برخى از طرق كنى, امالى اثنينيه را به روايت توران شاه بن خسرو شاه بن بابويه (ظاهراً بانويه) جيلى به روايت حسن بن على فرزادى (صص ٣٠٨ و ٣٢٣) از المرشد باللّه روايت كرده است.
شجرى اثرى در علم نسب داشته است كه ابوالحسن على بن زيد بيهقى (متوفاى ٥٦٥) به آن اشاره كرده است;١٥ همچنين ابواسماعيل ابراهيم بن ناصر بن طباطبا, در كتاب منتقله الطالبيه از اين اثر وى در تأليف كتاب خود سود جسته است. ابواسماعيل ابراهيم بن ناصر در مواردى (نك به: صص ٧٤, ٧٦, ١١٤, ١٣٨, ١٥٥, ٢٤٢ و ٢٥٩) به اينكه اثرى مكتوب از شجرى در اختيار او بوده و از آن نقل قول مى كند, تصريح كرده, در موارد متعدد ديگرى تنها به ذكر مطلب به نقل از او اكتفا كرده است. ١٦ على بن عبيداللّه بن بابويه رازى از اين كتاب با عنوان انساب آل ابى طالب ياد كرده است. ١٧
نكاتى درباره امالى اثنينيه
عالمان زيدى به منظور نشان دادن مشروع بودن حركت خود, آثار مختلفى را به رشته تحرير درآورده اند. بخشى از اين آثار در پاسخ به پرسش هاى جامعه زيديه و برخى ديگر شمول بيشترى داشته, به جوامع غيرزيدى نيز توجه داشته است. تك نگارى هاى نوشته شده درباره سيره و منش عملى امامان مشروع زيدى كه تحت نام ادبيات سيره نويسى در زيديه شناخته مى شود, اساساً ناظر به جامعه زيديه است, اما امالى اثنينيه المرشد باللّه را مى توان اثرى از دسته دوم دانست.
تبار علوى و جايگاه برجسته سادات اعم از گرايش هاى مذهبى آنها, مهمترين جنبه مورد تأكيد عالمان زيدى بوده است. شجرى نيز بخش اول كتاب خود را به ذكر فضايل و شمه اى از اخبار پيامبر(ص) اختصاص داده است. المرشد باللّه عمده مطالب خود در اين بخش از امالى را از كتاب المعجم الكبير ابوالقاسم سليمان بن احمد بن احمد بن ايوب طبرانى (متوفاى ٣٦٠ ق) نقل كرده است كه المرشد باللّه كتاب هاى وى را در اصفهان و نزد شاگرد و راوى مشهور طبرانى, ابوبكر محمد بن عبداللّه بن احمد بن ريذه نقل كرده است. ١٨
همچنين المرشد باللّه بخشى از اخبار تاريخى خود را از كتاب نسب قريش ابوعبداللّه زبير بن بكار نقل كرده است. در توضيح فاطمه هايى كه در سلسله پيامبر بوده اند, شجرى (ص ٩٨ ـ ١٠٤) خبر بلندى را به نقل از ابوالحسن محمدبن حسين بن على صفار از ابوالمفضل (در متن به خطا الوالمظفر) محمد بن عبداللّه بن محمد شيبانى از قول ابوعبداللّه جعفربن محمد, مشهور به (ابن قيراط) نقل كرده است.
هفت باب اول كتاب, به تفصيل اخبار و احاديثى درباره پيامبر(ص), همسران, فرزندان و ديگر وابستگان پيامبر(ص) است.
باب هشتم كتاب, اخبارى درباره فضايل على عليه السلام است. همچون بخش هاى ديگر كتاب, شجرى, اخبار و احاديث فراوانى از كتاب معجم الكبير طبرانى نقل كرده است; در حقيقت اگر گفته شود امالى اثنينيه فوايدى برگرفته از كتاب معجم الكبير طبرانى است كه مطالب ديگرى نيز از ديگر منابع بر آن افزوده شده, سخن بى راهى نخواهد بود.
حضور مشايخ امامى و زيدى كوفه در اين بخش كتاب پررنگ تر است. شجرى, رواياتى به واسطه دو عالم و شريفِ احتمالاً زيدى كوفى, ابوطاهر حسن و ابومحمد ابراهيم فرزندان ابوالحسين محمدبن عمر بن يحيى بن حسين حسينى از ابوالمفضل (در متن به خطا ابوالفضل) محمدبن عبداللّه شيبانى (صص ٤٧٢ و ٤٧٥) نقل كرده است. در نقل اخير, شيبانى, روايت خود را از ابوالقاسم جعفربن محمدعلوى موسوى در خانه اش در مكه سماع كرده است كه او نيز خبر را به روايت عبيداللّه بن احمد بن نهيك به طريق خود از جابر بن يزيد جعفى نقل كرده است و حديث, بيان وصيت نامه على(ع) به فرزندانش در بستر احتضار است (ص ٤٧٥ ـ ٤٧٦).
ذكر برخى اخبار در فضايل حسنين(عليهما السلام) موضوع باب نهم است. اهميت خاص كتاب براى پژوهشگران زيديه, مطالب گردآورى شده شجرى در باب دهم كتاب است كه بيان اخبار زيدبن على است. نخستين خبر نقل شده درباره فضايل زيدبن على, خبرى است كه شجرى از عالم و محدث نامور زيدى كوفه, ابوعبداللّه علوى با اسنادى زيدى نقل كرده است و دربردارنده تاريخ تولد زيد بن على در سال ٧٥ هجرى و زمان شهادت او در سال ١٢٢ هجرى است. اين اخبار و چند خبر ديگر اين مجموعه, بايد برگرفته از كتاب ابوجعفر محمدبن عمار عطار باشد كه به گردآورى اخبار علويان در روزگار خود شهره بوده است. پايان بخش اخبار زيد بن على, نقل كتاب تسميه من قتل مع زيدبن على نگاشته ابومخنف لوطبن يحيى ازدى است (ص ٦٥٤ ـ ٦٧٦).
بى شك امالى اثنينيه, سواى ارزش به عنوان يك متن كهن حديثى, براى پژوهشگران تاريخ و كلام زيديه به عنوان متنى اصيل و متعلق به زيديان ايرانى, اهميت فراوانى دارد.
١. نگارنده بى نهايت سپاسگزار استاد ارجمند, حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمدرضا حسينى جلالى است كه از سر لطف متن كتاب را در اختيار نگارنده قرار دادند.
٢. ر. ك به: السيد صارم الدين ابراهيم بن محمد الوزير; الفلك الدوار فى علوم الحديث والفقه والآثار; حققه وعلق عليه محمد يحيى سالم عزان; صعده, صنعاء, ١٤١٥ ق/١٩٩٤ م, ص ٦٥ ـ ٦٦.
٣. اسماعيل بن حسين مروزى ازورقانى; الفخرى فى انساب الطالبيين; تحقيق سيدمهدى رجايى; قم, ١٤٠٩ ق, ص ١٥٠.
٤. ابن ابى رجال; مطلع البدور; ج ٢, ص ٧٨ و ج ٣, ص ١٠.
٥. اينكه در برخى منابع (ذهبى; ج ١٠, ص ٤٥١/افندى; رياض العلماء; ج ٥, ص ٣٦٨) از وى به حسينى ياد شده, نادرست است.
٦. الشريف النسابه أبى اسماعيل ابراهيم بن ناصر بن طباطبا; منتقلة الطالبية; حققه وقدم له السيدمحمدمهدى الخرسان ; نجف, ١٣٨٨ ق/١٩٦٨ م, ص ١٥٦.
٧. افندى (ج ٥, ص ٣٦٩) با استناد به كتاب اربعين منتجب الدين, ابوالقاسم على بن محسن تنوخى (متوفاى ٤٤٨ ق) را در شمار مشايخ شجرى ذكر كرده است. درباره مؤلف كتاب الجامع الكافى, ر. ك به: الفلك الدوار; ص ٥٩ ـ ٦٣.
٨. ابراهيم بن ناصر ابن طباطبا; منتقله الطالبيه; حققه و قدم له السيدمحمدمهدى حسن خرسان; نجف, ١٣٨٨ ق/١٩٦٨ (افست قم, ١٣٧٧ ش), ص ١٥٦. وى اشاره كرده است: پدر المرشد باللّه, الموفق باللّه حسين بن اسماعيل از سادات ساكن در رى است كه پيشتر در جرجان سكونت داشته است. آن گونه كه از تصريح ازورقانى (الفخرى; ص ١٥٠) ـ كه شجرى را فردى ساكن در رى (المقيم بالرى) ياد كرده است ـ مى توان دريافت اين خاندان در رى سكونت گزيده بودند.
٩. حميد بن احمد محلى; الحدائق الورديه فى مناقب ائمه الزيديه; تحقيق مرتضى بن زيد محطورى حسنى; ج ٢, صنعاء, ١٤٢٣ ق/٢٠٠٢ م, ص ١٢٣ ـ ١٣٦.
١٠. براى فهرست اين نسخه ها ر. ك به: عبدالسلام بن عباس الوجيه; مصادر التراث فى المكتبات الخاصه فى اليمن; ج ١, صنعاء, عمان, ١٤٢٢ ق/٢٠٠٢ م, صص ١٨٢, ٤٠٨, ٤٠٩ و ٥٤٣ و ج ٢, صص ١٢٨, ١٤١, ١٤٨ و ٣٩٧.
١١. احمد حسينى; فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى حضرت آيت اللّه العظمى نجفى مرعشى مدظله العالى; ج ١٠, قم, ١٣٦٢, ص ١٩٥ ـ ١٩٦.
١٢. احمد بن صالح بن ابى رجال; مطلع البدور ومجمع البحور فى تراجم رجال الزيدية; تحقيق عبدالرقيب مطهر محمد حجر; ج ٣, صعده, ١٤٢٥ ق/٢٠٠٤ م, ص ٩ ـ ١٠.
١٣. ابراهيم بن محمد الوزير; الفلك الدوار فى علوم الحديث والفقه والآثار; چاپ محمديحيى سالم عزان; صعده, صنعاء, ١٤١٥ ق/١٩٩٤ م, ص ٥. ٦
١٤. اين مطلب را مرحوم محدث ارموى در تعليقات نقض (ج ١, ص ٢٩٣) از المشيخه سمعانى نقل كرده است. المشيخه سمعانى كتابى غير التحبير است. ابوسعد در محله شيعه نشين باب زامهران رى ساكن بوده و در سال ٥٣٧ درگذشته است. سمعانى تاريخ تولد او را ٤٦٣ ق ذكر كرده است.
١٥. على بن زيد بيهقى; لباب الانساب والالقاب والاعقاب; تحقيق سيدمهدى رجايى; ج ١, قم, ١٤١٠ ق, ص ١٨٣.
١٦. براى نمونه ر. ك به: ابن طباطبا, صص ١٢, ٣٦ و ٧١.
١٧. على بن عبيداللّه بن بابويه رازى; فهرست اسماء علما الشيعه ومصنفيهم; تحقيق عبدالعزيز طباطبايى; بيروت, ١٤٠٦ ق/١٩٨٦ م, ص ٢٠١.
١٨. ابوالقاسم سليمان بن احمد بن ايوب بن مطير لخمى, محدث و عالم مشهور قرن چهارم هجرى است كه در اصفهان سكونت گزيده, نقش مهمى در تعديل ديدگاه هاى اهل حديث اصفهان در خصوص اهل بيت داشته است. وى در صفر ٢٦٠ ق در شهر عكا به دنيا آمد و مقدمات علوم رايج زمان خود را نزد پدرش كه خود از محدثان و شاگردان ابوسعيد عبدالرحمن بن ابراهيم مشهور به دحيم بود, فرا گرفت (ذهبى; سير; ج ١٦, ص ١١٩). نخستين سماع حديث وى در شهر طبريه در سال ٢٧٤ ق در سيزده سالگى بوده است (ذهبى; تاريخ; ج ٨, ص ١٤٣). در همان سال به همراه پدرش به بيت المقدس رفت و از احمد بن مسعود خياط سماع حديث نمود. سپس به قيساريه رفت و در آنجا از ابراهيم بن ابى سفيان و عمرو بن ثور از شاگردان فريابى حديث شنيد. علاقه وافر طبرانى به حديث, باعث شد وى با سفر به شهرهاى مختلف, به سماع حديث از شيوخ اهل حديث بپردازد. طبرانى در حدود ٢٨٠ ق به همراه پدرش به يمن سفر كرد و در آنجا از راويان كتاب هاى عبدالرزاق محمدبن همام صنعانى به سماع آثار وى پرداخت. از مهم ترين شيوخ وى مى توان به ابوزرعه دمشقى, اسحاق بن ابراهيم دبرى, عبداللّه بن احمد بن حنبل, احمدبن محمدبن سعيد مشهور به ابن عقده, عبداللّه بن محمدبن سعيد بن ابى مريم, محمدبن يحيى بن منده و ابوخليفه جمحى اشاره كرد كه برخى از اين افراد از جمله كسانى هستند كه از طبرانى سماع حديث كرده اند. طبرانى خود در المعجم الصغير, فهرست كامل استادان خود و در مواقعى محل سماع خود از آنها را ذكر كرده است.
طبرانى در سال ٢٩٠ به اصفهان سفر كرد و در آنجا به سماع از محدثان اين شهر پرداخت; سپس براى سماع حديث از ديگر محدثان, آنجا را ترك نمود; اما بار ديگر به آنجا بازگشت و شصت سال در آنجا اقامت گزيد و به روايت حديث پرداخت. ابوبكربن مردويه تاريخ سفر دوم طبرانى به اصفهان را ٣١٠ يا ٣١١ ذكر كرده است و گفته است: طبرانى در بدو ورود مورد خوشامدگويى از سوى ابوعلى احمدبن محمد بن رستم عدل قرار گرفت و همو در تأمين اسباب راحتى طبرانى كوشيد و مستمرى برى او از بيت المال تعيين كرد. طبرانى در اصفهان به روايت آثار خود و نگاشته هايى كه به روايت از مشايخ و مؤلفان خود گردآورى كرده بود, پرداخت. طبرانى در دو شب مانده به پايان ذيقعده, سال ٣٦٠ درگذشت و ابونعيم اصفهانى بر جنازه او نماز گزارد. طبرانى را در كنار حممه دوسى از صحابيان مدفون در اصفهان به خاك سپردند. ابوزكريا يحيى بن منده حافظ, شرح حال طبرانى را در يك جزوه گردآورى كرده است.
مشهورترين و مفصل ترين اثر طبرانى, معاجم سه گانه كبير, اوسط و صغير اوست كه نسخه هاى خطى متعددى از آنها باقى مانده است (سزگين, ج ١, ص ١٩٦). احتمالاً طبرانى در تأليف ديگر آثار خود, از اين سه اثر بهره گرفته است و اساساً مى توان تا حدود زيادى, ديگر آثار او را تخريجى از اين سه اثر حجيم دانست.
مفصل ترين اثر طبرانى كتاب المعجم الكبير است. طبرانى در اين كتاب براساس حروف معجم, نخست شرح حال مختصرى از هريك از صحابه ذكر كرده, در ادامه, احاديثى كه نام اين افراد در سلسله سند آنها آمده را نقل كرده است. شيوه وى در تأليف معجم را مى توان تلفيقى از سنت تراجم نگارى و مسندنويسى دانست.
طبرانى عموماً به ذكر نقل احاديث بسنده كرده, خود توضيحى درباره محتواى احاديث نياورده است و تنها در موارد اندكى كه در نام فردى در سلسله سند اختلاف نظر وجود داشته, توضيحى افزوده است.
طبرانى در تأليف المعجم الكبير خود, از منابع متعددى بهره برده است; اما به شيوه متداول محدثان قرون ميانه تنها طرق خود در نقل آثار را ذكر كرده و تنها با بررسى نام افراد مندرج در سلسله اسناد احاديث و مطالب آمده در شرح حال افراد, مى توان منابع او را شناخت.
شهر اصفهان كه طبرانى در آنجا اقامت گزيده, در قرون ميانه يكى از مراكز مهم اهل حديث بوده و عالمان بنامى از اهل حديث, چون خانواده ابن منده در آن شهر اقامت داشته اند.
كتاب معجم الكبير طبرانى نيز منعكس كننده نظام فكرى اهل حديث است و طبرانى در جاى جاى كتاب خود, به طرح مباحث اعتقادى اهل حديث توجه نشان داده است. كتاب المعجم الكبير طبرانى علاوه بر اهميت مهمى كه در تاريخ تدوين مجموعه هاى حديثى اهل سنت دارد, به دليل اشتمال بر اخبار تاريخى فراوانى در سيره نبوى, يكى از منابع باارزش براى مطالعه سيره نبوى و تاريخ صدر اسلام است.
ديدگاه معتدل طبرانى و نقل روايات متعدد در فضايل اهل بيت بى شك در تعديل موضع تند رايج ميان محدثان اصفهانى در قبال اهل بيت كه به عنوان مركزى از نواصب, شهره بوده اند, است.
طبرانى در ضمن كتاب المعجم الكبير و ديگر آثار خود, روايات فراوانى در فضايل على عليه السلام نقل كرده است (براى نمونه ر. ك به: طبرانى; المعجم الكبير; ج ١, ص ٢٠ و ج ٦, صص ١٦٧ ـ ١٦٨, ١٨٧ ـ ١٨٨ و ١٨٩) و در اثرى جداگانه به نام كتاب فضائل على رضى اللّه عنه مجموعه اين روايات را در اثرى مستقل گردآورى كرده است.
ابوزكريا يحيى بن ابى عبداللّه بن منده اثرى كوتاه در شرح حال طبرانى به نام جزء فيه ذكر ابى القاسم سليمان بن احمد بن ايوب الطبرانى مناقبه ومولده ووفاته وعدد تصانيفه تأليف كرده است كه در پايان جلد ٢٥ المعجم الكبير (ص ٣٣٣ ـ ٣٦٨) و در آغاز مجلد اول و دوم المعجم الصغير (ص ٧ ـ ٢٩) با حذف تعليقات و پاورقى هاى متن چاپ شده در المعجم الكبير به چاپ رسيده است.
ذهبى نيز كتابى با عنوان سيره ابى القاسم الطبرانى تأليف كرده است كه احتمالاً عمده مطالب خود درباره وى را از كتاب ابن منده گرفته است.